فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۵٬۹۰۱ تا ۵٬۹۲۰ مورد از کل ۱۱٬۱۸۳ مورد.
حوزههای تخصصی:
نظام صرفی زبان سمنانی نقش اساسی در رمزگذاری و بازنمایی معنی ایفا می کند. افعال سبک سمنانی دارای پیشوندهای اشتقاقی متنوعی هستند که هریک از آن ها سهم مهمی در بازنمایی معنی دارند. پرسش های اساسی پژوهش حاضر عبارت است از: پیشوندهای اشتقاقی اساساً چه نقشی در بازنمایی فضای معنایی افعال سبک در زبان سمنانی دارند؟ آیا پیشوندهای اشتقاقی در ایجاد تمایز معنایی درون هریک از ساخت های افعال سبک نقش ایفا می کنند؟ چه ارتباطی بین پیشوندهای اشتقاقی و جزایر معنایی افعال سبک وجود دارد؟ پیکره پژوهش شامل چند کتاب به زبان سمنانی، واژه نامه گویش سمنانی و گفتار 50 گویشور زبان سمنانی است که افعال سبک کردیون (kerd -iyún)، بتیون (b(e)-et-iyún) و بوکوآتیون(bū-kkūwātiyún) از این پیکره استخراج شده اند. داده های پژوهش نشان می دهد که پیشوندهای اشتقاقی افعال سبک مذکور نقش مهمی در بازنمایی جزایر معنایی دارند و درحقیقت نقش عمده چنین پیشوندهایی در حوزه بندی افعال مرکب است. همچنین نتایج پژوهش حاکی از آن است که در برخی موارد تشابه معنایی نسبی بین برخی پیشوندهای افعال سبک وجود دارد؛ اما با نگاه دقیق می توان دریافت که حتی در چنین مواردی پیشوندهای اشتقاقی افعال سبک باعث تدقیق تمایز معنایی می شوند. همچنین داده های پژوهش نشان می دهد که پیشوندهای افعال سبک نقش اساسی در انتخاب جزء غیرفعلی دارند و اغلب جزء غیرفعلی افعال مرکب تنها با یکی از مشتقات فعل سبک به کار می رود و موارد نادری را می توان یافت که جزء غیرفعلی با مشتقات یک فعل سبک به کار می رود؛ اما معنای آن ها متفاوت است. هدف اصلی پژوهش حاضر بررسی کارکردهای پیشوندهای اشتقاقی افعال سبک کردیون، بتیون و بوکوواتیون در زبان سمنانی است.
چندمعنایی پسوند «-ی» فارسی: کندوکاوی در چهارچوب ساختواژه ساختی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف از پژوهش پیش رو آن است که یکی از پربسامدترین پسوندهای اشتقاقی زبان فارسی، یعنی «-ی» واکاوی و سویه های گوناگون ساختاری و معنایی/ کارکردی آن بررسی شود. این پژوهش رویکردی ساخت بنیاد دارد و در چهارچوب نظری ساختواژه ساختی است که می کوشد به روش توصیفی- تحلیلی الگوهای واژه سازی را بر پایه مفهوم «ساخت» و «طرح واره های ساختی» تبیین نماید و روابط پایگانی و شبکه ای میان طرح واره ها و زیرطرح واره ها را به گونه ای سامانمند نشان دهد. داده های این پژوهش برگرفته از پیکره ساختواژه خود نگارندگان است که بیش از 8000 واژه مشتق و مرکب فارسی را در برمی گیرد. در کنار آن، از کتاب فرهنگ بزرگ سخنانوری (1381) نیز استفاده شده است. یافته های پژوهش گویای آن است که پسوند «-ی» دارای 38 معنا/ کارکرد گوناگون است؛ بنابراین این پسوند قابلیت چندمعنایی بسیار بالایی دارد و همواره معنا/ کارکردهای تازه ای را نیز می پذیرد. چندمعنایی که در اینجا با آن رو به رو هستیم، نه در سطح واژه های عینی، بلکه در سطح طرح واره های انتزاعی قابل تبیین است و از این رو آن را چندمعنایی ساختی می نامند. به سخن دیگر، نظریه ساختواژه ساختی ما را به برداشت و مفهوم تازه ای از چندمعنایی می رساند که همانا چندمعنایی پایگانی (سلسله مراتبی) و چندمرحله ای در سطح ساخت های انتزاعی زبان است.
بازنمایی طرحواره نیرو در گزاره های دینی و اخلاقی زبان قرآن(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
طرحواره های تصویری از مفاهیم مهم و زیرساختی مطرح در پژوهش های معنی شناسان شناختی است که در شکل گیری استعاره های مفهومی نقش به سزایی دارند. از مهم ترین طرحواره های تصویری، طرحواره نیرو است که نخستین بار جانسون (1987) بر نقش آن در مفهوم سازی رخداد ها تأکید نمود. این طرحواره که از تجربه تعامل ما با جهان بیرون نشأت می گیرد، ابزاری پایه برای درک بسیاری از مفاهیم ذهنی است. زبان دین به ویژه قرآن حاوی استعاره های زیادی است که برخی از آن ها با طرحواره نیرو ساماندهی می شوند. لذا جستار حاضر در صدد است با استفاده از روش تحلیلی- توصیفی پاسخ گوی این پرسش باشد که طرحواره نیرو به عنوان بخشی از طرحواره های مطرح در نظریه شناختی، تا چه حد می تواند مدل مناسبی برای مطالعه استعاره های قرآن بویژه استعاره های اخلاق باشد و عملکرد حالات هفتگانه نیرو در مفهوم سازی و درک مفاهیم اخلاقی قرآن چگونه است؟ بدین منظور، داده های این پژوهش که از میان کل استعاره های قرآن استخراج شد، مورد بررسی قرار گرفت و انواع طرحواره تصویری آن بر اساس طبقه بندی های موجود در نظریه بررسی گردید. نتایج این بررسی حاکی از آن است که در زیر ساخت استعاره های موجود حالات هفت گانه نیرو مشاهده می شود که الگوی بسیار مناسبی برای بررسی این استعاره های قرآنی می باشد. نمونه های فراوانی از هنجار ها و ناهنجاری های اخلاقی در قرآن از طریق استعاره های حاوی طرحواره های اجبار، مانع، رفع مانع، تغییر مسیر و یا انحراف، نیروی متقابل، جذب و کشش و توانایی قابل درک و شناخت هستند.
آموزش زبان با رویکرد شناختی: اهمیت علوم اعصاب شناختی در آموزش زبان خارجی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
بشر از دیرباز در جست و جوی درک فرآیندهای ذهنی در استدلال، تصمیم گیری، یادگیری و سایر فعالیت های ذهنی بوده است؛ اما مطالعة علمی ذهن انسان از چند دهة قبل با پیدایش علوم شناختی آغاز شد. برخی علوم نیز برای به روزمانی و دستیابی به دستاوردهای جدید، به علوم شناختی گرایش پیدا کردند و پسوند شناختی در بسیاری از این علوم به کار رفت. آموزش زبان نیز به عنوان یک علم میان رشته ای باید از دستاوردهای علوم شناختی برای متحول و به روز شدن بیشتر بهره مند شود و درعمل از آن ها استفاده کند. پیوند مستقیم میان آموزش زبان و علوم شناختی اندکی مشکل به نظر می آید؛ به همین دلیل، به علومی مثل روان شناسی شناختی، زبان شناسی شناختی و علوم اعصاب شناختی نیاز است تا تعامل و تلفیق آموزش زبان و علوم شناختی ممکن شود. هدف این مقاله، طرح و بررسی مبانی نظری آموزش زبان با رویکرد شناختی با استفاده از علوم اعصاب شناختی و ارائة مبنایی برای انجام تحقیق میدانی در این زمینه است. در این پژوهش، درپی یافتن پاسخ برای دو پرسش هستیم؛ اینکه تا چه اندازه می توانیم علوم اعصاب شناختی را در آموزش زبان به کار بریم و رویکرد یاددهی یادگیری سازگار با مغز چه کاربردی در آموزش زبان دارد. براساس این پژوهش، علوم اعصاب شناختی که عملکردهای شناختی را با توجه به عملکرد و ساختار مغز مطالعه می کنند، مبنای نظری مناسبی برای آموزش زبان با رویکرد شناختی به شمار می روند و رویکردهای آن ها در آموزش زبان بسیار کاربرد دارد؛ مانند اصول یاددهی یادگیری سازگار با مغز که دانستن و کاربرد آن ها در فرآیند یاددهی و یادگیری زبان خارجی بسیار مفید و راهگشا است.
An Investigation of Iranian EFL Teachers and Learners’ Preferences in the Selection of Different Types of Direct and Indirect Oral Corrective Feedback(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
Applied Research on English Language, V. ۶ , N. ۴ , ۲۰۱۷
473 - 498
حوزههای تخصصی:
This paper aimed at examining the Iranian EFL teachers and learners’ preferences for two types of direct oral corrective feedback, including explicit correction and metalinguistic clues, and two types of indirect oral corrective feedback, including recast and repetition. The participants included 39 teachers and 84 EFL learners, selected through purposive sampling. A scenario-based questionnaire was constructed based on Lyster and Ranta’s (1997) typology of corrective feedback (CF) for the purpose of collecting data on the teachers and learners’ preferences for the type of CF. Feedback scenarios were extracted from the literature on CF. The questionnaire was distributed to the participants by one of the researchers. Semi-structured interviews were also conducted in order to triangulate the data gathered through the questionnaire. The results of the study indicated that the EFL teachers and learners preferred direct CF more than indirect CF. The results also revealed significant differences among EFL teachers with differing levels of teaching experience (i.e., low, moderate and high). The present study drew attention to the fact that direct types of CF were preferred over others in EFL context. This study has implications for EFL teachers, learners, and material developers.
چالش های بی توجهی به ماهیت موضوعٌ له الفاظ و قصد ماتن(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
قائل شدن به ذهنی بودن موضوعٌ له الفاظ در قالب نظریه، درحقیقت همگام شدن با دیدگاه رایج و متعارفی است که امروزه در مجامع زبان شناسی طرفداران بسیار دارد و معتقدان به آن باید لوازمی را بپذیرند که در پاره ای از موارد با اصول مطرح در علوم ادبی سازگار نیست و برخی از پیروان آن خواسته یا ناخواسته از قصد و نیت ماتن عبور می کنند. این مقاله در پی آن است تا بررسی کند که ورود این نگاه چه تأثیری بر محققان زبان شناس فارسی گذاشته است و لوازم غیر قابل قبول مترتب بر قول به ذهنی بودن موضوعٌ له الفاظ چیست و به چه دلیل بعضی از پویندگان این دیدگاه نمی توانند به نیت صاحب متن توجه کنند. مقاله حاضر برای پاسخ به این سؤالات دیدگاه زبان شناسان معروفی همچون سوسور، پیرس، یلمزلف، بارات، ویمسات و بردزلی را مطرح می کند و ضمن نقد آن ها سبب عدول از قول به ذهنی بودن الفاظ و قائل به موضوعٌ له بودن ماهیات خارجی را توضیح می دهد و نیز بررسی می کند بر اساس این دیدگاه چه چیزی بر قصد و نیت مؤلف تأثیر می گذارد. تأثیر این گونه مباحث در دیگر علوم مرتیط با الفاظ نظیر علم اصول و ادبیات و ورود و قبول برخی از نظریات آن ها در این دو علم، از دیگر اهداف مقاله حاضر است.
«این نکته ای که من می خوام اینجا دقت کنید»: برجسته کردن نکات مهم در ارائه های علمی فارسی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زبان پژوهی سال نهم تابستان ۱۳۹۶ شماره ۲۳
79 - 103
حوزههای تخصصی:
این نکته ای که من می خوام اینجا دقت کنید»: برجسته کردن نکات مهم در ارائه های علمی فارسی جواد زارع[1] عباس اسلامی راسخ [2] عزیزالله دباغی [3] تاریخ دریافت: 13/8/94 تاریخ تصویب: 22/12/94 چکیده مقاله حاضر کوشیده است ساختارهای واژه- دستوری استفاده شده توسط اساتید دانشگاه برای پررنگ کردن نکات مهم ارائه های علمی فارسی را بررسی نماید. در این مقاله به این ساختارها نشانگر های اهمیت اطلاق می گردد. با بررسی 60 رونوشت از ارائه های حقیقی فارسی مستخرج از پیکره سخن با بهره گیری از روش تحقیق ترکیبی و مبتنی بر یک رویکرد پیکره- محور، مشخص شد که می توان با استفاده از صفات ارزیابی و اسامی فرازبانی، ربط دادن مطالب به امتحان و دخیل کردن ارائه دهنده یا مخاطب در ارائه، مطالب مهم را پررنگ نمود. این برجسته سازی را می توان با استفاده از ساختارهای خاصی که در یکی از پنج گروه «اسمی»، «فعلی»، «صفتی»، «قیدی» و «گوناگون» قرار می گیرند، انجام داد. همچنین نتایج نشان داد، ربط دادن ارائه به مخاطب یا ارائه دهنده، با استفاده از الگوهای فعلی، حتی مهم تر از استفاده از روش های مستقیم برجسته سازی نکات مهم همچون صفات ارزیابی است. درنهایت، بر اساس نتایج به دست آمده مشخص شد که ساختارهای نشانگر اهمیت پس مرجع، از آنجا که مخاطب را قادر می کنند از قبل برای پردازش و یادداشت برداری مطالب مهم برنامه ریزی کند، پرشمارتر هستند.
اشتقاق اکبر در العین و مقاییس اللغه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زبان پژوهی سال نهم پاییز ۱۳۹۶ شماره ۲۴
139 - 161
حوزههای تخصصی:
زبان عربی اشتقاقی است و این اشتقاق که خاستگاه یک واژه را مورد بررسی قرار می دهد، یکی از راه های گسترش زبان می باشد و به گسترش واژگان و معانی آنها کمک می نماید .از انواع اشتقاق که در آن ضمن حفظ ترتیب حروف اصلی(ثنایی-دوحرفی)یکیاز حروفسه گانه به حرفی هم مخرج(تجانس) و یا قریب المخرج(تقارب) تغییر می یابد، اشتقاق اکبر است که به روابط معنایی بین واژگان می پردازد. این پژوهش بر آن است که این پدیده زبانی را در اولین و قدیمی ترین فرهنگ لغت مدوّن به زبان عربی یعنی معجم «العین» الخلیل بن احمد الفراهیدی (وفات 175) که بر مبنای مخارج حروف و اشتقاق تنظیم شده است، بررسی نماید. خلیل پس از ذکر ثنایی و تقلیب لفظ ثلاثی، معنای عام واژه را مطرح کرده و جهت ارتباط معنایی بین واژگانی که حاوی اشتقاق اکبر هستند، از الفاظی که بر تشبیه دلالت دارند (مانند «مثل، شبیه،کاف (تشبیه) و یضارع» بهره جسته است. این معجم منشأ تألیف بسیاری از لغت دانان در قرن های بعد گردید. پس از آن معجم «مقاییس اللغه» احمد بن فارس (وفات 395) که بر مبنای اصل و ریشه کلمات و اشتقاق تنظیم شده، مورد بررسی قرار گرفته است. ابن فارس در موازنه و بیان معنای خاص واژگانی که اشتقاق اکبر دارند، از لفظ «ابدال» استفاده نموده است. این کتاب در اواخر عمر مؤلف تألیف شده و مبنای کار فرهنگ نویسان پس از خود قرار گرفته است. هدف مقاله از بررسی پدیده اشتقاق اکبر در دو فرهنگ لغت مذکور، بیان چگونگی تأثیرپذیری مؤلف مقاییس اللغه ازصاحب العین با عنایت به تجانس و تقارب آن و ارزیابی دیدگاه دو نویسنده در این زمینه می باشد .روش مقاله توصیفی- آماری است و از خلال این روش آمار و نتایجی به دست آمده است: 29% واژگان العین و 48% الفاظ مقاییس اللغه از اشتقاق اکبر برخوردارند که 122 واژه،21% در دو معجم، در این پدیده زبانی مشترک هستند. این اشتراک می تواند مؤید تأثیرپذیری ابن فارس از صاحب العین باشد و در خلق الفاظ و گسترش معانی عربی ایفای نقش نماید .
The Effect of Reducing Lexical and Syntactic Complexity of Texts on Reading Comprehension(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
The present study investigated the effect of different types of text simplification (i.e., reducing the lexical and syntactic complexity of texts) on reading comprehension of English as a Foreign Language learners (EFL). Sixty female intermediate EFL learners from three intact classes in Tabarestan Language Institute in Tehran participated in the study. The intact classes were assigned to three experimental groups. Moreover, to homogenize the groups, the researchers administered a general proficiency test (TOEFL, 2003) to the participants. The results revealed no significant difference among the groups in general proficiency and reading ability. Then four reading comprehension texts from TOEFL test (2005) were simplified through lexical simplification, syntactic simplification or lexical-syntactic simplification techniques. The simplified texts, along with their reading comprehension (RC) questions, formed the three versions of the post-test, each version contained either lexically, syntactically or lexical-syntactically simplified texts. Each group took one version of the post-test. The scores were analyzed through one-way ANOVA. The results revealed a significant difference among the groups. The post hoc test indicated that the lexical-syntactic simplification group significantly outperformed the lexical simplification group and performed considerably better than the syntactic simplification group. There was no significant difference between the lexical and syntactic simplification groups, although the latter showed better results.
Goals, Dimensions, and Design of Program Investigation(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
If we are keen to boost the process of language learning, we need to study every aspect and component of our course. To this end, we carry out an investigation in which every detail of the course is put under microscope. Assessment of a course is an attempt in which different type of information is gathered systematically in order to study the working of a language instruction program. Certainly, program evaluation might be carried out for fulfilling different goals and purposes. Therefore, an evaluator should clarify the audience and the objectives of conducting program evaluation from the very beginning in order to obtain some adequate results. Different researchers have presented different proposals for the specific time of collecting data, type of data, and procedures of gathering data. Consequently, an evaluator should be familiar with the different dimensions of program evaluation. Also, some researchers treat program evaluation as a neat product, i. e. merely consisting of learners’ end of instruction scores. Yet, others consider program evaluation as a process. At this juncture, the important issue is the selection of an appropriate design for the implementation of the actual process of the evaluation. It is suggested that the illuminative modelis rather a proper design for program evaluation because of its different advantages. This article attempts to shed some light on the dimensions, goals, and design of the course study.
A Comparative Study of English-Persian Translation of Neural Google Translation(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
Iranian Journal of Applied Language Studies,Vol ۹, Proceedings of the First International Conference on Language Focus, Autumn ۲۰۱۷
279 - 286
حوزههای تخصصی:
Many studies abroad have focused on neural machine translation and almost all concluded that this method was much closer to humanistic translation than machine translation. Therefore, this paper aimed at investigating whether neural machine translation was more acceptable in English-Persian translation in comparison with machine translation. Hence, two types of text were chosen to be translated by Google Translate. The inputs have been translated in two distinctive methods. The outputs were investigated by the descriptive-comparative human analysis model of Keshavarz. Consequently, the results revealed that approximately the same errors were found in both methods. However, semantic aspects were improved.
تاثیر ابزارهای میانجی برمیزان پیشرفت مهارت نوشتاری زبان آموزان با تکیه بر روانی متن(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
برای بهبود یادگیری توجه به محیط آموزشی رویکردی نوین در آموزش زبان محسوب می شود. این پژوهش می کوشد تاثیر سه محیط آموزشی را بر پیشرفت مهارت نوشتاری زبان آموزان از منظر روانی متن بررسی کند. پژوهشگران، چهار گروه آموزشی نوشتاری طراحی کردند؛ سه گروه تجربی ( گروه رو در روی دو نفری 21 نفر، گروه غیر همزمان رایانه ای 20 نفر و گروه رو در روی فردی 26 نفر) و یک گروه شاهد 16 نفر. بر اساس نمرات آزمون تعیین سطح آکسفورد 83 نفر در این تحقیق شرکت کردند. گروه های تجربی، در معرض آموزش مهارت نوشتن بر اساس شیوه داربست-محور قرار گرفتند.نتایج حاصل از روش تحلیل واریانس یک طرفه موید موفقیت گروه آزمایشی رو در روی دو نفره در پیشرفت مهارت نوشتاری از نظر روانی متن در مقایسه با سایر گروهها بود که نشانگر اهمیت رویکرد همکوشی است. بنابراین شایسته است معلمان با اتخاذ رویکرد همکوشی برای افزایش مهارت نوشتاری زبان آموزان برنامه ریزی کنند و برای تغییر شرایط در جهت ارتقاء بهره مندی مناسب در راستای اهداف آموزشی از کارهای گروهی استفاده نمایند.
سنجش کیفی برداشت معلمان زبان از آموزش دستور در رویکرد ارتباطی و جایگاه این مقوله در کتاب های نو تالیف زبان انگلیسی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
آموزش دستور زبان از موضوعات بحث برانگیز در حوزه آموزش زبان است که در نتیجه ظهور رویکردهای جدید آموزشی فراز و نشیب هایی داشته وبا ظهور رویکرد ارتباطی ، کماکان آموزش یا عدم آموزش دستور زبان مطرح است. از این رو، در مقاله حاضر، به بررسی منطق بهره گیری از آموزش دستور زبان در رویکرد ارتباطی پرداخته شده و سپس نظر به ورود این مقوله به کتابهای نوتالیف زبان انگلیسی در نظام رسمی آموزش و پرورش که بر پایه رویکرد ارتباطی تدوین شده اند، به سنجش برداشت دبیران نسبت به این مقوله پرداخته شده است. در راستای نیل به این هدف، در قالب مصاحبه کانونی از هشت دبیر زبان ارزیابی به عمل آمد. یافته ها مبین آن است که دبیران زبان انگلیسی، برخلاف منطق حاکم بر بهره گیری آموزش دستور زبان در رویکرد ارتباطی، متاثر از نوعی تلقی رایج، آموزش دستور زبان در کتابهای جدید را در تعارض با رویکرد ارتباطی برمیشمارند؛ موضوعی که ضرورت دانش افزایی مدرسان در راستای اجرای برنامه جدید آموزش زبان را اجتناب ناپذیر میسازد.
تحلیل نشانه معناشناختی تحقق سره و ناسره در گفتمان ادبی: مطالعه موردی داستان عامیانه ""سزای نیکی بدی است(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در این مقاله با بهره گیری از رویکرد نشانه- معناشناسی که گفتمان را فرآیندی جهت مند در راستای ایجاد سازه های معنایی و تاثیر بر نظام تعاملی کنش گران می داند و با تکیه بر نظریات هایدگر، آستین، بودواَن، گرمس و تاراستی به مطالعه و تحلیل سره و نا سره در گفتمان می پردازیم. دراین راستا، جهت تبیین رابطه زبان با سره و یا ناسره بودن آن به بررسی یکی از روایت های عامیانه فارسی به نام ""سزای نیکی بدی است""، می پردازیم تا نشان دهیم چگونه روایت عامیانه می تواند فرآیند بروز و تجلی سره یا ناسره را جابجا نموده و جریان تولید معنا را دستخوش تغییر نماید. منظور از سره در این پژوهش گفته ای است که از لحاظ زبانشناختی و معنا شناختی و با توجه به بافت و موقعیت گفتمان و نگاه هستی شناسانه گفته پرداز مناسب ترین گزینه است و گفتمان را در جهت صحیح پیش می برد. و منظور از ناسره هر آن چیزی است که جریان صحیح تولید و دریافت معنا را دچار تاخیر یا آسیب جدی کند. هدف پژوهش پیش رو کشف شرایط تحقق سره و ناسره در زبان از طریق مطالعه پیکره یک داستان عامیانه و چگونگی شکل گیری و تغییر آن در گفتمان است. پرسش اصلی مقاله حاضر این است که چه عواملی سبب شکل گیری سره و ناسره در زبان می شود و در طول روایت عامیانه مورد نظر چگونه سره و ناسره سبب استحکام نظام گفتمانی و یا اختلال و تغییر در روند روایی تحقق معنا می گردند.
L’impact des représentations sociales sur l’enseignement de la grammaire dans les cours du FLE en Iran(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Cet article organise la réflexion autour de l’impact des représentations sociales sur l’enseignement de la grammaire dans les cours du FLE en Iran. Comme nous le savons, la dimension socio-affective de l’enseignement et de l’apprentissage des langues, qui comprend les notions telles que les représentations sociales, les stéréotypes, les attitudes et la motivation des apprenants, se penche sur les rapports existants entre la didactique des langues et la sociologie. Cette étude a pour origine deux questions à répondre : quelles sont les représentations sociales dominantes de la grammaire auprès des enseignants du FLE en Iran ? Dans quelles mesures ces représentations sociales influent sur l’enseignement de la grammaire ? Nos résultats s’inscrivent au croisement d’entretiens semi-directifs avec les enseignants de FLE et du journal du bord du chercheur pendant l’observation des cours de ces enseignants. Nous avons pu montrer l’importance de la prise en considération des attitudes dans l’animation des séquences didactiques qui portent sur l’enseignement de la grammaire pour remédier aux représentations partielles voire stéréotypées de cette tâche en Iran et proposer des pistes de réflexion pour de futures recherches.
مطالعه باید ها و نباید های آئین بودا در سرودی به زبان ختنی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
زبان ختنی در شمار زبان های ایرانی میانه شرقی جای می گیرد و در مقایسه با زبان های دیگر کمتر مورد مطالعه قرار گرفته است. مطالعه و بررسی متون ختنی در شناخت آداب و رسوم، فرهنگ و باورهای مردم سرزمین ختن کمک شایانی می کند و از این طریق می توان به مشترکات فرهنگی بیشتری میان فرهنگ ایران و هند باستان پی برد. در این راستا بررسی متون ختنی از جمله کتاب زَمبَستَه که سرشار از تفسیرها و مفاهیم رایج آئین بودایی و شامل آموزه هایی از مکتب مهم این آئین یعنی مهایانه است، ضروری می نماید. فصل دوازدهم این کتاب فصلی آموزه ای است و به سَموَرَ (= خویشتن داری اخلاقی) که اولین گام در راه رسیدن به رستگاری است، اختصاص دارد و به گناهانی اشاره می کند که سبب از بین رفتن سَموَرَ می شوند. این گناهان به دو گروه گناهان بزرگ و کوچک تقسیم می شوند که هریک خود شامل گناهان متعددی است. دوری از این خطاها سبب می شود تا شخص شایستگی های خود را افزایش داده و به نیروانه نائل گردد که هدف و نتیجه این آموزش هاست. پژوهش حاضر به بررسی باید ها و نباید های آئین بودا بنابر فصل دوازدهم کتاب ختنی زَمبَستَه پرداخته است.
تجلی ایزدان زردشتی بر سکه های کوشانی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
شاهنشاهی کوشانیان یکی از شاهنشاهی های بزرگ جهان باستان بود که از اوایل سده اول تا میانه سده چهارم میلادی بخش های مهمی از آسیای مرکزی و شمال هند را تحت سلطه خود داشت. این شاهنشاهی، به واسطه موقعیت جغرافیایی خاص خود و قرارگرفتن در حاشیه حکومت های قدرتمند سیاسی و سنت های بزرگ دینی، محیطی چندفرهنگی را تشکیل داده و بدین ترتیب زادگاه پیدایش و شکوفایی آثار هنری برجسته و متنوعی شد که خود، مجموعه ای از عناصر دینی، هنری و فرهنگی تمدن های پیرامون بودند. در این میان سهم عمده ای از این عناصر را باید مربوط به سنت ها و باورهای ایرانی دانست که به بهترین شکل بر سکه ها، که خود از مهم ترین انواع هنر کوشانی هستند، نمود یافته اند. بر این سکه ها شمایل گروه پرشماری از ایزدان مورد پرستش کوشانیان تصویر گشته و به همراه نام بلخی آن ها معرفی شده است. اسامی اغلب این ایزدان را در منابع زردشتی می یابیم و شمایل بسیاری از آنان را نیز، علی رغم شکل گیری شان بر اساس شمایل ایزدان یونانی رومی و نفوذ عناصر هندی در آن ها، می توان در تناسب با توصیفات منابع زردشتی از آنان دانست. بنابراین سکه های کوشانی، به عنوان گنجینه ای باارزش و بی نظیر از نام و تصویر ایزدان زردشتی، جایگاهی والا در مطالعات ایرانی و به ویژه شناخت دین زردشتی در شرق ایران دارد که خود با توجه به ناچیز بودن منابع تصویری در غرب ایران و کمبود منابع اطلاعاتی از شرق ایران اهمیتی دو چندان می یابد، به گونه ای که شناخت شمایل بسیاری از ایزدان زردشتی بدون وجود آن ها هرگز میسر نیست.
تحلیل و بررسی تطبیقی خسرو وشیرین و خسرونامه با تکیه بر عناصر داستانی
منبع:
رخسار زبان سال اول تابستان ۱۳۹۶ شماره ۱
۲۵-۷
حوزههای تخصصی:
خسرو و شیرین حکیم نظامی گنجوی و خسرو نامه منسوب به عطّار نیشابوری اگر چه از نظر قدرت شعری و اهمیّت در یک درجه و یک سطح نیستند امّا از نظر عناصر داستانی تا حدودی شباهت دارند. از نظر محتوا و درونمایه هر کدام از دو اثر، اثری عاشقانه است و موضوع آنها عشق دو دلداده است که پس از طی مراحلی به وصال می رسند . تأثیر نظامی بر سرایندگان بعد از خود و از جمله سراینده خسرو نامه مطلبی است که نباید از نظر دور داشت . هر چند که این دو اثر از جنبه عناصر داستان بررسی شده اند امّا این به هیچ وجه به معنی یکسان دانستن جایگاه این دو اثر نیست. در پژوهش حاضر دو این دو اثر از نظر عناصر داستان و شیوه داستان سرایی با یکدیگر مقایسه شده اند و وجه تشابه و تمایز آن دو مورد بررسی قرار گرفته و شواهدی هم برای هر دو مورد ذکر شده است. در برخی عناصر همچون نداشتن پیرنگ قوی، یکسان بودن زبان شخصیت های داستان و یکنواختی لحن، شباهت وجود دارد و در برخی عناصر تفاوت هایی وجود دارد از جمله عنصر جدال در خسرو و شیرین بیشتر درونی و در خسرونامه بیشتر بیرونی است و نیز عنصر شخصیت در خسرو و شیرین یکنواخت تر، از خسرونامه است.
از فرآیندهای ترجمه تا راه حل فرازبان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پیشرفت علوم زبان روزبه روز لایه های نهانی و زیرین زبان را برایمان آشکارتر می کند و علم ترجمه شناسی نیز به نوبة خود ما را به کشف شگفتی هایی که در برخورد و تماس زبان ها در جریان ترجمه به وجود می آیند، رهنمون می سازد. در این پژوهش تأکید ویژة ما بر اهمیت واقعیت فرازبان در کار ترجمه است. فرازبان هرچند از زبان نشئت می گیرد و با زبان پدید می آید، ریشه در بطن فرهنگ قومی دارد. برای تسهیل در طرح چنین فرضیه ای پا را از طرح فرآیندهای اصلی ترجمه (فرانسه -فارسی) فراتر نهاده و با کمک سبک شناسی تطبیقی نشان خواهیم داد که چگونه نشانه های زبانی یا صورت های کلامی به خودی خود قابل ترجمه نیستند، یا اگر باشند حاوی تمام ابعاد معنا نیستند. در انتقال معنا معیارهایی همچون «سنخ عادی» یا «سنخ غیرعادی» امور اهمیت می یابند که صرفاً با توجه به تقابل فرهنگ مبدأ و فرهنگ مقصد مطرح و مشخص می گردند.