ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲۴۱ تا ۲۶۰ مورد از کل ۱۹٬۲۹۵ مورد.
۲۴۱.

مطالعه تحلیلی دو نگاره مرتبط با امام رضا (ع) در فالنامه طهماسبی (962-967ق) با رویکرد شمایل شناسی اروین پانوفسکی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۰۴ تعداد دانلود : ۲۱۲
از مهم ترین پژوهشگران رویکرد شمایل شناسی اروین پانوفسکی (1968-1892م) است. شمایل شناسی معنا و محتوای اثر هنری را بررسی می کند. پانوفسکی سه سطح معنایی (توصیف پیش شمایل نگارانه، تحلیل شمایل نگارانه و تفسیر شمایل شناسانه) را در خوانش آثار هنریاز هم متمایز کرد. دو نگاره قدمگاه امام رضا (ع) و نجات مردم در دریا توسط ایشان از فالنامه طهماسبی (962- 967 ق) به سفارش شاه طهماسب بوده است. صفویان نسب خود را به امام کاظم (ع) نسبت می دادند؛ بنابراین توجه ویژه به پسر ایشان، امام رضا (ع) داشتند که دارای نقش مهمی در نفوذ تشیع در ایران بودند. هدف این پژوهش چگونگی خوانش شمایل شناسی دو نگاره مرتبط با امام رضا (ع) در فالنامه طهماسبی با آرای پانوفسکی است. این پژوهش در پی پاسخ به این سوالات است که تحلیل شمایل شناسی این دونگاره در فالنامه طهماسبی با آرای پانوفسکی چگونه است؟ با توجه به بافتار فرهنگی مذهبی دوره شاه طهماسب این دو نگاره چه ویژگی های ساختاری و بصری دارد؟ بررسی شمایل شناسانه این دو نگاره چه ارزش های بنیادینی از دوره شاه طهماسب را نمایان می کند؟ این پژوهش به شیوه کیفی و تطبیقی تحلیلی انجام شده و روش جمع آوری مطالب به شیوه کتابخانه ای و با رویکرد شمایل شناسی بوده است. به نظر می رسد نگارگر در نگاره قدمگاه با استفاده از فرم جای پا در محراب، هم زمان یادآور سه قدمگاه مرتبط با قبله مسلمانان و در نتیجه اصول مسلمانی شیعی (توحید، نبوت و امامت) است. همچنین سندی است برای آنکه در آن دوره نیز جای پای موجود در نیشابور، بیانگر قدمگاه امام رضا (ع) بوده است. در نگاره نجات مردم از دریا نگارگر شاه طهماسب را در قالب امام رضا (ع) مروج شیعه در ایران آورده است و با رمزگانی به واقعه کمک خواهی همایون گورکانی از شاه طهماسب اشاره دارد؛ بنابراین ناخودآگاه به ارزش های بنیادی دوره شاه طهماسب که اصول مهم شیعی و تأکید بر مشروعیت شاه طهماسب است، اشاره می کند.
۲۴۲.

تأملی در دیدگاه علامه طباطبایی در خصوص عدم ارتباط تولیدی میان ادراکات اعتباری و حقیقی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۵ تعداد دانلود : ۱۱۷
یکی از مسائل مهم در حوزه ی ادراکات اعتباری عدم ارتباط تولیدی آن ها با ادراکات حقیقی است که علامه طباطبایی مطرح کرده است. بر این اساس، امکان استنتاج قضایای حقیقی از اعتباری و بالعکس نفی می شود. دلیل عمده ی این مدعا تغییرپذیری اعتباریات، ثبات ادراکات حقیقی و فقدان رابطه ی نفس الامری میان موضوع و محمول در اعتباریات است. بر اساس تحلیل پژوهش حاضر از نظر منطق صورت، استنتاج در برخی فروض تشکیل شده از ادراکات حقیقی و اعتباری بدون اشکال است و نبود رابطه ی نفس الامری در اعتباریات موجب سلب رابطه ی منطقی میان خود آن ها و بین آن ها و ادراکات حقیقی نیست. همچنین، هرچند مواد استدلال در اعتباریات یقینی نیستند، در فرض وجود اعتباریاتی ثابت، استفاده از مواد یقینی در استدلال تشکیل شده از اعتباریات بدون مانع است. ضمن آنکه ثابت نبودن ادراکات اعتباری، درصورتی که کبری و نتیجه هر دو اعتباری باشد، موجب بروز اشکال نخواهد بود؛ زیرا، مادامی که اعتبار در کبری وجود دارد، اعتبار نتیجه هم وجود خواهد داشت.
۲۴۳.

تبیین امکان توبه با التفات به رابطه باور با مَنِش و رفتار (با تأکید بر دیدگاه صدرالمتألهین شیرازی)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۹ تعداد دانلود : ۴۲
توجه به رابطه باور با مَنِش و رفتار می تواند امکان توبه را به شکل متفاوتی تبیین کند. پژوهش حاضر درصدد پاسخ به این مسأله است که نگاه ملاصدرا به رابطه باور، مَنِش (ملکه) و رفتار (عمل) چه تأثیری بر تبیین وی از امکان توبه دارد؟ هدف تحقیق تبیین دیدگاه صدرا از امکان یا عدم امکان توبه است که با روش توصیفی- تحلیلی دنبال می گردد. به باور صدرا توبه متوقف بر شناخت معصیت و انزجار از آن است که منجر به ندامت از گذشته و سپس قصد (یا عمل) ترک معصیت می گردد. پس توبه دارای سه رکن معرفت، ندامت و قصد (یا عمل) است. مرتبه ای از علم سبب توبه می شود و اثر این بازگشت علمی هم در منش ها و رفتارها آشکار می گردد. توبه با حرکت جوهری اشتدادی رابطه می یابد. نفس طی توبه با همه ی هستی و قوای خود وارد هستی جدیدی می شود و به جوهری برتر و کامل تر به صورت پیوسته و متصل تحول می یابد. صدرا برای کسی که ملکات حیوانی در نفس او رسوخ یافته و ذات خبیثی دارد، معرفتی قایل نیست. زیرا ملکات و اعمال، مظهر و ثمره معرفت هستند و توبه به عنوان عمل، ثمره معرفت است. بنابراین اگر نفس به مرتبه ملکه و رسوخ برسد، دیگر امکان توبه نخواهد بود. اما پیش از رسیدن به مرحله عادت و ملکه، توبه ممکن است.
۲۴۴.

عدالت کیفری در آموزه های رضوی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۸ تعداد دانلود : ۴۵
قاعده تناسب جُرم و مجازات یکی از مصادیقِ عدالت کیفری، همواره مورد توجّه دانشیانِ فقه و حقوق بوده به‌گونه‌ای که آن را در زمره شاخصه‌های عدالت برشمرده‌ و به‌عنوان اصل قانونی، شرعی و عقلی که قدمتی به درازای حیات بشری دارد، از آن یاد کرده‌اند. جایگاه این قاعده در تحقق عدالت، آنچنان پُررنگ جلوه نموده که دانشیانِ حقوق، رعایت این اصل را ترجمان عدالت کیفری و مقبول همه نظام‌های حقوق جزایی معرفی می‌کنند. تناسب جُرم و مجازات یکی از اصول حاکم بر مجازات‌های اسلامی نیز است که می‌توان آن را از نتایجِ عدالت تشریعی پروردگار دانست. بن‌مایه این تحقیق که به روش توصیفی تحلیلی انجام شده، تمرکز بر روایتی از امام رضا g است که می‌توان آن را از مبانی عدالت کیفری در قالب اصل تناسب جرم و مجازات، تلقی کرد. ایشان درباره کیفر دو جرم حّدی سرقت و زنای غیرمحصنه به توضیح فلسفه تعیین مجازات برای این گونه جرایم پرداخته‌اند؛ تبیین امام g به‌خوبی کاشف از لحاظ گونه‌هایی از تناسب میان بِزه و مجازات است که می‌توان آن را در زمره مبانی فقهی اصل تناسب، جای‌گذاری کرد.
۲۴۵.

بررسی و ارزیابی نقاشی قهوه خانه ای به مثابه هنر دینی(مقاله پژوهشی حوزه)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۰ تعداد دانلود : ۳۹
نقاشی قهوه خانه ای جلوه ای اصیل و صادقانه از هنر مردمی و بی نام ونشان ایران است که با اتکاء بر ارزش های فرهنگی، مذهبی و سنتی، در بستر اجتماعی دوره قاجار شکل گرفت. پیدایش این گونه هنری به اواخر دوران زندیه و آغاز عصر قاجار بازمی گردد و ریشه در بسترهای اجتماعی، ادبیات مذهبی، ملی و سنت نقاشی ایرانی دارد. این سبک با ویژگی های منحصر به فرد خود، عمدتاً به بازنمایی مضامین حماسی و دینی می پردازد و حضور دین در محتوای آن نقشی پررنگ و مؤثری دارد. برجستگی مضامین دینی در این نوع هنر، آن را به زمینه ای مناسب برای تأملات نظری درباره نسبت میان هنر و دین تبدیل کرده است. از این رو، تحلیل معیارهای دینی بودن آثار هنری ازجمله نقاشی قهوه خانه ای، جایگاهی قابل تأمل می یابد؛ چراکه متفکران سنّت گرا و عرفا در این زمینه دیدگاه های گوناگونی ارائه داده اند و هر یک ملاک هایی متفاوت برای دینی تلقی شدن یک اثر هنری مطرح ساخته اند. همپوشانی این معیارها و فقدان شاخصی فراگیر برای ارزیابی، ضرورت واکاوی این مسئله را دوچندان می سازد. این پژوهش با تبیین مفاهیم کلیدی هنر، دین و نقاشی قهوه خانه ای، و با رویکرد توصیفی-تحلیلی به بررسی ساختار و محتوای این هنر پرداخته است. نتایج نشان می دهد، از آنجایی که در داستان های حماسی صفات متعالیه ای مانند رشادت، شهامت و جوانمردی مشاهده می شود، می توان هنر دینی را به این نوع آثار قهوه خانه ای نسبت داد. بدین ترتیب، در نظام فکری سنت گرایان، نقاشی قهوه خانه ای به مثابه هنری دینی تعریف می شود؛ اما نکته قابل تأمل آن است که در نظام ارزشی این مکتب فکری، هنر دینی در مرتبه ای نازل تر از هنر قدسی و حتی هنر سنتی قرار دارد. چنانچه بخواهیم نقاشی قهوه خانه ای را در چارچوب عرفان مورد بررسی قرار دهیم، می توان گفت که چنین اثری پیش از هرچیز، جلوه ای از تجلّیات الهی است و از این جهت در زمره زیبایی های هستی شناختی قرار می گیرد. علاوه بر این، به واسطه بهره مندی از عناصر بصری و رنگ آمیزی های شگفت انگیز، مشمول اسمای جمالی خداوند می شود. همان گونه که پیش تر بیان شد، اعلی ترین مرتبه زیبایی در وجود انسان متجلّی بوده و عارف همواره در جست وجوی وصول به این کمال است. در این میان، هنر عرفانی دقیقاً در همین نقطه، معنا و جلوه می یابد؛ به این معنا که از آنجا که کمال انسانی با شریعت پیوندی عمیق دارد، هر هنری که در بطن خود حامل معانی دینی و الهی باشد، می تواند مانند چراغی راهنما، عارف را به سوی بالاترین درجات جمال و حقیقت رهنمون سازد و او را در مسیر سلوک معنوی یاری رساند. بر همین اساس، نقاشی قهوه خانه ای نیز به دلیل پرداختن به موضوعات دینی و بازتاب مفاهیم قدسی، در شمار هنرهای عرفانی جای می گیرد.
۲۴۶.

What is it Really Like to be a Human? A Holistic-Subjective Response(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۰ تعداد دانلود : ۳۸
What does it really mean to be human? In this context, “real” refers to the most precise comprehension of human experience from a subjective and phenomenological perspective. When exploring human nature in the realm of philosophy of mind, we confront not only the mind-body problem (a fundamental challenge in substance dualism) and the hard problem of consciousness (a hurdle for eliminativism) but also the explanatory gaps that stem from an objective and partitive interpretation of human nature. What if we were to shift this perspective to one that is the aspective-holistic and subjective viewpoint? The principal aim of this paper is to argue that subjectivism requires a holistic perspective to effectively confront eliminativism. The authors propose a shift in perspective, labeling it “Subjective Holism,” which is not a definitive solution to the issues at hand; rather, it serves as a framework for understanding human nature. This approach aligns with our intuition–considering oneself subjectively as a whole–and possesses enhanced explanatory power by treating humans as integrated complex systems. It clarifies how mental and physical states emerge as properties within this system. Through a holistic-subjective approach, the query about human nature evolves into: How do I, as a unified whole with various aspects, possess qualia such as insideness and uniqueness, which are exclusive to the subject’s conscious experiences? As a human being, I exist as a complex system (whole) with real conscious experience as my high-level and emergent property.
۲۴۷.

تحلیل انتقادی روش شناسی دین پژوهی روشنفکران معاصر ایران (با تکیه بر مصطفی ملکیان)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۵ تعداد دانلود : ۲۳
دین، پدیده ای چند وجهی و ذومراتب است که باعث می گردد هر دین پژوه و دین شناسی، در مواجهه با این پدیده، از روش های مختلفی که تأثیر مستقیم بر نتایج پژوهش دارند، بهره گیرد. ازجمله اندیشمندان روشن فکر معاصر که امروزه مباحث دین شناسی او، مورد توجه به سزایی قرار گرفته است، مصطفی ملکیان است. در این مقاله، ابتدا نگرش ملکیان در چیستی دین و دین پژوهی مورد بررسی قرار گرفته و سپس روش های وی در مواجهه با تحقیقات دینی، تحلیل شده است. مقاله حاضر، با روش توصیفی و تحلیلی و با استفاده از منابع، مقالات، سخنرانی ها و کتب مصطفی ملکیان، نگاشته شده است. ملکیان، دارای روشی ترکیبی در دین پژوهی است که حاوی چهار عنصر روشی اصلی است. این عناصر، عبارتند از: روش عقلانی، روش کارکردی یا کاربردی، روش تحویلی و روش فرایندی. علی رغم موفقیت این شخصیت در قسمت هایی از دین پژوهی، اشکالاتی از قبیل کاهش بار معنوی دین، ناکارآمدی عنصر تحویل در روش ترکیبی، تقلیل دین در روش کاربردی و نبود ملاک در روش فرایندی دارد. 
۲۴۸.

تبیین حقوق اجتماعی انسان بر اساس مبانی حکمی و فلسفی علامه جوادی آملی با تأکید بر رویکرد تفسیر انسان به انسان(مقاله پژوهشی حوزه)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۷ تعداد دانلود : ۱۱۱
بی تردید «حقوق اجتماعی انسان» بسیار مورد پژوهش قرار گرفته است. اما هر پژوهش برمبنای خود به نتایجی رسیده است. در این مقاله درصددیم تا به ارزیابی رویکرد تفسیر انسان به انسان جوادی آملی در مسئله «چگونگی تحلیل حقوق اجتماعی انسان» بپردازیم. این پژوهش با استفاده از روش تحلیلی توصیفی انجام شده است. پرسش پیشرو این است که ضرورت شناخت هویت انسان و جایگاه او در هستی برای دستیابی به حقوق اجتماعی انسان چیست؟ از آنجا که تاثیر این تحقیقات بر نحوه تحلیل حقوق اجتماعی انسان، تاثیر مستقیم دارد، پژوهش در این رابطه ضروری می نماید. به نظر می رسد، پیش نیازی تحلیل چگونگی ارتباط انسان با جامعه، شناخت دقیق از مبانی هستی شناسی انسان و جامعه است. نظر به این رویکرد، شناخت انسان منحصراً به سه مبدأ تصوری: «شناخت هویت، جایگاه و ارتباط انسان با نظام هستی» صورت می پذیرد. سپس، برپایه این مبادی تصوری می توان به تحلیلی از جامعه دست یافت. نقطه ثقل نگاه این اندیشمند، تجربه و روح اصیل انسانی است که این دیدگاه، با تأکید بر موقعیت انسان در هستی، کرامت ذاتی او و لزوم ابتنای تبیین حقوق اجتماعی بر فطرت، زمینه را برای تحقق جامعه ای عادلانه، با نظر به الگوگیری از انسان کامل به عنوان خلیفه الهی، فراهم می سازد. تأمل در مقالات نگاشته شده، حکایت از آن دارد که در راستای تحلیل حقوق اجتماعی انسان بر پایه آرای جوادی آملی پژوهش های متعددی انجام شده است اما کمتر به رویکرد تفسیر انسان به انسان این اندیشمند توجه گردیده است. در این مقاله ثابت شده که این مبنا، یکی از بنیادهای قابل توجه در تبیین حقوق اجتماعی انسان می باشد که در این اندیشه بسیار بر آن تاکید شده است.
۲۴۹.

هنجارشناسی هرمنوتیک متون مقدس در بودیسم مَهایانَه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۹ تعداد دانلود : ۶۸
الگوها و رویکردهایی که مفسران بودایی برای دستیابی به قصد و نیت قطعی پیشوای خود به کار گرفته یا ابداع کرده اند، در این مقاله مورد تحقیق قرار گرفته است. برخلاف راست کیشان تِرَوادَه که تلاش برای هرگونه تأویل و تفسیر کلام بودا را مردود می دانستند، بوداییان مَهایانَه با این استدلال که بودا برای هر مخاطبْ تعلیمی متناسب را ارائه می کرده است، ادبیات بودایی را به دو دسته تقسیم کرده اند: دسته اول متونی که حامل معنای قطعی بودند و دسته دوم متونی با معانی تفسیرپذیر. پرسش اصلی تحقیق چیستی ملاک های روش شناختی برای وضع معیارهای تفسیر صحیح و جلوگیری از فروغلتیدن مفسران به ورطه تفسیر به رأی است. نتایج حاصل از پژوهش نشان می دهد که ازیک سو چهارچوب نظری راهبان بودیسم برای تأویل متون، کشف «نیت مؤلف» بود؛ و ازسوی دیگر، ملاک صحت تفاسیر متأخر، «اجماع» بزرگان و اصحاب خرد و نیز تطابق با تفاسیر اسلاف دانسته شد که همانا نگاهی «هنجاری» به تفسیر بود. داده های پژوهش با استفاده از منابع کتابخانه ای گردآوری شده و با روش تحلیلی تأویلی مورد تجزیه وتحلیل قرار گرفته اند. هدف آن نیز توسعه ای است. در ابتدا دلالت های صریحی که برای فهم درست مواعظ بودا در کَنُنِ پالی آمده است، مورد مطالعه شد و سپس به تلاش های بزرگان مکتب مَهایانَه، همچون ناگارجوُنَه و چَنْدَرْکیرتی و پس از آن سونگ خاپا در بودیسم تبتی، اشاره شده است.
۲۵۰.

قلمرو احباط با نگاهی نقادانه از منظر امامیه و اهل سنت(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۹ تعداد دانلود : ۳۷
مسئله احباط از مباحث بنیادین در حوزه کلام اسلامی است که به تبیین رابطه میان ایمان و عمل صالح و سعادت اخروی می پردازد. همچنین، این مسئله در نسبت با شقاوت ابدی ناشی از کفر و معصیت ، محور اصلی اختلاف نظرها، کیفیت و چگونگی تحقق احباط است.هدف این پژوهش، تحلیل و بررسی سه دیدگاه کلامی در مسئله احباط، در راستای حسابرسی اعمال، حکمت و عدل الهی است که همواره، محل نزاع و گفتگوی کلامیون بوده است لذا در این مقاله با تأکید بر دیدگاه امامیه و مقایسه آن با آرای اهل سنت، به ویژه معتزله است. روش تحقیق، توصیفی تحلیلی و مبتنی بر منابع اسنادی و داده های کتابخانه ای است. یافته های پژوهش طبق نظر امامیه (منکر احباط و تفسیر مجازی آن) بر مبنای استدلال های قرآنی و روایی از اتقان بیشتری برخوردار است. در مقابل، معتزله قائل بمعنای حقیقی احباط بوده و به دو دسته تقسیم می شوند: گروهی که قائل به احباط کلی اعمال و گروهی دیگر نظریه احباط جزئی و موازنه میان حسنات و سیئات را مطرح می کنند. با تحلیل و بررسی مستند این سه دیدگاه، نتیجه گیری نهایی مؤید نظر امامیه مبنی بر نفی احباط کلی اعمال و تأکید بر عدالت و حکمت الهی در پاداش و عقاب است.
۲۵۱.

بررسی خبر فلته در منابع فریقین(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۰ تعداد دانلود : ۳۱
خبر فلته «کَانَتْ بَیْعَهُ أَبِى بَکْرٍ فَلْتَهً» که مورد وفاق اهل سنت است و با طرق متعددی نقل شده است، لوازم بین و روشنی دارد که با برخی از باورهای اساسی اهل سنت، مانند مشروعیت خلافت ناشی از جریان سقیفه و نیز استناد آن خلافت به اجماع، ناسازگار است. ازاین رو، دانشمندان اهل سنت، به ویژه متکلمان آنان، تلاش فراوانی برای تأویل این سخن مبذول داشته اند. ازآنجاکه ناهماهنگی و تعارض قول و عمل و تکلف در تأویل و ارتکاب خلاف ظواهر نزد عرف امری پسندیده و قابل قبول نیست، برخی از دانشمندان اهل سنت خود را ناچار به انکار اصل صدور و یا استبعاد آن دیده اند. در این نوشتار، لوازم خبر فلته و پاسخ های اهل سنت در این زمینه مورد بررسی و تحلیل قرار گرفته است. ضمن این بررسی، معلوم می شود که  گردانندگان اصلی ماجرای سقیفه و پیروان آن ها با اذعان به ناتمام بودن این روش برای تعیین خلیفه، به جهت رهایی از لوازم این شیوه، خود را به تکلف انداخته اند، اما در این تلاش، موفقیتی کسب نکرده اند.
۲۵۲.

