فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲٬۲۴۱ تا ۲٬۲۶۰ مورد از کل ۳٬۳۳۷ مورد.
حوزههای تخصصی:
"این مقاله بررسی بین سرمایه اجتماعی و کیفیت زندگی را در سه مرحله مختلف شهر گنبد کاووس به نام های بلوار دانشجو، شریعتی و بدلجه - سیدآباد مورد توجه قرار داده است. شاخص های مورد استفاده برای سنجش کیفیت زندگی عبارتند از وضعیت سلامت و تغذیه، وضعیت آموزش، گذران اوقات فراغت، کیفیت مادی، کیفیت محیطی، بهزیستی روانی. برای سنجش سرمایه اجتماعی نیز از شاخص های اعتماد اجتماعی، ارتباطات، بده بستان، امنیت محلی و کیفیت دسترسی به خدمات عمومی استفاده شده است.
تحلیل آماری داده های این بررسی نشان می دهند که رابطه بین دو سازه سرمایه اجتماعی و کیفیت زندگی در سطح اطمینان 99 درصد رابطه ای معنی دار است. علاوه بر این سرمایه اجتماعی بر مبنای چهارسنجه امنیت محلی، بده بستان، تصور نسبت به محله و عضویت انجمنی 36 درصد تغییرات کیفیت زندگی را تبیین نموده است. همچنین در مقیاس محله های مورد بررسی یافته های تحقیق نشان از تفاوت در سرمایه اجتماعی و به تبع آن تفاوت در کیفیت زندگی را دارند.
"
بررسی رابطه سبک زندگی و اسلوب نوشتاری صادق هدایت در میدان تولید ادبی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
رویکرد رابطه گرایانه بوردیو، ورای طرحهای ذهنی گرا و عینی گرا، تحت عنوان راه سوم در صدد است که پدیده های اجتماعی را به واسطه ارتباط عناصر ذهنی و عینی مورد بررسی قرار دهد. لذا در این مقاله سعی می شود رابطه سبک زندگی و اسلوب نوشتاری صادق هدایت به واسطه تعبیر بودردیو و استفاده از مفاهیم نو بنیادش همچون میدان منش و ذائقه مورد مطالعه ای از گونه تبیین میدانی قرار بگیرد. بدین لحاظ ابتدا سبک زندگی هدایت به عنوان آوانگاردترین نویسنده ایرانی به وسیله 22 مولفه اساسی برگرفته از تعبیر بوردیو از این مفهوم بازسازی شده است. از طرف دیگر اسلوب نوشتاری هدایت با توجه به مهمترین اثرش یعنی بوف کور و به واسطه 8 مولفه استخراج شده از تعریف بارت مورد بررسی قرار گرفته است. سپس کمیت و کیفیت رابطه مذکور با توجه به مولفه های مورد نظر و توجه به شرایط میدان تولید ادبی در زمان نشر بوف کور و در جهت پاسخ به سوالات مطرح شده مورد تبیین قرار داده شده است.
ارزش های جهان شمول و نظریه های رشد اخلاقی
حوزههای تخصصی:
عوامل اجتماعی - فرهنگی موثر بر مشارکت مردان در تنظیم خانواده در ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این مقاله تاثیر نگرش ها و باورهای مردان بر روی کاربرد روش های تنظیم خانواده توسط آنان در ایران بررسی می کند. دو فرضیه ارایه شده و مورد آزمون قرار می گیرند. بر طبق فرضیه مسوولیت تنظیم خانواده، این باور در مردان که زنان مسوول تنظیم خانواده هستند باعث کاهش احتمال مشارکت آنان در فعالیت های تنظیم خانواده می شود. بر طبق فرضیه هنجار اجتماع، این باور مردان که اجتماع موافق مشارکت آنان در فعالیت های تنظیم خانواده است باعث افزایش مشارکت آنان در فعالیت های تنظیم خانواده می شود. داده ها در سال 1376 در یک استان در جنوب ایران جمع آوری شده اند. برای تحلیل داده ها و آزمون فرضیات از روش های آماری چند متغیره استفاده شده است. نتایج تحلیل هر دو فرضیه را تایید می کند و نیز نشان می دهد که گفتگو مابین زن و شوهر باعث افزایش احتمال کاربرد روش های تنظیم خانواده توسط مردان می شود.
تلویزیون و هژمونی فرهنگی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
سریال نرگس یکی از موفق ترین و پربیننده ترین سریالهای تلویزیونی سال 85 بود که با استقبال مردم و منتقدان رو به رو شد. این مقاله حاصل پژوهشی تجربی درباره نحوه تفسیر و رمزگشایی این سریال از سوی مخاطبان (زنان) است. مبنای نظری این پژوهش رویکرد مطالعات فرهنگی در مطالعه تلویزیون و مخاطبان آن است، رویکردی که با تکیه بر نظریه هژمونی گرامشی و هال برنامه های تلویزیون را تلاشی در جهت باز تولید هژمونی و «ایدئولوژی ارگانیک» بلوک قدرت تلقی می کند. از این منظر، برنامه های تلویزیون آکنده از ارزشها و معناها و ایده های خاص هستند، اما مخاطبان به سبب آنکه جایگاههای متفاوتی را در ساختار اجتماعی اشغال کرده و به گفتمانهای متفاوتی دسترسی دارند، قرائتهای متفاوتی از «خوانش مرجح» برنامه های تلویزیون به دست می دهند. در این مقاله، ابتدا با استفاده از روش تحلیل ساخت گرایی - نشانه شناختی خوانش مرجح یا قرائت مسلط سریال نرگس تشریح شده است؛ سپس قرائتهای متفاوت مخاطبان از این سریال تحلیل شده است. تحلیل قرائتهای زنان نشان می دهد که آن گروه از زنان که به زندگی روزمره خود (مسایلی چون خرید، مد، آرایش، تفریح، فراغت و غیره) اهمیت بیشتری می دهند، گرایش کمتری به پذیرش خوانش مرجح سریال دارند و اغلب با تضادها و تعارضهای هویت چند پاره «نسرین» احساس هم ذات پنداری می کنند. برعکس، زنانی که با «نرگس» هم دلی دارند، با تماشایی این سریال به دنبال رهایی از هر گونه تناقض و تعارض و نیز دستیابی به نوعی تسلی هستند.
تبیین افول سرمایه اجتماعی(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
"طرح مساله: با این پیش فرض که سرمایه اجتماعی ایران طی سال های بعد از انقلاب کاهش یافته است، هدف اصلی این مقاله پاسخ به چرایی این مساله و تبیین آن است.
روش: در قسمت های اول و دوم مقاله، بر چند وجهی بودن رابطه علمی میان عوامل اقتصادی، سیاسی و اجتماعی و این که بسته به شرایط مکانی و زمانی خاصی هر کدام می توانند نقش قوه محرک اولیه را ایفا کنند، تاکید شده است. در قسمت های سوم تا پنجم، با استناد به داده های موجود مبتنی بر مطالعات میدانی انجام شده، مرکز آمار ایران و همین طور داده های نهادهای جهانی چون بانک جهانی و برنامه توسعه سازمان ملل متحد، و برآورد کمی انجام شده از رابطه میان فساد از یک سو (به عنوان شاخصی برای سرمایه اجتماعی) و شاخص هایی چون حکمرانی، درآمد سرانه و توزیع درآمد از سوی دیگر، تصویری از افول سرمایه اجتماعی و نقش حکمرانی در آن ارایه شده است.
یافته و نتایج: سرمایه اجتماعی طی سال های بعد از انقلاب کاهش یافته است. نظام حکمرانی ایران چه در میان بیست کشور پرجمعیت جهان و چه در میان کشورهای خاورمیانه جایگاه بسیار ضعیفی دارد. علت اصلی کاهش سرمایه اجتماعی، ضعف در نظام حکمرانی است.
"
رسانه جمعی و اعتماد، بررسی تأثیر رسانه های جمعی بر اعتماد اجتماعی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
"عتماد اجتماعی یکی از عناصر اساسی نظم جامعه است. اعتماد اجتماعی تحت تاثیر عوامل مختلفی تقویت و یا تضعیف میشود که یکی از آنها رسانههای جمعی است. تحقیق حاضر در چارچوب روش پیمایشی با نمونهای 400 نفری از شهروندان تهرانی و به منظور بررسی تاثیر رسانههای جمعی بر اعتماد اجتماعی انجام گرفته است. در این راستا رابطه استفاده از سه نوع رسانه جمعی (تلویزیون داخلی، تلویزیون ماهوارهای و روزنامه) با سه نوع اعتماد میانفردی، عام و نهادی بررسی شده است. نتایج این مطالعه نشان میدهد که میزان استفاده از رسانههای جمعی با اعتماد میانفردی رابطه معنیداری ندارد، اما با اعتماد عام و نهادی رابطه دارد؛ دیگر آنکه نوع مالکیت و شیوه مدیریت بر رسانه، با اعتماد اجتماعی ارتباط دارد.
"
کار پایه مفهومی و مفهوم سازی سرمایه اجتماعی (با تاکید بر شرایط ایران)(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
"طرح مساله: مقاله حاضر با نگاهی به مفهوم و سازه (Construct) به عنوان سنگ بنای هر بحث و مساله ای علمی و به جایگاه شاخص سازی به عنوان ابزار فرود آمدن از دنیای انتزاع و عرصه نظر به حیطه های پر شر و شور زندگی، بر این نکته تاکید روا می دارد که علم با جوهر یا ذات مباحث و مسایل که موضوع هستی شناسی است سروکار ندارد و به پدیده ها بدان سان که ادراک و مشاهده می شوند پرداخته و در عرصه شناخت شناسی به بحث می پردازد.
روش: سرمایه اجتماعی (Social Capital) با استعانت از روش کتابخانه ای به عنوان مفهومی که چون بسیاری از مفاهیم علوم اجتماعی و انسانی سهل و ممتنع است، مورد چند و چون قرار گرفته، ادعا می شود که این مفهوم سخت پیچیده و دارای ابعادی متنوع است.
یافته ها و نتایج: مقاله با ارایه تعاریفی که از سوی متفکران مختلف در محدوده ای نود ساله مطرح شده اند به کلید واژه های پایه ایی به کار رفته در تعاریف اشاره می نماید، تعاریفی که کارپایه یا چارچوب سرمایه اجتماعی را پدید می آورد. به هنگام معرفی کارپایه مفهومی به کارکردهای گوناگون آن نیز اشاره شده است. بالاخره آن که ابعاد مختلف سرمایه اجتماعی به نحوی گذرا مورد بحث قرار گرفته، کوشش های به عمل آمده در جهت مفهوم سازی (Conceptualization) معرفی گردیده اند.
"
بازنمایی ایران در مطبوعات غرب : تحلیل انتقادی گفتمان « نیویورک تایمز » ، « گاردین » ، « لوموند » و « دی ولت »
حوزههای تخصصی:
"مقاله ى حاضر، گزیده اى از یک تحقیق دانشگاهى است که به منظور فهم و نقد گفتمان و ایدئولوژى پنهان و ژرفِ تاثیرگذار بر «عمل رسانه»هاى غرب، به بررسى و تحلیلِ انتقادىِ گفتمان چهار روزنامه نیویورک تایمز، گاردین، لوموند و دى ولت مى پردازد. رویکرد نظرى اتخاذ شده در تحقیق، ایدئولوژى و گفتمان شرق شناسى به عنوان نظام بازنمایىِ شرق در غرب است. نتایج به دست آمده حاکى از آن است که «تروریسم» و «بنیادگرایى اسلامى»، کلیشه هاى شمایل انگارانه اصلى هستند که توسط مطبوعات غرب مورد استفاده قرار مى گیرند. این دو کلیشه در واقع اسلام و ایران را در رسانه هاى غربى، به عنوان تهدید علیه صلح، دموکراسى و مدرنیزاسیون بازنمایى مى کنند. تحویل یا تقلیلِ مستمر ایران به نوعى تهدیدِ مضاعف تحت عنوان بنیادگرایى اسلامى و تروریسم بین المللى، این کشور را بیش تر از «دیگرانِ» دیگر براى غرب و سایر نقاط جهان، خطرناک جلوه مى دهد.
"
مفهوم فرهنگ در جامعه بشری
حوزههای تخصصی:
باز تولید عقلانیت سنتی و خصلتهای عقلانیت ارتباطی در حوزه عمومی ایرانی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در این مقاله خصلتهای عقلانیت ارتباطی در حوزه عمومی ایرانی مورد مطالعه قرار می گیرند. این مقاله با استفاده از رویکرد هابرماس، عقلانیت ارتباطی را عامل توسعه یافتگی حوزه عمومی و تحول از زیست جهان سنتی به مدرن در نظر می گیرد. به همین منظور زیست جهان ایرانی به عنوان عامل موثر در تحول از سنت به مدرنیته در این مقاله مورد توجه قرار می گیرد.
توضیح آنکه، مطالعه تاریخ تحولات اجتماعی ایران حاکی از آنست که زیست جهان روشنفکران، نخستین زیست جهانی است که امکان تفکر نقادانه در مورد موضوعات عمومی را در ایران فراهم کرده است. مقاله حاضر ضمن تاکید بر بینش ارتباطاتی، بر آن است که دستیابی به زیست جهان منسجم مدرن نیازمند افکار و اندیشه های مستقل و محققانه ای است که میان سنت ایرانی و مدرنیسم پل زده و به نوعی بر بومی گرایی علمی استوار باشد.
این مقاله همچنین نشان می دهد زیست جهان ایرانی، از ویژگیهایی برخوردار است که منحصر به جامعه ایرانی است و از این جهت برای طی کردن دوره گذار لازم است تا عوامل بسترساز مطابق با زیست جهان خود را برای دستیابی به مدرنیته ایرانی بازسازی کند. زیست جهان روشنفکری ایران در حال نقد موضوعات عمومی از مجرای نقد بسیاری از باورهای موجود در جامعه ایران است. به عبارت دیگر، زیست جهان روشنفکری ناشی از نقد زیست جهان سنتی است. با وجود اینکه ایدئولوژی و ایدئولوژی زدگی از مشخصات زیست جهان روشنفکری ایرانی است، اما تقدس زدایی اولین و عمده ترین خصلت عقلانیت ارتباطی در این زیست جهان است. مطالعه ما گسستگی و قدرت محور بودن را به عنوان خصایص دیگر عقلانیت ارتباطی نشان می دهد.
ادبیات و نظریة نظام چندگانه: نقش اجتماعی نوشتار(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
ادبیات، ارتباط خود با جامعه را گاه به صورت آشکار و گاه به صورت پنهان بیان می کند. حتی زمانی که نویسنده نیت پرداختن به مسایل اجتماعی را ندارد، متن، به سبب شبکه پیچیده دلالت هایش با حیات اجتماعی ارتباط می یابد. از نظر فرمالیست های روس شکل یک متن ادبی، گویاترین بیان تعامل متن و جامعه است و حتی زمانی که محتوای اثر رابطه اش را با جامعه پنهان می کند، شکل ادبی نمایانگر این رابطه است. ساخت گرایان فرانسوی با تعمیق آرای فرمالیست ها، تحلیل "نوشتار" یا همان شیوه بیان خاص نویسنده را بهترین بازنمایی تعامل اثر ادبی و جامعه به شمار آوردند. بر این اساس، بررسی "نوشتار" بهترین شیوه فهم رابطه میان ادبیات و جامعه است. در عین حال، بدیهی است که این بررسی به یک چارچوب نظری نیازمند است که تبیین رابطه دو سویه کارکردهای ادبی و اجتماعی را از جمله وظایف خود به شمار آورد؛ بنابراین استناد به "نظریه نظام چندگانه" ایتامار اون زهر در تحقیق حاضر در این راستا توجیه پذیر است. باید دانست که این نظریه، نوعی رویکرد "عام" به مهم ترین عرصه هایی است که حیات فرهنگی جوامع را شکل می دهند، از این رو تعامل ادبیات و جامعه را صرفا در کلیات آن مطرح می کند و ردیابی این تعامل در "نوشتار ادبی" وظیفه ای است که انجام آن را مقاله حاضر به عهده گرفته است