فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۴٬۱۴۱ تا ۴٬۱۶۰ مورد از کل ۱۷٬۸۴۵ مورد.
منبع:
بررسی مسائل اجتماعی ایران دوره ۹ پاییز و زمستان ۱۳۹۷ شماره ۲
165 - 183
اشتراک دانش یکی از عناصر اصلی مدیریت دانش بوده که نقش پراهمیتی را در محیط دانشگاهی برای تولید و خلق دانش جدید و مزیت های رقابتی بازی می کند. اعتماد اجتماعی مکانیسم تسهیل گری و واسطه ای دراشتراک دانش را دارد. بنابراین، هدف پژوهش حاضر، مطالعه جامعه شناختی بی اعتمادی اجتماعی در اشتراک دانش به مثابه مساله اجتماعی می باشد. روش این پژوهش از نوع توصیفی-پیمایشی بوده و جامعه آماری کلیه دانشجویان تحصیلات تکمیلی دانشگاه تبریز که با استفاده از فرمول کوکران و شیوه نمونه گیری طبقه ای متناسب 650 نفر به عنوان حجم نمونه انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده ها پرسشنامه های استاندارد اشتراک دانش و اعتماد اجتماعی بوده که با استفاده از نرم افزار Spss نسخه 22 تجزیه و تحلیل شده است. یافته ها نشان می دهد که اعتماد اجتماعی همبستگی مثبت و معنی داری با اشتراک دانش دارد. نتایج آزمون همبستگی نشان می دهد که مولفه های اعتماد اجتماعی با همه ابعاد اشتراک دانش رابطه مثبت و معنی داری دارند. نتایج آزمون t نشان می دهد که اشتراک دانش برحسب جنسیت تفاوت معنی داری ندارد. نتایج حاصل از رگرسیون حاکی از این است که مولفه های تمایل به همکاری، اعتماد نهادی، صداقت و سن 39 درصد از واریانس اشتراک دانش را تبیین می کند و بعد تمایل به همکاری با ضریب بتای 33/0 بیشترین نقش را دارد. بنابراین، برای افزایش دادن میزان اشتراک دانش در بین دانشجویان تحصیلات تکمیلی بایستی به عوامل تاثیرگذار بر اعتماد اجتماعی در دانشگاه توجه جدی بشود.
ساختار سیاسی -اجتماعی و دستگاه اداری پادشاهی ماد(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جامعه شناسی تاریخی سال نهم پاییز و زمستان ۱۳۹۷ شماره ۲
133-158
حوزههای تخصصی:
مادها گروه هایی از مردمان هند و اروپایی آسیای میانه بودند که در سده های نخستین هزاره نخست پیش از میلاد، تا کوه های زاگرس پیش تاخته، در غرب و شمال غرب فلات ایران فرود آمدند و پهنه جغرافیایی زیستگاه آنان، سرزمین «ماد» نام گرفت. اگرچه متن های کهن میانرودانی در سده های دهم تا هفتم پیش از میلاد به ده ها شاهک نشین و دژهای کوچک و بزرگ پراکنده در نیمه غربی و شمال غربی فلات ایران اشاره دارند و نشان می دهند که در این دوره، مادها در گستره سرزمین ماد پراکنده بوده و ساختاری قبیله ای داشته اند، گزارش های یونانی، پادشاهی ماد را از دوره دیوکس (دیئوکّو؟)، که نخستین شهریار و بنیان گذار پادشاهی مادها نام گرفته، یک شاهنشاهی نیرومند، سازمان یافته و دارای نهادهای فرهنگی و سازمان اداری تکامل یافته نشان می دهند. آگاهی های امرزوی نشان می دهند که این نوشته ها درباره سازمان یافتگی و نهادهای فرهنگی و سازمان اداری مادها، بازنمایی نهادها و سازمان های دوره هخامنشیان بوده که به اندام مادها پوشانده شده است، و پادشاهی ماد در دوره بزرگی از تاریخ زودگذر خود، ساختاری از هم گسیخته داشته و اتحادیه ای از قبیله های مادی و مردم میانرودانی مآب سرزمین ماد، و فاقد نهادها و سازمان های پایدار سیاسی و فرهنگی بوده است. در این جُستار، با نگاهی به چگونگی بنیادگرفتن پادشاهی ماد به عنوان نخستین پادشاهی آریاییان ایرانی در غرب فلات ایران به ساختار سیاسی- اجتماعی و دستگاه اداری پادشاهی ماد پرداخته خواهد شد.
گفتمان تربیت جدید و تولد مدرسه در ایرانِ دوره قاجار(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جامعه شناسی تاریخی سال نهم پاییز و زمستان ۱۳۹۷ شماره ۲
185-211
حوزههای تخصصی:
پژوهش ها درباره پیدایش مدارس جدید در ایران را می توان در سه دسته کلی تحلیل های نوسازی، تحلیل های دولت گرا و تحلیل های ضداستعماری تقسیم بندی کرد. به طور کلی سه نقد بر این تحلیل ها وارد است: پروژه ای دیدن ظهور مدارس جدید در ایران، تقلیل گرایی و ساده سازی. این تحلیل ها با نادیده گرفتن جزییات تاریخی و پیچیدگی هایی که در گذشته تاریخی ایرانیان رخ داده است روایتی ساده از ظهور مدارس در ایران ارایه می کنند. در مقابل باید به دنبال آشکارسازی پیچیدگی ها و ضرورت های تاریخی بود که از دل آن ها تولد مدرسه جدید ممکن شده است. به نظر ما به رغم اهمیت نقش نیروهای سه گانه پیش گفته در تکوین و گسترش مدرسه در ایران، این رخداد تاریخی را باید در متن گسترده تر تحول گفتمانی حول مفهوم تربیت جدید توضیح داد. ظهور مدرسه بیش از آن که حاصل نیروی یرونی و سوژه ای بنیان گذار باشد، حاصل ضرورت هایی بود که به طور تاریخی سربرآورده بودند، وقایعی که رخ داده بودند و نیروهای جدیدی که شکل گرفته بودند تا تربیت مدرسه ای را در ایران ممکن سازند. تربیت دولت، تربیت قشون و فنون و تربیت ملت سه برهه مهم پیدایش این گفتمان هستند که در این مقاله کوشیدیم با جزییات بیشتری ابعاد آن را با تکیه بر تحلیل هم آیندی روشن کنیم.
تحلیل جامعه شناختی تأثیر استفاده از فضای مجازی بر فرهنگ شفاهی (موردمطالعه: شهر اصفهان)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
کم رنگ شدن روابط عاطفی درون خانواده اعم از روابط بین همسران، والدین و فرزندان و تحلیل رفتن فضای تعاملی بین آنها نشان دهندة ازبین رفتن بسیاری از پیوندهای سنتی گذشته در انسان های عصر جدید است. یکی از دلایل اصلی بروز این مسئله، فناوری های ارتباطات است که تغییرات گسترده ای را مانند هر دگرگونی ناشی از فناوری سبب شده است. امروزه نشانه های کمتری از خانواده هایی می یابیم که ساعاتی از روز را با یکدیگر گفتگو می کنند. باتوجه به اهمیت این مسئله، در این پژوهش، تأثیر فضای مجازی بر فرهنگ شفاهی افراد در خانواده ها بررسی شده است. پژوهش حاضر به صورت پیمایشی و با استفاده از روش نمونه گیری سهمیه ای و بهره گیری از پرسش نامة محقق ساخته، باتکیه بر نظریه های حوزة ارتباطات، خانواده و دوجهانی شدن انجام شده است. جامعة آماری پژوهش حاضر، خانواده های با فرزند بالاتر از 15 سال شهر اصفهان هستند. متغیر مستقل، استفاده از فضای مجازی با دو شاخص کمیت وکیفیت و متغیر وابسته، سنجش فرهنگ شفاهی با دو شاخص ارتباط شفاهی و ادبیات شفاهی بین والدین، فرزندان و همسران است. نتایج پژوهش حاضر، تأثیر کیفیت وکمیت استفاده از فضای مجازی بر فرهنگ شفاهی خانواده را نشان می دهد؛ به طوری که با افزایش استفاده از فضای مجازی، کمیت وکیفیت ارتباط شفاهی ناشی از ارتباط افراد در دنیای واقعی و ارتباطات رودررو کاهش می یابد.
تبیین نقش تعاملات پلیس در پیشگیری از شکل گیری باندهای قاچاق کالا(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
انتظام اجتماعی سال دهم زمستان ۱۳۹۷ شماره ۴
99 - 124
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: اقدامات انجام شده در راستای کاهش قاچاق کالا از حیث شناخت نوع، گستره و عمق میزان قاچاق کالا توسط دانه درشت ها یا باندها و شبکه های قاچاق از اصول علمی لازم برخوردار نبوده و این باندها به صورت قارچ گونه در کشور در حال شکل گیری و رشد هستند. به دلیل اهمیت نقش پلیس در پیشگیری از شکل گیری باندهای قاچاق کالا، این پژوهش با هدف تبیین نقش تعاملات پلیس در پیشگیری از شکل گیری باندهای قاچاق کالا اجرا شده است. روش شناسی: روش اجرای این پژوهش توصیفی - تحلیلی و جامعه آماری این پژوهش شامل کارشناسان و مدیران نیروی انتظامی، ستاد مبارزه با قاچاق کالا و ارز، گمرک و سازمان تعزیرات حکومتی است. برای جمع آوری داده ها از پرسشنامه محقق ساخته استفاده شده است. حجم نمونه براساس فرمول کوکران 400 نفر تعیین شده است. برای سنجش پایایی تحقیق از آلفای کرونباخ استفاده شد که پرسشنامه با آلفای 89% تأیید شد. یافته ها: مؤلفه تعامل پلیس با قوه مجریه با میانگین رتبه 54/4، تعامل با نیروهای مسلح با میانگین رتبه 01/4، تعامل با قوه قضاییه با میانگین رتبه 93/3، تعامل با رسانه ها با میانگین رتبه 79/2، تعامل با قوه مقننه با میانگین رتبه 68/2 به ترتیب بیشترین اهمیت را برای پلیس جهت رسیدن به وضعیت مطلوب در پیشگیری از شکل گیری باندهای قاچاق کالا را دارند. نتیجه گیری: پلیس برای رسیدن به وضعیت مطلوب در پیشگیری از شکل گیری باندهای قاچاق کالا و همچنین نقش آفرینی در افزایش توان اقتصاد مقاومتی و تقویت اقتصاد ملی باید مؤلفه های تعامل با قوه مجریه و مؤلفه تعامل و با نیروهای مسلح را در دوره کوتاه مدت میان مدت و بلندمدت تقویت و اجرایی نماید.
فرسایش سرمایه اجتماعی و بی نظمی در بین شهروندان تهرانی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
نظم اجتماعی یکی از معرف های اساسی توسعه در هر نظام اجتماعی است؛چرا که بنیان جامعه و روابط اجتماعی به حساب می آید. در این میان، سرمایه اجتماعی به دلیل ماهیت و محتوایی که دارد می تواند به حفظ و دوام نظم (در سطح خرد و کلان)در جامعه و کاهش هزینه های کنترل رسمی در جامعه کمک کند. مقاله حاضر با هدف بررسی تأثیر فرسایش سرمایه اجتماعی بر بی نظمی در بین شهروندان تهرانی انجام شده است. روش تحقیق در این پژوهش پیمایش بوده و اطلاعات از طریق پرسشنامه جمع آوری شده است. برای این منظور 400 نفر از ساکنین شهر تهران با روش نمونه گیری خوشه ای چند مرحله ای انتخاب شدند. نتایج حاصل از این پژوهش،حاکی از آن است که میزان کل بی نظمی اجتماعی در حد متوسط بوده است. مدل نظری تحقیق از طریق تکنیک مدل سازی معادله ساختاری مورد آزمون قرار گرفت. همچنین مؤلفه های ذهنی (بی اعتمادی اجتماعی،مشارکت ذهنی ضعیف،احساس آنومی) و عینی (ضعف روابط رسمی و غیر رسمی و ضعف کنترل اجتماعی) فرسایش سرمایه اجتماعی با بی نظمی در دو بعد آن (فیزیکی-اجتماعی) تأثیر مستقیم (62/0=Beta) دارند. درکل سازه فرسایش سرمایه اجتماعی توانسته است 39 درصد از تغییرات بی نظمی را مورد تبیین قرار دهد.
Investigating the Relationship between Educational Dimensions of Entrepreneurial Organizational Culture and Creativity in Faculty Members of Tehran University(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Purpose: Entrepreneurship culture needs to have a favorable environment for innovation and creative responsiveness to environmental needs. Entrepreneurial culture emphasizes identifying, supporting, and developing creative talents. The prevalence of this kind of culture makes universities, in their confrontation with the threats of competitors, the innovation, creativity, and risk-taking to exploit the opportunities necessary. Creativity is a complex and multidimensional phenomenon that affects a variety of factors. These factors may be a specific environmental or cultural force in an organization seeking to create value and prosperity. Methodology: The purpose of this research is to investigate the relationship The dimensions of entrepreneurial organizational culture and creativity are in the faculty of Tehran University. The research method used is a descriptive method from the survey branch. For this purpose, a sample of 262 faculty members from the colleges of Tehran University was selected and studied using the Cochran formula. To collect information, McGuire's Entrepreneurial Organizational Culture Dimensions Questionnaire (2003) and Islan Powell's Creativity and Innovation Scale (2006) were used. Pearson correlation test and linear regression models were used to investigate the existence of this relationship. Findings: The results of the research show that in women, only the effect of recreation and entertainment has been significant on the creativity of professors. And in men, the effect of recreation, hobbies, and communication on the creativity of professors has been meaningful. Discussion: The impact of other areas of organizational culture on the creativity of professors in male and female teachers was not meaningful.
Population Dynamics of Iran from Sociological Approach(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
This paper examines intergenerational transmission associated with population dynamics from sociological approach. The discussion is based on the analysis of observations in a country that has experienced substantial changes in family formation resulting in one of the world's most spectacular falls in women's birth rate ever experienced in human history: Iran. Facing fundamental historical experiences and substantial socio-cultural changes over the past decades, the context of this study acts as a unique ‘social laboratory’ to survey the intergenerational comparisons. The results of this analysis show substantial intergenerational transmission, which provide new evidence to support Sauvey's (1978) and Weeks's (1994) socio-demographic investigations in some other developing countries
بررسی تطبیقی عوامل موثر بر میزان احساس امنیت در میان مردم شهرهای همدان و یاسوج(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
برنامه ریزی رفاه و توسعه اجتماعی پاییز ۱۳۹۷ شماره ۳۶
37 - 60
حوزههای تخصصی:
عوامل مؤثر بر امنیت در دوران معاصر دستخوش تغییر گردیده است. این تحقیق عوامل مؤثر بر امنیت اجتماعی در شهرهای یاسوج و همدان را بررسی کرده است. اعتماد اجتماعی و دینداری از تأثیرگذارترین عوامل موثر محسوب شده اند. بررسی فرضیات با استفاده از مدل رگرسیون چند مرحله ای و در بین نمونه 750 نفری از شهروندان 18 سال به بالا نتایج ذیل را در بر داشته است: در بررسی ابعاد امنیت احساس امنیت سیاسی و احساس امنیت در شهر، در همدان بیشتر از یاسوج است. اما احساس امنیت اقتصادی و احساس امنیت جانی در شهر، در یاسوج بیشتر از همدان است. ارتباط بین دینداری و امنیت سیاسی، امنیت در شهر و امنیت اقتصادی در هر دو شهر تأیید شد، ارتباط اعتماد تعمیم یافته با احساس امنیت سیاسی و اقتصادی نیز در هر دو شهر تأیید شد و در همدان رابطه ی قویتری را نشان میدهد. اعتماد به مراجع رسمی در یاسوج با هر چهار بعد احساس امنیت اجتماعی رابطه ی معنی دار قوی برقرار کرده است. رابطه ی اعتماد به مراجع غیر رسمی با همه ابعاد امنیت در یاسوج معنی دار است ولی در همدان تنها با ابعاد احساس امنیت سیاسی و احساس امنیت در شهر رابطه ی خیلی ضعیف برقرار کرده است. رابطه ی اعتماد به دوستان و احساس امنیت در شهر، اقتصادی و سیاسی در یاسوج معنی دار است، اما در همدان این نوع اعتماد تنها با ابعاد احساس امنیت در شهر و سیاسی معنی دار است و این رابطه در همدان ضعیفتر است.
بررسی تأثیر عزت نفس و مهارت های اجتماعی بر اضطراب اجتماعی (مورد مطالعه: دانش آموزان دختر مقطع متوسطه ناحیه دو کلان شهر تبریز)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف کلی این تحقیق، بررسی تأثیر عزت نفس و مهارت های اجتماعی بر اضطراب اجتماعی دانش آموزان دختر مقطع متوسطه است. در همین راستا، تحقیق حاضر با روش کمی مبتنی بر تکنیک تحقیق پیمایشی (همبستگی) انجام شده است. جامعه آماری این تحقیق را کلیه دانش آموزان دختر مقطع متوسطه ناحیه 2 شهر تبریز تشکیل می دهند که تعداد آن ها برابر 2397 نفر است. حجم نمونه به وسیله فرمول کوکران با درجه دقت 5 درصد و سطح اطمینان 95 درصد برابر 338 نفر محاسبه شده است. روش نمونه گیری طبقه ای متناسب توأم با تصادفی ساده بود. برای جمع آوری اطلاعات از پرسشنامه اضطراب اجتماعی واتسون و فرند (28 گویه ای)، پرسشنامه عزت نفس روزنبرگ (10 گویه ای) و پرسشنامه مهارت های اجتماعی ایندربیتزن و فوستر (39 گویه ای) استفاده شد.
یافته های تحقیق نشان داد به ازای هر 100 نفر تقریباً 3/20 نفرشان دچار اختلال اضطراب اجتماعی هستند. همچنین میزان عزت نفس دانش آموزان دختر در سطح پایین و مهارت های اجتماعی آن ها نیز در سطح متوسط به بالاتر ارزیابی شده است. نتایج بررسی فرضیه ها نیز نشان داد که میزان عزت نفس (000/0sig= با 47/0-r=) و مهارت های اجتماعی (000/0sig= با 21/0-r=) دانش آموزان دختر بر میزان اضطراب اجتماعی آن ها تأثیر منفی و کاهشی دارد. طبق نتایج مدل ساختاری می توان گفت که تأثیر عزت نفس در کاهش اضطراب اجتماعی به مراتب بیشتر از مهارت های اجتماعی بوده و این دو متغیر توانسته اند 26 درصد از تغییرات اضطراب اجتماعی را مورد تبیین قرار دهند. همچنین، نتایج حاکی از آن است که میزان اضطراب اجتماعی برحسب متغیرهای سن، رشته تحصیلی و تحصیلات پدر و مادر یکسان بوده و تفاوت مشاهده شده معنی دار تلقی نمی شود.
رابطه بین جرم و نرخ باروری با رشد اقتصادی(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
منبع:
رفاه اجتماعی سال ۱۸ بهار ۱۳۹۷ شماره ۶۸
۱۶۵-۱۳۷
حوزههای تخصصی:
مقدمه: با توجه به روند فزاینده جرم و جنایت در کشورهای مختلف به ویژه کشورهای درحال توسعه و آثار زیان بار اجتماعی-اقتصادی بر دولتها، موضوع جرم می تواند موردتوجه جدی قرار گیرد. امروزه یکی از اهداف مهم دولتها دستیابی به رشد و توسعه اقتصادی است. ازیک طرف وجود قوانین و مقررات لازم و دقیق، وجود امنیت و نبود جرم و جنایت در جامعه عامل رشد و توسعه اقتصادی است. از سوی دیگر دستیابی به توسعه پایدار و تأمین ثبات و امنیت، بدون در نظر گرفتن رفاه اجتماعی امکان پذیر نیست. به گونه ای که عواملی مانند نرخ شهرنشینی، نرخ بیکاری، آموزش و سرمایه انسانی در کنار خود به بروز جرم و جنایت دامن زده و شرایط را برای بدتر شدن وضعیت اقتصادی فراهم می کند. افزایش جرم و جنایت از موضوعاتی است که به عنوان خط قرمز جوامع محسوب می شود و دولتهای مختلف بسته به نگرش و نوع نظامی که به وسیله آن به اداره امور جامعه می پردازند به این پدیده واکنش می دهند. هرچه این جرائم بیشتر شود هزینه های تأمین امنیت همچون افزایش تعداد پرسنل نیروی انتظامی، مخارج فزاینده بودجه های نظامی، دادگستری و قضایی بیشتر می شود و این اتفاق مانعی برای تخصیص بودجه های دولت به بخشهای تولیدی و صنعتی که عامل رشد اقتصادی است می شود. هدف عمده این تحقیق بررسی تأثیر جرم و نرخ باروری بر رشد اقتصادی است. روش: در این مطالعه، برای استخراج نتایج تجربی از روش داده های پانل استفاده شده است. انتخاب این روش از یک سو برحسب دسترسی نداشتن به داده های ناهنجاری و جرائم در یک دوره زمانی طولانی و ناتوانی در استفاده از مدلهای مبتنی بر داده های سری زمانی و از سوی دیگر، به دلیل مزایای روش داده های پانل است که دلایل آن در متون مختلف وجود دارد. همچنین تخمین مدل داده های سری زمانی طی دوره 20 ساله 1996 تا 2015 با استفاده از نرم افزار Eviews8 انجام شده است. یافته ها: معیارهای جرم (قتل عمد، جرائم خشن و سرقت) دارای تأثیر منفی و معنی دار بر رشد اقتصادی هستند. هرچه این نوع جرائم بیشتر شود مانعی در جهت تحقق شکوفایی تولید و رونق کسب وکار است. نرخ بیکاری دارای تأثیر منفی بر رشد اقتصادی است که در کنار آن به افزایش جرم کمک می کند. نرخ باروری دارای تأثیر مثبت بر رشد اقتصادی است و با پیر شدن جمعیت و کاهش رشد جمعیت فعال، کشورها سعی در رشد جمعیت از طریق افزایش نرخ باروری دارند. نرخ پس انداز دارای تأثیر مثبت بر رشد اقتصادی است. شاخص ثبات سیاسی اگرچه انتظار می رود دارای تأثیر مثبت و معنی دار بر رشد اقتصادی باشد، به دلیل امنیتی بودن منطقه و شرایط بسته کشورها، زمینه برای بسته شدن و دیدگاههای یک جانبه و بدون انتقاد و نبود پاسخ گویی وجود دارد که بر رشد تولید تأثیر منفی گذاشته است. بحث: بررسی رابطه جرم و رشد اقتصادی از چند جهت دارای اهمیت است؛ اول آنکه رشد اقتصادی ضعیف با میزان بالای جرائم در ارتباط است. همچنین یکی از اهداف بزرگ دولتها تحقق امنیت، عدالت، آزادی و کرامت انسانی است که در سایه تدوین قوانین و مقررات مناسب و عمل کردن به قوانین به دست می آید و چنانچه خلاف قانون صورت گیرد موجب بروز مشکلاتی در مسیر رشد و توسعه اقتصادی است. ازاین رو بررسی تأثیر جرم و سایر عوامل اقتصادی- اجتماعی به سیاست گذاران و مدیران کمک می کند تا عوامل تنش زا و پیش روی توسعه را شناسایی و در کنار آن سیاستهای مناسبی اتخاذ کنند. همچنین در این رابطه، بررسی تأثیر جرم و دیگر عوامل بر رشد اقتصادی (رشد تولید ناخالص داخلی سرانه) می تواند موردتوجه قرار گیرد که با توجه به تأثیر منفی جرم بر رشد اقتصادی و ضریب قابل توجه آن می توان گفت این عامل باعث هدر رفتن منابع دولتی می شود چرا که منجر به افزایش هزینه برای ایجاد دادگستری و مراکز قضایی (تربیت قضات و دیگر عوامل قضایی) و هزینه های عوامل پیشگیری از جرم و بازپروری زندانیان بعد از جرم می شود. درواقع این هزینه به جای اینکه در راستای توسعه و بالندگی و شکوفایی اقتصادی و چرخاندن چرخهای اقتصادی و افزایش اشتغال صرف شود، صرف چنین مواردی می شود که با اعمال روشهایی از قبیل فرهنگ سازی درزمینه بالا بودن هزینه فرصت جرم می توان باعث کاهش آن و عواقب ناشی از آن برای جامعه و به خصوص جوانان شد.
پیش بینی کیفیت رابطه براساس اسنادهای ارتباطی و استانداردهای زناشویی در میان زنان متاهل مراکز بهداشت غرب تهران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر، پیش بینی رضایت از رابطه براساس اسنادهای ارتباطی و استانداردهای زناشویی در میان زنان متأهل مراکز بهداشت غرب تهران بود. طرح پژوهش حاضر، توصیفی از نوع پیش بینی است. جامعه ی این پژوهش شامل کلیه ی زنان متأهل شهر تهران بود که از این میان، 150 نفر به صورت نمونه گیری هدفمند-داوطلب انتخاب شدند و به مقیاس ارزیابی رابطه (RAS)، شاخص اسناد ارتباطی (RAM) و پرسشنامه ی استانداردهای روابط خاص (ISRS) پاسخ دادند. داده ها با استفاده از روش های آماری همبستگی پیرسون و رگرسیون چندگانه و توسط نرم افزار 25-SPSS تحلیل شدند. نتایج تحلیل همبستگی نشان داد که اسنادهای ارتباطی به طور منفی و معنادار و استانداردهای زناشویی به طور مثبت و معناداری با رضایت از رابطه همبسته بودند. تحلیل گرسیون چندگانه نیز نشان داد که تنها اسناد مسئولیت پذیری–سرزنش قادر به پیش بینی منفی و معنادار رضایت از رابطه بود. براساس نتایج، کاهش اسنادهای مسئولیت پذیری–سرزنش در تشکیل ارزیابی بهتر از رابطه ی رمانتیک در بین از اهمیت برخوردار است.
تبیین جامعه شناختی تاثیر دینداری بر اشکال و موضوعات بیگانگی (از خود، از جامعه و از سیاست) در نزد شهروندان بالغ تهرانی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
بررسی مسائل اجتماعی ایران دوره ۹ پاییز و زمستان ۱۳۹۷ شماره ۲
185 - 208
دین و نقش و تاثیر آن در ابعاد مختلف جامعه و از جمله آسیب های اجتماعی از جمله موضوعات مورد نظر بسیاری از صاحب نظران در حوزه های مختلف فکری بوده است. به همین منظور در این مقاله به بررسی تاثیر دینداری بر اشکال و و موضوعات بیگانگی (از خود، از جامعه، از سیاست) پرداخته شده است. روش پژوهش پیمایش و تکنیک گردآوری اطلاعات پرسشنامه بوده است. جامعه آماری آن شامل شهروندان بالغ شهر تهران می باشد که از این جامعه 384نفر به روش نمونه گیری احتمالی چند مرحله ای انتخاب شده اند. در این پژوهش برای بررسی اشکال بیگانگی از نظریه سیمن و کنیستون و برای سنجش موضوعات بیگانگی از مقیاس دین، نتلر و فیوئر، اسرول و شوارتز استفاده شده است. شاخص دینداری نیز با توجه به مقیاس گلاک و استارک در 4بعد احساس، اعتقاد، عمل و پیامد مورد سنجش قرار گرفته است. نتایج تحقیق نشان داد بین متغیر دینداری و بیگانگی اجتماعی رابطه ای وجود نداشته است ولی بین متغیر دینداری و بیگانگی سیاسی و بیگانگی از خود و اشکال بیگانگی رابطه معنی دار و معکوس مشاهده شده است. در میان ابعاد دینداری، بعد پیامدی با تمامی موضوعات بیگانگی رابطه معنی دار داشته است و بیشترین همبستگی آن نیز با بیگانگی از خود نشان داده شده است. بیشترین تاثیرگذاری در اشکال بیگانگی را نیز بعد پیامدی داشته است و بیشترین همبستگی نیز میان این بعد با تنفر از خویشتن به دست آمده است.
بررسی عوامل اجتماعی و فرهنگی ﻣﺆثر بر مشارکت شهروندی (مورد مطالعه: تفکیک زباله از مبدأ در شهر تهران 1392)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
تفکیک زباله و بازیافت آن از مقوله های مهم زیست محیطی و اقتصادی محسوب می شود. هدف این پژوهش شناخت عوامل فرهنگی و اجتماعی ﻣﺆثر و تعیین میزان سهم و نقش این عوامل در تبیین مقوله مشارکت در تفکیک زباله است. جمعیت آماری این پژوهش شهروندان 15 تا 75 ساله شهر تهران است. نمونه آماری شامل 384 نفر می باشد که با استفاده از شیوه نمونه گیری تصادفی و خوشه ای چند مرحله ای انتخاب شده است روش تحقیق پیمایش و ابزار جمع آوری اطلاعات، پرسشنامه می باشد. نتایج آزمون رگرسیون تک متغیره نشان داد که متغیرهای ﻣﺴﺆولیت شهروندی، باورهای نادرست، سودمندی تفکیک زباله، اعتماد به شهرداری و نگرش زیست محیطی و شرایط عمل بر میزان مشارکت در تفکیک زباله ﻣﺆثر هستند. با توجه به مقدار ضریب رگرسیونی استاندارد شده می توان گفت که متغیرهای شرایط عمل (44/۰-) و احساس مسیولیت شهروندی (43/۰) دارای بیش ترین تاثیر بر متغیر مشارکت در تفکیک زباله هستند. همچنین نتایج آزمون رگرسیون چند متغیره نشان داد متغیرهای شرایط عمل، احساس مسیوولیت شهروندی و باورهای نادرست در مدل باقی مانده و تاثیرشان در بررسی همزمان متغیرهای پیش بین مورد تایید قرار گرفت. نتایج این پژوهش نشان داد که شرایط عمل نقش مهمی در مشارکت در تفکیک زباله از مبدأ ایفا می کنند همچنین احساس مسیولیت شهروندی نیز عاملی مهم قلمداد می شود.
رابطه بین میزان استفاده از شبکه های اجتماعی مجازی و تغییر درسبک زندگی جوانان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات رسانه های نوین سال چهارم بهار ۱۳۹۷ شماره ۱۳
259-292
حوزههای تخصصی:
استفاده مفرط از شبکه های اجتماعی تلفن همراه همچون تلگرام، اینستاگرام و ... در حالی رشد فزاینده ای گرفته که اثرات اجتماعی استفاده طولانی مدت از آنها نادیده گرفته شده است. استفاده از شبکه های اجتماعی تلفن همراه در ایران به سرعت تبدیل به نوعی اعتیاد میان بسیاری از نوجوانان و جوانان شده و برخی از آسیب های اجتماعی را تشدید کرده است. زندگی روزمره نسل جوان به شبکه های اجتماعی تلفن همراه گره خورده است. از همین روی، مقاله حاضر به بررسی رابطه بین میزان استفاده از شبکه های اجتماعی تلفن همراه و تغییر سبک زندگی جوانان 15 تا 29 می پردازد. به این منظور با استفاده از روش پیمایش، پرسشنامه محقق ساخته ای بین 384 نفر از جوانان 15 تا 29 سال شهر تهران با استفاده از روش نمونه گیری خوشه ای چند مرحله ای توزیع شد . نتایج آن حاکی از آن است که: بین مولفه های سبک زندگی همچون تغییر سلیقه در نوع پوشش، تغییر در شیوه تغذیه، تغییر در خودآرایی، تغییر در انتخاب دکوراسیون و اثاثیه منزل، تغییر در سبک خرید، تغییر در شیوه های گذران اوقات فراغت و تفریح و تغییر در تعاملات و ارتباطات رو در روی کاربران با میزان استفاده از شبکه های اجتماعی تلفن همراه رابطه وجود دارد به طوری که با افزایش ساعات استفاده از این شبکه ها تغییر در هر یک از مولفه های سبک زندگی نیز بیشتر می شود .
تأثیر سبک مدیریتی فرماندهان و مدیران انتظامی در میزان احساس امنیت شهروندان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
انتظام اجتماعی سال دهم پاییز ۱۳۹۷ شماره ۳
51 - 76
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: پلیس در راستای برقراری نظم و امنیت، از شیوه ها و سبک های مدیریتی متفاوتی بهره می گیرد. مطالعه علمی ارتباط بین سبک های مدیریتی با میزان تأثیر آنها بر ارتقاء احساس امنیت می تواند تا حدودی بیانگر قوت و ضعف عملکرد پلیس باشد. لذا این پژوهش درصدد بررسی تأثیر سبک مدیریتی فرماندهان و مدیران انتظامی بر میزان احساس امنیت شهروندان ایلامی می باشد.
روش شناسی: روش انجام تحقیق توصیفی- پیمایشی و ابزار جمع آوری اطلاعات در بخش کتابخانه ای، فیش نویسی و در بخش میدانی پرسشنامه محقق ساخته می باشد که پایایی آن بوسیله آلفای کرونباخ(78/.) و روایی صوری و محتوایی آن توسط اساتید و خبرگان تأمین گردید. جامعه آماری تحقیق، زنان و مردان دارای تحصیلات عالی در زمینه مدیریت و امنیت و ساکن شهرستان ایلام در سال 1393 بوده که حجم نمونه به کمک فرمول کوکران 164 نفر محاسبه گردید.
یافته ها: یافته های تحقیق نشان می دهدکه بین سبک های مدیریت مورد مطالعه در این تحقیق سبک تلفیقی فرماندهان و مدیران انتظامی با ضریب تعیین 72 درصد و ضریب 202/22 tو سبک سنتی با ضریب تعیین 47 درصد و ضریب715/19t: و سبک اقتضایی با ضریب تعیین 28 درصد و ضریب 1619/16: t به ترتیب در جایگاه اول تا سوم از نظر ارجحیت و تأثیر گذاری بر احساس امنیت شهروندان ایلامی قرار دارند.
نتیجه گیری: نتایج تجزیه و تحلیل نشان می دهد که به کارگیری انواع گشت های انتظامی با در نظر گرفتن شرایط و اقتضای زمان در جایگاه اول و وجود پلیس هایی که همگام با هنجارهای اجتماعی پیشرفت می نمایند و وجود پلیس هایی که خود را با ارزش های جامعه تطبیق داده اند در جایگاه بعدی قرار گرفته اند.
بررسی نقش میانجی دینداری در تحلیل عوامل مؤثر بر مسئولیت پذیری اجتماعی دانشجویان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
یکی از مباحث مهم در حوزه روان شناسی تربیتی توجه به اصل مسئولیت پذیری برای رشد و تکامل آن در انسان است؛ ازاین رو پژوهش حاضر با هدف بررسی عوامل مؤثر بر مسئولیت پذیری اجتماعی دانشجویان انجام شده است. در راستای دستیابی به اهداف مطالعه، اطلاعات لازم از نمونه آماری شامل 200 نفر از دانشجویان دانشگاه زنجان و دانشگاه آزاد اسلامی واحد زنجان با روش نمونه گیری طبقه ای با انتساب متناسب جمع آوری شد. ابزار گردآوری داده ها در این پژوهش پرسش نامه بود. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از نرم افزارهای SPSS 20 و AMOS 20 انجام شد. داده های گردآوری شده با استفاده از تکنیک الگو سازی معادلات ساختاری تجزیه و تحلیل شد. بر مبنای الگوی مفهومی پژوهش، فرض بر این است که عواملی مانند خانواده، دوستان و همسالان، سیستم آموزشی و رسانه، متغیرهای مستقل، ضمن دارابودن اثر مستقیم بر متغیر وابسته مسئولیت پذیری اجتماعی دانشجویان، به طور غیرمستقیم و با متغیر میانجی عامل دینداری بر مسئولیت پذیری اجتماعی دانشجویان اثر می گذارند. نتایج الگوسازی معادلات ساختاری نشان داد بین خانواده، دوستان و همسالان، سیستم آموزشی و رسانه با متغیر وابسته مسئولیت پذیری اجتماعی دانشجویان ارتیاط مثبت و معناداری وجود دارد و این متغیرها 57% از واریانس متغیر وابسته را تبیین می کنند. همچنین، براساس نتایج الگوی ساختاری میانجی مشخص شد متغیر دینداری در رابطة بین متغیرهای خانواده، دوستان و همسالان، سیستم آموزشی و رسانه نقش میانجی دارد.
اعتباریابی پرسشنامه چرخه مشکلات بین فردی در زوجین ایرانی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
خانواده پژوهی سال چهاردهم بهار ۱۳۹۷ شماره ۵۳
57-73
حوزههای تخصصی:
هدف از پژوهش حاضر اعتباریابی پرسشنامه چرخه مشکلات بین فردی و همبستگی آن با آزمون پنج عاملی شخصیت در زوجین ایرانی بود. جامعه پژوهش شامل کلیه دانشجویان متأهل دانشگاه محقق اردبیلی بودند که از این بین 502 نفر در سال تحصیلی 95-94 به عنوان نمونه در دسترس انتخاب شدند؛ روش پژوهش حاضر از نوع توصیفی و آزمون سازی بود. ابزارهای پژوهش شامل پرسشنامه چرخه مشکلات رفتاری بین فردی (IPC-32) و پرسشنامه پنج عاملی شخصیت (NEO-5) بود. از روش آرایش تصادفی برای بررسی روایی ساختاری ابزار استفاده شد. برای تجزیه و تحلیل داده ها از آزمون آرایش تصادفی الگوهای نظمی مفروض (RTHOR) استفاده شد که برازش مناسبی را برای ساختار پرسشنامه چرخه مشکلات بین فردی نشان داد. تفاوت معناداری بین نمونه ایران و آمریکا وجود نداشت. زنان و مردان مشکلات بین فردی خود و همسران شان را به صورت مشابه و منطبق با ساختار چرخه ای IPC گزارش کردند. ضریب آلفای کرونباخ در خرده مقیاس های پرسشنامه چرخه مشکلات بین فردی بین 70/0 تا 89/0 برآورد شده است. نتایج از نظر بعد بین فرهنگی نیز از این مدل حمایت می کند. همبستگی آن با آزمون پنج عاملی شخصیت نیز مورد بررسی قرار گرفت و نتایج نشان داد که ابعاد پرسشنامه پنج عاملی شخصیت با چرخه بین فردی هم خوانی دارند.
سرمایه ها و مشارکت اجتماعی در فضای دانشجویی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جامعه پژوهی فرهنگی سال نهم بهار ۱۳۹۷ شماره ۱ (پیاپی ۲۷)
101-132
حوزههای تخصصی:
مسئله پژوهش حاضر بررسی عوامل مؤثر بر مشارکت اجتماعی است. پس از بررسی مباحث نظری این حوزه و با تکیه بر نظریه های جامعه شناختی کنش، چهار متغیر سرمایه اجتماعی، سرمایه اقتصادی، احساس بی قدرتی و سرمایه فرهنگی به عنوان مهمترین عوامل مؤثر بر مشارکت اجتماعی در چارچوب مفهومی پژوهش پذیرفته شد. روش تحقیق؛ پیمایش، نمونه گیری آن طبقه ای با کسربرابر و جمعیت آماری دانشجویان دانشگاه تهران هستند. بر اساس نتایج پژوهش، متغیرهای تحقیق توانستند 20 درصد واریانس مشارکت اجتماعی را تبیین کنند(20٪=R 2 ). بر اساس نتایج تحقیق میزان مشارکت دانشجویان در مجموع پایین است اما تفاوت معنی داری میان میزان مشارکت ذهنی زنان و مردان وجود ندارد. موانع مشارکت در وجه ذهنی ضعف مفاهیم، معانی و هنجارهای مشارکت جویانه و در وجه عینی، فقدان یا ضعف نهادهای مشارکتی است. موانع مشارکت در زنان بیشتر عینی است. تقویت سرمایه اجتماعی، رفع اثر سرمایه اقتصادی در رفتارهای مشارکتی در وجه ذهنی و تأسیس و تحکیم نهادهای مشارکتی در مناسبات دانشگاهی در وجه عینی، از راهکارهای افزایش مشارکت نزد دانشجویان است.
تحلیل کیفی واسطه گری در بازار مسکن شهر مشهد: رویکردی جامعه شناختی به پدیده ای اقتصادی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این پژوهش به واکاوی تجربه ی زیسته و شناخت ادراک عاملان بازار مسکن از واسطه گری بنگاه داران در این بازار می پردازد. پژوهش حاضر از نظر هدف پژوهش اکتشافی، از لحاظ فرایند اجرای پژوهش کیفی و از نظر نتایج پژوهش، کاربردی و از جهت معیار زمان، مطالعه ای مقطعی (1396-1395) است. از تحلیل نظام مند مصاحبه ی عمیق با 19 نفر از فعالان حوزه ی بازار مسکن در مشهد به روش نظریه ی زمینه ای با رویکرد اشتراوس و کوربین، ابتدا 167 مقوله ی فرعی، پس از چند مرحله کدگذاری، 19 مقوله ی محوری و درنهایت براساس کدگذاری گزینشی پدیده ی مرکزی «مشاور املاک به مثابه ی واسطه ی اقناع گر» به دست آمد. نتایج تحقیق نشان داد پدیده ی مرکزی شناسایی شده تحت تأثیر مجموعه ای از شرایط زمینه ای شامل «تخصص زدایی از حرفه ی بنگاه داری» و «رونق یابی واسطه گری ها در حیات کلان شهری»، شرایط مداخله ای متشکل از «فقدان نظارت کافی توسط متولیان»، «تجربه ی زیسته ی بنگاه دار» و «فقدان شفافیت در اطلاعات بازار مسکن» و شرایط علّی شامل «فقدان سرمایه در نزد بنگاه دار»، «وابستگی اطلاعاتی کنشگران بازار مسکن به بنگاه دار»، «جایگاه تثبیت شده قانونی» و «دلال مسلکی» بوده است. بر پایه ی بخش دیگری از نتایج، عاملان اجتماعی مورد نظر (بنگاه داران)، راهبردهایی همچون «اشباع اطلاعاتی»، «انتقال نقش»، «جانبداری منفعت طلبانه»، «پنهان کاری هدفمند» و «به کارگیری روش های خلاقانه» اخذ می کنند که منجر به پیامدهایی شامل «بازاندیشی معطوف به منفعت» و «تأثیرگذاری اغواگرایانه بر بازار مسکن» می شود.