سلامت روان کودک

سلامت روان کودک

سلامت روان کودک دوره هفتم پاییز 1399 شماره 3 (پیاپی 24)

یادداشت ها

مقالات

۱.

اثربخشی زوج درمانی هیجان مدار بر پیوستگی، انطباق پذیری، صمیمیت عاطفی، و کیفیت ارتباطی والدین بعد از تولد فرزند نخست

تعداد بازدید : ۳۸ تعداد دانلود : ۳۲
زمینه و هدف: بعد از تولد فرزند نخست، زوجین برای سازش یافتگی با شرایط جدید زندگی خود و ارضای نیاز به صمیمیت عاطفی همگام با سبک والدگری مطلوب، به طور کلی دچار سردرگمی می شوند. مدیریت مشکلات مربوط به پرورش فرزند و وظایف مراقبتی هر یک از والدین، ممکن است باعث آشفته تر شدن روابط زناشویی شود. هدف این پژوهش، بررسی اثربخشی زوج درمانی هیجان مدار بر پیوستگی، انطباق پذیری، صمیمت عاطفی، و کیفیت ارتباطی والدین بعد از تولد نخستین فرزند است. روش: روش این پژوهش، نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون و پس آزمون با دوگروه آزمایش وگواه بود. جامعه آماری، شامل تمامی والدین دارای یک فرزند زیر 5 سال بود که در 6 ماه اول سال 1398 در مهدکودک های شهر رشت حضور داشتند. حجم نمونه شامل 16 زوج (8 زوج گروه آزمایش و 8 زوج گروه گواه) از جامعه آماری مذکور بود که به شیوه نمونه گیری در دسترس انتخاب شده و به طور تصادفی در دو گروه گواه و آزمایش جایدهی شدند. برای گروه آزمایش 9 جلسه 90 دقیقه ای زوج درمانی هیجان مدار انجام شد و گروه گواه در نوبت مداخله قرار گرفت. تمامی آزمودنی ها در طی دو مرحله پیش آزمون و پس آزمون با استفاده از پرسشنامه های انطباق پذیری و پیوستگی السون و همکاران (1985)، ارزیابی شخصی صمیمت شافر و السون (1981) و کیفیت ا رتباطی زوجین (خوشکام، 1385) مورد ارزیابی قرار گرفتند. داده های جمع آوری شده نیز با تحلیل کوواریانس، تجزیه و تحلیل شدند. یافته ها: نتایج حاصل از تحلیل داده ها نشان داد که زوج درمانی هیجان مدار بر پیوستگی (0/001 < P ، 492/500= F )، انطباق پذیری (0/001 < P ، 225/231= F )، صمیمت عاطفی(0/01 < P ،482/1362= F ) و کیفیت ارتباطی(0/0001 < P ، 444/244= F ) والدین، تأثیر مثبت معنی دار داشته است. نتیجه گیری: بر اساس یافته های این مطالعه می توان نتیجه گیری کرد که روش زوج درمانی متمرکز بر هیجان با تأثیر بر سبک برقراری ارتباط مؤثر، گسترش پیوند عاطفی، شناسایی اعتقادات و باورها و پیشینه دلبستگی زوجین، درک رابطه رفتار با افکار و هیجان ها، و ایجاد انتظارات واقع بینانه درباره والدگری، به خصوص پس از تولد نخستین فرزند، موجب ارتقا و بهبود رضایت مندی و صمیمت هر یک از والدین می شود.
۲.

اثربخشی گروه درمانی مبتنی بر پذیرش و تعهد بر مؤلفه های بهزیستی تحصیلی (فرسودگی، مشارکت، رضایت مندی، و ارزش مندی در تحصیل) دانش آموزان

تعداد بازدید : ۷۱ تعداد دانلود : ۸۰
زمینه و هدف: امروزه، سازه بهزیستی به حوزه آموزش و پرورش نیز نفوذ پیدا کرده و یکی از اهداف مهم تربیتی در جوامع پیشرفته، فراهم آوردن زمینه های بهزیستی روانی برای دانش آموزان است. با توجه به اهمیت بهزیستی تحصیلی و تأثیر آن بر جنبه های مختلف عملکرد تحصیلی، هدف از انجام این مطالعه، تعیین اثربخشی گروه درمانی مبتنی بر پذیرش و تعهد بر مؤلفه های بهزیستی تحصیلی (فرسودگی، مشارکت، رضایت مندی، و ارزش مندی در تحصیل) دانش آموزان بود. روش: پژوهش حاضر نیمه آزمایشی با روش پیش آزمون- پس آزمون با گروه گواه بود. جامعه پژوهش شامل تمامی دانش آموزان دختر مقطع متوسطه اول شهر بیرجند در سال 1398-1397 بودند که از بین تمامی افراد واجد شرایط، 34 نفر به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب، و به طور تصادفی در دو گروه 17 نفری آزمایش و گواه جایدهی شدند. سپس افراد گروه آزمایش به مدت 8 جلسه 60 دقیقه، آموزش گروه درمانی مبتنی بر پذیرش و تعهد را دریافت کردند؛ در حالی که به گروه گواه، آموزشی داده نشد. برای جمع آوری داده ها از پرسشنامه بهزیستی تحصیلی تومینین سوینی و همکاران (2012) استفاده شد و داده های حاصل از پیش آزمون و پس آزمون با روش آزمون تحلیل کوایاریانس چندمتغیره تحلیل شدند. یافته ها: نتایج نشان داد که بعد از مداخله، بین میانگین نمرات گروه گواه و آزمایش در مؤلفه های ارزش مدرسه، فرسودگی نسبت به مدرسه، رضایت مندی تحصیلی، و مشارکت با مدرسه، تفاوت معناداری وجود دارد (0/01 P≤ ). نتیجه گیری: بر اساس یافته های پژوهش می توان نتیجه گرفت که آموزش گروه درمانی مبتنی بر درمان پذیرش و تعهد از طریق ترکیب سرزندگی و واضح دیدن تجربیات و پذیرش آنها می تواند تغییرات مثبتی را در فرد ایجاد کند. در واقع پذیرش و تعهد به سبب افزایش تلاش های فرد که متمرکز بر تحول شخصی است، معنای مثبت در ذهن فرد ایجاد کرده و زمینه ارتقای بهزیستی تحصیلی را فراهم می کند.
۳.

مقایسه اثر بخشی آموزش والدگری مثبت و مدیریت والدین بر بهبود رابطه والد - کودک

تعداد بازدید : ۶۷ تعداد دانلود : ۶۷
زمینه و هدف: رابطه والد-کودک نقش مهمی در آسیب پذیری یا سلامت روان شناختی کودکان دارد. روش های مختلفی در مطالعات پژوهشی و بالینی برای بهبود روابط والدین با فرزندان، استفاده شده است. هدف پژوهش حاضر مقایسه اثربخشی آموزش والدگری مثبت و مدیریت والدین بر رابطه والد- کودک است . روش: روش پژوهش، نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون- پس آزمون و پیگیری یک ماهه بود. جامعه آماری شامل تمامی والدین دانش آموزان دختر مبتلا به مشکلات رفتاری مدارس ابتدایی منطقه یک شهر تهران در سال تحصیلی 99-98 بود که از بین آنها، تعداد 45 والد که دارای کودک مبتلا به مشکلات رفتاری معنادار بودند، انتخاب شده و به صورت تصادفی در 3 گروه 15 نفر (دو گروه آزمایش و یک گروه گواه) جایدهی شدند. پرسشنامه رابطه والد- فرزند (پیانتا، 1994) در هر سه مرحله مطالعه و روی هر سه گروه، اجرا شد. آموزش والدگری مثبت طی 8 جلسه90 دقیقه ای، و آموزش مدیریت والدین طی 12 جلسه 90 دقیقه ای، روی افراد گروه های آزمایش اجرا شد و گروه گواه هیچ مداخله ای دریافت نکردند. یافته ها: نتایج تحلیل کوواریانس چندمتغیری نشان داد که بین سه گروه در مؤلفه های رابطه والد-کودک، تفاوت معنادار وجود دارد. هر دو مداخله، بر بهبود رابطه والد-کودک مؤثر بودند (عامل نزدیکی 0/01> P , 12/01= F ؛ عامل وابستگی 0/01> P , 19/92= F ؛ و عامل تعارض 0/01> P , 37/37= F ) و اثر بخشی یکسانی بر رابطه والد-کودک داشته اند. نتیجه گیری: یافته های این پژوهش نشان داد هر دو روش والدگری مثبت و مدیریت والدین از کارایی لازم برای بهبود رابطه والد – کودک برخوردارند، اما در روش آموزش مدیریت والدین در مرحله پیگیری، عدم هماهنگی و تعامل بین والدین در رفتار با کودک و بی انگیزگی و بی ثباتی مادران در استفاده ماهرانه و مداوم از روش های آموزشی، سبب کاهش رابطه والد-کودک شده است.
۴.

اثربخشی خودمهارگری هیجانی بر سرزندگی تحصیلی و عملکرد تحصیلی دانش آموزان

تعداد بازدید : ۴۶ تعداد دانلود : ۴۹
زمینه و هدف: عملکرد تحصیلی به عنوان یکی از شاخص های ارزیابی یادگیری دانش آموزان و کیفیت آموزش طی سال های متمادی به طور گسترده مورد توجه متخصصان قرارگرفته است. دانش آموزان در زندگی با انواع کشاکش ها، موانع و فشارهای ویژه دوران تحصیل روبه رو می شوند که تهدیدی برای عملکرد تحصیلی و شادابی آنها است. بدین ترتیب مطالعه حاضر با هدف تعیین اثربخشی آموزش خودمهارگری هیجانی بر سرزندگی تحصیلی و عملکرد تحصیلی دانش آموزان انجام شد. روش: پژوهش حاضر نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون- پس آزمون با گروه گواه و مرحله پیگیری بود. از جامعه آماری که شامل تمامی دانش آموزان پسر متوسطه دوره اول شهر بیرجند در سال تحصیلی 1399-1398 بودند، تعداد 40 دانش آموز به روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شده و به طور تصادفی در دو گروه آزمایش و گواه (هر گروه 20 نفر) جایدهی شدند. گروه آزمایش در 8 جلسه 60 دقیقه ای تحت آموزش خودمهارگری هیجانی قرار گرفتند، اما افراد گروه گواه هیچ آموزشی دریافت نکردند. ابزارهای جمع آوری این پژوهش شامل پرسش نامه سرزندگی تحصیلی دهقان زاده و چاری (1391)، عملکرد تحصیلی درتاج (1383) و خودمهارگری تانجنی و همکاران (2004) بودند. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از آزمون تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر بین گروهی در سطح معنا داری 0/05= α انجام شد. یافته ها: نتایج تحلیل داده ها نشان داد که آموزش خودمهارگری هیجانی بر سرزندگی تحصیلی (0/01 p< )، عملکرد تحصیلی و مؤلفه های آن (خودکارآمدی، تأثیرات هیجانی، برنامه ریزی، فقدان مهار پیامد، و انگیزش)، مؤثر بود (01/0 p< ) و این نتایج به دست آمده در دوره پیگیری نیز تداوم داشت ( 0/01 p< ). نتیجه گیری: بر اساس نتایج این مطالعه می توان نتیجه گیری کرد که آموزش خودمهارگری هیجانی به دانش آموزان باعث بهبود مهارت های مربوط به تاب آوری و سازش یافتگی و پیشگیری از بروز هیجان نامناسب شده و در نتیجه سرزندگی و عملکرد تحصیلی آنها، افزایش پیدا خواهد کرد.
۵.

رابطه سوگیری شناختی، حساسیت اضطرابی و باورهای مادر با اضطراب کودک: نقش واسطه ای راهبردهای کنارآمدن

تعداد بازدید : ۶۰ تعداد دانلود : ۷۳
زمینه و هدف: اضطراب کودکان اختلالی شایع بوده و از عوامل متعدد درون فردی و بین فردی، تأثیر می پذیرد. بر اساس مطالعات انجام شده به نظر می رسد مؤلفه های فکر، احساس، و رفتار والد و کودک، تأثیر متفاوتی بر اضطراب کودکان دارند. هدف از انجام این این پژوهش تعیین رابطه سوگیری شناختی، حساسیت اضطرابی، و باورهای مادر با اضطراب کودک با نقش واسطه ای راهبردهای کنارآمدن کودکان بود. روش: روش این پژوهش، توصیفی از نوع همبستگی است. جامعه آماری این مطالعه شامل تمامی دانش آموزان پایه پنجم و ششم مدارس غیردولتی (۱۱- ۱۲ سال) شهر تبریز در سال تحصیلی ۹ ۳ -۹۴ بودند که نمونه ای به تعداد ۲۷۹ دانش آموز (۱۵۰ دختر، ۱۲۹ پسر) به همراه مادران آنها از مدارس ناحیه ۳ آموزش و پرورش به روش نمونه گیری خوشه ای انتخاب شدند. برای گردآوری داده ها از پرسشنامه های حساسیت اضطرابی (تسائو و همکاران، ۲۰۰۶)، خطای شناختی (کوین و همکاران، ۲۰۱۱)، راهبردهای کنارآمدن (هرناندز، ۲۰۰۸) ، اضطراب (مارچ و همکاران، ۱۹۹۷) و پرسشنامه باورهای والدین درباره اضطراب (چوربیتا، ۲۰۱۰) استفاده شد. برای تحلیل داده های به دست آمده از روش همبستگی و تحلیل مسیر استفاده شد. یافته ها: نتایج نشان داد حساسیت اضطرابی، باورهای مادر و راهبردهای کنارآمدن، به صورت مستقیم بر اضطراب کودکان تأثیر دارند. همچنین نتایج این مطالعه حاکی از آن بود که حساسیت اضطرابی، سوگیری شناختی، و باورهای مادر از طریق راهبردهای کنارآمدن، بر اضطراب کودک تأثیر غیرمستقیم دارند (۰5/۰= p ). نتیجه گیری: نتایج این پژوهش نشان داد که متغیرهای راهبردهای کنارآمدن در رابطه حساسیت اضطرابی، سوگیری شناختی کودک، و باورهای مادر با اضطراب کودک، نقش مهمی دارند؛ بنابراین آموزش های شناختی به مادر و کودک و در نتیجه بهبود راهبردهای کنار آمدن کودک، می تواند در کاهش اضطراب کودک بسیار مؤثر باشد.
۶.

نقش واسطه ای ترس از ارزیابی منفی در رابطه بین تاب آوری و سرزندگی تحصیلی با احساس تنهایی در همشیرهای کودکان با اختلال های عصبی-تحولی

تعداد بازدید : ۵۱ تعداد دانلود : ۴۵
زمینه و هدف: اختلال های عصبی-تحولی به گروهی از اختلالات گفته می شود که در دوره تحول و پیش از ورود کودک به مدرسه شروع می شوند و به آسیب در کارکرد فردی، اجتماعی، تحصیلی و حرفه ای، منجر می شوند . حضور یک کودک با ناتوانی در خانواده، باعث ایجاد مشکلات و تنش هایی در روابط بین اعضای خانواده و روند معمول زندگی روزمره آنها می شود. هدف از پژوهش حاضر، بررسی نقش واسطه ای ترس از ارزیابی منفی بر رابطه بین تاب آوری و سرزندگی تحصیلی با احساس تنهایی در همشیرهای کودکان با اختلالات عصبی- تحولی است. روش: بدین منظور در یک طرح پژوهشی توصیفی- همبستگی، از میان کودکان دارای همشیر با اختلال عصبی- تحولی ساکن شهرهای تهران و کرج در سال 1398، تعداد 200 آزمودنی 9 تا 18 سال با روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. ابزارهای پژوهش شامل مقیاس های تاب آوری کودک و نوجوان (انگار و لینبرگ، 2009)، سرزندگی تحصیلی (دهقانی زاده و حسین چاری، 1391)، احساس تنهایی (آشروهمکاران، 2010) و ترس از ارزیابی منفی (لری، 1983) بود. داده های آزمودنی ها با استفاده از الگویابی تحلیل مسیر مورد وارسی قرار گرفتند. یافته ها: نتایج نشان داد تاب آوری و سرزندگی تحصیلی، اثر منفی معنا دار؛ و ترس از ارزیابی منفی تأثیر مثبت معنادار بر احساس تنهایی داشتند (0/01> p ). همچنین رابطه غیرمستقیم تاب آوری و سرزندگی تحصیلی با احساس تنهایی در همشیرهای کودکان با اختلال عصبی- تحولی با میانجی گری ترس از ارزیابی منفی با 95 درصد اطمینان تأیید می شود (0/05> p ). نتیجه گیری: در تدوین مداخلات روان شناختی برای بهبود احساس تنهایی در کودکان باید به تاب آوری و سرزندگی تحصیلی و نقش میانجی ترس از ارزیابی منفی توجه ویژه ای شود. حضور کودک مبتلا به اختلال عصبی- تحولی در خانواده، تأثیرات زیادی روی دیگر اعضای خانواده خواهد داشت و شرایط پیرامونی مانند محیط خانواده و اجتماع، حمایت عاطفی و هیجانی والدین و دوستان، دسترسی پذیری امکانات، و حمایت های اجتماعی و مالی، همگی می توانند در مطلوب تر شدن و یا بالعکس نامطلوب شدن شرایط، تأثیرات قابل توجهی داشته باشند.
۷.

ساختار عاملی و ویژگی های روان سنجی چک لیست تنظیم هیجانی – نسخه والدین

تعداد بازدید : ۶۵ تعداد دانلود : ۴۱
زمینه و هدف: تنظیم هیجانی نقش اساسی در رفتار سازش یافته کودکان دارد. اهمیت این مفهوم در روابط بین فردی، کنار آمدن با موقعیت های مشکل ساز، و دستیابی به اهداف شخصی، ضرورت وجود ابزاری معتبر جهت سنجش آن را نشان می دهد. هدف این پژوهش بررسی ساختار عاملی و تعیین ویژگی های روان سنجی چک لیست تنظیم هیجانی نسخه والدین در میان دانش آموزان سنین 6 تا 12 سال بود . روش: این پژوهش از نظر روش شناسی، کاربردی و توصیفی- توسعه ای است. جامعه آماری شامل تمامی دانش آموزان دختر و پسر 6 تا 12 ساله مدارس ابتدایی دولتی شهر اراک بود که در سال تحصیلی 98-1397 مشغول به تحصیل بودند. از این جامعه آماری، تعداد 471 دانش آموز به روش نمونه گیری خوشه ای انتخاب شده، و والدین آنها به چک لیست تنظیم هیجانی (شیلدز و سیچتی، 1995) و نظام درجه بندی مهارت های اجتماعی ( گرشام و الیوت،1990 ) پاسخ دادند. برای تجزیه و تحلیل داده ها از دو روی آورد کلاسیک و نظریه سؤال- پاسخ استفاده شد. یافته ها: بر اساس نتایج بررسی روایی ابزار چک لیست تنظیم هیجانی با روش تحلیل عاملی اکتشافی و تأییدی (نظریه کلاسیک) و مدل های چندبعدی (نظریه سؤال پاسخ)، دو عامل بی ثباتی/ منفی گرایی و تنظیم هیجانی، مورد تأیید قرار گرفت. اعتبار این چک لیست با روش آلفای کرونباخ به ترتیب برای دو عامل آن، 76/0 و 69/0 به دست آمد که مطلوب و قابل پذیرش است. همچنین تابع آگاهی چک لیست نشان داد که عامل بی ثباتی/ منفی گرایی در محدوده سطح صفت بین 2- تا 3، بیشترین آگاهی دهندگی، و عامل تنظیم هیجانی بین 2 تا 3- ، آگاهی دهندگی بالا و خطای اندازه گیری پایینی داشت (0/01 > p ) . نتیجه گیری: با توجه به نتایج پژوهش حاضر و اهمیت ارزیابی تنظیم هیجانی به ویژه در کودکان، می توان نتیجه گرفت که نسخه فارسی چک لیست تنظیم هیجانی، ابزاری مناسب و معتبر برای ارزیابی این حیطه در کودکان 6 تا 12 سال است .
۸.

تأثیر آموزش مهارت های ادراکی - حرکتی بر بهبود دست خط در کودکان پیش دبستانی

تعداد بازدید : ۵۲ تعداد دانلود : ۴۴
زمینه و هدف: یکی از مشکلات شایع در مدارس پیش دبستانی، خوانایی دست خط کودکان است. خط، مهارت ادراکی- حرکتی پیچیده ای است که به بلوغ و یکپارچگی مجموعه ای از مهارت های، شناختی، ادراکی، و حرکتی بستگی دارد که از طریق آموزش ایجاد می شود. به این ترتیب هدف پژوهش حاضر بررسی تأثیر آموزش مهارت های ادراکی- حرکتی بر بهبود مهارت دست خط در کودکان پیش دبستانی بوده است. روش: طرح پژوهش حاضر از نوع نیمه آزمایشی با پیش آزمون- پس آزمون و گروه گواه بود. جامعه آماری شامل تمامی کوکان پسر پیش دبستانی 5 تا 6 سال ارجاع داده شده به مرکز مشاوره آموزش و پرورش ناحیه 2 شهر اصفهان در سال تحصیلی 96-97 بوده است که با استفاده از مقیاس مشکلات دست خط کشاورزی و شجاعی (1394) مورد غربالگری قرار گرفتند. نمونه مورد مطالعه شامل 20 کودک دارای مشکلات دست خط از جامعه آماری ذکر شده بودند که به شیوه در دسترس انتخاب، و به تصادف در دو گروه آزمایش و گواه (10 کودک در گروه آزمایش و 10 کودک در گروه گواه) جایدهی شدند. گروه آزمایش برنامه تمرینی مهارت های ادراکی - حرکتی را به مدت 16 جلسه 45 دقیقه ای دریافت کرد و در این مدت، گروه گواه به فعالیت های معمول خود پرداخت. در پایان برنامه مداخله ای از هر دو گروه پس آزمون به عمل آمد. ابزار اندازه گیری در این پژوهش شامل سیاهه مشکلات دست خط کشاورزی و شجاعی (1394) بود. برای تحلیل داده ها نیز از آزمون تحلیل کوواریانس تک متغیری و چندمتغیری استفاده شد. یافته ها: نتایج آزمون تحلیل کوواریانس نشان داد آموزشی مهارت های ادراکی- حرکتی بر بهبود مشکلات دست خط (73/14= F ، 001/0= P )، خرده مقیاس های خطاهای دست خط (40/12= F ، 002/0= P ) و خطاهای وضعیت بدن هنگام نوشتن (12/6= F ، 024/0= P ) پسران پیش دبستانی 4 تا 6 سال، مؤثر است. نتیجه گیری: با توجه به نتایج پژوهش می توان گفت که استفاده از مهارت های ادراکی حرکتی با تقویت عضلات دست و مهارت های حرکتی درشت و ظریف دست در تحول مهارت های دست خط مؤثر است. در نتیجه این شیوه می تواند به عنوان یک شیوه تکمیلی در کنار درمان های اصلی این اختلال به کار رود.
۹.

تأثیر آموزش بسته شناختی - هیجانی - اجتماعی حافظه فعال بر بهبود فراشناخت و خلاقیت هیجانی دانش آموزان

تعداد بازدید : ۷۸ تعداد دانلود : ۶۲
زمینه و هدف: با توجه به اهمیت حافظه فعال در بهبود عملکرد تحصیلی، مهارت های شناختی و فراشناختی، و خلاقیت دانش آموزان، این پژوهش با هدف بررسی اثربخشی آموزش بسته شناختی- هیجانی- اجتماعی حافظه فعال بر بهبود فراشناخت و خلاقیت هیجانی دانش آموزان دختر با عملکرد ضعیف در حافظه فعال انجام شد. روش: این مطالعه از نظر هدف، کاربردی و از نظر روش پژوهش، نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون و پس آزمون با دو گروه آزمایش وگواه بود. جامعه آماری، شامل تمامی دانش آموزان دختر 12-10 ساله پایه پنجم ابتدایی شهر تهران در سال تحصیلی 95-1394 بود. نمونه مورد مطالعه شامل 40 دانش آموز دارای عملکرد ضعیف حافظه فعال از جامعه آماری مذکور بود که با روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای چند مرحله ای انتخاب شده و به تصادف در دو گروه آزمایش وگواه (20 دانش آموز در هر گروه) جایدهی شدند. برای جمع آوری داده ها در این مطالعه از دو آزمون فراشناخت کودکان باکو (2009) و خلاقیت هیجانی آوریل (1999) استفاده شد. در مرحله پیش آزمون هر دو گروه با استفاده از ابزارهای ذکر شده مورد ارزیابی قرار گرفتند و سپس آموزش حافظه فعال به مدت سه ماه، طی 20 جلسه 90 دقیقه ای برای گروه آزمایش اجرا شد و افراد گروه گواه، مداخله ای را دریافت نکردند. داده های جمع آوری شده با تحلیل کواریانس توسط نرم افزار SPSS20 تجزیه و تحلیل شدند. یافته ها: نتایج تحلیل داده ها نشان داد که آموزش بسته شناختی- هیجانی- اجتماعی حافظه فعال به طور معناداری باعث بهبود عملکرد فراشناخت (0/01> P ، 18/89= F ) و خلاقیت هیجانی دانش آموزان شد (0/01> P ، 23/09= F ). نتیجه گیری: بر اساس نتایج این مطالعه به نظر می رسد بسته شناختی- هیجانی- اجتماعی حافظه فعال به دلیل برخورداری از تکالیف چند جانبه، متنوع، متعدد، و متناسب با توانایی های دانش آموزان بر بهبود فراشناخت و خلاقیت هیجانی دانش آموزان دارای عملکرد ضعیف در حافظه فعال، مؤثر است.
۱۰.

نقش تجربه های سوءرفتار دوران کودکی در پیش بینی روان بنه های هیجانی در بزرگسالی

تعداد بازدید : ۲۶ تعداد دانلود : ۳۳
زمینه و هدف: امروزه در حوزه آسیب شناسی روانی به نقش روان بنه های هیجانی در تبیین اختلال های روانی در بزرگسالی تأکید می شود. روان بنه های هیجانی به تعبیر، ارزیابی، تمایل به عمل، و الگوهای رفتاری اشاره دارد که افراد در رویارویی با هیجان های خود از آنها استفاده می کنند. بنابراین پژوهش حاضر با هدف بررسی نقش تجربه های سوءرفتار دوران کودکی در پیش بینی روان بنه های هیجانی در بزرگسالی انجام شد. روش: این مطالعه توصیفی از نوع همبستگی است و جامعه آماری پژوهش شامل دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی واحد ارومیه در سال تحصیلی 97-1396 بودند که از بین آنها 375 نفر با روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای با رعایت نسبت دانشجویان هر دانشکده، انتخاب شدند. آزمودنی ها به مقیاس های خودگزارشی سوءرفتار کودکی محمدخانی و همکاران ( 2003) و روان بنه های هیجانی لیهی (2002) پاسخ دادند. داده ها با استفاده از ضریب همبستگی پیرسون و رگرسیون چندگانه تحلیل شدند. یافته ها: نتایج نشان داد بین اغلب تجربه های سوءرفتار دوران کودکی یعنی سوءرفتارهای عاطفی، جسمی، جنسی، و غفلت با روان بنه های هیجانی، رابطه معنادار وجود دارد. همچنین تجربه های سوءرفتار دوران کودکی، توانایی پیش بینی معنادار روان بنه های هیجانی سازش نایافته شامل تأییدطلبی، غیرقابل درک بودن، احساس گناه، دیدگاه ساده انگارانه در مورد هیجان ها، فقدان مهارگری، تلاش برای منطقی بودن، توافق، نشخوار ذهنی، و سرزنش؛ و روان بنه های هیجانی سازش یافته شامل ارزش های والاتر، خودآگاهی هیجانی، پذیرش احساس ها، و ابراز هیجانی را داشتند (0/05 P< ). نتیجه گیری: بر اساس نتایج این مطالعه می توان نتیجه گیری کرد که برای کاهش شکل گیری روان بنه های هیجانی سازش نایافته و افزایش روان بنه های هیجانی سازش یافته، باید به نقش تجربه های سوءرفتار دوران کودکی توجه کرد و خانواده ها باید از پیامدهای شدید، مخرب، و طولانی مدت تجربه های سوءرفتار دوران کودکی آگاه شوند.
۱۱.

اثربخشی آموزش کنش های اجرایی فراشناختی والد محور بر نشانگان رفتاری و کنش های شناختی کودکان با اختلال نارسایی توجه / فزون کنشی

تعداد بازدید : ۵۸ تعداد دانلود : ۹۹
زمینه و هدف: کودکان با اختلال نارسایی توج ه / فزون کنشی مشکلات زیادی در حیطه کنش های اجرایی دارند که می تواند پیامدهای منفی بسیاری در ابعاد مختلف در سنین بعدی برای آنها ایجاد کند. بدین ترتیب پژوهش حاضر به منظور بررسی اثربخشی برنامه آموزش کنش های اجرایی فراشناختی والد محور بر نشانگان رفتاری و کنش های شناختی کودکان با اختلال نارسایی توجه/ فزون کنشی انجام شد. روش: پژوهش حاضر از نوع مطالعات شبه آزمایشی با طرح پیش آزمون- پس آزمون با گروه گواه بود. جامعه آماری شامل تمامی دانش آموزان پایه یکم تا سوم مقطع ابتدایی (7 تا 10 ساله) شهر تهران در سال تحصیلی 98-1397 بودند که از بین آنها، نمونه ای به تعداد 40 دانش آموز با استفاده از روش نمونه گیری هدفمند به همراه مادران شان انتخاب شدند و به صورت تصادفی و با حجم مساوی در دو گروه آزمایش و گواه جایدهی شدند. مادران گروه آزمایش تحت آموزش برنامه مداخله کنش های اجرایی فراشناختی طی 12 جلسه دو ساعته قرار گرفتند و مادران گروه گواه (20 نفر) در فهرست انتظار باقی ماندند. برای جمع آوری داده ها از چهارمین ویرایش مقیاس درجه بندی اسنپ (سوانسون، نولان و پلهام، 1983) و آزمون علائم حیاتی سیستم اعصاب مرکزی (گوالتری و جانسون، 2006) استفاده شد. تحلیل داده ها با استفاده از روش تحلیل کوواریانس چندمتغیری انجام شد . یافته ها: نتایج به دست آمده حاکی از تأثیر معنادار آموزش کنش های اجرایی فراشناختی بر کاهش نشانگان رفتاری (24/782 (F= و افزایش کنش های شناختی (حافظه فعال32/130 F= و انعطاف پذیری شناختی6/053 F= ) کودکان با اختلال نارسایی توجه/ فزون کنشی بود ( 0/05> P ) . نتیجه گیری: در این روش درمانی با استفاده از فعالیت های مبتنی بر بازی که به صورت ساختاری توسط والدین اداره می شود، جنبه هایی از کنش های اجرایی که در مدیریت شناخت و رفتار نقش دارند، مورد هدف قرار داده شد و در نتیجه باعث بهبود شناخت و نشانگان رفتاری در کودکان با اختلال نارسایی توجه/ فزون کنشی شده است.
۱۲.

مقایسه پرخاشگری و عادت های خواب کودکان ورزشکار و غیرورزشکار

تعداد بازدید : ۵۵ تعداد دانلود : ۴۹
زمینه و هدف: با توجه به شیوع مشکلات خواب و بروز پرخاشگری در دوران کودکی و تأثیر اجرای فعالیت بدنی بر بهبود وضعیت جسمانی و روانی کودکان، پژوهش حاضر با هدف مقایسه عادت های خواب و پرخاشگری کودکان ورزشکار و غیرورزشکار انجام شد. روش: طرح پژوهش حاضر از نوع تحلیلی- مقایسه ای بود. به این منظور، 120 دانش آموز پسر از بین دانش آموزان مقاطع چهارم تا ششم ابتدایی شهرستان اردبیل در سال تحصیلی 99-98 ، انتخاب شده و به دو گروه ورزشکار و غیرورزشکار بر اساس حضور مستمر در تیم های ورزشی به صورت هدفمند، تقسیم شدند. برای جمع آوری داده ها از پرسشنامه عادت های خواب کودکان اونز و همکاران (2000) و پرسشنامه پرخاشگری کودکان دبستانی شهیم (1385) استفاده شد. در تجزیه و تحلیل داده ها از آزمون تی مستقل جهت مقایسه نمره کلی دو گروه دانش آموزان و از آزمون تحلیل واریانس چندمتغیره برای مقایسه خرده مقیاس های پرخاشگری و عادت های خواب دو گروه استفاده شد. یافته ها: بر اساس نتایج به دست آمده از تحلیل داده ها در پژوهش حاضر، کودکان ورزشکار در هر دو متغیر پرخاشگری و عادت های خواب، وضعیت بهتری نسبت به کودکان غیرورزشکار داشتند (0/038 ≥ P ، 0/001 ≥ P ). همچنین یافته ها حاکی از آن بود که کودکان ورزشکار در خرده مقیاس های مقاومت در برابر خواب ( 0/003 ≥ P ) ، تأخیر در خوابیدن ( 0/001 ≥ P ) ، طول دوره خواب ( 0/001 ≥ P ) ، بی خوابی ( 0/005 ≥ P )، پرخاشگری جسمانی، رابطه ای، و کلامی ( 0/001 ≤ P ) به طور معناداری بهتر از کودکان غیرورزشکار بودند. نتیجه گیری: بنابراین نتیجه می شود که اجرای فعالیت بدنی منظم در قالب ورز ش های مختلف می تواند الگوهای خواب کودکان را بهبود داده و موجب کاهش رفتارهای پرخاشگرانه در آنها شود.
۱۳.

اثربخشی برنامه توانبخشی شناختی توجه بر ابعاد توجه و کارآمدی خواندن دانش آموزان نارساخوان

تعداد بازدید : ۷۲ تعداد دانلود : ۶۱
زمینه و هدف: نارساخوانی رایج ترین نوع اختلال یادگیری خاص است. یکی از مهم ترین عواملی که با نارساخوانی در ارتباط است، دامنه توجه و ابعاد آن است که می تواند بر دقت، سرعت، و درک خواندن تأثیرگذار باشد. پژوهش حاضر با هدف بررسی اثربخشی برنامه توانبخشی شناختی و تقویت توجه بر ابعاد توجه و کارآمدی خواندن دانش آموزان نارساخوان انجام شد. روش: طرح پژوهش حاضر، نیمه آزمایشی از نوع پیش آزمون- پس آزمون- پیگیری با گروه گواه بود. جامعه آماری شامل تمام دانش آموزان پسر پایه سوم ابتدایی شهر کرمانشاه در سال تحصیلی 96-1395 بود که از بین آنها تعداد 30 دانش آموز نارساخوان به صورت در دسترس انتخاب و در دو گروه آزمایش و گواه (هر گروه 15 نفر) به صورت تصادفی جایدهی شدند. گروه آزمایش در 12 جلسه 45 دقیقه ای، برنامه توانبخشی و تقویت توجه را دریافت کردند و افراد گروه مداخله هیچ گونه مداخله ای را دریافت نکردند. ابزارهای پژوهش شامل نسخه چهارم آزمون تشخیصی هوش وکسلر کودکان (عابدی، 1392)، آزمون اختلال خواندن (نصفت، 1381)، آزمون استروپ (استروپ، 1935)، آزمون دسته بندی کارت های ویسکانسین (گرنت و برگ، 1948) و آزمون عملکرد پیوسته (رازولد، 1956) بود. داده ها با استفاده از تحلیل واریانس با تکرار اندازه گیری تحلیل شدند. یافته ها: یافته های پژوهش نشان داد برنامه توانبخشی شناختی توجه، بر توجه انتخابی، توجه انتقالی، و کارآمدی خواندن دانش آموزان نارساخوان اثربخش است و تأثیر این شیوه مداخله بعد از پیگیری دو ماهه، پایدار بوده است؛ اما بر توجه پایدار، تأثیر معناداری ندارد (خطای ارتکاب: 52/1 F= ، 05/0 ؛ خطای غفلت: 32/2 F= ، 05/0 ؛ زمان واکنش: 13/0= F ، 05/0 ). نتیجه گیری: بر اساس یافته های پژوهش حاضر، می توان نتیجه گرفت که روش مداخله به کار گرفته شده در این مطالعه با تقویت ابعاد توجه و افزایش دقت و پردازش دقیق تر حروف و کلمات خوانده شده، باعث بهبود کارآمدی خواندن دانش آموزان نارساخوان شده است.
۱۴.

اثربخشی آموزش برنامه شناختی - رفتاری برکاهش رفتار تنبیهی مادران دانش آموزان کم توان ذهنی

تعداد بازدید : ۴۱ تعداد دانلود : ۵۲
زمینه و هدف: حضور یک کودک دارای ناتوانی یا بیماری، برای والدین و به خصوص مادران بسیار تنش آور است، زیرا که آنها تنیدگی، احساس گناه، و خستگی بیشتری را در مقایسه با سایر والدین تجربه می کنند. پژوهش حاضر با هدف بررسی اثربخشی آموزش برنامه شناختی رفتاری برکاهش رفتار تنبیهی مادران دانش آموزان کم توان ذهنی انجام شد. روش: این پژوهش از نوع آزمایشی با طرح پیش آزمون- پس آزمون با گروه گواه بود. جامعه آماری این پژوهش شامل تمامی مادران دانش آموزان کم توان ذهنی مقطع ابتدایی شهرستان شادگان در سال تحصیلی 1393 بود (90 مادر). 20 نفر از این جامعه آماری که دارای شرایط ورود به پژوهش بودند به روش نمونه گیری تصادفی ساده، انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و گواه، جایدهی شدند. گروه آزمایش، در 12جلسه، آموزش برنامه شناختی رفتاری را دریافت کردند و شرکت کنندگان گروه گواه هیچ گونه آموزشی دریافت نکردند. برای جمع آوری داده ها از پرسشنامه 25 گویه ای تنبیه ملک پور (1376) و مصاحبه بالینی همراه با مشاهده استفاده شد. داده ها از طریق آزمون آماری کوواریانس مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. یافته ها: نتایج تحلیل کوواریانس نشان داد که آموزش برنامه شناختی- رفتاری برکاهش رفتار تنبیهی مادران دانش آموزان کم توان ذهنی اثرگذار است؛ به طوری که مادران گروه آزمایش نسبت به مادران گروه گواه در مرحله پس آزمون، به طور معنا داری رفتار تنبیهی کمتری نشان دادند (001/0 , P = 494/539 F= ). نتیجه گیری: بر اساس نتایج پژوهش حاضر، آموزش برنامه شناختی- رفتاری به عنوان یک شیوه مورد تأیید برای کمک به مسائل و مشکلات روان شناختی والدین و در جهت کاهش رفتار تنبیهی مادران دانش آموزان کم توان ذهنی می تواند مورد استفاده قرار گیرد.
۱۵.

شناسایی و مقایسه سبک های یادگیری بر اساس جنسیت، موضوع درسی، و پایه تحصیلی با تأکید بر روش تحلیل خوشه ای

تعداد بازدید : ۶۲ تعداد دانلود : ۶۲
زمینه و هدف: عوامل مؤثر بر یادگیری بسیار گسترده و وسیع بوده و شناسایی این عوامل در رفع مشکلات و نارسایی های موجود در نظام آموزشی، بسیار مهم است. یکی از این عوامل، سبک یادگیری است و پژوهش حاضر با هدف شناسایی و مقایسه سبک های یادگیری بر اساس جنسیت، موضوع درسی، و پایه تحصیلی با استفاده از روش تحلیل خوشه ای انجام شد. روش: این پژوهش از نظر هدف، کاربردی و از نظر روش شناسی، توصیفی- پیمایشی است. جامعه آماری این مطالعه شامل تمامی دانش آموزان پایه های چهارم، پنجم، و ششم ابتدایی استان آذربایجان غربی در سال تحصیلی 97-1396 بود. برای انتخاب نمونه آماری با استفاده از روش نمونه گیری خوشه ای چندمرحله ای، تعداد 1961 دانش آموز ( 928 نفر پسر و 1033 دختر ) انتخاب شد ه و به پرسشنامه سبک یادگیری وارک (1998) پاسخ دادند. داده های جمع آوری شده با استفاده از آزمون تحلیل خوشه ای و خی دو وارسی و تحلیل شدند. یافته ها: نتایج تحلیل خوشه ای حاکی از تشخیص پنج سبک در بین دانش آموزان از جمله سبک دیداری، شنیداری، خواندن/ نوشتن، جنبشی، و چندگانه دارد که سبک چندگانه، بیشترین تعداد؛ و سبک شنیداری، کمتر میزان را به خود اختصاص داده است. نتایج همچنین نشان داد سبک یادگیری بر اساس جنسیت (01 P ؛ 87/16 X 2 = ) ، و پایه تحصیلی (05 P ؛ 320/18 X 2 = ) متفاوت است، اما بین سبک یادگیری بر اساس نوع درس (موضوع درسی)، تفاوت معناداری مشاهده نشد. نتیجه گیری: بر اساس نتایج پژوهش سبک ارجح در دانش آموزان، سبک یادگیری چندگانه (ترکیبی) است. از سوی دیگر سبک یادگیری بر اساس جنسیت و پایه تحصیلی، متفاوت است؛ اما بر اساس نوع درس (موضوع درسی)، تفاوت معناداری در بین سبک ها مشاهده نشده است. بدین ترتیب، آگاهی از نوع سبک یادگیری دانش آموزان جهت تدریس مؤثر معلمان و کاهش مشکلات یادگیری، مهم است.
۱۶.

غربالگری و شیوع شناسی اختلال طیف اوتیسم درکودکان 3-6 سال مهدکودک های تحت نظارت سازمان بهزیستی استان مازندران

تعداد بازدید : ۲۳ تعداد دانلود : ۳۳
زمینه و هدف: شیوع شناسی اختلال طیف اوتیسم در دوران کودکی به دلیل افزایش فراوانی روزافزون آن در جوامع مختلف از یک سو، و اهمیت مداخله زودهنگام از سویی دیگر، از اهمیت ویژه ای برخوردار است. در همین راستا پژوهش حاضر با هدف غربالگری و شیوع شناسی اختلال طیف اوتیسم در کودکان 3-6 سال مهدکودک های تحت نظر بهزیستی استان مازندران انجام شد. روش: پژوهش حاضر از نوع توصیفی- مقطعی است و جامعه آماری آن، شامل تمامی کودکان 3 تا 6 سال مهدکودک های تحت نظارت سازمان بهزیستی در سال 1396-1395 در استان مازندران بود که از این میان، تعداد 10040 کودک مورد ارزیابی قرار گرفتند. برای گردآوری داده ها ابتدا نمونه مورد نظر تحت ارزیابی با سیاهه تعدیل شده برای اوتیسم کودکان (ام چت) (روبینز، دبرافین، بارتون، 1999) و مصاحبه پیگیری قرار گرفته و سپس در مرحله دوم غربالگری، افراد با ریسک بالا با پرسشنامه اطلاعات دموگرافیک و مقیاس نمره دهی اوتیسم گارز 2 (گیلیام، 1994) ارزیابی دقیق شدند. داده های به دست آمده به وسیله روش های آمار توصیفی (میانگین، انحراف معیار، درصد) و استنباطی (خی دو) تحلیل شدند. یافته ها: نتایج پژوهش نشان داد تعداد 53 مهدآموز (46 پسر، 7 دختر) با اختلال طیف اوتیسم در استان مازندران در سال 1395-1396 در مهدکودک ها حضور دارند. شیوع اختلال طیف اوتیسم در پسران 96/0 درصد و در دختران 13/0 درصد و نسبت فراوانی شیوع در پسران به دختران در حدود 5/6 به 1 است P≥0/05) ). نتیجه گیری: بر اساس نتایج این مطالعه، شیوع اختلال طیف اوتیسم در کودکان 3-6 سال مهدکودک های مازندران، % 53/0 (تقریباً نیم درصد) است. شدت اختلال، وضعیت شناختی و اجتماعی - اقتصادی در پذیرش و ثبت نام کودکان با اختلال طیف اوتیسم در مراکز مهدکودک، نقش زیادی داشته و سبب شده است تا حضور این کودکان در مراکز مهدکودک استان، کمتر از میزان شیوع جهانی باشد.
۱۷.

شناسایی مؤلفه های پیشگیری از قلدری کودکان در نظریه روان شناسی فردی: یک مطالعه کیفی

تعداد بازدید : ۶۹ تعداد دانلود : ۸۰
زمینه و هدف: قلدری پدیده ای بسیار شایع است که عواقب روان شناختی زیادی را به دنبال دارد. قلدری ممکن است آغاز اختلال شخصیت ضد اجتماعی و رفتارهای خشن در نوجوانی و بزرگسالی باشد. یکی از روی آوردها و برنامه های درمانی برای پدیده قلدری، برنامه پیشگیری و اصلاح این رفتار منفی در کودکان و نوجوانان است. مطابق با این برنامه، آموزش کودکان و نوجوانان موجب افزایش شناخت آنان از ماهیت اختلال شده و به آنها کمک می کند تا رفتارهای نا مناسب خود را مهار کرده و کاهش دهند. بدین ترتیب پژوهش حاضر با هدف شناسایی مؤلفه های پیشگیری از رفتار قلدری در چارچوب نظریه روان شناسی فردی انجام شد. روش: روش این پژوهش، کیفی و نمونه مورد مطالعه شامل 5 کتاب از آثار ترجمه شده از آلفرد آدلر و درایکورس درباره شیوه های مقابله با قلدری در کودکان بود. جهت تجزیه و تحلیل داده ها، از روش تحلیل مضمون استقرایی؛ و به منظور تعیین اعتبار، از روش کدگذاری همزمان استفاده شد. یافته ها: بر اساس نتایج به دست آمده، 7 مؤلفه اصلی استخراج شد که عبارت اند از: جلب مشارکت خانواده و مدرسه؛ استفاده از گروه و ارتباط دوستانه؛ برقراری ارتباط برابر؛ جایگاه و مسئولیت؛ شناخت کودک، اصلاح باورها و رفتار؛ و امید، دلگرمی، و توانمندسازی. نتیجه گیری: یافته های پژوهش نشان می دهند که آثار کلاسیک نظریه پردازان روان شناسی فردی، منبع سودمندی برای یافتن رهنمودهای پیشگیرانه و مداخله ای برای قلدری هستند و شاید بتوان گفت روان شناسی فردی به دلیل تأکید بر بافت اجتماعی، پیشگیری، و تأکید بر نقاط قوت کودکان و نوجوانان، چارچوب مناسبی را برای درک و پیشگیری از قلدری و همچنین کار با کودکان قلدر، فراهم می کند. از یافته های این مطالعه می توان در طراحی برنامه های انفرادی و گروهی پیشگیری یا اصلاح قلدری استفاده کرد.
۱۸.

تأثیر آموزش بازی های حرکتی موزون مادر-کودک بر کاهش پرخاشگری کلامی و غیرکلامی کودکان

تعداد بازدید : ۴۰ تعداد دانلود : ۴۶
زمینه و هدف: پرخاشگری یکی از عمده ترین مشکلات رفتاری در کودکان است که بیشتر نتیجه خانواده های سازمان نایافته، ساختار ناسالم، و نحوه ارتباط نامطلوب والدین با کودک است؛ بدین ترتیب پژوهش حاضر با هدف تعیین میزان اثربخشی آموزش بازی های حرکتی موزون مادر-کودک بر کاهش پرخاشگری کلامی و غیرکلامی کودکان 3 تا 5 سال انجام شد. روش: پژوهش حاضر نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون- پس آزمون با گروه گواه و پیگیری دو ماهه بود. جامعه آماری شامل دختران و پسران 3 تا 5 سال حاضر در مهدکودک دانشگاه شهید بهشتی در سال 1396 بود. پس از غربالگری با مقیاس پرخاشگری واحدی و همکاران (1387)، 18 دختر و پسر به همراه مادران شان به شیوه در دسترس انتخاب شده و در دو گروه آزمایش و گواه به صورت تصادفی، جایدهی شدند. کودکان و مادران گروه آزمایشی به مدت 10 جلسه تحت آموزش بازی های حرکتی موزون مادر-کودک قرار گرفتند ، اما گروه گواه هیچ مداخله ای دریافت نکرد. داده ها با استفاده از روش آماری تحلیل واریانس اندازه های مکرر تحلیل شد. یافته ها: یافته ها تفاوت معناداری را بین عملکرد دو گروه آزمایش و گواه در پرخاشگری کلی (68/6= F ، 02/0= P )، پرخاشگری کلامی-تهاجمی (59/16= F ، 001/0= P )، پرخاشگری جسمانی-تهاجمی (16/14= F ، 002/0= P ) و پرخاشگری رابطه ای (36/22= F ، 000 /0= P ) در مرحله پس آزمون و پس از دو ماه پیگیری نشان داد . نتیجه گیری: با توجه به نتایج پژوهش می توان گفت که کودکان با استفاده از بازی های حرکتی موزون، نحوه رویارویی با محرک ها را آموخته و آن را به محیط اطراف خود و به خصوص در ارتباط با همسالان تعمیم دادند و در نتیجه پرخاشگری کلامی و غیرکلامی در آنها کاهش یافت؛ بنابراین این شیوه می تواند به عنوان یک شیوه تکمیلی در کنار درمان های اصلی این اختلال به کار رود.
۱۹.

