مرتضی فخاری

مرتضی فخاری

مطالب
ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین

فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱ تا ۳ مورد از کل ۳ مورد.
۱.

بررسی تأثیر سابقه حسابرسی مستقل رئیس کمیته حسابرسی بر حق الزحمه حسابرسی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: حق الزحمه حسابرسی رئیس کمیته حسابرسی سابقه فعالیت حسابرسی مستقل رئیس کمیته حسابرسی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷ تعداد دانلود : ۱۲
هدف: این پژوهش درصدد است تا به بررسی تأثیر سابقه حسابرسی مستقل رئیس کمیته حسابرسی بر حق الزحمه حسابرسی مستقل صورت های مالی سالانه در شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران بپردازد.   روش: برای آزمون فرضیه پژوهش از روش رگرسیون چندگانه با روش های برآورد حداقل مربعات تعمیم یافته استفاده شده است، همچنین با توجه به نوع داده های مورد استفاده (داده های ترکیبی) آزمون های خاص این داده ها مانند آزمون های پایایی، آزمون های تشخیصی لیمر و هاسمن، آزمون های نقض فروض کلاسیک و آزمون های معناداری مدل و ضرایب نیز انجام شدند.   یافته ها: نتایج به دست آمده نشان داد سابقه حسابرسی مستقل رئیس کمیته حسابرسی تأثیر مستقیم معناداری بر حق الزحمه حسابرسی دارد، به این معنی که سابقه فعالیت حسابرسی مستقل رئیس کمیته حسابرسی باعث افزایش حق الزحمه حسابرسی مستقل می شود.   نتیجه گیری: سابقه کاری حسابرسی مستقل رئیس کمیته حسابرسی بدین معناست که رئیس کمیته با فرآیند حسابرسی مستقل آشنایی دارد، به همین دلیل این فرد احتمالاً حساسیت بیشتری نسبت به نقاط ضعف کنترل های داخلی، ریسک های تقلب و پیچیدگی های حسابداری نشان می دهد و بنابراین از حسابرس مستقل بهترین استفاده را برای افزایش کیفیت اطلاعات و گزارش های مالی می نماید و در بخش هایی که احتمال ریسک حسابرسی بالاتر است با در میان گذاشتن نقاط ضعف باعث می شود حسابرسان مستقل تمرکز بیشتری بر آن بخش ها نمایند و در نتیجه خواهان انجام رسیدگی های گسترده تر، آزمون های تحلیلی عمیق تر و استفاده از یک حسابرس متخصص و معتبر است که این موارد منجر به افزایش ساعات کاری حسابرسان و در نتیجه افزایش حق الزحمه حسابرسی مستقل خواهد شد، این یافته همچنین تأیید می کند کیفیت بالاتر در نظارت هیئت مدیره می تواند با افزایش هزینه های نظارت رابطه ای مستقیم داشته باشد، بنابراین نتیجه به دست آمده منطقی به نظر می رسد.
۲.

آرای اندیشمندان غرب درباره عدالت از زاویه منازعه «حق» و «خیر»(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: حق خیر عدالت نتیجه گرایی وظیفه گرایی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۳۰ تعداد دانلود : ۵۸۲
پرسش از نسبت دو مفهوم «حق» به معنای درستی و «خیر» به معنای غیرارزشی آن و تقدم و تأخر یا اولویت هر یک نسبت به دیگری از مسائل مهم حوزه هنجارهاست که نخست در قلمرو نظری فلسفه اخلاق، بخش شایان توجهی از مباحث اندیشمندان را به خود اختصاص داده است. ازآنجا که مباحث بنیادین فلسفه اخلاق در خصوص هنجارها منحصر به حوزه اخلاق فردی نیست و پاسخ به پرسش های آن ساحت اندیشه سیاسی را نیز به عنوان بخش دیگری از حکمت عملی درمی نوردد، پرسش یادشده نیز در اندیشه سیاسی و به طور خاص عدالت پژوهی، گرایش های فکری و در نتیجه تجویزهای مختص خود را به وجود آورده و در مقابل یکدیگر قرار داده است. این نوشتار درصدد است با خوانش برخی آرای مهم اندیشمندانغرب درباره عدالت از دوران باستان تا دوران معاصر با استفاده از روش توصیفی- تحلیلی، نشان دهد که اندیشمندان عدالت اعم از اینکه با اصل پرسش از منازعه حق و خیر به عنوان یک سؤال مستقل مواجه بوده اند یا نه، همواره به یک جانب این دوگانه (حق و خیر) گرایش داشته اند و نوع نگرش به این منازعه نقشی محوری در شکل گیری آرای ایشان درباره عدالت داشته است.
۳.

بررسی جهان شمولی اعلامیه جهانی حقوق بشر از منظر نقد مبانی اومانیستی آن(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: اومانیسم اسلام جهان شمولی حقوق بشر غربی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۲۰۵ تعداد دانلود : ۱۰۸۰
حقوق بشر غربی به معنای حقوقی است که انسان ها صرفاً به دلیل انسان بودن از آن برخوردارند و سرشت دینی و الاهی بشر، که ویژگی «از خدایی» بودن و «به سوی خدا» شدن و «استعداد برای نیل به کمال شایستة انسانی» داشتن را به همراه دارد، در این حقوق نادیده انگاشته شده است. این حقوق با محوریت تفکر لیبرالی، الحادگرایی، فردگرایی، و با نادیده گرفتن مبدأ و منتهای جهان و هستی، غفلت از تکالیف، و به ویژه فرمالیسم، منظومة فکری بسته ای را شکل داده است که هر آن چه غیر غربی خوانده شود از این منظومه طرد می شود و دیگر به آن حقوق بشر اطلاق نمی شود و به جای توجه به اندیشة تعالی بشر، هویت واقعی انسان را نادیده می گیرد و در نتیجه، هرگونه تفاوت، مانند تفاوت عقیدتی، سیاسی، فرهنگی، نژادی، را با چالش جدی مواجه می کند؛ زیرا هر یک از این تفاوت ها سبب شکل گیری هویتی متفاوت از دیگری می شود. در حقیقت، حقوق بشر غربی نه در مرحلة عملی جهان شمول است و نه در مرحلة نظری؛ چرا که نه توانسته است، در طی تاریخِ تکوین خود، اجماع جهانی را همراه کند یا دستِ کم قدر مشترک فرهنگ ها و تمدن ها را در بر بگیرد و نه این که در قبال فرهنگ ها و ادیان و تمدن ها بی طرفی اتخاذ کند و لعاب اومانیستی بودن را از خود بزداید و مبتنی بر نیازهای ابتدایی و فطری بشر تدوین شود. این مقاله بر آن است تا از طریق نقد مبانی اومانیستی حقوق بشر غربی نمایان سازد که پایة این حقوق مبتنی بر اومانیسم الحادی است؛ در نتیجه، ادعای جهان شمولی آن بی بنیاد است.

کلیدواژه‌های مرتبط

پدیدآورندگان همکار

تبلیغات

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان