فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۰٬۰۲۱ تا ۱۰٬۰۴۰ مورد از کل ۱۱٬۰۹۰ مورد.
حوزههای تخصصی:
In recent decades, many second language acquisition (SLA) researchers have identified the leading role of organizing sequentially cognitive tasks in Task-Based Language Teaching. Presenting types of different task sequence has become increasingly crucial for syllabus designers. This investigation examines the theoretical basis of task sequencing, which claims that pedagogical tasks should be developed and ordered cognitively from easy to complex. The current study aims to compare the performance of English learners in sequenced and isolated familiar tasks. Sixty EFL learners studying at the intermediate level in two private language institutes participated in this research. They were randomly selected as one experimental and one control group, each comprising 30 subjects. Before starting treatment, all the participants took a listening comprehension test as a pretest. The treatment took place over one semester, during which the subjects performed simple-complex familiar sequenced tasks while the control group received familiar randomized tasks. After treatment, the posttest of listening comprehension, which contained two complex task features, i.e., - Here-and-Now and - Planning time, was employed. The independent-samples t-test showed that the experimental group who received simple-complex sequenced tasks outperformed the control group in listening to complex tasks. The findings supported the employment of simple-complex sequencing tasks to foster listening task complexity performance.
مفهوم سازی «خودویرانگری» در داستان های کودک: بر اساس طرحواره های کاربردشناختی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زبانشناخت سال ۱۴ پاییز و زمستان ۱۴۰۲ شماره ۲ (پیاپی ۲۸)
77 - 97
حوزههای تخصصی:
«مفهوم سازی» فرایندی پویا است که وفقِ آن، واحدهای زبانی در خدمت عملیات مفهومی و دانش پس زمینه ای قرار می گیرند. صاحب نظران علوم شناختی ساختار زبانی را بازتاب مستقیم شناخت می دانند؛ بدین معنا که هر اصطلاح خاص، مربوط به ادراک وضعیتی خاص است. بر همین اساس، واژه ای واحد می تواند در موقعیت های مختلف مفهوم سازی های مختلف داشته باشد. طرحواره ها، به عنوان یکی از ابزارهای شناخت، تصوراتی کلی اند که از درونی سازی تجربیاتِ زیسته ایجاد می شوند و وظیفه سازمان دهی، تفسیر و تبادل اطلاعات را بر عهده دارند. طرحواره های کاربردشناختی، خرده طرحواره هایی هستند که وابسته به بافتِ موقعیتی و کاربردی فراخوانده می شوند. این پژوهش با التفات به کلان طرحواره «خودویران گری»، در پی رده بندی خرده طرحواره های کاربردشناختی و مفهوم سازی های متناظرشان است. دامنه پژوهش حاضر داستان های واجدِ درون مایه «خودویران گری» در گروه سنی «الف»، «ب» و «ج» است. هر یک از داستان ها به مثابه موقعیتی کاربردی و عینی برای فراخوانی خرده طرحواره ای خاص از کلان طرحواره «خودویران گری» به شمار می آید. پژوهش پیش ِرو با روش تحلیلی توصیفی در صدد پاسخ به چگونگی مفهوم سازی طرحواره خودویران گری در بافت های موقعیتیِ داستان های کودک است. نتیجه پژوهش پنج طرحواره کاربردشناختی را به عنوان پنج پایه مفهومی متفاوت معرفی می کند: طرحواره های گسستی، پیوستی، گسستی- پیوستیِ فردی، گسستی- پیوستی جمعی، گسستیِ ناخواسته. مقاله حاضر برای نخستین بار خودویران گری را در ادبیات کودک مورد مداقّه قرار می دهد.
نظام آوایی/ واجی گویش تاتی شال
منبع:
پازند سال ۱۷ بهار ۱۴۰۲ شماره ۶۲
19 - 37
حوزههای تخصصی:
تات از زبان های ایرانی شاخه شمال غربی و بازمانده یکی از گونه های ماد است. زبان تاتی دارای گونه های مختلفی است که در این پژوهش گونه تاتی شال بررسی شده است. در این تحقیق سعی شده به دو پرسش ذیل پاسخ داده شود. نخست این که در نظام آوایی گویش تاتی شال کدام ویژگی نظام آوایی، پذیرفتنی تر و بازتاب دهنده واقعیتی است که در ذهن گویشوران گویش تاتی شال در جریان است و دوم این که اسم، صفت و فعل در گویش تاتی شال به چه نحوی خود را نشان می دهند. روش پژوهش حاضر توصیفی-تحلیلی است و داده ها به شیوه کتابخانه ای و میدانی گردآوری شده اند. هدف از این پژوهش، بررسی تغییرات آواها و نیز نحوه به کار بردن اسم، صفت و فعل در گفتگوهای سخنگویان تاتی شال زبان است. پس از تحلیل داده ها مشخص شد که ویژگی های پذیرفتنی و بازتاب دهنده نظام آوایی تغییرات واجی، گوناگون و قابل توجه از جمله جایگزینی، جابجایی، درج، ابدال مصوت ها و صامت ها، حذف همخوان پایانی، هماهنگی واکه است و در پاسخ به پرسش دوم اسم ها با درج پایانی [ʔah]، صفت ها با درج پایانی [a ] و فعل ها با درج پایانی e]] خود را نشان می دهند.
از نشانه تا کنش- معنا : تحلیل ابعاد بازآرایی در سفرنامه سه سال در آسیا اثر آرتور دوگوبینو با تکیه بر نظریه کنش - معناشناسی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جستارهای زبانی دوره ۱۵ بهمن و اسفند ۱۴۰۳ شماره ۶ (پیاپی ۸۴)
241 - 270
حوزههای تخصصی:
سفرنامه ها به عنوان یکی از مهم ترین منابع شناخت «خود» در آینه «دیگری» محسوب می شوند. هنگامی که «خود» در سفرنامه به بازنمایی «دیگری» می پردازد، همواره بخشی از واقعیت «دیگری» را به خوانندگان نشان می دهد. گزینش واژگان در جهت نگارش واقعیت به «گفت وگومندی نام گذاری» که حوزه ای از «کنش معناشناسی» است، مرتبط می شود. کنش معناشناسی، به مثابه نوعی معناشناسی، تولید معنا در زبان و فرایندهای گذر از زبان به گفتمان به واسطه انواع کنش های اجتماعی، فرهنگی و زبانی را مورد تحلیل قرار می دهد. در این راستا، بررسی «بازآرایی» در متن سفرنامه می تواند به عنوان مسئله اصلی پژوهش، روشنگر مکانیسم های خودگفت وگومندی باشد که طی آن گفته پرداز با گفتمان خود وارد گفت وگو می شود. از این رو، سفرنامه سه سال در آسیا اثر کنت آرتور دوگوبینو، نویسنده نام آشنای فرانسوی، به عنوان منبع تحقیق انتخاب گردید. هدف تحقیق، آشکارسازی ابعاد زبان شناسانه و تازه ای از شیوه معرفی «دیگری» به زبان «خود» در سفرنامه است. در مقاله حاضر تلاش شده است تا ضمن معرفی نظریه کنش معناشناسی، فرایند بازآرایی در سفرنامه گوبینو بررسی و به این پرسش ها پاسخ داده شود: چگونه بازآرایی می تواند در سطح زبانی به معرفی «دیگری» بینجامد و این موضوع تا چه حد در برقراری گفت وگوی بینافرهنگی مؤثر خواهد بود؟ نتایج حاصل از تحقیق نشان می دهد که علی رغم گسست های چاپی و بیانی، گوبینو غالباً سعی در ایجاد تعادل میان دو جهان «خود» و «دیگری» در سطح زبانی کرده و فرایند نام گذاری را تا حد زیادی مصون از دیدگاهی نژادپرستانه و فرادستانه نگاه داشته است.
بعضی ویژگی های تمایزبخش مهم گویش های خراسانی زبان فارسی از گویش های گروه افغانی و تاجیکی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقاله حاضر به بررسی پنج ویژگی گروه گویش های فارسی خراسانی می پردازد که آن را از گروه افعانی-تاجیکی متمایز می کند. این ویژگی ها که از دو ویژگی آوایی و دو ویژگی صرفی و همچنین یکی مربوط به حروف اضافه تشکیل شده ، علی رغم اینکه همه وجوه تمایز بین گروه ها را نشان نمی دهد، توسط مؤلف به عنوان پایدارترین ویژگی ها مشخص شده است. مقاله مبتنی بر طیف گسترده ای است از منابع، که شامل تحقیقات میدانی مؤلف و آثار متعدد پژوهشگران روسی، غربی، ایرانی، تاجیکی و افغانی است. متون (افسانه ها و داستان ها راجع به مسائل روزمره) به لهجه هراتی که در نتیجه کار میدانی مؤلف در افغانستان به دست آمده اند از گویندگان بی سواد و کم سواد لهجه مذکور جمع آوری شده اند. این افراد به خاطر عدم تحصیل، تحت تأثیر لهجه کابلی یا زبان ادبی قرار نگرفته، لهجه بومی خود را به خالص ترین شکل حفظ کرده بودند. پژوهش حاضر ثابت می کند ویژگی های موردبحث جزء ویژگی های اصلی متمایزکننده گروه گویش های فارسی خراسانی از گروه افغانی- تاجیکی است.
توصیف و تحلیل واژه بست های ضمیری گروه فعلی ماضی در گویش سه قلعه با رویکرد بهینگی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش پیش رو توصیف و تحلیل واژه بست های ضمیری گروه فعلی ماضی با رویکرد بهینگی در گویش سه قلعه است. گویش سه قلعه از گویش های کهن زبان فارسی واقع در شهرستان سرایان استان خراسان جنوبی می باشد. روش مورد استفاده در این پژوهش به صورت توصیفی -تحلیلی است. بدین منظور، ۱۰ گویشور مرد، مسن و کم سواد به صورت تصادفی انتخاب شده اند و داده های زبانی با استفاده از ضبط گفتار و مصاحبه جمع آوری شد. سپس، داده های موردنظر از جمله های ضبط شده استخراج و براساس الفبای آوایی بین المللی آوانگاری و انواع فعل ماضی در این گویش طبقه بندی، توصیف و واژه بست های ضمیری آن ها تعیین شدند. در گام بعدی، محدودیت های به کاررفته در پیکره زبانی بر اساس محدودیت های پشنهادی آندرسن (1994) جهت تعیین جایگاه واژه بست استخراج شدند. در نهایت، محدودیت های استخراج شده در تابلوهای مخصوص نظریه بهینگی توصیف و تحلیل شدند. بر اساس تحلیل های انجام شده می توان نتیجه گرفت در همه انواع فعل ماضی به غیر از فعل ماضی التزامی، محدودیت «حضور واژه بست در چپ ترین لبه حوزه» Leftmost(cli))) بی رقیب است، اگرچه در فعل ماضی مرکب رتبه بندی محدودیت ها متفاوت با فعل ماضی ساده است. در فعل ماضی التزامی جهت تعیین جایگاه بهینه واژه بست، محدودیت «عدم حضور واژه بست در ابتدای حوزه واجی» (NonInitial(cli)) دارای بالاترین رتبه و تخطی از آن مهلک محسوب می شود. بنابراین رقابت بین محدویت ها در این گویش نشان می دهد که واژه بست ها جهت میزبان گزینی در فعل ماضی از هر سه جایگاه استفاده می کنند که انعطاف پذیری این گویش را در مورد واژه بست گزینی در گونه فعل ماضی نشان می دهد.
بررسی فرآیند آوایی کشش جبرانی در گویش تایبادی بر اساس نظریه بهینگی
حوزههای تخصصی:
کشش یک واحد به دلیل حذف یا کوتاه شدگی واحد مجاور را کشش جبرانی می نامند. این فرایند در بسیاری از گویش ها و زبان ها متداول است. هدف از انجام این پژوهش بررسی فرایند کشش جبرانی در گویش تایبادی در چارچوب نظریه نوین بهینگی است. این گویش را ساکنان شهر تایباد و برخی از روستاهای نزدیک به این شهر که در 225 کیلومتری جنوب شرقی مشهد در استان خراسان رضوی واقع شده است، به کار می برند. داده های حاصل از پژوهش به روش توصیفی-تحلیلی از 10 گویشور بومی زبان و با استفاده از پرسشنامه گرد اوری شده ا ند. با بررسی داده ها در چارچوب نظریه بهینگی، مهم ترین محدودیت های حاکم بر صورت های بهینه گویش تایبادی به لحاظ کشش جبرانی مشخص شد. نتایج حاصل از پژوهش بیانگر آن است که این فرایند در این گویش در چهار وضعیت به وجود می آید. حذف سایشی و انسدادی چاکنایی در دو جایگاه میانی و پایانی و همچنین حذف غلت w موجب کشش واکه مجاور این همخو ان ها می شود. علاوه براین، در برخی موارد حذف یا کوتاه شدگی یک واکه می تواند منجر به کشش همخوان مجاور یا همان تشدید شود. اگرچه نظریه مورایی به صورت بهتری می تواند به توضیح این فرایند بپردازد، اما تمام این موارد بر اساس جداول بهینگی نیز قابل تبیین هستند.
ملاحظات هرمنوتیکی در ترجمه متون فلسفی و دینی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
با گسترش توجه و علاقه ایرانیان به شناخت اندیشه های فلسفی و دینی پس از انقلاب و ظهور ترجمه های بسیار از کتاب های مهم غربی که در این زمینه به رشته تحریر در آمده است، این ترجمه ها و مفاد آنها با چالش های جدی روبرو هستند که اگر به این چالش ها توجه نشود ما را هم با بدفهمی اندیشه غربی و هم با آثار فرهنگی نامتناسب آن مواجه می سازد. در این مقاله در نظر است تا برخی آسیب های ترجمه متون فلسفی و دینی معرفی شود و ضرورت توجه به مبانی هرمنوتیکی این ترجمه ها مورد توجه قرار گیرد تا بتوان تفسیری مناسب از دیدگاههای ترجمه شده داشت.
اثربخشی آموزش میان فرهنگی بر توانش منظورشناختی و علاقه مندی به محتوای ادبی: مورد دانشجویان مقطع کارشناسی (ترم های 8-5) رشته زبان فرانسه در دانشگاه های ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های زبانشناختی در زبانهای خارجی دوره ۱۴ بهار ۱۴۰۳ شماره ۱
151 - 168
حوزههای تخصصی:
مسئله اصلی ما در این پژوهش، چگونگی اجرای آموزش میان فرهنگی است. روش شناسی تحقیق از نوع توصیفی-تحلیلی می باشد. با استفاده از پرسشنامه ای محقق ساخته به عنوان ابزار اصلی پژوهش که شامل 20 سؤال پنج گزینه ای است و روایی آن سنجیده و استانداردسازی شده است به کارایی آموزش میان فرهنگی خواهیم پرداخت. از این رو با انتخاب تصادفی 200 نفر از میان جامعه آماری کل دانشجویان مقطع کارشناسی در رشته زبان فرانسه در دانشگاه های ایران و در دو گروه 100 نفره تجربی و گواه به اثرگذاری این روش تدریس بر ارتقای توانش منظورشناختی و علاقه مندی به محتوای ادبی نزد دانشجویان می پردازیم. نتایج مندرج در جدول 5-4 نشان می دهند که تمام 20 گویه پرسشنامه همبستگی قوی با عوامل خود دارند و لذا پرسشنامه استانداردسازی شده است. همچنین، نتایج آمار توصیفی (جدول 5-5) نشان می دهند که پس از حذف اثر احتمالی پیش آزمون، گروه تجربی (19/45) میانگین بالاتری نسبت به گروه گواه (28/35) در ارتقای توانش منظورشناختی کسب کرده است. جدول 5-9 نیز آمار توصیفی دو گروه تجربی و گواه در پس آزمون علاقه مندی به محتوای ادبی را نشان می دهد. بر این اساس این نتیجه به دست آمد که گروه تجربی (میانگین = 69/25 ) نسبت به گروه گواه (میانگین = 15/18) میانگین بالاتری درپس آزمون علاقه مندی به محتوای ادبی کسب کرده است. براساس نتایج آزمون تی دو نمونه مستقل در جدول 5-10 (.05 > p, 9.78 = (198) t) شاخص اندازه اثر آماره تی 78/9 برابر 571/0 است که اندازه اثر بزرگی را نشان می دهد.
ویژگی های آکوستیکی ر-آواها در زبان ترکی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جستارهای زبانی دوره ۱۶ خرداد و تیر ۱۴۰۴ شماره ۲ (پیاپی ۸۶)
213 - 251
حوزههای تخصصی:
در زبان های دنیا ر-آواها در جایگاه های دندانی/لثوی، پس لثوی/برگشتی و ملازی و با شیوه های لرزشی، زنشی، سایشی، ناسوده و لرزشی کناری دیده می شوند. از طرفی ماهیت و رفتار واجی همخوان روان لرزشی-لثوی [r] در زبان های مختلف به گونه ای است که در بافت های آوایی متفاوت بسیار تغییرپذیرند و تحت تأثیر عوامل متعددی ممکن است دچار تغییر شوند. در این پژوهش الگوی تغیی رات ش دت ان رژی ب ر روی طی ف فرکانسی واج گونه های [r] در جایگاه های واجی مختلف در زبان ترکی آذری در قالب واج شناسی آزمایشگاهی مورد بررسی قرار گرفت. همچنین، فرکانس سازه ها، دیرش همخوان روان [r] اندازه گیری و تأثیر محیط واکه ای و همخوانی نیز بر این همخوان بررسی شد. نتایج نشان داد در جایگاه های واجی آغاز واژه، قبل و بعد از همخوان واکدار و نیز بین دو واکه، شیوه تولید [r] ناسوده است. در جایگاه های قبل و بعد از همخوان بیواک و عضو اول خوشه همخوانی، شیوه تولید [r]، سایشی واکدار و در پایان واژه، شیوه تولید [r]، سایشی بیواک است. اندازه گیری میانگین مقادیر فرکانس های سازه اول و دوم گونه ناسوده در سه جایگاه آغاز، پایان و میان واژه نشان داد مقادیر پارامتر F1 و F2 تحت تاثیر نوع واکه تغییر می کند.
Les noms composés français, leurs équivalents en persan et vice versa ; Sont-ils toujours composés ?(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جستارهای زبانی دوره ۱۶ مرداد و شهریور ۱۴۰۴ شماره ۳ (پیاپی ۸۷)
303 - 324
حوزههای تخصصی:
Le présent article se penche sur l’étude descriptive et analytique des noms composés dans une approche contrastive (français-persan et vice versa). Un corpus thématique dans le domaine de « faune et flore » a rassemblé ces noms en deux langues dont les exemples sont présentés dans les tableaux, parallèlement à leurs équivalents dans l’autre langue. Pour être plus systématiques, nous avons fait une taxinomie de cette thématique qui se répartit en quatre groupes « fruits et légumes », « arbres et fleurs », « plantes aromatiques et médicinales » et « animaux ». Les structures grammatico-syntaxiques ainsi que la situation de leur noyau sémantique, à savoir indocentrique et exocentrique, sont passées au crible. Selon les résultats de notre recherche, cette catégorie de nom partage plus ou moins les mêmes structures et traits caractéristiques dans les deux langues étudiées, sans oublier quelques points importants et intéressants qui les distinguent d’une langue à l’autre, notamment sur le plan orthographique.
بررسی کمینه گرایی معنایی کاپلن و لپور بر اساس داده های زبان فارسی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زبان شناسی و گویش های خراسان سال ۱۶ بهار ۱۴۰۳ شماره ۳۴
55 - 73
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر به نقد و بررسی نظریه کمینه گرایی معناییِ کاپلن و لپور می پردازد که در سال 2005 به عنوان یک نظریه معنایی همگانی در زبان شناسی مطرح شد. در مقاله حاضر همچنین، این نظریه در زبان فارسی و بر روی داده های این زبان بررسی خواهد شد. با بررسی انتقادات مطرح شده توسط برخی از صاحب نظران، ملاحظه می شود با توجه به ماهیت نظریه که از زبان های منطقی و ریاضی تبعیت می کند، در تحلیل معنا در زبان های طبیعی از جهت های مختلف ناکارآمد و غیرقابل قبول می باشد. در این مقاله، آرا صاحب نظران مختلف در خصوص این نظریه موردنقد و بررسی قرار گرفته است. همچنین مقاله حاضر، به ارزیابی نقاط ضعف و قدرت این آرا نیز پرداخته است. ایرادهای مهمی به این نظریه وارد است که از جمله آن می توان به مباحثی همچون جابجایی بافتی، ناتمام بودن و تغییرناپذیری شرایط صدق اشاره کرد.
تدوین الگوی فراگیر ویژگی های مدرسان زبان: دیدگاه های فارسی آموزان غیر ایرانی درباره دانش ها، توانش ها و ویژگی های بنیادین(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زبان و زبان شناسی دوره ۱۹ بهار و تابستان ۱۴۰۲ شماره ۳۷
55 - 84
حوزههای تخصصی:
نقش مدرس زبان در فرآیند تدریس و یادگیری بسیار مهم است و بر کیفیت آموزش، تجربیات یادگیری زبان آموزان، عملکرد تحصیلی، رشد شخصی و اعتماد به نفس تأثیر می گذارد. هدف این پژوهش شناسایی و الگوسازی ویژگی های یک مدرس کارامد در تدریس زبان فارسی به عنوان زبان دوم است. برای این منظور، با استفاده از مطالعات میدانی و پرسش نامه ، پاسخ های 63 نفر از زبان آموزان فارسی و دانشجویان غیرایرانی دختر و پسر گرد آوری شد. یافته ها اهمیت دانش آموزش کاوی، دانش محتوای زبانی و توانش های اجتماعی و عاطفی در کارآیی مدرسان زبان فارسی را مورد تأکید قرار می دهند. زبان آموزان در بخش ویژگی های شخصیتی، ادب و احترام به شخصیت زبان آموزان را که به ایجاد یک محیط یادگیری مشارکتی کمک می کند، در اولویت قرار می دهند. گوش دادن فعالانه به نظرات فراگیران و ایجاد اعتماد به نفس در آنها توسط مدرس نیز از جنبه های مهمی است که ارزش ارتباط فعال را برجسته می کند. از نظر توانش های اجتماعی و عاطفی، زبان آموزان تشویق به یادگیری زبان خارج از برنامه را بسیار ارزشمند می دانند و بر نیاز به انگیزه و حمایت از نظر خودکارامدی تأکید می کنند. اهمیت راهبردهای انگیزشی و توانش های ارتباطی خوب نیز مهم شناخته شده و بر نقش آنها در آموزش موفق زبان تأکید شده است. در زمینه دانش آموزش کاوی، زبان آموزان سه توانش ضروری را شناسایی کردند: ارائه توضیحات درباره دستور و واژه با استفاده از مثال های واقعی، طراحی درس های واضح و هدفمند و ارائه محتوای آموزشی به شیوه های آموزشی متنوع. یافته ها نیز بر اهمیت توانش در تدریس، آموزش آشکار و سازگاری تأکید می کند. مهارت در خواندن، نوشتن، گفتار و درک شنیداری در کنار آشنایی با قواعد و واژگان زبان فارسی از نظر دانش محتوای زبانی بسیار مهم تلقی می شود. این مهارت ها به درک جامع زبان کمک می کنند. از نظر فناوری، زبان آموزان اهمیت گنجاندن ابزارهای دیداری و صوتی در یادگیری زبان را تصدیق می کنند. زبان آموزان استفاده از نرم افزار آموزش زبان، واژه نامه های برخط، ابزار ترجمه و منابع دیجیتالی برای فعالیت های تعاملی مانند آزمون های برخط را در اولویت قرار می دهند. این یافته ها نقش فزاینده فناوری در آموزش زبان را برجسته می کنند. سایر نتایج نشان می دهند که تفاوت معناداری در دیدگاه های فارسی آموزان و دانشجویان غیرایرانی از یک طرف و به لحاظ ویژگی های مطلوب یک مدرس کارامد میان جنسیت ها وجود ندارد. یافته های این پژوهش اطلاعات متنوعی را درباره ویژگی های حیاتی مورد نیاز تدریس زبان در اختیار مدرسان قرار می دهد و به بهبود استانداردهای آموزشی برای جذب مدرس و نیز درک مدرسان از دیدگاه های زبان آموزان کمک می کند.
معرفی دست نویس یشت ویسپرد از مجموعه اهدایی موبد رشید رستمی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مناسک ها و آیین ها همواره نقش مهمی در حوزه عملی دین داشته اند که در مورد دین زرتشتی نیزصادق است . متون اوستا را بر مبنای کاربرد آیینی که دارند میتوان به دو دسته تقسیم کرد متونی که در مراسم آیینی توسط موبدان ودرداخل آدریان قرائت می شود مانند یسنا ویسپرد و وندیداد و دسته دوم متون اوستا مانند یشتها وخرده اوستا است که شامل دعاها و سرودهایی است که می توانددربیرون از آدریان و توسط دیگر افراد جامعه نیز قرائت شود. متونی که نقش آیینی داشته اگر چه شکل کهن آن بر اساس دست نویس ها تغییر یافته وبه شکل ساده تردر آمده اما باقی مانده و از بین نرفته است. یکی از مراسمها یی که کهن ترین شالوده مراسم آیینی عبادی زرتشتی را تشکیل می دهد مراسم یزشن خوانی یا یسنا خوانی است . منبع اصلی ما برای مراسم یسنا خوانی دست نویس های اوستا است که درطول تاریخ بوسیله موبدان نوشته و یا گردآوری شده است که این دست نویس ها در حکم ابزارکار برای موبدان در هنگام برگزاری مراسم یسنا خوانی بوده و یکی از بهترین منابعی هستند که از طریق آنها می توان شکل کهن یسناخوانی وروند تاریخی وتحولات آن را دنبال کرد. هدف ازاین مقاله معرفی دست نویس کرمان است که دست نویس آیینی است وبرای خواندن در مراسم یزشن به کار می رفته است و متعلق به مجموعه خانوادگی موبد رشید رستمی است که در موزه زرتشتیان در آدریان کرمان نگهداری می شود.
Exploring EFL teachers’ and learners’ beliefs and practices about task rehearsal(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
The goal of this study was to explore English as a foreign language (EFL) teachers’ and learners’ beliefs and classroom practices in relation to task rehearsal as an operationalization of repeating a task, which entails learners’ awareness of the repeated performance before they do a task for the first time. Five intact EFL classes with five teachers and 32 learners were recruited. The teachers asked the learners to perform a task that was included in the textbook twice with an interval of one week, while they made the learners aware of the second iteration prior to their first performance. Data were collected through observing the two sessions of each class and interviewing both the teachers and the learners immediately after the second task occasion. Results indicated that the participants (both teachers and learners) believed that task rehearsal was beneficial for facilitating task implementation and task performance. Findings also showed that task rehearsal led the participants to show changes in their classroom behaviors related to this practice from the first to the second session, which clearly reflected their beliefs. Implications of these results for L2 task implementation and teacher education are discussed.
تحلیل زبان عرفانی عبهرالعاشقین در مبحث عشق بر اساس الگوی گفتمان پویا(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
یکی از ویژگی های عرفان روزبهان از عارفان سده ششم، توجه ویژه به موضوع عشق و شرح مراحل آن است. شرح این مراحل موجب ایجاد زبان خاص عرفانی در عبهرالعاشقین شده است. عبهرالعاشقین که به طور ویژه به موضوع عشق می پردازد، حاصل تجربه های عرفانی روزبهان است و از صیرورت مدام سالک حکایت می کند. تجربه این «شدن های» پیوسته وقتی در بستر زبان جاری می شود، ویژگی های خاصی به خود می گیرد. تحلیل زبان عرفانی ویژه او در مراحل مختلف صیرورت سالک در مراتب عشق با استفاده از الگوی گفتمان پویا میسر می شود. این الگو نشان می دهد زبان عرفانی عبهرالعاشقین ایستا نیست و بنیاد آن بر تحول است. هدف این پژوهش روشن کردن مسیر پویایی تجربه عرفانی سالک در طریقت عشق و در بستر زبان است. بر این اساس، این پژوهش به بررسی«هویت» و مسیر «شدن» سالک خواهد پرداخت. با استفاده از مربع معناشناسی بخشی از روند صیرورت در کلام را می توان بررسی کرد. این مطالعه آشکار می کند که هویت سالک، عبارت از عارفی است که به مقام فنای صفاتی رسیده است، اما خشنودی به عشق انسانی و توقف در آن حجاب راه اوست. غایت سیر سالک دیدار تجلی جمال الهی در سیمای معشوق انسانی و رسیدن به فنای ذات و توحید است. فعل مؤثر «خواستن» به هنگام گزینش میان دو راهِ توقف یا پویایی نمود می یابد. فعل مؤثر «بایستن» در تقدیر حق تعالی در قرار دادن امتحان عشق تجلی می یابد. اما رسیدن سالک به فاعل «توانشی» و منزل مشاهده و وصل به فضل و جذبه الهی میسر است نه اراده سالک.
بررسی ساخت آغازگری در متون فارسی میانه از منظر فرانقش متنی رویکرد نقشگرای هلیدی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
علم زبان سال ۱۰ پاییز و زمستان ۱۴۰۲ شماره ۱۸
9 - 40
حوزههای تخصصی:
این پژوهش می کوشد تا به بررسی برخی ویژگی های متنی در متون دوره میانه زبان فارسی بپردازد. پژوهش حاضر می تواند زمینه ای را برای مقایسه متون دوره های پیشین زبان فارسی با فارسی امروز فراهم آورد. بر اساس چنین دستاوردهایی، می توان بررسی کرد که در سطح بازنمایی ساخت آغازگری و نحوه چینش پیام چه تغییراتی در روند تکوین زبان فارسی صورت گرفته است. بنا بر نظر هلیدی متیسون، آغازگر نقطه عزیمت پیام است و جایگاه بند را در درون متن تعیین می کند. به منظور انجام پژوهش حاضر، متن روایی کارنامه اردشیر بابکان و متن اندرزی دینکرد ششم انتخاب شدند. نتایج نشان می دهند که بیشترین بسامد وقوع آغازگر در هر دو متن، متعلق به آغازگرهای مرکب و بی نشان است و بسامد آن در هر متن تقریبا 65% است. در این میان، الگوی «آغازگر متنی (ساختاری) + آغازگر مبتدایی» بالاترین درصد وقوع را دارد. باتوجه به این امر می توان ادعا کرد که در این دوره برای آغاز پیام غالباً از این الگو استفاده می شده است. درصد وقوع آغازگرهای بینافردی (وجه) در کارنامه اردشیر بابکان بسیار پایین است، باوجوداین، درصد وقوع این آغازگر در دینکرد ششم قابل توجه است. نکته قابل تأمل دیگر در متن دینکرد ششم وجود آغازگرهای گسسته است، یعنی بخشی از آغازگر در ابتدای جمله می آید و پس از آن اجزای دیگر جمله قرار می گیرند؛ ادامه آغازگر بعد از اجزای دیگر جمله می آید. همچنین، بررسی ویژگی نشانداری و بی نشانی در فارسی میانه و مقایسه آن با فارسی امروز نشان دهنده تغییر در گروه های نشانداری و بی نشانی در زبان فارسی است. این امر می تواند زمینه را برای مطالعات شناختی بازکند.
سرنام پنداری و ریشه شناسی شاعرانه (معرفی و توصیف دو هنرسازه تازه)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
درباره انواع هنرسازه ها در آثار ادبی گوناگون نوشته های بسیاری به چاپ رسیده است، اما ازآنجاکه هنر و هنرسازه ها را نمی توان محدود کرد، پژوهشگر ادبی هنوز هم می تواند انواع دیگری از این ابزارها را کشف و توصیف کند. نگارندگان در این نوشتار کوشیده اند به دو هنرسازه بپردازند که ظاهرا تاکنون توجه ادب پژوهان را به خود جلب نکرده اند. این دو ابزار عبارت اند از سَرنام پنداری و ریشه شناسی شاعرانه. در سرنام پنداری (تسامحا سرواژه پنداری)، شاعر/ نویسنده می کوشد هر یک از واج ها یا تک نگاره های یک واژه را واج یا تک نگاره آغازینِ واژه ای دیگر بپندارد و با این کار واژه بسیط را سرنام تلقی کند. درواقع با این حسن تعلیل، به صورتی هنری معانی دیگری به معنای اصلی واژه افزوده می شود که در ساختمان و ریشه آن واژه وجود ندارد. در ریشه شناسی شاعرانه (هنجارگریزی ریشه شناختی)، شاعر/ نویسنده برای واژه ریشه ای می سازد تا معنای موردنظر خود را بدان واژه تحمیل کند. برخلاف ریشه شناسی عامیانه، ریشه شناسی شاعرانه کاملا آگاهانه است. اطلاعات این مقاله به روش کتابخانه ای گردآوری شده و روش تحقیق نگارندگان توصیفی تحلیلی است.
مقایسه شناختی مؤلفه های استعاره مفهومی ترس بین نابینایان و بینایان جغرافیای زبانی-فرهنگی ایلام(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زبان شناسی و گویش های خراسان سال چهاردهم پاییز ۱۴۰۱ شماره ۲۸
141 - 170
حوزههای تخصصی:
هدف از انجام پژوهش حاضر بررسی و مقایسه مفاهیم استعاری ترس در گفتار روزمره بزرگسالان بینا و نابینای مادرزاد در جغرافیای زبانی-فرهنگی ایلام می باشد. به این منظور، داده های پژوهش از 50 گویشور این منطقه در دو گروه آزمودنی شامل 25 نفر بزرگسال نابینا به عنوان گروه آزمایش در رده سنی70-18 سال و 25 نفر بزرگسال بینا به عنوان گروه کنترل همتای آنها گردآوری شدند. به منظور نمایش چگونگی بیان استعاری ترس در گفتار این دو گروه از افراد علاوه بر نگاشت-ها، پربسامدترین حوزه های مبدأ نیز شناسایی و معرفی شدند. تحلیل داده ها با استفاده از روش های آمار توصیفی و آمار استنباطی در نرم افزارSPSS صورت گرفت. یافته های مربوط به درک استعاره های مفهومی عواطف مشخص ساخت که از نظر فراوانیِ استعاره ها، تفاوت معنی داری بین بزرگسالان بینا و نابینا وجود نداشت، اما فراوانی منشأهای حسی به کاررفته برای قلمروهای مبدأ ترس در گفتار این دو گروه با یکدیگر متفاوت بود، به طوری که افراد نابینا برای بیان ترس به طور معنی داری حواس چشایی و لامسه را بیشتر از افراد بینا به کار بردند(P<0.05). مقایسه داده های به دست آمده از پژوهش با مدل قلمروهای مبدأ کووچش (2002) نشان داد که از نظر کاربرد قلمروهای مبدأ ترس، مطابقت کامل بین آن ها وجود نداشت.
گرو و گروگانی در مادیان هزار دادستان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مادیان هزار دادستان یا مجموعه هزار داوری، متنی حقوقی است. این متن در اواخر دوره ساسانی یعنی اوایل قرن 7 میلادی گردآوری شده است. موضوعات حقوقی بسیار متنوعی در این متن مطرح می شود که می تواند ما را در آشنایی با قوانین حقوقی ایران در دوره پیش از اسلام یاری کند. از جمله مسائل حقوقی این متن، برده داری، قیمومت، ضمانت، شراکت، ازدواج، طلاق، گرو، گروگانی و ... است. موضوع این پژوهش درباره «گرو و گروگانی» است که با اصطلاحات graw و grawgānīh در متن آمده است. هدف این پژوهش بررسی موضوعات مربوط گرو و استخراج قوانین آن است. و پرسش هایی که این پژوهش قصد دارد به آن ها پاسخ دهد اینکه، گرو و گروگانی در چه موضوعاتی عنوان شده اند؛ چه قوانینی برای آنها وجود داشته و تفاوت آنها در چیست. روش پژوهش توصیفی تحلیلی و شیوه جمع آوری داده ها، کتابخانه ای است. برخی نتایج این پژوهش به قرار زیر است: گرو در موضوعاتی چون ازشماند، گرفتن وام، قرض کردن پول و ... مطرح شده است. مهم ترین قوانین آن بستن پیمان، تعیین زمان و گرو، تعهداتی چون سالم نگه داشتن مال گرو و ... است. تفاوت عمده گرو و گروگانی در این بود که دارایی گروگان می توانست مورد استفاده گروگان دار قرار گیرد. هر گاه بدهکار بدهی خود را پرداخت می کرد، گرو باید آزاد می شد که تحت قوانینی انجام می شد.