فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱٬۷۴۱ تا ۱٬۷۶۰ مورد از کل ۱۸٬۰۶۵ مورد.
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر یک مطالعه طولی درباره ادراکات و برداشت های دانشجو معلمان از مؤلفه های نظام آموزشی تربیت معلم ایران و حرفه معلمی در طول تحصیل است. برای انجام این مطالعه طولی از روش پدیدارشناسی استفاده شده و گردآوری اطلاعات در دو بازه زمانی بدو ورود دانشجویان و حین دانش آموختگی آنان انجام شده است. جامعه پژوهشی دانشجو معلمان ورودی 1395 پردیس حکیم فردوسی دانشگاه فرهنگیان بوده که نمونه ای تصادفی به تعداد 22 نفر در شروع پژوهش انتخاب و با شیوه پانلی از همان نمونه به تعداد 18 نفر در حین دانش آموختگی در گردآوری اطلاعات همکاری نمودند. ابزار پژوهش مصاحبه نیمه سازمان یافته بوده و اعتباریابی از طریق بازگرداندن یافته ها به مشارکت کنندگان و انجام اصلاحات ضروری صورت پذیرفته است. تجزیه وتحلیل اطلاعات با روش تحلیل محتوای کیفی و کدگذاری انجام شده است. یافته های پژوهش نشان داد که بین نگرش بدو ورود دانشجویان و نگرش حین دانش آموختگی آنان نسبت به عناصر دانشجو، برنامه درسی، برنامه درسی غیررسمی (فرهنگی اجتماعی)، تجهیزات و فناوری، سرای دانشجویی و رفاهی، حرفه معلمی و مسائل و مشکلات دانشجویی تفاوت وجود دارد و نگرش آنان تغییر پیدا کرده است. لیکن در عنصر کارکنان، تحقق انتظارات تا حد زیادی انجام و در عنصر استاد (آموزشگر) میزان تحقق انتظارات در حد متوسط است. علاوه بر وجود تفاوت بین تصورات اولیه و ادراکات پس از تجربه زیسته، مضامین و مقوله های استخراجی از برخی تغییرات در نگرش دانشجو معلمان نیز قابل توجه بوده و پرداختن به آن ها در تصمیم گیری و برنامه ریزی های مختلف نظام آموزشی تربیت معلم ایران ضروری به نظر می رسد.
نقش سازمان های مردم نهاد در تسهیلگری و ارتقای تاب آوری اجتماعی مناطق روستائی در برابر کم آبی (مطالعه موردی موسسه نیکوکاری ابرار در روستاهای شهرستان قاینات)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف کلی پژوهش حاضر شناخت کم وکیف فعالیت های سازمان های مردم نهاد در تسهیلگری و ارائه خدمات در راستای تاب آوری اجتماعی است در اینجا بر نقش و اقدامات موسسه نیکوکاری ابرار در مناطق روستائی شهرستان قائنات در برابر پدیده کم آبی تمرکز شده است.این تحقیق،پژوهشی اکتشافی وبارویکردکیفی انجام شده است. ابزارجمع آوری داده ها؛مصاحبه ی نیمه ساختاریافته و برای تجزیه وتحلیل داده های حاصل ازمصاحبه،از تکنیک تحلیل مضمون استفاده شده است.هرچندافرادموثر زیادی درموسسات مردم نهادوجوددارند اما این پژوهش حاصل تلاش مصاحبه با 16 نفراز تسهیلگران موسسه ابرار است که به صورت مستقیم با جامعه محلی در ارتباط بوده و در آن جا به فعالیت پرداخته اند. با آغاز فرآیند کدگذاری، 372 مفهوم اولیه، 57 مضمون فرعی و 13 مضمون اصلی شناسائی شد.یافته هانشان می دهدموسسه ابراردرحوزه های اقتصادی،اجتماعی،زیرساختی، محیط زیست و کشاورزی و بهداشت و سلامت،به تسهیلگری پرداخته و هدایت فعالیت های مردمی رابر عهده داشته است یافته ها نشان می دهد بی اعتمادی اولیه مردم بی اعتمادی مردم به نهادهای دولتی ضعف نیروی انسانی با کیفیت در روستا و تورم و مشکلات اقتصادی ازجمله چالش هایی است که موسسه با آن ها روبرو بوده است تجربه وفعالیت های موسسه ابراردرروستاهای موردمطالعه نشان می دهدمی توان به سازمان های مردم نهادبه عنوان یک ظرفیت اجتماعی داوطلبانه برای ارتقای تاب آوری اجتماعی مناطق روستائی و سازگاری آن ها در برابر کم آبی امیدوار بود
تجربه زیسته دختران حاشیه نشین از مفهوم «محرومیت»: مورد مطالعه منطقه حاشیه نشین دولت آباد-استان کرمانشاه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
رشد ناهمگون و نامتوازن شهرنشینی و به تبع آن گسترش پدیده حاشیه نشینی یک معضل اجتماعی است که ساکنان این مناطق را با محدودیت های متعدّدی مواجه کرده است. در این میان، دختران به عنوان بخش وسیعی از جامعه از این امر مستثنی نیستند؛ بنابراین پژوهش حاضر برای رسیدن به درک عمیق تر از تجربه زیسته دختران حاشیه نشین از محرومیت، به صورت کیفی و با تأکید بر رویکرد پدیدارشناسی (به روش کولایزی) انجام شده است. برای گردآوری داده ها با هجده نفر از دختران حاشیه نشین بالاتر از هجده سال، مصاحبه نیمه ساختار یافته و عمیق انجام شد. مشارکت کنندگان با روش نمونه گیری هدفمند ازمیان دخترهای محروم منطقه حاشیه نشین دولت آباد (استان کرمانشاه) انتخاب شدند. همچنین، با استفاده از نرم افزار Maxqda داده های پژوهش تحلیل شد و برمبنای فایل های متنی وارد شده به نرم افزار، مضامین اصلی و خرده مضامین استخراج شدند. بر این اساس، تجربه زیسته دختران حاشیه نشین از محرومیت، در دو مضمون اصلی«باور های محدودکننده فردی» و «فضای نامطلوب جامعه حاشیه نشین» و با تعداد نه مورد خرده مضمون، دسته بندی شد. نتایج پژوهش حاضر نشان داد که زندگی در منطقه حومه شهر، دختران را با مسائل متعدّدی رو به رو می کند که این امر نه تنها از بسترهای آسیب پذیر اقتصادی و اجتماعی فضای حاشیه شهری، تاحدودی از طرح واره های ذهنی آنها نشئت می گیرد.
هویت و معماری در مجموعه ی فرهنگستان های جمهوری اسلامی واقع در عباس آباد تهران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
آثار فرهنگی و تمدنی دوره های مختلف تاریخی دائم در حال تفسیر و بازتفسیر شدن هستند. بناهای معماری حاوی لایه های مختلفی از چرخش ها و تحولات تمدن بشری اند و تفسیر آنها تصویری دقیق تر از زندگی و روزگار مردمان بدست می دهد. مجموعه ی فرهنگستان های جمهوری اسلامی در منطقه ی عباس آباد تهران واقع شده است. یکی از مهمترین مسابقه های معماری ایران پس از انقلاب ۵۷ برای طراحی این بنا برگزار شد. تحلیل اثار این مسابقه نشان می دهد هم هیات داوران و هم معماران برگزیده تحت تاثیر جریان فکری خاصی در معماری ایران هستند که به بومی گرایان مشهورند. این جریان فکری در یک قرن گذشته به انحاء مختلف در معماری ایران ظاهر شده است. طرفه آن که با وجود انقلاب سال ۵۷ هویتگرایی در معماری ایران همچنان به قوت خود باقی است. هر یک از طرح های منتخب این مسابقه به دوره ی تاریخی و ایده های هویتی خاصی ارجاع دارد. امروزه در بسیاری از محافل و کلاس های درس معماری اصالت و هویت ایرانی همچنان محل پرسش و بحث است. این مقاله نقدی تاریخی جامعه شناسانه است بر معماری فرهنگستان های جمهوری اسلامی.
شناسایی و ارزیابی محرکهای بروز طلاق عاطفی در میان زوجین تهرانی از دیدگاه متخصصان با رویکرد تصمیم گیری چندمعیارۀ گروهی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جامعه شناسی کاربردی سال سی و سوم زمستان ۱۴۰۱ شماره ۴ (پیاپی ۸۸)
145 - 178
حوزههای تخصصی:
طلاق عاطفی ازجمله مهمترین آسیبهای خانوادگی است که فروپاشی فردی، خانوادگی و اجتماعی را در پی دارد؛ طوری که آثار این وضعیت پرتنش گاهی تا مدتها بر جای میماند. باوجود تعدد بروز طلاق عاطفی، این نوع طلاق کماکان پدیده ای ناشناخته است و از آن در بسیاری از پژوهش های علمی به مرحله موقت طلاق رسمی یاد می شود. در سال اخیر گزارشها و آمارهای رسمی حاکی از افزایش میزان طلاق در شهر تهران است که به زعم کارشناسان، سهم طلاق عاطفی بیش از طلاق رسمی است؛ از این رو انجام پژوهش درباره محرکهای بروز طلاق عاطفی میان زوجین ضرورت می یابد. این مقاله در قالب پژوهشی کاربردی و پیمایشی، با هدف ارائه چارچوبی برای شناسایی و ارزیابی محرکهای بروز طلاق عاطفی در میان زوجین تهرانی ازنظر متخصصان نگارش یافته است. دادههای موردنیاز با دو دسته پرسش نامه محققساخته از نمونه 37 نفره از جامعه شناسان، صاحبنظران علوم اجتماعی، متخصصان جمعیتشناسی و مشاوران مجرب خانواده و زوج درمان در تهران گردآوری شد که به شیوه گلولهبرفی انتخاب شدند؛ سپس دادهها با آزمون آماری t تک جامعه و روش فرآیند تحلیل سلسله مراتبی گروهی تجزیهوتحلیل شدند. نتایج حاکی از شناسایی 29 محرک بروز طلاق عاطفی میان زوجین تهرانی بود که در چهار بُعد مهارت زندگی، شخصیتی و رفتاری، اجتماعی و جامعهشناختی و زمینهای، سازماندهی شدند که ازنظر خبرگان از میان آنها بعد اجتماعی و جامعه شناختی با وزن 0.35 از بالاترین اهمیت برخوردار بود و سهم بیشتری را در طلاق عاطفی زوجین تهرانی داشت. همچنین ملاحظه شد که در میان محرکهای طلاق عاطفی هریک از ابعاد، محرک «ضعف در مهارت ارتباط مؤثر» با وزن 0.0548 از بعد مهارت زندگی، محرک «خیانت و روابط خارج از ازدواج» با وزن 0.0482 از بعد رفتاری و شخصیتی، محرک «عدم کفویت و همسان همسری» با وزن 0.0545 از بعد اجتماعی و جامعهشناختی و محرک «موقعیت اقتصادی فرد» با وزن 0.0546 از بعد زمینهای، بالاترین درجه اهمیت را به خود اختصاص دادند؛ بنابراین نتیجه می شود که صاحبنظران و نهادهای متولی سرمایههای فکری، مالی و زیرساختی اختیار خود را در مواجهه با محرک های اولویتدار به کار ببندند. در انتها، گزیده ای از راهکارهای پیشنهادی و اقدامات اصلاحی در مواجهه با این محرک ها ارائه شده است.
تبیین جامعه شناختی تأثیر سرمایه اجتماعی بر سازگاری اجتماعی نمونه: ساکنان مجتمع های مسکونی شهر اصفهان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جامعه شناسی کاربردی سال سی و سوم بهار ۱۴۰۱ شماره ۱ (پیاپی ۸۵)
159 - 188
حوزههای تخصصی:
تغییر ساختار کاربری فضایی شهرها موجب تشدید مسائل اجتماعی ازجمله کاهش سازگاری اجتماعی میان ساکنان مجتمع های مسکونی شهری شده است؛ بنابراین، هدف از پژوهش حاضر بررسی تأثیر سرمایه اجتماعی و ابعاد آن بر سازگاری اجتماعی بین ساکنان مجتمع های مسکونی مناطق شهر اصفهان در سال 1398 با ترکیبی از نظریه های جامعه شناختی و روان شناختی است. جامعه آماری این پژوهش، همه افراد و خانوارهای ساکن مجتمع های مسکونی شهر اصفهان اند که تعداد 385 نفر از ساکنان، طبق فرمول کوکران به منزله نمونه با شیوه نمونه گیری خوشه ای چندمرحله ای و تصادفی طبقه ای انتخاب شدند. این پژوهش به روش پیمایشی انجام شد و داده ها با ابزار پرسش نامه با پایایی و روایی مناسب جمع آوری شدند. برای تحلیل داده ها از آمار توصیفی (میانگین و درصد) و آمار استنباطی (تحلیل عاملی تأییدی و روش مدل سازی معادلات ساختاری) با نرم افزار SPSS وAMOS استفاده شد. نتایج پژوهش نشان داد سرمایه اجتماعی و ابعاد آن (اعتماد اجتماعی، اتصال به شبکه های اجتماعی و هنجارگرایی) بر میزان سازگاری اجتماعی ساکنان تأثیر داشته است.
اثر ابعاد سرمایه فرهنگی و اجتماعی بر کیفیت زندگی سالمندان ساکن در آسایشگاه خیریه کهریزک(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهشنامه مددکاری اجتماعی پاییز ۱۴۰۱ شماره ۳۳
87 - 130
حوزههای تخصصی:
در این مقاله در پی آن هستیم تاثیر هریک از انواع سرمایه اجتماعی (شامل مشارکت اجتماعی، عضویت در شبکه های روابط اجتماعی و اعتماد) و انواع سرمایه فرهنگی (شامل عینیت یافته، تجسم یافته و نهادینه شده) را بر کیفیت زندگی سالمندان آسایشگاه خیریه کهریزک بررسی کنیم . روش انجام پژوهش حاضر پیمایش است، نمونه گیری بصورت خوشه ای یک مرحله ای انتخاب شده، خوشه معادل اتاق در نظر گرفته شده است و به صورت تصادفی، 34 اتاق انتخاب و در نهایت 204 نفر به عنوان حجم نمونه انتخاب شده اند. داده ها در محیط اس پی اس اس تجزیه و تحلیل شده-اند. یافته های تحقیق نشان می دهند هر سه متغیر اصلی یعنی سرمایه اجتماعی، سرمایه فرهنگی و کیفیت زندگی وضعیت مطلوبی در میان پاسخگویان ندارند. با این حال ظرفیت سرمایه اجتماعی سالمندان مورد مطالعه (با نمره کل 63.29 از 120 نمره) بسیار بیشتر از نمره سرمایه فرهنگی (11.90 از 81 نمره) آنان است. همچنین نمره کل سالمندان از کیفیت زندگی 64.05 بوده و حداکثر نمره ای که برای این متغیر در نظر گرفته شده ، 105 نمره است، این در حالی است که یافته ها نشان می دهد بین همه ابعاد سرمایه اجتماعی و سرمایه فرهنگی با کیفیت زندگی ارتباط معنادار وجود دارد، متغیر مشارکت اجتماعی و پس از آن متغیر شبکه روابط اجتماعی به عنوان یکی از ابعاد سرمایه اجتماعی بیشترین اثرگذاری را بر کیفیت زندگی سالمندان دارند. در پایان بر اساس یافته ها و نتایج، پیشنهاداتی برای ارتقای کیفیت زندگی سالمندان پیشنهاد شده است.
ساخت و اعتباریابی ابزار سنجش مهارت های ارتباط اجتماعی دانشجویان دانشگاه علوم انتظامی امین(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
برنامه ریزی رفاه و توسعه اجتماعی پاییز ۱۴۰۱ شماره ۵۲
201 - 237
حوزههای تخصصی:
هدف اصلی این پژوهش، ساخت و اعتباریابی پرسشنامه ای برای سنجش مهارت ارتباط اجتماعی دانشجویان دانشگاه علوم انتظامی امین است. با توجه به هدف ونوع، پژوهش حاضر از نوع «تحقیق و توسعه» است.. از نظر شیوه جمع آوری داده ها روش مورد استفاده توصیفی (غیرآزمایشی) و از طرح های همبستگی و به صورت خاص تحلیل عاملی و روش مدل یابی معادلات ساختاری بود . به منظور حصول روایی صوری وسازه به برآورد شاخص های CVR و CVI با استفاده از کارشناسان و خبرگان اقدام شد. پایایی پرسشنامه با استفاده از روش همسانی درونی سنجیده شد. جامعه پژوهش حاضر، کلیه دانشجویان مقاطع تحصیلی کاردانی و کارشناسی مصوب دانشگاه علوم انتظامی امین بودند که از بین آنها، به صورت روش نمونه گیری طبقه ای نسبی (397 نفر) انتخاب شدند. نتایج حاصل از تحلیل عاملی داده ها تأییدی در قالب مدل اندازه گیری پس از تأمین کلیه پیشفرض ها نشان داد که از 195 گویه شناسایی شده برای مهارت ارتباط اجتماعی، 131 گویه با مؤلفه های خود(9 مؤلفه) همبستگی داشتند و به عنوان سوال های نهایی پرسشنامه مورد تایید قرار گرفتند. این مطالعه نشان داد که پرسشنامه مهارت ارتباط اجتماعی با ضرایب روایی و پایایی مناسب، ابزاری مناسب برای سنجش مهارت ارتباط اجتماعی دانشجویان است و می توان نسبت به هنجاریابی آن در دانشجویان اقدام کرد.
تبیین جامعه شناختی الگوی مصرف برق شهروندان شهر کرمان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
برنامه ریزی رفاه و توسعه اجتماعی زمستان ۱۴۰۱ شماره ۵۳
161 - 192
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر، بررسی الگوی مصرف برق شهروندان شهر کرمان و تبیین جامعه شناختی آن بود. جامعه آماری تحقیق شامل کلیه مشترکان برق خانگی شهر کرمان بود که تعداد 383 نفر از آنها با استفاده از شیوه نمونه گیری تصادفی ساده به عنوان نمونه آماری انتخاب شدند. در مطالعه حاضر برای حصول اطمینان از اعتبار و پایایی محتوای پرسشنامه از شیوه ی اعتبار صوری و آزمون کرونباخ استفاده شد. جهت تجزیه و تحلیل داده ها از نرم افزار SPSS و آزمون های آماری پیرسون و تحلیل واریانس استفاده شد. یافته ها نشان داد که رابطه معنی داری بین آگاهی از الگوهای بهینه مصرف برق (الگوی های مشخص شده اداره برق)، آگاهی از نتایج مصرف بی رویه برق، حمایت اجتماعی، اعتماد اجتماعی و احساس ناامنی با الگوی مصرف برق بود. همچنین تفاوت معنی داری در میانگین های الگوی مصرف برق پاسخگویان برحسب تحصیلات، وضعیت تأهل، سن، تعداد اعضای خانوار و مدت سکونت و عدم تفاوت معنادار در میانگین الگوی مصرف برق مشترکان برحسب نوع مسکن و منطقه محل سکونت وجود داشت. درنهایت مشخص شد که قوی ترین متغیر پیش بینی کننده الگوی مصرف برق متغیر آگاهی از الگوهای بهینه مصرف است، بنابراین می توان با افزایش آگاهی شهروندان در این زمینه الگوی مصرف را بهبود بخشید.
تحلیل فضایی فقر شهری در شهر بیجار(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
برنامه ریزی رفاه و توسعه اجتماعی بهار ۱۴۰۱ شماره ۵۰
123 - 152
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش، بررسی و تحلیل فضایی فقر شهری در سطح بلوک های آماری شهر بیجار می باشد. پژوهش حاضر از نظر ماهیت، توصیفی- تحلیلی و بنابر هدف، کاربردی می باشد. داده ها از بلوک های آماری مرکز آمار استخراج شده و برای طبقه بندی داده ها از نرم افزار Gis بهره گرفته شد. همچنین با توجه به این که شاخص های مورد مطالعه پژوهش از نوع منفی و مثبت بودند، بسته به جهت هر شاخص از رابطه مثبت یا منفی روش بی مقیاس سازی فازی در نرم افزارExcel استفاده شد. ابتدا 12 شاخص فقر اقتصادی با روش فازی بی مقیاس شدند و در محیط نرم افزار Gis فراخوانی شد و با روش لکه های داغ و خود همبستگی موران تحلیل فضایی شدند. بر اساس نقشه پهنه بندی تولید شده می توان گفت، 259 بلوک شهری، که 80/27 درصد جمعیت شهر را به خود اختصاص داده اند، در پهنه خیلی مرفه شهری قرار گرفته اند، 279 بلوک با 16/33 درصد از جمعیت شهری در پهنه مرفه، 497 بلوک و 31/37 درصد جمعیت در پهنه متوسط و نهایتاً پهنه فقیر و خیلی فقیر با مجموع 274 بلوک و 7/1 درصد جمعیت را به خود اختصاص داده اند. براساس نتایج روش خودهمبستگی موران نیز می توان گفت که نحوه پراکنش شاخص های فقر به صورت الگوی خوشه ای است به این گونه که پهنه های قوی فقر شهری به سمت شمال شرق سوق یافته اند.
عوامل مرتبط با سازگاری اجتماعی و فرهنگی مهاجران در محیط های شهری با استفاده از روش فراتحلیل تحقیقات انجام شده(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات جامعه شناختی شهری سال دوازدهم تابستان ۱۴۰۱ شماره ۴۳
66 - 100
حوزههای تخصصی:
یکی از مسائلی که مهاجران در کلان شهرها با آن همواره درگیری مستقیم دارند، سازگاری اجتماعی و فرهنگی در جامعه مقصد و به عبارتی چگونگی پذیرش فرهنگ کشور مقصد توسط آن ها است. در این راستا پژوهش های متعددی صورت گرفته است. هدف این مطالعه عوامل مرتبط با سازگاری اجتماعی و فرهنگی مهاجران در محیط های شهری ایران با استفاده از روش فراتحلیل تحقیقات انجام شده است. چارچوب نظری این پژوهش دیدگاه تلفیقی وارد در مورد سازگاری اجتماعی- فرهنگی و روان شناختی است. روش پژوهش اسنادی از نوع تحلیل محتوای متون است. جامعه آماری پژوهش، تحقیقات چاپ شده در مجلات علمی در ایران که در بازه زمانی 22 ساله از سال 1378 تا سال 1400 که در زمینه سازگاری اجتماعی و فرهنگی مهاجران انجام شده و از بین آن ها تعداد 25 مطالعه که از پایگاه های اطلاعات علمی جهاد دانشگاهی، پایگاه مجلات تخصصی نورمگز و بانک اطلاعات نشریات کشور نمایه شده است، مورد تحلیل قرار گرفتند. تکنیک جمع آوری داده ها و اطلاعات پرسشنامه معکوس و سؤال های ارزیاب در پرسشنامه است. تحلیل های آماری با استفاده از نرم افزار آماری CMA2 انجام شدند. برای تجزیه و تحلیل داده های به دست آمده ابتدا توصیفی خلاصه از مطالعات و ویژگی های آن ها بیان شد و در بخش استنباطی ابتدا پیش فرض های آماری سوگیری انتظار و همگنی مطالعات مورد بررسی قرار گرفت و سپس فرضیه ها مورد بررسی قرار گرفتند. نتایج حاصل نشان می دهد که پنج مجموعه عوامل شامل اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی، جمعیت شناختی و روانشناسی در این پژوهش شناسایی شدند که هر کدام از آن ها با استفاده از چندین متغیر مورد بررسی قرار گرفته است. فاصله اطمینان گزارش شده از سوی این مجموعه عوامل از فاصله اطمینان (039/0- و 215/0) که مربوط به عوامل اقتصادی است تا فاصله اطمینان بالا و دامنه (275/0 تا 614/0) و همچنین مقدار مثبت عدد Z 2 بیانگر وجود ارتباط معنی دار مستقیم و مثبت بین مؤلفه های عوامل گوناگون و سازگاری اجتماعی فرهنگی مهاجران دارد. می توان نتیجه گرفت که عوامل جمعیتی با دارا بودن ضریب تأثیر 510/0 بالاترین ارتباط و عوامل روانشناسی با حداقل سطح ضریب تأثیر با مقدار 293/0 کمترین تأثیرگذاری را در فرایند سازگاری اجتماعی و فرهنگی مهاجران دارد و البته همه عوامل در سطح حداقل 95 درصد فاصله اطمینان دارای اثرگذاری مثبت بر سازگاری اجتماعی و فرهنگی مهاجران می باشند.
تحلیل داده بنیاد فرهنگ بیگانگی شغلی در نظام بوروکراسی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جامعه شناسی فرهنگ و هنر دوره چهارم پاییز ۱۴۰۱ شماره ۳
183 - 194
حوزههای تخصصی:
قصد این جستار تحلیل داده بنیاد فرهنگ بیگانگی شغلی در نظام بوروکراسی- اداری در ایران است. از آنجا که پژوهش حاضر در چارچوب رویکرد کیفی و به طور مشخص نظریه زمینه ای اشتراوس و کوربین به انجام رسیده است می کوشد شرایط علی، زمینه ها، عوامل مداخله گر، راهبردها و پیامدهای بیگانگی شغلی را مطالعه کند. پژوهش با استفاده از شیوه نمونه گیری گلوله برفی با 15 نفر از کارکنان شاغل در بخش اداری مصاحبه عمیق فردی به عمل آورده است. داده ها در مراحل سه گانه کدگذاری تحلیل شدند و نتایج نشان داد که بیگانگی شغلی که امروزه به شکل نوعی فرهنگ درآمده است محصول برخی شرایط علی مثل بی عدالتی، طرد و احساس ناامنی است و همچنین از برخی زمینه ها نظیر بی انگیزشی، احساس تنهایی و فقدان تخصص تأثیر می پذیرد. این شرایط و زمینه ها در کنار اثرات عوامل مداخله ای مثل نوسانات و تغییرات اداری بر شدت بیگانگی شغلی می افزایند. برخی از راهبردهایی که سازمانها می توانند برای مواجهه با این پدیده استفاده کنند عبارتند از انگیزه بخشی، مهارت زایی و ایجاد روحیه تعامل و همدلی در میان افراد. در صورت عدم اتخاذ راهبردها، فرهنگ بیگانگی شغلی می تواند به گسترش نفرت، انزجار، افسردگی، و طرد متقابل میان اعضا دامن بزند. در کل عوامل متعددی در بسط فرهنگ بیگانگی شغلی در نظام بوروکراسی- اداری نقش دارند و شناسایی آنها در سازمان های اداری امکان توسعه اقدامات پیشگیرانه برای جلوگیری از بیگانگی شغلی را فراهم می کند.
نهادهای سیاسی و اقتصادی و عملکرد اقتصادی عصر پهلوی اول با تاکید بر نهادگرایی تاریخی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در مسیر تحولات تاریخی، کشورها با بزنگاه های مهم تاریخی مواجه می شوند. بزنگاه های تاریخی در کشورهای مختلف به شیوه های گوناگونی رخ می دهند و با شکل گیری مسیرهای متفاوت، میراث جداگانه و متمایزی را برای هر کشور تولید می کند. بعد از انقلاب مشروطه، یکی از مهم ترین بزنگاه-های تاریخ معاصر ایران کودتای سوم اسفند 1299 است. تا قبل از انقلاب مشروطه در برهه های زیادی قدرت به صورت غیرمشروط تعیین می شد و شاه و حلقه های محدود به او به هزینه ی جامعه نهادهای اقتصادی را در خدمت ثروتمند شدن خود و فرادستان نزدیک به خود قرار می داد. بعد از کودتای سوم اسفند با اینکه نهادهای مجلس شورای ملی و سایر مراکز اداری تاسیس شده بودند اما هیچ کدام از نهادها همطراز قدرت شاه نبود. بحث اصلی این پژوهش که به روش بررسی تاریخی انجام گردیده است به نقش حکومت ها و فرادستان در اقتصاد و سیاست ایران و عقب ماندگی آن اشاره دارد. نتایج تحقیق نشان می دهد فراگیر نکردن سیاست و اقتصاد و در اختیار گرفتن زمین های کشاورزی و کارخانه های صنعتی در دست عده ای از فرادستان که عموما زمینداران نماینده مجلس و نظامیان و شخص رضاشاه را دربر می گرفت اقتصاد و تولید ایران را در سطح معیشتی نگه داشت. به عبارتی دیگر انحصار قدرت سیاسی و نبود نهادهای محدودکننده قدرت حاکم بعد از کودتای سوم اسفند منجر به انحصار قدرت سیاسی و اقتصادی در دست حکومت و فرادستان گردید و این نهادهای سیاسی و اقتصادی میراثی برای حکومت های بعد گردید. اگرچه راه آهن و جاده و کارخانه هایی تاسیس شد و تولید و درآمد ملی افزایش یافت اما مردم عادی در شهرها و کشاورزان در روستا که جمعیت عمده ی آن دوران را تشکیل می دادند از آن بی بهره ماندند. لذا تحت نهادهای استثماری سیاسی، نهادهای فراگیر اقتصادی تاسیس نشد به طوری که درآمد و سطح مصرف و رفاه مردم تغییری نکرد.
بررسی و اولویت بندی مؤلفه های برنامه ریزی مشارکتی با رویکرد توسعه پایدار در شهر شاهین شهر(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات جامعه شناختی شهری سال دوازدهم بهار ۱۴۰۱ شماره ۴۲
181 - 211
حوزههای تخصصی:
هدف از پژوهش حاضر بررسی و اولویت بندی مؤلفه های برنامه ریزی مشارکتی با رویکرد توسعه پایدار در شهر شاهین شهر است. این پژوهش، از لحاظ هدف از نوع کاربردی و توسعه ای و روش انجام آن توصیفی– تحلیلی است. جامعه آماری مورد پژوهش در این تحقیق شامل کلیه شهروندان شهر شاهین شهر با جمعیت 173329 نفر است و 383 نفر حجم نمونه بر اساس فرمول کوکران انتخاب شده و به شیوه تصادفی در دسترس قرار گرفتند. ابزار پژوهش شامل پرسشنامه 44 سؤالی در هشت متغیر (اوقات فراغت، اعتماد اجتماعی، پرداخت های شهری، انتخابات شهری، گرایش به مشارکت در امور شهری، گرایش به مشارکت در امور محله، دیدگاه فردی و احساس بی قدرتی) است که روایی آن به شیوه صوری و سازه ای مورد تأیید واقع شده و پایایی آن نیز بر اساس آلفای کرونباخ به میزان 86/0 مورد تأیید واقع شده است. داده های گردآوری شده بر اساس نرم افزار spss و آزمونهای، کولموگروف-اسمیرنف و تحلیل عاملی تأییدی مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. نتایج نشان داد که گزینه های «زمینه برای گسترش تشکل های غیردولتی در امور شهری» با ضریب عاملی 93/0 و «مشاوره مسئولان محلی درباره انجام بهتر امور محله» با ضریب 91/0 به ترتیب بیشترین میزان و گزینه های «مشارکت های مردمی در توسعه اجتماعی محله ها» با ضریب 31/0 و «میزان صمیمت، همکاری و مشارکت مردم با شهرداری در انجام امور شهری» با ضریب 33/0 به ترتیب دارای کمترین میزان است. در تجمیع نهایی متغیر انتخابات با ضریب 682/0 و امور محله با ضریب 664/0 به ترتیب دارای بیشترین ضریب و متغیر امور شهری با ضریب 545/0 کمترین میزان است.
بازگشت بدن: رد آپاراتوس ها بر وضعیت(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جامعه شناسی ایران سال ۲۳ بهار ۱۴۰۱ شماره ۱
54 - 82
حوزههای تخصصی:
پرابلماتیک نوشتار حاضر چرخش ماتریالیستی وضعیت در فرایندهای پساجنگ و برآمدن رژیمی سراسر جدید از حقیقت است که منطق معنایی آن برتمام وضعیت حاکم است. دراین میان هرآن چه هستی متعینی یافته است درحکم داده ای ثانوی و همچون متافوری است که در پس آن و به گونه ای بس گانه می توان رد و اثرهای صامت و خاکستری این چرخش معنایی– فضایی را رویت پذیر ساخت. این نوشتار می کوشد به طرزی تبارشناسانه و با اتکا به تحلیل رو به پس، ضمن ترسیم مسیر های روبه زوال سامانه های معناساز پیشین از خلال استلزامات همنشینی زنجیره ای از عناصر ناهمگون نظیر جنگ، تحریم، کردارهای سیاسی و اجتماعی، مطالبات زنان و منازعات معرفت شناسانه، شرایط امکان این رژیم جدید حقیقت را در ابژه ی بدن و ایجابیت آن بازسازی کند. این بازسازی به برهم کنش انبوه ه ای از رویدادهای تاریخی حاضر در فضا و بالاخص فاکتورهای تغییردهنده ی الگوی بار بیماری ها درفضای پساجنگ مرکزیت می بخشد که با فراهم سازی شرایط اتصال کردارهای سیاسی و گفتارهای پزشکی درگرهگاه ایجاد شهر سالم و مدیریت بر آن و به میانجی ابداع قسمی جدید از سوژه مندی و حقیقت، سوژه های پساانقلابی را با راندن به هزارتوی آپاراتوس های دولتی، منقاد و مطیع می سازند
موتیوونیا: بهزیستی و بهخواستی دو عامل عملکرد انگیزشی در فراگیران زبان انگلیسی(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
منبع:
رفاه اجتماعی سال ۲۲ پاییز ۱۴۰۱ شماره ۸۶
۲۳۳-۱۹۵
حوزههای تخصصی:
مقدمه: با تکیه بر همپوشانی چشمگیر مباحث مربوط به بهزیستی و انگیزش، در چارچوب موتیوونیا، انگیزش انسانها متأثر از تلفیق سه مؤلفه بهزیسته (ارزیابی کنونی از بهزیستی تجربه شده در گذشته)، بهزیستی (بهزیستی کنونی) و بهخواستی (بهزیستی مقصود برای آینده) تلقی می شود. با توجه به فرآیند بلندمدت آموزش زبان انگلیسی و ضرورت تلاش مضاعف و حفظ رفتار انگیزشی، پژوهش حاضر از یک سو تأثیر بهزیستی و بهخواستی به عنوان دو عامل اصلی چهارچوب موتیوونیا روی تمایل فراگیران به تلاش آتی و از سویی دیگر تأثیر بهزیستی حوزه آموزش زبان انگلیسی بر بهزیستی کلی فراگیران را موردمطالعه قرار می دهد. روش: با روش پیمایش کمی، داده ها از طریق پرسشنامه محقق ساخته با 38 گویه رتبه ای و تعدادی متغیر جمعیت شناختی از 193 فراگیر زبان انگلیسی که به روش نمونه گیری در دسترس از میان دانشجویان رشته زبان انگلیسی دانشگاه آزاد اسلامشهر و دانش آموزان شش دبیرستان واقع در شهرستان بهارستان که علاوه بر فراگیری زبان انگلیسی در مدرسه در دوره های زبان مؤسسات خصوصی نیز شرکت داشتند، در طول پاییز 1398 جمع آوری شد. تحلیل داده ها به کمک نسخه 26 نرم افزار SPSS با تحلیل مدل رگرسیون خطی چندگانه و آزمون ضریب همبستگی پیرسون انجام شد. یافته ها: بهزیستی فراگیران در حوزه آموزش زبان و بهخواستی آنها هر دو با سطح معناداری کمتر از 1 درصد تأثیر مثبت و معناداری بر تمایل فراگیران به تلاش بیشتر در فراگیری زبان انگلیسی دارند. این در حالی است که تنها بهزیستی فراگیران در بستر آموزش زبان انگلیسی با سطح معناداری کمتر از یک درصد بر بهزیستی کلان زبان آموزان مؤثر بود. بحث: نتایج پژوهش همسو با چارچوب موتیوونیا نشان داد سیاست گذاران بهزیستی و آموزش بایستی آماج نهایی هر حرکت انگیزشی را در راستای تلاش برای دست یابی به بهزیستی دانسته و برای افزایش عملکرد انگیزشی در فراگیران زبان انگلیسی به سیاست گذاریهای لازم برای ایجاد و ارتقاء بهخواستی و آموزش بهزیستی محور مبادرت کنند.
Validation of a Model for a Multicultural Curriculum based on Foucault's View at the 2nd Stage of Secondary School(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Purpose: The objective of the present study was to validate a model for a multicultural curriculum based on Foucault's view at the 2nd stage of secondary school. Methodology: This study was applied, descriptive survey. The statistical population of this study included 11,024 teachers (5,692 men and 5,332 women) at the 2nd stage of secondary schools in Semnan Province. The research sample included 360 second stage of secondary schools teachers who were selected by multi-stage relative cluster sampling and Cochran's formula. The data collection tool is a researcher-made questionnaire of a multicultural curriculum based on Foucault's view with 70 questions and 4 dimensions of "goal, content, teaching-learning strategies and evaluation" and each dimension has three components of "knowledge, attitude and skill" on a five-point Likert scale. In order to confirm the validity of the questionnaires, content validity was used and composite reliability (CR) was used for the reliability of the questionnaires, which was suitable and acceptable. Exploratory factor analysis (EFA), confirmatory factor analysis (CFA) and structural equations modeling were used for data analysis by SPSS21 and PLS. Findings: The study results showed that the components of goal, content, teaching method and evaluation affected explaining a model for a multicultural curriculum based on Foucault's view. Conclusion: According to the study results, the model had a good fit.
بررسی رابطه استفاده از شبکه های اجتماعی مجازی با نظم اجتماعی در خانواده(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
خانواده از طریق گفتگو و برقراری ارتباط و تعامل کلامی می تواند پیوند عاطفی بین اعضای خود را حفظ نموده و مهم ترین کارکرد خود که انتقال ارزش ها و اجتماعی نمودن فرزندان است را از طریق مختلفی چون فرهنگ شفاهی به انجام رساند. گسترده شدن ارتباط افراد در شبکه های اجتماعی مجازی و جایگزین شدن این فضا در خانواده ها به جای فضای واقعی و ارتباط رو در روی افراد، نظم در خانواده را دچار اختلال کرده است. ازاین رو در این پژوهش تأثیر استفاده از شبکه های اجتماعی مجازی به عنوان متغیر مستقل اصلی و همچنین تأثیر سرمایه فرهنگی و سرمایه اقتصادی به عنوان متغیر مستقل مداخله گر بر نظم اجتماعی در خانواده موردبررسی قرار می گیرد. هدف از پژوهش حاضر بررسی سرمایه فرهنگی و اقتصادی و نظم اجتماعی بر شبکه های اجتماعی می باشد. پژوهش حاضر توصیفی- علی و ازنظر روش شناسی پیمایشی است. واحد مشاهده فرد است. سطح تحلیل خرد است. ازنظر زمانی، پژوهش حاضر، مقطعی است. ابزار موردنیاز در این پژوهش پرسشنامه محقق ساخته است. جامعه آماری پژوهش شامل شهروندان متأهل تهرانی است که 384 نفر به عنوان نمونه انتخاب شدند. انتخاب نمونه با تلفیق نمونه گیری خوشه ای و طبقه بندی نامتناسب صورت گرفت . تحلیل نتایج نشان داد نظم اجتماعی با استفاده از شبکه های اجتماعی مجازی همبستگی معناداری دارد، شدت این رابطه ضعیف ارزیابی می شود و جهت رابطه بین دو متغیر مستقیم است. به عبارت دیگر با افزایش استفاده از شبکه های اجتماعی، نظم اجتماعی افزایش می یابد و بالعکس. نتایج نشان داد که با افزایش استفاده از شبکه های اجتماعی، افزایش سرمایه فرهنگی و افزایش سرمایه اقتصادی، نظم اجتماعی در خانواده افزایش می یابد و بالعکس. همچنین نظم اجتماعی در گروه زنان بیشتر از مردان است و با افزایش سن نظم اجتماعی نیز افزایش می یابد و بالعکس.
Identify, Explain and Prioritize Human Resource Planning Factors in Order to Show Organizational Citizenship Behavior by Employees(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Purpose: Considering the importance of human resource planning for organizational citizenship behavior, the purpose of this study was identify, explain and prioritize human resource planning factors in order to occurrence organizational citizenship behavior by employees. Methodology: The present research was descriptive from type of qualitative-quantitative. The research population in the qualitative part was documents and texts related to the research and experts were familiar with the subject who tried to identify and explain the factors of human resource planning in order to occurrence organizational citizenship behavior and in the quantitative part were the experts who prioritized these factors. The research sample consisted of 20 research-related documents and 15 experts who were selected by purposive non-random sampling method. Data collection tools included taking notes of documents and texts and surveying about new effective factors and expressing the rate of importance of existing factors in Delphi. Data were analyzed by coding and factor analysis methods. Findings: Findings showed that for the human resource planning pattern in order to occurrence organizational citizenship behavior by employees in the human resource planning part were identified 67 indicators in 19 components and in the organizational citizenship behavior part were identified 28 indicators in 6 components. In human resource planning the 19 components respectively were include performance management, labor adjustment, organizational culture, strategic goals, organizational structure, human resource planning, recruitment, training and development, maintenance, external environment, supply, demand, human resource strategy, strategic planning, management style, flexibility, reward system, job analysis and individual factors and in organizational citizenship behavior the 6 components respectively were include altruism, work conscience, personal development, organizational loyalty, organizational obedience and citizenship virtue. Conclusion: According to the reported results, to develop the occurrence of organizational citizenship behavior by employees can be action through its effective human resource planning factors that was identified in the present research.
قرائت دیداری نهاد قدرت از داستان هبوط آدم در عصر صفوی با رویکرد نشانه شناسی اجتماعی تصویر مدل کرس و ون لیوون(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
عصر صفوی در تاریخ ایران یکی از ادوار مهم و تأثیرگذار در شکل گیری حیات فکری و اجتماعی است. سلسله صفویه همواره در تلاش برای کسب حقانیت و مشروعیت بخشی خویش از طرق مختلف بود و به دلیل ماهیت مذهبی حکومت و نسبتی که شاهان آن با طریقت های عرفانی و نحله فکری تشیع داشتند، از هنر دینی به عنوان ابزاری در خدمت برنامه های حکومتی و جریان های اجتماعی سود بردند. در این میان قرآن که همواره به دلیل ارزش و اعتبارش نزد هنرمندان مسلمان از جایگاه ویژه ای برخوردار بود، در حکومت دینی صفویه نیز، در صدر توجه و الهام هنرمندان قرار گرفت و بیان هنری موجود در روایات، قصص و مفاهیم آن منبع الهام آثار مصور متعددی برای نگارگران شد. خوانش بینامتنی نگاره هبوط آدم (ع) که یکی از اجزای داستان آفرینش در قرآن است و پاسخ به این سؤال که معانی ضمنی و شرایط اجتماعی صفویان چگونه در این نگاره تبیین می گردد، مسئله جستار حاضر است. هدف، کشف درونه پنهان و شناخت کارکردهای اجتماعی اثر است. روش تحقیق توصیفی- تحلیلی و با رویکرد نشانه شناسی اجتماعی تصویر بوده و نتایج مطالعه نشان داد؛ مصورسازی داستان هبوط آدم (ع) مطابق با رویکرد ایدئولوژیک عصر و متأثر از شرایط اجتماعی و منازعات گفتمانی نیمه اول دوره صفوی است که در لایه های زیرین خود، با تأکید بر اسطوره ای بودن مشروعیت شاه و تثبیت سلطنت و تطهیر شخصیت او، صورت پذیرفته است و عوامل برون متنی چون نظریه ظل اللهی، مهدویت شیعی و نگرش به جریان مرشد کامل در شکل گیری آن دخیل بوده اند.