ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۰۱ تا ۱۲۰ مورد از کل ۶٬۱۹۸ مورد.
۱۰۱.

تبیین حقوق اجتماعی انسان بر اساس مبانی حکمی و فلسفی علامه جوادی آملی با تأکید بر رویکرد تفسیر انسان به انسان(مقاله پژوهشی حوزه)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۶ تعداد دانلود : ۱۰۹
بی تردید «حقوق اجتماعی انسان» بسیار مورد پژوهش قرار گرفته است. اما هر پژوهش برمبنای خود به نتایجی رسیده است. در این مقاله درصددیم تا به ارزیابی رویکرد تفسیر انسان به انسان جوادی آملی در مسئله «چگونگی تحلیل حقوق اجتماعی انسان» بپردازیم. این پژوهش با استفاده از روش تحلیلی توصیفی انجام شده است. پرسش پیشرو این است که ضرورت شناخت هویت انسان و جایگاه او در هستی برای دستیابی به حقوق اجتماعی انسان چیست؟ از آنجا که تاثیر این تحقیقات بر نحوه تحلیل حقوق اجتماعی انسان، تاثیر مستقیم دارد، پژوهش در این رابطه ضروری می نماید. به نظر می رسد، پیش نیازی تحلیل چگونگی ارتباط انسان با جامعه، شناخت دقیق از مبانی هستی شناسی انسان و جامعه است. نظر به این رویکرد، شناخت انسان منحصراً به سه مبدأ تصوری: «شناخت هویت، جایگاه و ارتباط انسان با نظام هستی» صورت می پذیرد. سپس، برپایه این مبادی تصوری می توان به تحلیلی از جامعه دست یافت. نقطه ثقل نگاه این اندیشمند، تجربه و روح اصیل انسانی است که این دیدگاه، با تأکید بر موقعیت انسان در هستی، کرامت ذاتی او و لزوم ابتنای تبیین حقوق اجتماعی بر فطرت، زمینه را برای تحقق جامعه ای عادلانه، با نظر به الگوگیری از انسان کامل به عنوان خلیفه الهی، فراهم می سازد. تأمل در مقالات نگاشته شده، حکایت از آن دارد که در راستای تحلیل حقوق اجتماعی انسان بر پایه آرای جوادی آملی پژوهش های متعددی انجام شده است اما کمتر به رویکرد تفسیر انسان به انسان این اندیشمند توجه گردیده است. در این مقاله ثابت شده که این مبنا، یکی از بنیادهای قابل توجه در تبیین حقوق اجتماعی انسان می باشد که در این اندیشه بسیار بر آن تاکید شده است.
۱۰۲.

سنجش قانون جذب با تأکید بر تأثیر شکرگزاری با آموزه های قرآنی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۱ تعداد دانلود : ۵۰
جریان های معنویت های نوظهور با ادعای ایجاد رفاه، رفع گرفتاری ها و برآوردن نیازهای مردم و جوانان هر روزه با چهره های مختلف، جوانانی را به سوی خود جذب می کنند. یکی از این جریان ها قانون جذب است که می گوید انسان می تواند با تمرکز، مثبت اندیشی و شکرگزاری به همه خواسته های خود برسد. آنان مدعی اند گفتار و احساسات دارای ارتعاش بوده، تأثیر شگفت انگیزی بر رویدادهای زندگی انسان ها می گذارد. یکی از ابزارهای مهم در این قانون مسئله شکرگزاری است. با عنایت به اینکه شکرگزاری آموزه ای قرآنی است، برخی طرفداران این قانون با تأکید بر زمینه اعتقادی مردم توانسته اند بین جوانان مسلمانی که فکر می کنند این قانون با قرآن همخوانی دارد، آن را ترویج نمایند. این اندیشه در مبانی، مسائل و روش با آموزه های قرآنی متفاوت است؛ از این رو در صورتی که این مفهوم به درستی تبیین نشود و نواقص آن رفع نگردد و از مطلق انگاری و مبالغه تنزیه نگردد، نه تنها سودمند نیست، بلکه سبب انحراف خواهد شد. در این پژوهش بر مبنای داده های کتابخانه ای و شیوه تحلیلی-انتقادی مقوله شکرگزاری در قانون جذب از منظر قرآن بررسی می شود. ابتدا اصولی چند در باب شکرگزاری و قانون جذب بیان می شود و بعد از آن اصول شکرگزاری قرآنی تبیین می شود و سپس مقایسه و نتایج آن بیان و سنجش می گردد. یافته این سنجش آن است که علی رغم اشتراکات در مواردی، در بسیاری از مبانی و مسائل میان شکرگزاری قانون جذب و شکرگزاری قرآنی سازگاری وجود ندارد.
۱۰۳.

شکاکیت، ضد ذات گرایی و ذات گرایی جدید(مقاله پژوهشی حوزه)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۸ تعداد دانلود : ۴۲
شکاکیت سه مقطع قدیم، میانه، و جدید، را سپری کرده و به ضدّواقع گرایی رهنمون شده است. در مقطع جدید، به یاری ذات گرایی جدید، به این تفطّن راه یافته ایم که ضدّواقع گرایی آن ها در ضدّذات گرایی آن ها ریشه دارد. ضدّذات گرایی با گریز از پذیرش اینکه اشیا دارای ذات و خواص ذاتی اند، تأثیر آن ها به ذات و خواص ذاتی آن ها است، و آن ها منشأ علّیت و ضرورت اشیا هستند، به ضدّواقع گرایی گرایش یافته است و از این روی قوانین طبیعت را نه قوانینی علّی و قائم به واقع، بلکه قوانینی توافقی و قراردادی و قائم به اعتبار می داند. ذات گرایی و ذات گرایی جدید با پذیرش اینکه اشیا دارای ذات و خواص ذاتی اند، تأثیر آن ها به ذات و خواص ذاتی آن ها است، و آن ها منشأ علّیت و ضرورت اشیا هستند، به واقع گرایی گرایش دارند و از این روی قوانین طبیعت را قوانینی علّی و قائم به واقع می دانند. این دو جریان به تبع اینکه در هستی شناسی واقع گرا یا ضدّواقع گرا باشند در معرفت شناسی نیز واقع گرا یا ضدّواقع گرا خواهند بود.
۱۰۴.

بستر سازی طبقه بندی جدید علوم، راهبردی برای تحقق علم دینی مبتنی بر رویکرد عقلانیت وحیانی آیت الله جوادی آملی(مقاله پژوهشی حوزه)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۸ تعداد دانلود : ۴۶
مختصات علمی و تمدنی ایران اسلامی در عصر حاضر شباهت‌های بنیادینی با دوران نهضت ترجمه و عصر شکل‌گیری ایران شیعی دارد. در آن مقاطع تاریخی، حکمت اسلامی با اتخاذ مواجهه‌ای راهبردی، بسترساز تحول علوم ترجمه‌ای و تحقق تمدن اسلامی گردید. تداوم این مسیر نیازمند ظهور عالمانی با تفکر راهبردی است که با ایفای نقش «معلم مجدِد» همچون فارابی و میرداماد، نهاد علم را در راستای اهداف تمدنی سامان‌دهی کنند. آیت‌الله جوادی آملی، در قامت یک حکیم متأله، با تکیه بر میراث گران‌سنگ حکمت اسلامی و با نگاهی ژرف به مقتضیات حکمت نظری و عملی، افق‌های تازه‌ای را برای تحقق علم دینی گشوده‌اند. این راهبردهای بنیادین که شرایط لازم را برای تحول الهی در علوم فراهم می‌کنند، بر محورهای زیر استوارند: 1.هضم و تعالی فلسفه‌های مضاف از طریق توسع بخشیدن به قلمرو دین و پیوند دادن تمام ابعاد هستی به «فعل الهی»؛ ۲. تهذیب علوم طبیعی با ارائه‌ی تقریری نو از مناط تمایز علم و غیرعلم بر پایه فلسفه الهی؛ ۳. نفی امکان تعارض علم و دین از طریق ممتنع دانستن تقابل عقل و نقل و تعیین جایگاه هماهنگ آن‌ها در هندسه معرفت دینی؛ ۴. جذب و استفاده حداکثری از علوم با تفکیک میان مقام عمل و پژوهش از مقام نظر و اعتقاد محقق؛ ۵. هویت‌بخشی دینی به علوم فنی از طریق تبیین معیار حجیت در حکمت عملی.
۱۰۵.

نظر و عمل به مثابه مقوّم "حکمت" در جدال تاریخی ابن تیمیه و ابوالحسن عامری(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۳ تعداد دانلود : ۱۱۸
متفکران اسلامی در مورد اشتمال مفهوم حکمت بر "علم" و "عمل" به جدال پرداخته اند. در این میان، ابن-تیمیه از دیدگاه عامری در این خصوص انتقاد نموده، عقیده دارد نسبت دانش معقول و دین، از قاعده ای تبعیت نمی کند و عقل گرایان و ازجمله عامری، سعی در انتساب اقوالشان به شرایع الهی دارند. همچنین وی، خاستگاه نظام مفهومی فلاسفه از جمله عامری را در خصوص "حکمت" غیر از اسلام می داند. در ارزیابی این انتقادات باید گفت اولاً ابن تیمیه تنگ بینانه و غیرمنصفانه با آراء متفکران روبرو می شود و ثانیاً نقش عامری، صرفاً انتقال مفاهیم فلسفی یونانی به فضای اسلامی نیست؛ بلکه وی مفاهیم فلسفی را به دین عرضه می کند. همین طور عامری در موارد متعددی، عمل را به عنوانِ اصلِ محوری در علم مطرح نموده، لازمه ی عملی را برای علم ضروری می داند. وی علم را مبدأ عمل، و عمل را مرحله پایانیِ علم می داند و یا عمل را تمام و کمال علم معرفی می کند. .
۱۰۶.

نظریه معنا در حکمت متعالیه(مقاله پژوهشی حوزه)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۲ تعداد دانلود : ۸۶
در نیمه نخست قرن بیستم، رویکرد غالب در فلسفه غرب، از موضع هستی شناختی به تدریج به موضعی معرفت شناختی، و سپس به موضعی زبان شناختی تغییر یافت. فیلسوفان تحلیلی ازجمله فرگه، راسل، و کارنپ معتقد بودند که بسیاری از مسائل فلسفی سنتی ناشی از سوء فهم های زبانی هستند. بنابراین، به جای پرداختن به هستی، به بررسی زبان بیان کننده آن پرداختند. نظریه های معنا، به ویژه نظریه های ارجاعی، کاربردی و تصویری معنا، در تلاش بودند تا نشان دهند که گزاره ها چگونه می توانند دارای معنا و در نتیجه صادق یا کاذب باشند. این دگرگونی منجربه آن شد که بحث های سنتی درباره وجود و احکام آن جای خود را به بحث درباره معنا بدهد. امّا در سنت فلسفه اسلامی، به ویژه در حکمت متعالیه ملاصدرا، رویکرد متفاوتی مشاهده می شود. ملاصدرا با ارائه نظریه اصالت وجود و اعتباریت ماهیت، اساساً وجود را اصل و ماهیت را اعتباری (بالعرض و المجاز) می داند. بر این مبنا، تحقق هر معنایی اعم از معنای لفظی و غیرلفظی در خارج، نه تنها غیرممکن، بلکه نادرست است. وی معتقد است که معنا صرفاً صورت ذهنی بوده و جایگاه آن نه در اشیای خارجی، بلکه در ذهن فاعل شناسا است. در این راستا، پژوهش حاضر درصدد است پس از تعریف نظریه معنا و طرح اجمالی نظریات معنا در غرب، به این پرسش پاسخ دهد که نظریه معنای حکمت متعالیه چیست؟ آیا این نظریه توان پاسخ به اشکالات نظریه معنا را دارد یا خیر؟ ملاصدرا در عین رد واقع نمایی مستقیم معانی، دست به تبیین دقیق تری از نحوه ادراک و تفهیم معانی می زند. او با تکیه بر اصولی مانند کاشفیت ذاتی علم، برگشت علم حصولی به علم حضوری و نیز رابطه اتحاد نفس و بدن، تصویری جامع و سازگار از فرایند معناافزایی ذهنی ارائه می دهد. به این ترتیب، نظریه او به نظریه «تصوری معنا» نزدیک می شود، با این تفاوت که اشکالات وارده به نظریه های تجربی و تحلیلی غربی، مانند جدایی ذهن و زبان، یا انتزاعی بودن معنا را ندارد. از این منظر، نظریه ملاصدرا نه تنها ریشه در یک هستی شناسی قوی دارد، بلکه توان تبیین معنای لفظی و معرفت بشری از طریق آن را نیز دارد. در واقع، رویکرد صدرایی با تکیه بر وحدت وجود، علم حضوری و ذهن مداری معنا، راهی متفاوت، اما عمیق برای فهم معنا پیش روی ما می گذارد که می تواند به عنوان مکمّل یا حتی نقدی بر نظریه های معنا در فلسفه تحلیلی مدرن تلقی شود.
۱۰۷.

تحلیل انتقادی مفهوم «جاودانگی» در فلسفه جوزایا رویس؛ از اخلاق تا متافیزیک(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۰ تعداد دانلود : ۲۶
مسئله جاودانگی از بنیادی ترین پرسش های فلسفه و الهیات است؛ پرسشی درباره ماندگاری انسان و نسبت او با حقیقت. جوزایا رویس، فیلسوف ایدئالیست آمریکایی، با رویکردی اراده گرایانه می کوشد مفهوم جاودانگی را از تلقی های سنتی فراتر ببرد و آن را نه استمرار صرف حیات فردی، بلکه ضرورتی درونی برخاسته از ذات اراده انسان تبیین کند. در منظومه او، جاودانگی با وفاداری، اراده مطلق و «جامعه اخلاقی» گره می خورد؛ جایی که فرد در نسبت با کلیت هستی معنا می یابد. این نوشتار با رویکرد تحلیلی–انتقادی نخست مبانی نظری جاودانگی در اندیشه رویس را بررسی و سپس نقدهای وارد بر آن را تحلیل می کند. مهم ترین چالش ها شامل نسبت مبهم اراده فردی و اراده جهانی، مسئله هویت شخصی پس از مرگ و پرسش عدالت الهی در این تفسیر است. منتقدان می پرسند اگر اراده های فردی در حقیقت کلی مستحیل شوند، تمایز نیک کرداران و بدکاران چگونه حفظ می شود؟ در برابر، مدافعان با طرح «درجات جاودانگی» استدلال می کنند که میزان پیوند هر فرد با حقیقت کلی مرتبه او را تعیین می کند. جمع بندی نشان می دهد نظریه رویس، با وجود گشودن افقی تازه، همچنان با ابهاماتی روبه روست که تأمل فلسفی و الهیاتی را ضروری می سازد.
۱۰۸.

بررسی خلود در عذاب و شبهات پیرامون آن از دیدگاه علامه طباطبایی و آیت الله جوادی آملی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۶ تعداد دانلود : ۵۰
زندگی اخروی و نحوه آن از چالشیترین مباحث در حوزه دین است؛ ازجمله مسئله خلود در عذاب، که یکی از مهمترین مسائل مربوط به معاد و کیفر الهی است و هر یک از اندیشمندان بمقتضای مبانی فکری خود، در پی تبیین آن برآمده اند. عده یی معتقدند خلود در دوزخ، مساوی خلود در عذاب نیست و مخلدین در دوزخ، پس از اینکه مدتی عذاب کشیدن، عذاب با طبع آنها سازگار شده و به عذب تبدیل میشود. در مقابل، برخی معتقدند عذاب هیچگاه برای مخلدین در دوزخ گوارا نخواهد شد. این مقاله که بروش توصیفی تحلیلی نگاشته شده، به تبیین نظر علامه طباطبایی و دیدگاه استاد جوادی آملی پرداخته و شبهات مطرح درباره این مسئله را با توجه به نظر این دو اندیشمند، بررسی و نقد نموده و اثبات میکند که خلود در عذاب، امری قطعی است و کفار، منافقان و مشرکان معاند، تا ابد در عذاب خواهند بود. خلود در عذاب با عدل، حکمت و رحمت الهی و آیات قرآن کریم ، سازگار است.
۱۰۹.

بازخوانی رویکرد دینی وفلسفی سهروردی به مفهوم نور از منظر استعاره شناسی بلومنبرگ(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۶ تعداد دانلود : ۴۹
این پژوهش به بازخوانی مفهوم نور در فلسفه سهروردی با رویکرد استعاره شناسی هانس بلومنبرگ می پردازد. هدف اصلی این پژوهش، بازخوانی مفهوم نور در نظام فلسفی سهروردی، براساس استعاره شناسی بلومنبرگ است. در بادی امر، جایگاه و نقش محوری مفهوم نور در آثار سهروردی و نظام فلسفی او مورد بررسی قرار می گیرد. بعد از آن خوانش رایج از سهروردی از منظر زبان شناسی و در تاریخ علم بلاغت مورد اشاره قرار می گیرد و سپس خوانش ملاصدرا از سهروردی تحلیل می شود. در بخش خوانش بدیل، با بهره گیری از رویکرد استعاره شناسی بلومنبرگ، استعاره نور در فلسفه سهروردی مورد بازخوانی قرار می گیرد. این پژوهش نشان می دهد که که خوانش رایج از سهروردی دارای کاستی هایی است. براساس نظر بلومنبرگ نور به عنوان استعاره مطلق بازخوانی می گردد. استعاره مطلق نور دارای کارکرد نظری و عملی است. از حیث نظری همچون استعاره ای برای گسست و پیوست، و از حیث عملی راهی برای دیالوگ میان سنتها است. همچنین در داستان رستم و اسفندیار، بازخوانی میتوس در لوگوس، و در عقل سرخ، نمایانگر خرد آدمی در جهان است.
۱۱۰.

باز تعریف معرفت با توجه به یافته های فلسفه آزمایشی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۴ تعداد دانلود : ۴۹
از زمان گتیه تعریف معروف و قدیمی معرفت به عنوان باور صادق موجه با چالش مواجه شد، درست است که از همان زمان پاسخ های فراوانی به این موارد داده شده است اما این چالش برای فیلسوفان آزمایشی که گروه جدیدی از فلاسفه هستند که در دهه دوم قرن حاضر میلادی فعالیتشان را گسترش داده اند مضاعف بود، چرا که آنچه مورد استفاده فیلسوفان در مواجه با موارد گتیه بود، شهود بود که نزد آنان بسیار مشکوک شمرده می شد. به این ترتیب معرفت شناسی آزمایشی شکل گرفت و به سوال از شهود و تعریف معرفت پرداخت، با توجه به یافته های این پژوهش ها می توان به صورت رادیکال چنین ادعا کرد که برخلاف تعریف رایج، معرفت گزاره ای ذهنی، تنها باور موجه است و صدق، هر تعریفی که داشته باشد، جزئی از تعریف معرفت نیست و یا به شکل محافظه کارانه ای مدعی شد که مردم عادی در مواجهه با چیستی معرفت شکلی از وثوق گرایی را تایید می کنند.
۱۱۱.

بررسی حکم ناپذیری ذات الهی بدون تعینات از منظر عرفان اسلامی(مقاله پژوهشی حوزه)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۵ تعداد دانلود : ۹۶
تقریبا همه اندیشمندان برجسته مسلمان، هم نظریه «تشبیه و تجسم» و هم نظریه «تعطیل و تنزیه صرف» را باطل می دانند و بر این باورند که با وجود منزه بودن خداوند از صفات مخلوقات و محدثات، شناخت اجمالی و غیراکتناهی او به نحو حضوری و حصولی امکان پذیر است. عرفا نیز تشبیه و تعطیل را باطل، و شناخت اجمالی خداوند را ممکن می دانند ولی ایشان، برخلاف سایر اندیشمندان مسلمان، معتقدند که هیچ مخلوقی نمی تواند با هیچ یک از قوای ادراکی خود، ذات الهی را بدون حجاب ببیند و توصیف کند. از نظر ایشان، آنچه تصور می شود شناخت اجمالی و توصیف ذات الهی به حسب ذات است، درحقیقت شناخت اجمالی و توصیف ذات به حسب تعینات و به اندازه تعینات است. این دیدگاه را نه می توان «تشبیه» دانست و نه «تعطیل و تنزیه صرف». دیدگاه عرفا در مورد شناخت ذات بما هی ذات، «فوق تنزیه و تشبیه دانستن ذات» است. در نوشتار حاضر، با روش تحلیلی توصیفی، حکم ناپذیری ذات را تبیین و بررسی کرده و برخی شباهت ها و تفاوت های آن را با اندیشه فلاسفه و نظریه تعطیل برجسته، و برخی شواهد عرفانی و نقلی آن را ذکر نموده ایم .
۱۱۲.

دانشنامه فلسفه استنفورد؛ ابن سینا(مقاله پژوهشی حوزه)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۸ تعداد دانلود : ۵۶
این مقاله به تحلیل نظام فلسفی جامع ابن‌سینا می‌پردازد و نشان می‌دهد که او سنت ارسطویی، متافیزیک نوافلاطونی و تحولات فلسفی و کلامی اسلامی را در قالب یک نظام خودسازگار و کامل تلفیق کرده است. گوتاس نشان می‌دهد که ابن‌سینا فلسفه را نه به‌عنوان مجموعه‌ای پراکنده از گزاره‌ها، بلکه به‌عنوان یک طرح کلی برای سازمان‌دهی معرفت و تحلیل تاریخ فلسفه در نظر می‌گیرد و آن را از طریق بازبینی و اصلاح میراث پیشینیان، حذف نظریات غیرقابل دفاع، شفاف‌سازی مباحث، و افزودن موضوعات جدید به‌ویژه در حوزه دین و پدیده‌های فراطبیعی، به‌روزرسانی می‌کند. در مرکز معرفت‌شناسی او، منطق قیاسی و «حدس» قرار دارند؛ عقل انسانی با استفاده از حواس بیرونی و درونی و توانایی حدس حد وسط معقولات را دریافت می‌کند، فرآیندی که امکان ارتباط عقل انسانی با عقل فعال و عقول فلکی و جریان «فیض الهی» را فراهم می‌آورد. این مدل به ابن‌سینا امکان می‌دهد تا وحی، نبوت، غیب، الهام، رؤیاها و دیگر پدیده‌های فراطبیعی را تحلیل و در چارچوب عقلانی توضیح دهد. افزون بر جنبه نظری، او فلسفه عملی را توسعه داده و شاخه‌هایی همچون اخلاق، سیاست، تدبیر منزل و صنعت شریعت‌گذاری را در نظام خود گنجانده است تا دانش نظری و عملی انسان در زندگی فردی و اجتماعی همزمان تحقق یابد. مقاله همچنین بر اهمیت نگاه تکاملی ابن‌سینا به تاریخ فلسفه تأکید دارد؛ دانشی که هر فیلسوف از طریق قیاس و نظریه حدس، میراث پیشینیان را بازبینی و به مرحله‌ای از فهمِ نزدیک‌تر به واقعیت معقول ارتقا می‌دهد. در نهایت، نظام فلسفی ابن‌سینا هم یک جهان‌بینی علمی و عقلانی است و هم برنامه‌ای عملی برای تربیت عقل انسانی و آماده‌سازی آن برای سعادت اخروی، که در آن زندگی تأملی و تعقل معقولات نقش محوری دارد.
۱۱۳.

تبیین رابطه اخلاق و اقتصاد در مدینه فاضله فارابی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۴ تعداد دانلود : ۹۳
مساله پژوهش حاضر تبیین نسبت اقتصاد با اخلاق در نظام فکری فارابی است. او مدینه ها را به دو دسته عمده فاضله و جاهله تقسیم می کند و سپس به بحث از انواع فضایل می پردازد. ابونصر فارابی تصریح می کند انسان باید بکوشد خود را به زینت فضائل آراسته سازد و از رذایل و صفات ناپسند دوری جوید. فضائل به چهار دسته اصلی تقسیم می شوند که فضائل اخلاقی و فضائل عملی به معنای ایجاد فضائل جزئی در امت ها و اصناف، بخشی از آن ها به شمار می آیند. فارابی علاوه بر تاکید بر اکتساب فضائل اخلاقی و عملی، به مباحث اقتصادی و معیشتی عطف توجه می کند و در رساله سیاست تصریح دارد که انسان مکلف است در به دست آوردن مال و ثروت مبالغه کند و در کسب جاه و موقعیت های اجتماعی مجاهده ورزد. به این ترتیب فارابی تلاش در کسب مال و موقعیت های اجتماعی را در تعارض با اخلاق نمی داند، بلکه از وظایف اخلاقی افراد مدینه فاضله به شمار می آورد.
۱۱۴.

وحدت نفس در انسان؛ بررسی انتقادی نظریه استاد فیاضی درباره نفس انسان در پرتو «نظریه صدرالمتألهین»(مقاله پژوهشی حوزه)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۰ تعداد دانلود : ۳۲
صورت هایی که بر هیولی حلول می کنند، دارای ترتّب اند؛ چراکه نمی توان فرض کرد صورت عنصری قبل از صورت جسمیه در هیولی حلول کند. به همین جهت، در ترتیب صوَر ابتدا صورت جسمیه، سپس صورت عنصریه و سپس صورت معدنیه حلول می کند و هر کدام از این صوَر، آثار خاصی متفاوت از دیگری دارند؛ اما هر صورتی که بر صورت قبلی می آید، آثار صورت قبلی را دارا است. لذا، کامل تر از قبل و در عین حال چون به ترکیب قبلی اضافه شده است، پیچیده تر خواهد بود؛ تا به مرتبه ای از پیچیدگی می رسد که به آن «نفس» یا «صورت نفسی» می گویند و نقطه تمایز آن با صورت های قبلی، ویژگی «حیاتی» آن است (نمو، احساس، نطق و عقل). از مباحث مهم در انسان شناسی فلسفی، مسأله «نفس» انسان است. درباره نفس مسائل فراوانی مطرح است، یکی مسائل آن است که آیا انسان دارای یک نفس است و یا نفوس متعدد دارد؟ این مسأله معمولاً ذیل بحث صور طولی متراکب در ماده واحد مطرح می شود. همچنین آیا با فعلیت صورت جدید در ماده، فعلیت صورت قبلی از بین می رود و یا در طول صورت جدید باقی می ماند. به نظر ابن سینا صور عنصری چه مفرد یافت شوند و چه مرکب، همواره صورت اند، اما به نظر صدرالمتألهین این صور در حال افراد صورت بوده و در حال ترکیب قوه. به همین جهت از نظر ملاصدرا هر وجودی یک صورت بالفعل دارد. این مسأله در نفس ظهور و بروز بیشتری یافته و تقریباً تمام فلاسفه اسلامی در این باب نظریه داده اند. برخی معتقد به تعدد نفوس شده اند و برخی وحدت نفس را در انسان پذیرفته اند. آیا در هریک از افراد انسان یک نفس وجود دارد و تمام افعال انسان از یک نفس صادر می شود و یا انسان نفس های متعددی دارد که هرکدام مبدأ صدور افعال مرتبط با آن نفس هستند؟ در میان فلاسفه متقدّم، فیلسوفی که معتقد به کثرت نفس در انسان بوده، افلاطون است. اما فلاسفه دیگر مانند فارابی، ابن سینا و ملاصدرا هر فرد انسان را دارای نفس واحده می دانستند، ولی معتقدند که نفس در افعالش محتاج قوا است؛ تا جایی که ملاصدرا این ویژگی را معرّف نفس می داند؛ با این تفاوت که وی نفس را دارای مراتب دانسته و معتقد است خودِ نفس مبدأ صدور افعال متفاوت می باشد و به تنهایی کل القوی است. از نظر وی، چون نفس دارای مراتب و درجات وجودی است، برای توجیه افعال و آثار متفاوت، نیازی به نظریه تعدد قوا نداریم و اگرچه برای توجیه آثار متفاوت از نفس دو نظریه را مطرح می کند (تعدد قوا و مراتب نفس)، اما در انتها شقّ دوم را می پذیرد و مبدأ صدور آثار مختلف را درجات و مراتب خود نفس می داند. در میان فلاسفه معاصر استاد فیاضی معنقد به تراکب صور و صورت های بالفعل در یک موجود می باشد، و انسان را دارای نفس واحده نمی داند. از نظر ایشان انسان دو نفس دارد؛ نفس نباتی که با قوای خود (تغذیه، تنمیه و...) اتحاد دارد، و نفس انسانی که با قوای خود (کارهای ادراکی و تحریکی اختیاری) اتحاد دارد. در پژوهش حاضر با روش توصیفی-تحلیلی، نظریه استاد فیاضی هم از جهت ادلّه و هم خود نظریه نقد و بررسی شده است. در نهایت نظریه ملاصدرا تبیین و پذیرفته شد. از نظر ملاصدرا نفس در عین بساطت و وحدت، دارای مراتب است و خود نفس در مراتب شدید و ضعیفش مبدأ تمام افعال ادراکی و غیرادراکی است. از نظر ملاصدرا افعال غیرادراکی نفس با وجود نفس سنخیّت دارد، لذا، تغذیه انسانی با تغذیه نباتی ماهیتاً دو نوع تغذیه می باشند. طبق نظریه وی درباره رابطه تشکیکی در علت و معلول، نفس و قوا یک سنخ حقیقت اند؛ هنگامی که به نحو کامل تر و بسیط تر یافت می شود، با مفهوم نفس از آن حکایت شده و هنگامی که به نحو ناقص تر، محدودتر و تفصیلی تحقق می یابد، با مفهوم قوا به آن اشاره می شود. نتیجه آنکه، طبق نظریه «ان النفس کل القوی»؛ اولاً: انسان یک نفس بیشتر ندارد و آن نفس ناطقه یا نفس انسانی است؛ چراکه در صورت نفوس متعدد، در نظام تدبیر انسانی اختلال ایجاد می شود. ثانیاً: نفس، علت فاعلی قوا است؛ چنانچه تمام فلاسفه به آن معتقدند. ثالثاً: رابطه علت و معلول، رابطه تشکیکی است و هرآنچه معلول دارد، علت به نحو کامل تر دارا است.
۱۱۵.

رویکرد قرآنی به کارکرد وجدان اخلاقی با تأکید بر آیات الهام و فطرت(مقاله پژوهشی حوزه)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۵ تعداد دانلود : ۳۳
وجدان اخلاقی یکی از مسائل مهم و بحث برانگیز میان اندیشه ورزان در برخی حوزه های دانشی به ویژه تفسیر و اخلاق است. اینکه آیا اساساً انسان از وجدان و به تبع آن، وجدان اخلاقی برخوردار است؟ در این صورت، ماهیت و کارکردهای آن چیست؟ پژوهش حاضر با روش توصیفی- تحلیلی و با رویکرد قرآنی، با استفاده از برخی آیات به ویژه آیه الهام و آیه فطرت و با استناد به تفاسیر معتبر ذیل آنها، نشان داد که نه تنها می توان به وجدان به عنوان خود نفس یا یکی از قوای آن باور داشت، بلکه مطابق برخی آیات، وجدان از کارکرد بینشی و گرایشی برخوردار است. درباره آیه الهام هرچند بیشتر مفسران آن را به آگاهی فطری و وجدانی انسان از خوب و بد تفسیر نموده اند، اما از نوع این بینش و آگاهی که از قبیل علم حصولی است یا حضوری، بحث نکرده اند؛ یا آنکه مباحث آنان اغلب بر علم حصولی دلالت دارد. ادعای پژوهش حاضر این است که دست کم آیه الهام بر بینش و علم حضوری انسان به برخی خوبی ها و بدی ها دلالت دارد. آیه فطرت علاوه بر بینش فطری، از گرایش فطری نیز برخوردار است؛ یعنی هدایت فطری علاوه بر بینش ها و آگاهی های فطری به خوب و بد، گرایش های فطری به انجام کار خوب و ترک کار بد را نیز شامل می شود. حاصل آنکه، انسان نه تنها به طور فطری و وجدانی به انجام کار خوب و ترک کار بد گرایش دارد، بلکه از معرفت و بینش وجدانی نیز اعم از علم حضوری و حصولی به خوب و بد برخوردار است.
۱۱۶.

سنجش تضاد درونی با تنازع واقعی و آرمانی در انسان شناسی افلاطون(مقاله پژوهشی حوزه)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۲ تعداد دانلود : ۳۲
تضاد در سایه نزاع و بحران میان قوای درونی انسان و در قلمرو انسان شناسی افلاطون ساختار پیدا می کند. مسئله مقاله حاضر این است که با توجه به امکانات مفهومی فلسفه افلاطون، نسبت میان نزاع درونی قوا با معرفت و اخلاق را بسنجد؛ سپس با صورت بندی نوآورانه این نزاع در قالب دوگانه «تضاد آرمانی و واقعی» پیامد متفاوت هر کدام از آن دو نوع را مطرح کند. این پژوهش با رویکرد توصیفی - تحلیلی درصدد پاسخ به این پرسش محوری است که نزاع درونی در چه حالتی به تضاد آرمانی یا واقعی تبدیل می شود؟ یافته ها نشان می دهد که سرانجام تنازع، تعیین کننده نوع تضاد است. هرگاه میل یا اراده با تحمیل خود بر دیگر قوا، نفس را به محسوسات متوجه کنند، نزاع واقعی خواهد بود؛ در این تنازع سایر قوا حذف و تلاش برای حفظ بقاست. اما اگر عقل بر پایه حکمت و اقناع سایر قوا را به سمت عالم مُثُل متوجه کند، در این حالت نزاع شکل آرمانی خواهد داشت و پیامد آن هماهنگی قوای انسانی در حرکت به سمت بقای متعالی خواهد بود. سعادت در مدیریت نزاع قوای نفس توسط عقل و تبدیل آن به یک تضاد آرمانی است
۱۱۷.

بررسی تحول «تابعه علیت» بر مبنای سه سیر فلسفی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۳ تعداد دانلود : ۱۲۰
با پذیرش سه سیر فلسفی ملاصدرا، مساله اصلی مقاله حاضر بررسی تحول مباحث مرتبط با علیت بر اساسِ سیرهای یاد شده است؛ در سیر اول متناسب با دیدگاه متکلمان، رابطه ی حق تعالی با مخلوقات به نحو رابطه «موثر و متاثر» است؛ در این نحوه نظر، نه تنها امکانِ انفصال بینِ علت و معلول وجود دارد، بلکه لازمه ی این سیر، نگاهِ تباین بالذاتی و لازمه ی آن هم محال بودنِ هر نوع علیتی میانِ پدیده-هاست. حال آن که در سیر دوم به پشتوانه ی اصالت و وحدت تشکیکی وجود، رابطه به نحو «علت و معلول» و به تبعِ آن، تبیینِ مراتبی است؛ رابطه ی یاد شده متناسب با سیر سوم به نحو «ظاهر و مظهر» می باشد که در این وجه نظر، معلول شأن و ظهوری از علت است؛ در دو سیر اخیر به دلالت مبانی، بر معیتِ دایمی علت با معلول و ظاهر با مظهر با حفظِ تفاوتِ دو مرتبه تاکید می شود. به همین نحو به اقتضای سیر اول «عطاء، اعطاء و معطی» مغایر از هم اند؛ به اقتضای سیر دوم این سه باهم اتحاد و بر مبنای سیر سوم باهم وحدت دارند. نسبتی که میانِ عناصر علیت یعنی علت و معلول برقرار است بر مبنای سیر اول از نوعِ اضافه ی مقولی، بر مبنای سیر دوم از نوعِ اضافه ی اشراقی و بر مبنای سیر سوم از نوعِ اضافه ی قیومی است؛ که با موضوعاتِ اشاره شده بر مبنای سه سیر تطابق دارد.
۱۱۸.

تحلیل تطبیقی روش شناسی معرفتی در حکمت متعالیه ملاصدرا و تفسیر المیزان(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۸ تعداد دانلود : ۳۶
حکمت متعالیه ملاصدرا و تفسیر المیزان علامه طباطبایی، دو قله برجسته در تاریخ اندیشه اسلامی به شمار می روند که در آن ها تعامل میان عقل، وحی و برهان به اوج کمال خود رسیده است. این پژوهش با تمرکز بر این دو اثر بنیادین، به تحلیل تطبیقی روش شناسی معرفتی آن ها می پردازد. هدف اصلی، تبیین چگونگی تعامل عقل فلسفی (برهان) و معرفت وحیانی (قرآن) در ساختار استدلالی هر یک و شناسایی مبانی، ابزارها و غایات مشترک و متمایز آن هاست. برای نیل به این هدف، از روش تحقیق کیفی با رویکرد توصیفی-تحلیلی و تطبیقی استفاده شده که مبتنی بر تحلیل محتوای متون اصلی، به ویژه «الاسفار الاربعه» و «تفسیر المیزان» است. یافته ها نشان می دهد که هر دو اندیشمند در غایت نهایی یعنی اثبات اصول دین و تبیین نظام هماهنگ هستی اشتراک دارند. با این حال، روش شناسی ها از نقاط عزیمت متفاوتی برخوردارند: ملاصدرا در حکمت متعالیه، یک نظام فلسفی منسجم را بر پایه برهان عقلی بنا می کند و سپس به نحو مؤثری وحی و شهود را در آن ادغام می نماید؛ در مقابل، علامه طباطبایی در المیزان، از متن وحیانی قرآن آغاز کرده و با بهره گیری از روش تفسیری «قرآن به قرآن» و ابزارهای دقیق فلسفی و برهانی، به استخراج و تبیین معارف عمیق آن می پردازد. نقطه اوج این تعامل در الهام گیری ملاصدرا از آیات قرآن برای تکوین براهینی چون «برهان صدیقین» و استفاده نظام مند علامه از مبانی حکمت متعالیه برای تفسیر آیات پیچیده تجلی می یابد و از یک رابطه مکمل و دوسویه حکایت دارد.
۱۱۹.

مبانی هستی شناختی معقولات از منظر استاد فیاضی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۷ تعداد دانلود : ۱۵۵
تقسیم معقولات به اولیه و ثانویه از ابتکارات فلاسفه اسلامی است. برخلاف برخی فلاسفه اسلامی که مقسم معقولات را مفهوم و یا عارض قرار داده اند، از دیدگاه استاد فیاضی «معنا» مقسم معقولات است و از منظر ایشان، معقول اول معنایی است که شأنیت دارد مابازای خارجی داشته باشد. در مقابل دیدگاهی که معقولات اولیه را مساوی با مفاهیم ماهوی می داند، از منظر استاد فیاضی، معقولات اولیه علاوه بر معانی ماهوی، معانی فلسفی نیز دارند. از مشخصه های استحکام مکتب فلسفی استاد فیاضی، هماهنگی مسائل فلسفی، ازجمله تقسیم معقولات با مبانی هستی شناختی ایشان است. این مقاله که با روش توصیفی تحلیلی انجام گرفته، تلاشی است برای پاسخ به این مسئله که چگونه مبانی هستی شناختی در معقول اول و یا ثانی دانستن معانی فلسفی نقش دارند؟ این موضوع گرچه به صورت ارتکازی در بین کلمات فیلسوفان مطرح شده، ولی به صورت مجزا از آن بحثی نشده است. استاد فیاضی در مواضع متعددی به نقش و تأثیر مبانی هستی شناختی (همچون اصالت وجود، واقعیت داشتن عدم و وجود ذهنی داشتن مفاهیم غیرماهوی) اشاره کرده است.
۱۲۰.

ویژگی های مشترک ابر انسان نیچه و انسان کامل مولوی در مثنوی و چنین گفت زرتشت(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۶ تعداد دانلود : ۱۳۹
برای نشان دادن تفاوت های انسان با دیگر جانداران، و برای بیان تفاوت بین انسان ها، نشانه های متعددی معرفی شده و درنهایت انسان کمال یافته در تفکر انسانی مطرح شده است. ابرانسان مهم ترین نظریه ی نیچه و انسان کامل مولوی کمال درجه ی انسانی را نشان می دهد. با وجود اختلاف در دیدگاه این دو متفکر، شباهت های بسیاری در معرفی ویژگی های انسان کمال یافته از سوی آنان وجود دارد. در این پژوهش، ابتدا زمینه های فکری مولوی و نیچه بررسی می شود و سپس به ویژگی های مشترکی که آنان برای کمال انسانی برشمرده اند پرداخته می شود. این اشتراک، با توجه به ابیات مولوی در مثنوی و آثار نیچه، به شیوه ی تحلیلی-تطبیقی بررسی شده است. این دو متفکر در تعریف ابرانسان مفاهیم مشترکی را ارائه کرده و موانع رسیدن به این مقام را برشمرده اند. اشتراک در بیانات آنان ما را به این باور نزدیک می کند که تنها لعابی از دین داری یا بی دینی آنان را متفاوت نشان داده است.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان