غلامرضا ثناگوی محرر

غلامرضا ثناگوی محرر

مدرک تحصیلی: استادیار گروه روانشناسی،واحد زاهدان،دانشگاه آزاد اسلامی،زاهدان،ایران

مطالب

فیلتر های جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱ تا ۴ مورد از کل ۴ مورد.
۱.

ارتباط سلامت عمومی با اعتیاد به اینترنت در دانشجویان دانشگاه فردوسی مشهد

تعداد بازدید : ۷ تعداد دانلود : ۴
مقدمه: کاربرد فراوان اینترنت در علم و فناوری و جذابیت های آن سبب شده تا در سالهای اخیر پدیده ای با عنوان " اعتیاد به اینترنت " ظهور یابد. هدف از پژوهش حاضر بررسی رابطه سلامت روان با اعتیاد به اینترنت در دانشجویان بوده است. روش کار: برای دستیابی به این هدف از روش پژوهش توصیفی از نوع مطالعات همبستگی بهره گرفته شد. جامعه آماری این پژوهش شامل تمامی دانشجویان دانشگاه فردوسی مشهد در سال تحصیلی 94-95 بودند که تعداد 384 نفر با استفاده از جدول کرجسی و مورگان و به روش نمونه گیری طبقه ای تصادفی انتخاب و پرسشنامه های اعتیاد به اینترنت یانگ ( IAT )، سلامت عمومی ( GHQ-28 ) و چک لیست اطلاعات جمعیت شناختی را تکمیل کردند. تحلیل داده های پژوهش با استفاده از آزمون های آماری تحلیل واریانس و تحلیل رگرسیون چندگانه به شیوه همزمان انجام شد . یافته ها: نتایج بررسی ها نشان داد بین متغیرهای پیش بین و نمره کلی اعتیاد به اینترنت به عنوان متغیر ملاک رابطه خطی وجود دارد (001/0 > P ). نتایج تحلیل واریانس نیز نشان می دهد که میزان F مشاهده شده معنادار است (001/0 > P ،99/12 = (4،314) F ) ، یعنی به طور کلی مؤلفه های سلامت عمومی قادر به پیش بینی اعتیاد به اینترنت هستند. نتیجه گیری: با توجه به نتایج تحقیق ، توجه به سلامت عمومی باید مد نظر تمام کاربران اینترنتی باشد. یافته های این پژوهش نشان داد، کاربران معتاد به اینترنت، افسردگی، اضطراب و اختلال در عملکرد اجتماعی بیش تری نسبت به کاربران عادی تجربه می کنند و سلامت عمومی آنان در معرض خطر بیشتری قرار دارد.
۲.

بررسی رابطه بیش فعالی با میزان حافظه و اختلال دیکته نویسی دانش آموزان پسر ابتدایی شهر زاهدان

تعداد بازدید : ۱۹ تعداد دانلود : ۹
پژوهش حاضر با هدف بررسی رابطه بیش فعالی با میزان حافظه و اختلال دیکته نویسی دانش آموزان پسر ابتدایی شهر زاهدان در سال تحصیلی 1396-1395 انجام گرفت. روش پژوهش توصیفی از نوع همبستگی و جامعه آماری این پژوهش شامل همه دانش آموزان بیش فعال پسر مقطع ابتدایی شهر زاهدان بود که از بین آنان 30 دانش آموز که دچار اختلال دیکته نویسی بودند به روش نمونه گیری تصادفی ساده انتخاب شدند. به منظور جمع آوری داده ها از پرسشنامه بیش فعالی کانرز و همکاران (1999)، مقیاس هوش وکسلر (1939) و آزمون دیکته نویسی جباری (1395)استفاده شد. برای تجزیه وتحلیل داده ها از ضریب همبستگی پیرسون و تحلیل رگرسیون استفاده شد. نتایج نشان داد بین بیش فعالی با میزان حافظه رابطه معکوس و معنادار و بین بیش فعالی با اختلال دیکته نویسی رابطه مثبت و معناداری وجود دارد؛ بنابراین افزایش بیش فعالی می تواند سبب کاهش میزان حافظه و افزایش اختلال در دیکته نویسی شود.
۳.

بررسی ارتباط سلامت معنوی با هوش اجتماعی و سلامت روان دانش آموزان مقطع متوسطه ناحیه یک شهرستان زاهدان

تعداد بازدید : ۱۸ تعداد دانلود : ۱۱
ﻫﺪفبررسی ارتباط سلامت معنوی با هوش اجتماعی و سلامت روان دانش آموزان مقطع متوسطه ناحیه یک شهرستان زاهدان ﺑﻮده اﺳﺖ. روش مطالعه حاضر از نوع توصیفی با رویکرد همبستگی می باشد. نمونه پژوهش عبارت بود از 140 ﻧﻔﺮ از دانش آموزان مقطع متوسطه که ﺑﻪ روش ﻧﻤﻮﻧﻪﮔﯿﺮی ﺗﺼﺎدﻓﯽ طبقه ای ﺳﺎده اﻧﺘﺨﺎب شدند. پس از گزینش و تخصیص نمونه، پرسشنامه سلامت معنوی، هوش اجتماعی و سلامت روان طی یک مرحله توزیع و جمع آوری گردید. در نهایت دادهها با آزمون همبستگی پیرسون و رگرسیون چندگانه مورد تجزیه و تحلیل به کمک نرم افزار SPSS قرار گرفت. یافته هانتایج نشان داد رابطه ی مثبت و معناداری بین سلامت معنوی با هوش اجتماعی(01/0 p< ؛ r=0.558 ) و سلامت روان (01/0 p< ؛ r=0.571 ) دانش آموزان مقطع متوسطه ناحیه یک شهرستان زاهدان وجود دارد. همچنین سلامت معنوی پیش بینی کننده هوش اجتماعی و سلامت عمومی دانش آموزان مقطع متوسطه ناحیه یک شهرستان زاهدان می باشد. نتیجه گیریلذا با توجه به نتایج ﻣﯽﺗﻮان ﮔﻔﺖ دانش آموزانی ﮐﻪ سلامت معنوی بالاتری دارند از ارتباطات اجتماعی سالم تر و سلامت روان بالاتری برخوردارند.
۴.

پیش بینی کیفیت زندگی معلمان زن براساس متغیرهای هوش سازمانی و هوش معنوی

حوزه های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی علوم اجتماعی جامعه شناسی جامعه شناسی سازمان
  2. حوزه‌های تخصصی علوم اجتماعی جامعه شناسی جامعه شناسی فرهنگ سبک زندگی
تعداد بازدید : ۷۸ تعداد دانلود : ۹۸
ارتقا ءکیفیت زندگی عاملی است که باعث افزایش کارایی و نیز احساس رضایت فردی میگردد. بنابراین با افزایش توانایی فکری یا هوش سازمانی، کیفیت زندگی نیز افزایش پیدا می کند. پژوهش حاضر با هدف بررسی نقش هوش سازمانی و هوش معنوی به عنوان عوامل پیش بینی کننده کیفیت زندگی در معلمان زن انجام گرفت.روش انجام پژوهش توصیفی –همبستگی بود. بدین منظور 210 معلم زن با روش نمونه گیری چند مرحله ای انتخاب شدند. برای جمع آوری داده ها از پرسشنامه ی هوش سازمانیAlbrecht,Karl 2009 ) (، هوش معنوی بدیع و پرسشنامه ی کیفیت زندگی سازمان بهداشت جهانی ( WHOQOL ) استفاده شد. از آزمون همبستگی پیرسون و تحلیل رگرسیون برای آنالیز اطلاعات استفاده شد. تحلیل همبستگی داده ها نشان داد که اکثریت مولفه های هوش سازمانی رابطه مثبت معناداری(01/0>P) با زیر مقیاسهای کیفیت زندگی دارند. از طرف دیگر روابط مثبت معنی داری (01/0>P) میان بعضی مولفه های هوش معنوی و زیر مقیاسهای کیفیت زندگی مشاهده شد. به عبارت دیگر هر اندازه افراد از هوش سازمانی و هوش معنوی بالاتری برخوردار باشند، از کیفیت زندگی بالاتر برخوردار خواهند بود. همچنین نتایج نشان داد متغیرهای توانایی مقابله، میل به تغییر، اتحاد و توافق، روحیه، کاربرد دانش و فشار عملکرد، به عنوان فاکتورهای هوش معنوی و هوش سازمانی می توانند کیفیت زندگی افراد را پیش بینی کنند.در نتیجه، با توجه به معنادار بودن تاثیر هوش سازمانی و هوش معنوی بر کیفیت زندگی معلمان توصیه می شود تا مسئولان در راستای فراهم نمودن بسترهای لازم و مناسب جهت ایجاد هوش سازمانی اقدام نمایند.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان