نسبت سنجی خودآیینی معرفتی با گواهی؛ مدلی آشتی جویانه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تأملات فلسفی سال ۱۵ پاییز و زمستان ۱۴۰۴ شماره ۳۶
319 - 348
حوزههای تخصصی:
برخی از معرفت شناسان معاصر می کوشند تا مبتنی بر بعضی شواهد و استدلال ها «گواهی» را از حجیت تهی کرده و آن را از دایره معارف موجّه خارج کنند. مقاله حاضر که در مقام گردآوری به روش کتابخانه ای، و در بخش ارزیابی به روش تحلیلی است، می کوشد تا یکی از استدلال هایی که برای بی اعتباری گواهی اقامه شده را بررسی و در ترازوی نقد بگذارد. این استدلال که اصل «خودآیینی» را مبنای نقد خود قرار داده، تکیه بر سخن دیگران را شایسته انسان بالغ و خردمند نمی داند. طبق این اشکال، از آن جاکه اتکا به گواهی به معنای/مستلزم تعبد و پذیرش قیمومیت دیگری ست، اساساً با عنصر شریف و شأن اصیل انسانی، یعنی خودآیینیِ عقلانی ناسازگار است. از همین رو، گواهی نمی تواند نقشی معنادار در زیست معرفتی آدمی بازی کند. مدعای ما این است که نه تنها استدلال یادشده مخدوش و از توجیه مدعای خود ناتوان است، بلکه یکی از لوازم خودآیینی، رجوع به آرای دیگران در قلمروی معرفت است. بر همین اساس، این مقاله می کوشد تا ضمن پذیرش خودآیینی به عنوان اصلی عقلانی و بنیادین، از اعتبار علی الاصول گواهی دفاع کند.