علی (ع) در نامه خود به حاکم مصر می نویسد «باید بهترین کارها در نزد حاکم، حد وسط آنها در «حق»، فراگیرترین آنها در «عدل» و جمع کننده ترین آنها در «رضایت مردم» باشد». به نظر می رسد سخن امام جمله پیچیده ای است که نیاز به تبیین دارد و باید در آن نسبت بین سه مفهوم سیاسی «حق، عدل و رضایت عمومی» روشن شود. در مراجعه نگارنده به برخی تفاسیر نهج البلاغه و آثاری که در این خصوص وجود دارد، مطلب جدیدی به دست نیامد، پس از آن بود که تلاش شد تفسیر جدیدی از این سخن ارایه شود و بر اساس آن یک قاعده کلان سیاسی در حوزه عدالت ارایه گردد. فارغ از اینکه تفسیر و قاعده ارایه شده درست یا نادرست باشد، اما به اندازه ای اهمیت دارد که هم مقاله حاضر را شایسته نقد می کند و هم نگارش تفسیرها و مطالب جدید را در خصوص جمله علی (ع) می طلبد.
روشنفکری دارای سه خصلت پرسشگری، درگیری و مصلحتاندیشی است و روشنفکر بهطور همزمان هم پاسدار سنت و هم پیشتاز تحول است. ازاینرو، روشنفکر از مصادیق پارادوکس (تناقضنما) به حساب میآید. از بررسی آثار و اندیشههای مرتضی مطهری چنین به دست میآید که او یکی از مصادیق روشنفکر در جامعه معاصر ایران است. نویسنده مقاله استاد دانشگاه کارلتون کانادا و حوزه تخصصی وی فلسفه سیاسی و روابط بینالملل است.
خانواده نقشی اساسی در سلامتی جامعه دارد. ازاینرو، در تحکم آن باید کوشید. خانواده ایرانی دارای ویژگیهای متعددی است که باید در شرایط امروز و متناسب با تحولات دنیای مدرن، ویژگیهای جدیدی را برای آن تعریف کرده و در جامعه محقق ساخت. امروزه باید در مسائل مختلف خانواده از جمله سرپرستی، حق طلاق، نگهداری فرزندان، انجام امور خانه و خانواده و دیگر موارد، میان زن و مرد برابری و تساوی ایجاد نمود.
در حال حاضر توجه به انسان شناسی و نقش آن در شکل دادن آرای سیاسی متفکران و فیلسوفان بخش مهمی از پژوهش های حوزه اندیشه سیاسی را به خود اختصاص داده است. یکی از برجسته ترین متفکران حوزوی که آرای سیاسی اش فضای سیاسی کشور را متأثر کرده، آیت الله محمدتقی مصباح یزدی است. سؤال اصلی، که پژوهش حاضر قصد دارد به آن بپردازد، این است که انسان شناسی مصباح یزدی چه تأثیری بر نظم سیاسی مطلوب از نگاه وی داشته است؟ طبق فرضیه مقاله، مصباح یزدی در چهارچوب فلسفه اسلامی و مشخصاً فلسفه متعالیه به ارائه انسان شناسی دینی فلسفی مبادرت ورزیده و سپس بر اساس نوع نگاه خود درباره انسان و عقل، به ضرورت وحی و نبوت و از دریچه آن به رابطه دین و سیاست پرداخته است. برای بررسی این فرضیه از روش هرمنوتیک فلسفی هانس گئورگ گادامر، یعنی توجه به نقش پیش فهم ها و پیش فرض ها در فهم متن، استفاده شده است. یافته های پژوهش نشان می دهد که نقص انسان و عدم کفایت عقلی او برای تأمین سعادتش در نظر آیت الله مصباح یزدی، راه را برای حکومت ولایی در اندیشه ایشان باز نموده است.
متنی که در ادامه میخوانید، حاصل گفتگوی ما با استاد احمد رهدار در زمستان 1387 است. این متن قرار بود در ویژه نامه انقلاب اسلامی سوره منتشر شود، که پاره ای مسائل مانع انتشار آن شد. محتوای بدیع و غنی این مصاحبه باعث شد که ترغیب شویم تا آن را در معرض دیدِ خوانندگان قرار دهیم. استاد احمد رهدار، تمرکز ویژه ای بر موضوع انقلاب اسلامی داشته اند و بخش اعظمی از تحقیقات و مباحث مطرح شده توسط ایشان حول این موضوع بوده است. انقلاب اسلامی در کشاکش ها و اُفت و خیزها مراحلی را طی نموده و اکنون در حرکت رو به کمال خود در جایگاه تاریخی ویژه ای استقرار یافته است؛ برای فهم و درک مسیر آینده کشور و اینکه در ادامه چه باید کرد، چاره ای جز تفکر و بازشناسی مسیر تاریخی و آرمان های انقلاب نداریم.
تصور رایج آن است که آرا و اندیشه های ابن خلدون در حوزه فکری شیعه رواج نیافته است. این تصوّر تا چه اندازه به واقعیت نزدیک است؟ گفتار حاضر در صدد پاسخ گویی به این پرسش است. در این تحقیق، بسیاری از منابع علمای شیعه بررسی گردیده و از آن میان، 54 اثر شناسایی شده که در آنها از آرای ابن خلدون سخن به میان آمده است. بنابراین، درستی این تصوّرِ رایج، محل تردید است.