مدل تبیینی دلبستگی به خدا و والدین با کیفیت زندگی دختران بی سرپرست و بدسرپرست با واسطه گری شفقت به خود

تعداد بازدید : ۶۰ تعداد دانلود : ۵۹
زمینه و هدف: کیفیت زندگی به عنوان یک مفهوم حیاتی و تأثیرگذار در زندگی افراد از جایگاه ویژه ای برخوردار است و شواهد پژوهشی حاکی از آن است که این سازه تحت تأثیر متغیرهای مختلفی قرار دارد. از آن جا که در مورد تبیین نقش متغیرهای تأثیرگذار بر کیفیت زندگی از جمله دلبستگی به والدین ، دلبستگی به خدا، و شفقت به خود توافق روشنی وجود ندارد؛ این پژوهش با هدف بررسی الگوی روابط بین دلبستگی به خدا، دلبستگی به والدین ، شفقت به خود، و کیفیت زندگی در دختران بی سرپرست و بد سرپرست تهران انجام شد. روش: روش پژوهش همبستگی، از نوع مدل یابی معادلات ساختاری بود. جامعه آماری شامل تمامی دختران بی سرپرست و بدسرپرست 19- 9 ساله ای بود که در سال 1398 در مراکز نگهداری شبانه روزی سازمان بهزیستی استان تهران، تحت مراقبت بودند. نمونه مورد مطالعه شامل 241 نفر از جامعه آماری مذکور بود که به روش نمونه گیری تصادفی ساده انتخاب شدند. برای گردآوری داده ها از پرسشنامه های کیفیت زندگی سازمان سلامت جهانی (1996)، دلبستگی به خدا در اسلام (غباری بناب و حدادی کوهسار،1390)، دلبستگی به والدین و همسالان (آرمسدن و گرینبرگ، 1987)، و مقیاس شفقت به خود (نف، 2003) استفاده شد. برای بررسی روابط ساختاری بین متغیرها از نرم افزار AMOS استفاده شد. یافته ها: یافته ها نشان داد که تأثیر مستقیم دلبستگی به والدین و شفقت به خود بر کیفیت زندگی به ترتیب با مقادیر (001/0 p< ، 56/0= β ) و (001/0 p< ، 52/0= β )، مثبت و معنادار است. تأثیر مستقیم دلبستگی به خدا بر کیفیت زندگی معنادار نبود (05/0 p> ، 03/0= β )، اما دلبستگی به خدا و دلبستگی به والدین از طریق متغیر میانجی شفقت به خود بر کیفیت زندگی به ترتیب با مقادیر (001/0 p< ، 29/0= β ) و (001/0 p< ، 34/0= β ) تأثیر مثبت و معناداری دارند. نتیجه گیری: نتایج این پژوهش نشان داد که شفقت به خود می تواند نقش واسطه ای در رابطه بین دلبستگی به خدا و دلبستگی به والدین و کیفیت زندگی ایفا کند. استلزام های نتیجه به دست آمده در مقاله مورد بحث قرار گرفته است.
۲۰.

فراتحلیل اثربخشی مداخلات درمانی – آموزشی بر بهبود اختلال یادگیری خاص

تعداد بازدید : ۶۰ تعداد دانلود : ۵۷
زمینه و هدف: متخصصان و پژوهشگران حیطه اختلالات یادگیری خاص، روش های درمانی مختلفی را در پژوهش های آزمایشی یا نیمه آزمایشی برای کمک به افراد با این اختلال و همچنین رفع مشکلات آموزشی و تحصیلی آنها، طراحی و به کار برده اند. مطالعه حاضر با استفاده از الگوی پژوهشی فراتحلیل، به دنبال مشخص ساختن این موضوع است که اثربخشی مداخلات درمانی-آموزشی تا چه میزان می تواند در بهبود اختلال یادگیری خاص اثرگذار باشد. روش: در این فراتحلیل، جامعه آماری شامل آن دسته از پژوهش های در دسترس مرتبط با مداخلات درمانی-آموزشی اختلال یادگیری خاص در داخل کشور بوده است که بین سال های 1380 تا 1393 منتشر شده اند. جهت دستیابی به پژوهش های مورد نظر، پایگاه مرکز اطلاعات علمی جهاد دانشگاهی، پایگاه نشریات ایران (مگ ایران)، و سایت علوم انسانی مورد جستجو قرار گرفتند. به منظور انتخاب پژوهش های اولیه از کلیدواژه های اختلال یادگیری خاص، ناتوانی یادگیری، اختلال ریاضی، اختلال خواندن، اختلال نوشتن، اختلال دیکته، نارسانویسی، نارساخوانی، روش دیویس، روش فرنالد، کپارت، مداخلات آموزشی، و مداخلات روان شناختی استفاده شد. جهت تعیین میزان اندازه اثر مداخلات درمانی-آموزشی، با استفاده از نمونه گیری در دسترس، 33 اندازه اثر از 24 پژوهش که از لحاظ روش شناختی مورد قبول بودند، انتخاب شده و فراتحلیل روی آنها انجام شد. ابزار پژوهش چک لیست فراتحلیل بود. یافته ها: یافته های پژوهش نشان داد میزان اندازه اثر مداخلات درمانی-آموزشی بر بهبود اختلال یادگیری خاص، 75/0 است که با توجه به جدول کوهن در حد بالایی قرار دارد. همچنین نتایج نشان داد که روش درمانی فرنالد با اندازه اثر 32/2 نسبت به دو روش دیگر (تمرین و تکرار، و چندرسانه ای) که به ترتیب دارای اندازه های اثر ترکیبی با مدل تصادفی 87/0 و 32/1 بودند، دارای اندازه اثر بیشتری است. نتیجه گیری: اندازه اثر به دست آمده، مؤثر بودن استفاده از مداخلات درمانی-آموزشی در بهبود اختلال یادگیری خاص دانش آموزان را نشان داد. همچنین با توجه به نتایج این پژوهش مبنی بر بالا بودن اندازه اثر روش چندحسی فرنالد، می توان نتیجه گرفت که در طراحی بسته های درمانی ویژه دانش آموزان با اختلالات یادگیری خاص، بهتر است روش های درمانی چندحسی که ابعاد مختلف مشکلات این کودکان را مورد توجه قرار می دهد، در الویت درمان قرار گیرد.
۲۱.

تأثیرآموزش برنامه تحول هیجانی بر مقبولیت اجتماعی و تنظیم شناختی هیجان کودکان

تعداد بازدید : ۲۹ تعداد دانلود : ۳۶
زمینه و هدف: نتیجه مطالعات حاکی از آن است که مجموعه ای از عناصر هیجانی، شناختی، و اجتماعی در تحول شناختی هیجانی کودکان نقش مهمی ایفا می کنند. بدین ترتیب پژوهش حاضر با هدف تأثیر آموزش تحول هیجانی بر مقبولیت اجتماعی و تنظیم شناختی هیجان کودکان انجام شد. روش: طرح این پژوهش، آزمایشی از نوع پیش آزمون پس آزمون با گروه گواه است. جامعه آماری شامل تمامی دانش آموزان دختر ۸ تا ۱۲ ساله غرب شهر تهران در سال تحصیلی ۹۷-۹۶ در مقطع دوم تا ششم ابتدایی بود. نمونه مورد مطالعه شامل 30 دانش آموز از جامعه آماری مذکور بود که به روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای چند مرحله ای انتخاب شده و به تصادف در دو گروه آزمایش وگواه ( ۱۵ دانش آموز در هر گروه) جایدهی شدند. برای جمع آوری داده ها در این مطالعه از پرسشنامه مقبولیت اجتماعی کودکان دبستانی (فورد و رابین، ۱۹۷۰) و پرسشنامه تنظیم شناختی هیجان کودکان (گارنفسکی و همکاران، ۱۹۹۹) استفاده شد. در مرحله پیش آزمون، هر دو گروه با استفاده از ابزارهای ذکر شده مورد ارزیابی قرار گرفتند و سپس برنامه آموزشی تحول هیجانی در یک دوره ۱۲ جلسه ای (به صورت دو جلسه در هفته و هر جلسه 6۰ دقیقه) برای گروه آزمایش اجرا شد و افراد گروه گواه هیچ آموزشی دریافت نکردند. داده های جمع آوری شده با تحلیل کوواریانس توسط نرم افزار spss تجزیه و تحلیل شدند. یافته ها: نتایج تحلیل داده ها نشان داد میزان مقبولیت اجتماعی (۰۱/۰> ,P ۵۹۱/۱۰= F ) و تنظیم هیجان مثبت (۰۱/۰> , P ۹۵۰/۲۶= F ) در گروه آزمایش بعد از انجام آموزش های تحول هیجانی، افزایش یافته و میزان تنظیم هیجان منفی آنها،کاهش یافت (۰۱/۰> ,P ۸۸۷/۱۵= F ). نتیجه گیری: براساس نتایج به دست آمده در این مطالعه می توان نتیجه گرفت که اگر آموزش مهارت های تحول هیجانی به طور مداوم و متناسب با توانایی کودک انجام شود، کودکان می توانند رفتارهای مناسب تر و اجتماعی تری را ابراز کنند. همچنین مهارت های تحول هیجانی، دسترسی افراد را به هیجان های زیربنایی تسهیل کرده و در نتیجه می توانند موجب ماندگاری رفتار مطلوب، از بین رفتن رفتارهای سازش نایافته و ارتقاء مقبولیت اجتماعی شوند.
۲۲.

مقایسه اثربخشی مدل درمان پاسخ محور و مدل درمان و آموزش کودکان با اختلال اوتیسم وناتوانی های مرتبط با آن با تأکید بر یکپارچگی حسی بر کنش های اجرایی دانش آموزان با اختلال طیف اوتیسم

تعداد بازدید : ۳۸ تعداد دانلود : ۶۲
زمینه و هدف: اختلال طیف اوتیسم، نوعی اختلال عصبی تحولی است که جنبه های مختلف تحول کودک را تحت تأثیر منفی قرار می دهد. نارسایی در کنش های اجرایی یکی از نشانه های کودکان با اختلال طیف اوتیسم است. هدف این مطالعه مقایسه اثربخشی مدل درمان پاسخ محور و مدل درمان و آموزش کودکان مبتلا به اوتیسم و ناتوانی های مرتبط با آن بر کنش های اجرایی دانش آموزان با اختلال طیف اوتیسم است. روش: پژوهش حاضر از نوع نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون - پس آزمون با دو گروه آزمایش و یک گروه گواه و مرحله پیگیری انجام شد. ۳۶ دانش آموز با میزان شدت اختلال اوتیسم متوسط به بالا (۲۱ پسر و ۱۵ دختر) با دامنه سنی ۸ تا ۱۲ سال پس از غربالگری با روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند و به منظور تعدیل حواس ۱۶ جلسه تمرینات مربوط به یکپارچگی حسی را دریافت کردند. سپس به صورت تصادفی در ۱ گروه گواه (۷ پسر و ۵ دختر) و دو گروه آزمایش شامل مدل درمان پاسخ محور (۸ پسر و ۴ دختر) و مدل درمانی و آموزشی (۶ پسر و ۶ دختر) جایدهی شدند. آزمودنی های گروه آزمایش به مدت ۲۰ جلسه ۴۵ دقیقه ای، تحت مداخله قرار گرفتند. ابزارهای مورد استفاده در این پژوهش شامل پرسشنامه رتبه بندی رفتاری کنش های اجرایی (جیویا، ۲۰۰۰) و پرسشنامه سنجش دامنه اوتیسم (اهلر و گیلبرک، ۱۹۹۳) بودند. از آزمون تحلیل واریانس با تکرار سنجش برای تحلیل نتایج استفاده شده است. یافته ها: نتایج نشان داد که مدل درمان پاسخ محور بر مؤلفه های بازداری، تغییر توجه، مهار هیجان، و آغازگری؛ و مدل درمانی و آموزشی بر مؤلفه های سازمان دهی مواد، حافظه کاری، نظارت، و برنامه ریزی، اثربخشی بیشتری دارند. همچنین نتایج در مرحله پیگیری بعد از دو ماه، پایدار مانده است. نتیجه گیری: بر اساس نتایج پژوهش حاضر می توان نتیجه گرفت که مدل درمان پاسخ محور باعث تعامل بهتر فرد با محیط و افزایش حرمت خود می شود و مدل درمانی و آموزشی، تصویرسازی و ارتباط بیشتر دانش آموز با محیط فیزیکی و همچنین تعدیل حواس را فراهم می کند.
۲۳.

مقایسه ویژگی های روانی والدین خویشاوند و غیر خویشاوند دارای بیش از یک فرزند با نیازهای ویژه

تعداد بازدید : ۸۰ تعداد دانلود : ۵۷
زمینه و هدف: بعد از تولد فرزند نخست، زوجین برای سازش یافتگی با شرایط جدید زندگی خود و ارضای نیاز به صمیمیت عاطفی همگام با سبک والدگری مطلوب، به طور کلی دچار سردرگمی می شوند. مدیریت مشکلات مربوط به پرورش فرزند و وظایف مراقبتی هر یک از والدین، ممکن است باعث آشفته تر شدن روابط زناشویی شود. هدف این پژوهش، بررسی اثربخشی زوج درمانی هیجان مدار بر پیوستگی، انطباق پذیری، صمیمت عاطفی، و کیفیت ارتباطی والدین بعد از تولد نخستین فرزند است. روش: روش این پژوهش، نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون و پس آزمون با دوگروه آزمایش وگواه بود. جامعه آماری، شامل تمامی والدین دارای یک فرزند زیر 5 سال بود که در 6 ماه اول سال 1398 در مهدکودک های شهر رشت حضور داشتند. حجم نمونه شامل 16 زوج (8 زوج گروه آزمایش و 8 زوج گروه گواه) از جامعه آماری مذکور بود که به شیوه نمونه گیری در دسترس انتخاب شده و به طور تصادفی در دو گروه گواه و آزمایش جایدهی شدند. برای گروه آزمایش 9 جلسه 90 دقیقه ای زوج درمانی هیجان مدار انجام شد و گروه گواه در نوبت مداخله قرار گرفت. تمامی آزمودنی ها در طی دو مرحله پیش آزمون و پس آزمون با استفاده از پرسشنامه های انطباق پذیری و پیوستگی السون و همکاران (1985)، ارزیابی شخصی صمیمت شافر و السون (1981) و کیفیت ا رتباطی زوجین (خوشکام، 1385) مورد ارزیابی قرار گرفتند. داده های جمع آوری شده نیز با تحلیل کوواریانس، تجزیه و تحلیل شدند. یافته ها: نتایج حاصل از تحلیل داده ها نشان داد که زوج درمانی هیجان مدار بر پیوستگی (001/0 < P ، 492/500= F )، انطباق پذیری (001/0 < P ، 225/231= F )، صمیمت عاطفی(01/0 < P ،482/1362= F ) و کیفیت ارتباطی(0001/0 < P ، 444/244= F ) والدین، تأثیر مثبت معنی دار داشته است. نتیجه گیری: بر اساس یافته های این مطالعه می توان نتیجه گیری کرد که روش زوج درمانی متمرکز بر هیجان با تأثیر بر سبک برقراری ارتباط مؤثر، گسترش پیوند عاطفی، شناسایی اعتقادات و باورها و پیشینه دلبستگی زوجین، درک رابطه رفتار با افکار و هیجان ها، و ایجاد انتظارات واقع بینانه درباره والدگری، به خصوص پس از تولد نخستین فرزند، موجب ارتقا و بهبود رضایت مندی و صمیمت هر یک از والدین می شود.
۲۴.

تأثیر آموزش تنظیم شناختی هیجان بر نشانه های خشم کودکان پسر با اختلال نارسایی توجه/ فزون کنشی

تعداد بازدید : ۳۹ تعداد دانلود : ۳۳
زمینه و هدف: با توجه به نتایج مطالعات مختلف حاکی از مشکلات خودتنظیمی هیجانی در کودکان با اختلال نارسایی توجه/ فزون کنشی، پژوهش حاضر با هدف تعیین اثربخشی آموزش تنظیم شناختی هیجان بر نمره خشم کودکان پسر مبتلا به این اختلال انجام شد. روش: روش پژوهش نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون-پس آزمون و گروه گواه بود. نمونه مورد مطالعه 40 نفر از کودکان با اختلال نارسایی توجه/ فزون کنشی 12 ساله مقطع ابتدایی شهر تهران در سال تحصیلی 96-95 بوده است که به صورت نمونه گیری خوشه ای چندمرحله ای انتخاب و در دو گروه آزمایش و گواه به تصادف جایدهی شدند. ابتدا از هر دو گروه پیش آزمون به عمل آمد و سپس افراد گروه آزمایش به مدت دوازده جلسه 45 دقیقه ای آموزش تنظیم شناختی را دریافت کردند و بعد از پایان جلسات آموزشی از هر دو گروه پس آزمون به عمل آمد. ابزار پژوهش شل=امل پرسشنامه سنجش والد کانرز (1970)، پرسشنامه حالت – صفت خشم اسپیلبرگر (1999) بود. جهت تجزیه و تحلیل داده ها از آزمون تحلیل کوواریانس استفاده شد. یافته ها: نتایج تحلیل کوواریانس نشان داده است که آموزش تنظیم شناختی هیجان به طور معنادار موجب کاهش خشم کودکان پسر با اختلال نارسایی توجه/ فزون کنشی شده است F=271/83 , P>0/05) ) نتیجه گیری : دانش آموزان با اختلال نارسایی توجه/ فزون کنشی در مهار هیجانات منف،ی مهارت چندانی ندارند. با آموزش تنظیم شناختی هیجان می توان جایگزینی هیجانات مثبت را تقویت کرد و این موضوع به کاهش خشم کودکان با اختلال نارسایی توجه/ فزون کنشی منجر می شود.

آرشیو

آرشیو شماره ها:
۲۵