ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲۱ تا ۴۰ مورد از کل ۶٬۱۹۸ مورد.
۲۱.

خلود در عذاب و شبهات آن از دیدگاه آیت الله جوادی آملی و مصباح یزدی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۶ تعداد دانلود : ۸۶
خلود در عذاب یکی از مسائل مربوط به معاد و کیفر الهی است که هر یک از اندیشمندان به اقتضای مبانی فکری خود، در پی تبیین آن برآمده اند. عده یی به این قائل شده اند که خلود در دوزخ، مساوی خلود در عذاب نیست و مخلدین در دوزخ، پس از اینکه مدتی عذاب میبینند، عذاب با طبع آنها سازگار شده و به عذب تبدیل میشود؛ در مقابل، بعضی معتقدند عذاب بهیچ عنوان برای مخلدین در دوزخ گوارا نخواهد شد. مسئله این نوشتار بررسی دیدگاه آیت الله جوادی آملی و مصباح یزدی در اینباره و تبیین شبهات پیرامون آن با توجه به نظر این دو اندیشمند است که بروش توصیفی تحلیلی نگاشته شده است. یافته ها نشان میدهند که از نظر این اندیشمندان، خلود در عذاب امری قطعی است و کفار، منافقین و مشرکین معاند، تا ابد در عذاب خواهند بود؛ همچنین این مسئله با رحمت، عدل و حکمت الهی ناسازگار نیست.
۲۲.

فراز و فرود عین و ذهن در ادوار معرفت(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴۰ تعداد دانلود : ۱۶۹
این مقاله ادعای هیچ گونه بداعتی ندارد، نه از حیث محتوا و مدعا و نه از حیث طرح یک کنجکاوی علمی یا کشف یک مسئله مبتلابه، بلکه کوشیده است تا بدیهیات روشن و رایج یک شاخه از دانش (یعنی فلسفه) را برای شاخه دیگری (یعنی جامعه شناسی) که فاقد این مبانی است و جز به ضرورت و اقتضا به آن نمی پردازد، به زبانی ساده و حداقلی بازخوانی کند. این کار از طریق دوره شناسی و مرور تحولات معرفتی، ذیل یکی از مهم ترین دوگانه های مطرح در این ساحت (یعنی عین و ذهن) دنبال شده و ضمن نشان دادن فراز و فرودهای ناهمسوی آنها، به توضیح مختصر عمده ترین مکاتب و نظریات و مقایسه اجمالی آنها پرداخته است. حاصل این بررسی به جامعه شناسی و دیگر شاخه های علوم انسانی کمک می کند تا بحث ها و موضوعات تخصصی معرفت را با امعان بیشتر و با اشراف بر ادبیات ریشه دار آن طرح و تعقیب نمایند.
۲۳.

تحول جوهر نفسانی و ثبات شخصیت انسان بر اساس مبانی فلسفی و عرفانی صدرالمتألهین(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۳ تعداد دانلود : ۱۵۴
این مقاله با روش توصیفی تحلیلی و گردآوری اطلاعات به شیوه کتابخانه ای به بررسی حرکت جوهری نفس و ارتباط آن با ثبات شخصیت انسان پرداخته است. محور اصلی این پژوهش، چالش اثبات وحدت و بقای موضوع در جریان حرکت جوهری است. این مسئله در فلسفه های پیش از ملاصدرا به شکلی جدی مطرح بوده و بسیاری از فیلسوفان به دلیل ناتوانی در اثبات بقای موضوع در حین حرکت جوهری، تحول تدریجی در جوهر را انکار کرده اند. با استناد به فلسفه صدرایی، مقاله نشان می دهد که حرکت جوهری نفس که تحولی تدریجی در وجود انسان است با ثبات شخصیت او منافاتی ندارد. صدرالمتألهین با طرح «اصالت وجود» و «اعتباری بودن ماهیت»، استدلال کرده است که حرکت در متن وجود رخ می دهد، بی آنکه وحدت هویت و ثبات شخصیت انسان از بین برود. یکی از دستاوردهای مهم این پژوهش، تبیین نقش مراتب طولی وجود در حفظ هویت واحد انسانی در عین تحولات تدریجی است. همچنین در این نوشتار نشان داده شده که در همان حال که مراتب پایین وجود انسان دستخوش تغییرند، مراتب عالی وجود او ثابت اند.
۲۴.

بررسی نسبیت یا عدم نسبیت ارزش هنری از دیدگاه آیت الله مصباح یزدی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۹ تعداد دانلود : ۱۴۹
از مهم ترین دغدغه های اندیشمندان، ارزش گذاری آثار هنری است که برای این کار، تعیین معیاری ثابت و مشخص در جهت ارزیابی آثار هنری ضروری به نظر می رسد؛ زیرا اگر نتوان به معیاری ثابت دست پیدا کرد، نمی توان مرز دقیقی بین هنر و دیگر عرصه های فعالیت انسان مشخص نمود. همچنین در صورت نسبی بودن این معیار، نمی توان از آثار برتر تقدیر کرد و آثار ضعیف را در درجه پایین تر دسته بندی نمود. در این حالت انسان دچار سردرگمی می شود و کارکرد هنر که کمک به شناخت و فهم بهتر انسان از خود و کمالات حقیقی خود است، از بین می رود. بر این اساس نوشته حاضر درصدد است تا با روش تحلیلی انتقادی به بررسی نظرات آیت الله مصباح یزدی درباره نسبیت یا عدم نسبیت ارزش هنری در فلسفه اسلامی بپردازد. از منظر ایشان ارزش هنری، اگرچه مانند دیگر ارزش ها منشأئی غیر از مطلوبیت ندارد، اما این نوع مطلوبیت به علت یافت شدن زیبایی در اثر هنری، خاص هنر است. همچنین ملاک ارزش حقیقی در همه انواع هنر، در نهایت، سازگاری و ملائمت اثر هنری با کمال خاص انسانی است و ارزش هنری با اثر هنری رابطه ای ابزاری دارد و تنها در ارتباط با بیرون از اثر هنری فهم می شود. ایشان اگرچه ارزش هنری را در نسبت با مرتبه مخاطب نسبی می داند، اما در نهایت با ذات گرایی در هنر موافق تر است و در پاسخ به سؤال درخصوص نسبیت یا عدم نسبیت ارزش هنری، آن را در نگاه کلان و با لحاظ کمال حقیقی انسانی غیرنسبی و ثابت می داند و ارزش گذاری را که متناسب با ادراک لذت وهمی باشد ارزش گذاری غیر صحیح و غیر اصیل می شمارد.
۲۵.

تفسیر دوگانه انگارانه از «تجربه های نزدیک به مرگ» در بوته آزمایش فکری(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۳ تعداد دانلود : ۱۳۸
تفسیرهای دوگانه انگارانه از تجربه های نزدیک به مرگ(NDE)، مبتنی بر شواهدی از جمله تجربه از مکانهای بسیار دور، کسب آگاهی از گذشته، حال و آینده و مشاهده ورای اشیای فیزیکی می باشند. از این منظر، این تجربه ها بدون وجود روح و بُعد فرامادی امکان پذیر نیست. این رویکرد، تفسیرهای تقلیل گرا و فیزیکالیستی را از توضیح این اتفاقات ناتوان می داند. در این مقاله در صدد پاسخ به این پرسشها هستیم که: آیا بجز فرض وجود روح مجرد، گزینه دیگری برای پذیرش و تبیین تجربه های نزدیک به مرگ وجود ندارد؟ آیا با استفاده از این تجارب میتوان به اثبات وجود روح مجرد در انسان پرداخت؟ این نوشتار با روش تحلیلی توصیفی و با طراحی یک استدلال از نوع آزمایش فکری به بررسی دیدگاهی می پردازد که براساس آن با توسعه هوش مصنوعی(AI)، اینترنت اشیاء (IoT) و همچنین ترکیب این دو فناوری با عنوان هوش مصنوعی اشیاء(AIoT)، میتوان به وسیله یک ربات یا جسم مجهز به این فناوری، ادعاهای تجربه گران نزدیک به مرگ را بدون نیاز به وجود روح، تکرار و تجربه نمود و یا حتی با اتصال به مغز افراد، آن تجربه ها را بدون وجود حالات نزدیک به مرگ ایجاد کرد. این ادعا میتواند چالشی برای تفسیرهای دوگانه انگارانه از تجربیات نزدیک به مرگ باشد. راقمان این سطور، تفسیرهای فیزیکالیستی و یگانه انگارانه از تجربیات پس از مرگ را تایید نمی کنند؛ اما قصد دارند چالش های نوین پیش روی تفسیرهای دوگانه انگارانه از این تجربیات را مطرح نمایند.
۲۶.

معیار علم دینی در اندیشه امام خمینی(مقاله پژوهشی حوزه)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۰ تعداد دانلود : ۸۶
مشخص شدن هویت علم دینی و تمایزات آن، تاحد زیادی در گرو تبیین معیارهای علم دینی است. برخی نظریه پردازان این حوزه به اجمال یا تفصیل در این مقوله ورود کرده و عمدتا به سه معیار موضوع، غایت و روش قائل شده اند. مسئله این پژوهش کشف معیارهای علم دینی از نظر امام خمینی با هدف ارائه تعاریفی از علم دینی متناظر با این معیارهاست. پژوهش حاضر با استفاده از روش تحلیل و تطبیق و با استفاده از داده های کتابخانه ای به بررسی و تحلیل آثار امام خمینی در این موضوع پرداخته است. علم دینی در کلام امام خمینی شامل یک معیار کلی برای علوم حقیقی یعنی الهی بودن موضوع علم و سه دسته معیارهای هستی شناسانه، معرفت شناسانه و انسان شناسانه است که مهم ترین آنها عبارتند از: «ظلیت علوم امکانی نسبت به علم الهی، منبعیت عالم غیب نسبت به عالم شهود» به عنوان معیار هستی شناختی، «انطباق با فطرت الهی انسان، آیه ای و نافع بودن» به عنوان معیار معرفت شناختی، «طهارت نفس عالم، دوری از انواع طاغوت، تدین و تعهد» به عنوان معیار انسان شناختی. هریک از معیارهای مذکور به نوعی تسهیل گر معرفی علم دینی مدنظر ایشان بوده و ارائه سه سنخ تعریف هستی شناسانه، معرفت شناسانه و انسان شناسانه از علم دینی از ثمرات این پژوهش است.
۲۷.

تحلیل انتقادی دیدگاه استاد مطهری در باب ارتباط حق های طبیعی و احکام فقهی(مقاله پژوهشی حوزه)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۷ تعداد دانلود : ۳۰
حقوق طبیعی درجهان غرب ادوار متفاوتی اعم از سکولار و دینی را پشت سر گذاشته، اما در جهان اسلام کمتر بدان پرداخته شده است. استاد مطهری یکی از معدود فلاسفه و فقهای مسلمان است که به صراحت به مسئله حقوق طبیعی پرداخته و در آثارش به صورت دقیق به بحث های هستی شناختی و معرفت شناختی حقوق طبیعی می پردازد. تحقیق پیش رو با هدف بررسی دیدگاه استاد مطهری در باب ارتباط حق های طبیعی و احکام فقهی انجام شده و سوال اصلی پژوهش این است که ترابط حق های طبیعی با احکام فقهی چگونه است؟ روش تحقیق براساس مطالعات توصیفی - تحلیلی و یافتن ترابط حق های طبیعی و احکام فقهی است. در نگاه استاد مطهری بى توجهى به منزلت عقل و فلسفه احکام باعث شده تا فلسفه اجتماعى اسلام رشد نکند و فقهى غیرمتناسب با سایر اصول و فلسفه اجتماعى اسلام پدید آید. انتقاد شهید مطهری به فقیهان ناوارد بوده و از آنجا که ایشان براساس مبنایی محکم که همان قصور عقل از دریافت مناطات احکام است، به نفی و طرد عقل از ساحت استنباط پرداخته است. پس مادامی که وجه مذکور پاسخ داده نشود، وجهی برای تمسّک به احکام عقل در فرایند استنباط باقی نمی ماند. تاکید همزمان بر عقل گرایی و قطع گرایی در حوزه استنباط ناممکن بوده و در این حوزه امکان سنجی اعتبار و حجّیت ظنون عقلیه قابل مطالعه و ارزیابی است.
۲۸.

نگرشی تحلیلی بر جایگاه اسم دهر عرفانی در هستی شناسی شهودی(مقاله پژوهشی حوزه)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۸ تعداد دانلود : ۱۸۴
اسم دهر به عنوان یکی از اسماء کلّیه الهیه در نظام اسمائی عرفان جایگاه ویژه ای دارد.ماهیت شناسی این اسم جزء سرفصل های مهجور ، در آثار مکتوب عرفان نظری است.هر چند معمار ساختمان حکمت شهودی یعنی ابن عربی و شارحان متقدّم مکتب او ، سطرهایی کوتاه در معرّفی این اسم در میراث معرفتی خود به یادگار گذاشتند ، امّا اهتمام به ماهیّت شناسی تفصیلی این اسم وشناخت جایگاه آن از منظر هستی شناسی ، در محافل علمی و آثار عرفانی ، به ویژه در دوره معاصر مورد توجه قرار نگرفته است .اسم دهر در عرفان پاسخی برای علّت همه تقدم ها و تاخر ها در سرتاسر پهنه هستی است . و با نگاه توحیدی ناب ، این قبل و بعد بودن را تنها به خصوصیات ذاتی اشیاء منتسب نمی کند ، بلکه آن را به احکام یکی از اسمای الهی با عنوان دهر منسوب می نماید. لذا در این نوشتار، با روشی تحلیلی بر پایه سخنان قدما ، ماهیّت این اسم الهی و جایگاه آن در هستی شناسی شهودی به عنوان روح زمان و اصل همه تدرّج ها از جمله ترتیب شرایع و تدوین ادوار تاریخی بشر، به صورت تفصیلی مورد بررسی و تحلیل قرار گرفته، و همچنین مرزهای دقیق معرفتی این اسم بامفاهیم مشابه، مثل مشیت الهی و اسم مقدِّر نیز مشخّص گردیده است.
۲۹.

تحلیل و بررسی معانی و لوازم کمال جلاء و کمال استجلاء از منظر عارفان مسلمان(مقاله پژوهشی حوزه)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۱ تعداد دانلود : ۱۴۸
از جمله اصطلاحاتی که در طول تاریخ عرفان اسلامی همواره مورد توجّه قرار عارفان الهی بوده است، دو اصطلاح کمال جلاء و استجلاء است. گرچه برخی از ریشه ها و معانی مشابه آن در متون دینی یافت می شود، لکن می توان چنین گفت که واضع این دو اصطلاح عارفان بوده اند. صدرالدین قونوی از جمله عارفانی است در تبیین این دو اصطلاح کوشیده است که درواقع می توان چنین گفت که نخستین عارفی بود که به طور صریح به توضیح آن پرداخته است. پس از وی فرغانی دیگر پیرو مکتب ابن عربی، به طور تفصیلی سعی در تبیین و توضیح این دو اصطلاح کرده است. وی رابطه میان کمال اسمائی و کمال ذاتی را به طور دقیق مورد تبیین قرار داده و لوازم این دو مفهوم را به طور تفصیلی مورد بحث قرار داده است. فناری نیز همین تحلیل وی را مورد پذیرش قرار داده است. نگارنده در این مقاله کوشیده است که تعاریف مختلف این دو اصطلاح و لوازمی که برخی از عارفان الهی از تبیین این دو مفهوم بیان نموده اند را توضیح دهد، از این جهت ارائه تعریفی واحد از این دو اصطلاح دشوار خواهد بود. در این مقاله به روش تحلیلی- تطبیقی رویکردهای مختلف عارفان الهی در این باره مورد تبیین قرار خواهد گرفت.
۳۰.

رابطه ی عشق و کمال نفس و نمود رفتاری انسان عاشق در آراء ابن سینا و ملاصدرا(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۹ تعداد دانلود : ۱۸۲
عشق که ابتهاج حاصل از حضور ذات زیبا و بر دو قسم حقیقی و مجازی است، یکی از راه های تکامل نفس محسوب می شود. عشق حقیقی همان حبّ شدید به ذات و صفات الهی، و عشق مجازی حبّ و اشتیاق به غیر ذات اوست که خود به دو نوع نفسانی و حیوانی تقسیم می شود. در نگاه ابن سینا مشاکلت جوهری نفس عاشق و معشوقْ مبدأ عشق نفسانی است و خواهش لذت و شهوت حیوانیْ مبدأ عشق حیوانی. ملاصدرا نیز مبدأ عشق نفسانی را اتحاد نفس عاشق و معشوق ازطریق استحسان و تمثّل زیبایی های ظاهری و باطنی دانسته است. ازآنجا که عشق مجازیِ نفسانی سبب تلطیف سرّ در فرد عاشق می شود، می تواند به عنوان راهی برای وصول به عشق حقیقی استفاده شود؛ چراکه روح را آماده ی دریافت کمالات متعالی می نماید. از دید ابن سینا کمال حقیقی انسان وصول تام به خدا و اتصال به کمالات حقیقی و درک بی واسطه ی همه ی حقایق هستی است. صدرالمتألهین نیز با تمسک به سه اصل تشکیک در وجود، حرکت جوهری و اتحاد عاقل و معقول، به نحو مبسوط به تبیین تکاملی وجود انسان پرداخته و کمال نهایی انسان را وصول به مقام فناء فی الله معرفی کرده است. ستاندن خودبینی، ایجاد شجاعت برای عاشق، ایجاد نیروی سخاوت، تکمیل نفس و بروز استعدادهای حیرت انگیز باطنی و ابتهاج ازجمله ثمرات عشق است.
۳۱.

رویکرد ذاتی معرفت در تبیین نظریات علمی از منظر شهید صدر(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۳ تعداد دانلود : ۴۹
نظریات علمی قضایای عام و تعمیم یافته ای هستند که از تکرار مشاهدات خاص ،عمومیت و تعمیم خود را با استقرا بدست آورده اند.در خصوص این سیر از خاص به عام و تعمیمی که دراستقرا هست رویکردهای مختلفی مطرح شده برخی با رویکرد عقلی این تعمیم را بواسطه قیاس و یک سری قضایای پیشینی عقلی تبیین نموده اند، نماینده این رویکرد ،منطق ارسطویی است و برخی دیگر با رویکرد تجربی و حسی نگرشهای مختلفی به این تعمیم داشته اند ، دسته ای این تعمیم را به واسطه استقرای گسترده تر و شاملتر یقینی و قابل اعتماد و دسته ای این تعمیم را بر عدم آن ترجیح داده و آن را بشکل مرجوح پذیرفته اند ولی دسته دیگر این تعمیم را غیر منطقی ، و آن را رد کرده اند وتفسیری روانشناختانه به مسئله استقرا داشته آن را عادت ذهن دانسته و هیچ گونه ارزش منطقی برای آن قائل نیستند. شهید صدر با بررسی این رویکرد ها وتدقیق در اشکالات ،برخی از آنها را وارد دانسته، رویکردی مختص به خود ارائه می دهد این رویکرد را "رویکرد ذاتی معرفت" نام می نهد ایشان در این رویکرد در راستای توسعه و نمو معرفت، نتیجه گیری را به دو شکل می داند "توالد موضوعی" و "توالد ذاتی " و بیان می دارد که اشکال منطق ارسطویی در تبیین تعمیم استقرا این است که صرفا با توالد موضوعی نتیجه گیری می کندمی داند درحالی که بخش اعظم نتیجه گیری با توالد ذاتی انجام می گیرد .این نحوه از نتیجه گیری تنها اختصاص به رویکرد مطروحه خودش دارد
۳۲.

تحلیل آرای مثبتان و منکران قاعده الواحد در سنت فلسفی و کلامی با تأکید بر نوآوری های ملاصدرا(مقاله پژوهشی حوزه)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۵ تعداد دانلود : ۴۵
«قاعده الواحد» به مثابه اصلی بنیادین در تبیین علیت و نظام صدور، امتناع صدور کثیر از واحد بالذات را لازمه بساطت و وحدت حیث تعقل و تعلق آن می داند؛ زیرا صدور کثیر متوقف بر حیثیات متکثره و تعینات متباینه در مبدأ فاعلی است که با اطلاق وحدت حقیقی ذات واجب الوجود در تعارض است. ابن سینا و خواجه نصیر در سنت مشاء، این قاعده را از بدیهیاتی نزدیک به فطریات عقل معرفی کرده اند؛ در مقابل، متکلمانی چون شیخ مفید و غزالی با استناد به تجرد مطلق ذات و توحید افعالی، قاعده الواحد را نفی و صدور کثرت را با تساوی نسبت فعل الهی به ممکنات و نفی ترجیح بلامرجح توجیه می کنند. پژوهش حاضر با روش توصیفی - تحلیلی و با شیوه تطبیقی و انتقادی و با استفاده از منابع کتابخانه ای، ابتدا به تبیین مفهوم الواحد می پردازد و سپس مهم ترین آرای مثبتان و منکران این قاعده را بررسی و در بعضی فروض نقد می کند و درنهایت بر دیدگاه ملاصدرا و نوآوری او تأکید می ورزد. منشأ انکار الواحد بر اساس این پژوهش، نداشتن تصور صحیح وحدت حقیقی و بساطت ذات واجب است و رأی مختار، دیدگاه ملاصدرا است که با ارتقای تبیین الواحد به رویکردی تجلّی محور و تلقی صدور به مثابه تجلی وجود بسیط الحقیقه، نظامی منسجم بنا می نهد که هم مقتضای برهان عقلی و هم هم ساز با شهود عرفانی است؛ در این نگاه، کثرت نه نافی وحدت، بلکه مرتبه ای از تعین حقیقت واحد است و رابطه واحد و کثیر نه تقابل عرضی، بلکه تشأن طولی در سیر وجود است.
۳۳.

پی جویی دیدگاه ابن سینا در ارتباط با مسئله بازنمایی ذهنی در اندیشه فلسفه ذهن معاصر(مقاله پژوهشی حوزه)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۶ تعداد دانلود : ۳۳
نظریه بازنمایی، یکی از نظریات معرفت شناختی مطرح شده در حکمت سینوی است که در دوران معاصر نیز ، به دلیل قدرت تبیینی بالای آن در چگونگی تحقق شناخت نسبت به عالم خارج، با حصول تغییراتی در آن، مورد پذیرش بسیاری از فیلسوفان ذهن واقع شده است. در همین راستا، این نگارش کوشیده است که با جمع آوری و دسته بندی مطالب از منابع مرتبط و با اتّخاذ روشی تحلیلی، سعی در اثبات این فرضیه نماید که علی رغم وجود فاصله زمانی حدود هزار ساله میان ابن سینا و فیلسوفان ذهن معاصر و گسترش مطالب تجربی مرتبط با این نظریه، علاوه بر آنکه شباهت هایی میان نظرات او و برخی فیلسوفان معاصر وجود دارد، در بسیاری از نقاط اختلاف موجود در میان دیدگاه های او و این فیلسوفان نیز، پاسخ هایی با توجه به مبانی حکمت سینوی می توان ارائه نمود که حاکی از پویایی اندیشه او در مواجهه با مسائل معرفت شناختی معاصر است. علاوه بر این، دلایل وجود مفارقت و مشابهت در میان نظرات او و فیلسوفان معاصر ، از دیگر موارد مورد توجه این نگارش بوده است.
۳۴.

مدرسه فلسفی سبزوار: از شکوفایی تا افول؛ واکاوی علل و پیامدها(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۴ تعداد دانلود : ۱۲۰
مدرسه فلسفی سبزوار، که در نیمه قرن سیزدهم هجری به همت حاج ملاهادی سبزواری تأسیس شد، یکی از تأثیرگذارترین مراکز فلسفی ایران در دوران قاجار بود. این حوزه که تا سه نسل به حیات خود ادامه داد، به دلیل ویژگی های منحصر به فردش و تأثیر شگرف آن بر اندیشه فلسفی ایران، همواره مورد توجه پژوهشگران تاریخ فلسفه اسلامی بوده است. این پژوهش به بررسی علل شکوفایی و افول این مدرسه می پردازد و تلاش می کند به این پرسش پاسخ دهد که چه عواملی سبب رونق چشمگیر آن در دوران حیات بنیان گذارش شد و چرا پس از درگذشت وی رو به افول نهاد. یافته های پژوهش نشان می دهد که موقعیت علمی و فکری ممتاز حکیم سبزواری، تمرکز بر حکمت متعالیه، روش آموزشی متمرکز بر سلوک عملی، و جذب گسترده شاگردان از سراسر ایران و جهان اسلام، از مهم ترین عوامل شکوفایی این مدرسه بودند. در مقابل، وابستگی شدید آن به شخصیت مؤسس، ظهور مراکز فلسفی رقیب در تهران و مشهد، موقعیت سیاسی جغرافیایی سبزوار، فقدان نوآوری و عدم توجه به فلسفه های جدید، از جمله عوامل اصلی افول آن به شمار می روند. این پژوهش با رویکرد تحلیلی-تاریخی، نشان می دهد که مدرسه فلسفی سبزوار، علی رغم افول تدریجی، تأثیرات عمیقی بر تداوم و توسعه حکمت متعالیه در ایران بر جای گذاشته است.
۳۵.

علیت در نظام کلامی معتزله: مفهوم شناسی، فروعات و مصادیق(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۸ تعداد دانلود : ۱۱۹
معتزله به عنوان یکی از جریان های اصلی کلامی در عالم اسلام به بحث علیت، فروعات و مصادیق آن، در قالب مباحث گوناگون کلامی همچون خلقت، استطاعت، اراده و فاعلیت خدا و انسان در افعال مباشر و متولد پرداخته است که استخراج و تحلیل نظرات ایشان، سهمی بسزا در فهم سیر تفکر فلسفی و کلامی این نحله دارد و نیز نشان دهنده تأثیرپذیری فکری آن ها از سایر اندیشمندان است. معتزله بصره و بغداد که هرکدام به دو گروه متقدم و متأخر تقسیم می شوند، درباره تعریف و تبیین مفهوم علیت و اقسام آن، فروعات قاعده علیت، ملاک نیازمندی معلول به علت و نحوه علیت خداوند و انسان، آرای مشترک و گاه متفاوتی دارند. در این مقاله کوشیده ایم دیدگاه های دانشمندان برجسته معتزلی را از آثار معتبر ایشان درباره مباحث فوق، استخراج کرده و ضمن تبیین آرای مشترک، اختلاف نظرهای درون فرقه ای آن ها را نشان دهیم. در نهایت، به نظر می رسد دانشمندان معتزلی در مسائل متعددی همچون قاعده الواحد، علیت خداوند نسبت به جواهر و اعراض، چگونگی بقا و فنای اجسام، چیستی استطاعت و نیز علیت انسان در افعال متولد، با هم اختلاف نظر دارند. همچنین برخی از ایشان در مباحثی مانند قاعده الواحد و ملاک نیازمندی معلول به علت، به دیدگاه های فیلسوفان نزدیک شده اند.
۳۶.

ساختارشکنی به مثابه معرفت شناسی عقیم در ژاک دریدا(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۲ تعداد دانلود : ۴۲
مواضع معرفت شناختی ضمنی در فلسفه دریدا، تا حد زیادی مغفول مانده است، یکی از اهداف اثر حاضر، بهره گیری از روشی تحلیلی-انتقادی برای روشن کردن این جهان معرفت شناختی ضمنی و قرار دادن آن در معرض پرسش است. معرفت شناسیدریدا با مفاهیم “ساختارشکنی"، “تفاوت”، “دیگری” و “دال و مدلول” گره خورده است. این معرفت شناسی ساختارشکنانه مانند یک زمین بایر است که دلالت بر یک اراده معرفت شناختی معطوف به قدرت به مثابه هیچ دارد؛ گراماتولوژی به یک نیهیلیسم تبدیل می شود، زیرا همیشه به ادعای "نمی توانم" دیگری ختم می شود؛ به این معنا که ما "نمی توانیم" هیچ موضوع مورد بحثی را تعیین، تصمیم گیری و درک کنیم. دریدا معانی پایدار را به این دلیل رد می کند که دال ها و مدلول ها به آنچه نیستند وابسته اند و ماهیت متفاوت نشانه، معنا را به گونه ای بی ثبات می کند که مانع از خروج ما از بازی بی پایان دال ها می شود و معرفت شناسی را فاقد بارگاه و لنگرگاه می کند. دردریدا بی اعتمادی به چارچوب تاریخی برای جستجوی معانی و حقایق مهم است؛ به نظر او بشریت تاریخی همیشه این کار خطا را به نام حرکت از خطا به حقیقت انجام داده است. از نظر رویکرد تاریخی فکری، دریدا نه یک نیهیلیست، نه یک نسبی گرا و نه یک پرسپکتیویست واقعی است؛ اما مواضع او معرفت شناسی را در ورطه پوچ گرایی یا نازایی در خواهد انداخت.
۳۷.

معرفت شناسی عطار نیشابوری(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۸ تعداد دانلود : ۴۸
علم از نظر فلاسفه قدیم، دارای دو شرط ضرورت و کلیت است. معرفت حقیقی، معرفت کلی است و معرفت جزئی علم محسوب نمی شود. دسترسی به یقین از زمان ابن سینا تا عصرحاضر از نظر فلاسفه اسلامی ممکن تلقی شده است و با وجود مراحل متفاوت عقل گرایی، تجربه گرایی و ابطال گرایی در تاریخ علم، تغییری در مواضع آنان ایجاد نشده است. در متون عرفانی موضوع علم به صورت رمز و نماد مطرح شده است و عرفا علم کلی را ممکن نمی دانند و این موضوع را به زبان اشارت بیان کرده اند. از جمله عارفانی که به صورت مفصل به این موضوع پرداخته است عطار نیشابوری عارف قرن ششم و هفتم هجری است. عطار علم کلی و دسترسی به یقین را فاقد اعتبار و غیرعملی می داند و حکم به علم جزئی می دهد. هدف این مقاله توصیف معرفت شناسی عطار نیشابوری، علل عدم دستیابی به یقین از دیدگاه عطار نیشابوری و رویکرد تجربه گرایانه عطار به علم است که تداوم دیدگاه تجربه گرایان یونانی است.
۳۸.

مقایسه تواضع اخلاقی ازنظر حکمای مشاء با اخلاق اسلامی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۴ تعداد دانلود : ۱۲۹
معناشناسی اخلاق یکی از مباحث فلسفه اخلاق است که به تحلیل معناییِ مفاهیمی همچون تواضع می پردازد. مشائیان با قاعده زرین ارسطو به روش حدّ وسط به فضیلت می رسند؛ تواضع ازنظر مشائیان مفهومی بین افراط و تفریط در فروتنی، یعنی تذلّل و تکبر است که گروهی از آن ها تواضع را فردی و گروهی آن را براساس موقعیت اجتماعی توصیف کرده اند که هر کدام از دو گروه، سه دسته توصیف را دربردارند. دسته ای تواضع را صفتی درونی و دسته ای دیگر تنها رفتاری بیرونی می دانند و دسته ای دیگر به تلفیقی از هر دو قائل اند؛ با توجه به این دیدگاه اعتدالیْ تذلّل و تکبر همیشه از رذایل اخلاقی اند؛ اما از منظر اخلاق اسلامی تذلّل درمقابل برخی، همچون خداوند و تکبر درمقابل برخی، همچون متکبران و دشمنانِ حربی پسندیده است؛ ازاین رو تواضع باید به گونه ای توصیف شود که جامع افراد باشد؛ بهترین توصیفی که برای تواضع به ذهن می رسد، فروتنی درمقابل فراتری مطلق است که مصداق حقیقی اش فروتنی درمقابل خداست که فراتری را به نحو مطلق دارد؛ فراتر بودن وی به دلیل هستی بخش بودنش حقیقی و تامّ است و دیگر مصادیق تواضع به تبع تواضع درمقابل خداوندی است که آن فراتری را ایجادکرده است؛ ازاین رو این مصادیقْ بالاترین درجه کمال را نتیجه می دهند.
۳۹.

تلقی ابن سینا و ملاصدرا از بدن انسانی و تأثیر آن در نحوه تبیین معاد جسمانی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴۲ تعداد دانلود : ۱۶۶
معاد جسمانی از چالش برانگیزترین مسائل فلسفه اسلامی است که فیلسوفان بزرگی چون ابن سینا و ملاصدرا را به ارائه تبیین های متفاوتی واداشته است. این مقاله با روش توصیفی-تحلیلی و تمرکز بر آثار اصلی این دو فیلسوف، استدلال می کند که ریشه بنیادین اختلاف نظر آن ها در تبیین معاد جسمانی، بیش از هر عامل دیگری، به تلقی متفاوتشان از ماهیت، نقش و سرنوشت “بدن انسانی” بازمی گردد. ابن سینا با دیدگاهی دوگانه انگار و عمدتاً ابزاری نسبت به بدن، آن را جوهری متمایز از نفس، فسادپذیر و حتی مانع کمال نهایی نفس می داند. این نگرش، تبیین فلسفی بازگشت عین بدن عنصری را با محذورات جدی (امتناع اعاده معدوم، مشکل هویت) مواجه ساخته و او را به سمت تعبد به شرع در این باب سوق می دهد. در مقابل، ملاصدرا با تکیه بر مبانی حکمت متعالیه (اصالت وجود، حرکت جوهری)، بدن را مرتبه ای نازل و پویا از وجود نفس و در حال تکامل ذاتی به تبع حرکت جوهری آن می شمارد. این نگرش وحدت گرا و تکاملی، زمینه را برای ارائه تبیینی فلسفی از معاد جسمانی فراهم می آورد که در آن، بدن اخروی (مثالی)، نه اعاده بدن معدوم، بلکه مرحله تکامل یافته بدن دنیوی و ظهور نفس در نشئه ای بالاتر است که توسط خود نفس و متناسب با ملکاتش ایجاد می شود. بنابراین“فلسفه بدن”، نقطه عزیمت و کلید فهم گذار از رویکرد مشائی به صدرایی در مسئله معاد جسمانی است.
۴۰.

بررسی انتقادی ماده انضمامی بر مبنای فلسفه مشاء و حکمت متعالیه(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۰ تعداد دانلود : ۵۲
ماده انضمامی مشائی نخستین و فراگیرترین طرح تبیین فلسفی حرکت بر اساس مادیت و تجرد است. هر چند اصل اندیشه و اندیشه اصلی در اینباره غیر قابل انکار است، اما شیوه تحلیل مشائین از این مطلب، محدودیتهایی را در حل مسائل مترتب بر این مسئله بنیادی بوجود آورده است. اثبات و نیز تبیین این نظریه بر براهین معروف قوه و فعل، فصل و وصل و نیز برهان مبتنی بر قاعده حدوث زمانی استوار است. برای تبیین عمیقتر و نیز تعیین دقیقتر مواضع نقد، صورت منطقی این براهین ذکر و پس از آن نشان داده میشود که دیدگاه انضمامی به ماده نخستین، با مبانی اصلی حکمت مشاء مانند «اجتماع صور جسمی و نوعی»، «مساوقت وجود با وحدت و فعلیت» و نیز مبانی صحیح حکمت متعالیه مانند «اصالت وجود»، «وجود رابط» و «حرکت جوهری» از وجوه متعدد ناسازگار است؛ درنتیجه، باید از بنیانهای حکمت متعالیه راه دیگری برای تبیین حقیقت ماده استخراج و جایگزین ماده انضمامی کرد. این امر میتواند مبنایی برای بازشناسی مفاهیم «مجرد» و «مادی» و نیز حل مسائل دشوار حرکت و زمان و ایجاد سازگار ی بیشتر آموزه های فلسفی با یکدیگر، و نیز با آموزه های اسلامی باشد.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان