فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۴۶۱ تا ۴۸۰ مورد از کل ۱۱٬۱۳۸ مورد.
حوزههای تخصصی:
هدف این تحقیق بررسی ماهیت و فرایند به کارگیری استراتژی های فراشناختی در ارتباط با موقعیت های آموزش زبان انگلیسی شامل نظامهای دموکراتیک- نیمه دموکراتیک و اقتدار ملی در نظام آموزش عالی ایران بوده است، بدین معنا که آیا به کارگیری استراتژی های مذکور از منظر فراوانی و نوع تحت تاثیر موقعیت یادگیری قرار می گیرند یا نه. ضمنا تلاش گردید تا موضوع از زاویه بررسی کمی و کیفی بعنوان دو رویکرد متداول انجام تحقیقات علمی نیز مورد مطالعه قرار گیرد. براین اساس دو فرضیه مطرح و به شیوه تجربی مورد آزمایش قرار گرفتند. نتایج حاصله را در دو مقوله موقعیت- محور به کارگیری استراتژی های مذکور و روش- محور تحلیل داده ها می توان تقسیم بندی کرد و نتایج حاصله موید تاثیر نسبی موقعیت های یادگیری و ماهیت مکمل و مانعه الجمع نبودن دو روش تحقیق بوده و معلوم گشت که نظام آموزشی استوار بر اصول اعتدالی زمینه رشد بیشتری را فراهم می آورد و اکتفا صرف به روش تحقیق کمی نمی تواند همیشه نتایج قانع کننده ای را ارایه دهد.این تحقیق دارای کاربردهای نظری و عملی نیز می باشد به طوری که از حیث نظری معلوم گشته که (1) استراتژی های فوق یک سازه یک بعدی است، (2) استراتژی های فراشناختی مرتبط با استراتژی های شناختی است، (3) استراتژی های فراشناختی پارامترهای متفاوتی را در موقعیت های مختلف نشان می دهند و (4) استراتژی های فراشناختی ماهیتی پیچیده دارند که نیازمند بررسی بیشتر می باشد. از نظر کاربرد آموزشی نیز واقعیت تعدد در نظام آموزش زبان انگلیسی در ایران تایید شد که این وضعیت بر کل فرایند یادگیری زبان های خارجی اثر می گذارد. براین اساس افق های جدیدی در سطح کلان آموزشی شامل سیاستگذاری و برنامه ریزی آموزشی زبان های خارجی در سطح ملی و همچنین در مقیاس خرد یعنی مدیریت کلاسی و اجرای برنامه ها و سیاست های آموزشی گشوده می شود.
بررسی ساختار تقابل رستم و اسفندیار در شاهنامه بر اساس نظریه تقابل لوی استروس(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
داستان شورانگیز رستم و اسفندیار با قابلیت های شگفت انگیزش در جذب مخاطبان متعدد‘ با علایق و سلایق گوناگون بی تردید از عالی ترین داستان های شاهنامه محسوب می شود. با این حال‘ این داستان و داستان های مشابه‘ با وجود ارزش والای ادبی شان‘ کمتر در چارچوبی نظری‘ برگرفته از علوم جدید‘ مورد نقد و بررسی قرار گرفته اند. با مطالعه عمیق و دقیق متن‘ ساختاری (Structure) منسجم به مانند تار و پودی در هم تنیده در پس پشت داستان نمایان می شود. تشخیص این ساختار‘ بی شک از گذر تحلیلی متکی بر نظریات ساختار باوران (Structuralistes) از جمله نظریه تقابل دوگانه لوی استروس امکان پذیر است. بر اساس نظریه اخیر دو کارکرد اصلی برای متن می توان قایل شد که برقرینه های درونی و بیرونی دو شخصیت اصلی داستان‘ یعنی رستم و اسفندیار متکی است. کارکرد اول که بیشتر مربوط به گزارندگان داستان و طرفداران دو جبهه است‘ و همچنین بر قرینه های بیرونی محیط دو پهلوان متکی است به کارکرد فکری تعبیر شده و به اندیشه هایی که در پس این تقابل وجود دارد می پردازد. کارکرد دوم که به قرینه های درونی دو پهلوان باز می گردد‘ به کارکرد حماسی داستان تعبیر شده است. با بررسی قراین موجود در داستان و در چارچوب این دو کارکرد‘ متوجه می شویم که دلیل رخ دادن تراژدی مرگ اسفندیار به عوامل درونی محرک این دو پهلوان در رویارویی با یکدیگر برمی گردد و نه عوامل بیرونی از جمله گشتاسب و جاماسپ.
ابعاد معناشناختی «باید» در زبان فارسی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
باید از جمله مقوله های واژگانی در زبان فارسی است که به طور جدی با مقوله معنایی وجهیت گره خورده و از این روی، دارای ابعاد معناشناختی پیچیده و قابل تاملی می باشد. در مقاله حاضر با بررسی و تحلیل شواهدی از زبان فارسی معاصر، برخی از ابعاد معناشناختی و کاربرد شناختی مقوله باید در این زبان مورد مطالعه قرار گرفته است. این بررسی نشان می دهد که مقوله یاد شده، منتقل کننده طیف گسترده ای از معانی وجهی در زبان فارسی می باشد. در این میان در حالی که معانی وجهی معرفتیِ مقوله باید بسیار محدود است، این مقوله، دارای انواع مختلفی از معانی وجهی کنشگر محور می باشد. مسئله ای که ظاهراً با تحلیل های در زمانی قابل توجیه است. تنوع معانی وجهی باید را می توان با چارچوبی کاربردشناختی، شرح و توصیف نمود و آن را زاییده تاثیر بافت های مختلف بر معنای این مقوله و مرتبط با عناصری چون زمان دستوری و نشانگرهای وجهی دانست.
درک ضرب المثل های فارسی در نوجوانان یک زبانه و دو زبانه: تحلیل مقایسه ای عملکرد بر پایه مدل اقناع محدودیت(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر تحلیلی است مقطعی مقایسه ای که بر پایه مدل اقناع محدودیت انجام شده است. در این پژوهش عملکرد نوجوانان یک زبانه فارسی زبان با نوجوانان دو زبانه آذری- فارسی زبان در درک ضرب المثل ها در زبان فارسی مقایسه شده است. در انجام تحقیق 142 نفر دانش آموز از مقطع دبیرستان، در دو گروه یک زبانه و دوزبانه، با دامنه سنی 15 تا 18 سال و در دو جنسیت زن و مرد به منظور بررسی تاثیر متغیرهای «بافت زبانی»، «آشنایی» و «جنسیت» بر «سرعت درک» (زمان پاسخگویی) ضرب المثل های زبان فارسی مورد بررسی قرار گرفته اند. آزمون مورد استفاده در این مطالعه، آزمون درک ضرب المثل است که به صورت نرم افزاری تهیه شده، داده ها در آن به صورت فایل متنی ذخیره و زمان پاسخگویی به سوالات به میلی ثانیه اندازه گیری شده است. تحلیل داده ها با استفاده از آزمون آماری تحلیل واریانس دوطرفه و آزمون تی مستقل صورت گرفت. نتایج حاصل از تحلیل داده ها تاثیر معنی دار هریک از این متغیرها را نشان می دهد، و کارایی مدل اقناع محدودیت در درک ضرب المثل های زبان فارسی را پشتیبانی می کند.
مجهول سازی افعال مرکب فارسی از منظر معنایی و نظریة معنی شناسی مفهومی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این پژوهش کوششی است برای بررسی انواع روشهای مجهولسازی فعلهای مرکب زبان فارسی و معرفی نظریة معنایی جکندوف، یعنی آنچه «نظریة معنیشناسی مفهومی» نامیده میشود. معرفی این نظریة معنیشناختی، به این دلیل است که مبانی آن به محک دادههای زبان فارسی سپرده شود تا معلوم شود آیا این نظریه، چنانکه پیشنهاددهندة آن ادعا میکند، جهانی است و از عهدة تبیین دادههای زبان فارسی برمیآید یا خیر. به این منظور، رفتار معنایی22 فعل مرکب زبان فارسی که از راه همراهشدن سازة غیرفعلی با فعل سبک «انداختن» ساخته میشوند، به هنگام مجهولکردن این افعال بررسی میشود. چنانکه ملاحظه خواهیم کرد، برای مجهولسازی گروهی از فعلهای مرکب، میتوان از دو روش نحوی و معنایی بهره برد. همچنین، خواهیم دید که نظریة معنایی جکندوف به دلیل توجه به مؤلفههای معنایی و در نظر گرفتن آنها به منزلة واحد تحلیل معنایی، از عهدة تبیین پذیرفتنینبودن جملههایی که دستوریاند، ناتوان میماند و بنابراین، استدلال خواهیم کرد که چنانچه واحد تحلیل معنی جمله در نظر گرفته نشود، تحلیلهای معنایی نتایج درستی را بر پی نخواهند داشت.
رشد فراشناخت در مهارت درک مطلب زبان دوم: رویکرد ساختگرایی در مقابل روش انتقالی دانش(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
" هدف این پژوهش بررسی نقش دو رویکرد تدریس یعنی رویکرد ساختگرایی و روش انتقالی دانش در رشد فراشناخت در مهارت ""درک مطلب"" در زبان دوم است. به این منظور تعدادی از دانشجویان رشته ی مهندسی دانشگاه صنعتی اصفهان با استفاده از آزمون استاندارد توانایی زبان به دو گروه همگن تقسیم شده، سپس از طریق دو رویکرد ذکر شده تحت آموزش قرار گرفتند (گروه تحت آموزش روش انتقالی 31n= و گروه تحت آموزش به روش ساختگرایی 43n= .( ابتدا، از هر دو گروه خواسته شد که درباره ی موضوع ""مفهوم مهارت خواندن"" از دیدگاه خود و با توجه به نکات مشخص شده یک مقاله بنویسند. پس از انجام آموزش به دو روش ذکر شده، مجدداً دانشجویان در هر گروه مقاله ی بالا را با همان عنوان و روش نوشتند. پس از آن، مقاله های اولیه و نهایی دانشجویان بر اساس روش پدیدار شناسی مارتون (1994) به منظور بررسی فرآیندهای فراشناخت و رشد آنها در طول دوره ی آموزش مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.
بررسی ها نشان داد، مقوله ی فراشناخت در مقاله های نوشته شده دارای مؤلفه های مختلفی است. مقوله های ""استدلال"" و ""کاربرد"" به عنوان دو جزء در نظر گرفته شده در مفهوم فراشناخت در این مطالعه نیز دارای ابعاد و طبقه بندی های متفاوتی می باشند.
تجزیه و تحلیل آماری نشان داد که رشد مؤلفه های فراشناخت در گروه تحت آموزش ساختگرایی به شکل معناداری با گروه تحت آموزش به روش انتقالی متفاوت است.
"
رابطة زبان و تفکر در توهم شنیداری کلامی و گفتار هذیانی بیماران مبتلا به اسکیزوفرنی از دیدگاه فلسفة تحلیلی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
ارتباط زبان و تفکر موضوع مورد مطالعه از دیدگاه علوم گوناگون است. فلسفة تحلیلی، که زبان، اصلی ترین موضوع آن است، از جمله به چگونگی چنین رابطه ای می پردازد. یکی از بهترین نمایه های مطالعة این رابطه گفتار افرادی است که یا زبانشان دچار مشکل است یا تفکرشان. بنابراین، گفتار هذیانی آن دسته از بیماران مبتلا به اسکیزوفرنی، که هیچ مشکل زبانی ندارند و فقط دچار اختلال فکر هستند، از بهترین موارد برای این منظور به شمار می آید. هدف مقالة پیشِ رو ارائة تحلیلی بر پایة فلسفة تحلیلی از رابطة زبان و تفکر چنین بیمارانی است که در توهم شنیداری کلامی و گفتار هذیانی آنان آشکار می شود. در چهارچوب فلسفة تحلیلی، فلسفة ذهن به حالات و کارکردهای ذهن می پردازد و، در آن، نظریة ذهن مطرح می شود که اختلال، در آن، هم به توهم می تواند بینجامد، هم به هذیان. توهم شنیداری کلامی و هذیان، که هر دو ساختار گفتاری دارند، ناشی از پدیدة گفتار درونی هستند.
بررسی تطبیقی مکتب باروک با سبک هندی (مطالعه موردی: بیدل دهلوی)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
نهضت باروک از ایتالیا آغاز شد و تمام اروپا را فراگرفت. مکتب باروک پس از عصر باشکوه رنسانس و سبک هندی پس از دوره عراقی شکل گرفت. این دو رابطه ای استوار با هم دارند. برای مثال، قالب رایج در هر دو مکتب، غزل است و مضامینی چون حرکت و استحاله، تاکید بر صورت های عینی و تجسمی، تکیه بر زیبایی های جسمی، چگونگی وصف طبیعت، تسلط دکور، آشنایی زدایی و... در هر دو مشترک است. در ادبیات باروک عدم تقلید از قدما، ناپایداری جهان، استعاره های حرکت، مرگ، نمایش، اغتنام فرصت لحظه های زودگذر، عصیان هنرمند، پیچیدگی فلسفی، پارادوکس، مطلق نبودن علم بشری، آزادی بیان و... به وضوح مشاهده می شود؛ این عناصر در شعر بیدل دهلوی هم نمود یافته است. هدف این پژوهش، بررسی ارتباط مکتب باروک و سبک شعری در هند و ایران با تکیه بر اشعاری از بیدل دهلوی است.
عقاید روشنگری لسینگ در نمایشنامة ناتان حکیم
حوزههای تخصصی:
دوره روشنگری یکی از دوره های درخشان و مهم در عرصه فلسفه و علوم بود که درسده های هفدهم و هجدهم سراسر اروپا را دربرگرفت. دراین دوره، مبنای شناخت برای انسان خرد و عقل اوست که معیار سنجش همه تفکرات وی قرار می گیرد. جنبش حاکم در این دوره، یعنی «جنبش روشنگری»، ریشه در عقاید رنه دکارت (????- ????)، فیلسوف فرانسوی داشت. وی با عبارت معروف خویش می اندیشم پس هستم (Cogito ergo sum)، سرآغاز فصل جدیدی در فلسفه می شود و متفکران آن عصر را تحت تاثیر قرار می دهد. او سعی می کند مبانی شناخت بشری را به واسطه عقل (Ratio) تعیین کند و به این ترتیب بنیانگذار جنبش عقل گرایی می شود. مقاله حاضر از دو بخش تشکیل شده است. در بخش اول نگاهی داریم اجمالی به دوره روشنگری در آلمان، زمینه های پیدایش و تاثیرپذیری آن. در بخش دوم به بررسی جهان بینی بزرگترین نویسنده آلمانی در این عصر، یعنی گوتهلدابراهام لسینگ می پردازیم و تاثیر و ابعاد فعالیت های وی را در این زمینه از نظر می گذرانیم. پس از آن تحلیل نمایشنامه ناتان حکیم به عنوان نمایشنامه ای که مبین و نماد تفکر روشنگرانه لسینگ است، مورد بحث قرار می گیرد.
رویکردی نشانه شناختی - اجتماعی به بررسی مساله برابری در ترجمه مفاهیم ایدئولوژیکی
حوزههای تخصصی:
"هدف مطالعه حاضر ارایه رویکردی جدید در مورد بررسی مفهوم جنجال برانگیز «برابری» در ترجمه است. فرض بر این است که به طور کلی نظریه پردازان ترجمه را در عصر حاضر، بر اساس رویکردی که نسبت به مساله مفهوم «برابری» اتخاذ کرده اند، به سه گروه می توان تقسیم کرد: گروه نخست نظریه پردازانی هستند که تعریفی خاص از برابری به دست داده اند و آن را به مثابه مفهومی آرمانی و انتزاعی اما مفید در تعریف یا توصیف یا نقد و آموزش ترجمه به کار می برند. گروه دوم نظریه پردازانی هستند که برابری را مفهومی مبهم یا بی ربط می دانند و آن را به کار نمی برند. و بالاخره، گروه سوم نظریه پردازانی هستند که مفهوم برابری مورد نظر نظریه پردازان سنتی را از دیدگاهی عینی تر مورد بررسی قرار داده اند.
مقاله حاضر ابتدا مطالعات انجام شده در زمینه مفهوم برابری توسط نظریه پردازان سرشناس هر یک از گروه های بالا را مرور می کند و بر اساس اصول و مبانی نظریه زبان به مثابه نظامی نشانه شناختی - اجتماعی (هالیدی (1978 به عنوان چارچوب نظری مطالعه، نتیجه می گیرد که «برابری» در ترجمه مفهومی گمراه کننده است و بنابراین باید با مفهوم «ناهمسانی» جایگزین شود. در نهایت به پیروی از هتیم و میسون (1990) پیشنهاد می شود تا هنگامی که شکاف بین گفتمانهای فرهنگ مبدا (انگلیسی) و مقصد (فارسی) از بین نرود بحث در مورد دستیابی به برابری متن مقصد و مبدا اندیشه ای واهی است و بهتر است که به جای تصور آرمانی دستیابی به آن، در راستای کاستن از میزان ناهمسانی بین متن مقصد و مبدا تلاش کنیم."
نمادگرایی در شعر عرفانی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
ندانم کاتش دل بر چه سان است که دیگر شکل می سوزد زبانم به صد صورت بدیدم خویشتن را به هر صورت همی گفتم من آنم که صورت های دل چون می نمانند که می آیند و من چون خانه بانم این مقاله بر محور بحث از تصویر نمادین و رمزهای تصویری در ادبیات عرفانی متمرکز است. نخست اصطلاحات صوفیه را به دو دسته اصطلاحات رسمی و رمزهای تصویری تقسیم کرده آنگاه با بررسی روند شکل گیری تصویرهای نمادین در شعر عرفانی ، اهمیت تحلیل تصویر را برای شناخت آفرینش هنری عارفان به بحث می گذارد و با طرح مساله ابداع و تقلید در تصویر پردازی صوفیان ، روشی را برای شناخت و تحلیل فردیت هنری شاعران عارف پیشنهاد می کند . در پایان زیبایی شناسی تصویر نمادین را در ادبیات عرفانی مورد بحث قرار می دهد.
ترجمة گفتمان غیرمستقیم آزاد در سه ترجمة فارسی رمان به سوی فانوس دریایی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این مقاله، ترجمه گفتمان غیرمستقیم آزاد را در سه ترجمه فارسی رمان به سوی فانوس دریایی بررسی میکند. ابتدا از گفتمان روایی و انواع آن و بعد از گفتمان غیرمستقیم آزاد و مباحث نظری مربوط به آن از جمله ویژگیهای زبانشناختی و تاثیرات و کارکردهای آن موجزوار سخن به میان میآید. سپس، به ترجمه گفتمان غیرمستقیم آزاد در سه ترجمه رمان به سوی فانوس دریایی اشاره شده و شاخصهای زبانشناختی مهم آن از قبیل ضمایر، اشارتگرهای زمانی و مکانی، افعال وجهنما؛ جمله پرکنها و ادات تاکید در ترجمههای حسینی، بجانیان و کیهان تحلیل و بررسی میشوند. در پایان گفته میشود که هر یک از سه مترجم به چه میزان توانستهو/ یا نتوانستهاند ویژگیهای سخن غیرمستقیم آزاد را با نسبتهای متغییر در زبان فارسی بازآفرینی کنند.
ترجمه متون دینی: مشکلات، راهبردها و استنتاج ها
حوزههای تخصصی:
"متون مذهبی دارای ابعادی شدیدا فرهنگ - وابسته هستند که در ترجمه مترجم را با مشکلاتی مواجه می کند که ممکن است فرهنگی یا زبانی باشد. آگاهی از تفاوتها و شباهتهای زبان دین مبدا و مقصد می تواند راه گشای بسیاری از مشکلات مترجم در سطوح واژگانی، همنشینی، نحوی و گفتمانی باشد.
این مقاله به بررسی مشکلات و ارایه برخی راهبردها و پیشنهادها در زمینه ترجمه متون دینی می پردازد. زبان مبدا(SL) و زبان مقصد(TL) موازی محسوب شده و همواره بیش از یک گزینه در انتخاب راهکارهای ترجمه ارائه می شود. با وجود این، تاکید بیشتر بر زبان مقصد قرار گرفته است به دلیل اینکه در ترجمه متن در زبان مقصد پردازش و با توجه به بافت آن تحلیل می شود."
تحلیل فرایند های واجی فعل در زبان فارسی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در این پژوهش، با تحلیل فرایند های واجی ستاک گذشته در زبان فارسی بر حسب میزان پیچیدگی و تعداد قاعده هایی که برای تبدیل به ستاک گذشته، بر ستاک حال آنها انجام می شود، این فعل ها را به انواع تک قاعده ای، دو قاعده ای، سه قاعده ای و چهار قاعده ای تقسیم کرده ایم. در هر یک از این دسته ها، یک قاعده، از نوع ساخت واژی ستاک گذشته و بقیه، قاعده های آوایی هستند. پژوهش حاضر، بیانگر آن است که علاوه بر عناصر واج شناختی مانند محدودیت واجی، محدودیت واج آرایی در خوشه پایانی و محدودیت خوشه و هسته هجا، عنصر ساخت واژی نیز در شکل گیری ستاک گذشته، مؤثر است. این پژوهش، تعامل دو حوزه واج شناسی و ساخت واژه را نشان می دهد.
در این جستار، نشان داده ایم که ستاک گذشته نشان دار، با افزودن عامل ماضی ساز- که به صورت tنمود می یابد- به دست می آید. با فرض کردن tبه جای Dدر این پژوهش، در مواردی که ستاک حال به همخوان بی واک ختم می شود، از اِعمال قاعده های بیشتر، جلو گیری کرده ایم. فرض جلو گیری از اِعمال قاعده بیشتر، دارای توجیه اقتصادی است.
این مقاله نشان می دهد که تقسیم فعل های فارسی به دو دسته بی قاعده و با قاعده، نامعقول است، تشکیل ستاک فعلی در همه فعل های فارسی، نظام مند و دارای قاعده است و تفاوت این فعل ها در تعداد و نوع قواعدی است که بر آنها اعمال می شود.
زبان در زبان مولانا(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مولانا توجه ویژه ای به مساله زبان داشته است. گفته ها و نظرات وی ضمن آنکه مبتنی بر تجربه ای شخصی در حوزه زبان (شاعری) است، شامل اصول کلی و دریافتهای قابل توجهی است که با برخی تحلیلهای فلاسفه و زبانشناسان و پژوهندگان عرصه دین و عرفان، همانندیهایی دارد. مولانا لفظ را برای القای معنی، همیشه و در همه حال نارسا می داند (لفظ در معنی همیشه نارسان)؛ همچون برخی فلاسفه و متفکران امروز. ضمن آنکه او برای زبان کارکردی دو گانه قایل است: یکی کاشف اندیشه و جان و دیگری پرده پوش اسرار و حقایق درون؛ که این نظر متناقض نما ناشی از تجربه های خود مولاناست. مانند هر عارفی او نیز در جستجوی معنی است و از آنجا که معنی مورد نظر عارف چیزی نیست که در زبان بگنجد، در نهایت به سکوت یا گفتار و بیان تمثیلی و غیرمستقیم (من چو لب گویم لب دریا بود) رو می آورد؛ سکوت و خاموشی را هم گاهی ناشی از پر سخنی می داند (من ز بسیاری گفتارم خمش) و گاهی برای پرهیز از افشای راز (تا که در هر گوش ناید این سخن) و حتی گاهی خاموشی را پرده دری می شمارد (و به ترتیب شاعری خود را توجیه می کند: در خموشی گفت ما اظهر شود) و در مقابل گفتار را پرده پوشی می شمارد (عین اظهار سخن پوشیدن است). ناخرسندی مولانا از زبان و بی اعتمادی نسبت به آن باعث شده است که او در نهایت خواهان رسیدن به مرحله ای باشد که به تعبیر خودش «اندرو بی حرف می روید کلام» و نقطه کمال را در این بداند که سالک، گفتن و شنیدن و حتی بودن را از خود سلب و به «او» نسبت دهد (هم بگو تو، هم تو بشنو هم تو باش). عطف توجه مولانا به عرفان عملی نیز باعث شده هر جا از زبان و کم و کیف آن سخن به میان آمده است، سود و زیان و آثار آن را هم مطرح کند (ای زبان هم آتشی هم خرمنی).
ریشه شناسی چند واژه کهن از گویش های ایرانی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
ریشه شناسی واژگان گویش های مختلف ایرانی هم به شناخت بیشتر ویژگی های آوایی این گویش ها کمک می کند، هم به ریشه شناسی واژه های فارسی و دیگر زبان ها و گویش های ایرانی. گویش های ایرانی گنجینه عظیمی از داده های زبانی هستند که می تواند در زبان شناسی زبان های ایرانی استفاده شود. این مقاله به ریشه شناسی 12 واژه از گویش های مختلف ایرانی می پردازد. درمورد هر واژه پس از بررسی برابر یا همریشه واژه در دیگر گویش ها و زبان های ایرانی، صورت ایرانی باستان واژه بازسازی، و روند دگرگونی آوایی واژه از ایرانی باستان به گویش های ایرانی بررسی شده است. در ریشه شناسی واژه ها به ویژه بر تمایز بین صورت واژه در گویش های شمال غربی و جنوب غربی تأکید شده. واژه هایی که در این مقاله از گویش های مختلف ایرانی ریشه شناسی شده اند، شامل این واژه ها هستند:
arde/âla «کنار، پهلو، نیمه»؛ast/hast «خانه، حیاط»؛ daha «داسه»؛ gwask/bīg «بزغاله، گوساله»؛ gūn «پستان دام»؛ jeven «هاون غلات»؛ jəxūn «خرمن»؛ kahra «بزغاله»؛ kətū «سگ»؛ mâl «دام، چهارپا»؛ tâta «عمو»؛ xal «کج، خمیده».
بررسی تعامل دو نظام روایی و گفتمانی در داستان رستم و اسفندیار رویکرد نشانه- معناشناختی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
نشانه- معناشناسی روایی بر دو اصل کنش و تغییر استوار است. کنشگران در این نظام اغلب به شکل منطقی و بر اساس برنامه های از پیش تعیین شده پیش می روند تا به معنایی مطلوب و پایدار دست یابند. به نظر می رسد که در بافت داستان های اسطوره ای و حماسی، گفتمان غالب، گفتمان منطقی و روایی است. در این پژوهش داستان رستم و اسفندیار از شاهنامة فردوسی را از منظر نشانه-معناشناسی بازکاوی می کنیم تا با بررسی روابط معنایی موجود در داستان نشان دهیم که علاوه بر نشانه های روایی، مؤلفه های گفتمانی نیز در جهت دهی معنایی به داستان نقش دارند، زیرا ورود سیمرغ به عرصة داستان، روال طبیعی روایت را دگرگون می کند و سبب می شود این بررسی از سطح نشانه-معنا شناسی روایی فراتر رود و به نشانه- معناشناسی گفتمانی نزدیک شود.
این بررسی نشان می دهد که در گفتمان ایدئولوژیک شاهنامه، رستم به عنوان پهلوان شکست ناپذیر ایرانی، در مرکز اندیشه قرار دارد. حوادث داستان ها به گونه ای رقم می خورند که به اقتدار رستم در بافت شاهنامه آسیبی وارد نکنند؛ از این رو نشانه ها مطابق خواستة گفته پرداز به قهرمانی رستم در داستان منجر می شوند.
بررسی تفاوت های گویش کرمانجی بیگلر با گویش های کرمانجی مجاور(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
کرمانجی مهمترین گونه زبان کردی است که علاوه بر کشورهای ترکیه، عراق، سوریه، و برخی از مناطق کردنشین غرب ایران، در استان خراسان شمالی و نیز در شمال غربی استان خراسان رضوی بدان تکلم می شود. اهالی روستای بیگلر در جنوب شهرستان قوچان همچون بسیاری از روستاهای دیگر این منطقه به یکی از گویش های این زبان سخن می گویند. از آنجایی که گویش کرمانجی روستای بیگلر نسبت به سایر گونه های کردی کرمانجی رایج در منطقه تفاوت های بارزی دارد، در این پژوهش تلاش شده است تا این تفاوت ها مورد بررسی قرار گیرد. دراین مقاله پس از بررسی این تفاوت ها به عوامل بیرونی و درونی تغییرات صورت گرفته نیز اشاره شده است. نتایج این تحقیق نشان می دهد این گویش از سایر گویش های کرمانجی مناطق مجاور به لحاظ آوایی، ساخت واژی و نحوی متفاوت است، و اینکه زبان های دیگر رایج در منطقه یعنی ترکی و فارسی از جمله مهمترین عوامل برون زبانی به وجود آمدن این تغییرات بوده اند. علاوه بر آن مشخص گردید که در این میان، زبان ترکی بیشترین تأثیر را در ایجاد این تغییرات داشته است و تأثیر زبان فارسی در درجه دوم اهمیت قرار دارد. همچنین از جمله مهم-ترین تغییرات درون زبانی این گویش می توان به از بین رفتن تمایز میان شکل حال و گذشته فعل متعدی در این گویش در مقایسه با دیگر گویش های کرمانجی خراسانی اشاره کرد.
مقایسهء ساختار معلوم و مجهول (جهت فعل) در زبان روسی و فارسی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
رابطهء بین فاعل، مفعول و متمم، بر اساس خاصیت ترکیب پذیرى فعل، و عدم وجود چنین رابطه اى (عدم وجود مفعول یا متمم) باعث مى شود که افعال در زبان فارسى به دو گروه معلوم و مجهول تقسیم شوند. در زبان فارسى، افعال معلوم افعالى اند، با خاصیت ترکیب پذیرى، باعث به وجود آمدن مفعول یا متمم در جمله مى شوند. برعکس افعال معلوم، افعال مجهول به علت ماهیت ترکیب پذیرى شان، نمى توانند داراى مفعول باشند. در زبان فارسى در گذشته از افعال مجهول کمتر استفاده مى شد، اما در زبان فارسى معاصر از افعال مجهول، تحت تاثیر زبان هاى بیگانه، استفاده بیشترى مى شود. در چنین ساختارهاست که فاعل منطقى یا متمم فاعلى بیشتر به کار مى روند. در ساختارهاى جملهء معلوم، فاعل و در جمله مجهول، متمم همراه با واژه هایى از قبیل: به وسیله، به دست، از طریق، از سرى و غیره مورد استفاده قرار مى گیرند.