ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۸۱ تا ۱۰۰ مورد از کل ۱۵٬۳۱۰ مورد.
۸۱.

کیمیا و نقش ریاضیات در علم موازین جابر بن حیان(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۲ تعداد دانلود : ۲۳
ما در این پژوهش می خواهیم به تحلیل خطوط کلّی علم کیمیا به طور عام و به طور خاص کیمیا نزد جابر بن حیان بپردازیم و نشان دهیم که این نظریه ریشه در آرای ارسطویی، رواقی و نوافلاطونی دارد. این نظریه "علم موازین" نامیده می شود، هدف این علم تقلیل همه پدیده های طبیعی به طور کلّی و تمامی داده های معرفت علمی- مانند کیهان شناسی، فیزیک و کیمیاگری - به قوانین کمّی و اندازه گیری است. علم موازین در قرون وسطی، نمایانگر تلاشی برای بنیان نهادن یک نظام کمّی در علوم طبیعی بود. همچنین خواهیم دید که جابر شدت چهار درجه ای کیفیت های عنصری را - که طرح کلّی آن را از پزشکان یونانی وام گرفته است- به مجموعه ای از اعداد مشخص تقلیل می دهد، و خواهیم کاوید که چه رابطه ای بین این تأملات و رساله تیمائوس افلاطون و عددشناسی فیثاغورسی وجود دارد. همچنین نقش خاص عدد هفده در اندیشه جابر مورد بررسی قرار خواهد گرفت.
۸۲.

وجدان اخلاقی از دیدگاه علامه محمدتقی جعفری: بررسی معرفت شناختی(مقاله پژوهشی حوزه)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۱۴ تعداد دانلود : ۲۳۳
درباره وجدان از ابعاد مختلف معناشناختی، هستی شناختی و معرفت شناختی، و در معرفت شناسی وجدان از مباحث متعددی از جمله معرفت وجدان به حسن و قبح اخلاقی می توان بحث کرد. اینکه آیا می توان وجدان را یکی از راه های شناخت احکام اخلاقی دانست؟ ویژگی های معرفت وجدان اخلاقی چیست و چه تفاوتی با معرفت عقلی دارد؟ اقسام آن کدام است و از چه اعتبار معرفتی برخوردار است؟ این مقاله با استفاده از آثار و اندیشه های علامه جعفری و با روش توصیفی تحلیلی به پاسخ سؤالات مذکور پرداخته و به این نتایج دست یافته است که وجدان یا همان نفس انسانی است و یا یکی از قوای نفس. در صورت دوم، یا قوه تحریکی مراد است یا قوه ادراکی. در صورت دوم، معرفتش یا حصولی است و یا حضوری. در صورت حصولی بودن، اگر مطابق با واقع باشد، معتبر است و در صورت حضوری بودن به دلیل اتحاد عالم با معلوم، خطا در آن ناممکن است. معرفت وجدان، هرچند شخصی است اما به دلیل صدور احکام کلی برخاسته از سرشت مشترک همه انسان ها، به نسبی گرایی اخلاقی منتهی نمی شود.
۸۳.

معانی و کارکردهای تناقض از نگاه سیمون وی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۷۵ تعداد دانلود : ۲۲۰
نوع مواجهه فیلسوفان با تناقض آنچنان بنیادین و حائز اهمیت است که در تاریخ فلسفه جریان ساز بوده است. سیمون وی از جمله فیلسوفانی است که نگاه متفاوتی به مسئله تناقض دارد. مسئله اصلی این پژوهش مفهوم شناسی تناقض در اندیشه فکری سیمون وی و تبیین جایگاه آن در سیستم فکری اوست. می توان سه معنا از تناقض را در اندیشه سیمون وی یافت. 1. «تضاد» میانِ امور به نحوی که مواجهه قوه ادراکی با آن، انسان را به طرح ریزی مجدد در افکارش وامی دارد. 2. «ناهمگونی» میان دو امری که هیچ معیارِ عقلانی مشترکی در میان نیست. 3. جایی که دقیق ترین کاربرد هوش منتهی به بن بست می شود که از آن به «سِرّ» تعبیر می شود. هریک از معانی تناقض به نحوی می توانند نقش سازنده در رشد و تعالی انسان داشته باشند و به مثابه منطق تفکر و دروازه نیل به حقیقت نقش ایفاء کنند. در پایان سیمون وی تناقض را به مثابه یک واسطه (متاکسو) در نظر می گیرد که امر طبیعی را به امر فرا طبیعی پیوند می دهد و منجر به یک هارمونی و انسجام در عالم می شود. هدف این پژوهش، تقریر منسجم و نظام مند از مفهوم و جایگاه تناقض در نظام فکری سیمون وی با نگاهی توصیفی و تحلیلی است.
۸۴.

مهندسی مفهومی و برخی چالش های روش شناختی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۲ تعداد دانلود : ۹۹
فلسفه تحلیلی در سال های اخیر با چالش های روش شناختی گوناگونی مواجه بوده است. در مقاله حاضر، ابتدا دو مورد از این چالش ها به بحث گذاشته می شود که دو روش مرکزی فلسفه تحلیلی را زیر سؤال می برند، یکی معطوف به روش تحلیل زبانی و دیگری معطوف به روش آزمایش فکری. در ادامه به معرفی مهندسی مفهومی به منزله یک روش نوپا که برای غلبه بر چالش های روش شناختی فلسفه تحلیلی طراحی شده است می پردازیم. پس از تقریر کلیات این رویکرد، پاسخ های آن به دو چالش بالا را بحث می کنیم و از معقولیت آن ها دفاع می نماییم. افزون بر این، ما دو ایده تازه را نیز درموردِ مهندسی مفهومی به اشتراک می گذاریم، یک ایده یک صورت بندی جامعِ پنج مرحله ای از مهندسی مفهومی است که نسبتِ آن را با برخی حوزه های مرتبط همچون زبان شناسی و فلسفه آزمایشی به تصویر درمی آورد. دومی پاسخی تازه به چالش معطوف به آزمایش فکری است که نگرانی های پاسخ کنونی در موردش مطرح نشود. بدین ترتیب، مقاله حاضر نه تنها ادبیات مهندسی مفهومی را برای نخستین بار به زبان فارسی معرفی می کند بلکه آن را یک گام نیز به جلو می برد.
۸۵.

برخورد واقع گرایی علمی با شروح بازنمایی علمی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۵ تعداد دانلود : ۹۸
مطابق واقع گرایی علمی، نظریه های علمی بالغْ (تقریباً) صادق اند و به خاطر این صدق (تقریبی) است که موفق اند. مطابق شروح (اصالت گرایانه) از بازنمایی علمی، مدل های علمی به تحقق فضایل معرفتی می انجامند، چون جهان را بازنمایی می کنند. هدف اصلی این مقاله بررسی این پرسش است که آیا واقع گرایی علمی با نگرش های مختلف به بازنمایی علمی، یعنی دیدگاه های شباهت-محور، عامل-محور و ترکیبی، سازگار است یا خیر. برای این منظور، ابتدا نشان داده می شود که واقع گرایی علمی، حداقل در نظر اول، با این شروح نسبتی ندارد. سپس راه های ارتباط میانشان بررسی و سرانجام استدلال می شود که، به شرطِ اضافه کردن جزئیاتی، واقع گرایی علمی با نمونه هایی از هر سه نگرش ناسازگار است.
۸۶.

پارادوکس گسستگی و پیوستگی زمان در فیزیک و متافیزیک دکارت(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۷ تعداد دانلود : ۱۶
بااینکه مفهوم زمان جایگاهی بنیادین در فیزیک و متافیزیک رنه دکارت ایفا می کند اما به مثابه موضوعی مستقل و منسجم و به طورِ نظام مند در آثار وی بررسی نشده است. به همین دلیل، تفاسیر متفاوت و متضادی از مفهوم زمان در اندیشه دکارت مطرح شده است: برخی از مفسران زمان را، در چارچوب دکارتی، اساساً گسسته و اتمیستی تلقی می کنند، درحالی که برخی دیگر بر پیوستگی ذاتی و مداوم آن تأکید دارند. این شکاف تفسیری ریشه در پیچیدگی بنیادین متون دکارت دارد. اظهارات پراکنده و گاه متناقض نمای او دربابِ زمان شواهدی متنی فراهم می آورد که هر دو قرائت را پشتیبانی می کند. این مقاله به بررسی این پرسش می پردازد که آیا دکارت به پیوستگی زمانی (تقسیم پذیری بی نهایت زمان) یا به گسستگی زمانی (اتم گرایی زمانی) قائل بوده است یا نه. با تکیه بر تحلیل های برخی دکارت پژوهان مانند کن لوی، گروهام، کمپ اسمیت، مارشال گرو و با ارجاع به آثار اصلی دکارت، ازجمله تأملات در فلسفه اولی و اصول فلسفه، استدلال می شود که شواهد متنی و تفسیرهای فلسفی از تعهد دکارت به نسخه ای از اتم گرایی زمانی یعنی ناپیوستگی قوی حمایت می کنند. در ادامه، قرائتی مخالف که دکارت را قائل به پیوستگی زمانی می داند نیز طرح شده و حدود اعتبار و محدودیت های آن به طورِ انتقادی بررسی شده است.
۸۷.

The Phenomenology of Attentional Care in the Synchronous Platform Classroom: care ethics, emotion, and attentional justice in 21st century education(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲ تعداد دانلود : ۱۸
This article develops a phenomenology of attentional care in platform-mediated education and advances the normative concept of attentional justice. Employing a phenomenological–hermeneutic method, it analyses composite vignettes derived from synchronous online teaching (2020–2024) in undergraduate and Master’s-level courses in philosophy of education, teacher education, and curriculum studies at a public university. The vignettes, based on field notes and reflective memos, condense recurring situations—such as latency-filled discussions, camera-off participation, and chat-based interaction—while preserving anonymity. Phenomenological analysis reveals three invariants of attention in this context: embodied tact (gesture and voice as holding), temporal generosity (protected intervals resisting acceleration), and recognitive address (naming, echoing, and confirmation). Read alongside critiques of the attention economy and technicity, these findings show that attentional care depends on minimally just conditions and cannot rely on individual virtue alone. The article therefore articulates two correlative rights—the right to protected intervals and the right to recognitive address—and specifies institutional duties concerning time, limits on surveillance, equitable access to bandwidth and quiet, and the governance of platform affordances. The study contributes a refined conceptual grammar of attention in education and proposes a normative criterion for platform pedagogy: a learning environment is adequate when learners can truly say, I was held; I was given time; I was recognised.
۸۸.

تحلیل معرفت شناسانه گزاره های اخلاقی از منظر فارابی و غزالی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۷ تعداد دانلود : ۲۲
یکی از جهات مغفول مانده در سنت فلسفی جهان اسلام مسئله فلسفه اخلاق اسلامی است. هنگامی که سخن از فلسفه اخلاق به میان می آید غالباً مقصود فلسفه اخلاق به معنای خاص آن یعنی فرااخلاق می باشد. در فرااخلاق یا همان اخلاق تحلیلی یکی از مباحث، معرفت شناسی گزاره های اخلاقی است. تحقیق حاضر درصدد به دست آوردن معرفت شناسی گزاره های اخلاقی از منظر فارابی و غزالی است. برای حصول نظرگاه فارابی و غزالی در خصوص گزاره های اخلاقی به نگاه این دو اندیشمند به مسئله حسن و قبح و همچنین مواد اقیسه در منطق پرداخته شده و در نهایت تحلیلی معرفت شناسانه از گزاره های اخلاقی از منظر این دو حکیم ارائه شده است. فارابی در حوزه معرفت شناسی گزاره های اخلاقی، این گزاره ها را گزاره هایی انشایی (البته نه انشایی محض) و اعتباری می داند که کارکردی جدلی دارند. غزالی نیز همانند فارابی قائل به انشایی و اعتباری بودن این دسته از گزاره ها و جدلی بودن آن ها می باشد با این تفاوت که فارابی اعتبار گزاره های اخلاقی را عقلی و غزالی ریشه اعتبار این دسته از گزاره ها را در شرع می داند و قائل به شرعی بودن اخلاق است.
۸۹.

بررسی مبانی فکری مشاورۀ فلسفی و رویکرد آن در روان درمانی معاصر(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۳ تعداد دانلود : ۱۰۲
مشاوره فلسفی یکی از اقسام مشاوره است که به دنبال کاربست راه ها، روش ها و تکنیک های فلسفی برای کمک به افراد در جهت حل مشکلات آنهاست. در مشاوره فلسفی باورهای ذهنی مراجعان با تسهیل گریِ یک فیلسوف ارزیابی و شناسایی می شود. در این نوع تسهیل گری، از هر سه منبع بنیادینِ معرفت، یعنی عقل، حس و شهود به عنوان عناصر اصلی کسب آگاهی استفاده می شود تا به خودشناسی و جهان شناسیِ مراجع کمک کند. لذا، این نوع مشاوره نه تنها در پاسخ گویی به پرسش های فلسفیِ مراجعان کارآیی دارد، بلکه در درمان اختلالات روان شناختی و معضلات فردی و اجتماعی نیز به کار گرفته می شود. هدف این پژوهش که با روش توصیفی-تحلیلی انجام می شود، بررسی مبانی فکری مشاوره فلسفی و تبیین رویکردها و کاربست های آن در روان درمانیِ معاصر است. نتایج حاصل از بررسی ها نشان می دهد که مشاوره فلسفی، امروزه در بیشتر مشکلات شایع در حوزه های فردی و اجتماعی راه حل دارد. در این میان، فلسفه اخلاق تأثیرگذارترین شاخه فلسفه بر محتوای مشاوره فلسفی است که براساس آن تضادها و مشکلات خُلقی ریشه در مشکلات معرفتی دارند. از این رو، مشاور فلسفی با تلاش برای دستیابی به یک گفت وگوی موثر به فرد یاری می رساند تا با مشکلات شخصی، تضادهای اخلاقی و ارزشی مواجهه بهتری داشته باشد. اما در انتها این خود شخص است که می بایست مسائل خود را پیدا کرده و آن را چاره نماید. مشاور فلسفی دریافتن این مسائل و شفاف کردنِ آنها و ارائه انتخاب های گوناگون به منظور برون رفت از مشکلات از منظر فلسفی به مراجعین کاربرد دارد.
۹۰.

مفهوم تجربه نزد هگل و وایتهد: شناخت و فراشناخت(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۷۴ تعداد دانلود : ۲۳۴
بحث از تجربه نزد هگل و وایتهد با یک مبنای اساسی و شبیه به هم، مطرح اما در دو مسیر کاملاً متفاوت بسط می یابد. مبنای این دو فیلسوف در مورد تجربه گره زدن بحث از آن به چیستی هستی است؛ هر چند این موضوع نیز به رغم شباهت هایی که میان شان هست، متفاوت می نماید. هگل واقعیت را در صیرورت می داند تا روح به مرحله نهایی خود برسد. بنابراین تجربه را در این ساختار مورد توجه قرار داده و معنا و مفهومی در حوزه شناخت برای آن قائل می شود. وایتهد نیز به صیرورت قائل است اما به روح قائل نیست و هر چه به تجربه دربیاید را واقعیت می داند. بنابراین مفهوم تجربه نزد او از حوزه شناخت بیرون می رود. ما در بررسی و تحلیل تجربه میان این دو فیلسوف با اینکه حضور مبنای مشترک را همه جا می توانیم دریابیم، اما می بینیم در بیشتر موارد این دو از هم متمایز می شوند و این موضوع به علت فهم متفاوت هر یک از تجربه است. ما در تحقیق حاضر سعی کرده ایم با مبنا قرار دادن مفهوم و ویژگی های تجربه میان هگل و وایتهد و با استفاده از آثاری که توانستیم مطالعه کنیم، در پاسخ به این پرسش که: «اگر آنچه از تجربه نزد هگل و وایتهد می توانیم دریابیم را در برابر هم قرار دهیم، چه چیزی به دست خواهیم آورد؟» ضمن نشان دادن وجوه «شباهت» و «تفاوت» را میان این دو فیلسوف به این نتیجه برسیم که «وایتهد در بحث تجربه از هگل عبور کرده است». 
۹۱.

تغییر و حرکت در فلسفه ابن سینا و ویتگنشتاین متاخر؛ مطالعه تطبیقی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۳۳ تعداد دانلود : ۲۱۴
تحلیل و بررسی تطبیقی تغییر و حرکت در فلسفه ابن سینا و ویتگنشتاین متاخر نقطه اتصال و پیوند میان طبیعت و مابعدالطبیعه است. این پژوهش، ضمن بررسی آرای ابن سینا و ویتگنشتاین متاخر در خصوص مساله تغییر و حرکت، تقارن و تشابهات منطقی و همچنین تمایز نظرات این دو فلسفه را نسبت به برداشت و تصویری که هر دو فیلسوف از این منظر داشته اند، تجزیه و تحلیل نموده و به روش تطبیقی مورد بررسی قرار داده تا هم داستانی ایشان در مساله تغییر و حرکت روشن گردد. همان طور که ابن سینا تغییر و حرکت را فرآیندی در مسیر فعلیت یافتن چیزی دانسته - که تاکنون ظرفیتی در آن نهفته بوده - برای رسیدن به تکامل، ویتگنشتاین در پی این است که با تغییر و حرکت، «این نه آنی ها» را به سمت «این همانی ها» سوق دهد، تا در این فرآیند (یعنی انتقال معنا)، بیشترین شناخت منطقی و در نتیجه آگاهی حاصل گردد.
۹۲.

مسائل علم بر مبنای سه سیر فلسفی ملاصدرا (نگاه ماهوی، اصالت وجود وحدت تشکیکی و اصالت وجود وحدت شخصی)(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹ تعداد دانلود : ۲۳
تحولِ حکمتِ صدرایی در سه مرتبه ی نگاه ماهوی، اصالت وجود وحدت تشکیکی و اصالتِ وجودِ وحدت شخصی محرز است؛ ما در این مقاله تغییر و تحول های روی داده در چند مبحثِ مهمِ علم را مورد بررسی قرار می دهیم که عبارتند از: «تفکیک یا عدم تفکیک میان وجود ذهنی و علم»، «مسائل و معضلاتِ وجود ذهنی»، «رابطه ی نفس و قوایِ آن»، «قیامِ صور به نفس» و «تفاوت در ترتیبِ معلومِ بالذات و معلومِ بالعرض». بر مبنای سیر اول، یعنی در نگاهِ ماهوی، چندان میانِ وجود ذهنی و علم تفاوت قایل نشده اند؛ اما در سیر دوم این تفکیک انجام می گیرد و در نتیجه معضلاتِ مرتبط با وجود ذهنی و علم از هم تفکیک پیدا می کند و در نتیجه از خلط مباحث جلوگیری می شود. لازمه ی سخن قبلی این است که برخلافِ وجود ذهنی، علم امری نفسی است نه قیاسی. نوعِ پاسخ به اشکالاتی که در بابِ وجود ذهنی مطرح می شود در دو سیر تفاوت مهمی پیدا می کند؛ در سیر اول از تفاوت گذاشتن میان حمل اولی ذاتی با حمل شایع صناعی این امر محقق می شود حال آن که به اقتضای سیر دوم با حملِ حقیقت و رقیقت این امر صورت می گیرد؛ و در سیر سوم حملِ میانِ موضوعات و محمولات حملِ ظاهر و مظهر است؛ از این رو بر مبنای این حمل باید به موضوع نظر شود؛ باز به اقتضای سیر اول، به جای تعبیرِ قوا، تعبیرِ مراتب و در سیر سوم تعبیر شئون به کار می رود. همچنین ترتیب معلوم: معلومِ بالذات، بالعرض، و بالعرضِ بالعرض) بر حسبِ سه مرتبه تحول های بنیادینی تجربه کرده اند.
۹۳.

Paraconsistency and its Possibilities: a personalised and partial perspective of the past(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲ تعداد دانلود : ۱۷
I take paraconsistent logic to be one of the most important and significant developments in logic and metaphysics in the last 100 years, challenging, as it does, one of the deepest dogmas entrenched in Western philosophy: that consistency is a sine qua non of rational thought. This paper looks back at the modern development of the subject. It is partial, in that it concerns only what one might call the formative years of the subject. It is personal, in that I describe my own involvement in some areas. The first part of the paper concerns paraconsistency as such. It starts with the name itself, its origin and its meaning. After a brief look at the history before the 20th century, it notes the work of the early pioneers: Orlov, Jaśkowski, Halldén, Smiley, Val and Richard Routley, and da Costa. For each of these, it describes both what motivated them, and the techniques they used in their constructions. It then describes the early reception of paraconsistency, and the way that it became a global movement. Next, the paper turns to dialetheism, again starting with the name itself and its meaning. After a brief look at the history of the notion before the 20th century, it describes the origin of the modern subject in the work of Richard Routley/Sylvan and myself. Finally, it turns to one of the major applications of paraconsistency: inconsistent mathematics—and specifically set-theory, arithmetic, and geometry. It notes the work of da Costa, Routley/Sylvan, Meyer, Mortensen, and others, describing some of the results concerning the mathematical theories they investigated.
۹۴.

پدیدارشناسی عشق و نسبت آن با زیبایی نزد سهروردی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۸ تعداد دانلود : ۱۸
شهاب الدین یحیی سهروردی فیلسوف اشراقی و حکیم نامدار ایرانی است که توانست حکمت بحثی را با حکمت ذوقی در هم آمیزد و بنیان وجودشناسانه محکمی برای نظریه اشراقی خود فراهم آورد. سهروردی که فلسفه اش را بر پایه نور بنا کرده و فیلسوف نور نامیده شده است، علاوه بر تسلط بر علوم زمانه اش، اهل ریاضت و سیر و سلوک و صاحب مکاشفات بسیاری بود. او حکمت یونان و ایران باستان را که از منظر وی بیان کننده حقیقت واحدی هستند، در نظریه اشراقی خود به کار بست همان گونه که از تعقّل به همراه کشف وشهود در خدمت نیل به حقیقت جامع و واحد الهی بهره گرفت. مقاله پیش رو برآن است که با تأملی پدیدارشناختی در معنا و مفهوم عشق نزد سهروردی، به کنه نظریه وی در باب عشق نزدیک شود و نسبت عشق را با زیبایی روشن سازد و لذا پرسش اصلی مقاله این است که عشق نزد سهروردی به چه معنایی است و چه نسبتی با زیبایی دارد؟ نتایج پژوهش حاضر نشانگر آن است که عشق همانند وجود است که از ذات حق که نورالانوار و مظهر کمال و جمال عشق مطلق است، در سرتاسر هستی، سریان و جریان پیدا کرده و پیوند آن با زیبایی پیوندی جاودانه است و این دو همانند نور و وجود، اموری ذومراتب هستند. مبنای کار در این پژوهش، رساله مونس العشّاق یا فی حقیقه العشق است، هرچند به تناسب موضوع، به کتاب مهم حکمهالاشراق که بیشتر با روش ذوقی و بر مبنای کشف و شهود نگاشته شده و نیز دیگر آثار سهروردی توجه شده است.
۹۵.

دیالکتیک علیت و تقویم: بازخوانی ساختاری پدیدارشناسی شناخت بدنمند(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵ تعداد دانلود : ۱۷
مسئله دیرپای ذهن -بدن که طی قرون در قالب دوگانه انگاری دکارتی تبیین می شد امروزه در فلسفه ذهن به بن بست هایی نظری انجامیده است. پدیدارشناسی، با نقد مبانی دوگانه انگارانه، چشم اندازی نو برای تبیین شناخت بدنمند گشوده و منظومه ای از مفاهیم پیش می نهد. بااین حال، این مفاهیم اغلب به صورتِ مجموعه ای از بینش های پراکنده معرفی شده اند. این پژوهش، در بازخوانی ساختاری پروژه پدیدارشناسی شناخت بدنمند، در پی کشف منطقی درونی است که این مفاهیم را به یکدیگر پیوند می دهد و استدلال می کند که این اصل وحدت بخش در قالب انقلابی پارادایمی نهفته است: گذار از تبیین های علّی به توصیف های تقویمی از شناخت. پژوهش حاضر به روش تحلیلی توصیفی، با بهره گیری از تمایز میان تبیین «علّی» و «تقویمی» در فلسفه علم معاصر، به تحلیل ساختار درونی پدیدارشناسی می پردازد. یافته های این پژوهش در دو سطح آشکار می شود: نخست، تحلیل ما نشان می دهد که این مفاهیمِ پراکنده همگی تجلیات مختلفِ یک «چرخش تقویمی» واحد هستند که در سه قلمرو ی اصلی یعنی بازتعریف «عامل شناختی»، «جهان شناختی» و «مرزهای شناخت» ردیابی می شود. سپس، در سطحی عمیق تر، استدلال می شود که پدیدارشناسی، با بازتعریف تقویم به عنوانِ فرایندی درزمانی و درهم تنیده با علیت، از تمایز استاندارد علّی-تقویمی فراتر می رود و مدلی پویا و دیالکتیکی برای فهم شناخت ارائه می کند. اهمیت این یافته ها نه تنها در ارائه چارچوبی منسجم برای پدیدارشناسی شناخت بدنمند بلکه در فراهم آوردن ابزاری مفهومی برای مداخله در مناظرات محوری فلسفه ذهن و حل چالش های آن با چارچوبی غیرتقلیل گرایانه است.
۹۶.

تأمّلی تطبیقی در حکمتِ نوریِ سهروردی و فرشته شناسیِ دیونوسیوسِ مجعول(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴ تعداد دانلود : ۱۸
نظامی مبتنی بر سلسله مراتب که راویِ قهر و غلبه از سویِ ذواتِ عالی و فقر و شوق از جانب ذواتِ دانی است، بر بنیاد رویکردی تطبیقی می تواند به مثابه فصل مشترک دیدگاه های شیخ شهاب الدین سهروردی در بخش دوم حکمه الأشراق، و دیونوسیوس مجعول در رساله سلسله مراتب آسمانی لحاظ شود. شیخ اشراق که تمام جواهرِ عالمِ امکان اعم از مجرّد و مادّی را داخل در دو مقوله نور و ظلمت می داند، با تکیه بر حکمتِ نوریِ فهلویون، طرحِ نظامِ تشکیکی میان انوار را بنیان نهاد. دیونوسیوس نیز با هدف تشریحِ کیفیّتِ ابلاغِ وحیِ الهی از عالی ترینِ مرجعِ صدورِ آن تا عوالم انسانی، سلسله مراتبِ فرشتگانی که به جوهرِ معقول و نوریِ آن ها نیز التفات دارد را تشریح کرده است. نتایج حاصل از این پژوهش نشان می دهند سهروردی در پایه ریزیِ حکمتِ نوریِ خود، نگاهی کاملاً حِکمی - فلسفی به مقوله نور دارد، لیکن هدفی که دیونوسیوس دنبال می کند، بیانِ نصوصِ کتاب مقدّس در قالبی کاملاً نوافلاطونی با توجّهی ویژه به تفکّراتِ نوالاطونیانِ متأخّر همچون یامبلیخوس و پروکلوس است. با این وجود، بحث تشکیک و وجود نظامی مبتنی بر سلسله مراتب، وجه اشتراک هر دو دیدگاه است. این پژوهش که داده های آن با اتکاء به منابع مکتوب گردآوری شده و با استفاده از روش اسنادی (کتابخانه ای) مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته اند، ابتدا جایگاهِ نور در قرآن و عهد جدید را مورد مطالعه قرار داده و سپس به مقایسه نظامِ تشکیکیِ انوار و فرشتگان در اندیشه سهروردی و دیونوسیوس مجعول می پردازد.
۹۷.

کارکرد استعاره در هرمنوتیکِ فلسفیِ گادامر و پراگماتیسم دیویدسون(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵ تعداد دانلود : ۱۴
هانس گئورگ گادامر و دونالد دیویدسون دو تن از متفکرانی هستند که استعاره را در ساحت فلسفه مفهوم پردازی می کنند. هدف پژوهش حاضر بررسی مفهومِ «استعاره» به مثابه مدخلی برای نیل به حقیقت از منظر دو فیلسوف یاد شده است. یافته های پژوهش؛ افقی را پیش روی ما می گشایند تا در پرتو امتزاج افق های گادامر و مفهوم مفاهمه دیویدسون؛ انسان را به مثابه موجودی مفسر فهم کنیم که در تلاشی مداوم برای رسیدن به فهمِ حقیقت است. هر دو فیلسوف معتقداند که فهم ، تفسیر و استعاره مبتنی بر زبان هستند، با این تفاوت که نزد گادامر، استعاره به صورت هستی شناختی و در چارچوب کاربرد فهم، که همان تفسیر است، بنیادگذاری می شود. فهم همواره تفسیری متضمن کاربرد است-، از سویی دیگر نزد دیویدسون، استعاره در قامتی معرفت شناختی صورت بندی شده و در واقع آنچه به عنوان معنای استعاری شناخته می شود، معنا نیست، بلکه کاربردی خاص از آن است. پرسش اصلیِ جستار حاضر به چگونگی بنیادگذاریِ مفهوم حقیقت از خلال کارکرد استعاره می پردازد؟ بر اساس روش توصیفی-تحلیلیِ صورت پذیرفته شده بیان می شود که: استعاره نزد گادامر کارکردی فلسفی و فراگیر دارد، اما نزد دیویدسون در قامت آرایه ای ادبی ظاهر می شود. با این حال استعاره می تواند ذیل مفاهیم «افق» از منظر گادامر و «جهان مشترک» از منظر دیویدسون، مدخلی برای تبیین حقیقت باشد. همچنین، بنیادگذاری مفهوم حقیقت به واسطه استعاره، نوآوری جستار حاضر لحاظ می شود.
۹۸.

نقش هوش فرهنگی بر تصمیم گیری مدیران

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹ تعداد دانلود : ۱۸
هدف: هدف پژوهش حاضر بررسی رابطه هوش فرهنگی با شیوه های تصمیم گیری مدیران دبستان بندر گناوه بود. روش کار: روش تحقیق توصیفی - تحلیلی از نوع همبستگی می باشد. جامعه آماری این تحقیق کلیه مدیران دبستان بندر گناوه در سال ١٤٠3 بود. ٣٩ نفر از آنان به شیوه نمونه گیری هدفمند انتخاب شده و مورد مطالعه قرار گرفتند. از پرسشنامه های شیوه های تصمیم گیری اسکات و بروس (١٩٩٥)، هوش فرهنگی آنگ وهمکاران (٢٠٠٤) جهت جمع آوری داده ها استفاده شد. تحلیل همبستگی پیرسون و رگرسیون جهت تجزیه و تحلیل داده ها به کاربرده شد. نتایج: نتایج نشان داد که بین تمامی ابعاد هوش فرهنگی (عامل فراشناختی ، عامل شناختی یا دانشی ، عامل انگیزشی و عامل رفتاری ) با سبک تصمیم گیری عقلانی و سبک تصمیم گیری شهودی رابطه مثبت و معنادار، بین تمامی ابعاد هوش فرهنگی (عامل فراشناختی ، عامل شناختی یا دانشی ، عامل انگیزشی و عامل رفتاری ) با سبک تصمیم گیری وابستگی و سبک تصمیم گیری آنی رابطه معکوس و معنادار و بین عامل فراشناختی و عامل شناختی یا دانشی با سبک تصمیم گیری اجتنابی رابطه معکوس و معنادار وجود داشت . علاوه بر این نتایج رگرسیون نشان داد که متغیرعامل فراشناختی و عامل شناختی یا دانشی (ابعاد هوش فرهنگی ) سبک تصمیم گیری عقلانی و متغیرعامل فراشناختی (ابعاد هوش فرهنگی )، عامل انگیزشی و عامل شناختی یا دانشی توانستند سبک تصمیم گیری شهودی را تبیین کند. نتیجه گیری: نتیجه گیری کلی پژوهش نشان داد که مدیرانی که با به کارگیری رویکردهای مناسب ، موجبات افزایش اثربخشی خود و سیستم آموزشی و فرهنگی سازمان اعتماد در سازمان و سازگار شدن شغل را فراهم می کنند، امتیازات تشویقی اختصاص یابد.
۹۹.

تحلیل دیدگاه ابن تیمیه در باب انکار آیه ولایت و نقد آن براساس منابع اهل سنت(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۹ تعداد دانلود : ۶۴
این پژوهش به تحلیل دیدگاه ابن تیمیه در انکار آیه ولایت و نقد آن بر اساس منابع اهل سنت می پردازد. مسئله تحقیق، بررسی تفسیر ابن تیمیه از این آیه به عنوان ولایت عمومی مؤمنان و رد ارتباط آن با ولایت علی بن ابیطالب× است که با روش توصیفی تحلیلی و با استناد به منابع روایی، تاریخی و تفسیری اهل سنت به بررسی تفسیر ابن تیمیه و ارزیابی ادعاهای او می پردازد. یافته های تحقیق نشان می دهند که ابن تیمیه با تکیه بر ظاهرگرایی قرآن و نادیده گرفتن قرائن تاریخی و روایات متواتر، تفسیر خاص آیه را رد می کند. این رویکرد با اجماع علمای اهل سنت که آیه را در شأن علی× می دانند، در تضاد است. همچنین، ادعای ابن تیمیه درباره جعلی بودن روایات مرتبط، با احادیثی که در منابع معتبر اهل سنت بیان شده است ناسازگار است. نتیجه پژوهش حاکی از آن است که دیدگاه ابن تیمیه تحت تأثیر شرایط سیاسی فقهی زمان خود بوده و با روایات اهل سنت همخوانی ندارد.
۱۰۰.

تقدیس «هوش مصنوعی» از منظر الهیّات معاصر(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۷ تعداد دانلود : ۷۶
هوش مصنوعی (AI) در قرن بیست ویکم از ابزاری فنی به پدیده ای با جایگاه فرهنگی و نمادین تبدیل شده که در جوامع مدرن به عنوان نیرویی متعالی بازنمایی می شود. این پژوهش به بررسی فرآیند ارج گذاری نمادین به هوش مصنوعی و تأثیرات آن بر باورها، هویت ها و ارزش های انسانی در چارچوب الهیات معاصر می پردازد. مسئله اصلی، چگونگی تبدیل هوش مصنوعی به اسطوره ای مدرن و تأثیر آن بر معنویت و هویت در جوامع متنوع است. روش تحقیق، رویکردی کیفی و میان رشته ای است که با تحلیل گفتمان های فرهنگی و دینی، زمینه ها، نمودها و پیامدهای این پدیده را کاوش می کند. یافته ها نشان می دهند که ویژگی های فنی مانند خودیادگیری و پیش بینی پذیری، همراه با نیازهای روان شناختی برای معنا و نظم، هوش مصنوعی را به نمادی مقدس تبدیل کرده اند. این فرآیند در برخی جوامع به توانمندسازی منجر شده، اما در دیگر جوامع، هویت فردی و جمعی، باورهای دینی و روابط عاطفی را به بازاندیشی واداشته است. نتیجه کلی اینکه، ارج گذاری به هوش مصنوعی، با بازتعریف نقش انسان در برابر فناوری، پرسش های عمیقی درباره معنا، هویت و جایگاه انسان در عصر مدرن ایجاد کرده و ضرورت مدیریت مسئولانه این فناوری را در فرهنگ و دین برجسته می کند.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان