ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۴۱ تا ۶۰ مورد از کل ۶٬۱۹۸ مورد.
۴۱.

تحلیل زمینه محور «انسان سیاسی» در اندیشه ابوعلی مسکویه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴۱ تعداد دانلود : ۱۴۸
انسان شناسی از مباحث بنیادین فلسفه و به خصوص فلسفه سیاسی است. هر فیلسوف(سیاسی) لاجرم به بحث انسان توجه ویژه ای داشته و با مطالعه انسان شناسی یک فیلسوف بهتر می توان نگاه سیاسی او و اثرات این نگاه بر جامعه را فهم کرد. به تعبیری شناخت انسان، همواره از دغدغه های مهم بشری در اعصار مختلف بوده است. در این میان، شناخت بعد سیاسی انسان در تنظیم بهتر مناسبات اجتماعی کمک شایانی می کند. این مسئله توجه به انسان شناسی سیاسی در دانشگاه ها و پژوهشگاه های کشورهای توسعه یافته را بالا برده است. سؤال اصلی این مقاله این است که انسان سیاسی مدنظر مسکویه فیلسوف انسان گرای اسلامی چگونه انسانی است؟ برای تحلیل آن از روش زمینه محور کونتین اسکینر استفاده می شود، بدین صورت که ابتدا به زمانه ابن مسکویه رجوع و چرایی توجه به انسان را در دوره آل بویه واکاوی می شود و سپس به تحلیل انسان سیاسی مسکویه ای در قالب آن زمینه پرداخته می شود. یافته های پژوهش نشان می دهد، انسان مدنظر مسکویه در صورت فضیلت مندی صاحب حق سیاسی می شود، این نگاه درس های پیشروی ما می گذارد که می توان در تنظیم مناسبات سیاسی از آن بهره برد.
۴۲.

نسبت «عقل» و «خیر» در فلسفه فارابی (با نگاهی به کارکرد آن در رهیافت انسان پسامدرن)(مقاله پژوهشی حوزه)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۲ تعداد دانلود : ۳۳
«عقل» در مجموعه آثار فارابی، به مثابه قوه ای از قوای نفس انسانی که او را از دیگر حیوانات متمایز می سازد، دارای جایگاهی بس رفیع است. مسئله پژوهش حاضر این است که عقل به این معنا چه نسبتی با «خیر» دارد و آیا چنین نسبتی می تواند نقشی در رهیافت انسان پسامدرن ایفا کند؟ فارابی در رساله فی العقل، شش اطلاق یا معنا را برای عقل در نظر گرفته است، اما آنچه از معانی عقل، در مبحث «خیر» و «خیرخواهی»، مدخلیت تام دارد، به ویژه معنای اول (تعقل به معنای کلی و تأمل نیکو در استنباط افعال خیری که شایسته عمل کردن هستند) و معنای چهارم (عقل عملی و ناظر به وجه اخلاقی) است. همچنین فارابی در رساله فصول منتزعه، نسبت عقل، فضیلت و سعادت را ترسیم می کند و در لابه لای مباحث خویش متعرض بحث از خیر نیز می شود. در این رساله، قوای نفس به ویژه عقل با فضیلت ها و سعادت انسانی نسبتی وثیق دارند و وصول به سعادت غایی، بالمآل، در گروِ کسب فضیلت های قوه ناطقه به ویژه «تعقل» و «عقل عملی» است. بااین حال، انسان پسامدرن، با چالش های عملی و انضمامیِ جدی روبه روست که از آن جمله می توان به برخی از «شرور خودخواسته» اشاره کرد. پژوهش حاضر، با روش توصیفی تحلیلی و با رویکرد عقلی نشان داده است که شرور خودخواسته بشری در دوره ما بالمآل معلولِ «جداسازی عقل و خیر» و «تغییر معنای این دو» هستند و نگره فارابی در نسبت عقل و خیر می تواند با از میان برداشتن این دو علت، معلول آن ها را تا حد قابل توجهی تحت کنترل انسان درآورد.
۴۳.

بررسی تطبیقی امکان استفاده از برهان لمّی در علم فلسفه از دیدگاه علامه طباطبایی و علامه مصباح(مقاله پژوهشی حوزه)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۰ تعداد دانلود : ۲۹
به صورت کلی می توان گفت بین حکما و فلاسفه در عقلی بودن روش تحقیق علم فلسفه اختلافی نیست، بین استدلال های عقلی غیرمباشر، فلسفه تنها از برهان بهره می برد. برهان به سه قسم تقسیم شده است؛ زیرا جهت انتاج صحیح نتیجه، یا از علت به معلول سیر می شود (برهان لمّی)، یا از معلول به علت (برهان إنّ دلیل) و یا از احد المتلازمین به متلازم دیگر (برهان إنّ مطلق). علامه طباطبایی و علامه مصباح بدون اختلاف می فرمایند، در فلسفه نمی توان از برهان إنّ مطلق استفاده کرد، ولی می توان از برهان إنّ دلیل در این علم بهره برد؛ امّا در امکان استفاده از برهان لمّی در این علم بین آنها اختلاف وجود دارد. این پژوهش با روش توصیفی- تحلیلی درصدد پاسخ این پرسش برآمده است که بررسی تطبیقی امکان استفاده از برهان لمّی در علم فلسفه از دیدگاه علامه طباطبایی و علامه مصباح چگونه می باشد؟ در مقام پاسخ باید گفت، علامه طباطبایی قائل به عدم امکان استفاده از برهان لمّی در علم فلسفه بوده و بر آن استدلال اقامه فرموده است. امّا علامه مصباح در مقام ردّ دیدگاه ایشان چهار اشکال ذکر فرموده و ادعای خلاف آن را پذیرفته اند، امّا این تحقیق ضمن پاسخ به عمده اشکال های مزبور، دو اشکال دیگر به کلام علامه طباطبایی وارد کرده و با استدلال، به امکان استفاده از برهان لمّی در علم فلسفه قائل شده است.
۴۴.

تبیین عقلی نقش خیال در تبلیغ معرفت دینی از منظر حکمت اسلامی(مقاله پژوهشی حوزه)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۶ تعداد دانلود : ۳۹
در قلمرو معارف دینی، بهره گیری از عقل برهانی برای درک مفاهیم والا در همه انسان ها امکان پذیر نیست؛ زیرا بیشتر افراد با عالم محسوسات انس دارند و تحت تأثیر صور خیالی اند. بر این اساس قوه خیال به مثابه نقطه کانونی مشاعر انسان، با محاکات، خلاقیت و صورتگری در مقام تبدیل محسوس به معقول و برعکس نقش مهمی در معارف دینی در جایگاه نقطه آغازین (نه نقطه اوج) مورد توجه انبیای الهی بوده است. با بررسی آیات قرآن کریم و روایات معصومان (ع) نیز این حقیقت نمایان می شود که قرآن و اهل بیت (ع) از این روش برای القای معارف دینی در جان مخاطبان و پیروان خود بهره جسته اند. همین امر سبب شده است تا در فرایند تحلیل چگونگی وحی و ارتباط نبی با فرشته وحی و کیفیت ارتباط با مردم، نقش محاکاتی قوه خیال و تخیل ویژه نبی به مثابه مباحث ارزنده حکمت اسلامی مطرح باشد. در این مقاله با بررسی منابع دینی و حکمت اسلامی به روش تحلیلی، به تبیین عقلی نقش خیال در تبلیغ معرفت دینی از منظر حکمت اسلامی پرداخته می شود.
۴۵.

تحلیل اعتبارسنجی نظام برهانی ملاصدرا در اثبات مُثُل با تأکید بر آراء آیت الله جوادی آملی(مقاله پژوهشی حوزه)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۷ تعداد دانلود : ۵۳
این پژوهش با هدف ارزیابی نظام‌مند براهین چهارگانه‌ی ملاصدرا در اثبات هستی مُثُل افلاطونی و واکاوی نقدهای بنیادین آیت‌الله جوادی‌آملی بر آن‌ها صورت گرفته است. مسئلهٔ اصلی، بررسی میزان استحکام این ادله‌—شامل برهان‌های معرفت‌شناختی، حرکت، آثار در اجسام و ادراک—در مواجهه با انتقادات ساختاریِ فیلسوف معاصر است.ملاصدرا با تکیه بر اصولی چون اصالت وجود و تشکیک، مُثُل را جواهر مجرد و علل وجودی انواع طبیعی می‌داند. در مقابل، جوادی‌آملی با پذیرش اصل مُثُل، تقریرهای برهانی صدرا را به‌دقت نقد می‌کند. از نگاه وی، برهان‌های حرکت و آثار در اجسام تنها به اثبات یک مبدأ مجرد کلی می‌انجامند و قادر به اثبات کثرت مُثُل برای هر نوع نیستند. همچنین در برهان معرفت‌شناختی، مسئلهٔ وحدت صورت عقلی با کثرت مسیرهای سلوک افراد ناسازگار می‌نماید.با روش تحلیلی-تطبیقی، این تحقیق نشان می‌دهد که اگرچه نقدهای مذکور ضعف‌هایی در صورتبندی برخی ادله آشکار می‌سازند، اما هستهٔ اصلی نظریه با بازخوانی در پرتو اصول حکمت متعالیه—به ویژه تشکیک وجود و وحدت در عین کثرت—قابل دفاع است. در نتیجه، نقدهای جوادی‌آملی نه ردِّ کلیت نظریه، بلکه تصحیحی درون‌ماندگار بوده و انسجام درونی و پویایی دستگاه فلسفی صدرایی را بیش‌تر نمایان می‌سازد.
۴۶.

بررسی انتقادات استاد فیاضی به براهین ابن سینا در استحاله ی تناسخ مُلکی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۲ تعداد دانلود : ۱۵۴
در طول تاریخ فلسفهْ تناسخ ارواح یکی ازنظرِیاتی است که جهت تبیین پاداش یا عقاب افعال و میل به جاودانگی انسان ها مطرح شده است. براساس این نظریهْ پس از مرگْ روح انسان به بدن حیوان یا انسان دیگری تعلق می گیرد که این تعلق به جهتِ سازگاری و تناسب میان روح و بدن در اخلاق و ملکات کسب شده است. ابن سینا یکی از فیلسوفانی است که به بررسی و نقد نظریه ی تناسخ ارواح می پردازد. ایشان ادعای تعلق نفس انسانی به بدن حیوان یا انسانی دیگر را با اقامه ی دو برهان ابطال می نماید. از دیدگاه ابن سینا در فرض تناسخ لازم می آید دو نفس ناطقه به یک بدن تعلق یابد. همچنین در این فرض به دلیلِ نبود بدن جسمانی، لازم می آید نفس از انجام افعال بازماند، که هر دو لازمه محال اند. استاد فیاضی نسبت به این براهین انتقاداتی وارد نموده که به نظر نگارندگان با بررسی و دقت در مبانی فلسفی شیخ الرئیس می توان همچنان از دیدگاه ایشان دفاع نمود و به اشکالات استاد فیاضی پاسخ داد. استاد فیاضی نسبت به این براهین انتقاداتی را وارد نموده که به نظر نگارندگان با بررسی و دقت در مبانی فلسفی شیخ الرئیس می توان هم چنان از دیدگاه ایشان دفاع نمود و به اشکالات استاد فیاضی پاسخ داد. کلیدواژگان: ابن سینا، تناسخ، نفس ناطقه، بدن، فیاضی. کلیدواژگان: ابن سینا، تناسخ، نفس ناطقه، بدن، فیاضی. کلیدواژگان: ابن سینا، تناسخ، نفس ناطقه، بدن، فیاضی.کلیدواژگان: ابن سینا، تناسخ، نفس ناطقه، بدن، فیاضی.
۴۷.

ضرورت احیای مفهوم علم مقدس در پارادایم مدرن تربیت(مقاله پژوهشی حوزه)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۸ تعداد دانلود : ۴۸
مفهوم علم مقدس در عصر حاضر به‌عنوان ضرورتی برای بازتعریف در پارادایم مدرن تربیت مطرح است. علم تنها پژوهش دنیوی درباره طبیعت نیست و می‌توان طبیعت را از سر دقت و با نگاهی منطقی و در عین حال از منظر قدسی به کاوش گرفت. پژوهش حاضر با هدف تبیین جایگاه «علم مقدس» در نظام تربیتی معاصر و با اتکا به آرای سنت‌گرایانی چون نصر، شوان و گنون صورت گرفته است. این پژوهش که به روش تحلیل محتوای کیفی و استنتاج فلسفی انجام شده و با تحلیل مبانی فلسفی سنت‌گرایان در سه محور، در پی پاسخ به این پرسش اساسی است که چگونه می‌توان با احیای مفهوم علم مقدس، بحران معنویت در پارادایم مدرن تربیت را مورد توجه قرار داد. این پژوهش علاوه بر تبیین فلسفی، الگویی عملیاتی برای تلفیق علم مقدس در برنامه‌ریزی تربیتی معاصر ارائه می‌دهد. دستاورد نوآورانه این پژوهش، ارائه چارچوبی کاربردی برای بازطراحی برنامه‌های تربیتی با تکیه بر اصول علم مقدس است. یافته‌ها نشان می‌دهد که علم مقدس به مثابه دانشی جامع‌نگر، می‌تواند با تأکید بر اهدافی همچون «پرورش بعد متعالی انسان»، «کشف عظمت درونی یا هویت‌یابی معنوی»، «ایجاد هماهنگی بین ساحت‌های مختلف وجودی» و «نظم‌بخشی به نفس»، زمینه‌ساز تربیتی متوازن و همه‌جانبه گردد. روش‌های پیشنهادی در این راستا شامل بازنگری در مفهوم دین، بهره‌گیری از هنر مقدس، تعادل‌بخشی به عقل، و توجه به مسیر درونی است. در نهایت، این پژوهش بر این نتیجه تأکید می‌ورزد که رویکرد سنت‌گرایانه با تکیه بر بن‌مایه‌های معنوی و حکمت جاودان، نه تنها ظرفیت لازم برای غنا بخشیدن به پارادایم مدرن تربیت و زدودن غبار تک‌بعدی‌نگری را داراست، که می‌تواند به تعالی معنوی و تکوین هویت یکپارچه و متعادل انسانی در رویارویی با پیچیدگی‌های جهان نو بینجامد
۴۸.

چرایی تألیف رساله «الجمع» توسط فارابی؛ یک اشتباه تاریخی یا ایده ای بزرگتر؟(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۶ تعداد دانلود : ۴۳
رساله معروفِ فارابی موسوم به «الجمع بین رأی الحکیمین» در صدد آن است که نشان دهد علی رغم اعتراضاتی که مردم عصر فارابی به وجود اختلافات اساسی میان افلاطون و ارسطو _به عنوان دو تن از اعلام فلسفه_ و در نتیجه بی اعتباری روش فلسفی می کردند، میان آن دو اختلافی وجود نداشته است و برداشت اختلافات، نتیجه نگاه های سطحی است. ما ضمن پاسخ به کسانی که در انتساب رساله الجمع به فارابی تشکیک کرده اند، به بررسی این مطلب خواهیم پرداخت که چرا فلاسفه نخستینِ جغرافیای اسلام مجبور بودند الجمع بنویسند و در پی چنین اندیشه ای باشند. توجه به این «چرایی» حلقه گمشده، و پاسخ به منتقدینی خواهد بود که الجمع را بدون توجه به کارکردش در آن برهه زمانی، مولود یک اشتباه تاریخی پیرامون اثولوجیا می پندارند؛ توجه فارابی به ارسطو، و ترجیح دادن برخی آرای وی به افلاطون، خود مؤید این نکته است که حتی خود فاربی نیز برخلاف روح کلی رساله الجمع، اختلافاتی بین ارسطو و افلاطون قائل است. این مقاله در پی ترسیم روح حاکم در عصر فارابی است که نشان می دهد «الجمع» رساله ای برای نجات فلسفه در برهه ای خاص بوده که چه بسا نویسنده اش نیز به خوبی آگاه بود که کارکرد رساله اش صرفا برای آن مقطع زمانی است؛ بگونه ای که امروزه واضح است برخلاف عصر فارابی هیچ نیازی وجود ندارد که ثابت کنیم افلاطون و ارسطو هیچ اختلافی نداشته اند، بلکه وجود اختلافات اساسی بین ایشان به بدیهیات و مسلمات پذیرفته شده نزد متخصصین فلسفه یونان تبدیل شده است. پژوهش حاضر با مطمح نظر قرار دادن عوامل تاریخی به بررسی این موضوع می پردازد.
۴۹.

نقد عقل در شناخت ماوراءالطبیعه: تحلیل تاریخی دیدگاه های اسلامی از نص گرایی تا تفکیک با تأکید بر آرای میرزا مهدی اصفهانی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۳ تعداد دانلود : ۵۲
این پژوهش با اتخاذ روشی توصیفی - تحلیلی، جایگاه اندیشه میرزا مهدی اصفهانی را در بستر سیر تطوّر نقدهای وارده بر اعتبار شناخت عقلانی در حوزه ماوراءالطبیعه مورد واکاوی قرار می دهد. با تقسیم بندی پنج گانه ادوار تاریخی و بررسی اندیشه های محدودگرا، به سه جریان فکری عمده (نص بنیاد، شهودبنیاد و تلفیقی) رسیده شد. مطالعه تطبیقی نشان می دهد نظریات اصفهانی عمدتاً ریشه در آرای علمای نص بنیاد پیشین دارد و به همین خاطر نمی توان نظریه ایشان را، ایده ای کاملا بدیع و نوآورانه تلقی نمود. وی در ادامه سنت نقد عقلانیت فلسفی، با ارائه چارچوبی خاص در باب کارکرد عقل در حیطه شریعت(عقل سمعی) و نیز با طرح انگاره «عقل وعلم نوری»، کوشید الگویی متفاوت در تنظیم نسبت عقل و نقل عرضه کند. این چارچوب، ضمن التزام به مرجعیت نصوص دینی، سعی دارد با بهره گیری حساب شده از ظرفیت های عقلی، از دام افراطی گری جریان های صرفاً نقلی مانند اخباریان بپرهیزد. ارزیابی انتقادی این نظام نشان می دهد که تنش های درونی میان نظریه (نفی مطلق برهان) و عمل (استفاده گسترده از استدلال) و همچنین ابهامات مختلف در تبیین نظام معرفت شناسی پیشنهادی،از چالش های اساسی این دیدگاه محسوب می شوند. یافته ها نشان می دهد ارائه نظام معرفت شناسی دینی منسجم، ناگزیر از بهره گیری از ظرفیت های تحلیلی عقل است.
۵۰.

ادراکات پایدار در اندیشه ابن سینا(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۲ تعداد دانلود : ۱۲۵
در آراء ابن سینا در ضمن بحث از ملکات به معارف و مدرَکات ازمنظر پایدارگی و رسوخ توجه شده است. سوی دیگر این بحثْ جست وجو در نقش تکرار و عادت در شکل گیری ملکات و تأثیر آن بر معلومات و معارف است. این تحقیق به پرسش هایی نظیر «چگونه تکرار و عادت می تواند به شکل گیری ادراکات پایدار منجر شود؟» پاسخ می دهد. ابن سینا در فلسفه خود دو تقسیم برای ورود به قلمرو ادراکات پایدار مطرح می کند. ایشان ابتدا به تقسیم کیفیت ها، هیئت، و حالت های نفسانی به طبیعی و اکتسابی می پردازد. در قسم کیفیات اکتسابی درباره نقش تکرار و عادت در تشکیل معارف راسخ سخن می گوید. وی در تقسیم دیگری کیفیات و حالات نفسانی را بسته به جایگاه و محل بروز آن ها تقسیم می کند: به بیانِ وی کیفیات موجود در نفس ناطقه یا به گونه ای اند که زوال و انحلال آن ها سخت و گاهی ممتنع است، یا اینکه به آسانی در معرض تغییر و دگرگونی قرار دارند. او این دو قسم را به ترتیب «ملکه» و «حال» نامیده است. ابن سینا در کتاب شفاء ، بخش منطق مقولات نیز بیان می کند که علوم و فضایل به نوعی از ملکات اند. نشان دهنده تأکید بر ملکه سازی و توجه به ادراکات پایدار در تفکر اوست. این مطالعه با روشی توصیفی تحلیلی «طبیعی سازی علوم و معارف» را از دیدگاه ابن سینا در ارتباط با ملکه سازی تبیین می کند؛ چراکه ملکات به مثابه طبیعت دوم مطرح اند.
۵۱.

نقد برداشت غزالی از عبارات ناظر به شراب خواری ابن سینا(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۹ تعداد دانلود : ۱۶۰
غزالی از مخالفان بزرگ و نامدار فلسفه است. او تلاش خود را برای مقابله با فلسفه و فلاسفه ازطریق نقد نظری و عملی، اثبات تهافت درونی، نقدهای بیرونی و ارزیابی شخصیت و رفتارهای فیلسوفان به کارگرفته است. او در برخوردی روان شناختی ابن سینا را که نماینده رسمی جریان تفکر فلسفی عصر او  به حساب می آید به بی اعتنایی به احکام شریعت و ارتکاب برخی معاصی ازجمله شرب خمر متهم کرده است. این شیوه بر توده مردم که تابع احساسات و عواطف اند و محبت و نفرت آن ها در پذیرش و انکار افکار نقشی اساسی دارد، بسیار اثر گذار است. بخشی از ادعا و دلیل غزالی در این زمینه ناظر به عباراتی است که از خود ابن سینا یا درباره او نقل شده است. مسئله تحقیقْ بررسی میزان دلالت و اعتبار این نحوه استناد در اثبات مدعای موردنظر است. در این مقاله به روش تحلیلی ادلّه و عبارات ادعاشده تجزیه و تحلیل شده و نشان داده شده است که: 1) دراین باره گزارش های مورداستناد گرفتار تعارض و تهافت در محتوا است. در این گزارش ها ابن سینا در حل مسائل علمی به نماز و قرآن و معنویت و التجاء به درگاه خدا معتقد است و بلافاصله بعد از بازگشت از مسجد به ارتکاب شرب خمر اقدام می کند؛ 2) لفظ «مشروب» و «شراب» میان «شراب، شیره، آبمیوه و معجون» مشترک است و ترجیح شراب انگوری دلیل موجهی ندارد؛ 3) آراء فقهی در حرمت و حلیت برخی اقسام شراب، مانند شراب خرما، و شرایط آن ها مختلف است و مطابق قرائن و شواهد، در فقه رایج آن زمان مشروب مورداستفاده ابن سینا و دیگران حرمت نداشته است؛ بنابراین جهات برداشت غزالی محلّ تأمل و تردید است.
۵۲.

بررسی توانایی های ادراکی ماشین ها در درک احساسات انسان بر اساس نظریه ی صورت های نوعیه در حکمت متعالیه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۰ تعداد دانلود : ۱۴۴
این مقاله به بررسی امکان درک حقیقی احساسات انسانی توسط ماشین ها از منظر فلسفه ی صدرایی و نظریه ی صورت های نوعیه می پردازد. با وجود پیشرفت های چشمگیر در زمینه های پردازش زبان طبیعی، بینایی ماشین و یادگیری عمیق، هنوز این پرسش مطرح است که آیا ماشین ها صرفاً داده ها را پردازش و شبیه سازی می کنند یا به ادراک واقعی از احساسات دست می یابند؟ بر اساس مبانی حکمت متعالیه، ادراک احساسات امری فراتر از بازتاب های عصبی است و به نحوی از علم حضوری و تحول درونی نفس مرتبط است. در مقابل، ساختار هوش مصنوعی فاقد جوهر مجرد و قوه ی ادراکی است که بتواند به واسطه ی آن به تجربه ی درونی و حضوری دست یابد. مقاله ی حاضر، با تحلیل تفاوت ماهوی میان پردازش داده و ادراک حقیقی، به محدودیت های ذاتی هوش مصنوعی در این حوزه می پردازد و پیشنهادهایی برای طراحی سامانه هایی با ساختار شبه ادراکی ارائه می دهد. نتیجه آنکه درک حقیقی احساسات امری انسانی و وجودی است که در افق هستی شناسی ماشین نمی گنجد.
۵۳.

بررسی تأثیر سوبژکتیویزم دکارتی و کانتی بر سکولارسازی علم(مقاله پژوهشی حوزه)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۹ تعداد دانلود : ۵۰۵
سکولاریزاسیون علم در میان ساحت های مختلف سکولاریزم، از مهم ترین و مغفول ترین آنهاست. مسأله اصلی این مقاله نشان دادن تأثیر سوبژکتیویزم (به ویژه در قرائت دکارتی و کانتی آن) در سکولاریزاسیون علم است. در این تحقیق که با روش توصیفی تحلیلی سامان یافته، روشن می شود سوبژکتیویزم یکی از زیربنایی ترین مبانی شکل دهنده متافیزیک جدید است که بر مبانی و مسائل علم مدرن تأثیر داشته است. سوبژکتیویزم اگرچه با انگیزه مخالفت با شکاکیت از سوی دکارت طرح شد، بشر را در شک گرایی پیچیده تری فروبرده و بسیاری از دانشمندان از دست یابی به واقعیت فی نفسه ناامید ساخت. بر پایه این نگرش، مفاهیم قدسی و اخلاقی، ذهنی شمرده و ارتباط علوم با مبادی متافیزیکی آنها مانند باور به وجود خدا، غایت مندی جهان، ضرورت علّی و ... گسسته می شود. سوبژکتیویزم در ادامه به بنیاد اصلی اومانیسم، عقلانیت خودبنیاد و نفی مرجعیت دین تبدیل شد. هر کدام از این نتایج به نوعی، کنار نهادن مبادی متافیزیکی و وحیانی را برای متفکران غرب جدید موجه ساخته است. این دیدگاه به لحاظ منطقی نقائص معرفت شناختی جدی دارد و از نظر کارکردی نیز پیامدهای ناگواری در علم جدید داشته است.
۵۴.

تشریح آموزه برائت مبتنی بر دیدگاه عرفانی (با تأکید بر نظرات امام خمینی و نگاهی به آراء آیت الله جوادی آملی)(مقاله پژوهشی حوزه)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۵ تعداد دانلود : ۱۲۹
عرفان شیعی، اگر تعریفی متمایز از سایر عرفان ها ارائه ندهد، بی تردید، سرچشمه های منحصر به فرد (مثل روایات و ادعیه مأثوره با افقهای معرفتی متفاوت) و در نتیجه آموزه هایی دارد که در سایر نحله های عرفا نی، تقریبا اثری از آن آموزه ها به چشم نمی خورد. هدف این نوشتار که با روش تحلیلی توصیفی نگاشته شده آن است که به تبیین مسأله «برائت در عرفان شیعی» به عنوان آموزه ای که سایر عرفان ها فاقد این آموزه هستند. این مقاله، برائت را در دو قوس صعود و نزول مورد واکاوی قرار داده و به اثبات این فرضیه پرداخته است که برائت در قوس صعود، به عنوان یک مقام سه مرحله ای قابل طرح است که سالک الی الله با پیمودن این سه مرحله از غیر خدا بریده می شود. در این معنا، برائت عرفانی تفاوت های فاحشی با برائت از نگاه متکلّمان شیعه دارد. در قوس نزول نیز، این فرضیه مطرح می شود که مظهر «اسم بریء» حضرت زهرا3 است که با تناکح اسمائیه در کنار مظهر اسم ولی یعنی امیرالمؤمنین سبب ظهور اثرات وجودی در عوالم خواهد شد. این مقاله روایات و احادیثی در شأن حضرت صدّیقه طاهره را با همین ذائقه عرفان شیعی و به خصوص مبتنی بر اندیشه های عرفانی سه حکیم متأخر تشیع یعنی امام خمینی، علامه حسن زاده آملی و آیت الله جوادی آملی تبیین کرده است.
۵۵.

چرایی تقسیم حرکت به توسطیه و قطعیه و پیامدهای فلسفی آن در حکمت سینوی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴۶ تعداد دانلود : ۱۳۸
مسئله ی حرکت و تغییر، از محوری ترین مباحث طبیعیات و متافیزیک است که محل تأمل اکثر فلاسفه از یونان تا دوران معاصر بوده است؛ بااین حال هستی و چیستی حرکت و یا نحوه ی تبیین یا تثبیت آن همچنان محل بحث فیلسوفان است. ابن سینا همانند بسیاری از فیلسوفان به صورت گسترده به بحث پیرامون حرکت پرداخته است. او بعد از تعریف عام حرکت و بیان دو معنا برای آن، استدلال می کند که تنها یکی از معانی حرکت (به معنای توسط) در خارج موجود است و معنای دیگر حرکت (به معنای قطع) در خیال انسان موجود است. سؤالی که عمدتاً مغفول واقع شده است، این است که چرا ابن سینا به این تفکیک دست زده و نهایتاً حکم به تحقق حرکت توسطیه داده است و به راستی این تفکیک در نظام فلسفی وی چه جایگاهی دارد؟ در این مقاله که به روش توصیفی تحلیلی و با روی کرد اسنادی سامان یافته است، تلاش شده است تا این خلأ را برطرف شود. درنهایت نتیجه ی حاصل این شد که تصویر ابن سینا از حقیقتِ حرکت، برای حل چالش های فلسفی مختلفی درباب حرکت توانا است؛ اگرچه خود وی تصریحاً درصدد چنین امری نبوده و صرفاً درصدد تحلیل تحقق خارجی و ذهنی حرکت بود ه است.
۵۶.

تحلیل نظریه تطابق و حل ناسازگاری آن با لوازم حکمت متعالیه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۰ تعداد دانلود : ۵۳
یقین به هر گزاره در بستر ملاکهای صدق و کذب محقق میگردد. نتایج شناخت نفس مانند تجرد نفس انسانی و تجرد واقعیت علم، در کنار عالَم خارجِ مباین از نفس و پیش فرض تحقق عالم خارج جسمانی، چالشها و ناسازگاریهای مهمی مانند عدم یقین و پذیرش وقوع خطا در نظام هستی پدید می آورد. حضور واقعیت علم مجرد نزد مدرِک مجرد، تنها شرط تحقق علم برای عالم است. بر این اساس، برهانی بر اثبات عالم جسمانی نمیتوان اقامه کرد. این مقاله با روش توصیفی تحلیلی، لوازم نظریه تطابق را بر اساس مبانی حکمت متعالیه میسنجد و نشان میدهد که صرفنظر از نظام علّی معلولی و پذیرش نظام تشأنی، میتوان ناسازگاریها را برطرف نمود. انسان بعنوان شأنی از«واجب الوجود و بسیط الحقیقه» به حق متعال ربط وجودی دارد و علم بصورت صدوری و اشراقی از واهب الصور به او افاضه میشود. علمِ اشراق شده همان وجود متحد با نفس انسان است که در ذات او وجدان شده و با آن سعه و تشخص وجودی می یابد. نتایج این تحقیق حاکی از آنست که حق تعالی با تجلی خود، ذات انسان را اشراق و سعه میبخشد. مدرَکات انسان، شئون او و تجلیات حق تعالی هستند که بفراخور مقام وجودی انسان، به او افاضه میگردد. بدین ترتیب، میتوان نظامی انفسی بدون نیاز به پذیرش عالَم خارجِ مباین با نفس ترسیم کرد که در آن تجلیات حق تعالی، مسیر تشکیکی تکامل وجودی انسان را بصورت انفسی رقم میزنند. بنابرین، نفس الامر، حقیقتی تشکیکی است که در موطن مدرکات وجودی انسان جلوه گر است و یک سیر انفسی برای انسان میسازد و او را مرحله بمرحله از منزلهای صدق عبور میدهد و موجب سعه وجودی انسان میگردد.
۵۷.

هویت انسان کامل در اندیشه نهایی حکمت متعالیه: ظهور نخستین(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۶ تعداد دانلود : ۷۲
مسئله انسان کامل یکی از مباحث مهم حکمی عرفانی است که با آموزه های روایی شیعی نیز پیوندی نزدیک دارد، از اینرو در علوم متفاوتی چون عرفان، حکمت، کلام و... مطرح میشود. با این حال، هر یک از این علوم بر اساس مبانی و روش خاص خود به مسئله انسان کامل توجه کرده اند. بر اساس نگاه رایج به فلسفه ملاصدرا، میتوان گفت او انسان کامل را بشری میداند که حرکت خود را از مهد طبیعت آغاز کرده و در اعلی علیین، به مقام عندیت رسیده است. پژوهش پیش رو که بروش تحلیلی توصیفی نگاشته شده، میکوشد به این پرسش پاسخ دهد که «آیا حقیقت انسان کامل در دیدگاه نهایی بنیانگذار حکمت متعالیه، منحصر به تلقی رایج است؟» بررسیهای صورت گرفته نشان میدهد با نظر به مبانی عرفانی حکمت متعالیه و نیز اشارات کوتاه ملاصدرا، نمیتوان انسان کامل را منحصر به افرادی دانست که سلوک خود را از عالم طبیعت آغاز میکنند، بلکه در نگاه نهایی صدرالمتألهین، انسان کامل حقیقی، مظهر بالاصاله اسم اعظم، یعنی اولین معلول حق تعالی یا بتعبیر بهتر، ظهور نخستین پروردگار است؛ اگرچه این مظهر بعینه دارای ظهور جسمانی و طبیعی خاص نیز هست، همانگونه که بزرگان عرفان به این مسئله باور دارند. بدین ترتیب، اگر انسانهای رشدیافته از بستر طبیعت انسان کامل نامیده میشوند، بسبب رسیدن به مقام انسان کامل حقیقی است.
۵۸.

بررسی و ارزیابی ادله امتناع و امکان فهم فلسفی قرآن با تأکید برآراء صدرالمتألهین(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۱ تعداد دانلود : ۱۱۹
بسیاری از فلاسفه بزرگ اسلامی به فهم فلسفی قرآن توجه خاص داشته و تعالیمی را که از این راه به دست آورده اند در قالب تفسیر فلسفی قرآن کریم نگاشته اند. در میان آنها، گسترده ترین تفسیر فلسفی متعلق به ملاصدراست. ایشان فهم فلسفی خود از آیات قرآن را در کتاب «تفسیر قرآن کریم» بیان کرده است. یکی از مباحث مهمی که درباره فهم فلسفی مطرح می شود، بحث امکان آن است که دیدگاه های متفاوتی درباره آن وجود دارد. عده ای قائل به امتناع آن هستند و برای این ادعای خود دلایلی ارائه کرده اند. عده ای دیگر هم به امکان و جواز آن باور دارند و با دلایل متعدد، به اثبات آن پرداخته اند. این پژوهش کوشیده است تا به پرسش های ذیل پاسخ دهد: آیا فهم فلسفی قرآن امری ممکن و مجاز است یا خیر؟ دیدگاه صدرالمتألهین در این زمینه چیست؟ پس از بیان دلایل موافقان و مخالفان فهم فلسفی قرآن و بررسی و ارزیابی آنها، با روش توصیفی و تحلیلی، تصویر روشنی از دیدگاه صدرا درباره امکان فهم فلسفی قرآن ارائه شده و زمینه ای برای اثبات هماهنگی فلسفه و قرآن، و در مراتب بالاتر، عدم تمایز عقل و دین فراهم آمده است.
۵۹.

بازطراحی خوانش حداکثری از نظریه شهود حسی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۸۰ تعداد دانلود : ۱۴۲
«شهود» در اصطلاح خاص، به معنای دریافت مستقیم حقیقت است که در فلسفه از آن به «علم حضوری» تعبیر می شود. نفس انسانی مطابق قواعدی مانند «النفس عین البدن»، «النفس فوق البدن»، «النفس فی وحدتها کل القوی حتی القوی الحسیه»، «النفس فی وحدتها متحد مع الماده بشدتها و ضعفها» و «النفس فوق الماده»، افزون بر مرتبه قوای حسی، در موطن محسوس خارجی نیز حضور دارد. حواس نیز دارای ویژگی هایی هستند که امکان ادراک چندگانه را فراهم می کنند. فیلسوفان از نظریه «شهود حسی» تقریرهایی ارائه کرده اند که با توجه به قواعد مذکور و افزودن دو قاعده «النفس فی وحدتها متحد مع الماده بشدتها و ضعفها» و «النفس فوق الماده»، می توان از تقریر حداکثری آن دفاع کرد و با خوانشی نوین، گستره علم حضوری به عالم ماده و محسوس را بازطراحی نمود. این پژوهش با روش تحلیلی نشان می دهد که علاوه بر قواعد سه گانه ای که فلاسفه بر آن تأکید می کنند، باید دو قاعده «النفس فی وحدتها متحد مع الماده بشدتها و ضعفها» و «النفس فوق الماده» نیز مد نظر قرار گیرد. بر این اساس، نفس، هم در موطن قوای خود (اندام حسی) و هم در موطن خود محسوس خارجی به صورت شدید و ضعیف با ویژگی های بدنی که در حواس و بدن او امکان وقوع دارند، شهود حسی حداکثری خواهد داشت. این شهود شامل علم حضوری نسبت به محسوسات بدنی، قوای ادراکی، و محسوسات غیر بدنی در موطن خود است.
۶۰.

کاربرد نظریه تشکیک وجود در تفسیر آیات معاد در المیزان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۱ تعداد دانلود : ۷۱
هدف این مقاله بررسی نقش نظریه فلسفی «تشکیک وجود» در تفسیر آیات مربوط به معاد در تفسیر المیزان است. فرضیه اساسی ما اینست که نظریه تشکیک و لوازم فلسفی آن، تأثیری جدی و فراگیر در تفسیر این آیات داشته است. برای اثبات این فرضیه ابتدا موارد کاربرد نظریه تشکیک در تفسیر آیات معاد، جمع آوری و دسته بندی شده، سپس نحوه کاربرد این نظریه و نقش آن در تفسیر آیات تبیین گردیده و این نتیجه بدست آمده است که علامه طباطبایی با تکیه بر این نظریه، صفات مختلف الهی را که ذیل آیات معاد مطرح نموده است و در آن تفسیر حقیقت معاد و سیر حوادث اخروی و نیز تبیین نظام عالم آخرت، بکار گرفته و نسبت عالم دنیا با عوالم قبل و بعد آن را توصیف کرده است. تفسیر روشمند مفاهیم بنیادین مربوط به معاد ازجمله شهادت، شفاعت، عروج، قرب الهی، سعادت و شقاوت و مانند آن ، رمزگشایی از حقیقت رجوع الی الله، چیستی حیات اخروی و تبیین ملاک درجات و درکات در آخرت، بخشی از نتایج کاربرد نظریه تشکیک است. در این پژوهش هماهنگی و رابطه متقابل میان آموزه های دینی و فلسفی، و نادرستی رویکرد تفکیک میان معارف قرآن کریم و یافته های فلسفی اثبات شده است.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان