"تصور و برداشت از «بدن» که امروزه به عنوان یکی از موضوع های مطرح در جامعه شناسی جهانی درآمده است در فرهنگ های مختلف متفاوت می باشد. بخصوص اختلاف نظر در مورد بدن زن و مرد بسیار بارز و روشن است. در برخی از جوامع بدن به عنوان یک موضوع خصوصی تلقی شده و از هر نوع عرضه و بهره برداری از آن در مجامع عمومی پیش گیری می شود. در برخی دیگر از جوامع بدن زینتی محسوب می شود که صاحب آن می تواند به شیوه های مختلف از آن بهره مند گردد. در ایران از زمان های قدیم بدن به عنوان یک موضوع خصوصی تلقی شده و از عرضه و استفاده از آن در مجامع عمومی پیش گیری شده است. این امر در مورد زنان از شدت بیشتری برخوردار است. در این مقاله ضمن مروری بر تاریخ نحوه پوشش زنان در ایران به زمان حاضر می پردازیم و گرایش دانشجویان دختر را نسبت به نحوه پوشش خود مورد بررسی قرار می دهم. می خواهیم بدانیم دانشجویان دختر در شرایط مختلف چه نوع پوششی انتخاب می نمایند و تغییر محیط اجتماعی تا چه حد در انتخاب نوع پوشش برای آنان موثر می باشد. با توجه به تحولات اجتماعی صورت گرفته در کشور تاثیر تحولات حدود ده سال را بر نحوه انتخاب پوشش دختران مورد بررسی قرار داده ایم.
"
این مقاله با استفاده از رویکرد هابرماس به حوزه عمومی و کارکرد روشنفکران در توسعه آن، و روش شناسی اسنادی – تاریخی، و همچنین از طریق خوانش تحولات اجتماعی تاریخ 200 ساله ایران که متاثر از نقش روشنفکران در این تحولات بوده، کارکرد انتقادی روشنفکران و نقش آنها در توسعه حوزه عمومی و تحول زیست جهان سنتی به مدرن را در ایران تحلیل می کند. این تحلیل اولا بر اساس مطالعه تاریخ تحولات اجتماعی 200 سال گذشته ایران و با محوریت رخدادهایی انجام شده که نتیجه فعالیت روشنفکران و یا پاسخ آنها به رخداد تاریخی خاص بوده و ثانیا با استفاده از مصاحبه های عمقی برای تقویت تحلیل تحولات اجتماعی صورت گرفته است. البته به دلیل خودداری از طولانی شدن این مقاله، از ارایه متن مصاحبه ها صرف نظر شده؛ اما تحلیل های داخل متن نتیجه این مصاحبه هاست.
اهدف از این مطالعه بررسی ارتباط ابهام نقش، تعارض نقش و اضطراب رقابتی با عملکرد ورزشی و پیشرفت تحصیلی در ورزشکاران رشته های ورزشی انفرادی (کشتی، تنیس و رزمی) و گروهی (فوتبال، والیبال و بسکتبال) است. آزمودنی های پژوهش شامل 244 نفر دانشجوی پسر (126 ورزشکار گروهی و 118 ورزشکار انفرادی) بود که به صورت تصادفی از میان دانشجویان ورزشکار انتخاب شدند. برای جمع آوری داده ها از مقیاس ابهام - تعارض نقش، پرسشنامه اضطراب رقابتی و چک لیست عملکرد ورزشی استفاده شد.
نتایج ضریب همبستگی پیرسون نشان داد که هر یک از متغیرهای ابهام نقش، تعارض نقش و اضطراب رقابتی با عملکرد ورزشی و پیشرفت تحصیلی رابطه منفی معنی داری دارند. این همبستگی در ورزشکاران گروهی از انفرادی بیشتر بود. ضریب رگرسیون چند متغیری نشان داد که ابهام نقش، تعارض نقش و اضطراب رقابتی 36 و 24 درصد از واریانس عملکرد ورزشی را به ترتیب در ورزشکاران گروهی و انفرادی تبیین می کنند. همچنین، سه متغیر یاد شده 45 و 16 درصد از واریانس پیشرفت تحصیلی را به ترتیب در ورزشکاران گروهی و انفرادی تبیین کردند. این نتایج نشان می دهد که افزایش ابهام نقش، تعارض نقش و اضطراب رقابتی کاهش عملکرد ورزشی و پیشرفت تحصیلی را به دنبال خواهد داشت.
"سنجش نگرش زنان شهرستان گنبد کاووس به مشارکت سیاسی و سطح این مشارکت و عوامل موثر در آن موضوع مقاله حاضر می باشد. جامعه آماری این مطالعه شامل زنان شهرستان مذکور در گروه سنی 59-15 ساله بوده و نمونه ای به حجم 251 نفر به تفکیک مناطق شهری و روستایی انتخاب گردید و با روش پیمایش حضوری داده ها جمع آوری شد. یافته ها نشان می دهند که اکثریت زنان مورد مطالعه نگرش مثبت به مشارکت سیاسی دارند به ویژه این نگرش جهت احراز مناصب یا نخبگی سیاسی کاملا مشهود می باشد. در این رابطه میزان تحصیلات نقش اساسی دارد و محل سکونت و سن و شغل مادر و قومیت در مراتب بعدی قرار دارند. ضرایب تحلیل مسیر نشان می دهد که سواد با تاثیرپذیری از سن و محل سکونت مناسب ترین تبیین کننده متغیر نگرش مشارکت سیاسی زنان است.
"
"طرح مساله: مقاله حاضر بر مبنای پژوهشی تدوین یافته است که در سال 1383 با عنوان «مکانیسمهای ارتقای مشارکت زنان در ابعاد اقتصادی و سیاسی» انجام گرفت و در آن متغیر «تحصیلات، به عنوان عمده ترین عامل زمینه ساز مشارکت سیاسی و اقتصادی زنان، و تاثیر افزایش سطح تحصیلات بر مشارکت زنان در ارتباط با متغیر قوانین موجود تحلیل و تبیین گردید.
روش: پژوهش با استفاده از روشهای اسنادی و پیمایشی انجام گرفت. برای جمع آوری اطلاعات، از تکنیک پرسشنامه، که پیش آزمایی شده بود، استفاده شد.
یافته ها: تاثیر متغیر تحصیلات بر مشارکت سیاسی زنان، به دلیل ضعف یا نقص قوانین موجود، همواره قابل تایید نیست، و می تواند و وجهی سلبی به خود بگیرد و از مشارکت مورد انتظار آنان بکاهد.
نتایج: اکثر زنان تحصیلکرده، به رغم گرایش به اشتغال و مشارکت اقتصادی، به دلیل آگاهی از نقص قوانین، تمایل کمتری به مشارکت سیاسی دارند. بنابراین، تلاش برای اصلاح قوانین حاکم بر شئونات زنان جامعه پیش شرط اساسی برای ارتقای مشارکت آنان است.
"