فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱٬۶۶۱ تا ۱٬۶۸۰ مورد از کل ۱۸٬۰۶۵ مورد.
حوزههای تخصصی:
اهداف: هدف پژوهش حاضر، مطالعه ی زمینه ها و فرایندهای شکل گیری الگوی سواد رسانه ای برای دانش آموزان مقطع متوسطه است. روش مطالعه: با استفاده از رویکرد کیفی و روش نظریه ی زمینه ای و با نمونه گیری نظری و هدفمند تعداد 21 نفر از معلمان و فعالین حوزه ی آموزش انتخاب شده و با آن ها مصاحبه های عمیقی صورت پذیرفت. فرایند نمونه گیری نظری تا مرحله ی اشباع داده ها ادامه یافت. داده های گردآوری شده با استفاده از کدگذاری باز، محوری و گزینشی تحلیل شده است. یافته ها: نتایج نشان می دهد که «مزمزه واقعیت» به عنوان نتیجه ی کل فرایند آموزش سواد رسانه ای، خود را برای دانش آموزان نمایان می کند. این نتیجه به دنبال به کارگیری دانش رسانه ای برای درک واقعیاتی که در متن داده های رسانه ای وجود دارد حاصل می شود. به طور عمده مزمزه واقعیت به دنبال عواملی چون به کارگیری معلمان خبره، تدریس سواد رسانه ای در مدارس، تشکیل کلاس های مشارکت محور در فضای هندسی جدید، به روزرسانی محتوای دروس سواد رسانه ای و همزمان با تأثیرپذیری از مجموعه ای از عوامل زمینه ای و مداخله گر برساخته می شود. در کنار شکل گیری مزمزه واقعیت، سیستم آموزشی با استفاده از راهبردهایی چون استفاده از روش های روزآمد در آموزش سواد رسانه ای، مسیردهی به زندگی شبکه ای دانش آموزان و کنترل و نظارت گفتمانی بر فضای رسانه ها، مسیر دهی برای درک واقعیت های موجود را برای دانش آموزان آسان تر می کند. بر آیند و نتیجه ی به کارگیری راهبرد های فوق برای سیستم آموزش سواد رسانه ای و درک واقعیت، شکل گیری نگاه بازاندیشانه و انتقادی در بین دانش آموزان در مقابل رسانه ها و اطلاعات گوناگون آن خواهد بود. مدل نظری پژوهش درک بهتری از مسیر های فوق به دست می دهد.نتیجه گیری: برای برساخت سواد رسانه ای آموزش محور، سه سطح کلان و میانی و خرد در قالب یک سیستم با یکدیگر همکاری می کنند. برونداد نهایی تعاملات درون این سیستم، سواد رسانه ای است که برآیند و بازخورد کلی آن که نشانگر کارکرد صحیح سیستم است در قالب مزمزه واقعیت اجتماعی خود را نشان می دهد.
Developing a Pattern for Employee Valuation in the Banking System Based on Human Resource Accounting Approach
حوزههای تخصصی:
Purpose: Today, with the transition from the industrial economy to a knowledge-based economy, the economic value of the human resource in the organization is more evident than ever. Human resource accounting is a relatively new approach to calculating the value of human resources as a part of the organization's capital and assets. This study aimed to identify the components of human resources valuation and design the employee valuation pattern in the country's banking network based on the human resources accounting approach. Methodology: The study was conducted using a mixed method (qualitative and quantitative) in three consecutive phases. In the first phase, the components affecting the human resources valuation process were extracted through the content analysis of related studies. After extracting the general components, initial interview questions were formulated using them. In the second phase, additional components and indicators were identified through semi-structured interviews with elites and informants in human resource accounting. In the third phase, using quantitative methods, the validation and ranking of the components were done. Finally, the valuation pattern of the country's banking network employees was formed. Findings: The final pattern included a total of 36 components in four categories: individual and personality characteristics (11 components), professional qualifications (9 components), social capabilities (7 components), and organizational costs (9 components). Conclusion: The proposed pattern in this study can provide the possibility of a multi-faceted valuation of the banking network employees in Iran due to the coverage of a wide range of components affecting the valuation.
تجربۀ اقدامات یاریگرانه در کوئید 19؛ مطالعه ای در چالش های یاریگری دانشجویی در شهر یزد(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
برنامه ریزی رفاه و توسعه اجتماعی پاییز ۱۴۰۱ شماره ۵۲
161 - 199
حوزههای تخصصی:
در جهان مخاطره ای با بحران های نوظهور، دولت های مدرن، نیازمند حضور و مشارکت یاریگرانه هستند. یاریگری یکی از اجزای اصلی بستری فرهنگی و اجتماعی ایران و شهر یزد است .گروه های دانشجویی با توجه به ظرفیت و انگیزه ی بالا، یکی از مهمترین اجزای مشارکت در اقدامات یاریگرانه هستند. هدف مطالعه حاضر، کشف و واکاوی موانع و چالش های اقدامات یاریگرانه ی دانشجویی در کوئید 19 در بین گروه های دانشجوی شهر یزد است. پژوهش حاضر یک مطالعه کیفی بر اساس تحلیل چارچوب است که شرکت کنندگان در آن 15 نفر از اعضای گروه های دانشجویی فعال در موج اول و دوم کرونا در شهر یزد می باشد. یافته ها نشان داد که این گروه ها با چالش های چندوجهی درون و برون ساختاری در مواجهه با بحران مواجه اند پنج مضمون احصاءشده عبارتند از سیاست زدگی دستگاه های اجرایی، کمبود سرمایه اجتماعی گروه، چالش ستادی گروه، اغماض و سرکوب نهادی، و در نهایت فرسودگی . به عنوان نتیجه می توان گفت که سیاست گذاران بایستی به نقش و ظرفیت بالای گروه های دانشجویی در بحران توجه بیشتری داشته باشند و در جهت ارتقای دانش و مهارت آن ها در این زمینه اقدام کنند. مهمترین راهبرد در این زمینه حذف سیاست زدگی در چنین اقداماتی بخصوص در شرایط بحران است. همچنین، جامعه نیازمند ارتقای فرهنگ عمومی در جهت مسئولیت پذیری بیشتر و فرهنگ گفتگو و مدارا بخصوص در بحران ها می باشد.
بررسی مقایسه ای رفتار انتخاباتی رأی دهندگان در انتخابات ریاست جمهوری و مجلس شورای اسلامی در استان کهگیلویه و بویراحمد(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در این پژوهش رفتار انتخاباتیِ رای دهندگان استان کهگیلویه و بویراحمد در دو انتخابات مجلس شورای اسلامی و ریاست جمهوری مورد سنجش قرار گرفته و با یکدیگر مقایسه شده است. جامعه آماری پژوهش، شهروندان استان کهگیلویه و بویراحمد بودند که بر اساس روش نمونه گیری خوشه ای، نمونه ای به حجم 368 نفر انتخاب و بررسی شد. ابزار گردآوری داده ها نیز پرسشنامه بود که بر اساس روش اعتبار صوری و آزمون آلفای کرونباخ، اعتبار و پایایی آن ارزیابی و تأیید شد. نتایج به دست آمده نشان داده میانگین رفتار انتخاباتیِ محلی بالاتر از رفتار انتخاباتی ملی است. در تبیین هر دو نوع رفتار انتخاباتی داده ها نشان داد که متغیرهای دینداری، گرایش سیاسی، تبلیغات، رهبران افکار، عوامل اقتصادی اجتماعی و عوامل جامعه شناختی، با هر دو رفتار انتخاباتی، ارتباط مثبت و معناداری دارند. اما نتایج همچنین نشان می دهد که میزان تأثیرگذاریِ هر یک از این متغیرها بر رفتار انتخاباتی در دو انتخابات، متفاوت است یعنی متغیرهای مستقل، در تبیین دو انتخابات، یکسان عمل نکردند. چنانچه نتایج نشان داده است متغیرهای مناسبات عشیره ای، دینداری و عوامل اجتماعی بر رفتار انتخاباتی در انتخابات مجلس شورای اسلامی و متغیرهای رهبران افکار،تحصیلات، تبلیغات و گرایش سیاسی بر رفتار انتخاباتی در انتخابات ریاست جمهوری تاثیر بیشتری داشته اند. بر اساس یک تحلیل کلی می توان گفت که مجموعه متغیرهایی که با رفتار انتخاباتی محلی در ارتباط بودند، همگی نسبتاً سمت و سوی سنتی داشتند. در مقابل، مجموعه متغیرهای مرتبط با رفتار انتخاباتی ملی، سمت و سوی مدرن تری دارند. به نظر می رسد علت این پدیده بستر و زمینه ای است که تحقیق در آن انجام گرفته است. به طور کلی می توان اینگونه استنباط کرد که به دلیل بافت سنتی استان کهکیلویه و بویراحمد انتخابات محلی برای رای دهندگان اهمیت بیشتری دارد و در تبیین آن نیز مجموعه متغیرهای سنتی تر اثرگذاری بیشتری دارند.
مطالعه کیفی علل و پیامدهای روابط خارج از ازدواج (مورد مطالعه زنان شهرستان رفسنجان)(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
ارتباطات و توانایی داشتن تعامل با دیگران، یک اصل اولیه در زیست جهان انسان عصر مدرن به شمار می آید. آدمی به دنبال کسی که در کنار ایشان احساس خوشبختی کرده و از تعامل با آن ها لذت و منفعت بیشتری را نصیب خود نماید. نیازهای مختلف انسان وی را در معرض ارتباطات مختلف قرار می دهد. نیاز به ارتباط با جنس مخالف، گهگاه روابطی را باعث می شود که خارج از عرف و فرهنگ اسلامی کشور ما می باشد. این پژوهش با هدف بررسی علل و پیامدهای بوجود آورنده روابط خارج از ازدواج، در میان زنان شهرستان رفسنجان، انجام شده است. روش پژوهش نظریه داده بنیاد می باشد که داده های مورد نیاز آن از طریق مصاحبه نیمه ساختار یافته با 15 نفر از زنان انجام شده است. شیوه انتخاب مشارکت کنندگان، هدفمند و تعیین تعداد آنها با رسیدن به مرحله اشباع، مشخص گردیده است. از مجموع 1127داده ی خام، 875 مفهوم، 125خرده مقوله و 54 مقوله اصلی از داده های اولیه استخراج گردید. در نهایت مفهوم هسته ای "محرومیت" ، به عنوان پدیده اصلی که بقیه مقولات را پوشش می داد، انتخاب گردید. نتایج این پژوهش نشان داد که مهم ترین انگیزه زنان از گرایش به روابط خارج از ازدواج، محرومیت های مالی و عاطفی می باشد. "احساس تنهایی" و "فرار" از قوانین و چارچوب های خانواده از جمله شرایط علّی این گرایش می باشد. "ندامت" و "احساس طردشدگی"، از جمله پیامد های این نوع روابط به شمار می آید.
مطالعه جامعه شناختی نسبت ابعاد چهارگانه هویت (مطالعه موردی دانش آموزان شهر سنندج)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جامعه شناسی فرهنگ و هنر دوره چهارم تابستان ۱۴۰۱ شماره ۲
128 - 146
حوزههای تخصصی:
مقوله هویت در جوامع مختلف مقوله واحدی نیست و متأثر از منابع هویتی گوناگون است. این امر بعضاً به تضاد و کشاکش این منابع با یکدیگر منجر شده و معضلاتی را دامن زده است. بنابراین، به تناسب پدیده هایی که انسان از طریق آن ها خود را می شناسد و به دیگران می شناساند می توان هویت داشت. هدف این مطالعه سنجش روابط بین ابعاد هویتی و چگونگی تاثیر آنها با یکدیگر در بین نوجوانان شهر سنندج است. همچنین این مقاله تلاش می کند سهم هر یک از ابعاد چهارگانه هویت را در این بین معین کند. به همین منظور نظریه هایی که به مسئله هویت از منظر رویکرد ترکیب-گرایی و همچنین منظر کنش متقابل نمادین تاکید دارند، در بخش نظریه ها تشریح شده اند. همچنین رویکرد ترکیب گرایانه به عنوان چارچوب نظری این مطالعه انتخاب شده است. روش تحقیق در این پژوهش رویکرد کمی و با استفاده از تکنیک پیمایش انجام گرفته است. ابزار گردآوری داده ها پرسشنامه استاندار بوده و جامعه آماری هم نوجوانان شهر سنندج است. در این مطالعه نمونه آماری 400 نفر را شامل می شود. در مدل تجربی بدست آمده از ارتباط بین ابعاد هویت نوجوانان، نکته مهم محوریت هویت رسمی در بین دیگر ابعاد هویت است و تمام ابعاد هویت با بعد هویت ملی رابطه مستقیم و مثبتی دارند. بعد هویت محلی با دیگر ابعاد هویت ارتباط مستقیمی ندارد و کمتر از سایر ابعاد هویتی تاثیر پذیرفته است.
Conflict Management Model based on the Professional Experiences of Secondary School Teachers in North Khorasan: A Qualitative Study(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Purpose: The ability to manage conflict plays an important role in the teaching profession. Therefore, the purpose of the current research was to design a conflict management model based on the professional experiences of secondary school teachers in North Khorasan schools. Methodology: This was an applied study in terms of its purpose and qualitative in terms of its method. The research population included secondary school teachers of North Khorasan province in the academic year of 2018-2019. A total of 17 people were selected by purposive sampling method and according to the theoretical saturation, and were subjected to semi-structured interviews. Content validity and reliability was 0.86 based on the expert's opinion and 0.93 using inter-rater agreement coefficient. Open, axial and selective coding methods were used for data analysis. Findings: Data analysis led to the emergence of 209 primary concepts and 18 secondary concepts in 5 categories for the conflict management model based on the professional experiences of secondary school teachers in North Khorasan schools. The categories include active coping (with 5 secondary concepts of problem solving, information acquisition, seeking social support, negotiating and technology management), passive coping (with 5 secondary concepts of acceptance, emotional adjustment, keep work and home life separate, reframing and avoidance), reinforcement and management of relationships (with 4 secondary concepts of strengthening interpersonal communication, meeting expectations, paying attention to emotional needs and creating fun and entertainment), strengthening religious beliefs (with 2 secondary concepts of resorting to spirituality and developing morals and values) and developing personal growth (with two secondary concepts of self-analysis and going beyond personal needs). Finally, the conflict management model was designed based on the professional experiences of secondary school teachers in North Khorasan. Conclusion: According to the concepts and categories identified for the conflict management model based on the professional experiences of secondary school teachers, they can be used to improve conflict management and improve the position of the organization.
تعیین رابطه و سهم پیش بینی کنندگی احساس معنا در زندگی و حس انسجام در رشد پس از سانحه در متاهلین بهبود یافته از کرونا در شهر ایلام(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
خانواده پژوهی سال هجدهم بهار ۱۴۰۱ شماره ۶۹
177 - 199
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر تعیین رابطه و سهم پیش بینی کنندگی احساس معنا در زندگی و حس انسجام در رشد پس از سانحه در متاهلین بهبود یافته از کرونا در شهر ایلام بود. طرح پژوهش حاضر کمی، مقطعی و به روش همبستگی بود و در آن سعی شد رابطه پیش بینی متغیر وابسته (رشد پس از سانحه) بر اساس متغیرهای مستقل (احساس معنا در زندگی و حس انسجام) تعیین شود. جامعه آماری پژوهش حاضر شامل کلیه بهبودیافتگان بیماری کرونا (5000 نفر) در شهر ایلام بودند که از بیمارستان مصطفی خمینی منطقه 4 (ایلام) ترخیص شده بودند. نمونه مورد مطالعه پژوهش بر اساس تعداد جامعه آماری تعیین شد، به این صورت که ابتدا حجم جامعه مشخص و سپس با توجه به جدول مورگان حجم نمونه (350 نفر) برآورد شد و از این تعداد 198 نفر مرد و 152 نفر زن بودند. بنابراین روش نمونه گیری تصادفی بود. جمع آوری داده ها بر اساس پرسش نامه معنای زندگی استگر و اویشی (2004)، پرسش نامه حس انسجام انتونووسکی (1993) و پرسش نامه رشد پس از سانحه تدسچی و ک اله ون (1996)، انجام گرفت. نتایج تحقیق نشان داد احساس معنا در زندگی و همچنین احساس انسجام به صورت معنی داری رشد پس از سانحه را پیش بینی می کنند. بدین معنی که هرچه میزان احساس معنا در زندگی و احساس انسجام در بهبودیافتگان از کرونا بالاتر بود، رشد پس از سانحه بیشتری را تجربه کرده بودند (p<0/05). براساس این نتایج می توان گفت که تقویت احساس معنا در زندگی و حس انسجام در افراد مبتلا به بیماری کرونا، می تواند به عنوان یک آیتم مهم جهت ممکن ساختن تحمل این بیماری و همچنین تغییرات و رشد مثبت پس از آن مورد توجه قرار گیرد.
بررسی رابطه بین آگاهی تاریخی و هویت ملی شهروندان (مطالعه موردی شهر کرمانشاه)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جامعه شناسی تاریخی سال ۱۳ بهار و تابستان ۱۴۰۱ شماره ۱
297-342
حوزههای تخصصی:
ماهیت هویت مل ی در ه ر جامعه ای ب ه ابع اد س ازنده و وضعیت آن بستگی دارد و به تبع ماهیت ابعاد سازنده و وضعیت آن نتایج متف اوتی را نی ز در جوامع مختلف به همراه خواهد داشت. مطالعه حاضر به بررسی رابطه بین آگاهی تاریخی و هویت ملی شهروندان شهر کرمانشاه، در یک نمونه 384 نفری از افراد 18 سال به بالا پرداخته شده است. هدف اصلی تحقیق بررسی رابطه بین آگاهی تاریخی و هویت ملی شهروندان (مطالعه موردی شهر کرمانشاه) است. اعتبار پرسش نامه از طریق اعتبار صوری و پایایی آن نیز از طریق ضریب آلفای کرونباخ تأیید شد که بیشتر متغیرها سطح آلفای بالای 75/0 را داشته اند که نشان دهنده قدرت بالای ابزار سنجش است. برای تجزیه و تحلیل داده ها از نرم افزار آماری اس.پی.اس.اس. و از تکنیک های آمار استنباطی همچون ضریب هم بستگی پیرسون و رگرسیون استفاده شده است. یافته های پژوهش نشان می دهد که بین آگاهی تاریخی و کل هویت ملی (445/0=r)، هویت ملی در بُعد اجتماعی (104/0=r)، در بُعد سیاسی (583/0=r)، در بُعد جغرافیایی (432/0=r) و در بُعد فرهنگی (260/0=r) رابطه مثبت و معناداری وجود دارد. به علاوه نتایج رگرسیون چندمتغیره نیز بیانگر آن است که تأثیر آگاهی تاریخی در بُعد سیاسی (553/0Beta=)، بُعد جغرافیایی (141/0Beta=) و بُعد اجتماعی (110/0Beta=) است. این سه مؤلفه آگاهی تاریخی توانستند نزدیک به 40 درصد از فضای مفهومی متغیر وابسته هویت ملی را تبیین و پیش بینی کنند. براین اساس می توان گفت دخالت دادن شهروندان در تصمیمات سیاسی و فرهنگی کشور، گسترش عرضه اطلاعات برای آشنایی مردم با ابعاد تاریخی، اجتماعی و سیاسی زندگی می تواند حس مشترک هم بستگی و هویت ملی را در آن ها ارتقا دهد.
پیش بینی اضلاع مدل سه گانه خانواده ایرانی (احساس ما بودن- مرز منعطف- پیوستن) بر اساس سن ازدواج، طول مدت ازدواج، تنظیم شناختی هیجان و سبک های دلبستگی همسران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
خانواده پژوهی سال هجدهم پاییز ۱۴۰۱ شماره ۷۱
515 - 533
حوزههای تخصصی:
مدل سه گانه ی خانواده ی ایرانی برای توصیف روابط همسران با یکدیگر و با خانواده های اصلی هر کدام از آنها شکل گرفته است. هدف از پژوهش حاضر، پیش بینی اضلاع مدل سه گانه خانواده ایرانی بر اساس سن ازدواج، طول مدت ازدواج، تنظیم شناختی هیجان و سبک های دلبستگی همسران بود. 404 نفر از افراد متأهل ساکن تهران (120 مرد و 284 زن) در این پژوهش شرکت کردند. نتایج نشان داد که مولفه های سن ازدواج، طول مدت ازدواج، تنظیم شناختی هیجان و سبک-های دلبستگی همسران در کنار هم می توانند پیش بینی کننده ی اضلاع مدل سه گانه خانواده باشند. از بین راهبردهای تنظیم شناختی هیجان تنها راهبرد فاجعه-آمیزخوانی قادر به پیش بینی معنادار احساس ما بودن با همسر، ارزیابی مرز بین همسر و خانواده همسر و پیوستن به خانواده همسر بود. از بین سه متغیر پیش بین دیگر نیز تنها متغیر طول مدت ازدواج قادر به پیش بینی احساس ما بودن با همسر بود و متغیرهای سن ازدواج و سبک های دلبستگی به لحاظ آماری مشارکت معناداری در این مدل نداشتند. بر اساس نتایج به دست آمده می توان بیان کرد که طول مدت ازدواج کمتر، استفاده از برخی از راهبردهای تنظیم شناختی هیجان و سبک دلبستگی ایمن و اضطرابی در افراد متاهل می توانند در کنار یکدیگر اضلاع مدل سه گانه خانواده را پیش بینی کنند.
فراتحلیل عوامل جامعه شناختی مؤثر بر گرایش به جراحی زیبایی در ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های جامعه شناسی معاصر سال ۱۱ بهار و تابستان ۱۴۰۱ شماره ۲۰
225 - 260
حوزههای تخصصی:
با توجه به آمار بالای جراحی زیبایی در کشور ایران در منطقه خاورمیانه، تحقیقات داخلی فراوانی در حوزه جامعه شناختی در رابطه با گرایش به جراحی زیبایی، در بین گروه های مختلف و با روش های متفاوت، انجام شده است. از آنجا که این تحقیقات به صورت منفرد و پراکنده هستند، هدف از پژوهش حاضر، به کارگیری روش فراتحلیل به منظور تحلیل و ترکیب نتایج مطالعات صورت گرفته پیرامون گرایش به جراحی زیبایی در ایران است. روش پژوهش جستار حاضر فراتحلیل است. به منظور انجام فراتحلیل، 55 مقاله معتبر علمی که در بینِ سال های (1380- 1399 ه .ش.) با موضوع گرایش به جراحی زیبایی در ایران منتشر شده و مناسب این تحلیل بودند؛ انتخاب و با استفاده از نسخه دوم نرم افزار CMA تحلیل شدند. نتایج اندازه اثرها نشان داد که «احساسِ کهتری» بیشترین تأثیر را بر گرایش به جراحی زیبایی (59/0= r) دارد؛ به طوری که، اندازه اثر آن مثبت و قوی است. بعد از آن، بیشترین عوامل تأثیرگذار بر گرایش به جراحی زیبایی به ترتیب فشارهنجاری، تصویر بدنی منفی، گروه مرجع، رسانه و مدیریت بدن با اندازه اثر مثبت و متوسط بوده اند. این پژوهش تأکید بر اثربخشی متغیرهای جامعه شناختی بر موضوع مورد بررسی داشته است.
بررسی نقش امید شغلی و بهزیستی معنوی-اجتماعی در فرسودگی تحصیلی دانشجویان (مطالعه موردی: دانشجویان دانشگاه تبریز)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این پژوهش با هدف بررسی نقش امید شغلی و بهزیستی معنوی-اجتماعی در فرسودگی تحصیلی دانشجویان به انجام رسیده است؛ روش پژوهش پیمایش و جامعه آماری آن تمام دانشجویان دانشگاه تبریز را دربر دارد. حجم نمونه برابر با 275 و شیوه نمونه گیری، طبقه ای متناسب با حجم می باشد. برای تجزیه و تحلیل داده ها از نرم افزار SPSS و از روش های آماری در سطح توصیفی و استنباطی از روش هم بستگی پیرسون، رگرسیون چند متغیره و آزمون آنالیز واریانس یک طرفه F استفاده شده است. نتایج پژوهش حاکی از این است که بین متغیر امید شغلی و فرسودگی تحصیلی دانشجویان دانشگاه تبریز هم بستگی نسبتاً قوی و معکوس (459/0-) و معنادار در سطح اطمینان 99% (000/0) وجود دارد؛ در بررسی میزان ضریب هم بستگی پیرسون بین متغیر بهزیستی اجتماعی و ابعاد آن با متغیر فرسودگی تحصیلی نیز نتایج حاکی از وج ود هم بستگی معکوس (415/0-) و معنادار در سطح اطمینان 99% (000/0) می باشد؛ نتایج میزان هم بستگی بین ابعاد این متغیر با متغیر وابسته نیز، نتایج حاکی از وجود رابطه معکوس بین ابعاد انسجام اجتماعی (567/0-)، شکوفایی اجتماعی (120/0-) و پذیرش اجتماعی (254/0-) می باشد؛ درنهایت در بررسی میزان ضریب هم بستگی بین متغیر بهزیستی معنوی و فرسودگی تحصیلی نیز نتایج حاکی از وجود رابطه قوی و معکوس (774/0) و معنادار در سطح اطمینان 99% (000/0) می باشد؛ میزان هم بستگی بُعد بهزیستی مذهبی (514/0-) و بهزیستی وجودی (793/0-) می باشد؛ درمجموع تحلیل رگرسیون چند متغیره حاکی از این است که مجموع متغیرهای مستقل توانسته اند 60% از تغییرات مربوط به متغیر فرسودگی تحصیلی دانشجویان دانشگاه تبریز را تبیین کنند. نتایج بررسی تفاوت میانگین میزان فرسودگی تحصیلی دانشجویان بر حسب متغیرهای تحصیلات پدر و مادر و قومیت نیز حاکی از این است که این میانگین فقط به لحاظ متغیر تحصیلات پدر با مقدار (735/2f=) و در سطح معناداری 95 % (044/0) متفاوت می باشد. .
بررسی رابطه بین اعتماد اجتماعی و آگاهی از حقوق شهروندی با نقش میانجی سرمایه سیاسی (موردمطالعه: شهروندان شهر اهواز)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های جامعه شناسی معاصر سال ۱۱ پاییز و زمستان ۱۴۰۱ شماره ۲۱
199 - 230
حوزههای تخصصی:
آگاهی از حقوق و وظایف شهروندی شهروندان در امور جامعه از مباحث چالش برانگیز است، بر این اساس هدف پژوهش حاضر، بررسی رابطه بین اعتماد اجتماعی و آگاهی از حقوق شهروندی با نقش میانجی سرمایه سیاسی درمیان شهروندان شهر اهواز است که از دیدگا ه های جامعه شناختی در این رابطه استفاده شده است. این پژوهش به صورت پیمایشی و ابزار جمع آوری اطلاعات پرسشنامه محقق ساخته می باشد. جامعه آماری پژوهش شامل شهروندان 20 تا 65 سال شهر اهواز، که حجم نمونه براساس فرمول کوکران 526 نفر تعیین شد. تجزیه و تحلیل اطلاعات گردآوری شده نیز با استفاده از نرم افزار Amos و Spss انجام گرفت. ازلحاظ زمانی این پژوهش در سال 1400-1399 اجرا شده است. نتایج تحقیق نشان می دهد که متغیرهای اعتماد اجتماعی و سرمایه سیاسی تأثیر معناداری بر متغیر وابسته (آگاهی از حقوق شهروندی) دارد؛ هم چنین نتایج نشان داد که متغیر سرمایه سیاسی نقش میانجی را در رابطه اعتماد اجتماعی با متغیر آگاهی از حقوق شهروندی دارا می باشد. در بخش مدل اندازه گیری، ضریب آلفای کرونباخ، پایایی ترکیبی، میانگین واریانس استخراج شده و بارهای عاملی برای همه سازه های پژوهش و در بخش مدل ساختاری نیز شاخص های T-Value، ضرایب مسیر، ضریب تعیین، نشان می دهد مدل نهایی از برازندگی نتایج قابل قبولی برخوردار است. برمبن ای یافته ه ا، میانگی ن ش اخص ترکیب ی متغیرها در س طح متوس ط ارزیاب ی می ش ود. درمجموع متغیرهای پژوهش توانسته اند 55% از واریانس متغیر آگاهی از حقوق شهروندی را تبیین کنند. نتایج نشان می دهد، مدل از برازش قابل قبولی برخوردار می باشد و دو متغیر اعتماد اجتماعی و آگاهی از حقوق شهروندی از میانگین بالایی برخوردار می باشند.
فراتحلیل مطالعات انجام شده درمورد رابطه سرمایه اجتماعی و شادی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های جامعه شناسی معاصر سال ۱۱ پاییز و زمستان ۱۴۰۱ شماره ۲۱
259 - 295
حوزههای تخصصی:
اهمیت سرمایه اجتماعی در ایجاد شادی سبب انجام پژوهش ها و مطالعات گوناگونی در سراسر دنیا، ازجمله ایران شده است که نتایجی اغلب متضاد از آن ها دریافت می شود. با درنظر گرفتن چنین شرایطی، پژوهشی دوباره در این زمینه از یک سو بر تورم پژوهش ها و داده ها می افزاید، و از سوی دیگر تلقی پژوهش های اجتماعی به عنوان پژوهش هایی مبهم، غیرمولد و حتی غیرعملی را تقویت می کند. ضروری است مجموع پژوهش های انجام شده، در قالب فراتحلیل دوباره بررسی و تحلیل شوند. نگارندگان در این مسیر ابتدا با لحاظ کردن معیارهایی به 49 مطالعه دست یافتند که مطابق با معیارهای ورودی بود و پس از بررسی دقیق تر و لحاظ کردن معیارهای خروج درنهایت 31 مطالعه را برای انجام این پژوهش با روش فراتحلیل انتخاب شد. نتیجه بررسی این مطالعه در زمینه رابطه سرمایه اجتماعی و شادی بیانگر معناداری رابطه میان این دو متغیر بود و میزان این رابطه براساس نظام تفسیری کوهن در حد متوسط رو به بالا است؛ هم چنین نتایج نشان دادند سرمایه اجتماعی با تعدیل گری متغیرهای چهارگانه «ابعاد سرمایه اجتماعی»، «واحد تحلیل»، «فیلد مطالعاتی محققان» و «حوزه جغرافیایی تحقیق» تأثیر متفاوتی بر شادی دارد.
Evaluating the Model of Implementation Educational Activities in the Preschool Period(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Purpose: Educational activities play an important role in the growth and flourishing of talents and abilities. As a result, the current research was conducted with the aim of evaluating the model of implementing educational activities in the preschool period. Methodology: This study in terms of purpose was practical and terms of implementation method was qualitative from type of exploratory. The statistical population of the present study was all the preschool period teachers in the east of Tehran province, numbering 1830 people who based on Cochran's formula the sample size was estimated to be 318 people who were selected by multi-stage cluster sampling method. The data was collected with a researcher-made questionnaire of educational activities in the preschool period with 110 items and its face validity was confirmed by the opinion of 30 experts and its reliability was evaluated suitable by Cronbach's alpha method. Data were analysed by exploratory factor analysis and structural equation modelling methods in SPSS and AMOS software. Findings: The results of exploratory factor analysis showed that the model of implementing educational activities in the preschool period had 110 indicators in 20 components and 8 dimensions. Its dimensions and components were included goals (with 2 components of general goal and partial goal), content (with 5 components of children's educational ability, analysis ability, content comparison ability, content recombination and content production training), teaching and learning strategies (with 2 component of teaching characteristics and teaching techniques), learning activities (with 2 components of personalized learning and active learning), grouping (with 3 components of individual characteristics of the child, various forms of group activities and emotional and social characteristics), resources (with 3 components of required resources and facilities , characteristics of resources and materials and use of visual resources and materials), evaluation (with 1 component of child evaluation characteristics), time and place (with 2 components of time management and space management) which their content validity ratio was calculated higher than 0.70 and their reliability with Cronbach's alpha method was calculated higher than 0.70. Conclusion: The confirmed model of implementing educational activities in the preschool period of the current research can help the specialists and planners of the education system in designing and implementing programs to improve the educational activities in the preschool period.
Design and Development of a Model for Friendship-Based Leadership(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Purpose: Friendship-oriented leadership is one of the relatively new methods of leadership to gain a competitive advantage. Therefore, the purpose of this study was to design and formulate a friendship-oriented leadership model. Methodology: This study was applied in terms of purpose and qualitative in terms of execution method. The research community was experts and experts in the field of broadcasting leadership in 1400. The sample size was determined based on the principle of theoretical saturation of 20 people, and this number was selected by purposive sampling. The data was collected with a semi-structured interview, the validity of which was confirmed by the triangulation method and the reliability was calculated with the Cohen's kappa coefficient of 0.66. The data were analyzed by open, central and selective coding method based on database theory in MAXQDA software. Findings: The findings showed that 108 indicators were identified in 11 sub-categories and 6 main categories for the friendship-oriented leadership model; So that the friendship-oriented leadership model in the category of causal conditions includes individual abilities and capabilities and follower conditions, in the category of contextual conditions including organizational characteristics, demographic factors and human resources mechanism, in the category of intervening conditions including the organizational environment and extra-organizational factors, in the category of central phenomenon including leadership Friendship-oriented, in the category of strategies included leadership strategies, and in the category of consequences, it included positive consequences and negative consequences. Finally, the paradigm model of friendship-oriented leadership was designed. Conclusion: Specialists and organizational planners can use the categories and indicators identified for the friendship-oriented leadership model to improve their organization and create a competitive advantage and improve them in their organization.
Identification of the Factors Affecting the Development of Rural Entrepreneurship in the Study of Kurdistan Province Handicrafts
حوزههای تخصصی:
Purpose: Entrepreneurship is considered as the driving force of economic and social growth of societies. Methodology: The present qualitative study is based on grounded theory, while recognizing the dimensions of the rural business space in Kurdistan Province, has identified the factors affecting rural entrepreneurship in this region. Also, in this study, in order to increase the efficiency of policies and plans of rural entrepreneurship development institutions, a conceptual model of extractive factors has been proposed. For this purpose, a group of fifteen rural entrepreneurs, local experts and officials and extra-local experts were selected and studied using non-probability sampling methods, such as theoretical, purposive and snowball sampling. The data were collected using three tools of interview, field observations and review of archival documents and analyzed using open, axial and selective coding. Findings: The study results classified the factors affecting the development of rural entrepreneurship in Kurdistan Province into the following categories: individual, social, cultural, infrastructure, natural and ecological, legal, educational, political and economic institutional factors. Conclusion: In addition, interactive mechanism is reflected according to the structural model of grounded theory with six theoretical components.
بررسی تبعیض مثبت در اسناد سیاست گذاری بر مبنای جنسیت(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
برنامه ریزی رفاه و توسعه اجتماعی پاییز ۱۴۰۱ شماره ۵۲
43 - 71
حوزههای تخصصی:
مساله توسعه پایدار در گرو مشارکت بهینه و موثر زنان در عرصه های مختلف اجتماعی است. صرف نظر از برخی موانع ساختاری، دستیابی به موقعیت موثر برای ایفای نقش های مورد انتظار از زنان در گرو امکان رقابت برابر است. یکی از سیاستهایی که با فرض نبود موانع دستیابی حقوقی مورد نظر است، سیاست تبعیض مثبت است. تبعیض مثبت/ اقدام مثبت به مجموعه قوانین، سیاستها و آیین نامه ها و فرآیندهایی گفته میشود که با هدف قرارگیری گروه های نابرخوردار در موضع برابر با گروههای برخوردار وضع می شود. از زمان برنامه سوم توسعه بصورت رسمی بخشی مربوط به زنان در برنامه ها در نظر گرفته شده اما با وجود سیاست های مختلفی که برای ورود زنان به بحث توسعه مدنظر بوده همچنان مسائلی در این حوزه مطرح است. در این مطالعه به روش تحلیل محتوای کیفی به بررسی اسناد سیاست گذاری در حوزهای آموزش، اشتغال از منظر تبعیض مثبت پرداخته شد. نتایج نشان می دهد که سیاست های حوزه تبعیض مثبت در درجه اول مبتنی بر رویکرد آشتی نقش، در درجه دوم مبتنی بر توانمندسازی و در درجه سوم بر مبنای اصلاحات ساختاری به سمت تشابه حقوقی زن و مرد بوده است؛ اما این سیاست ها بدلیل فقدان وفاق در سطح گفتمانی، فقدان وجود زیرساخت های لازم نه تنها قابلیت اجرا نیافته بلکه از حیث شمولیت تنها دو گروه از زنان شامل زنان نخبه و زنان محروم مورد توجه سیاست گذار بوده اند.
Proposing a Model for Social Vitality Development Using Meta-Synthesis Approach(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Purpose: One of the concerns of citizens and officials of organizations and institutions is social vitality development. Therefore, the present study was conducted to propose a model for social vitality development using meta-synthesis approach. Methodology: This study was applied in terms of objective and qualitative in terms of research method. The field of research was all articles on social vitality during 1990-2022, 39 of which were selected based on inclusion criteria by purposive sampling. The data were collected by taking notes from the articles and analyzed by content analysis based on the seven-step meta-synthesis approach of Sandelowski and Barroso (2007). Findings: The results showed that 19 components and 3 dimensions were identified for a model for social vitality development. The dimensions include urban development and urban planning (6 components of compliance with the principles of urbanization and good urban governance, urban furniture design and beautification of the neighborhood, urban services and preservation of the urban environment, calming of roads and smoothing of traffic, design and construction of parks and gardens, and construction of smart parking lots), social and cultural affairs (7 components of public and morning sports, development of sports centers, development of culture and art houses, citizen health services, development of game and entertainment centers, implementation of citizenship education programs and skill training and entrepreneurship) and relations and citizenship rights (6 components of strengthening family relations, neighborhood rights, strengthening the network of friends, local cohesion and identity, resilience and the narrative of the sense of experiencing vitality in the company of friends). Finally, according to the identified components and dimensions, a model was designed for social vitality development. Conclusion: The designed model for social vitality development based on meta-synthesis approach can have many practical implications for citizens and officials of urban and governmental organizations and institutions. Accordingly, they can design and implement solutions for social vitality development
Identification and Analysis of Effective Factors on the Strategic Intelligence of Education Districts Managers of Tehran City and Provide an Appropriate Model(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Purpose: This research was conducted with the aim of identification and analysis of effective factors on the strategic intelligence of education districts managers of Tehran city and provides an appropriate model. Methodology: The present study in terms of purpose was applied and in terms of implementation method was descriptive from type of quantitative. The study population was managers, deputies and experts of the education nineteen districts of Tehran city in 2020 year, which based on the Krejcie and Morgan table the sample size was estimated 120 people who were selected by randomly sampling method. The research instrument was a researcher-made questionnaire of effective factors on the strategic intelligence of managers (113 indicators) which after two Delphi rounds with Kendall coefficient of 0.678 was designed by 15 experts and its content validity was confirmed by experts and its reliability was calculated by Cronbach's alpha method 0.921. Data were analyzed by exploratory factor analysis and structural equations modeling in SPSS-22 and Smart PLS-3 software. Findings: The findings showed that the effective factors on the strategic intelligence of managers had 113 indicators in 21 components and 2 dimensions; So that the intra-organizational dimension were included 11 components of intelligent planning, support processes, communication processes, power of change and transformation, knowledge management, educational intelligence, moral intelligence, informational intelligence, organizational process intelligence, human resource intelligence and financial resources intelligence and extra-organizational dimension were included 10 components of business intelligence, environmental intuition thinking, technological intelligence, planning intelligence, social intelligence, competitors intelligence, policy-making, communication with people intelligence, targeting intelligence and environmental macro intelligence. Also, the factor load of all dimensions and components was higher than 0.40, their average extracted variance was higher than 0.50 and their reliability was higher than 0.70. In addition, the model of effective factors on the strategic intelligence of education districts managers had a good fit and the model had a significant effect on the intra-organizational and extra-organizational dimensions and the mentioned dimensions on the relevant components (P<0.05). Conclusion: The results showed two dimensions of intra-organizational and extra-organizational for the model of effective factors on the strategic intelligence of education districts managers. Therefore, to increase and enhance their strategic intelligence can be done by improving the dimensions and components of each of them.