فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۳٬۰۰۱ تا ۳٬۰۲۰ مورد از کل ۳٬۳۲۸ مورد.
منبع:
پژوهش های انسان شناسی ایران دوره ۱۱ بهار و تابستان ۱۴۰۰ شماره ۲۱
121 - 150
حوزههای تخصصی:
در جهان بصری امروز، فیلم های مستند می توانند جنبه هایی از زیست انسان، تلقی اجتماع و نگرش تمدن بشری را درباره آن آشکار کنند. هر چارچوبی موضوعات زیست محیطی را به شیوه ای روایت و چارچوب بندی می کند. همچنین هر چارچوبی تأثیرهای متفاوتی بر رفتارهای مسئولانه در موضوع محیط زیست دارد و می تواند نشانه ای از نگرش اجتماعی یا رسانه ای به موضوع باشد. این پژوهش به کمک نظریه و روش تحلیل چارچوب، به تحلیل 22 فیلم مستند دهه های 1380 و 1390 می پردازد تا به این سؤال پاسخ دهد که مستندهای بحران آب در ایران چگونه این موضوع را در چارچوب عدالت زیست محیطی قرار می دهند و این چارچوب را به چه نحو و با چه جزئیاتی ارائه می کنند. این تحلیل نشان می دهد چارچوب عدالت زیست محیطی در این فیلم ها فراوانی چندانی ندارد. در آن دسته از فیلم هایی که موضوع را در چارچوب عدالت زیست محیطی ارائه می کنند، محور «نابرابری در علل اجتماعی شرایط زیست محیطی» مبتنی بر دلایل طبیعی و مقصردانستن محیط زیست به مثابه امری خودبنیاد، مستقل، قدرتمند و خارج از اختیار انسان بدون اشاره به دلایل انسان ساز خشکسالی است. این چارچوب در ضلع «نابرابری در تبعات شرایط زیست محیطی»، تقسیم نابرابر منافع توسعه یا تغییرات اقلیمی را با نشان دادن جزئیات زیست مردم محلی و با مقایسه وضعیت پیش و پس از لحظه فاجعه در زندگی آنان نشان می دهند. در اینجا محیط زیست «منبع استفاده» مردم است که به نحو نابرابر نقصان یافته است و مردم آسیب دیده مردمی ناتوان و منفعل اند. محور «نابرابری در عواقب سیاست ها و مدیریت های زیست محیطی» غایب است و مشکلات و تنازع اجتماعی بر سر سیاست های جبرانی محیط زیستی در چارچوب ارائه مستندها جایی ندارد. چارچوب کلی مستندها در تعریف «ما و دیگری» اغلب براساس تقسیمی جغرافیایی در درون یک واحد ملی بنا شده است.
بررسی رفتار مصرفی پوشاک در بین زنان جوان تبریز در دوران همه گیری کووید 19
منبع:
فرهنگ مردم ایران زمستان ۱۴۰۰ شماره ۶۷
137-150
حوزههای تخصصی:
قابلیت های رسانه ای فرهنگ مردم (نمونه موردی رادیو نوروز)
حوزههای تخصصی:
نقش پیاده راه های شهری در ارتقای کیفیت محیط شهری از دیدگاه شهروندان (نمونه موردی: پیاده راه طالقانی شهر ایلام)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
فرهنگ ایلام دوره ۲۱ پاییز و زمستان ۱۳۹۹ شماره ۶۸ و ۶۹
188 - 205
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف سنجش نقش پیاده راه طالقانی شهر ایلام در ارتقای کیفیت محیط شهری با توجه به دیدگاه شهروندان و بر اساس تحقیقی توصیفی - پیمایشی و با بهره مندی از مطالعات اسنادی انجام گرفته است. در جمع آوری اطلاعات لازم در مورد متغیرها از پرسشنامه محقق ساخته استفاده شد. جامعه آماری تحقیق نیز شهروندان ایلامی بودند و نمونه آماری این تحقیق به روش کوکران (نمونه گیری مورگان) به تعداد 384 نفر انتخاب شد؛ به این ترتیب تعداد 384 پرسشنامه در بین عابران پیاده در خیابان طالقانی توزیع گردید. به منظور تحلیل داده ها نیز از نرم افزار spss استفاده شد. نتایج حاصل از یافته های تحقیق نشان داد از دیدگاه شهروندان ایلامی، نقش پیاده راه طالقانی در ارتقای کیفیت محیط شهری از حد متوسط کمتر است و این پیاده راه از نظر شهروندان از کیفیت محیطی ضعیفی برخوردار است؛ همچنین از دیدگاه آنان، شاخص های فرم و کالبد، اجتماعی- فرهنگی، کاربری و فعالیت و زیست محیطی به ترتیب در اولویت تأثیرگذاری اول تا چهارم اهمیت قرار دارد.
عوامل اجتماعی مرتبط با ارزش کار در میان شهروندان یزد
منبع:
فرهنگ یزد سال دوم پاییز ۱۳۹۹ شماره ۷
9 - 36
حوزههای تخصصی:
ارزش کار به عنوان یکی از ارزش های زمینه ساز توسعه اقتصادی اجتماعی به شمار می آید. ﭘﮋوﻫﺶ ﺣﺎﺿﺮ با هدف مطالعه میزان ارزش کار در میان شهروندان یزد انجام شد. ایﻦ ﭘﮋوﻫﺶ از ﻧﻮع کمی است و ﺑﺮای اجرای آن از روش پیمایش اﺳﺘﻔﺎده ﺷﺪ. ﺟﺎﻣﻌﻪ آﻣﺎری ﭘﮋوﻫﺶ ﺷﺎﻣﻞ شهروندان 17 تا 65 ساله یزد است که از میان آنها405 نفر براساس فرمول کوکران ﺑﻪ ﻋﻨﻮان ﻧﻤﻮﻧﻪ آﻣﺎری اﻧﺘﺨﺎب ﺷﺪ. ﻧﺘﺎیﺞ نشان داد کار کردن در نزد شهروندان یزدی از ارزش بالاتر از متوسط برخوردار است. ﻧﺘﺎیﺞ آزمون رگرسیون حاکی از این است که متغیّرهای جامعه پذیری، قناعت طلبی و امکانات اقتصادی، رابطه مثبت و معناداری با ارزش کار دارد، به طوری که هرچه میزان این متغیّرها افزایش یابد بر ارزش کار افزوده می شود. از سوی دیگر متغیرهای تقدیرگرایی و لذت گرایی راﺑﻄﻪ منفی و ﻣﻌﻨﺎدار با ارزش کار داشته و پاسخگویانی که نمره بالاتری در لذّت گرایی و تقدیرگرایی را گزارش کردند، ارزش کمتری برای کار قائل اند.
فرایند هویت یابی دو قوم خلج و زند(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های انسان شناسی ایران دوره ۱۳ بهار و تابستان ۱۴۰۲ شماره ۲۵
123 - 143
حوزههای تخصصی:
هدف:در این پژوهش تلاش می شود تا هویت یابی دو قوم خلج و زند در روستای ونارچ واقع در شهرستان کهک، مورد بررسی قرار بگیرد. قوم زند و قوم خلج با وجود اینکه در حدود یک قرن است در یک روستا، با همدیگر همزیستی دارند، کمترین تعامل فرهنگی را با یکدیگر داشته اند. هدف این مقاله مطالعه چگونگی فرایند هویت یابی دو قوم خلج و زند است، دو قومی که همزیستی در مکانِ یکسان، سبب نزدیک شدن آن دو به هم نشده است، بلکه مرز جغرافیایی و مرز فرهنگی نیز میان آنان ایجاد شده است.روش شناسی-برای حصول نتایج، علاوه بر مطالعات نظری و پیشینه ی پژوهشی، از روش کیفی، حضور طولانی مدت در میدان ، تکنیک های مصاحبه و مشاهده استفاده شده است. تعداد 30 مصاحبه با قوم خلج و قوم زند در سنین و نسل های مختلف انجام شده است. از طریق تحلیل مصاحبه ها داده ها جمع آوری و طبقه بندی شدند.یافته ها- با توجه به یافته های تحقیق مشخص شد که هر دو قوم استراتژی های خاصی برای تحکیم و ثبات هویت قومی خویش دارند لذا در این نوشتار با توجه به نظریات بریکول که مبتنی است بر فرایند هویت یابی و بارث که مرزبندی گروه های قومی را مطرح کرده است، به شناسایی عناصر هویتی قوم زند و خلج پرداخته شده است. نتایج این تحقیق بیانگر این امر است که قوم زند به لحاظ خدمات رفاهی، آموزشی و روابط فرهنگی وامدار قوم خلج هستند و از آنجا که قوم زند ساکنین ابتدایی و اولیه ی این روستا نبودند، در حاشیه و قوم خلج در مرکزیت قرار دارد. لذا قوم زند برای استمرار هویت خود وارد استراتژی "خودرابطه ای" شده است؛ و از طریق حفظ زبان قومی و تعلیم آن به نسل های جدید، ازدواج درون گروهی و تشدید روابط فامیلی، فرزندآوری و افزایش جمعیت، اتحاد و همبستگی در هر شرایطی، هویت قومی خویش را حفظ و تقویت می کند. استراتژی افزایش جمعیت که به آن اشاره شد، قوم زند را از اقلیت خارج می کند بر قدرت آنان می افزاید؛ بنابراین خیلی بر آن تأکید دارند و اما در مقابل، قوم خلج به تعلق مکانی روستا تمرکز دارند و تلاش می کنند تا حس تعلق مکانی و هویت مکانی برای قوم زند ایجاد نشود و همیشه در حاشیه باقی بمانند. برای آنان بسیار مهم است تا به خود و دیگران اثبات کنند که تمامیت روستا متعلق به قوم خلج است. در واقع می توان بیان کرد که از آنجایی که حضور قوم زند هنوز از جانب قوم خلج پذیرفته شده نیست، نمی توانند ادعایی در خصوص مالکیت زمین روستا داشته باشند. عدم هویت مکان برای قوم زند در شغل آنان نیز تأثیر گذاشته است و تمرکز بر دامداری دارند و زمین کشاورزی در اختیار ندارند. اما قوم خلج برای پایبندی بیشتر به مالکیت روستا، تمرکز بر کشاورزی دارند و با اتصال به خاک روستا، هویت مکانی خویش را تقویت می کنند
تاریخ شفاهی واحد فرهنگ مردم؛ یادداشتی بر یک مقاله
منبع:
فرهنگ مردم ایران بهار ۱۳۹۹ شماره ۶۰
221-239
حوزههای تخصصی:
خاستگاه و مشی کتاب محورانه آذریزدی و اسلامی ندوشن
منبع:
فرهنگ یزد سال دوم تابستان ۱۳۹۹ شماره ۶
59 - 72
حوزههای تخصصی:
در مطالعه زندگی نویسندگان صاحب نام آذریزدی و اسلامی ندوشن با نوعی خوداتکایی علمی و فرهنگی آنها که مبتنی بر کتابخوانی در حوزه های مورد علاقه یشان بوده و تا حدودی از تأثیر معلم و مدرسه برکنار مانده است، روبرو می شویم. این مشی خودبنیان آموزشی که در پی حسرت و جبران آموزش نادیدگی رسمی توسط آذریزدی در کتابفروشی یزد آغاز می شود، در اثر تشویق و هم صحبتی او، در اسلامی ندوشن که محصل دبیرستانی است، مؤثّر می افتد و شوق کتابخوانی و خودمختاری علمی را در او نیز بر می انگیزد. هرچند نشانه هایی از این مشی خودآموز در زندگی بسیاری از نامداران عرصه علمی و فرهنگی قابل شناسایی است، امّا بازخوانی تجربه کتاب محورانه و استعدادپرور این دو نویسنده از حیث خاستگاه و روش و آثار آن برابر خاطرات مکتوبی که از آنها برجا مانده، حاکی از نقش ممتاز کتابخوانی و خلاقیت های شخصی دوران جوانی در توفیق این چهره های ممتاز عرصه فرهنگ و قلم است که می تواند در روش های آموزش رسمی مورد توجه قرار گیرد.
بررسی سبک زندگی دانشجویان استان یزد بر اساس الگوی آرمانی فارغ التحصیل شایسته نظام آموزش عالی ایران (بعد اجتماعی سیاسی)
منبع:
فرهنگ یزد سال دوم پاییز ۱۳۹۹ شماره ۷
37 - 64
حوزههای تخصصی:
هدف: ما در این تحقیق خواهان بررسی سبک زندگی دانشجویان استان یزد بر اساس الگوی آرمانی فارغ التحصیل شایسته نظام آموزش عالی ایران هستیم. روش:جهت انجام این تحقیق از روش پیمایش استفاده شده است. جامعه آماری این تحقیق دانشجویان استان یزد می باشد که تعداد نمونه بر اساس فرمول کوکران 350 نفر می باشد. یافته ها: 7/33درصد از مردم تمایل زیادی به خدمت در مناطق محروم دارند. شاخص کل اهتمام به احقاق حقوق مظلومان و مستضعفان و کاهش فقر و محرومیت و بی عدالتی در 6 درصد کم، 4/63 درصد متوسط و 4/29 درصد زیاد بوده است. شاخص کل اهتمام به مشارکت در فرایند رشد و توسعه جامعه، در 4/52 درصد کم؛ 44 درصد متوسط و 6/3 درصد زیاد گزارش شده و درنهایت شاخص اهتمام به تأثیرگذاری مثبت و حداکثری بر محیط اجتماعی، سیاسی و فرهنگی جامعه در 6/46 درصد کم؛ 3/43 درصد متوسط و 3/10 درصد زیاد بوده است. نتیجه گیری: سبک زندگی دانشجویان در بعد سیاسی اجتماعی سبک زندگی نشان داد که میزان مشارکت سیاسی و اجتماعی دانشجویان در وضعیت مطلوبی نیست. از همین رو دقت نظر و برنامه ریزی بهتر از سوی مسئولین و مدیران فرهنگی آموزشی کشور بیش از پیش احساس می شود.
جایگاه فضاهای اوقات فراغتی تفکیک شدۀ جنسیتی در برساخت هویت دختران: مطالعۀ بوستان نرگس قم(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این مقاله بر مبنای مفهوم فضا، که به لحاظ اجتماعی با مفهوم قدرت ارتباط برقرار می کند، تدوین شده است. طراحی و برنامه ریزی فضاهای شهری، از جمله تفکیک های فضایی، در جهت کنترل و اداره فضاهای عمومی صورت می گیرد که در کشور ما هدف از این کنترل، حفظ و بازنمایی هویت ایرانی و اسلامی شهرها و شهروندان است. برای پاسخ به این مسئله که استراتژی های فضایی بر اساس جنسیت- همچون ایجاد فضاهای تک جنسیتی اوقات فراغتی- چه جایگاهی در برساخت هویت شهروندان دارد، ناگزیر از توجه به تنوع مخاطبان فضاهای شهری هستیم. این پژوهش به روش مردم نگاری انجام شده و در آن از فنون مشاهده و مصاحبه بهره گرفته شده است. نمونه مورد مطالعه 15 نفر از مراجعه کنندگان بوستان نرگس هستند که در رده سنی 15 تا 20 سال قرار دارند؛ هدف مقاله بررسی نقش و جایگاه بوستان های زنان در زندگی روزمره و هویت دختران است؛ در این مقاله این بوستان ها به عنوان بخشی از فضای شهری و در ارتباط با کلیت فضای اجتماعی در نظر گرفته است. با استفاده از تحلیل مصاحبه ها، زندگی روزمره دختران در فضاهای خصوصی و عمومی، نگرش آن ها درباره مفهوم جنسیت، و کنش آن ها بر اساس این مفهوم بررسی شد. عاملیت دختران در زمینه انتظام فضایی در سه گروه پذیرنده، سرکش یا مقاومت کننده و منتقد بازشناسی شد. نتایج تحقیق نشان می دهد که در طراحی فضاهای شهری جنسیتی به مدیریت تفاوت های اجتماعی و توجه به همه گروه های سنی، اجتماعی و فرهنگی نیاز وجود دارد.
نقد و بررسی دیدگاه برساخت گرایان درمسأله هویت قومی؛ دربسترعقل و وحی
منبع:
مطالعات اجتماعی اقوام دوره ۱ پاییز و زمستان ۱۳۹۹ شماره ۲
141 - 166
حوزههای تخصصی:
در خصوص هویت قومی و ملی یکی از نظریات رایج در میان اندیشمندان حوزه ی جامعه شناسی و علوم سیاسی نظریه یا رهیافت برساخت گراهاست. آراء مخالفی درمقابل این نظریه وجود دارد که به منظور دست یابی به نظر ارحج، بررسی آن ضرورت می یابد. سوالاتی که مطرح می شود این است که نخست مدعای برساخت گراها چیست؟ دوم در بستر عقل و وحی این مدعا چه جایگاهی دارد؟ این نظریه یا رهیافت درسه رویکرد اقتصادی، سیاسی، فرهنگی و اجتماعی قابل تقسیم و تفکیک است که وجه مشترک آنها تکیه بر علل و عوامل ساختاری در شکل گیری و تشدید هویت قومی و ملی است. استناد به روش عقلانی و نیز تحلیل محتوای آیات وحی مدعای هر سه رویکرد را نقد پذیر نموده و این نتیجه را حاصل می دهد که هویت قومی امری صرفاً ساختمند نیست بلکه چهار قاعده کلیِ منشأ اثر بودن اجتماع، حب ذات و مشابهات آن، مدنی الطبع بودن انسان، تدرج هویت طلبی قومی نقش عوامل بیرونی را اثبات می نماید.
بررسی فرهنگ حاشیه نشینی و موقعیت تحصیلی دانش آموزان، مطالعه موردی: منطقه حصار خط چهار شهرستان کرج(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
حاشیه نشینی یک پدیده شهری مربوط به دهه های اخیر است که به علت مسائل و مشکلاتی که برای ساکنین این مناطق و دیگر شهروندان به وجود می آورد، مورد توجه پژوهشگران علوم اجتماعی قرار گرفته است. بررسی انسان شناختی این پدیده با استفاده از روش کیفی و رابطه آن با موقعیت تحصیلی دانش آموزانی که در این مناطق زندگی می کنند، مسئله اصلی این تحقیق بوده است. منطقه حاشیه ای ”حصار خط چهار“ واقع در شهرستان کرج برای دست یابی به هدف پژوهش یعنی شناخت ویژگی های مختلف فرهنگ حاشیه نشینی و در ارتباط با موقعیت تحصیلی با استفاده از نگرش از ”درون“ و به صورت عمیق انتخاب و مورد مطالعه قرار گرفته است. نتایج حاصل از این تحقیق نشان می دهد وضعیت خانواده و ثبات آن در میزان و کیفیت تحصیل فرزندان بسیار موثر است. ولی این ثبات در تعداد کمی از خانواده ها وجود دارد، خانواده هایی که از ساکنان قدیمی منطقه هستند و ثبات درونی خود را حفظ کرده اند، از انگیزه های لازم برای تشویق فرزندان به ادامه تحصیل برخوردارند. ولی. بیشتر خانواده ها تحت تاثیر شرایط نامناسب محیطی و اجتماعی منطقه قرار داشته و به همین دلیل میزان افت تحصیلی در میان فرزندان بسیار بالا است.
روان کاوی، انسان شناسی و رویکرد فلسفی؛ رهیافت های نظری موثر در تکوین مفهوم اجتماعی جنسیت(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های انسان شناسی ایران دوره ۱۳ بهار و تابستان ۱۴۰۲ شماره ۲۵
235 - 249
حوزههای تخصصی:
هدف:این پژوهش به هدف شناسایی و توصیف نخستین رویکردهای نظری در روند شکل گیری مفهوم جنسیت صورت گرفته است و نشان می دهد که تمایز مفهومی جنس و جنسیت مبتنی بر بستر اندیشه غرب در یک دوره 70 ساله شکل گرفته است.روش شناسی-پژوهش با منظر نظری دیرینه شناسی فوکو، روند شکل گیری و نخستین ظهوراتِ شکل گیری مفهوم جنسیت را تا بستر سازنده آن پیگیری می کند و نشان می دهد که برایند چه نیروها، نظریه ها و روابطی، مفهوم جنسیت را سازمان دهی کرده است. دیرینه شناسی بر محور مفهوم «امکان» است. به این معنا که پس از کشف نخستین ظهورات تاریخی یک پدیده در پی پاسخ به این سوال است که چگونه این ایده امکان ظهور یافته است؟یافته ها-بررسی توصیف و تحلیل اندیشه های فمینیستی، روانکاوی، فلسفی و دیدگاه های کنش پارسونز نشان می دهد، یافته های انسان شناسی و مفاهیم فرویدی نقطه کانونی در بحث های جنسیت بوده و بسان حلقه متصله ای سایر اندیشه ها در باب مسائل جنسیت را به هم وصل می کند. الگوی ساختار خویشاوندی در دیدگاه استروس و اصطلاح مبادله زنان به خوبی در ادبیات فمینیستی قبل و بعد از اوکلی نقش مهمی ایفا می کند. رویکردهای فلسفی دوبوار نیز اگر چه در سنت نظری هایدگری فهم می شود اما تاثیرپذیری از انسان شناسی در شکل گیری دیدگاه دوبوار نقش مهمی ایفا می کند. برایند این نظریه ها زمینه ساز تمایزات مفهومی در آرای آن اوکلی و تفکیک مفهوم جنس از جنسیت می شود. اگرچه مفاهیم نقش و پایگاه پارسونزی و اخلاف او نیز بر این بستر نظری بار می شود و نقش های جنسیتی و وابستگی آن به موقعیت های اجتماعی دو جنس را برجسته می سازد. لاکان نیز با بهره گیری از ادبیات فرویدی و استروس دیدگاه های تازه تری در بحث جنسیت خلق می کند و ایریگاری با نقد اندیشه های سنتی روان کاو و فلسفه، پاسخ های جدیدتری به تفاوت های جنسیتی دارد. در نهایت این که دیدگاه های روان کاوی فروید، لاکان و لوی استروس با رویکرد انسان شناسی سهم عمده ای در روند برساخت گی جنسیت داشته و موجب شد تا این اندیشه را که نابرابری های جنسی واقعیتی طبیعی و غیرقابل تغییر است از اعتبار بیندازد
تحلیل دانش بومی و ابتکارات محلی سازگار در مدیریت منابع آب (منطقه مورد مطالعه: دشت گِزیر)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
امروزه دستیابی به برنامه مدیریت منابع آب به یک هدف حیاتی تبدیل شده است؛ یکی از راهکارهای دستیابی به این هدف، توجه کافی به دانش بومی و ابتکارات محلی سازگار با شرایط محیطی است. مردم بومی از توانایی های خاصی در خصوص شناخت و نحوه استفاده از تجارب برخوردارند؛ این دانش از تأثیر متقابل بین جامعه و محیط سرچشمه گرفته و طی نسل ها انتقال یافته است. بر این اساس در این پژوهش سعی شد به معرفی و تبیین جایگاه دانش بومی و ابتکارات محلی در مدیریت عرفی منابع آب دشت گزیر پرداخته شود. ابتکارات محلی در مدیریت آب فعالیت دسته جمعی خاصی است که کمک و مشوق خارجی ندارد و هدف آن کنترل آب های زیرزمینی و سطحی است. این پژوهش کیفی و روش آن پیمایشی است. اطلاعات موردنیاز تحقیق با استفاده از مشاهده مستقیم، مشاهده مشارکتی و مصاحبه با 173 کشاورز مطلع جمع آوری شده است. نتایج نشان داد؛ که سازه های بومی مَقسَم، عَلْگَه، بَند، چاه نُزوْ، یُوْرَد، عَلْ، بُرکُوْ در این منطقه نقش بسزایی در حفاظت و مدیریت منابع آب وخاک دارند و از نظر بهره وری و تطابق با شرایط اقلیمی و فرهنگی از سازگاری بالایی برخوردار هستند. همچنین با توجه به اینکه منبع آب کشاورزی دشت گزیر به ویژه نخلستان ها، از بارندگی تأمین می شود؛ این سازه ها نقش بسزایی در رعایت حقآبه بهره برداران این دشت دارند. بنابراین به اشتراک گذاشتن دانش اکولوژیک بومی در منابع طبیعی به عنوان یک سازوکار اجتماعی، می تواند نقش مهمی در ارتقاء ظرفیت سازگاری سیستم های اجتماعی- اکولوژیک در مقابله با کم آبی ایفا کند.
انسان شناسی ورزش؛ گذار از رویکرد آسیب شناسانه علوم اجتماعی ایران به رویکرد فرهنگی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
اهمیت مطالعه اجتماعی ورزش مدرن را می توان از دو منظر به هم پیوسته مورد بررسی قرار داد: نخست نیاز ورزش به علوم اجتماعی و دیگری نیاز علوم اجتماعی به ورزش. علوم اجتماعی ایران غالبا با نگاه آسیب شناسانه و تأکید بر اوباشی گری و خشونت (مخصوصا در مسابقه های فوتبال) به ورزش پرداخته و به ندرت با آن به عنوان یک موضوع مطالعه مهم برخورد کرده است. انسان شناسی ورزش ایران از یک طرف تحت تأثیر این رویکرد به ورزش قرار دارد و از طرف دیگر متأثر از تأخیر جهانی رشته انسان شناسی نسبت به پژوهش بر روی ورزش مدرن است. این مقاله به بازخوانی منابع ایرانی مطالعه اجتماعی ورزش می پردازد، داده های تحقیق به روش کتابخانه ای تهیه شده اند. بررسی نشان می دهد انسان شناسی در ایران تا کنون توجهی به مطالعه ورزش مدرن نداشته است، البته متونی درباره بازی های محلی و ورزش های سنتی ایران تدوین شده است. مسئله هایی همچون تغییرات فرهنگی، جهان محلی شدن و مسئله هویت بیش از هر چیز میدان ورزش را مستعد مطالعه اجتماعی و انسان شناختی می کند؛ تمرکز بر این موضوعات، ورزش را به میدان مناسبی برای شناخت انسان، فرهنگ و جامعه تبدیل خواهد کرد و منجر به خروج از انحصار نگاه آسیب شناسانه می شود، تحقیق اجتماعی در میدان ورزش به بهبود و حل مسائل فرهنگی و اجتماعی ورزش (منظر نخست) و پویایی و غنای علوم اجتماعی (منظر دوم) کمک خواهد کرد.
پوشاک سنتی زنان عشایر شاهسون دشت مغان
منبع:
فرهنگ مردم ایران تابستان ۱۴۰۰ شماره ۶۵
15-42
حوزههای تخصصی:
حق به شهر؛ شهر موجود و شهر مطلوب آنچه که هست و آنچه که باید باشد(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در سال های اخیر هم زمان با از دست رفتن کارایی ساختارهای اقتصادی، سیاسی، فرهنگی و اجتماعی شهر، بحران های شهری با مطالبات شهروندی رخ نشان می دهند و از «حق به شهر» سخن می رود. حق به شهر ابزار مفهومی مناسبی را برای نقد وضع موجود شهرها فراهم می آورد. موضوع حق به شهر هم موضوع شهر موجود است، شهری که هست و هم موضوع شهر مطلوب، شهری که باید باشد. مقاله خاستگاه فلسفی این مفهوم را از دیدگاه واضع آن، هانری لوفبور واکاوی می کند. او بر این باور است که انباشت سرمایه در جوامع سرمایه داری معاصر، از طریق شهری شدن اتفاق می افتد و هم زمان نظارت بر و مراقبت از شهر از شهروندان گرفته و منافع حاصل از شهری شدن به نفع سرمایه (دولتی یا خصوصی) مصادره می شود. حق به شهر به طور عام درصدد پس گرفتن نظارت بر و مراقبت از شهر و استفاده از منافع شهری شدن سرمایه است. امروزه حق به شهر موضوع جنبش های اجتماعی و اصلاحات قانونی بسیاری در سراسر جهان شده است که به چند تجربه عملی در این زمینه نیز اشاره می شود. تجاربی که نشان می دهد حق به شهر خواسته ای مدنی و قانونی است. از این سبب شاید بتوان گفت که برخی شکست های برنامه ریزی شهری در ایران به دلیل نشناختن حق به شهر است. در بازخوانی متن هانری لوفبور درباره حق به شهر مواردی فهرست مطرح می شوند که به طور خلاصه و جامع این مفهوم را پوشش می دهند.
ما چیزی به عنوان «باور» نداریم، آنچه داریم فقط «باور کردن» است: بازاندیشی در تعبیر «باور» به عنوان یکی از کلیدواژه های مطالعات فولکلور
منبع:
فرهنگ مردم ایران پاییز ۱۳۹۹ شماره ۶۲
150-176
حوزههای تخصصی:
شهر به مثابه بدن: نگاهی انسان شناختی به میدان امام خمینی (توپخانه) تهران با تأکید بر رابطه کالبد انسانی و فضای شهری(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این پژوهش به بررسی رابطه میان هویت کالبدی شهر با استفاده از الگوی مطرح انسان شناسی بدن می پردازد تا راهی برای فهم معنای شهر در انسان شناسی شهری باشد. با در نظر گرفتن هویت منسجم تهران در گذشته جامعه مورد پژوهش میدان امام خمینی (توپخانه) شهر تهران انتخاب و این پرسش ها مطرح شد که تهران ”بی هویت“ کنونی چگونه اداره می شود؟ آیا بی هویتی تهران موقعیتی درونی شده و تغییرناپذیر است یا امکان بازگشت به گذشته و یا رفتن به سوی هویت های منسجم در واقعیت های کالبدی یا بازنمایی ها در آینده وجود دارد؟ برای پاسخ الگوی سه سطحی بدن فردی، بدن اجتماعی، بدن کیهانی در انسان شناسی بدن را در نظر داریم که هر سه در یک رابطه پیوستاری، تعاملی و عمودی نسبت به یکدیگر قرار می گیرند. در این الگو شهر به مثابه کالبد در نظر می گیریم و به ترتیب شهروندان، گروه های اجتماعی و شهر کیهانی شهروندان را در مقابل سه سطح فوق قرار می دهیم. در این بررسی مشخص شد که جامعه مورد پژوهش در بی هویتی خویش لزوماً رابطه کالبدی و فضایی با شهروندان خود ندارد و بدن فردی، در تضیف شده ترین موقعیت در رابطه ای فرودست نسبت به بدن اجتماعی قرار دارد. از سوی دیگر تهران شهر گروه های اجتماعی است که منتسب به هیچ یک نیست و این رابطه متناقض را نشان می دهد و در این زمینه با یک گسست هویتی مواجه است. این نیز معلوم شد بدن کیهانی در نزد شهروندان نیز انسجام هویتی ندارد. این وضعیت بدون دخالت سیاست گذاران شهری به ایجاد یک شهر با هویت منسجم و شخصیت شهری منجر نمی شود.
بررسی قوم گیاه شناسی دارویی منطقه حفاظت شده اشترانکوه؛ مطالعه موردی روستایی درب آستانه و دره اسپر
منبع:
فرهنگ مردم ایران بهار ۱۴۰۰ شماره ۶۴
15-46
حوزههای تخصصی: