فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲٬۲۶۱ تا ۲٬۲۸۰ مورد از کل ۳٬۳۳۷ مورد.
حوزههای تخصصی:
دوگانگی اجتماعی نظر و عمل : توسعه فرضیه دوسوگرایی جامعه شناختی در عرصه بهداشت(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در جستجوی خاستگاه اجتماعی مساله دوگانگی اجتماعی نظر و عمل در عرصه های مختلف در ایران، تحقیق حاضر در یکی از آسیب پذیر ترین وجوه آن یعنی روند فزاینده بیماری های قلبی و عروقی در عرصه بهداشت، به نظریه پردازی روی آورده است. در پاسخگویی به این سوال که چرا گرایش شدید به حفظ سلامت (نظر اجتماعی) با رفتار مشاهده شده مبتنی بر مصرف پر چرب و افزایش مضاعف آن در سی ساله اخیر (عمل اجتماعی) ناسازگار است.از نظریه دوسو گرایی جامعه شناختی مرتون بهره برداری شده است. طبق این نظریه، عامل دو سوگرایی را باید در ناسازگاری میان هنجارها جستجو نمود. ولی به منظور شناسایی علل ریشه ای تر و تبیین عمیق تر مساله تحقیق، هدف اصلی به سوی توسعه فرضیه مذکور گرایش یافته است. با بهره برداری از رویکرد روشی نظریه بازکاوی، از طریق تحلیل مقایسه ای شرایط و بینش 91 نفر از بیماران قلبی و عروقی و افراد سالم، یافته های تحقیق حاضر موید آن بوده است که خاستگاه اجتماعی مساله دو گانگی اجتماعی نظر و عمل در عرصه بهداشت با مفهوم )هژمونی مصرف پر چرب در حال انتقال( تطبیق پذیرتر است. همچنین، مولفه )هژمونی مصرف پر چرب( به عنوان مانع بنیادی در نزدیکی نظر و عمل بهداشتی شناسایی شده ست.
گفت و گو: رئیس شورای فرهنگی اجتماعی زنان شورای عالی انقلاب فرهنگی: دنیای امروز با مهندسی کار می کند
فرهنگ سیاسی مردم مازندران
حوزههای تخصصی:
"این مقاله، با الهام از سنخ شناسی سیاسی آلموند و وربا در مورد «فرهنگ سیاسی»، فرهنگ سیاسی مردم مازندران را مورد بررسی قرار می دهد. برای این منظور، از روش پیمایش و انتخاب نمونه های مورد نظر مطابق روش های علمی استفاده شده است که نتایج تحقیق قابل تعمیم به کل استان مازندران می باشد. مطابق یافته های تحقیق که از 331 نمونه استخراج شده است، بعد شناختی فرهنگ سیاسی مردم مازندران، در مقایسه با بعد عاطفی و داوری، قوت کمتری دارد. از منظری دیگر، یافته نشان می دهد که فرهنگ تبعی یا انقیادی در قیاس با فرهنگ سیاسی مشارکتی و محدود از وسعت بیشتری در مازندران برخوردار است. به علاوه، از میان فرهنگ سیاسی وفاق گرا و منازعه گرا، فرهنگ سیاسی مردم مازندران گرایش بیشتری به سمت فرهنگ وفاق گرا در حوزه سیاست عمومی و مبانی مشروعیت نظام سیاسی نشان می دهد.
"
سوژه و قدرت: تحلیل چگونگی شکل گیری ذهنیت در مطالعات فرهنگی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
رابطه سوژه و قدرت یکی از موضوعات محوری در مطالعات فرهنگی است. در سنت مطالعات فرهنگی، حداقل دو نوع نگاه به این رابطه دیده می شود. در رویکرد اول این رابطه جبری و یک سویه است. بر اساس این رویکرد، ذهنیت سوژه ها به نحوی موفق توسط گروه های قدرتمند جامعه شکل می گیرد. اما در رویکرد دوم رابطه یاد شده باز است به طوری که سوژه ها امکان مقاومت در برابر معانی مرجح گفتمان های حاکم را دارند، لذا، باز تولید امری از پیش معین نیست. در این مقاله نشان داده می شود که هر دو رویکرد گرفتار نوعی جزم اندیسی اند. رویکرد اول بازتولید ایدئولوژیک و رویکرد دوم مقاومت سوژه های اجتماعی را امری مسلم پنداشته اند. ادعای این مقاله آن است که هر چند رابطه گفتمان های قدرت و سوژه ها رابطه ای یک سویه نیست اما مفهوم دسترسی گفتمانی، حداقل در شرایط برخی جوامع نظیر جامعه ایرانی بسیار اساسی است. به عبارت دیگر، فارغ از دغدغه های نظری، باید رابطه میان گفتمان های حاکم و سوژه ها را به نحوی مورد آزمون قرار داد.
بررسی جامعه شناختی علل تصادفات جاده ای (مطالعه موردی رانندگان عمومی جاده ای شهرستان بابل)
حوزههای تخصصی:
"بر اساس بررسی های به عمل آمده، عوامل موثر بر تصادفات عبارتند از: 1) عامل انسانی حدود 70 تا 75 درصد، 2) عامل اتومبیل حدود 10 تا 15 درصد، 3) عامل جاده ای حدود 10 تا 15 درصد. در این تحقیق، رانندگی یک کنش اجتماعی تلقی شده و با استفاده از نقشه شناختی پارسنز برای آن چهار خرده سیستم در نظر گرفته شد که دارای ابعاد شخصیتی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی است و فرضیه هایی از آن دریافت شد و سپس بر اساس این فرضیه ها تحقیق انجام گرفت. روش تحقیق پیمایش و ابزار گردآوری اطلاعات پرسشنامه بوده، که اعتبار پرسشنامه از طریق آزمون آلفا کرونباخ سنجیده شد. حجم نمونه 389 نفر از رانندگان عمومی شهرستان بابل بود. یافته ها حاکی از آن است که سن، تحصیلات، خردورزی، تقدیرگرایی، نظام هنجاری، رضایت شغلی و شیوه گرفتن گواهینامه بر میزان تصادفات تاثیرگذار است.
"
مفهوم هژمونی در مطالعات فرهنگی
حوزههای تخصصی:
قصد این مقاله تلاش برای تبیین مفهوم هژمونی در مطالعات فرهنگی است. گسست مطالعات فرهنگی از دو پارادایم حاکم در این عرصه، یعنی فرهنگ گرایی و سا ختارگرایی، و روی آوردن به سوی نظریه گرامشی نقطه شروع تحقیقات و مطالعاتی عمیق در باره سلطه نظام سرمایه داری و دستگاه های ایدئولوژیک آن بود. در واقع، مطالعات فرهنگی در این فاز دوم کوششی بود برای پاسخ به این پرسش گرامشی که چرا در جوامع غربی انقلاب اتفاق نیفتاد. در این مقاله پس از توضیح مفهوم سلطه در آرای کسانی چون لوکاچ و آدورنو و هورکهایمر و غیره به تحلیل دیدگاه گرامشی و بنیان های نظری مطالعات فرهنگی می پردازیم. مطالعات فرهنگی بیانگر ناکامی چپ از رسیدن به جامعه آرمانی سوسیالیستی و در عین حال تلاش برای تبیین سویه های گوناگون سلطه سرمایه داری و پیدا کردن عرصه های مقاومت در برابرآن است.
اصلاح طلبی و فرهنگ عمومی
منبع:
گفتگو دی ۱۳۸۵ شماره ۴۷
حوزههای تخصصی:
سرمایه اجتماعی و توسعه اقتصادی- اجتماعی در کلان شهر تهران(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
"طرح مساله: سوال محوری این مقاله این است که آیا بین سرمایه اجتماعی و عناصر تشکیل دهنده آن در سطح تحلیل مناطق و میزان توسعه یافتگی مناطق، در شهر تهران رابطه ای وجود دارد یا خیر؟
روش تحقیق: در این پیمایش، جامعه آماری، جمعیت شانزده سال به بالای مناطق تهران است که با نمونه گیری خوشه ای متناسب با حجم 1759 نفر در سطح مناطق بیست و دو گانه شهر تهران انتخاب گردیده اند.
یافته ها: در بخش یافته ها نمره سرمایه اجتماعی و هفت عنصر مفهومی آن شامل آگاهی، اعتماد عمومی، اعتماد نهادی، مشارکت رسمی، مشارکت غیررسمی خیریه ای، مشارکت غیررسمی همیارانه و مشارکت غیررسمی مذهبی محاسبه گردیده است و در ارتباط با وضعیت توسعه مناطق قرار گرفته است.
نتایج: سرمایه اجتماعی مناطق، رابطه مثبتی با توسعه مناطق شهری در تهران دارد و مناطق توسعه یافته تر از میزان بیشتری از اعتماد عمومی، آگاهی، مشارکت رسمی و مشارکت های غیر رسمی همیارانه برخوردارند و به گونه معناداری مشارکت غیر رسمی مذهبی کمتری دارند و اعتماد نهادی و مشارکت های غیر رسمی خیریه ای، در همه مناطق به صورت یکسان بوده و تفاوت معناداری نداشت.
"
مشارکت اجتماعی یکی از مولفه های سرمایه اجتماعی(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
"طرح مساله: در این مقاله، تئوری سرمایه اجتماعی به عنوان یکی از رویکردهای جامعه شناختی مورد بررسی قرار می گیرد و سعی می شود تئوری سرمایه اجتماعی از لحاظ واقعیت های مسلط بر جامعه مورد آزمون تجربی قرار گیرد و به این سوال پاسخ داده شود که آیا این رویکرد نظری، تبین کننده واقعیت موجود در زمینه مشارکت اجتماعی در ایران می باشد؟
روش: روش بررسی، تلفیقی از روش کتابخانه ای و میدانی است؛ در بررسی میدانی، جامعه آماری شهروندان 15 سال به بالا ساکن شهر تهران بودند که با استفاده از فرمول کوکران، حدود 653 نمونه از میان آن ها انتخاب شدند و با استفاده از پرسش نامه اطلاعات جمع آوری و با بسته نرم افزاری SPSS با استفاده از روش های آماری توصیفی و استنباطی مورد تحلیل و بررسی قرار گرفتند.
یافته ها: زمینه های مشارکت اجتماعی به عنوان یکی از مولفه های سرمایه اجتماعی در تحلیل نهایی هر چند در سطح خرد تا حدودی مساعد می باشد اما به دلیل عدم زمینه های مناسب در سطح کلان، از جمله تمرکزگرایی، پنداشت منفی نسبت به عملکرد دولت و… ما شاهد شکل گیری مشارکت اجتماعی در بین افراد نمی باشیم.
نتایج: از بعد ذهنی ما شاهد اعتماد پذیری در بین شهروندان و همچنین بین شهروندان و دستگاه های دولتی نیستیم و همین باعث شده است که بعد عینی مشارکت اجتماعی، یعنی شبکه تعاملات اجتماعی شکل نگیرد و در نتیجه مشارکت اجتماعی تحقق پیدا نکند.
"
نمایشنامه های فرهنگی مرگ و مردن(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این پژوهش با کاربرد نظریه میدانی به بررسی الگوهای فرهنگی مرگ و مردن در بین بیماران سرطانی در بیمارستان امام خمینی می پردازد. این مطالعه برای پاسخگویی به این پرسش طراحی شده است که بیماران مبتلا به سرطان در وضعیت جامعه ای با الزامات دوگانه اهمیت دیدگاه های مذهبی و وجود نهادهای مدرن بیمارستانی، چگونه فرایند مردن خود را معنادار می سازند و در این راه، متناسب با وضعیت دوگانه خویش، با چه چالش ها و دو راهی هایی روبه رو می شوند. نظریه کلایو سیل و سوزان لانگ در مورد انواع چهارگانه نمایشنامه های فرهنگی به مثابه چارچوب مفهومی پژوهش انتخاب شده است. در این مطالعه نمونه گیری نظری با انجام 32 مصاحبه عمیق و نیمه ساختارمند با بیماران، پزشکان، پرستاران و مددکاران به حد اشباع می رسد. تجزیه و تحلیل محتوای مصاحبه ها بر مبنای شیوه رایج در رویکرد میدانی نشان می دهد که نمایشنامه مذهبی و نمایشنامه پزشکی مردن در بین مشارکت کنندگان بیشترین رواج را دارند. تجزیه و تحلیل یافته های پژوهش ما را در طرح نظریه ای در خصوص برقراری انواع پیوندها و مناسبات پیچیده بین دو نمایشنامه مذهبی و مدرن توسط بیماران یاری می کند.
بررسی عوامل اجتماعی - اقتصادی موثر بر رضایت مندی سیاسی دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی واحد شیراز(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
"هدف این مقاله بررسی تاثیر عوامل اجتماعی - اقتصادی موثر بر رضایت مندی سیاسی دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی واحد شیراز است. در این پژوهش تلاش شده است تا از بعد روانشناسی اجتماعی، میزان و چگونگی رضایت مندی سیاسی دانشجویان و سازه های موثر بر آن شناسایی شود. برای انجام این پژوهش 384 نفر آزمودنی از میان دانشجویان شاغل به تحصیل در نیمسال دوم تحصیلی 79-80 به صورت تصادفی انتخاب و به پرسشنامه های تهیه شده پاسخ گفتند. داده های پژوهش حاضر که صرفا پیمایشی است، با بهره گیری از روش تحلیل همبستگی، تحلیل پراکنش، تحلیل عاملی و رگرسیون چند متغیره مورد ارزیابی قرار گرفته است. از یافته های پژوهش می توان نتیجه گرفت که رضایت مندی سیاسی دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی واحد شیراز در حد کم است. نتیجه تجزیه و تحلیل دو متغیره نشان می دهد که متغیرهای بیگانگی سیاسی، خانواده سیاسی، دوستان سیاسی، درجه مذهبی بودن و خاستگاه اجتماعی آزمودنی ها، با رضایت مندی سیاسی آنان ارتباطی معنادار دارد. در تحلیل رگرسیون، شش متغیر بیگانگی سیاسی، رضایت تحصیلی، درجه مذهبی بودن، میزان استفاده از رادیو، سطح سواد مادر و جنیست، پنجاه درصد از تغییرات رضایت مندی سیاسی را تبیین نموده اند. در مجموع، یافته های تحقیق نشان می دهد که رضایت مندی سیاسی پاسخگویان، بیش از هر عاملی با رابطه منفی، تحت تاثیر بیگانگی سیاسی آنان است و سپس با رابطه مثبت متاثر از رضایت تحصیلی و درجه مذهبی بودن آنان است.
"