فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۵٬۹۴۱ تا ۵٬۹۶۰ مورد از کل ۱۱٬۱۸۳ مورد.
حوزههای تخصصی:
با اینکه موضع صریح نشانه معناشناسی را که آفرینش ادبی در درون فرهنگ جمعی صورت می پذیرد، مانعی دانسته اند در «دریافت هویت اصلی سبک و منحصربه فرد بودن متن و فردیت نویسنده»، در پژوهش حاضر می کوشیم نقاط قوت نشانه معناشناسی را در مطالعات سبک شناسی نشان دهیم. برای رسیدن به این هدف، داستان «کودک» را به عنوان گونه ای که کمتر مورد مطالعة سبک پژوهان قرار گرفته است، برگزیدیم و به عنوان نمونة موردی در داستان کلاغ سفید(وطن پرست، 1380) مؤلفه های سبکی را طرح کردیم. در این پژوهش، معنایی از سبک را درنظر گرفتیم که با توجه به رویکرد نشانه معنایی به آن رسیده ایم؛ سبک به معنای «انتخاب جریان های معنایی در فرآیند تعاملی گفته پردازی». نظام معنایی برنامه مدار و فرآیند معنایی مبتنی بر تصادف را مبنایی مناسب در تشخیص انواع سبک درنظر گرفتیم و برپایه فرآیند معنایی مبتنی بر تصادف، ابتدا سبک بوشی حضور را تعریف کردیم و سپس احساس خلاء و نقصان، خطرپذیری، نفی و ایجاب، استعلای نشانه و گسست و چالش را به عنوان مؤلفه های سبک بوشی برشمردیم. یکی از دستاورد های مطالعة سبک بوشی در داستان کودک را عبارت می دانیم از اینکه سبک بوشی می تواند عاملی مؤثر در پرورش تخیل و به تبع آن، خلاقیت کودک باشد. عواملی (در این داستان، ننه سرما و کلاغ باهوش) که جهان بودگی سوژه را ناگهان تغییر می دهند، در تقویت وجه فانتزی داستان مؤثرند و خروج از جهان بودگی به شریک گفتمانی این امکان را می دهد که خود را از حضور بسته، ارجاع نگر و واقعیت جو رها کند و گام هایی فراتر از حال زیستی خود بردارد. دستاورد نهایی پژوهش حاضر این است که در تعیین گروه سنی کتاب کودک، ضروری است که به ویژگی های سبکی نیز به عنوان یک عامل مؤثر توجه شود تا فرآیندهای معنایی، عرصه های خاص تجربه و سادگی یا پیچیدگی ساختار متن آشکار و تعیین گروه سنی کتاب کودک با دقت بیشتری انجام شود.
Navigating the Hindrances Arising at Macro and Micro-level from Practicality of Transformative Pedagogy(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
The Journal of English Language Pedagogy and Practice, Vol.۱۰, No.۲۰, Spring & Summer ۲۰۱۷
29 - 49
حوزههای تخصصی:
The present study intends to probe the impediments for the practicality of Critical language pedagogy (CLP) in higher education system of Iran. To do this, 20 Iranian university instructors, holding Ph.D. degrees in TEFL, were asked to read a passage reflecting the main characteristics of transformative pedagogy. To explore the main obstacles, they were invited for a semi-structured interview. All interviews were audio-recorded and transcribed verbatim. The data were analyzed using Thomas (2006) inductive approach including frequent, dominant, or significant themes. The results revealed a number of themes that illustrate macro and micro inhibiting factors Iranian EFL instructors encounter toward implementing the principles of CLP. The findings are discussed and suggestions are provided for teachers to transform transmission approaches into transformative and dialogic ones.
معرفی دستگاه عددنویسی پهلوی و رهیافتی موثر به حساب اعداد پهلوی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
اعداد پهلوی برپایه حروف الفبای پهلوی نوشته می شوند و از یک دستگاه عددنویسی توانمند و درخور توجه برخوردارند، با آنکه در این عددنویسی نمادی برای صفر نداریم و در نگاه نخست، ناموضعی به نظر می رسد ولی شیوه نگارش آنها به گونه ای است که به سادگی می توان جایگاه یا مرتبه هر عدد را روشن ساخت. رویکرد ما به حساب این اعداد نشان می دهد، در جمع این اعداد نیازمند الگوریتم ویژه ای نیستیم، همچنین شمار حاصل ضرب هایی که یک کودک ایران باستان می بایست از بر می بوده در مقایسه با دیگر دستگاه های عددنویسی کهن بسیار کمتر است. افزون بر همه این ها برخی از اعداد بزرگ (بزرگتر از ده هزار) بیش از یک نمایش دارند و این خود توانمندی این دستگاه عدد نویسی را نشان می دهد.
ساختارکاوی قصه هایی از پو
منبع:
رخسار زبان سال اول تابستان ۱۳۹۶ شماره ۱
۴۳ – ۲۶
حوزههای تخصصی:
ساخت گرایی و روایت شناسی از رویکردهایی است که در بررسی های ادبی به کار می رود. معمولا ً ساخت گرایی به شیوهپراپی و کلاسیک خود برای متون کهن، اسطوره ها و قصه های عامیانه به کار می رود، اما در برخی از آثار نویسندگان دو سده اخیر نیز می توان آن رهیافت ها را، به کار بست. آثار ادگار آلن پو از جمله این آثار است. پراپ سی و دو کارکرد مشابه را در همه قصه های عامیا نه روسی به گونه ای تکرار شونده پیشنهاد می کند. شیوه ی کار این مقاله پراپی و متاثر از روش اوست و به بررسی کارکردهای مشابه در قصه های پو، به ویژه چهار قصه«قلب رازگو»، «گربه سیاه»، «گودال و آونگ» و «بشکهآمونتیلادو» می پردازد و کارکردهای بنیادی این قصه ها را معرفی می کند: نفرت، قتل، جنایت و پنهان کردن جنازه درون ساختمان، همرا با برخی از کاهش ها و گسترش ها، در این داستان ها به صورت الگویی تکرار می شود.
بررسی ساختار صرفی فعل فارسی در چارچوب نظریة کلمه و صیغگان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف از این تحقیق، توصیف ساختمان تصریفی فعل فارسی براساس نظریه صرفی کلمه و صیغگان است. تلاش ما برای روشن کردن این مسئله است که صیغگان یا الگوهای تصریفی فعل در زبان فارسی چه ماهیت یا سرشتی دارند و نقش های چندگانة الگوهای تصریفی، مانند شخص و شمار چگونه از یکدیگر تفکیک و به طور شفاف بیان می شوند. برای رسیدن به این هدف، برمبنای کتاب های دستور زبان فارسی، جملاتی را استخراج کردیم و ساختارهای موجود در فعل های این جملات را بررسی و تحلیل نمودیم. ساختارهای استخراج شده عبارت اند از: ساختارهای شخص و شمار، ساختارهای وصفی، ساختارهای جهتی، ساختارهای مصدری و ساختارهای وجهی. نتایج نشان دادند که با استفاده از روش کلمه و صیغگان، تناظر یک به چند یا چند به یک مشخصه های تصریفی فعل در زبان فارسی قابل تبیین است. مدل کلمه و صیغگان به این دلیل که در آن، به واژه به عنوان یک کل نگریسته می شود، با روش هایی چون عنصر و ترتیب و یا عنصر و فرآیند فرق دارد؛ زیرا در این روش ها، کلمات پیچیده ساختواژی و معنایشان را عمدتاً به واسطه تقسیم آن ها به توالی از واحدهای مجزا بررسی می کنند. همچنین، روشن شد که صیغگان یا الگوهای تصریفی فعل در زبان فارسی ماهیت صرفی نحوی دارند و با قائل شدن به الگوی لایه ای برای فعل فارسی، نقش های چندگانة الگوهای تصریفی فعل فارسی از یکدیگر تفکیک می شوند. به این ترتیب، توجیه و تبیین ویژگی ها و مشخصه های فعل فارسی با استفاده از این مدل امکان پذیر می شود.
Material Development and English for Academic Purposes Word Lists; a Reductionist Approach(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Nagy (1988) states that vocabulary is a prerequisite factor in comprehension. Drawing upon a reductionist approach and having in mind the prospects for material development, this study aimed at creating an English for Academic Purposes Word List (EAPWL). The corpus of this study was compiled from a corpus containing 6479 pages of texts, 2,081,678 million tokens (running words) and 63825 types (individual words), and 2615 word families from online resources. The created EAPWL included 636 word families, which accounted for 12%of the tokens in the EAPWL under study. The high word frequency and the wide text coverage of this word list confirm that this word list plays an important role in English for Academic Purpose texts and hence can be a justified resource for material development in the field. From these findings, it can be concluded that the EAPWL created in this study can serve as a guide for material developers and syllabus designers especially in designing course-books, in addition learning these words by learners can help them in better understanding of their texts, and development in their writing and reading comprehension.
زبان شناسی شعر گفتار(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در میان نحله های گوناگون شعری در سه دهه ی اخیر، "شعر گفتار" توانسته جایگاهی مناسب برای خود بیابد و از مقبولیت زیادی بهره مند شود. در این مقاله، ویژگی های زبان گفتار و چگونگی استفاده ی شاعرانه از آن مورد بررسی قرار گرفته است. همچنین سعی شده تا ابزارهای زبانی مورد استفاده در شعر گفتار، چگونگی گسترش مفهوم در زمینه ای از سازندهای زبان گفتار، شیوه های تخیل ورزی در مقابل تداعی گری و پاره ای دیگر از خصوصیات زبان شناسانه ی شعر گفتار تحلیل شود. کیفیت برقراری ارتباط میان متن و مخاطب به واسطه ی نوع تعامل سوژه با متن و خواننده در شعر گفتار از دیگر موضوعاتی است که در این تحقیق مورد توجه قرار گرفته است. نیز جایگاهی که سوژه براساس پاره ای عناصر زبانی چون عناصر وجهی و اشاری در متن حاصل می کند. این که چگونه کنش گفتاری جایگزین گفتار می شود و این جایگزینی چه تاثیری در روایت مندی شعر گفتار دارد.
ایزد رشن و جایگاه او در دین زرتشتی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در پژوهش حاضر به بررسی زبانشناختی و کارکردی ایزد رشن در دین زرتشتی پرداخته شده است. رشن یا رشنو یکی از ایزدان زرتشتی است که در متون فارسی میانه نقش برجسته ای به عنوان یکی از سه ایزد داوری روان بر عهده دارد. رشنو در نوشته های پارسی میانه به صورت «رشن» با صفت «راست» آمده است. در این مقاله ابتدا اشتقاق ریشه شناختی رشنو مورد بررسی قرار گرفته و در ادامه به کارکردهای گوناگون این ایزد و سایر ایزدان همکار او در اوستا و متون فارسی میانه اشاره شده است. برای ارائه تصویری جامع تر از این ایزد به کارکردهای مشابه با رشن در سنت ودایی و عیلامی/ایلامی نیز توجه شده و در پایان به نمونه هایی از کاربرد نام این ایزد در ادبیات فارسی اشاره شده است.
درآمدی بر مهم ترین معانی اصطلاح رتوریک(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
رتوریک اصطلاحی است که از زمان افلاطون تا کنون دستخوش تغییرات بسیاری شده است. این اصطلاح که در ترجمه های فارسی کمتر به پیچیدگی های مفهومی آن توجه شده، دارای معانی گسترده ای است که با وجود تمایزات و اختلافاتی که با یکدیگر دارند بسیار در هم تنیده اند، به گونه ای که عموماً نمی توان کاربردهای متفاوت این اصطلاح را از یکدیگر تفکیک کرد. عموماً در زبان فارسی رتوریک را خطابه یا بلاغت ترجمه کرده اند و همین موضوع گاه سبب شده است که مفهوم این واژه به درستی به مخاطبان عرضه نشود و زمینه ساز درک نادرست مخاطبان گردد. نگارنده در این مقاله اصطلاح رتوریک را در چهار مفهوم متفاوت بررسی می کند که عبارتند از خطابه، بلاغت، سبک پست و نازل/لفاظی و ارتباطات/اقناع و به بیان تفاوت های معنایی این واژه در بافت های مختلف می پردازد. این تحقیق می تواند به محققان کمک کند تا در بافت های مختلف، معانی رتوریک را به درستی دریابند و در هنگام ترجمه در معادل گذاری ها دقت بیشتری داشته باشند.
طنز و جناس: بررسی مشکلات زبان آموزان ایرانی در فهم لطیفه های دارای عنصر جناس(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
جناس که به معنای هم جنس بودن است به یکسانی دو یا چند واژه در واج های سازنده با معانی متفاوت اطلاق می شود. علاوه بر ارزش موسیقایی و آهنگینی که جناس به سخن می دهد، لطیفه های آن می تواند یکی از ابزارهای افزایش علاقه مندی و یادگیری زبان آموزان و همچنین ایجاد فضایی شاد در حین آموزش زبان انگلیسی باشد. برای بهره مندی از چنین منافعی، فهم کامل جناس موجود در لطیفه ها برای زبان آموزان به نظر الزامی می رسد. پژوهش های کمی، درک زبان آموزان را از لطیفه های دارای عنصر جناس در کلاس های آموزش زبان انگلیسی ایران بررسی کرده اند. از همین رو، پژوهش حاضر با انتخاب یک کلاس شامل 21 دانشجوی سال سوم کارشناسی زبان انگلیسی (دوازده دانشجو از گرایش مترجمی و نُه دانشجوی گرایش ادبیات) و با استفاده از ابزار سنجش، میزان فهم زبان آموزان ایرانی را از این لطیفه ها بررسی کرد. نتایج نشان داد که زبان آموزان ایرانی دانش خوبی از واژه های جناس نداشتند و در شناسایی آن ها مشکل داشتند. نتایج این پژوهش و راهکارهای ارائه شده، لزوم توجه بیشتر به پرداختن به آموزش درک طنز در برنامه های درسی را یادآور می شود. این امر علاوه بر بالابردن سطح زبانی فراگیران می تواند فضای آموزشی را نیز فرح بخش تر نماید.
تحلیل آکوستیکی واکه های ساده و مرکب گویش کردی کرمانشاهی در بافت کلمه/جمله(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف این مقاله، بررسی تغییرات فرکانس سازه با توجه به تأثیر بافت (کلمه/جمله) و جنسیت گویشوران است. در این پژوهش پارامترهای صوت شناختی فرکانس سازه های اول (F1) و دوم (F2) واکه های ساده و مرکب گویش کردی کرمانشاهی بر اساس 20 گویشور مرد و زن که در کل 5260 نمونة آوایی حاوی واکه های /i, e, a, ɑ, o, u, y, ɑi, au, ei, ɑu/ را در بافت کلمه و جمله در اتاق آکوستیک تولید کرده اند، مورد مطالعه قرار می گیرد. نتایج نشان می دهد واکه های / y/ و / a/ به ترتیب بازترین و بسته ترین و واکه های /i/ و /u/ پیشین ترین و پسین ترین واکه ها در این گویش اند. براساس مقاد یرِ به دست آمده، واکه /y/ در این گویش واکة گرد محسوب می شود. طبق تحلیل های آماری، اختلاف میانگین F1 آغازه در بافت کلمه و جمله معنی دار است و در بافت کلمه بیشتر از جمله است، درحالی که در پایانه در بافت جمله بیشتر بوده است و F2 (آغازه و پایانه) در بافت کلمه کمتر از بافت جمله گزارش شده است. همچنین F1 و F2 در گویشوران مرد پایین تر از گویشوران زن است. در مجموع، بررسی فرکانس سازه های اول و دوم در گویش کردی کرمانشاهی حاکی از آن است که واکه های این گویش در بافت جمله به سمت مرکزی شدگی تمایل دارند.
الگوی انطباق های ریشه شناختی واژگان و استعاره های مفهومی در حوزة عواطف با رویکرد شناختی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر بر این فرض استوار است که مفاهیم عاطفی ای که در نگاشت های استعاری مشابهت نشان می دهند، در حوزة واژگان، در تحولات ریشه شناختی نیز مشابهت نشان خواهند داد. برای ارزیابی این مسئله، پایگاه داده های زبان فارسی معاصر با کلیدواژه های برابری از حوزه های مفهومی ترس و خشم جستجو شد. 899 عبارت استعاری مربوط به مفهوم سازی استعاری خشم و 600 عبارت استعاری مربوط به مفهوم سازی استعاری ترس به دست آمد. با استخراج و مقایسة نام نگاشت های این دو حوزة عاطفی 17 نام نگاشت مشترک به دست آمد. سپس داده های تحولات ریشه شناختی، در بیش از بیست و پنج زبان، در این دو حوزة عاطفی مورد بررسی قرار گرفت و مشخص شد که پیوندهای ریشه شناختیِ روشنی بین واژه های این دو حوزة عاطفی وجود دارد. براساس آنچه گفته شد، می توان نتیجه گرفت که استعاره های مفهومی و فرایندهای ریشه شناختی میان برخی حوزه های عاطفی، تابع الگوهای انطباقی هستند. البته، چنین الگوی انطباقی ای فقط منحصر به دو حوزة ترس و خشم نیست، بلکه پیش بینی می شود که بتوان چنین الگوهایی را میان دیگر حوزه های عاطفی نیز یافت.
Upper-intermediate and Advanced EFL Learners’ Reciprocity to Mediation: A Dynamic Listening Assessment(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
Applied Research on English Language, V. ۶ , N. ۴ , ۲۰۱۷
523 - 542
حوزههای تخصصی:
The present study aimed to capture and represent the mediator-learner’s interaction in the development of listening proficiency and statistically compare this interaction between high and low proficient English as a foreign language (EFL) learners. Thirty EFL learners participated in Oxford Quick Placemat Test (OQPT) and the Interactions/Mosaic Listening Placement (IMLP) Test to select those whose proficiency levels and listening skills were based on the placement guide of the tests, at upper-intermediate and advanced levels. Out of 30 learners, 12 learners (upper-intermediate level=6, advanced level=6) volunteered to participate in individualized tutoring sessions. The study adopted an interactionist Dynamic Assessment (DA) approach and implemented a qualitative research methodology to reveal the frequency and quality, the two criteria to interpret the learners’ developments and Zone of Actual/Potential Development (ZAD/ZPD) functioning, of mediator-learner’s interaction. The amount and quality of moves made by learners to complete the task were reported in quantitative data. Statistical analyses were run to examine whether the ability level may affect the responsiveness of learners to mediation. Findings of the study revealed that 17 reciprocity moves were identified that promoted the development of listening abilities of upper-intermediate and advanced level learners. It is also revealed that the upper-intermediate learners showed more responses as compared to the advanced learners.
Syntactic Structures and Rhetorical Functions of Electrical Engineering, Psychiatry, and Linguistics Research Article Titles in English and Persian: A Cross-linguistic and Cross-disciplinary Study(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
A research article (RA) title is the first and foremost feature that attracts the reader's attention, the feature from which she/he may decide whether the whole article is worth reading. The present study attempted to investigate syntactic structures and rhetorical functions of RA titles written in English and Persian and published in journals in three disciplines of Electrical Engineering, Psychiatry, and Linguistics. To this end, 750 English and 750 Persian RAs were randomly selected from reputable English and Persian journals in these fields and syntactic structures of their titles were analyzed based on Dietz’s (1995) taxonomy. The results revealed that, despite some similarities, there were some cross-linguistic and cross-disciplinary differences in title structures. The differences were found in title components and title length and style. Generally, English titles were shorter in length than Persian ones. Psychiatry titles were the longest, whereas Linguistics ones were the shortest. Although the majority of titles were single-unit ones, English authors used multiple-unit titles more than Persian ones. Multiple-unit titles were also employed the most in Linguistics RAs. No significant difference was found regarding combinations of multiple-unit titles in the two languages; however, topic-description combinations were the most frequent in Electrical Engineering and Linguistics titles, whereas topic-method ones were the most popular in Psychiatry titles. Moreover, the post-modified nominal group construction was the most frequent syntactic structure across single-unit titles. Such findings can contribute to the developments of English for Specific Purposes and provide some information about Persian and English RA titles structures in different disciplines.
English Vocabulary Learning Strategies: the Case of Iranian Monolinguals vs. Bilinguals(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
The main objective of the present study was to investigate the differences between Iranian EFL monolinguals and bilinguals in terms of vocabulary language learning strategies. In fact, it was an attempt to investigate whether bilingual/ monolingual learners differ significantly in using vocabulary learning strategies. To this end, 70 EFL, 45 monolingual (Persian) and 25 bilingual (Arabic-Persian) pre-university students were selected to answer Schmitt’s Vocabulary Learning Strategies Questionnaire (VLSQ). The participants were homogeneous in terms of age, sex, nationality and level of instruction. Following the administration of a general English proficiency test and one VLSQ, interviews were conducted. Then, descriptive statistics and independent t-test were used to analyze the data. The findings obtained through comparison revealed significant dissimilarities between bilinguals and monolinguals’ usage of determination, memory, cognitive and metacognitive strategies. There was no significant variation, however, in their use of social strategies. Further, interviews exhibited some aspects that were not mentioned in the VLSQ.
تحلیل نحوی «هم نقش ضمیر» با نگاه به ساختار فعل و نقش ضمایر متّصل در جمله های انفعالی احساسی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
جُستار حاضر در پی آن است تا به بررسی گروهی از کلمات بپردازد که در جمله، مرجع ضمیری مذکور (پیوسته یا گسسته) هستند و در صورت حذف ضمیر می توانند جایگزین آن شوند و نقش آن را برعهده گیرند؛ ازاین رو، ما این دسته واژه ها و گروه های اسمی را «هم نقشِ ضمیر» نامیده ایم. ضمایری که این گروه واژه ها مرجع آن ها هستند بعد از اسم، حرف اضافه و فعل به کارمی روند و غالباً در سه نقش مضافٌ الیهی، متمّمی و مفعولی ظاهر می شوند؛ با این توضیح که نقش مفعولی آن ها، به ویژه در سوم شخص مفرد، دارای تفاوت هایی با دو نقش دیگر است. به باور ما، همین تفاوت ها سبب شده است که برخی دستورنویسان آن را با یک کاربرد ویژه و امروزی در گویش فارسی تهرانی مقایسه کنند و به اشتباه آن را «ضمیر فاعلی» بنامند. همچنین، کوشیده ایم تا در این مقاله نشان دهیم که نقش دستوری ضمایر پیوسته در جمله های بیانگر حالت انفعالی و احساسی، چیزی جز مفعول، متمّم یا مضافٌ الیه نیست و نقش دستوری اسم یا ضمیر گسسته در ابتدای این جمله ها نیز «هم نقش ضمیر» است؛ امّا قراردادن اسم یا ضمیر گسسته به جای ضمایر پیوسته در این گونه جمله ها در اغلب موارد باعث «نادستورمندی» جمله می شود. در این مقاله همچنین نشان داده شده که نقش دستوری ضمایر پیوسته در جمله های بیانگر حالت انفعالی و احساسی، چیزی جز مفعول، متمّم یا مضافٌ الیه نیست و نقش دستوری اسم یا ضمیر گسسته در ابتدای این جمله ها نیز ""هم نقش ضمیر"" است؛ امّا قرار دادن اسم یا ضمیر گسسته به جای ضمایر پیوسته در این گونه جمله ها در اغلب موارد باعث « نادستوری شدن» جمله می گردد.
بررسی صور خیال در بندهش
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر، بررسی صور خیال در کتاب بندهش است. این پژوهش از نوع کیفی است و به شیوه ی تحلیل محتوا انجام گرفته است. متنی که پژوهش بر بنیاد آن صورت گرفته، نسخه ای است که مهرداد بهار به زبان فارسی امروزی برگردانده است. یافته های این پژوهش نشان می دهد که از میان صور به کاررفته در این اثر، تشبیه بسامد بیشتری دارد. از میان انواع تشبیه، بسامد تشبیه های حسی بالاتر است و پس ازآن، تشبیه های عقلی حسی قرار دارد که مشبه به آن ها حسی است و برای نزدیک تر شدن مفاهیم انتزاعی به کاررفته است. به نظر می رسد، تشبیه در بندهش، یکی از رساترین و کارآمدترین ابزارهایی است که کاربرد آن بیش تر برای آن است که مفاهیم تعلیمی، فلسفی و انتزاعی مربوط به آفرینش و دیگر موضوع ها را دریافتنی و ملموس تر کند. در این میان، برخی از امور که حتی حسی هستند ولی به طور عادی و طبیعی، شناختشان دشوار است، روشن تر شده اند. در این اثر، تنها یک استعاره یافت شد و از دیگر عناصر خیال مانند کنایه و مجاز در بندهش، اثری دیده نشد؛ شاید به این دلیل که استعاره، مجاز و کنایه، در اثری تعلیمی به جای تأثیرگذاری و روشن سازی، آن را پیچیده تر و دشوارتر می کند. به نظر می رسد در این اثر، استوارترین و سنجیده ترین شیوه ی بیان، برای آموزش مفاهیم تعلیمی به کاررفته است.
«رو» و «آبرو» دو روی مفهوم وجهه در فرهنگ ایرانی: پژوهشی قوم نگارانه در کاربردشناسی زبان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف از پژوهش حاضر بررسی مفهوم وجهه در فرهنگ ایرانی و به کاوش درباره مفهوم «رو» و ارتباط آن با «آبرو» در جامعه ایرانیان فارسی زبان است. داده ها به شیوه قوم نگاری گفتار، یعنی از طریق بررسی کاربرد واژه «رو» و اصطلاح ها و باهم آیی های آن در گفت وگوهای روزمره، وبلاگ ها، فیلم ها و مجموعه های تلویزیونی گردآوری و سپس در بافت کاربردی خود تحلیل معنایی و کاربردشناختی شده اند و در پرتو نظریه های غالب وجهه، تحلیل و بررسی شده اند. بررسی ها نشان می دهد وجهه در فرهنگ ایرانی دو بُعد دارد: یکی «آبرو» که انگاره عمومی و مثبت فرد و گروهی را که فرد عضو آن است، نشان می دهد و در آن بیش از همه بر به رسمیت شناخته شدن توانمندی ها، مهارت ها و شایستگی ها، شأن اجتماعی و تمایز بین دو قلمرو بیرون و درون تأکید می شود و دیگری، «رو»، که منِ خصوصی یا فردی است و آن بعد از انگاره فرد را نشان می دهد که منفی است و می بایست پنهان شود. نتایج همچنین نشان می دهند که از کاربردهای مهم «رو نشدن»، «پررویی» و «رودادن» سرکوب فردیت و ابراز وجود است که با عنوان هایی مثل شرم، حیا، فروتنی و شکسته نفسی در نظام توقعات و انتظارات اجتماعی ارزش اخلاقی مثبت محسوب می شوند. کاربردهای «رو» و «آبرو» با حفظ یا تهدید وجهه و قضاوت های ادب/بی ادبی در ارتباط اند، ولی نه آن گونه که در نظریه ادب براون و لوینسن (1987) پیش بینی شده است. این اصطلاح ها راهبردهای زبانی نیستند، بلکه ارزش های نظم اخلاقی هستند که ادب و بی ادبی بر مبنای آن ها سنجیده می شود و در هر موقعیت با راهبردهای مختلف بیان می شوند.
بررسی نظام مقاومتی گفتمان در اهل غرق منیرو روانی پور(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقاومت گفتمانی از کارکردهای مهم گفتمان است که می تواند امکان استعلای گفتمان را فراهم کند. در مقاومت گفتمانی، شرایط ایجابی نفی می شود تا چشم انداز جدیدی بر روی حرکت گفتمان بازشود و همین چشم انداز با ممارست گفتمانی زمینه ساز حضور استعلایی کنش گران و سیال شدن کنش می شود. مقاومت گفتمانی قدرت گفتمانی را بازتعریف می کند و سبب تعدیل، تثبیت و یا تشدید آن می شود. مقاومت گفتمانی و در کنار آن ممارست، از کارکردهای مهم گفتمان اهل غرقمنیرو روانی پور است. در این رمان، وجوه مختلف مقاومت گفتمانی بازنمایی می شود و قلمروهای گفتمانی با تأثیرگذاری بر یکدیگر و یا تأثّر از هم انرژی های مختلفی را به گفتمان وارد می کنند. در مقاله پیش رو، گونه های مقاومت گفتمانی در رمان اهل غرقبازکاوی و ویژگی ها و کارکردهای آن ها بررسی و تحلیل می شود. پرسش اصلی ما این است که در رمان حاضر از چه شگرد ها و راهکارهایی برای مقاومت گفتمانی استفاده می شود. همچنین کارکردها و ویژگی های مقاومت گفتمانی در رمان مورد بحث چیست؟ درواقع هدف مقاله حاضر بررسی و تحلیل ویژگی مقاومتی گفتمان از دیدگاه نشانه- معناشناختی جهت تبیین شرایط شکل گیری و استعلای معناست. این پژوهش نشان می دهد که در رمان پیش رو، گونه های مقاومت اسطوره ای، استعلایی، پدیدارشناختی، شوشی و هویتی نقش می آفرینند و قلمروهای گفتمانی براساس قدرت ها و انرژی هایی که به آن ها تزریق می شود، پیوسته بازپردازی می شوند.
بازنمایی مفاهیم قدرت، مشروعیت و نابرابری های اجتماعی در گفتمان پهلوی اول در خطاب به مردم(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر درصدد بازنمایی مفاهیم قدرت، مشروعیت و نابرابری های اجتماعی مطرح شده از سوی ماکس وبر (۱۹۶۸) در گفتمان پهلوی اول در چارچوب دستور نقش-گرای نظام مند هلیدی و متیسن (۲۰۱۴) است. پیکره پژوهش را کلیه نطق های رضاشاه در خطاب به مردم که شامل ۷ متن (۱۵۴بند) است تشکیل می دهد. یافته ها حاکی از این است که سه فرایند اصلی مادی، ذهنی و رابطه ای نقش بسزایی در بازنمایی مفاهیم قدرت، مشروعیت و نابرابری های اجتماعی داشته اند. توزیع پر بسامد ضمیر «من» در مقابل «شما»، گفتمان را عرصه قدرت نمایی رضاشاه نموده است. آغازگر مبتدایی بی نشان نیز مسئولیت اصلی پیام مطرح در گفتمان را برعهده دارد. در تحلیل انسجام متن نیز، عناصر انسجام دستوری و واژگانی، توزیع تقریبا برابر و به عبارتی، سهم یکسان در سلاست و روانی کلام رضاشاه داشته اند. در این میان عامل پیوندی، عنصر حذف و ارجاع در کنار دیگر عناصر انسجام، مانع از انقطاع کلام رضاشاه در ذهن مخاطب و باعث کوتاه شدن فواصل بین پیام ها گشته اند. در پایان مشخص شد که گفتمان رضاشاه از موضع قدرت در برابر مخاطب تولید گشته، مشروعیت نما بوده و مولفه های نابرابری اجتماعی وبر در جای جای آن مشاهده می گردد.