فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۴٬۲۸۱ تا ۴٬۳۰۰ مورد از کل ۴٬۴۳۱ مورد.
منبع:
برنامه ریزی فضایی سال ۱۴ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۴ (پیاپی ۵۵)
27 - 52
حوزههای تخصصی:
امروزه اهمیت شرکت های دانش بنیان در گذار به اقتصاد دانش بنیان و توسعه منطقه ای برای پژوهشگران و سیاست گذاران آشکار شده است. شرکت های دانش بنیان طی یک دهه گذشته در ایران رشد چشمگیری داشته و دولت نیز مشوّق های مالی و غیرمالی متعدّدی را برای رشد و گسترش آنها انجام داده است؛ با این حال شناسایی الگوهای فضایی توزیع و تمرکز شرکت های دانش بنیان در سطح ملی-منطقه ای و شرایطی که آنها را به سوی تمرکز در مناطق خاصی سوق می دهد، مورد غفلت واقع شده است. شناخت و درک این الگوهای فضایی و نیروهای تمرکزگرا می تواند به سیاست گذاران در طراحی سیاست های کارآمد برای توسعه مناطق حاشیه ای و ایجاد نظام نوآوری منطقه ای کمک کند. پژوهش حاضر با هدف تحلیل توزیع فضایی شرکت های دانش بنیان و عواملی که تمرکز فضایی را شکل می دهد، انجام شده است. در این مطالعه برای سنجش تمرکز فضایی از روش های Global Moran’s I وGettis-Ord Gi* و برای شناسایی نیروهای مؤثر بر تمرکز از رگرسیون حداقل مربعات استفاده شده است. نتایج نشان داد شرکت های دانش بنیان بیشتر در کلانشهر ها توزیع شده و خوشه های آن در مناطق حاشیه ایی شکل نگرفته است؛ بنابراین چنین مناطقی از مزیت های این شرکت ها بهره مند نشده است. دو نیروی تمرکزگرای صرفه های ناشی از شهرنشینی و مقیاس نقش مهمی در تمرکز فضایی شرکت های دانش بنیان داشته اند. همچنین، یافته ها نشان داد که میزان تخصصی شدن شرکت های دانش بنیان پایین است. در پایان، دلالت های سیاستی با هدف ارائه مشوّق های لازم برای باز توزیع جغرافیایی شرکت های دانش بنیان در مناطق کمتر توسعه یافته و حاشیه و حرکت به سوی تخصصی شدن منطقه ای ارائه شد.
چالش های دیپلماسی رسانه ای ایران در بازاریابی گردشگری(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
گردشگری و اوقات فراغت دوره ۱۰ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۱۹
123 - 143
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف شناسایی چالش های دیپلماسی رسانه ای ایران در بازاریابی گردشگری نگاشته شد. گردآوری داده ها با استفاده از پرسش نامه نیمه ساختاریافته و تحلیل داده ها نیز به روش تحلیل مضمون انجام شد. جامعه آماری متخصصان حوزه رسانه و گردشگری بودند. نمونه گیری به صورت هدفمند و با روش گلوله برفی انجام شد. یافته ها نشان داد که در بعد ساختاری چالش هایی نظیر ساختارهای بروکراتیک پیچیده، مالکیت دولتی رسانه ها، فقدان هماهنگی بین سازمان ها و فقدان راهبرد منسجم، در اثربخشی دیپلماسی رسانه ای تأثیر منفی می گذارند. در بعد محتوایی، مشکلاتی مانند کمبود نیروی انسانی متخصص، فقدان آموزش های مناسب، ضعف در داستان سرایی و نبود تسلط به زبان های بین المللی باعث کاهش کیفیت محتوای تولیدی و ناتوانی در جذب مخاطبان می شوند. چالش های زمینه ای نیز شامل تحریم های اقتصادی، تصویرسازی منفی در رسانه های بین المللی، تفاوت های فرهنگی و ضعف در زیرساخت های ارتباطی و فنّاورانه هستند که محیط عملیاتی دیپلماسی رسانه ای گردشگری را تحت تأثیر قرار می دهند.
ارزیابی حساسیت زمین لغزش و تعیین عوامل مؤثر در وقوع آن با استفاده از الگوریتم جنگل تصادفی (مطالعه موردی: حوضه آبخیز گلندرود)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جغرافیا و مخاطرات محیطی سال ۱۴ بهار ۱۴۰۴ شماره ۵۳
247 - 274
حوزههای تخصصی:
پژوهشگران بسیاری سعی نموده اند که مدل هایی برای ارزیابی حساسیت خطر زمین لغزش ارائه داده و به عبارت دیگر، به نقشه پهنه بندی لغزش ها برسند که بیش تر بر اساس روش استقرایی و مدل سازی های کمی و آماری بوده است. به این صورت که عوامل مختلف مؤثر در وقوع زمین لغزش را بررسی نموده و سپس چگونگی تأثیر آن ها را در پراکندگی لغزش ها تحلیل کرده اند. حوضه آبخیز گلندرود با توجه به ویژگی های زمین شناسی، تکتونیکی، شرایط اقلیمی، هیدرولوژیکی، توپوگرافی و پوشش گیاهی فقیر، دارای پتانسیل لغزشی بوده و دخالت غیراصولی انسان در آن باعث وقوع و تشدید حرکات توده ای می شود. در پژوهش حاضر با رویکردی توصیفی- تحلیلی و پیمایشی، به منظور تهیه نقشه حساسیت به ناپایداری دامنه ای و لغزش های حوضه مطالعاتی از 11 فاکتور مؤثر در ناپایداری دامنه ای و الگوریتم جنگل تصادفی استفاده شده است. این فاکتور ها عبارت است از: شیب، جهت دامنه، ارتفاع، فاصله از جاده، فاصله از گسل، فاصله از آبراهه، مجموع بارندگی سالانه، میانگین دمای سالانه، کاربری زمین، زمین شناسی و انحناء دامنه ها. تعداد 352 نقطه لغزشی با استفاده از تصاویر ماهواره ای و بازدیدهای میدانی مشخص شدند که از این تعداد، 70 درصد برای آموزش مدل و 30 درصد باقیمانده آن برای اعتبارسنجی مورد استفاده قرار گرفت. در ادامه، از کدنویسی الگوریتم جنگل تصادفی در محیط MATLAB R2020a برای شناسایی پهنه های مستعد به حرکات لغزشی استفاده شد. با توجه به نقشه خطرپذیری زمین لغزش در حوضه آبخیز گلندرود، بیش از 30 درصد منطقه در کلاس خطر بسیار زیاد، 19 درصد در کلاس خطر زیاد، 13 درصد در کلاس خطر متوسط، 19 درصد در کلاس خطر کم و 16 درصد از حوضه مطالعاتی نیز در کلاس خطر زمین لغزش خیلی کم قرار دارد. اولویت بندی متغیرهای مؤثر بیان گر آن است که بیش ترین وزن با رتبه معیار ۹۸/۰ مربوط به ارتفاع می باشد. تحلیل مفهوم کاتنا که بیان گر ارتباط میان الگو و چشم انداز خاک روی شیب دامنه با توپوگرافی است و منجر به تغییرپذیری خصوصیات خاک و به دنبال آن تغییر در پوشش گیاهی می شود، می تواند توجیه ارتباط یا اثرگذاری عامل ارتفاع بر حرکات لغزشی منطقه مطالعاتی باشد. مطالعه دقیق موضوع دلایل وقوع حرکت توده ای در منطقه گلندرود و راه های پیش گیری از خسارات ناشی از آن توسط متخصصین ذی ربط، مهم ترین اقدام برای کاهش خسارت های ناشی از آن است.
تحلیل تغییرات ائواستاتیک و ژئوستاتیک در پایداری جلگه ساحلی خزر (مطالعه موردی: منطقه ساحلی چالوس)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جغرافیا و مخاطرات محیطی سال ۱۴ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۵۴
266 - 286
حوزههای تخصصی:
مجموعه ای از فرآیندهای محیطی بزرگ مقیاس و طولانی مدت، از جمله رخدادهای لرزه ای، فعالیت های ساختمانی، تغییرات کاربری و برداشت آب های زیرزمینی، به همراه تغییرات اقلیمی در مناطق ساحلی کم ارتفاع می تواند منجر به بروز ناپایداری های سطح زمین شود. دلتاهای ساحلی چشم اندازهایی هستند که به دلیل مجاورت دو محیط خشکی و آبی در برابر فعالیت های تکتونیکی آثار مهمی برجای می گذارند. از جمله تغییر الگو و مکان شکل گیری دلتاها، شکل گیری تراس های ساحلی نامتوازن در بخش هایی از ساحل و به وجود آمدن سواحل بریده شده به صورت دریابار می توان اشاره کرد. در این پژوهش به بررسی تغییرات ژئومورفیک جلگه ساحلی چالوس ناشی از فعالیتهای ائواستاتیک و ژئواستاتیک و آثار آنها در تغییرات جلگه و خط ساحلی در محدوده چالوس با استفاده از سنجش از دور راداری(مدلهای SBAS وPS) و داده های ژئودینامیک پرداخته شد که نتایج به دست آمده از پردازش راداری، داده های ژئودینامیک، تغییرات سطح تراز آبهای زیرزمینی، فعالیت های ژئوستاتیکی، تغییرات ائوستاتیکی دریای خزر و تغییرات کاربری زمین، نشان می دهد جلگه چالوس در دو دهه گذشته تحت تأثیر فعالیت ژئوستاتیکی دچار برخاستگی شده است. از طرف دیگر خط ساحلی چالوس در نتیجه تغییرات کاربری و افزایش بار رسوب رودخانه و کاهش تراز سطح دریای خزر به سمت دریا پیشروی قابل توجهی داشته است که نتیجه آن از نظر زیست محیطی و خسارت های اقتصادی قابل توجه است. بنابراین احیای پوشش گیاهی و جنگلی در حوضه آبریز چالوس جهت کاهش فرسایش و تولید رسوب و پیگیری دیپلماسی برای دادن حق آبه دریای خزر توسط کشورهای ذینفع به خصوص کشور روسیه می تواند مشکلات به وجود آمده را برطرف کند.
بررسی نقش لندفرم ها در میزان فرسایش خاک با مدل RUSLE و سامانه GEE ، مطالعه موردی: حوضه های دامنه جنوبی توده کوهستان سهند(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جغرافیا و مخاطرات محیطی سال ۱۴ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۵۴
223 - 244
حوزههای تخصصی:
این پژوهش با هدف بررسی نقش لندفرم ها در میزان فرسایش خاک در حوضه های دامنه جنوبی توده کوهستان سهند انجام شد. با استفاده از مدل اصلاح شده جهانی فرسایش خاک (RUSLE) و سامانه گوگل ارث انجین (Google Earth Engine)، عوامل مؤثر بر فرسایش شامل فرسایندگی بارش (R)، فرسایش پذیری خاک (K)، طول و شدت شیب (LS)، مدیریت پوشش گیاهی (C) و عملیات حفاظتی خاک (P) مورد ارزیابی قرار گرفت و طبقه بندی لندفرم ها نیز در این سامانه انجام گرفت. نتایج تحقیق نشان داد که مناطق با فرسایش خیلی زیاد و زیاد با مساحتی حدود 45/0 درصد معادل 33/17 کیلومترمربع را شامل می شود. این مناطق در بالادست حوضه که دارای ارتفاع بالا، میانگین بارندگی بیشتر و دارای پوشش گیاهی کمتری بوده رخ داده است. مناطق با فرسایش خیلی کم و کم مساحتی حدود 54/95 درصد معادل 11/3623 کیلومترمربع بوده است که در مناطق دارای پوشش گیاهی پر تراکم، بارندگی کم تر و در مناطق دشت ها و مسطح بوده است. علاوه بر این، تحلیل لندفرم های منطقه نشان داد که بیش ترین میزان فرسایش در لندفرم های آبراهه ها، پرتگاه ها و دره های باریک مشاهده می شود. در حالی که لندفرم های مسطح تر نظیر دشت ها و تراس های آبرفتی از فرسایش کمتری برخوردارند. استفاده از سامانه GEE در این پژوهش قابلیت بالای آن را در ترکیب و تحلیل داده های جغرافیایی مقیاس پذیر نشان داد و روشی مؤثر برای مدیریت پایدار اراضی و کاهش فرسایش خاک فراهم آورده شد. این یافته ها می توانند در برنامه ریزی های مدیریتی و اجرای عملیات حفاظتی در حوضه های آبخیز مشابه، توسط مسئولین و محققین مورد استفاده قرار گیرند.
برآورد شاخص واریانس حرارتی محدوده شهری و طبقه بندی آسایش حرارتی با استفاده از دمای سطح زمین (مطالعه موردی: شهر ساری)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جغرافیا و مخاطرات محیطی سال ۱۴ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۵۴
122 - 144
حوزههای تخصصی:
با توجه به اهمیت جزایر حرارتی شهری، در این پژوهش شاخص واریانس حرارتی محدوده شهری و طبقه بندی آسایش حرارتی در شهر ساری مورد مطالعه قرار گرفت. پس از اخذ تصاویر ماهواره لندست 8 برای 11 سال، شاخص واریانس حرارتی محدوده شهری براساس دمای سطح زمین و میانگین دما استخراج، و آسایش حرارتی براساس آن طبقه بندی شد. نتایج نشان داد میانگین دمای سطح زمین شهر ساری، در تاریخ 17 مرداد 1392 دارای کمترین میزان یعنی1/30 درجه سلسیوس و بیشترین میانگین دما در 21 تیر 1397 به میزان 62/40 درجه سلسیوس می باشد. بنابراین می توان دریافت که، مناطق دارای ساختمان های مسکونی و تجاری و پوشش های مصنوعی بیشترین دما را دارا می باشند. کمترین میزان شاخص واریانس حرارتی محدوده شهری در سطح پیکسل در 10 مرداد ماه 1401 برابر با 352/0- و بیشترین مقدار آن در 17 مرداد 1395 به مقدار 122/0 محاسبه شد. طبقه عالی، خوب و نرمال آسایش حرارتی در 19 تیر 1402 دارای بیشترین پهنه به میزان 49/58 درصد مساحت و کمترین میزان آن در 17 مرداد 1392 یعنی 39/50 درصد مساحت را دارا می باشد. طبقه بد، بدتر و بدترین آسایش حرارتی در 17 مرداد 1392 دارای بیشترین پهنه به میزان 61/49 درصد مساحت و کمترین میزان آن در 19 تیر 1402 به میزان 51/41 درصد را شامل می شود. براساس این نتایج می توان دریافت که، مناطق مرکزی شهر ساری و دیگر مناطقی از شهر که پوشش سبز کمتری دارند یا در آن ها ساخت و سازهای غیراصولی بدون توجه به الگوهای زیست شهری انجام گرفته در طبقه پایینی از آسایش قرار می گیرند.
تحلیل رابطه بین حساسیت زمین لغزش ها با شدت فرسایش و تولید رسوب (مطالعه موردی: حوضه دارابکلا، استان مازندران)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جغرافیا و مخاطرات محیطی سال ۱۴ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۵۴
245 - 265
حوزههای تخصصی:
زمین لغزش ها از مهم ترین مخاطرات ژئومورفولوژیک به شمار می روند که موجب ناپایداری زمین و افزایش فرسایش و تولید رسوب می شوند. در ایران، بیشتر پژوهش ها بر پهنه بندی خطر زمین لغزش تمرکز داشته و نقش آن ها در فرآیندهای رسوبی کمتر بررسی شده است. هدف این تحقیق، بررسی رابطه بین حساسیت زمین لغزش با شدت فرسایش و تأثیر آن بر رسوب دهی در حوضه دارابکلا (استان مازندران) است. نقشه حساسیت زمین لغزش با مدل نسبت فراوانی (FR) و با استفاده از لایه هایی مانند لیتولوژی، ارتفاع، شیب، جهت، کاربری اراضی و فاصله از جاده و آبراهه تهیه شد که دقت بالایی (p = 0.99) داشت. شدت فرسایش با مدل های MPSIAC و RUSLE برآورد و با مدل پایه BLM و شاخص های آماری اعتبارسنجی شد. مدل MPSIAC به دلیل دقت بیشتر، برای تخمین رسوب دهی در کلاس های مختلف حساسیت زمین لغزش به کار رفت. نتایج آزمون ANOVA تفاوت معنی دار بین کلاس ها را نشان داد و بیشترین رسوب (61.35 تن در هکتار در سال) در مناطق با حساسیت بسیار زیاد رخ داد. این نتایج بر لزوم درنظر گرفتن اثر مستقیم زمین لغزش ها در مدل های فرسایش و رسوب تأکید دارد.
ارزیابی مخاطره خشکسالی و اثرات آن بر ناپایداری روستاهای مقصد گردشگری، مورد مطالعه: روستاهای مقصد گردشگری منطقه ترشیز(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جغرافیا و مخاطرات محیطی سال ۱۴ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۵۴
173 - 198
حوزههای تخصصی:
صنعت گردشگری در مناطق روستایی نقش مهمی در کاهش بیکاری، افزایش درآمد و ماندگاری و پایداری روستاها دارد. اما این صنعت نسبت به مخاطرات آب و هوایی به خصوص مخاطره خشکسالی بسیار حساس بوده و بروز مخاطرات می تواند اثرات منفی و جبران ناپذیری در روستاهای مقصد گردشگری برجای گذارد. از این رو پژوهش حاضر با هدف بررسی اثرات مخاطره خشکسالی بر پایداری روستاهای مقصد گردشگری منطقه ترشیز انجام گرفته است. برای بررسی وضعیت خشکسالی منطقه از داده های بارندگی 8 ایستگاه سینوپتیک در طی دوره آماری 2000 تا 2020 در مقیاس ماهانه استفاده شد. ابتدا با استفاده از نرم افزار DRINC مقادیر شاخص SPI محاسبه شد. سپس جهت بررسی روند خشکسالی در سال های موردنظر، نقشه های پهنه بندی سالانه تهیه شد مقادیر بدست آمده از شاخص SPI نشان داد منطقه مورد مطالعه در طی دوره آماری (2000 تا 2020) در محدوده خشکسالی قرار گرفته است. براین اساس در ادامه جهت بررسی اثرات خشکسالی بر روستاهای مقصد گردشگری از ابزار پرسشنامه محقق ساخته استفاده شد. بدین ترتیب از نظرات 30 نفر از کارشناسان، اساتید و دانشجویان دکتری فعال در حوزه گردشگری روستایی و مخاطرات جهت ارزیابی میزان اثر هریک از مولفه های تحقیق بهره گرفته شد. سپس جهت اولویت بندی مولفه های تحقیق از روش وزن دهی MEREC استفاده شد. نتایج حاصل از محاسبه شاخص SPI نشان داد در طی دوره آماری 2000 تا 2020 منطقه موردمطالعه با خشکسالی خفیف مواجه بوده است و نتایج حاصل از مدل MEREC نشان داد از میان عوامل اثرات خشکسالی، عامل های اقتصادی و محیطی بیشترین تأثیر را بر پایداری روستاهای مقصد گردشگری دارد.
تحلیل رابطه تغییرات کاربری بر تشدید پدیده فرونشست زمین در دشت دهگلان استان کردستان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
فرونشست زمین به عنوان یکی از مخاطرات ژئومورفیک,سبب آسیب های جدی به زمین های کشاورزی, ساختمان های مسکونی, جاده ها و دیگر سازندها و بروز خسارت های زیست محیطی, اقتصادی و اجتماعی شده است. منطقه پژوهش بخشی از حوضه آبریز دریای خزر به مساحت تقریبی 50083 هکتار در شرق استان کردستان در شمال غربی ایران است. تغییرات شدید کاربری اراضی،افزایش تعداد چاه های عمیق و آثار پدیده فرونشست در دشت دهگلان ضرورت نیاز به بررسی تاثیر دو پارامتر مهم تغییرات کاربری زمین و برداشت آب های زیرزمینی بر نشست سطح زمین را نشان می دهد. .دراین پژوهش ابتدا به کمک 15 تصویرماهواره ای سنتینل- 2 و لندست 8 شاخص NDVI دشت بررسی و بهترین تاریخ برای تصاویر سنتینل-1 انتخاب شد. به این صورت 8 تصویر ماهواره ای سنتینل-1 طی بازه زمانی 8 ساله( 2014-2021) دانلود و تمامی تصاویر به کمک نرم افزار SNAP در هشت مرحله تحلیل و پردازش شد. جهت بررسی تغییرات کاربری اراضی (2021-2000) از 3 تصویر ماهواره ای لندست 7و8 استفاده شد. با اعمال تصحیحات اتمسفری و رادیومتری و درنهایت انجام روش طبقه بندی نظارت شده با استفاده از نرم افزار Arc GIS کاربری اراضی استخراج و میزان تغییرات آن بررسی شد. نتایج تداخل سنجی نشان داد که دشت دهگلان طی بازه زمانی 8 ساله در مجموع دچار 480 میلی متر فرونشست شده است. بطوریکه سالانه در این دشت 60 میلی متر فرونشست رخ داده است. در پایان با تهیه نقشه تغییرات کاربری،کلاس های اراضی کشاورزی آبی ومسکونی با نرخ 6.98 ، 1.47 درصد افزایش و کاربری های مرتع،جنگل و اراضی دیم با کاهش شدید روبه رو بوده است به صورتی که اراضی آّبی با8477 و مسکونی 672 هکتار افزایش مواجه شده است.
ارزیابی مدل های جنگل تصادفی و ماشین بردار پشتیبان در تهیه نقشه حساسیت زمین لغزش (مطالعه موردی: حوضه تجن، استان مازندران)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مخاطرات محیط طبیعی سال ۱۴ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۴۵
133 - 154
حوزههای تخصصی:
تهیه نقشه حساسیت زمین لغزش با استفاده از یادگیری ماشین ابزاری مفید برای مدیریت زمین در مناطق مستعد به این پدیده است. هدف این مطالعه، تهیه نقشه حساسیت زمین لغزش در حوضه تجن با یادگیری ماشین است. بدین منظور 21 عامل مؤثر در وقوع زمین لغزش در چهار طبقه عوامل زمین شناسی، اقلیمی و محیطی، توپوگرافی و هیدرولوژیکی شناسایی و رستر آنها در نرم افزارهای ENVI 5.6، SAGA GIS و ArcGIS تهیه شد. با بازدیدهای میدانی موقعیت 155 زمین لغزش ثبت و در ArcGIS به لایه نقطه ای تبدیل شدند. کلیه عوامل با فرمت ASCII و لایه نقطه ای (لایه آموزشی) وارد نرم افزار R شدند. برای آموزش مدل های ماشین بردار پشتیبان (SVM) و جنگل تصادفی (RF)، 70 درصد از داده ها (109 واقعه) و برای آزمون 30 درصد (46 واقعه) استفاده شد. ارزیابی مدل RF با منحنی ROC نشان داد که نمره های 972/0 و 949/0 در مراحل آموزش و آزمون را کسب کرده است. اطلاعات مدل RF نشان می دهد که مؤثرترین عوامل شامل جهت شیب، فاصله از آبراهه، فاصله از جاده، درجه شیب و شاخص موقعیت توپوگرافی هستند. نتایج مدل SVM نشان داد که پتانسیل طبقه حساسیت زیاد در حوضه بیشتر از RF است و نمرات AUC به ترتیب 906/0 و 831/0 به دست آمد. نتایج مدل SVM نشان داد که پتانسیل طبقه حساسیت زیاد در حوضه نسبت به پیش بینی مدل RF بیشتر شده است. مؤثرترین عوامل در مدل SVM شامل طبقات ارتفاعی، بارندگی، جهت شیب، فاصله از آبراهه و فاصله از جاده می باشند. مدل SVM در مقایسه با مدل RF عملکردی ضعیفی در پیش بینی نقشه حساسیت زمین لغزش دارد. نتایج دسته بندی سطح خطر در مدل RF، بترتیب خیلی زیاد (19/10%)، زیاد (17/4%)، متوسط (76/10%)، کم (62/15%) و خیلی کم (26/59%) از مساحت حوضه است. در مدل SVM نیز بترتیب سهم طبقات خیلی زیاد 51/5%، زیاد 58/15%، متوسط 33/5%، کم 47/4% و خیلی کم 09/69% محاسبه شده است.
تأثیر تغییر اقلیم بر منابع آب زیرزمینی حوضه آبخیز چم انجیر(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
برنامه ریزی فضایی سال ۱۴ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۴ (پیاپی ۵۵)
53 - 80
حوزههای تخصصی:
اضافه برداشت از آبخوان ها، تغییر اقلیم، فعالیت های انسانی و زمین شناسی از جمله عوامل اثرگذار بر کمیت و کیفیت منابع آب زیرزمینی است. در پژوهش حاضر برای ارزیابی تغییر اقلیم بر منابع آب از داده های روزانه دبی، ایستابی، تخلیه چاه، بارش، دما و کیفیت آب زیرزمینی (در سال های 1991-2021 آبخوان چم انجیر) در حوضه خرم آباد استفاده شد. یافته ها نشان داد که در حوزه چم انجیر روند برداشت از چاه، دما و شاخص های شیمیایی نسبت جذب سدیم (SAR) و درصد سدیم (% Na) افزایشی معنادار و سختی کل (TH) و روند دبی کاهشی معنادار داشته است. طبق خروجی مدل، تغییرات بارش در دوره 2041-2060نسبت به دوره مشاهداتی کاهش و دوره 2021-2040 نسبت به دوره مشاهداتی افزایش خواهد داشت؛ اما مقدار دبی در دوره 2021-2060 کاهش خواهد یافت. روند افزایشی دو عنصر SAR و %Na تحت تأثیر کل مواد جامد محلول (TDS) و هدایت الکتریکی (EC) است. با افزایش TDS و EC میزان SAR و Na % افزایش می یابد. همبستگی TDS با Na% و SAR به ترتیب ۷۱۵/۰ و ۶۳۶/۰ و همبستگی بین EC با SAR و %Na به ترتیب ۷۱۳/۰ و ۶۳۵/۰ است. بر اساس مدل رگرسیون دبی و بارش، سطح ایستابی در دوره های 2021 تا 2060 روند کاهشی و عناصر کیفیت آب زیرزمینی (آنیون، کاتیون و هدایت الکتریکی) روند افزایشی خواهد داشت. نتیجه این تغییرات کاهش کمیت و کیفیت منابع آب زیرزمینی و افزایش تنش های آبی است؛ بنابراین بازنگری در مدیریت و تخصیص منابع آب، سازگاری با تغییر اقلیم، مدیریت الگوی کشت، افزایش راندمان آبیاری و تعامل با جوامع محلی و ذی نفعان می تواند در بهبود شرایط مؤثر باشد.
تصمیم گیری چند معیاره مبتنی بر GIS برای مدلسازی آسیب پذیری لرزه ای با استفاده از کمیت سنج های مفهومی OWA(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مخاطرات محیط طبیعی سال ۱۴ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۴۵
1 - 16
حوزههای تخصصی:
زلزله یکی از مخرب ترین بلایایی است که خسارات زیادی به سازه ها و انسان وارد می کند. عوامل زیادی در آسیب پذیری مناطق شهری در برابر زلزله نقش دارند. در تهران وجود ساختمان قدیمی، تراکم بالای جمعیت، وجود گسل های متعدد، تغییرات سطح آب های زیرزمینی و نوع خاک سبب شده که این شهر به میزان قابل توجهی در برابر خطر زلزله آسیب پذیر باشد. به همین منظور در این مطالعه نقشه آسیب پذیری فیزیکی شهر تهران در برابر زلزله در دو سناریوی متفاوت (با در نظر گرفتن سطح آب زیرزمینی و بدون در نظر گرفتن سطح آب زیرزمینی) تهیه شده است. در این مطالعه از عملگر میانگین وزنی مرتب شده برای ارائه طیف گسترده ای از راه حل های بدبینانه تا خوش بینانه بر اساس تحلیل چند معیاره استفاده شده است و نتایج آن در سناریوی های مختلف ارائه شده است. نتایج پژوهش نشان می دهد با در نظر گرفتن کمیت سنج مفهومی فازی "حداقل یکی" در سناریوی 6 پارامتری 67 درصد و در سناریوی 7 پارامتری 85 درصد ساختمان های سه منطقه 20 و 16 و 11 در کلاس « آسیب پذیری بسیار زیاد» طبقه بندی شده اند. مقایسه نتایج دو سناریو با توجه به متغیر بودن سطح آب های زیرزمینی نشان می دهد که در سناریوی 7 پارامتری (با در نظر گرفتن سطح آب زیرزمینی) تقریباً در تمام استراتژی های تصمیم گیری میزان آسیب پذیری از شمال به جنوب منطقه موردمطالعه افزایش یافته و مناطق موردمطالعه در کلاس آسیب پذیری زیاد و بسیار زیاد قرارگرفته اند.
ارزیابی و مقایسه تطبیقی تاب آوری شهری مناطق 5 و 6 کلانشهر تبریز(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
برنامه ریزی فضایی سال ۱۵ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۵۶)
27 - 54
حوزههای تخصصی:
شهرها به دلیل فشارهای فزآینده جمعیتی، تغییرات شدید کاربری اراضی و توسعه سریع شهرنشینی محل ظهور و بروز مخاطره های طبیعی و انسانی زیادی است؛ از این رو تاب آوری سکونتگاه های گوناگون شهری اهمیت فراوانی دارد که این اهمیت درباره کلانشهرها بسیار بیشتر است؛ از این رو در پژوهش حاضر میزان تاب آوری شهری، اولویت بندی شاخص های تاب آوری و مقایسه وضعیت تاب آوری دربین مناطق 5 و 6 کلانشهر تبریز بررسی شده است. پژوهش حاضر از نظر روش، توصیفی-تحلیلی است و ماهیت توسعه ای-کاربردی دارد. داده های لازم پژوهش با استفاده از مطالعات کتابخانه ای، بررسی میدانی و ابزار پرسشنامه گردآوری شده است. جامعه آماری پژوهش شامل شهروندان مناطق 5 و 6 کلانشهر تبریز است. حجم نمونه با استفاده از مدل معادلات ساختاری و روش نمایی گاما معادل 342 نفر برآورد شد. در این پژوهش تعداد 37 شاخص آشکار تاب آوری شهری در قالب 4 شاخص پنهان اجتماعی، اقتصادی، نهادی-مدیریتی و کالبدی-زیرساختی بررسی شد. در این پژوهش شاخص های مکنون با استفاده از آزمون رگرسیون چندگانه در نرم افزار SPSS و شاخص های آشکار براساس آزمون تحلیل عاملی تأییدی در نرم افزار LISREL و نیز براساس درجه اهمیت و تأثیرگذاری اولویت بندی و خلاصه سازی و درنهایت، برای تهیه نقشه شاخص های مؤثر از مدل منطق فازی در محیط GIS استفاده شد. نتایج نشان داد که در تاب آوری منطقه 5 کلانشهر تبریز شاخص پنهان اجتماعی با ضریب بتای 384/0 (83/33 درصد) در رتبه اول و بعد از آن هم شاخص های پنهان کالبدی-زیرساختی، اقتصادی و نهادی-مدیریتی به ترتیب با ضرایب بتای 305/0 (87/26 درصد)، 267/0 (52/23 درصد) و 179/0 (77/15 درصد) در رتبه های دوم، سوم و چهارم اهمیت قرار می گیرد. در منطقه 6 کلانشهر تبریز نیز شاخص پنهان کالبدی-زیرساختی با 528/0 (58/42 درصد) در رتبه اول و بعد از آن هم شاخص های پنهان نهادی-مدیریتی، اجتماعی و اقتصادی به ترتیب با ضرایب بتای 337/0 (18/27 درصد)، 265/0 (37/21 درصد) و 110/0 (87/8 درصد) در رتبه دوم، سوم و چهارم اهمیت قرار می گیرد. همچنین، نتایج نشان داد که بخش های شمال غربی و مرکزی منطقه 5 تبریز به لحاظ تاب آوری وضعیت بهتری داشته است؛ بنابراین در رتبه متوسط رو به بالا قرار می گیرد؛ ولی بخش های جنوبی منطقه 5 تبریز وضعیت بدی به لحاظ تاب آوری دارد. بخش های شمالی منطقه 6 تبریز نیز به لحاظ تاب آوری وضعیت بدی داشته است؛ بنابراین در رتبه متوسط رو به پایین قرار می گیرد؛ ولی بخش های جنوبی و مرکزی منطقه 6 وضعیت بهتری داشته است؛ بنابراین در رتبه متوسط رو به بالا قرار می گیرد.
تحلیل میزان پایدارسازی جوامع روستایی با تأکید بر توسعه گردشگری مبتنی بر ارزش مصرف غذاهای محلی (مورد مطالعه: روستاهای هدف گردشگری استان گیلان)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های جغرافیای اقتصادی دوره ۶ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱۹
36 - 53
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف بررسی و تحلیل میزان پایدارسازی جوامع محلی مناطق روستایی استان گیلان با تاکید بر توسعه گردشگری و مبتنی بر ارزش مصرف غذاهای محلی انجام شده است، از این رو، از نظر هدف؛ کاربردی و دارای ماهیت تحلیلی و از لحاظ روش در گروه پژوهش های کمی قرار دارد. به منظور میزان نقش توسعه گردشگری مبتنی بر ارزش مصرف غذاهای محلی (به عنوان متغیر تاثیرگذار)، بر پایدارسازی جوامع محلی مناطق روستایی استان گیلان در ابعاد اقتصادی، اجتماعی (به عنوان متغیر تاثیرپذیر)، از نرم افزار SPSS و به منظور رتبه بندی هر یک از ابعاد (میزان تاثیرپذیری هر یک از ابعاد پایدارسازی از توسعه گردشگری)، از مدل (FARAS + FKOPRAS)، استفاده شد. از سوی دیگر، نتایج آزمون تی تک نمونه ای نشان داد، که میزان پایداری اقتصادی و اجتماعی روستاهای گیلان مطلوب ارزیابی شد، و همچنین، بین پایداری جوامع محلی در روستاها و توسعه گردشگری با تمرکز بر ارزش مصرفی غذاهای محلی، ارتباط معنادار و مثبتی وجود داردنتایج نشان داد، توسعه گردشگری تاثیر معناداری بر پایدارسازی جوامع محلی دارد. از سوی دیگر، نتایج آزمون تی تک نمونه ای نشان داد، که میزان پایداری اقتصادی و اجتماعی روستاهای گیلان مطلوب ارزیابی شد، وهمچنین، بین پایداری جوامع محلی در روستاها و توسعه گردشگری با تمرکز بر ارزش مصرفی غذاهای محلی، ارتباط معنادار و مثبتی وجود دارد، به طوری که، از بین مولفه های اقتصادی مطرح شده؛ تنوع شغلی با مقدار وزن 65/72 بیشترین میزان تاثیرپذیری را از توسعه گردشگری با تمرکز بر ارزش مصرف غذاهای محلی به خود اختصاص داده اند. در پایداری اجتماعی-فرهنگی نیز، از بین مولفه های مطرح شده؛ توانمندسازی با مقدار وزن 50/72، بیشترین تاثیرپذیری را از توسعه گردشگری مبتنی بر ارزش مصرف غذاهای محلی به خود اختصاص داده اند.
طراحی الگوی گردشگری روستایی و کشاورزی و ارائه راهکارهای عملیاتی توسعه کسب و کار(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
گردشگری و توسعه سال ۱۳ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۴ (پیاپی ۴۱)
182 - 203
حوزههای تخصصی:
هدف از این پژوهش بررسی گردشگری روستایی و کشاورزی و ارائه راهکارهای عملیاتی توسعه کسب وکار است. پژوهش از نظر هدف توسعه ای کاربردی، از لحاظ روش کیفی و از نظر روش اجرا آمیزه ای از تحلیل محتوای کیفی است. جامعه آماری دربردارنده گردشگران، ساکنان محلی، کارشناسان، کارآفرینان موفق و صاحبان اقامتگاه های محلی است که شانزده مصاحبه صورت گرفته و تحلیل و بررسی شده است. روش نمونه گیری پژوهش روش هدفمند با شیوه گلوله برفی است. داده ها با مصاحبه نیمه ساختاریافته (عمیق) گردآوری شده که روایی و پایایی آن به ترتیب با استفاده از نظر خبرگان و آزمون کاپای کوهن تأیید شده است. تجزیه و تحلیل داده ها با تحلیل محتوا انجام شده است. پس از تجزیه و تحلیل مصاحبه ها و کدگذاری باز و انتخابی و محوری متن مصاحبه ها، 24 مقوله اصلی به عنوان مقوله های اصلیِ سیستم توسعه کسب وکارهای گردشگری روستایی و کشاورزی در استان آذربایجان غربی شناسایی شد که به ترتیب عبارت اند از چالش های شخصی روان شناختی، اکوسیستم کارآفرینی، زیرساخت ها و تسهیلات بوم گردی، عوامل سیاست گذاری، جاذبه ها و ظرفیت های منطقه، عوامل زیست محیطی، عوامل مدیریتی، عوامل اجتماعی فرهنگی، عوامل مشارکتی، نوآوری و خلاقیت، مدیریت خوب دولتی، مدیریت مالی بوم گردی، همکاری ذی نفعان بوم گردی، مدیریت خوب بوم گردی، جهت گیری راهبردی و رهبری اثربخش، عوامل اقتصادی، توسعه بوم گردی، آموزش، خدمات واقعیت افزوده، بازاریابی، مدیریت مردم در بوم گردی، رشد و توسعه از طریق اکوتوریسم در سطح محلی و منطقه ای، مدیریت منابع انسانی الکترونیک و مدیریت ارتباط با مشتری.
شناسایی علل و اثرات عدم به کارگیری نیروی کار بومی در استان یزد(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های جغرافیای اقتصادی دوره ۶ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱۹
1 - 17
حوزههای تخصصی:
توس عه نسبی و وجود فرصت های شغلی بیشتر در اس تان ی زد، سبب مهاجرت به این استان و محدود شدن اشتغال نیروی کار بومی استان شده است. بخش قابل توجهی از مهاجران و افراد غیر بومی به استان یزد هجوم آورده اند که اغلب نسبت به نیروی کار بومی اقبال بالاتری برای پیدا کردن کار و اشتغال در استان دارند. با این توصیف هدف مطالعه حاضر بررسی علل عدم به کارگیری نیروی کار بومی در استان یزد و اثرات آن بوده است. پارادایم تحقیق در این پژوهش از نوع کیفی بود. جامعه مورد مطالعه دربردارنده گروه های منتخب شامل مدیران ارشد و اجرایی، مدیران مرتبط با منابع انسانی، نخبگان کسب وکار و کارآفرینان، کارفرمایان، متخصصان و کارشناسان منابع انسانی، دانشجویان و دانش آموختگان استان یزد بودند. نمونه گیری هدفمند و تا دستیابی به اشباع نظری ادامه یافت که با انجام 45 مصاحبه حاصل شد. ابزار جمع آوری داده ها مصاحبه نیمه ساختارمند بود. به منظور اطمینان از روایی و پایایی داده ها، از روش مثلث بندی روش شناختی استفاده شد. براین اساس، از شیوه های مختلف هنگام جمع آوری داده ها از قبیل بررسی اسناد و مدارک، مصاحبه، تهیه عکس و فیلم و ضبط ص دا بهره گرفته شد. تجزیه و تحلیل داده ها، از طریق کدگذاری انجام شد. براساس یافته ها در کدگذاری باز در مرحله اول، 21 مفهوم استخراج شد. در مرحله دوم 7 کد محوری شامل "عملکرد ضعیف ارگان ها و سازمان ها در جذب نیروهای مولد بومی"، "پایین بودن سهم کارگران ماهر و مهندسان به کارگران غیرماهر"، "موانع آموزشی-فرهنگی"، "موانع ساختاری در رویکرد توسعه استان"، "اثرات اقتصادی"، "اثرات اجتماعی" و "اثرات انگیزشی" شناسایی شدند. افزون بر این، 2 کد انتخابی علل و اثرات عدم به کارگیری نیروی کار بومی استخراج شدند. همچنین، مدل پارادایمی شامل شرایط علی، شرایط مداخله گر، شرایط زمینه ای، تعاملات و راهبردها و پیامدها تدوین شد. در نهایت، بر اساس یافته ها، پیشنهاد هایی در راستای بهبود وضعیت به کارگیری نیروی کار بومی در استان یزد مطرح شد.
چالش ها و موانع توسعه گردشگری ورزش های زمستانی در پیست های اسکی تهران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
گردشگری و اوقات فراغت دوره ۱۰ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۱۹
247 - 271
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر، با هدف مطالعه چالش ها و موانع توسعه گردشگری ورزش های زمستانی در پیست های اسکی تهران شکل گرفته است. جامعه پژوهش شامل کلیه گردشگران و ورزش کاران پیست های اسکی شهر تهران هستند که به پرسش نامه محقق ساخته با 40 گویه پاسخ داده اند. با روش نمونه گیری در دسترس و با توجه به فرمول کوکران برای جامعه نامحدود تعداد 384 نفر نمونه لحاظ شد. سؤالات پژوهش با تکنیک دیمتل، که روابط کمّی بین عوامل چندگانه یک مسئله و تأثیر هریک از آن ها در دیگری را بررسی می کند، محاسبه شدند. نتایج به دست آمده حاکی از آن است که مهم ترین موانع و چالش های توسعه گردشگری ورزشی در پیست های اسکی به ترتیب اولویت، موانع مربوط به منابع، زیرساخت ها، امکانات و خدمات، موانع و چالش های بازاریابی و تبلیغاتی و موانع فرهنگی – اجتماعی است. یافته ها و نتایج این تحقیق به مدیران ورزشی کشور، مدیران پیست ها و همچنین مدیران گردشگری کمک می کند با رفع موانع و چالش ها به منظور ایجاد نگرشی جدید و مثبت برای توسعه گردشگری ورزشی در پیست های اسکی اقدام کنند و زمینه توسعه گردشگری ورزش های زمستانی را فراهم سازند.
Responses to the Announcement of King Hussein of the Hejaz for the Caliphate in British and French Mandated Territories, 1924(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
ژئوپلیتیک سال ۲۱ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲ (پیاپی ۷۸)
148 - 170
حوزههای تخصصی:
This article discusses the responses to the announcement of King Hussein of the Hejaz for the caliphate in the French and British-mandated territories, which include Syria, Lebanon, and Palestine in 1924. This study uses a qualitative research method by analyzing the primary and secondary sources. This article finds that the announcement of King Hussein’s caliphate in Syria, Lebanon, and Palestine has provoked various reactions with strong support among the Arab populations in these regions. The findings also show that this support to restore the caliphate for the Arabs and the Quraysh was raised for proclaiming King Hussein as caliph. The most significant reaction of all, however, was in the French-mandated territories of Syria and Lebanon. This matter has caused an uneasy reaction from the French colonial to undermine support for King Hussein. His reign was short-lived. He lost his Hashemite kingdom and the caliphate in the same year, when the Saudi ruler, Ibn Saud immediately attacked his declaration as illegitimate and launched a military campaign in Hejaz. King Hussein went into exile to Cyprus, where he lived until he died in 1931.
واکاوی نقش تصویر ذهنی گردشگران و نگرش سبز در توسعه پایدار گردشگری با نقش میانجی سرمایه فکری سبز(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
گردشگری و توسعه سال ۱۴ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۴۲)
128 - 144
حوزههای تخصصی:
امروزه، توسعه ناپایدار گردشگری مشکلات زیادی برای مقاصد گردشگری و جوامع محلی ایجاد کرده است. بنابراین، گردشگران و سازمان های گردشگری باید توجه بیشتری به مفاهیم زیست محیطی داشته باشند. این پژوهش با هدف واکاوی نقش تصویر ذهنی گردشگران و نگرش سبز در توسعه پایدار گردشگری با نقش میانجی سرمایه فکری سبز صورت گرفته است. پژوهش از نظر هدف کاربردی و از نظر روش و ماهیت توصیفی پیمایشی از نوع همبستگی است. جامعه آماری پژوهش دربردارنده تمامی گردشگران شهر اردبیل است که طبق فرمول کوکران برای جوامع نامحدود، 384 نفر برای نمونه انتخاب شدند و انتخاب این افراد از جامعه آماری به روش تصادفی ساده صورت گرفت. داده ها به وسیله چهار پرسش نامه استاندارد «تصویر ذهنی»، «نگرش های زیست محیطی»، «راهکارهای توسعه گردشگری» و «سرمایه فکری سبز» گردآوری شده است که پایایی آن ها توسط آلفای کرونباخ (به ترتیب با مقادیر 888/0، 858/0، 905/0 و 933/0) و روایی نیز به وسیله تحلیل عاملی تأییدی تأیید شده است. تحلیل داده ها با روش مدل سازی معادلات ساختاری و با استفاده از دو نرم افزار اس پی اس اس26 و اسمارت پی ال اس3 صورت گرفته است. براساس یافته های پژوهش، تصویر ذهنی گردشگران و سرمایه فکری سبز در توسعه پایدار گردشگری و همچنین، تصویر ذهنی گردشگران و نگرش سبز در سرمایه فکری سبز تأثیر مثبت و معنادار دارند. اما نگرش سبز در توسعه پایدار گردشگری تأثیر معناداری ندارد. همچنین، سرمایه فکری سبز رابطه تصویر ذهنی گردشگران و توسعه پایدار گردشگری و نیز رابطه نگرش سبز و توسعه پایدار گردشگری را میانجیگری می کند. یافته های این پژوهش می تواند بر عملکرد سبز گردشگران و سازمان های گردشگری مؤثر باشد.
تبیین ساختاری چالشهای توسعه گردشگری شهری در شهرهای استان چهارمحال و بختیاری(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
برنامه ریزی فضایی سال ۱۵ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۵۶)
55 - 86
حوزههای تخصصی:
هدف از پژوهش حاضر تبیین ساختاری چالش های توسعه گردشگری شهری در شهرهای استان چهارمحال و بختیاری است. پژوهش حاضر به لحاظ هدف کاربردی و به لحاظ ماهیت توصیفی-تحلیلی است. جامعه آماری بخش کمّی شامل گردشگران بازدید کننده از جاذبه های مختلف شهرهای استان چهارمحال و بختیاری و به تعداد 10000 نفر است. حجم نمونه بر اساس فرمول کوکران تعداد 370 نفر مدنظر قرار گرفت که در آن افراد به شیوه در دسترس انتخاب شدند. ابزار پژوهش شامل پرسشنامه محقق ساخته بود که بر اساس پیشینه پژوهش، مبانی نظری و دیدگاه استادان راهنما و مشاور تنظیم شد. این پرسشنامه 29 سؤال داشت. روایی پرسشنامه به شیوه صوری و سازه ای و پایایی آن نیز بر اساس آلفای کرونباخ به مقدار 90/0 تأیید شد. داده های گردآوری شده بر اساس تحلیل مسیر معادلات ساختاری با نرم افزار PLS تجزیه و تحلیل شد. نتایج تحلیل مسیر معادلات ساختاری نشان داد که مدل ساختاری تبیین شده برازش مناسبی دارد؛ به طوری که کلیه چالش ها بر توسعه گردشگری در شهرهای استان چهارمحال و بختیاری تأثیر داشته است. در این میان، چالش های ضعف مدیریت، عدم بهره گیری از فناوری های نوین، نبود امنیت کافی، نبود نوآوری های لازم و عدم فرهنگ سازی بیشترین تأثیر و چالش های نبود برنامه راهبردی، عدم برگزاری رویدادهای گردشگری، ضعف روحیه مهمان نوازی، عدم بهره گیری از تجربه های مختلف و ضعف حمل و نقل و شبکه ارتباطی کمترین تأثیر را بر توسعه گردشگری شهری دارند.