فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۸٬۳۶۱ تا ۸٬۳۸۰ مورد از کل ۱۱٬۱۳۸ مورد.
منبع:
Iranian Journal of Applied Language Studies,Vol ۱۵, No. ۲, ۲۰۲۳
181 - 200
حوزههای تخصصی:
Iranian high school students confront various challenges in understanding reading passages and learning vocabulary since appropriate process-oriented assessment techniques with constructive and communicative feedback are not practiced to consolidate instruction and learning. The effect of formative assessment (FA) retelling strategy on vocabulary knowledge and understanding passages was investigated and scrutinized in this quasi-experimental study in the EFL context. Thus, a sample of 48 intermediate EFL students was selected and assigned to two intact groups. The retelling assessment was implemented for the experimental group (EG), while the product-oriented summative assessment was applied to the control group (CG). The pre-test scores were taken at the first phase of the study followed by the eight-week assessment process. Finally, the post-test scores were taken. For the purpose of the analysis, the Independent Samples T-test and the one-way ANCOVA were utilized to compare and contrast the mean scores. The findings were in favor of the retelling technique which developed the vocabulary command and text comprehension in the EG. Moreover, little or no significant impact was revealed for the product-oriented assessment in the CG. The findings can be pedagogically rewarding for learners, teachers and theoreticians and may cast light on SLA research in applying FA techniques.
بسط نظریّه جرالد پرینس در باب درک روایی مخاطبان از روایت های داستانی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات زبان و ترجمه سال پنجاه و ششم بهار ۱۴۰۲ شماره ۱
167 - 194
حوزههای تخصصی:
میزان درک مخاطبان درونی و بیرونی داستان ها همواره موضوعی پیچیده و نسبی است و به طور مطلق نمی توان درباره میزان درک دو دسته از مخاطبان روایت به قضاوت پرداخت. این قضیه از کهن ترین موضوعات روایت پردازی بشری است به طوری که حساسیت های راوی نسبت به ارتباط با مخاطبی دل نشین نشانگر طبقه بندی پایگاه مخاطبان و نسبی بودن ارتباط آنها با روایت است. همچنین مباحثی چون بی اهمّیّت بودن «ساختار» در برابر «انتظار» و پاسخ به سؤال «بعد چه خواهد شد؟» که ادوارد مورگان فورستر مطرح نموده است، نشانه هایی از طبقات مختلف مخاطبان و درک نسبی آنها از روایت ها است. این مبحث اوّلین بار توسّط جرالد پرینس با موضع پایگان روایت شنوها مطرح گردید و ازآنجایی که مصداق های متنی نظریّه از متون غربی انتخاب شده است، درک آن برای مخاطب فارسی غریب می نماید، بر همین اساس پژوهش حاضر به واکاوی و بسط این نظریّه با شواهدی دقیق از متون داستانی فارسی پرداخته است.
تأثیر نماز بر نام گذاری اوقات شبانه روز در زبان های ایرانی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
ارتباط دو زبان فارسی و عربی و تأثیرپذیری این دو از یکدیگر غیرقابل کتمان است. در دوره قبل و بعد از اسلام این دو زبان بر همدیگر تأثیر بسیار گذاشته اند. پذیرش دین اسلام توسط ایرانیان باعث رواج لغات عربی بسیاری شد. نمازهای پنچگانه که در اوقات مختلفی از شبانه روز خوانده می شود، باعث توجه خاص به زمان نمازگزاری شده و لحظات و زمان های نماز، اهمیت خاصی پیدا کرده است. به همین دلیل، عباراتی که برای اشاره به زمان ادای نماز به کار می رفت، بعد از مدتی برای اشاره به زمان به طور مطلق به کار رفت و کم کم عباراتی همچون «نماز دیگر»، «نماز پیشین» و «پسین» و کلمات دیگر، علاوه بر اشاره به زمان نماز، به عنوان قید زمان به معنای «عصر، غروب و مانند آن» در بین زبان های ایرانی رایج شدند. این تحقیق در پی آن است نشان دهد که در گویش های ایرانی چه واژه هایی تحت تأثیر نماز ایجاد شده و یا معانی تازه ای پیدا کرده اند. داده های این تحقیق هم به روش کتابخانه ای از کتبی همچون ترجمه تفسیر طبری و هم به روش میدانی از گویش های مختلف ایرانی گردآوری شده اند. نتیجه تحقیق نشان می دهد هم در متون ادب فارسی و هم در گویش های ایرانی واژه های زمان نَمای قابل ملاحظه ای تحت تأثیر نماز رایج شده اند.
تأثیر سلسله مراتب رده شناختی شخص و شمار در تحول تاریخی ضمیرهای انعکاسی فارسی نو(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زبان پژوهی سال سیزدهم پاییز ۱۴۰۰ شماره ۴۰
89 - 114
حوزههای تخصصی:
این مقاله، به بررسی تحول تاریخی ضمایر انعکاسیِ مبتنی بر «خود»، در زبان فارسیِ نو می پردازد. همراهی ضمایر شخصی پی بستی با «خود» در همه قرن های این دوره مشاهده نشده است. بر این مبنا، پژوهش حاضر بر آن است که از منظر رده شناختی و با بهره گیری از سلسله مرتبه های جهانی نمایه سازی شخص و شمار، به بررسی ترتیب ظهور و چگونگی تحول این ضمایر بپردازد. به این منظور، پیکره ای منتخب از سه متن روایی از هر یک از یازده قرن این دوره تهیه شد و جمله های دربردارنده ضمایر انعکاسی شخصی استخراج گردید. فراوانی رخدادِ شخص ها و شمارهای مختلف این ضمایر و همچنین فراوانی نقش های گوناگون آن ها در هر قرن در جداولی نمایش داده شده است. بر مبنای پیکره مورد بررسی، نخستین نشانه همراهی ضمیر شخصی با «خود» در قرن هشتم هجری اتفاق افتاده است. همچنین بررسی پیکره نشان می دهد که همراهی ضمایر شخصی پی بستی با «خود» چه از منظر ترتیب ظهور و چه فراوانی رخداد دارای اولویت سوم شخص بر اول شخص و اول بر دوم شخص است و در نتیجه جان داری نقشی در این تحول ندارد. همچنین در مشخصه شمار اولویت با شمار مفرد است. افزون بر این، نخستین همراهی ضمایر پی بستی با «خود» در نقش ملکی و پس از آن در سایر تأکیدی ها و سپس انعکاسی بوده است.
An Ethnographic Approach to Exploring Degree of Involvement in Oral Interactions: The case of L2 classrooms(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
international Journal of Foreign Language Teaching & Research, Volume ۴, Issue ۱۴, Summer ۲۰۱۶
23 - 34
حوزههای تخصصی:
One of the main concerns in educational settings has been the degree of the learners’ involvement in learning and the extent to which they actively participate in classroom talks and interactions. The present study is an emic-based ethnographic study aimed at providing insights about patterns of talk and different degrees of interaction in EFL university classes with a specific focus on teacher’s role. To this end, three different classes were observed for twelve consecutive sessions. Students were both male and female senior EFL students at Najafabad Azad University. The age of the participants ranged between 22 and 28. These classes were taught by the same instructor so that the researcher was directly involved in observing participants’ interactions in the targeted classrooms and in the data collection procedures. The participants’ oral behavior was carefully observed and recorded. To guarantee higher validity, some participants were also interviewed. The results of data analysis revealed that male and female students showed different degrees of contribution to classroom interactions. However, the students’ degree of involvement in the classroom discussions were linked to the related schemata, type of activity, and learners’ interest in the conversation topic rather than interactants’ gender. In addition, most of the involvements were teacher-initiated and directed. Notably, the findings can be of considerable value to teachers’ professional development and can highlight the importance and the value of using specific strategies that can be introduced and employed by the teacher to increase the degree of the students’ involvement in classroom interactions as well as motivate them to take responsibility of their own learning.
بررسی صوتی واکه های ترکی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زبان پژوهی سال سیزدهم پاییز ۱۴۰۰ شماره ۴۰
227 - 255
حوزههای تخصصی:
طرحِ مباحثی همچون سرنخ های صوتی واکه های زبان آذری و رسم فضای واکه ای حاصل از سازه های اول و دوم هر یک از واکه ها می تواند مدخل خوبی برای ورود به مبحث نظام آوایی زبان آذری باشد. تحلیل صوتی واکه ها در ناحیه ایستا و بررسی ویژگی های صوتی آن ها با استفاده از نمودارها یا «vowel space» در بافت های تکی ه ای و جایگاه های هجایی مختلف، هدف اصلی این پژوهش است. یافته ها نشان داد جایگاه هجا و بافت نوایی وا که ها توزیع واکه ها را در فضای واکه ای برحسب پارامترهای فرکانسی F1 و F2 به طور معنادار و نظام مند تغییر نمی دهند. همچنین، شدت تغییرات فرکانسی واکه ها در موضع بی تکیه به اندازه ای نیست که سبب تغییرات اساسی در کیفیت واکه ها شود، یعنی واکه ها را در جهتی خاص، مثلاً مرکز فضای واکه ای، سوق دهد. یافته های به دست آمده همچنین نشان داد بین واکه های عضو هر یک از جفت واکه های [i]-[y]، [e]-[ø] و [ɯ]-[ø] یک تقابل صوتی از نظر ویژگی گردی برقرار است. نتایج مربوط به دیرش نیز نشان داد واکه های آذری را از نظر الگوی دیرش می توان بر روی پیوستاری قرار داد که در آن، واکه های [y، i، u] کوتاه ترین واکه ها و واکه های [ø، ӕ، ɑ] بلندترین واکه ها هستند و گروه های واکه ای [i،u ، ɯ]، [u، ɯ، e، o] و [o، ø] دیرشی در اندازه متوسط دارند که با درجات مختلف به ترتیب در وسط پیوستار قرار می گیرند.
بررسی تحلیلی - آماری واژه های تخصصی مسافر فرانسه در فارسی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
می دانیم که زبان ها در ذات خود تحول و تحرک دارند. به همین سبب، تحرک و تحول واژه ها به اقتضای نیاز اجتماعی، فرهنگی، تاریخی و غیره نیز امری بدیهی است. تماس زبان ها و فرهنگ های مختلف در طول تاریخ منجر به سفر این کلمات از زبانی به زبان دیگر می شود که همین امر گاه باعث تحولات زبانی و آوایی می شود. حضور واژه های فرانسوی در فارسی به عنوان بیشترین واژه مسافر در میان زبان های اروپایی در زبان فارسی همین رویکرد را دنبال می کند. این واژه ها به دلیل تماس های زبانی و فرهنگی با توجه به علت های مختلف در زبان فارسی زیست کرده و یا زیست می کنند. نابرابری تعداد واژه های مسافر و ورود این میزان واژه از زبان فرانسه به فارسی دلایل تاریخی دارد که خود معلولی از تماس زبانی هستند. علی رغم وجود معادل های مناسب، واژه های مسافری نیز یافت می شوند که هنوز در زبان فارسی به زیست خود ادامه می دهند و آن نیز دلایل خاص خود را دارد. اما از میزان حضور این کلمات، دلیل حضور کم و زیاد بعضی از آن ها در برخی از حوزه های تخصصی اطلاعات درستی در دست نیست. در این مقاله با تکیه بر نظریه گلیسون و استفاده از ۱۵۷۷ واژه تخصصی در فرهنگ واژه های فرانسه در فارسی ندا، حوزه های این واژه ها را با روش تحلیلی آماری بررسی می کنیم. این جستار، با به دست آوردن درصد واژه هایی که در هر حوزه وجود دارد به تحلیل علل ورود آن ها در زبان فارسی خواهد پرداخت.
بررسی تحول و تعداد وقوع فعل سبکِ «داشتن، دیدن، آمدن، آوردن و گرفتن»از سال 1220 تا 1320 هجری شمسی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
فعل سبک فارسی در طول زمان به لحاظ بسامد کاربرد و انواع آن دچار تطور شده است. مطالعه تغییرات بسامدی و انواع فعل سبک رایج در دوره های طولانی تاریخ تطور زبان فارسی امری معقول به نظر می رسد، اما مطالعه افعال سبک در دوره زمانی نسبتاً کوتاه حدوداً یک قرن برای تحولات نحوی امری جالب توجه می باشد که تحقیق حاضر به آن پرداخته است. بررسی در زمانی میزان کاربرد فعل سبک فارسی در دوره های مختلف می تواند ظهور و شکل گیری فعل سبک زبان فارسی را نشان دهد. بنابراین بررسی تعداد وقوع برخی از افعال سبک طی یک قرن می تواند به کشف چگونگی روند سبک شدن آن ها بیانجامد. به این منظور در این پژوهش، در پنج دوره 15000 فعل (ساده /مرکب) از متون روزنامه ای استخراج گردیده؛ سپس پنج فعل سبک «داشتن، آمدن، آوردن، گرفتن و دیدن» که از افعال سبک فارسی به حساب می آید، در طول یک قرن (1220-1320) در پنج دوره مورد بررسی قرار گرفته اند. با تحلیل افعال مرکب به دست آمده درهر دوره میزان افعال هم به لحاظ «نوع» و هم به لحاظ «رخداد» مشخص گردیده است. این پژوهش نشان می دهد که فعل «داشتن» فعل سبک اصلی در هر پنج دوره مورد بررسی بوده است. همچنین فعل «دیدن» در سه دوره آخر کاربردی از آن به عنوان فعل سبک مشاهده نشده است؛ در صورتیکه در دو دوره اول رواج داشته است، که نشان می دهد در دوره های اولیه به عنوان فعل سبک رواج داشته ولی به مرور زمان کاربرد فعل واژگانی پیدا کرده است. این پژوهش همچنین نشان می دهد که بسامد فعل سبک در دوره های پنج گانه مورد بررسی دارای نوساناتی می باشد، ولی می توان از نظم حاصل از تغییرات بسامدی قواعدی استخراج و نتایجی مطرح نمود.
Alienation and The Comfort of Strangers(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
international Journal of Foreign Language Teaching & Research, Volume ۱۱, Issue ۴۴, Spring ۲۰۲۳
153 - 163
حوزههای تخصصی:
The present study aims to study "Alienation" in “The Comfort of Strangers” a novel by Ian Mc-Ewan. It attempts to work out the negative and destructive aftermath of alienation in the protagonists of the novel. The research on the mentioned term is fulfilled as per the theories of Melvin Seaman. Ian Russell Mc-Ewan is one of the many examples, who depicted the mentioned element masterfully in his works, specifically in this novel. He goes beyond man’s expectations to show his readers the smashing consequences of human estrangement from the self and society in intelligence and function. Alienation is a venerable concept, with its roots going back to Roman law, where it was a legal term used to denote the act of transferring property. After World War II, when societal complexity started its increasingly accelerated rate of change, and the first signals of post-modernity were perceived by the intellectual elite, alienation slowly became part of the intellectual scene. Melvin Seaman (1918), a theorist which made a momentous modern and post-modern points of the view regarding "Alienation" after Marx and Hegel, was one of the first in the 1960s to develop an alienation scale to measure degrees and varieties of alienation
Lexical Bundles in the Abstract and Conclusion Sections: The Case of Applied Linguistics and Information Technology(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
The study of lexical bundles, known as fixed phrases, chunks, clusters and multi-word expressions, has attracted considerable attention. While there has been much research on lexical bundles across different registers and a number of disciplines, their deployment in some special sections of research articles as the most high-stakes genre has not yet been well explored. Accordingly, the present study aimed at identifying 4-word lexical bundles by analyzing the data obtained from a collection of the abstract and conclusion sections of 1000 English research articles written by L1-persian and L1-English writers in AL and IT , as published between 2015 and 2019. The researchers used Antconc software to analyze the data composed of about 600,000 words; then, the functional analysis was carried out based on Hyland's (2008) framework. Overall, the analysis revealed that AL writers outweighed their IT counterparts in their use of lexical bundles. Also, L1-persian writers used more lexical bundles in the abstract section; despite this, both writers used the same number of bundles in the conclusion section. In addition, both AL and IT writers had a similar use of the three main functional categories; however, there were substantial differences and similarities in regard to these two parts of research articles. The findings of this study can help writing instructors to improve students' academic writing. They can enhance their abilities to better comprehend the role of lexical bundles in different genres and sub-genres.
Presenting a Profile of Teacher Agency among Iranian EFL University Instructors(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
Applied Research on English Language, V. ۱۲ , N. ۳ , ۲۰۲۳
111 - 132
حوزههای تخصصی:
Agency is a significant element in both teacher education and school improvement because it informs how teachers make sound professional decisions. As such, the present study attempted to explore (a) Iranian university instructors’ conception of teacher agency; (b) components of teacher agency; and (c) the role of initial motives on the instructors’ professional agency. To address these issues, benefiting from purposive sampling, five participants were interviewed using the semi-structured interview as the main instrument. The findings indicated that Iranian university instructors believe that teacher agency is an important element in both language teaching and real-life contexts. As for the second concern of the study, the results revealed that personal, professional, and critical components are important. Regarding the third one, initial motives influence instructors’ professional agency. It seems the overall profile of teacher agency in the Iranian context consists of the following key components extracted from the interviews, namely, decision-making, professional development, purposeful acting, making changes, self-reactiveness, intentionality, and forethought. Based on the major findings of the study, concluding remarks are discussed and some tips for further research are presented.
رده شناسی حالت نمایی و مطابقه در بشاگردی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
علم زبان سال هشتم پاییز و زمستان ۱۴۰۰ شماره ۱۴
247 - 280
حوزههای تخصصی:
با تحلیل شیوه بازنماییِ نظام های حالت نمایی و مطابقه در بَشاگَردی (شمالی و جنوبی) براساس نظریه رده شناسیِ کلاسیک کامری (1978) و سپس، ارزیابی دقیق یافته ها براساس نظریه رده شناسیِ نوین زوارْت و لینْدِن بِرگ (2021)، جستار حاضر می کوشد به تبیینی نظام مند از عملکرد رده شناختیِ آن نظام ها، و نیز از الگوی کلی انطباق در این گونه ها دست یابد. در این راستا، داده های پژوهش با تکمیل پرسشنامه و گفتگو با ده گویشور بومی گردآوری و تحلیل گردیده است. براساس یافته های پژوهش، حالت نمایی و مطابقه این گونه ها در زمان غیرگذشته، به طور یکسان پیرو الگوی غالب (کاملِ) مفعولی است و الگوی کلی انطباقِ «وارونه مستقیم غیرمستقیم» را نشان می دهد. در برابر آن، حالت نمایی و مطابقه آنها در زمان گذشته، به طور یکسان تابع الگوی غالب (کاملِ) کُنایی است و الگوی کلی انطباقِ «همسان» را نشان می دهد. همچنین، ناشی از خصوصیت گذرایی فعل، این دو گونه زبانی در زمان غیرگذشته، به طور یکسان الگوی تناوبیِ (کاملِ) کُنایی را برای بازنمایی نظام های حالت نمایی و مطابقه، و در زمان گذشته نیز به طور یکسان الگوی تناوبیِ (کاملِ) سه بخشی را برای بازنمایی نظام حالت نمایی به کار می گیرند. با وجود این، الگوی مطابقه بَشاگَردی در زمان گذشته، فاقد هرگونه الگوی تناوبی و الگویی یکدست است.
مقایسه استعاره مفهومیِ «فرزند» در میان دو نسل از زنان متأهل شهر تهران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
خانواده، به عنوان یکی از نهادهای مهم جامعه، در طول تاریخ دستخوش تغییرات زیادی شده است، که این موضوع، تاحد زیادی حاصل تغییر نگرش ها و باورهای افراد جامعه نسبت به این نهاد است. در این رابطه، یکی از حوزه هایی که در چند دهه اخیر شاهد دگرگونی های چشم گیری در آن بوده ایم، حوزه فرزندآوری و تمایل خانواده ها به داشتنِ فرزندِ کمتر است. در پژوهشِ حاضر، قصد داریم تا با رویکرد انسان شناسی زبان شناسی شناختی و به شیوه ای تطبیقی، مفهوم سازی فرزند را در میان دو نسل مختلف از زنان متأهل فارسی زبانِ شهر تهران مورد بررسی قرار دهیم و نشان دهیم که این دگرگونی ها، درواقع حاصل تغییر باورها و نگرش های زنان نسبت به مفهوم فرزند است، که در استعاره های زبانی قابل ردیابی هستند. برای رسیدن به این هدف، از روش شناسی کیفی و راهبرد قوم نگاری استفاده شده است. با نمونه گیریِ هدفمند از بیست زن در دو گروه سنیِ 25 تا 40ساله و نیز 50 تا 70ساله که دارای فرزند هستند، با کمک مصاحبه نیمه ساخت یافته، داده هایی درباره نگرش آنها نسبت به فرزند جمع آوری شد. در ادامه، داده ها با توجه به نظریه استعاره مفهومی در زبان شناسی شناختی مورد تحلیل محتوای کیفی قرار گرفتند. نتایجِ به دست آمده نشان می دهند که استعاره های به کاررفته درباره فرزند توسط این دو گروه دارای تفاوت های قابل تأملی هستند. کلیدواژه ها: استعاره مفهومی، انسان شناسی زبان شناسی شناختی، شناخت فرهنگی، فرزندآوری.
جهت مجهول در زبان فارسی: رویکردی کمینه گرا(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
علم زبان سال ۱۰ پاییز و زمستان ۱۴۰۲ شماره ۱۸
81 - 110
حوزههای تخصصی:
در پژوهش حاضر، مسأله جهت مجهول در زبان فارسی در رویکرد کمینه گرای بوورز مورد تحلیل و بررسی قرار گرفته است. این رویکرد از تازه ترین تعدیل های شکل گرفته در چارچوب برنامه کمینه گرا است که در آن کاستی های موجود در نظریات پیشین از میان رفته و مهم ترین دستاورد آن ارائه ترتیب جهانی ادغام است؛ ترتیبی که به زعم بوورز با کمک آن می توان فرایند ادغام در زبان های گوناگون را سامان بخشید. در این مقاله با استناد به داده های زبانی مستخرج از «پیکره وابستگی نحوی زبان فارسی»، ضمن نشان دادن چگونگی عملکرد این ترتیب جهانی، به بررسی بخشی از پیکره با برچسب «جمله مجهول» پرداختیم. همچنین، با به کارگیری چارچوب نظری متأخر بوورز که در زبان فارسی نیز راهگشاست، به تحلیل ساخت های غیرمجهولی پرداختیم که در پیکره با عنوان جمله مجهول حضور یافته اند. تعیین جایگاه نحوی گروه های اسمی باتوجه به نقش های معنایی متمایز آنها، مشخص نمودن جایگاه عبارت کنادی در جملات مجهول، بررسی مقوله سور شناور و ایجاد تمایز در شیوه ادغام جملات اسنادی و جملات مجهول در زبان فارسی حاصل تحلیل های این پژوهش در چارچوب برنامه کمینه گرا هستند.
Revisiting Perceptions and Their Alignment with Practices among Iranian EFL Teachers in the Implementation of Communicative Language Teaching
حوزههای تخصصی:
Developing a learner’s ability to communicate in a second language is the goal of communicative language teaching (CLT). Many EFL teachers now accept and employ CLT as a teaching method. Although teachers’ views have a significant influence on how they practice CLT, there haven’t been many studies about teachers’ attitudes about CLT in a specific context, such as Iran. This was revealed through a study of related literature. The current study sought to examine how EFL teachers felt about CLT. The first aim of the present study is to ascertain how EFL teachers feel about CLT. Examining the fundamental causes of instructors’ attitudes is the second goal. Thirdly, determining whether there is a disconnect between instructors' perceptions about CLT and their classroom behavior. The researchers employed a mixed-methods strategy in this study. The study included 30 EFL instructors. Three phases made up the research design: firstly, a questionnaire for gathering quantitative data was used, then interviews and observations were used for gathering qualitative data. The findings of this study showed that, in general, EFL teachers had positive attitudes about the CLT’s tenets and exhibited CLT’s traits in their teaching. There was not much of a discrepancy between the teachers’ perceptions about CLT and their actual classroom actions. This study offers valuable insights that can inform curriculum development, teacher training, and policy decisions, ultimately enhancing the quality of English language education in Iran and similar contexts around the world.
جای نام شناسیِ آبادی های شهرستان بیرجند؛ نمونه موردی واژه های خان و ماه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زبان و زبان شناسی دوره ۱۶بهار و تابستان ۱۳۹۹ شماره ۳۱
201-226
حوزههای تخصصی:
جای نام شناسی ازجمله شاخه های علم زبان شناسی تاریخی است، که قدمتی بیش از 200 سال دارد؛ معمولاً با مطالعات شرق شناسان و باستان شناسان همراه بوده و به مرور زمان، این دانش تغییر کرده و ساختاری علمی یافته است. شهرستان بیرجند در خراسان جنوبی ازجمله مناطقی در کشور است که به دلیلِ دوربودن از کانون های جمعیتی و راه های اصلیِ مواصلاتی، برخلاف مناطق شمالی خراسان، کمتر مورد تهاجم اقوام بیابانگرد قرار گرفته است. از این رو، جای نام های این منطقه کمتر دستخوش دگرگونی شده و در تعداد قابل توجهی از جای نام ها، ازنظر مورفولوژی ساختار زبان پهلوی حفظ شده است. هدف از این پژوهش بررسی و معناشناختی واژه های «خان» و «ماه» و مشتقات آن در جای نام های شهرستان بیرجند است. نتیجه این پژوهش آن است که واژه پهلوی «خان» در زبان کردی «کانی» و در تالشیِ کنونی و تبریِ باستان «خونی» به معنای چشمه است؛ این واژه در خراسان جنوبی به معنای چشمه مصنوعی، چاه یا قنات است و معادل فارسی آن پس از اسلام چهکند می شود. واژه دیگر «ماه» است که در زبان پهلوی به معنای دِه است و با مشتقات دیگری در جای نام های توابع بیرجند مشاهده می شود.
زمینه های پیدایش ترجمه جعلی و شبه ترجمه در فارسی معاصر(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زبان پژوهی سال چهاردهم زمستان ۱۴۰۱ شماره ۴۵
207 - 232
حوزههای تخصصی:
جستار پیش رو بر آن است تا با واکاوی ترجمه های جعلی و شبه ترجمه های معاصر، مهم ترین دلایل پیدایش این آثار را در زبان فارسی روشن کند. پیدایش این گونه آثار نه به شکل تألیف، بلکه با نقاب ترجمه در زبان فارسی، ما را بر آن داشت تا با روش اسنادی، این متن ها را با توجه به عامل برون متنی بافت و با رویکرد توصیفی و مقصد-محورِ توری (Toury, 1995) بررسی کنیم. بررسی چرایی عرضه این آثار نشان می دهد گذر از سد ممیزی و تیغ سانسور در زمانه های مختلف به ویژه پیش از انقلاب، از جمله مهم ترین دلایل پیدایش این آثار بوده است. چراکه معمولاً آستانه تحمل حکومت ها در انتشار دیدگاه های ناهمخوان و نقدهای تند یا انتشار مطالبی برای برانگیختن مخاطب به انجام کنش سیاسی، به ویژه اگر در پیوند با فرهنگ و جغرافیایی دیگر و برای مخاطبی دیگر باشد -و از رهگذر ترجمه به فرهنگ مقصد راه یابد - بالاتر است. همچنین، عامل مؤثر دیگر در پدید آمدن ترجمه های جعلی و شبه ترجمه جایگاه کانونی ترجمه در نظام ادبی فارسی در دوره معاصر و به دنبال آن جذب مخاطب بیشتر و در نتیجه کسب درآمد اقتصادی بالاتر بوده است. از دیگر دلایل خلق این آثار آفرینش، شخصیت (پرسوناژ) جایگزین برای نویسنده، ستایش یا بدگویی از چهره ها و گروه های سیاسی، تغییر اسلوب در نویسندگی یا سرایش شعر، بیم از ناکامی در مسیر فعالیت ادبی و محدودیت در شخصیت پردازی در برخی گونه های ادبی فارسی را می توان نام برد.
بررسی مقایسه ای مفهوم سازی ها و رمزگذاری های زبانی حس بویایی در زبان های فارسی و روسی امروز از منظر زبان شناسی فرهنگی- شناختی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در این جستار مفهوم سازی ها و رمزگذاری های زبانی حس بویایی را در دو زبان فارسی و روسی امروز از منظر زبان شناسی فرهنگی شناختی با بهره گیری از چارچوب های شریفیان ( 2017 ) و کووچش ( 2018 ) بررسی می کنیم. داده های اصلی از وبلاگ ها و صفحات مجازی و به طور کلی از اینترنت اخذ شده است، اما برای بررسی مترادف های واژه «بو» و هم نشین های آن از فرهنگ لغت های این دو زبان هم استفاده شده است. نتایج این تحقیق نشان می دهد که در دو زبان فارسی و روسی حس بویایی هم به عنوان حوزه مبدأ و هم مقصد نقش آفرینی کرده و در حس آمیزی از هر دو مرتبه بالاتر و پایین تر از خود به عنوان حوزه مبدأ استفاده می کند. در حوزه مفهوم سازی دو کلان استعاره «خوب بودار است» و «بد بودار است» در هر دو زبان وجود دارد. «ظن بردن/ مشکوک بودن، فهمیدن/ پی بردن، برطرف شدن، پرکردن، نشان از چیزی داشتن، به دردسر افتادن/ خراب شدن اوضاع» ازجمله مفهوم سازی های مشترک این دو زبان است. درعین حال تفاوت هایی هم در این دو زبان در مفهوم سازی حس بویایی وجود دارد. جدا از مفهوم سازی ها، در رمزگذاری های زبانی هم شباهت ها و تفاوت هایی بین دو زبان مشاهده می شود. شباهت ها در تأیید نظر کووچش ( 2010 ) مبنی بر نزدیک به همگانی بودن برخی استعاره های مفهومی در حوزه حس ها در زبان های مختلف است که از نظر او ناشی از تجارب مشترک انسان هاست و تفاوت ها هم منعکس کننده نظر شریفیان ( 2017 ) است که معتقد است آبشخور مفهوم سازی ها، شناخت فرهنگی است که حتی در یک جامعه زبانی هم، به دلیل توزیع نامتقارن، ممکن است کاملاً یکسان نباشد.
ساختار تعجب سماعی در زبان گفتار و نوشتار عربی معاصر با تکیه بر معادل یابی آن در فارسی (مورد پژوهانه کتاب «الشمس فی یوم غائم» و «زهره العمر»)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در زبان عربیِ معاصر، اسلوب های تعجبِ سماعی، در مقایسه با اسلوب های قیاسی آن پرکاربردتر و متنوع تر است. هر چند، این اسلوب های تعجبِ سماعی، هنوز هم همانند قدیم کمتر مورد توجه قرار گرفته اند. پژوهشگران به این مسئله که ساختارهای تعجبِ سماعی نیز خود می توانند از ساخت های ویژه ای پیروی کنند، نپرداخته اند. همین امر به همراه کاربرد متنوع این نوع جمله ها در زبان عربی و معادل یابی آن ها در زبان فارسی، بیانگر اهمیت پژوهش حاضر است. این مقاله به دسته بندی 460 جمله تعجبی در دو کتاب «الشمس فی یوم غائم» و «زهره العمر» که اولی به زبان گفتار و دومی به زبان نوشتار نزدیک تر است، پرداخته است. در این راستا، پژوهش حاضر بر آن است ابتدا جمله های تعجبی سماعی را بر پایه تقابل میانِ زبان فارسی و عربی توصیف کند. سپس معادل یابی، ساخت و کاربرد جمله های تعجبی سماعی در زبان گفتار و نوشتار مورد ارزیابی قرار گیرد تا تفاوت ها و شباهت های موجود میان جمله های تعجبی سماعی در فارسی و عربی نمایان شود.یافته های پژوهش نشان می دهد که در زبان گفتار، سبک و آهنگ در تشخیص ساختار جمله های موردِ اشاره مهمترین نقش را بر عهده دارند. همچنین، تمنی، قسم و گاه ضرب المثل ها و اصطلاح های عامیانه، تکیه و تأکید بسیار مورد استفاده قرار می گیرند. در زبان نوشتار نیز ساخت های تأکیدی نقش پررنگ تری داشته و جمله ها با تنوع بیشتری می آیند. در این میان، جمله های نمایاننده مقدار و مقایسه، اسلوب های منفی، اسلوب های تأکیدی که گاهی در قالب جمله های خبری منفی مانند اسالیب حصر، استثنا، تقابل و تباین می آیند، بسیار اهمیت دارند. در معادل یابی - به ویژه در زبان گفتار- حرف «که» نقش مؤثری دارد. به نظر می رسد در زبان نوشتار عربی بیشتر این جمله های با ژرف ساخت به کار می روند و در زبان فارسی اغلب با روساخت معادل یابی می شوند. همچنین، این پدیده در زبان گفتار بیشتر به چشم می خورد.
ماریا آیوازیان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی: