فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱٬۵۶۱ تا ۱٬۵۸۰ مورد از کل ۱۴٬۱۸۷ مورد.
منبع:
مطالعات علوم قرآن سال چهارم بهار ۱۴۰۱ شماره ۱ (پیاپی ۱۱)
64 - 97
حوزههای تخصصی:
امام علی (علیه السلام) به عنوان امام المفسرین از بزرگ ترین و مقدم ترین مفسران بزرگ قرآن کریم است. روایات فراوانی درباره قرآن کریم و تفسیر آیات از حضرت علی(علیه السلام) در منابع روایی و تفسیری، از جمله تفسیر ارزشمند <em>نور الثقلین</em> نقل شده است. با توجه به تعدد این روایات، این پرسش مطرح می شود که آیا همه این روایات یکسان هستند یا گونه های مختلف اند. با بررسی روایات تفسیری نقل شده از امام علی(علیه السلام) روشن می گردد روایات آن حضرت(علیه السلام) درباره آیات قرآن از گونه های مختلفی برخوردار است و کارکردهای گوناگونی در روایات تفسیری حضرت علی (علیه السلام ) قابل مشاهده است. ملاحظه و توجه به گونه های روایات تفسیری امام علی(علیه السلام)، نقش قابل توجهی در تسهیل و فزونی بهره گیری از این روایات در فهم محتوا و مفاد آیات شریفه قرآن کریم دارد، بلکه در پاره ای موارد، عدم توجه به تفاوت گونه ها و اختلاف کارکردها در روایات تفسیری، سبب اشتباه در فهم و تفسیر آیات قرآن می شود. آنچه با روش توصیفی - تحلیل از بررسی گونه های روایات تفسیر امام علی(علیه السلام) با تأکید بر تفسیر <em>نور الثقلین</em> به دست آمد، عبارت اند از: ترسیم فضای نزول، ایضاح لفظی، ایضاح مفهومی، تفسیر عقلی، تفسیر فقهی، تفسییر علمی و تجربی، تفسیر عملی، تفسیر تمثیلی، تفسیر متشابهات، تبیین اشارات، تفسیر رویدادی، تفسیر قرآن به قرآن.
بررسی تطبیقی انجیل سرگذشت یوسف نجار با قرآن کریم
منبع:
مطالعات علوم قرآن سال چهارم بهار ۱۴۰۱ شماره ۱ (پیاپی ۱۱)
146 - 174
حوزههای تخصصی:
مطالعه تطبیقی، روشی برای مقایسه شبهاهت ها و تفاوت های دو طرف مورد تطبیق است که از جمله مزیت های آن، گره گشایی از نقاط مبهم و طرح مطالب جدید است. «انجیل سرگذشت یوسف نجّار» یکی از انجیل های غیررسمی مسیحیت از مجموعه انجیل های کودکی است. وجود برخی شباهت ها میان کتاب عهدین و همچنین انجیل های غیررسمی مسیحیت با قرآن کریم، برخی خاورشناسان در دو سده اخیر را بر این موضوع متمرکز کرده است که پیامبر اکرم ( صلی الله علیه وآله و سلم) برخی آیات قرآن را از منابع ادیان پیشین مخصوصاً انجیل ها و همچنین انجیل های کودکی اقتباس کرده است؛ بنابراین پژوهش حاضر در پاسخ به این مسئله سامان یافته است که میزان تشابهات و اختلافات میان انجیل سرگذشت یوسف نجّار با قرآن کریم چه مقدار است و آیا قرآن از انجیل سرگذشت یوسف نجّار اقتباس شده است. بررسی مقایسه ای انجیل سرگذشت یوسف نجار با قرآن کریم نشان می دهد مواردی همچون نسبت رابطه حضرت مریم به عنوان مادر پیامبر خدا با فردی به نام یوسف، فرزند خدا خواندن عیسی(علیه اسلام) و حتی عیسی(علیه السلام) را به تنهایی مسئول گناهان بشریت و ناجی تمام گناهان دانستن مواردی است که تنها در انجیل کودکی آمده است. باور به معاد، رجعت و آخرالزّمان، ماجرای کفالت حضرت مریم، فنای تمام موجودات عالم، اهمیت برخی اوقات و اذن الهی نیز از مهم ترین اشتراکات انجیل سرگذشت یوسف نجار با قرآن کریم است.
بررسی نقش آموزه های قرآن کریم در ساحت خداشناسی فلسفی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
خردنامه صدرا دوره ۲۷ بهار ۱۴۰۱ شماره ۳ (پیاپی ۱۰۷)
13 - 26
حوزههای تخصصی:
برخی مخالفان فلسفه و بسیاری از خاورشناسان چنین میپندارند که فلسفه اسلامی تکرار سخنان و نظریات فلاسفه یونان است و نه تنها از تعالیم اسلامی بکلی دور است، بلکه گاهی در تضاد و تعارض با تعالیم قرآنی است. هدف این نوشتار آنست تا با تبیین حد و حدود نقش و تأثیرگذاری قرآن کریم بر یک بحث عقلی و فلسفی، و نیز بررسی آثار فلاسفه مسلمان، نشان دهد که آنها بمنظور بسط و تکامل مباحث فلسفی و بطورخاص، خداشناسی فلسفی از تعالیم قرآنی بهره برده اند و گسترش کمّی و کیفی مسائل، استدلالها، نظریه ها و قواعد فلسفی در این حوزه وامدار تعالیم قرآنی است. این تأثیر و بهره گیری بمیزانی است که به تحول محتوایی و ساختاری فلسفه یونان منتهی شده و رویکرد و نگرش کلی فلسفه اسلامی را از فلسفه یونانی متمایز ساخته است.
گونه شناسی تحلیلی انتقادی دیدگاه ها در تفسیر فقره «کَذلِکَ زَیَّنَّا لِکُلِّ أُمَّهٍ عَمَلَهُم» (انعام/ 108) و بررسی مراد از آن در پرتو نظریه اعتباریات(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
خداوند متعال که خیر و کمال محض است و بندگان را به اطاعت خود فراخوانده و از معصیت بازداشته در فقره «کَذلِکَ زَیَّنَّا لِکُلِّ أُمَّهٍ عَمَلَهُمْ» از آیه ۱۰۸ سوره انعام، تزیین اعمال همه امت ها (اعم از مؤمن، کافر و مشرک) را به خود نسبت داده است، اینکه این تزیین به چه معناست و از چه روی به خداوند نسبت داده شده چالشی است که مفسران در تفسیر این فقره با آن مواجه بوده اند. پژوهش حاضر که با روش توصیفی-تحلیلی سامان یافته دیدگاه های مفسران در تفسیر این فقره را به پنج گونه تقسیم کرده که به نظر می رسد چهار گونه اول یعنی دیدگاه های «ظاهرگرا» «تأویل گرا» «تخصیص گرا» و «فردگرا» قابل پذیرش نبوده و هر کدام به دلایلی رد می شوند؛ در این میان تنها دیدگاهی که آن را ناظر به «ارزش های اجتماعی» امت ها می داند، قابل پذیرش است. ارزش های اجتماعی از نوع اعتباریات اجتماعی متغیر به شمار می روند، بنابراین ممکن است در هر جامعه ای نسبت به جامعه دیگر متفاوت باشند، اما چون خداوند بشر را به گونه ای خلق کرده که وقتی جامعه انسانی تشکیل می شود ارزش هایی در آن اعتبار می شوند، خداوند این ارزش ها را به خود نسبت داده است. ولی این به معنای منتسب ساختن گمراهی و شرک (و به طور کلی ضدّ ارزش ها) به خداوند نیست، زیرا ارزش قلمداد شدن این موارد حاصل ادراک حقیقی نادرست است که به خود انسان ها منتسب است، آنچه به خداوند انتساب می یابد ادراکات اعتباری است که بر آن ادراک حقیقی نادرست مترتب شده است.
نظریه ذاتی بودن رابطه لفظ و معنا و تأثیر آن بر گزاره های فقهی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات فقه و اصول سال پنجم بهار و تابستان ۱۴۰۱ شماره ۱
236 - 211
حوزههای تخصصی:
رابطه لفظ و معنا یکی از مباحث زبان شناسی است که کشف حقیقت آن نتایج مهمی در استنباط فقهی دارد. اصولیون در بخش مباحث الفاظ به این موضوع پرداخته اند. براساس اعتباری بودن رابطه لفظ و معنا سه وضعیت قابل تصور است: وضع، تعهد و اقتران. هریک از این نظریه ها دارای مزایا و معایبی هستند. یافته های این پژوهش که به روش توصیفی تحلیلی و با استناد به منابع کتابخانه ای انجام شده، نشان می دهد که رابطه لفظ و معنا پس از وضع واضع امری ذاتی است. شاهد بر درستی این نظریه، ترتب آثار واقعی مطلوب و نامطلوب بر الفاظ است، بدون این که لازم باشد واضع نسبت از نسبت ذاتی لفظ و معنا آگاه باشد. رابطه لفظ و معنا یکی از مباحث زبان شناسی است که کشف حقیقت آن نتایج مهمی در استنباط فقهی دارد. اصولیون در بخش مباحث الفاظ به این موضوع پرداخته اند. براساس اعتباری بودن رابطه لفظ و معنا سه وضعیت قابل تصور است: وضع، تعهد و اقتران. هریک از این نظریه ها دارای مزایا و معایبی هستند. یافته های این پژوهش که به روش توصیفی تحلیلی و با استناد به منابع کتابخانه ای انجام شده، نشان می دهد که رابطه لفظ و معنا پس از وضع واضع امری ذاتی است. شاهد بر درستی این نظریه، ترتب آثار واقعی مطلوب و نامطلوب بر الفاظ است، بدون این که لازم باشد واضع نسبت از نسبت ذاتی لفظ و معنا آگاه باشد
مقایسه تفسیر شهید مطهری و علامه مصباح یزدی از آیه یازدهم سوره «رعد» درباره سنت تغییر سرنوشت جوامع(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
قرآن شناخت سال ۱۵ پاییز و زمستان ۱۴۰۱ شماره ۲ (پیاپی ۲۹)
87- 100
حوزههای تخصصی:
نقش رفتار جوامع در سرنوشت خویش و تأثیر رفتار انسان ها بر وضعیت آینده خود، از موضوعات مهم جامعه شناختی قرآن به شمار می رود. یکی از پربسامدترین آیات محل استناد در این بحث، کریمه «إِنَّ اللَّهَ لایُغَیِّرُ ما بِقَوْمٍ حَتَّى یُغَیِّرُوا ما بِأَنْفُسِهِمْ» است. این نوشتار با روش توصیفی تحلیلی به دو دیدگاه عمده در برداشت از این آیه، برای موضوع «نقش داشتن جوامع در سرنوشت خود» پرداخته است. علامه طباطبائی و آیت الله مصباح یزدی با استناد به سیاق، ضمن نفی عمومیت از این آیه، نسبت به تغییر شرایط از نیک به بد و از بد به نیک، آن را محدود به تغییر شرایط از مطلوب به نامطلوب کرده اند؛ اما شهید مطهری و برخی دیگر از مفسران با برداشتی فراسیاقی، این آیه را شامل هر دو گونه تغییر (نیک به بد و بد به نیک) می دانند. این مقاله با دفاع از دیدگاه دوم، به مستندات این برداشت فراسیاقی پرداخته و ضمن نقد دیدگاه اول (مخالفان تعمیم)، شواهد قرآنی و روایی برداشت گسترده از آیه مدنظر را ارائه داده است.
تحلیل و جمع بندی اقوال در قید «مِن ْ غَیرِ سُوءٍ» در معجزه ید بیضاء حضرت موسی (ع)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
سراج منیر سال ۱۳ پاییز و زمستان ۱۴۰۱ شماره ۴۵
109 - 131
حوزههای تخصصی:
معارف قرآن، درجات و مراتب متفاوت در ظهور و بطون دارد، به تبع مفسران نیز با لایه های متعددی از فهم قرآن روبرو هستند. به همین سبب باگذشت بیش از 14 قرن از نزول قرآن کریم هنوز این کتاب آسمانی تازه و مشتمل بر مضامین عالیه و جدید است و چنانکه در روایات آمده همواره تازه خواهد ماند. تفسیر قید «مِن ْ غَیرِ سُوءٍ» که برای معجزه ید بیضاء حضرت موسی در برخی آیات قرآن کریم ذکر شده، از مصادیق همین تنوع فهم است. عمده مفسران قید سوء را به نحو درونی و ناظر به بیماری برص و پیسی یا ضرر در دست حضرت موسی قلمداد کرده اند، برخی نیز این قید را به نحو بیرونی و مربوط به نفی سوء نسبت به دیگران تفسیر نموده اند، مساله تحقیق این است که آیا می توان ضمن تبیین و تحلیل مهمترین دیدگاهها، وجه جمعی مقبول، برای دیدگاههای مطرح در این مساله ارائه کرد. در این مقاله به شیوه تحلیلی، ضمن بررسی دیدگاهها به نگرشی جامع میان آنها حکم کرده و با اقامه قرائن و شواهد نشان داده ایم که این وجه جمع می تواند غالب دیدگاهها را در خاستگاه خود پذیرا باشد. پس فرضیه تحقیق با تمسک به اطلاق سوء این است که «سُوءٍ» شامل همه ضررها وآسیب ها به اعضاء و جوارح آورنده، اعضاء و جوارح بیننده و حتی خلل در نفوس و اوهام مشاهده کننده می شود و میان نگرش های درونی و برونی در این مساله تعارضی نیست.
نخستین پیامبر خدا: آدم ابوالبشر یا حضرت نوح علیهما السلام(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
برخی از محقّقان با استناد به آیه «کَانَ النَّاسُ أُمَّهً وَاحِدَهً فَبَعَثَ اللَّهُ النَّبِیینَ مُبَشِّرِینَ وَمُنْذِرِینَ وَأَنْزَلَ مَعَهُمُ الْکِتَابَ بِالْحَقِّ لِیحْکُمَ بَینَ النَّاسِ فِیمَا اخْتَلَفُوا فِیهِ» (بقره/213)، نبوّت آدم را منتفی و حضرت نوح(ع) را نخستین پیامبر خدا می دانند؛ زیرا مردمان نخستین بر روش و آیین واحدی زندگی می کردند که نیازی به پیامبر (حجّت بیرونی) نداشتند، با آغاز اختلاف هایی که دیگر با حکم عقل (حجّت درونی) به تنهایی قابل حل نبود، خداوند بعثت انبیاء را با فرستادن حضرت نوح(ع) آغاز کرد که از جمله آیات «شَرَعَ لَکُمْ مِنَ الدِّینِ مَا وَصَّى بِهِ نُوحًا وَالَّذِی أَوْحَینَا إِلَیکَ ...» (شوری،13) و «إِنَّا أَوْحَینَا إِلَیکَ کَمَا أَوْحَینَا إِلَى نُوحٍ وَالنَّبِیینَ مِنْ بَعْدِهِ» (نساء، 163) و نیز احادیث معتبر مبیّن آن است. این جستار ضمن بررسی دلایل این دسته از پژوهشگران، با تدبّر در آیات قرآن و مطالعه احادیث، پیامبری آدم ابوالبشر را با مؤلّفه های مطرح شده برای بعثت و نبوّت انبیا به بوته نقد و سنجش گذارده است.
پژوهشی درباره وقف در قرآن (مطالعه موردی آیات «بِرّ» و «قرض حسن»)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
آموزه های قرآنی پاییز و زمستان ۱۴۰۱ شماره ۳۶
3 - 24
حوزههای تخصصی:
قرآن مجید اگرچه گونه های خاصی از حبس و وقف جاهلی را ممنوع اعلام کرده، اما با عناوینی همچون صدقه، قرض حسن، تقدیم خیر، برّ، انفاق و کتابت آثار، به انجام کارهای خیر از جمله وقف تشویق نموده است. به وجود آمدن اصطلاح «وقف» بعد از دوران تشریع، نمایانگر متشرعه بودن حقیقت معنایی آن است. در این میان، دلالت آیه یا آیاتی از قرآن مجید که بیشترین ارتباط معنایی را با مفهوم وقف داشته باشد، از جمله مسائل مطرح در بحث وقف است. اگرچه اکثر محققان به این مطلب تصریح نموده اند که وقف تحت عناوین کلی قرآنی مانند خیرات و مبرّات داخل است، اما برخی مفسران با توجه به دو روایت مربوط به وقفِ دو نفر از صحابه به نام های ابوطلحه انصاری و ابوالدحداح انصاری که در ذیل آیه 92 آل عمران (آیه برّ) و آیات 245 بقره و 11 و 18 حدید (آیات قرض حسن) وارد شده است، این آیات را به طور خاص مربوط به وقف شرعی دانسته اند. این مقاله که با روش توصیفی تحلیلی سامان یافته است، در صدد بررسی این دو روایت تفسیری بر پایه معیارهای رجالی و فقه الحدیثی و بررسی کیفیت ارتباط آن ها با آیات ذکرشده است.
نقد و ارزیابی هرمنوتیک فلسفی گادامر براساس معیارهای ناظر به مفسر با تأکید بر دیدگاه های تفسیری علامه طباطبایی
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر درصدد پاسخگویی به این سؤال است که هرمنوتیک فلسفی گادامر چگونه براساس معیارهای ناظر به مفسر قابل نقد و ارزیابی است. این نقد و ارزیابی با روش توصیفی - تحلیلی و با تأکید بر دیدگاه های تفسیری علامه طباطبایی صورت می گیرد. بررسی این مسئله حکایت از آن دارد که هرمنوتیک فلسفی گادامر، یکی از سبک های مختلف دانش فرایند فهم متن است که با محور قرار دادن ماهیت فهم متن (مثلاً متون مقدس) و با همانی دانستن نگرش مؤلف و مفسر، معیارهایی چون پیش داوری و تاریخ مندی در فهم، دوره پایان ناپذیر از فراینده فهم متن را ایجاد کرده و با دادن اختیار تام به مفسر موجب کثرت گرایی از فهم متن و درواقع تفسیر به رأی شده است. این دیدگاه را می توان با توجه به دیدگاه های تفسیری علامه طباطبایی نقد کرد. ایشان با ارائه معیارهایی چون داوری و استنطاق عادلانه، دوری از علائق و پیش دانسته های مفسر در فهم متن، نقش و مراد مؤلف را از میان نبرده است؛ ازاین رو موجب گسترش کمّی و کیفی فهم از متن (متون مقدس) و کارآمدی و عدم تفسیر به رأی و تحمیل سلائق و نظریات مفسر بر متن شده است.
تحلیلی بر گزاره قرآنی «سبّح بحمد ربّک» با روش ریشه شناسی واژگان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
گزاره «سبّح بحمد ربّک» و مفهوم «تسبیح به حمد» بارها در قرآن کریم تکرار شده است و این تکرار، نشان از اهمیت بالای آن در بینش و منش قرآنی دارد. پرسش از معنای تسبیح به حمد، از ابتدا موردتوجه عالمان و مفسران بوده و آنچه درباره این تعبیر قرآنی بیان شده، عمدتاً مبتنی بر پیش فرض ها در علم کلام و مبحث صفات الهی بوده است. از این رو نمی توان فهمی متأخر مبتنی بر دانش کلام را به کلام خداوند نسبت داد. این پژوهش در پی پاسخ به این مسأله است که تسبیح به حمد در قرآن کریم و متناسب با فرهنگ دینی عرب، چه معنای دقیقی داشته است. این پژوهش مبتنی بر روش ریشه شناسی و با استفاده از داده های زبا ن های سامی و متون مقدس، پیشینه دو مفهوم تسبیح و حمد را مرور کرده و از این رهگذر به بازخوانی معنای تسبیح به حمد در قرآن کریم پرداخته است. در پایان مشخص شد حمد در گزاره قرآنی «سبّح بحمد ربّک»، نه معنای ستایش که معنای شوق و علاقه را دارد و تسبیح به حمد، حاکی از نوعی ستایش و مناجات مبتنی بر عشق ورزی و توجه قلبی است. همچنین تسبیح به حمد برخلاف تسبیح (مطلق)، اشاره به ستایشی غیرمناسکی دارد.
ارتباط معنایی سوره علق وتأویل آن با مبانی سبک زندگی اسلامی در اندیشه آیت الله خامنه ای
حوزههای تخصصی:
خداوند رهیافتی از سبک زندگی اسلامی را در عرصه عمل به آیات قرآن به زندگی سعادتمندانه بشری نشان می دهد. این نگارش با توجه به اهمیت والایی که سوره علق در مفاهیم بنیادین دینی ازجمله علم، کرامت، توحید، معاد، اراده واختیار و عدل که در معانی آیاتش دارد و همچنین با بررسی دیدگاه آیت الله خامنه ای که بر اساس مبانی سبک زندگی موحدانه برسه پایه معرفت شناسی، انسان شناسی و هستی شناسی در طی سالهای اخیر بیان نموده اند، به ارتباط معنایی وتأویلی واژگان مرتبط از سوره علق با مبانی ایشان به شیوه توصیفی-تحلیلی وتطبیقی می پردازد وبه این منجر می شود که در مبانی معرفت شناسی ایشان به منابع معرفت وحی و عقل، در مبانی انسان شناسی به کرامت انسان، اراده ، اختیار، خردورزی وبرخورداری از اندیشه و میل به فجور انسان ، در مبانی هستی شناسی به مبدأ ومدیریت هستی (توحید) وهدفمندی هستی (معاد) اشاره می-نمایند و ارتباط آنها با واژگان سوره مشخص می شود.
بررسی ابعاد توسعهو توسعه نیافتگی در علم اقتصاد و مصادر اسلامی (قرآن و نهج البلاغه)
حوزههای تخصصی:
توسعه» دارای ابعاد گوناگونی است؛ ابعاد توسعه شامل تمامی بخش های اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و فرهنگی جامعه می باشد. از این حیث در علم اقتصاد، تفاوت مفهومی با مقوله «رشد» دارد. بنابراین برای پیشرفت همه جانبه جوامع لازم است به توسعه با این معنای جامع اهتمام شود. در این میان دولت ها که اصلی ترین نقش را در توسعه ایفا می کنند، در کشورهای مختلف با نواقصی روبرو هستند چرا که تعریف آنها از توسعه دارای کاستی است؛ مثلاً در دول غربی به رشد اقتصادی به جای توسعه پرداخته شده است. و در ایران نیز، نیل به توسعه هنوز محقق نشده است. برای تحقق توسعه ی مطلوب، به بررسی ابعاد «توسعه نیافتگی» پرداخته و «فقر» و «اتلاف منابع» به ویژه اتلاف منابع انسانی بررسی شده است. این تحقیق با روی آورد بین رشته ای و با روش توصیفی- تحلیلی به آموزه های قرآن و نهج البلاغه در زمینه ی توسعه نیافتگی و حصول شواهد دینی آن نیز پرداخته است. آیات قرآن و عبارات امیرالمؤمنین(ع) بر إبعاد از فقر فردی و اجتماعی و بهره وری درست و کامل از تمامی منابع به عنوان نعمات و مواهب الهی دلالت دارد که این خود موجب تحقق «توسعه» می-شود. در این پژوهش جمع آوری اطلاعات و داده ها به روش کتابخانه ای صورت پذیرفته است.
بررسی تفسیری آیه اکمال با تکیه بر ارزیابی دیدگاه ناسازگاری سیاقی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات تفسیری سال سیزدهم تابستان ۱۴۰۱ شماره ۵۰
۸۴-۶۳
حوزههای تخصصی:
آیه اکمال که از آیات شاخص در موضوع ولایت است در طول تاریخ معرکه آراء مفسران فریقین بوده است. برخلاف دیدگاه اکثر مفسران اهل تسنن، دیدگاه اکثر مفسران شیعی حاکی از دلالت آیه بر ولایت امیرمؤمنان علیه السلام است. البته روایات دال بر این معنا محدود در مصادر روایی شیعه نیست و در برخی مصادر روایی اهل سنت منعکس شده است. بر این پایه بعید نیست که اختلاف ها در مورد دلالت آیه، ریشه در امری غیر از روایات داشته باشد و آن چگونگی فهم ارتباط موجود میان آیه اکمال و آیه محرمات از طعام است. فهم نادرست این ارتباط، زمینه طرح دیدگاه ناسازگاری سیاقی در استدلال به آیه اکمال بر ولایت امیرمؤمنان× را فراهم آورده است. در این راستا نگاهی توصیفی تحلیلی به دیدگاه و خاستگاه آن نشان می دهد: آیه اکمال خواه پیوستگی نزولی با آیه محرمات طعام داشته باشد و خواه نداشته باشد، با توجه به متوقف نبودن دلالت آیه محرمات از طعام بر آیه اکمال و تغییر لحن در آیه اکمال، آیه ای معترضه است؛ آیه اکمال با دلالت بر ولایت امیرمؤمنان× به حسب معنا با آیه محرمات از طعام مرتبط است؛ روایات صادره از معصومان^ در خصوص آیه اکمال، کوششی هوشمندانه به منظور اثبات نادرستی این دیدگاه بوده است.
واکاوی مراد از استوای الهی بر عرش با توجه به ویژگی های آن در آیات قرآن
منبع:
تفسیرپژوهی سال ۹ پاییز و زمستان ۱۴۰۱ شماره ۱۸
335 - 365
حوزههای تخصصی:
یکی از مهم ترین مسائل تفسیری، مسأله عرش و ویژگی های آن در قرآن کریم است که از جهات مختلف قابلیت بررسی و نظریه پردازی دارد. از این رو نظرات مختلفی در این زمینه وجود دارد؛ برخی از دانشمندان عرش را صرفاً مادی و جسمانی دانسته، استوای الهی بر عرش را مانند نشستن بر تخت پادشاهی می دانند؛ این در حالی است که برخی دیگر عرش را فرامادی و از عالم مجردات می دانند. همچنین بعضی از علما عرش را به معنای علم و مرکز تدبیر نیز می دانند. هدف از این تحقیق این است که مفهوم حقیقی عرش را با بررسی و دقت در آیات تبیین نموده، این مسأله را که یکی از معارف الهی است و تأثیر بسیار زیادی در نوع شناخت ربّانیت و عظمت الهی دارد، شناسایی کنیم تا ابهامات در خصوص جهان شناسی و خداشناسی پاسخ داده شود. پژوهش حاضر با روش توصیفی – تحلیلی و با استناد بر منابع کتابخانه ای انجام شده است. نتایج تحقیق نشان می دهد عرش الهی حقیقتی مستقل و در مرتبه عوالم مجردات است. مراد از حقیقت عرش، جایگاهِ تدبیر و مدیریت و ربوبیت الهی می باشد. مقامی است که منشأ صدور اح کام ع الم است و همه اوامر و نواهی الهی به آن منتهی می شود.
واکاوی دیدگاه های مفسران در رفع تشابه نسیان الهی
حوزههای تخصصی:
درک ماهیّت اوصاف خداوند متعال یکی از معارف مهم و برجسته در آیات قرآن کریم است. انتساب اوصاف بشری به خداوند متعال یکی از مباحث پیچیده در حوزه آیات متشابه قرآن کریم است. اسنادِ نسیان به خداوند متعال، یکی از اوصاف بیان شده در آیات قرآن است که در روایات و تفاسیر به آن پرداخته شده است. هدف از پژوهش حاضر، این است که با بررسی مفهوم نسیان در آیات مختلف و بررسی سیاق آنها و استناد به روایات و آیات محکم و دلایل عقلی، مفهوم نسیان در آیات قرآن را مبرهن سازد. روش پژوهش کتابخانه ای و تحلیلی است و نتایج پژوهش، این است که بنابر دلایل عقلی و نقلی اعم از بافت زبانی آیات قرآن و نیز سایر آیاتی که در آنها موضوع اسناد نسیان به خداوند بیان شده است، فراموشى براى ذات پاک خداوند که علمش محیط به تمام عالم هستى است مفهومى ندارد، بلکه به عدم توجه کفار و منافقان به خداوند اشاره دارد که آنان در دنیا اوامر الهی و قیامت را فراموش کرده اند و در اثر همین بی توجهی، خدا نیز به آنان بی توجه می شود و رحمت خویش را بر آنان شامل نمی کند. همچنین با توجه به روایات و استناد آیات محکم قرآن کریم، خداوند چیزی را فراموش نمی کند و این شبهه منتفی است. براساس ادبیات زبان قرآن این تعبیر کنایه لطیفى است از بى اعتنایى و نادیده گرفتن خداوند نسبت به یک انسان مجرم و گنهکار است.
The Quiddity of Tashābuh in the Qur'an from the Perspective of Shari’at Sanglaji; Review and Critique(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
Quran and Religious Enlightenment, Volume ۲, Issue ۲ - Serial Number ۴, February ۲۰۲۲
181 - 191
حوزههای تخصصی:
From past to present, there have been many differences among Islamic thinkers about the quiddity of Mutashābih and its Ta’wīl in the Qur'an. Each of these thinkers has spoken on this subject according to their profession and method. In the meantime, the view of "Shari’at Sanglaji" is remarkable. Sanglaji, who is known for his modern thinking and inclination towards the Qur'an-sufficiency, believes that Qur'anic similarities mean the end of the matter and include only occult concepts. The general public is unable to comprehend similarities due to its preoccupation with tangibility. Leading research with a descriptive-analytical method tries to discuss some aspects of Sanglaji’s theory while accurately reporting his point of view. The result of the research shows that Sanglaji’s view does not have the necessary accuracy and credibility, because Mutashābih i.e. the similarity does not only include occult concepts but also material concepts. The result of this research is used in the field of Qur’anic research and interpretation.
معرفی دوره هایِ زمانیِ پس از نزولِ وحی و جایگاه آن در تحریفِ لفظیِ قرآن(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
یکی از موضوعاتی که مباحث «عدم تحریفِ قرآن» را مه آلود و شاید غیردقیق نشان می دهد، پرداختن به موضوع تحریف یا عدم تحریفِ قرآن، بدون مشخص نمودن محدوده ی زمانیِ بحثِ «تحریف قرآن» است. از سوی دیگر دسترسی ما به قرآن، دوره های زمانی مختلفی را طی کرده است که ماهیت و نوعِ بررسی آن ها، می تواند در موضوع تحریف، دارای نتایج متفاوتی باشد. این تفاوت به گونه ای است که پاسخ گویی به عدمِ تحریف قرآن، دلایل و اسنادِ متفاوتی را نیز از دو سویِ منازعه، طلب می کند؛ به این معنی که اگر موضوع تحریف قرآن را یک کل در نظر بگیریم، برخی از دلایلِ قائلانِ به عدم تحریفِ قرآن، جزئی است و نمی تواند مرتفع کننده ی آن ادعای کلی باشد. بنابراین، تقسیم بندی و معرفی دوره های زمانی برای دسترسی به قرآن کریم از صدر اسلام تا کنون، بسیار ضروری است. یعنی لازم است تا بررسی و پژوهش شود، چه دوره های زمانی، برای بررسی دقیق مصادیق «انحرافِ لفظیِ حذفیِ قرآن» قابل طرح هستند؟ و این دوره های زمانی چه مختصات و ویژگی هایی در خود دارند؟ در پژوهش پیش رو، پنج دوره زمانی، طرح و معرفی می گردد تا نسبت و جایگاه آن ها با مسئله تحریف لفظیِ حذفیِ قرآن، روشن گردد.
نور هدایت در تفسیر «برهان رب»(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات تفسیری سال سیزدهم تابستان ۱۴۰۱ شماره ۵۰
۱۴۶-۱۲۵
حوزههای تخصصی:
«برهان رب» از موضوعات مطرح در قصه حضرت یوسف× و یکی از عبارت های مورد مناقشه در قرآن کریم است که مفسران، اظهارنظرهای گوناگونی درباره آن ارائه داده اند. برخی از مفسران مشاهده ناظر بیرونی را به عنوان «برهان رب» دانسته اند که برگرفته از روایات مجعول و دور از شأن مقام نبوت و عصمت حضرت یوسف× است. دیگر مفسران امداد غیبی، مشاهده جمال الهی و عصمت را به عنوان «برهان رب» معرفی کرده اند. از میان نظرهای متعدد ارائه شده، این نظرها پرتکرارترین و قابله عرضه ترین آنهاست؛ پژوهش حاضر در صدد است تا «عصمت» به عنوان مهمترین نظر مطرح شده از سوی اکثر مفسران خاصه را به تفصیل مورد نقد و بررسی قرار دهد. بر این پایه با استفاده از شواهد و قرائن عقلی و نقلی، ادله دیدگاه های بالا ناکافی هستند و «برهان رب» نور هدایت و توفیق است.
Identifying the correctness of interpretive narrations(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
After the holy Qur'an, hadith is the most important source of knowing the intentions of the verses of the Qur'an, and therefore the recognition of authentic hadiths is very important. From the beginning of Islam, the phenomenon of fabricating hadith by dissidents and hypocrites has a long history and has been used as a weapon. The Holy Prophet (PBUH) and the Imams (AS) and consequently the scholars and scientists of the Islamic religion, by using certain methods, have provided the ground for Muslims to identify the Sanad of the narrations and have thwarted this great conspiracy with special instructions. They used instructions such as the spread of the science of rijāl in order to identify truthful and reliable narrators and reject weak narrators. And in the field of protecting the text of hadiths, they used methods such as presenting hadiths to imams and scholars, comparing manuscripts, allowing the narration of hadiths, listing methods, etc. Therefore, one of the important issues of Islamic sciences in the field of Qur'anic interpretation is the issue of narrative interpretations issued by the Holy Prophet (PBUH) or the Imams (AS).And these interpretations have a lot of confusion and some of them are fake narrations or Isra’iliyyat, and some others are for adaptation rather than interpretation of the verse. Therefore, according to these inconsistencies that exist in the narrative interpretations, the following narrations should be carefully studied based on the guidance of the Infallibles (AS) and their true followers. So by studying the narrative interpretation, we can find some strategies including assimilation, separation and classification of narrations in narrative interpretations. This article is an attempt in this direction that deals with this issue through a descriptive-analytical method.