Semiotics of ‘Doors’ at the Entrances of Islamic Pilgrimage Shrines Based on the Peircean Model

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۷ تعداد دانلود : ۱۲۵
Human beings are meaning-generators, and their pursuit of meaning manifests through interpreting “signs.” Architectural elements can be perceived as signs capable of conveying valuable and significant messages. The more precise the semiotic interpretation of architectural elements, the deeper the understanding of their meaning. Since entry into any space necessitates passing through its door, the door functions as a connector between different realms, as an intermediary between a given place’s exterior and interior. Given the unique architectural significance of doors at entrances of Islamic pilgrimage shrines, they can be interpreted as meaningful signs. “Being at the shrine” can be understood as a form of human presence, which is materialized at entrances of Islamic pilgrimage shrines, particularly through the focal point of the door. The door marks the beginning of a transition into a sacred space, and numerous rituals are associated with this entry point. These rituals emphasize the commencement of the rites of entrance and initiation into a holy site. This study applies semiotic analysis based on Peirce’s model to examine the architectural element of the door as a meaningful sign. It seeks to answer the following questions: How can the physical characteristics of an entrance be interpreted both as a response to functional necessity and as a meaning-generating sign in the forms of index (namāya), symbol (namād), and icon (shamāyil)? Additionally, what concepts are semantically aligned with the door concerning the entrances of Islamic pilgrimage shrines? The research is based on a library study for data collection and employs a descriptive-analytical method to interpret the semiotics of doors. The findings indicate that the architectural element of the door, beyond its functional essence, encapsulates profound meanings. Semiotics offers a powerful tool for enhancing this architectural element’s understanding and deep analysis, allowing for a more precise interpretation. The primary function of the door as a sign is to establish a communicative space between the exterior and the interior. The door facilitates guidance and invitation into the sacred environment by dividing the spatial domain into inside and outside. Moreover, the first rites of initiation and presence commence here—placing the hand on the chest, expressing reverence, offering salutations, and seeking permission to enter. Therefore, the door is the gateway to the realm of presence and encounter. In the entrance of Islamic pilgrimage shrines, the door can be interpreted as a symbolic manifestation of the Divine Name al-Hādī (the Guide), the Imam’s guidance, the Perfect Man’s station, and the mediator of Divine Grace
۲۵۳.

سنجش قانون جذب با تأکید بر تأثیر شکرگزاری با آموزه های قرآنی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۲ تعداد دانلود : ۵۵
جریان های معنویت های نوظهور با ادعای ایجاد رفاه، رفع گرفتاری ها و برآوردن نیازهای مردم و جوانان هر روزه با چهره های مختلف، جوانانی را به سوی خود جذب می کنند. یکی از این جریان ها قانون جذب است که می گوید انسان می تواند با تمرکز، مثبت اندیشی و شکرگزاری به همه خواسته های خود برسد. آنان مدعی اند گفتار و احساسات دارای ارتعاش بوده، تأثیر شگفت انگیزی بر رویدادهای زندگی انسان ها می گذارد. یکی از ابزارهای مهم در این قانون مسئله شکرگزاری است. با عنایت به اینکه شکرگزاری آموزه ای قرآنی است، برخی طرفداران این قانون با تأکید بر زمینه اعتقادی مردم توانسته اند بین جوانان مسلمانی که فکر می کنند این قانون با قرآن همخوانی دارد، آن را ترویج نمایند. این اندیشه در مبانی، مسائل و روش با آموزه های قرآنی متفاوت است؛ از این رو در صورتی که این مفهوم به درستی تبیین نشود و نواقص آن رفع نگردد و از مطلق انگاری و مبالغه تنزیه نگردد، نه تنها سودمند نیست، بلکه سبب انحراف خواهد شد. در این پژوهش بر مبنای داده های کتابخانه ای و شیوه تحلیلی-انتقادی مقوله شکرگزاری در قانون جذب از منظر قرآن بررسی می شود. ابتدا اصولی چند در باب شکرگزاری و قانون جذب بیان می شود و بعد از آن اصول شکرگزاری قرآنی تبیین می شود و سپس مقایسه و نتایج آن بیان و سنجش می گردد. یافته این سنجش آن است که علی رغم اشتراکات در مواردی، در بسیاری از مبانی و مسائل میان شکرگزاری قانون جذب و شکرگزاری قرآنی سازگاری وجود ندارد.
۲۵۴.

A Critical Examination of Mullā Sadrā’s Theory of the Correspondence of Existential Realms within the Framework of the Epistemological Correspondence Theory of Truth(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵۹ تعداد دانلود : ۱۴۲
Mullā Sadrā interprets “correspondence” in the correspondence theory of truth as the identity of quiddity (ʿayniyyat-e māhūwī) between mental existence (wujūd-i dhihnī) and external existence (wujūd-i khārijī) of a known object. However, this view conflicts with his principle of the primacy of existence (aṣālat al-wujūd), which posits that mental and external existences occupy distinct existential ranks, making identical quiddities impossible. To resolve this, Sadrā proposes the theory of correspondence of existential realms (tatābuq-i ʿawālim-i wujūdī), arguing that the quiddity of external existence is identical to that of mental existence, and their correspondence arises from the identity of their higher and specific existences. This article argues that while Sadrā clearly explains the identity of quiddity, his theory of existential correspondence fails to resolve the inconsistency. For true knowledge of an external object, the mental form must distinguish it from other objects in a conditioned (bi sharṭ-i lā) manner, not merely through indeterminate, unconditioned (lā bi sharṭ) knowledge of its qualities. Thus, knowing an object’s qualities abstractly does not equate to knowing the object itself, as distinguishing it requires specific, conditioned knowledge, undermining Sadrā’s resolution of the conflict between his theories.
۲۵۵.

بررسی تطبیقی دیدگاه قرآن و اناجیل هم نوا دربارۀ ماهیت بشری حضرت عیسی (ع)(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۳ تعداد دانلود : ۵۰
مسیحیت تثلیث گرا حضرت عیسی(ع) را هم ذات خداوند و پسر او می داند؛ اما قرآن با تأکید بر پاره ای از ویژگی های بشری وی و برجسته کردن آنها، این ادعا را رد می کند. هدف این پژوهش نشان دادن همسو بودن قرآن و اناجیل هم نوا در معرفی عیسی(ع) به عنوان یک انسان است. این پژوهش با استفاده از روش تحلیل متنی و تفسیر متون مقدس نشان می دهد که هر دو منبع به بشر بودن عیسی(ع) تصریح کرده اند. یافته های پژوهش حاکی از آن است که قرآن با کاربرد مکرر «پسر مریم»، گزارش بارداری مریم(ع)، ولادت عیسی(ع)، نیازهای بشری و عبادت و بندگی او، بر انسان بودن وی تأکید می کند. اناجیل هم نوا نیز با کمی تفاوت با تأکید بر عبارت «پسر انسان»، به انسانیت عیسی(ع) اشاره دارند و بارداری مریم(ع)، تولد، ویژگی های بشری و بندگی عیسی(ع) را روایت می کنند که با تصویر یک انسان همخوانی کامل دارد. این یافته ها دلالت می کنند که اعتقاد به الوهیت عیسی(ع) محصول تفاسیری است که بعدها توسط برخی نویسندگان عهد جدید، مانند پولس و یوحنا، و الهی دانان بر مسیحیت تحمیل شد و ریشه در آموزه های حضرت عیسی(ع) و باورهای مسیحیان نخستین ندارد.
۲۵۶.

Assessing the Needs of Disabled Pilgrims in Religious Places: A Case Study of the Holy Shrine of Imam al-Rida

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۰ تعداد دانلود : ۴۹
The desire to be present in religious places is not confined to any one group; all members of society wish to visit and benefit from the spiritual atmosphere of such sites. This desire is steadily increasing among diverse social groups. Persons with disabilities are among these groups; due to the limitations they face, they have fewer opportunities to be present in crowded places. This article seeks to identify the important needs of disabled pilgrims when visiting the Shrine of Imam al-Rida (PBUH). It employs a mixed qualitative–quantitative approach, drawing upon documents and theoretical studies, expert interviews, and content analysis. Six principal dimensions and thirty-one components of need were identified, followed by analysis of their causal relations using fuzzy cognitive mapping. According to the findings, accessibility facilitation, environmental adaptation, and rehabilitation constitute the three main dimensions of need, each with associated components that point to practical strategies.
۲۵۷.

شکاکیت، ضد ذات گرایی و ذات گرایی جدید(مقاله پژوهشی حوزه)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۱ تعداد دانلود : ۶۴
شکاکیت سه مقطع قدیم، میانه، و جدید، را سپری کرده و به ضدّواقع گرایی رهنمون شده است. در مقطع جدید، به یاری ذات گرایی جدید، به این تفطّن راه یافته ایم که ضدّواقع گرایی آن ها در ضدّذات گرایی آن ها ریشه دارد. ضدّذات گرایی با گریز از پذیرش اینکه اشیا دارای ذات و خواص ذاتی اند، تأثیر آن ها به ذات و خواص ذاتی آن ها است، و آن ها منشأ علّیت و ضرورت اشیا هستند، به ضدّواقع گرایی گرایش یافته است و از این روی قوانین طبیعت را نه قوانینی علّی و قائم به واقع، بلکه قوانینی توافقی و قراردادی و قائم به اعتبار می داند. ذات گرایی و ذات گرایی جدید با پذیرش اینکه اشیا دارای ذات و خواص ذاتی اند، تأثیر آن ها به ذات و خواص ذاتی آن ها است، و آن ها منشأ علّیت و ضرورت اشیا هستند، به واقع گرایی گرایش دارند و از این روی قوانین طبیعت را قوانینی علّی و قائم به واقع می دانند. این دو جریان به تبع اینکه در هستی شناسی واقع گرا یا ضدّواقع گرا باشند در معرفت شناسی نیز واقع گرا یا ضدّواقع گرا خواهند بود.
۲۵۸.

نقدی تاریخی بر تبارشناسی سهروردی از آموزه بازگشت جاودانه(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۴ تعداد دانلود : ۷۱
سهروردی آموزه «بازگشت جاودانه» را به فلسفه های باستانیِ بابِل، هند، ایران، یونان، و مصر نسبت می دهد؛ و ادّعا می کند که خود دلیلی برایش بریافته است. آیا آن انتساب ها درست اند؟ و آیا این دلیل هیچ سابقه ای ندارد؟ «بازگشت جاودانه» در تمدّن مصر و بابِل یافت نمی شود، ولی دو آموزه دیگر سال بزرگ، و سیل و حریق جهان گیر را می توان در تمدّن بابِل یافت که بعدها به دست فیثاغورسیان با آموزه بازگشت جاودانه گره می خورد. در آیین زرتشت هم این آموزه وجود ندارد، ولی یک نگرش چرخه وار به تاریخ از آن قابل برداشت است که احتمالاً فیثاغورسیان آن را برگرفته و با افزودن مفاهیم «تکرار» و «عدم تناهی»، آموزه بازگشت جاودانه را برساخته اند. اندیشه هند باستان آشکارا دربردارنده این آموزه است. ولی در مورد یونان باستان باید قائل به تفکیک شد. آناکسیماندر، فیثاغورسیان، امپدوکلس، رواقیان، و فلوطین قطعاً به تقریری از این آموزه باور داشته اند. ولی هراکلیتوس معلوم نیست که به آن معتقد بوده؛ اتم باوران بیشتر به جهان های نامتناهیِ موازی باورمنده بوده اند، تا متوالی؛ افلاطون به وجودِ تنها یک جهان باور داشته؛ و ارسطو تنها در صورتی می توان پذیرفت که معتقد به بازگشت جاودانه بوده است که صحت انتساب رساله پرسمان ها به او اثبات شود. و امّا گوهره دلیل سهروردی نیز در انئادها ی فلوطین پیدا می شود، اگرچه می توان پذیرفت که جزئیّات آن افزوده سهروردی ست.
۲۵۹.

Sheikh Mufid’s Epistemological Views on Sensory Perception(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۹۰ تعداد دانلود : ۱۴۱
Sensory perception is a fundamental component of Islamic epistemology, playing a crucial role in human understanding of the external world. Sheikh Mufid, a prominent Twelver theologian, adopts a reason-centered approach to this subject, arguing that the senses alone are insufficient to produce certain knowledge; rather, valid knowledge emerges only through their interaction with reason. By distinguishing between simple and composite sensory perception, he clarifies the role of reason in analyzing and affirming sensory data, emphasizing the necessity of filtering illusions and imaginations through rational scrutiny. Moreover, while he upholds direct realism in perception—affirming a direct connection between the perceiver and the perceived—he also acknowledges its limitations. The findings of this study indicate that Sheikh Mufid presents a systematic framework for understanding the interaction between the senses, reason, and revelation, maintaining a firm stance against epistemic relativism. His rationalist approach has not only shaped Shiite theological epistemology but also offers valuable insights for contemporary epistemological analysis.
۲۶۰.

The Role of Religion in the Formation of Knowledge from the Perspective of Abul Hasan Ameri(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۷ تعداد دانلود : ۱۳۰
Ameri believes that knowledge is formed through matter and form. This matter either originates from religion or does not. If the matter comes from a religious source, it constitutes religious sciences in the specific sense, including disciplines such as hadith studies and similar fields. However, since religion requires not only matter but also form, and since the general form of all sciences is shaped by the universal intellect that is the source of religion—namely, the intellect of the Prophet—while their details are discovered by ordinary human intellects, it can be said that the true form of all sciences is religion and knowledge takes shape under a form called religion. In this sense, all real sciences,inasmuch as they correspond to reality,are religious, and it is religion, through its teachings, that leads to the existence of real sciences. In other words, since the combination of religion and human intellect, which is called wisdom, forms the structure of real sciences, it can be said that the main paradigm for the formation of real sciences is wisdom.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان