یوسف ادیب

یوسف ادیب

مدرک تحصیلی: دانشیار، دانشکده علوم تربیتی، دانشگاه تبریز

مطالب

فیلتر های جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱ تا ۲۰ مورد از کل ۷۵ مورد.
۱.

ساخت و بررسی پایایی و روایی پرسشنامه تکوین هوش معنوی دانش آموزان دوره دوم متوسطه

تعداد بازدید : ۲۶ تعداد دانلود : ۲۳
مقدمه : پرداختن به مقوله هوش معنوی و توجه به چگونگی شکل گیری آن بویژه در دانش آموزان دوره دوم متوسطه که به لحاظ سنی در مقطع حساسی قرار دارند، نتایج ارزشمندی در زمینه معنویت و کاربرد آن در تامین سلامت روانی دانش آموزان در پی دارد. پژوهش حاضر از توع مطالعات آمیخته اکتشافی است که به منظور طراحی و بررسی روایی و پایایی پرسشنامه تکوین هوش معنوی دانش آموزان دوره دوم متوسطه انجام شد. روش ها: جامعه آماری شامل دانش آموزان دوره دوم متوسطه شهر تبریز به تعداد 35414 نفر بود. حجم نمونه بخش کمّی با استفاده از فرمول کرجسی و مورگان تعیین و با روش تصادفی خوشه ای ،380 نفر انتخاب گردید. پس ازمصاحبه با 21 نفر از شرکت کنندگان بخش کیفی اشباع داده ها حاصل شد و بر اساس آن پرسشنامه طراحی گردید. برای تعیین روایی محتوایی پرسشنامه به صورت کیفی از نظر شش صاحبنظر و جهت تجزیه و تحلیل داده ها از روش تحلیل عاملی اکتشافی وتحلیل عاملی تأییدی مرتبه دوم با روش حداکثر درست نمایی استفاده شد. یافته ها : نتایج تحلیل نشان داد که تکوین هوش معنوی دانش آموزان با مولفه پیامدها بیشترین ضریب تأثیر(78/0) و با مولفه زمینه کمترین ضریب تأثیر(64/0) را دارد. نتایج تحلیل، نشانگر برازش مطلوب مدل طرح شده با داده های تجربی بود و روایی تکوین هوش معنوی دانش آموزان در سطح سوالات و مولفه ها تأیید شد. نتیجه گیری : در این مطالعه سه مولفه اصلی شکل گیری هوش معنوی دانش آموزان بدست آمد. طبق نتایج، پرسشنامه تکوین هوش معنوی دانش آموزان با روائی بالا، ابزاری است که برای کاربرد در پژوهشهای آموزشی و روانشناختی،دارای اعتبار است.
۲.

تبیین ماهیت سطوح تصمیم گیری در آزادسازی برنامه درسی دوره ابتدایی: یک پژوهش کیفی

تعداد بازدید : ۸ تعداد دانلود : ۱۳
هدف از تحقیق حاضر شناسایی سطوح مناسب تصمیم گیری در فرایند اجرای آزادسازی برنامه درسی در دوره ابتدایی است. تحقیق استفاده شده از نوع کیفی بوده و و روش سنتزپژوهی(تحلیل محتوا و مطالعه اسنادی) را در برمی گیرد. جامعه پژوهش شامل معلمان،کارشناسان، اساتید دانشگاه های استان آذربایجان غربی و هم چنین اسناد و متون علمی در حوزه تمرکززدایی در سال تحصیلی 98-97 است. در جامعه اول نمونه ها به صورت هدفمند انتخاب و مصاحبه ساختاریافته تا نقطه اشباع شدگی حجم نمونه ها به تعداد 19 نفر ادامه یافت. در جامعه دوم نیز حجم نمونه انتخاب شده شامل اسناد و متون علمی 15 الی 20 سال اخیر می باشد. یافته ها نشان می دهد که سطوح تصمیم گیری مناسب برای آزادسازی برنامه درسی دارای سطوح چهارگانه اجتماعی، آکادمیک، نهادی و آموزشی است که در آن سطح نهادی به عنوان رابط تصمیم گیری های سطح آکادمیک(نظری) و سطح آموزشی(عملی) عمل می کند و عملکرد آن از بعد نظری- عملی(شبه عملی) جایگاه ویژه ای دارد. در واقع سطح نهادی با تلفیقی از دو سطح تصمیم گیری، به عنوان تدوین کننده نهایی و و فراهم کننده فرصت های یادگیری در کلاس های درس عمل می کند.
۳.

تجربه زیسته نوجوانان پسر از مکانیسم بی تفاوتی اخلاقی و قلدری: یک مطالعه نظریه زمینه ای

تعداد بازدید : ۴۰ تعداد دانلود : ۵۴
زمینه: قلدری به عنوان یکی از مسائل حل نشده در مدارس، پیامدهای نامطلوبی به بار می آورد، در ارتباط با قلدری عواملِ مؤثر نظیر بی تفاوتی اخلاقی حائز اهمیت است. با این وجود مطالعه کیفی که به تدوین مدل بی تفاوتی اخلاقی و قلدری بپردازد انجام نشده است. هدف: کشف عوامل زمینه ای، فرآیندی و پیامدیِ بی تفاوتی اخلاقی در قلدری بود. روش: رویکرد پژوهش حاضر، کیفی با روش نظریه زمینه ای بود. جامعه آماری شامل تمامی دانش آموزان پسر دوره متوسطه اول و دوم در شهر ابهر بود. از طریق روش نمونه گیری هدفمند تعداد 17 دانش آموز، با میانگین سنی 5/15 سال در طی سال تحصیلی 98-97 انتخاب شدند. ابزار پژوهش در مطالعه حاضر مصاحبه نیمه ساختاریافته بود و تحلیل داده ها بر اساس روش شناسی کوربین و اشتراوس (2008) استفاده از نرم افزار ATLAS.ti 8 نسخه 2017 انجام شد . یافته ها: از میان 630 کد اولیه، 19 مضمون فرعی و 7 مضمون اصلی به دست آمد . نتایج حاصل نشان داد که طبقه مرکزی باورها و نگرش کارکردی به قلدری، تحت تأثیر عواملِ زیربنایی شامل تجربه های تعیین گر و جوّ خشونت و قلدری و عوامل فرآیندی شامل ادراک شناختی هیجانی ضعیف، ادراک اجتماعی معیوب و اِسنادهای بیرونی قرار دارد. نتیجه گیری: عوامل زمینه ای، فرآیندی و مقوله های مرتبط، منجر به استفاده از مکانیسم بی تفاوتی اخلاقی در ارتکاب قلدری را می شود.
۴.

تحلیل برنامه درسی مطالعات اجتماعی پایه های چهارم، پنجم و ششم ابتدایی بر اساس سبک های یادگیری

تعداد بازدید : ۱۲۰
این پژوهش با هدفتحلیل برنامه درسی مطالعات اجتماعی پایه های چهارم، پنجم و ششم ابتدایی بر اساس سبک های یادگیری وارک انجام شد. روش پژوهش توصیفی از نوع تحلیل محتوا با بکارگیری روش آنتروپی شانون است.جامعه آماری شامل برنامه های درسی(هدف، محتوا، روش تدریس و ارزشیابی) پایه های چهارم، پنجم و ششم ابتدایی است. نمونه آماری برنامه های درسی مطالعات اجتماعی است. برای تحلیل برنامه های درسی(قصد شده) با هر یک از سبک های یادگیری ابتدا اهداف مندرج در کتاب های درسی، سپس محتوا کتاب درسی و برای بررسی روش های پیشنهادی به تحلیل کتاب راهنمای تدریس پرداخته شد. در بخش ارزشیابی، سوالات کتاب های درسی و راهنمای تدریس تحلیل گردید. ابزار پژوهش، چک لیست وارسی سبک های یادگیری وارک(1998) بود که براساس پیشینه و پرسشنامه سبک های یادگیری وارک تدوین و به تأیید 6 نفر از متخصصان حوزه مطالعات برنامه درسی و روانشناسی تربیتی رسید و نظرات آنها در طراحی نهایی چک لیست اعمال و روایی محتوایی چک لیست تأیید شد. به منظور حصول اطمینان از پایایی، کدگذاری های تحلیل در اختیار سه پژوهشگر قرار داده شد و درصد توافق آن ها 88/ برآورد شد. نتایج نشان داد در برنامه درسی مطالعات اجتماعی(هدف، محتوا، روش تدریس و ارزشیابی) چهارم ابتدایی سبک شنیداری  رتبه اول و دیداری رتبه پنجم، در برنامه درسی پنجم ابتدایی سبک شنیداری رتبه اول و سبک ترکیبی رتبه پنجم است و در نهایت در ششم ابتدایی سبک خواندن/ نوشتن رتبه اول و سبک دیداری رتبه پنجم است. بنابراین سبک ارجح برنامه های درسی مطالعات اجتماعی چهارم و پنجم ابتدایی سبک شنیداری و ششم ابتدایی سبک خواندن/ نوشتن  است.
۵.

جایگاه برنامه مبتنی بر هوش های چندگانه در کتب درسی دوره اول ابتدایی براساس مؤلفه های هوش های چندگانه

تعداد بازدید : ۴۴ تعداد دانلود : ۱۰۳
زمینه و هدف: یک برنامه درسی معتبر باید مبتنی بر درک صحیح و دقیق ابعاد روان شناختی انسان باشد. از جمله جنبه های روانی مهم انسان که با فرایند یادگیری و برنامه درسی ارتباط نزدیکی دارد، مفهوم هوش است. مفهوم هوش تاکنون روندی تحولی طی کرده و از مفهومی واحد به مفهومی چند بعدی با شکل های مختلف تبدیل شده است. در این بین، نظریه هوش های چندگانه گاردنر (2011) شرایط جدیدی برای درک هوش انسان و پدید آمدن دیدگاه های قوی در فرایند تعلیم و تربیت به وجود آورده و کارکردهای مهمی را به دنبال داشته است. هدف پژوهش حاضر تعیین جایگاه هوش های چندگانه در برنامه درسی دوره اول ابتدایی است. روش: روش این پژوهش، توصیفی از نوع تحلیل محتوا با به کارگیری روش" آنتروپی شانون"(1984) است که نگاه جدیدی به پردازش داده ها به صورت کمّی دارد. بر اساس این روش که به مدل جبرانی مشهور است، محتوای کتب اول ابتدایی بر اساس 9 مؤلفه اصلی و 55 مؤلفه فرعی هوش های چندگانه مورد بررسی قرار گرفته است. جامعه آماری این پژوهش شامل تمامی کتاب های درسی پایه اول ابتدایی بود (4 کتاب)،که به صورت سرشماری، همه آنها به عنوان نمونه آماری انتخاب شدند. ابزار پژوهش شامل چک لیست محقق ساخته ای بود که بر اساس مؤلفه های هوش های چندگانه (گاردنر، 2011) و فلیتهم (2014) ساخته شد. یافته ها: نتایج تحلیل محتوای آنتروپی شانون نشان داد که از بررسی کل چهار کتاب اول ابتدایی، مؤلفه هوش ریاضی- منطقی با 573 مورد، بیشترین فراوانی را به خود اختصاص داده و کم ترین مقدار مربوط به هوش موسیقیایی با صفر مورد فراوانی است. در نتیجه ضریب اهمیت هوش ریاضی منطقی (0/127) و هوش موسیقیایی (0) بوده است. نتیجه گیری: در محتوای کتاب های درسی پایه اول ابتدایی به برخی مؤلفه های هوش های چندگانه، کمتر و یا اصلاً توجهی نشده است. این در حالی است که هوش های چندگانه، عامل پیشرفت فراگیران در هر زمینه ای است و طراحی و اجرای صحیح برنامه های درسی در قالب هوش های چندگانه می تواند تفاوت های فردی فراگیران را به خوبی مورد توجه قرار دهد و مانع افت تحصیلی دانش آموزان شود.
۶.

واکاوی محدودیت های تحصیلی دانشجویان نابینا و کم بینا: یک پژوهش کیفی

تعداد بازدید : ۱۰ تعداد دانلود : ۲۰
در پژوهش حاضر هدف، توصیف و فهم ادراک دانشجویان نابینا و کم بینا از محدودیت ها تحصیلی آنان در سطح آموزش عالی بود. مطالعه حاضر در سال تحصیلی 99-1398 با رویکرد کیفی، از نوع تحلیل محتوای کیفی عرفی انجام شد. از میان جامعه دانشجویان نابینا و کم بینا، تعداد 12 نفر از دانشجویان این طیف، با استفاده از شیوه نمونه گیری هدف مند انتخاب، و در مصاحبه عمیق نیمه ساختاریافته مشارکت کردند. تجزیه و تحلیل متن مصاحبه ها با استفاده از الگوی تحلیل ارتباطی، و به صورت دستی انجام شد. راهبردهای اعتباربخشی به داده ها با استفاده از روش های بازنگری ناظرین، بازنگری مشارکت کنندگان، تخصیص زمان کافی برای جمع آوری داده ها و درگیری مداوم و مثلث سازی محقق انجام شد.نتایج در طبقات اصلی"چالش های کنکور"، " نامناسب بودن فضای فیزیکی دانشگاه" ، "چالش های ارتباطی"، "چالش های آموزشی" و"اهمال کاری سازمانی" و چندین طبقه فرعی استخراج شد. نتایج نشان داد، علی رغم تصویب و اجرای مقطعی قوانین حمایت کننده داخلی و بین المللی از حقوق معلولان، نیازهای تحصیلی این قشر از دانشجویان کمتر مد نظر قرار می گیرد؛ و در عمل به الزامات تحصیلی آنان توجهی نمی-شود. پیشنهاد می شود متصدیان امر با مورد توجه قرار دادن دستاوردهای کاربردی پژوهش، اقدامات لازم را انجام دهند.
۷.

تأثیر الگوی آموزش مدیریت والدین بر کاهش قلدری و بهبود تنظیم شناختی هیجان دانش آموزان

تعداد بازدید : ۴۶ تعداد دانلود : ۱۷۹
زمینه و هدف: پدیده قلدری یکی از مهم ترین مسائل شایع کودکان امروزی در مدارس است که پیامد های نامطلوب و مخربی بر بهزیستی روانی و اجتماعی دانش آموزان دارد. در این میان نقش چشمگیر خانواده و نظام تربیتی والدین یکی از مهم ترین عواملی است که باعث یادگیری و مشارکت کردن کودکان و نوجوانان در جریان های قلدری است. در این راستا پژوهش حاضر با هدف بررسی اثربخشی برنامه آموزش مدیریت والدین بر کاهش قلدری و بهبود تنظیم شناختی هیجان دانش آموزان انجام شد. روش: روش پژوهش نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون- پس آزمون و گروه گواه بود. نمونه مورد مطالعه شامل 36 نفر از کودکان پایه تحصیلی چهارم و پنجم مدارس ابتدایی در دامنه سنی 10 تا 12 سال شهر کرج در سال 1397-96 بودند که به شیوه نمونه گیری خوشه ای تصادفی انتخاب و در دو گروه آزمایش و گواه (هر گروه 18 نفر) به صورت تصادفی جایدهی یافتند. ابزار پژوهش شامل فرم کودکان پرسشنامه قلدری اولویوس(1996) و تنظیم شناختی هیجان گرانفسکی و همکاران (2001) بود. والدین گروه آزمایش طی 9 جلسه 90 دقیقه ای (1 جلسه در هفته و به صورت متوالی) تحت آموزش مدیریت والدین قرار گرفتند و گروه گواه مداخله ای دریافت نکرد. برای تجزیه و تحلیل داده ها از تحلیل کوواریانس چندمتغیره با نرم افزار20spss استفاده شد. یافته ها: نتایج تحلیل داده ها نشان داد که مداخله آموزش مدیریت والدین توانسته است به طور معناداری باعث کاهش نشانه های قلدری (0/001 P<، 120/61=) و کاهش راهبردهای سازش نایافته (0/001>p؛ 17/98=F) و افزایش راهبردهای سازش یافته (0/001>p؛ 83/15=F) در تنظیم شناختی هیجان دانش آموزان شود (0/001 P<، 14/07F=). نتیجه گیری: بر اساس یافته های پژوهش حاضر می توان نتیجه گرفت که نقش آموزش مدیریت والدین و تغییر در شیوه والدگری و همچنین الگوهای رفتاری والدین در یادگیری و بروز رفتارهای قلدری فرزندان، بسیار چشمگیر بوده و به کاهش رفتار های قلدری فرزندان در این مطالعه، شده است.
۸.

اثربخشی آموزش مهارت حساسیت اخلاقی بر کاهش مکانیسم بی تفاوتی اخلاقی و ارتکاب قلدری در نوجوانان دختر

تعداد بازدید : ۴۹ تعداد دانلود : ۸۴
مقدمه: با توجه به شیوع بالای قلدری و تأثیر مکانیسم بی تفاوتی اخلاقی در افزایش نرخ ارتکاب به قلدری پژوهش حاضر با هدف بررسی اثربخشی آموزش مهارت حساسیت اخلاقی بر کاهش مکانیسم بی تفاوتی اخلاقی و ارتکاب قلدری تدوین یافت. روش: مطالعه حاضر با روش نیمه آزمایشی و طرح پیش آزمون و پس آزمون با گروه گواه اجرا گردید. جامعه آماری در این مطالعه شامل کلیه دانش آموزان دختر متوسطه اول شهر ابهر در سال تحصیلی 99-98 بودند و از میان مدارس مقطع متوسطه اول به روش تصادفی خوشه ای دو مدرسه انتخاب و پرسشنامه خودگزارش دهی رفتار اجتماعی کودکان - کریک و گروتپتر (1995) در آن ها اجرا شد، همچنین با همکاری کادر مدیریتی و مشاور مدرسه 31 دانش آموز برای هر گروه، انتخاب شدند. سپس یکی از مدارس به صورت هدفمند به عنوان گروه آزمایش جهت اجرای برنامه برگزیده شد و مدرسه دیگر به عنوان گروه کنترل هیچ برنامه مداخله ای دریافت نکرد. برنامه مداخله ای با محتوای مهارت حساسیت اخلاقی اندیکات، باک، میشل و ناروائیز (2001) به مدت 9 جلسه 45 دقیقه ای در گروه آزمایش اجرا شد همچنین، پرسشنامه بی تفاوتی اخلاقی بندوراو همکاران (1996) و پرسشنامه خودگزارش دهی رفتار اجتماعی کودکان کریک و گروتپتر (1995) پیش و پس از برنامه مداخله ای اجرا گردید و داده ها با روش تحلیل کوواریانس چند متغیری و تک متغیری مورد تحلیل قرار گرفت. یافته ها: نتایج حاصل از تحلیل مانکوا نشان داد که دریافت آموزش حساسیت اخلاقی در گروه آزمایش، موجب کاهش نمرات پس آزمون های مکانیسم بی تفاوتی اخلاقی و ارتکاب قلدری نسبت به گروه کنترل گردید. نتیجه گیری: بر اساس نتایج این مطالعه، پیشنهاد می گردد که موضوع رشد اخلاقی و مهارت های مرتبط با آن در جهت توسعه چندوجهی مهارت های کودکان و نوجوانان درزمینه پیشگیری و کنترل خشونت و قلدری مدنظر قرار گیرد.
۹.

رابطه نگرش به درس کار و فناوری با نگرش فناورانه دانش آموزان مقطع متوسطه ناحیه یک تبریز

تعداد بازدید : ۱۰۹ تعداد دانلود : ۸۷
هدف پژوهش حاضر تعیین رابطه نگرش به درس کار و فناوری با نگرش فناورانه دانش آموزان متوسطه ناحیه یک تبریز در سال تحصیلی 98-97 بود. برای تحقق این هدف از روش توصیفی- همبستگی استفاده شد. از بین 15386 نفر جامعه ی آماری، کلیه دانش آموزان مشغول به تحصیل در دوره متوسطه در سال تحصیلی 98-97 بودند. تعداد 415 نفر به روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای نسبتی از هر سه پایه (هفتم، هشتم، نهم) انتخاب شدند. برای جمع آوری داده ها از پرسشنامه نگرش به فناوری(لی آ و کوآ، 2014) و پرسشنامه محقق ساخته نگرش به درس کار و فناوری استفاده شد. برای تحلیل داده ها از مدل یابی معادلات ساختاری (SEM) نرم افزار Smart PLS3.2.8 استفاده شد. یافته ها نشان داد نگرش به درس کار و فناوری (44/0 خودکارآمدی فناوری، 56/0 ارزش یادگیری فناوری، 56/0 راهبردهای یادگیری فناوری، 63/0 جهت گیری هدف فناوری، 64/0 محرک محیطی فناوری، 54/0 ایجاد خودتنظیمی، 68/0 پیاده سازی خودتنظیمی) را در نگرش فناورانه دانش آموزان تبیین می کند. اهمیت بالای نگرش مثبت به درس کار و فناوری در داشتن رابطه مثبت با مؤلفه های ارزشمند (خودکارآمدی، ارزش یادگیری، راهبردهای یادگیری، جهت گیری هدف، محرک محیطی، ایجاد و پیاده سازی خودتنظیمی) یادگیری فناوری می باشد. با توجه به این روابط، پیشنهاد می شود برنامه درسی کار و فناوری بیش از پیش مورد توجه قرار گیرد و اهداف و محتوا و راهبردهای یاددهی-یادگیری آن به طور کاربردی و عملی تهیه و اجرا شود.
۱۰.

شناسایی و مقایسه سبک های یادگیری بر اساس جنسیت، موضوع درسی، و پایه تحصیلی با تأکید بر روش تحلیل خوشه ای

تعداد بازدید : ۴۳ تعداد دانلود : ۴۲
زمینه و هدف: عوامل مؤثر بر یادگیری بسیار گسترده و وسیع بوده و شناسایی این عوامل در رفع مشکلات و نارسایی های موجود در نظام آموزشی، بسیار مهم است. یکی از این عوامل، سبک یادگیری است و پژوهش حاضر با هدف شناسایی و مقایسه سبک های یادگیری بر اساس جنسیت، موضوع درسی، و پایه تحصیلی با استفاده از روش تحلیل خوشه ای انجام شد. روش: این پژوهش از نظر هدف، کاربردی و از نظر روش شناسی، توصیفی- پیمایشی است. جامعه آماری این مطالعه شامل تمامی دانش آموزان پایه های چهارم، پنجم، و ششم ابتدایی استان آذربایجان غربی در سال تحصیلی 97-1396 بود. برای انتخاب نمونه آماری با استفاده از روش نمونه گیری خوشه ای چندمرحله ای، تعداد 1961 دانش آموز ( 928 نفر پسر و 1033 دختر ) انتخاب شد ه و به پرسشنامه سبک یادگیری وارک (1998) پاسخ دادند. داده های جمع آوری شده با استفاده از آزمون تحلیل خوشه ای و خی دو وارسی و تحلیل شدند. یافته ها: نتایج تحلیل خوشه ای حاکی از تشخیص پنج سبک در بین دانش آموزان از جمله سبک دیداری، شنیداری، خواندن/ نوشتن، جنبشی، و چندگانه دارد که سبک چندگانه، بیشترین تعداد؛ و سبک شنیداری، کمتر میزان را به خود اختصاص داده است. نتایج همچنین نشان داد سبک یادگیری بر اساس جنسیت (01 P ؛ 87/16 X 2 = ) ، و پایه تحصیلی (05 P ؛ 320/18 X 2 = ) متفاوت است، اما بین سبک یادگیری بر اساس نوع درس (موضوع درسی)، تفاوت معناداری مشاهده نشد. نتیجه گیری: بر اساس نتایج پژوهش سبک ارجح در دانش آموزان، سبک یادگیری چندگانه (ترکیبی) است. از سوی دیگر سبک یادگیری بر اساس جنسیت و پایه تحصیلی، متفاوت است؛ اما بر اساس نوع درس (موضوع درسی)، تفاوت معناداری در بین سبک ها مشاهده نشده است. بدین ترتیب، آگاهی از نوع سبک یادگیری دانش آموزان جهت تدریس مؤثر معلمان و کاهش مشکلات یادگیری، مهم است.
۱۱.

نقش مؤلفه های مهارت های فراشناختی و نگرش به درس ریاضی در پیش بینی مدیریت تکالیف دانش آموزان دختر

تعداد بازدید : ۲۲ تعداد دانلود : ۳۵
هدف از انجام پژوهش حاضر، تعیین نقش مولفه های مهارت های فراشناختیو نگرش به درس ریاضی در پیش بینی مدیریت تکالیف دانش آموزان دختر پایه اول متوسطه شهرستان ارومیه در سال تحصیلی 94- 93 بود. طرح پژوهشی توصیفی - همبستگی بوده است. جامعه آماری این پژوهش شامل کلیه دانش آموزان دختر مقطع اول متوسطه به تعداد 4852   نفر  بود. حجم نمونه 358 نفر بوده است که با استفاده از روش نمونه گیری خوشه ایچندمرحله ای انتخاب گردید. برای جمع آوری داده ها از سه ابزار اندازه گیری (پرسشنامه حالت   فراشناخت انیل و عابدی، پرسشنامه نگرش به درس ریاضی نیومن و پرسش نامه مدیریت تکالیف خو) استفاده گردید. جهت تحلیل داده ها از روش تحلیل رگرسیون استفاده شد. نتایج نشان داد که از بین مولفه های فراشناخت   شامل مولفه آگاهی و کنترل ونظارت، بطور مثبت مدیریت تکالیف درسی را تبیین می کند ()و می توان نتیجه گرفت که آگاهی، قوی ترین متغیری است که توانایی پیش بینی و تبیین مدیریت تکالیف را دارد و دومین متغیر پیش بینی کننده،متغییر کنترل ونظارت است.
۱۲.

راهبردهای مناسبِ افزایش پیوند خانه، مدرسه و جامعه؛ تأملی در تجربیات جهانی

تعداد بازدید : ۳۷ تعداد دانلود : ۴۳
شکاف حیطه ی مشارکت والدین / مدارس نظام آموزش وپرورش را به کژ کارکردی مبتلا کرده است. از این رو در پژوهش حاضر سعی شده است که با رویکرد کیفی و روش سنتزپژوهی به راه های جلب مشارکت والدین در مدارس بر اساس تجربیات جهان پرداخته شود. در بخش چارچوب نظری پژوهش ابعاد شش گانه پیشنهادی اپستین مورد استفاده قرار گرفته است. درنهایت راهبردهای مناسب بر اساس هر یک از ابعاد شش گانه تشریح شد به طوری که در بعد فرزند پروری؛ ایجاد مرکز کتابخانه ای برای والدین، برنامه های حمایت خانواده، مدیریت فضای مجازی با تشکیل school networking و برگزاری کارگاه های آموزش والدین، بعد ارتباط یابی؛ ایجاد کانال های ارتباطی شفاهی و رودررو، ارتباط یابی کتبی و اینترنتی، کارت های گزارش عملکرد دانش آموزان، به کارگیری یک رابط مدرسه/خانه، ایجاد اطلاع رسان power school، بعد مشارکت داوطلبانه؛ ارزیابی استعدادهای والدین، تقویت باورپذیری در والدین داوطلب، دعوت از داوطلبان در رویداد های مدرسه، نظرسنجی سالانه، نظارت بر نحوه اخذ کمک های مالی و طرح ریزی یک برنامه منعطف، بعد یادگیری در خانه؛ شامل مجموعه ای از راهبردها از جمله آموزش تخصصی معلمان با محوریت یادگیری در خانه، آموزش تخصصی والدین با محوریت ارائه راهنمای تکالیف خانگی و تقویت رفتار تعاملی دانش آموز با محوریت ارائه تکالیف خانگی تعاملی، بعد تصمیم گیری؛ تشکیل سازمان والدین، تهیه چک لیست انتظارات والدین، تشویق والدین به مشارکت در فرصت های غیررسمی، گزینش افراد انتخاب شده به عنوان نماینده اولیاء در اقوام و گروه های مختلف اجتماع، بعد همکاری با سازمان های اجتماعی؛ شناسایی سازمان های مرتبط با امور مدارس، دعوت از سازمان های اجتماعی، شبکه سازی مدارس، دسترسی به نقشه منابع اجتماعی از مهم ترین راهبردهای مشارکت والدین/ مدرسه به شمار می رود.
۱۳.

مؤلفه های آزادسازی برنامه درسی با تأکید بر نقش معلم

تعداد بازدید : ۲۰ تعداد دانلود : ۳۹
هدف پژوهش، بررسی نقش معلمان در آزادسازی برنامه درسی و ضرورت توجه به اهمیت آنان برای نقش آفرینی بیش تر در تصمیم گیری های برنامه درسی در دوره ابتدایی بوده است. رویکرد پژوهش از نوع کیفی و به روش تحلیل محتوای عرفی بود. جامعه پژوهش، کلیه سرگروه های معلمان مدارس دوره ابتدایی استان آذربایجان غربی در سال تحصیلی 98-97 بوده است که به صورت نمونه گیری هدفمند از نوع شاخص انتخاب شدند و حجم نمونه ها تا زمان اشباع داده ها ادامه یافت. در این راستا، مصاحبه های نیمه سازمان یافته ای با 14نفر از سرگروه های آموزش ابتدایی صورت گرفت. جهت اطمینان و اعتباربخشی به دقت و صحت داده ها از تکنیک کنترل اعضا و تکنیک کسب اطلاعات دقیق موازی استفاده شد. مراحل تجزیه و تحلیل داده ها عبارتند از: درک و فهم متن و نوشتن اولیه، ایجاد و طبقه بندی کد های اولیه بر اساس شباهت ها و تفاوت ها، سازماندهی کدها به صورت خوشه های معنادار. یافته های این تحقیق، پنج مضمون اصلی گفتمان سازی، ارگانیک سازی دانش، پژوهش گری، خود رهبری مشارکتی و همیاران مهارتی و سیزده مضمون محوری و هفتاد و شش مضمون پایه را در بر می گیرد. در واقع، این معلمان هستند که با نقش پذیری های مختلف می توانند کیفیت اصلاحات برنامه درسی را بهبود ببخشند و تعادل یکنواختی، بین تفکر و عمل خود به وجود آورند.
۱۴.

کشف تجارب داوطلبان آزمون سراسری از پشت کنکور ماندن: یک مطالعه نظریه زمینه ای

تعداد بازدید : ۴۹ تعداد دانلود : ۴۷
زمینه: امروزه قسمت اعظمی از فکر جوانان کشور را موفقیت در آزمون سراسری و ورود به دانشگاه به خود اختصاص داده است. به طوری که عدم موفقیت در آن با شرایط روانی - تحصیلی سختی برای آنها همراه است. پشت کنکور ماندن پدیده ای است که با وجود پژوهش های متعدد هنوز در خصوص عوامل مرتبط با آن مطالعه ای انجام نشده است. هدف: پژوهش حاضر با هدف کشف تجارب داوطلبان آزمون سراسری از پشت کنکور ماندن انجام شد. روش: این پژوهش با رویکرد کیفی و روش نظریه زمینه ای انجام شد. جامعه آماری پژوهش شامل همه داوطلبان پشت کنکوری آزمون سراسری سال 1399 در شهر خدابنده بود. نمونه مطالعه نیز شامل 12 نفر از این داوطلبان بود که تجربه یک یا دو سال شرکت در آزمون سراسری را داشتند و با استفاده از روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند . داده ها با استفاده از مصاحبه عمیق نیمه ساختاریافته گردآوری و براساس رویکرد کوربین و اشتراوس (2008) تجزیه و تحلیل شد. یافته ها: با تحلیل عمیق تجربه شرکت کنندگان، 160 مفهوم اولیه، 107 مضمون فرعی و 9 مضمون اصلی به دست آمد. عوامل اصلی پشت کنکوری داوطلبان آزمون سراسری شامل جو اجتماعی، محیط آموزشی، دوستان، ویژگی خانواده به عنوان عوامل زمینه ای؛ عملکرد روانی، عملکرد تحصیلی و واکنش به رویدادهای ناخواسته به عنوان عوامل فرآیندی؛ و پیامدهای روانی و تحصیلی به عنوان پیامدها دسته بندی شدند. طبقه مرکزی استخراج شده «انگیزه موفقیت در کنکور» بود که تمام عوامل فرآیندی، زمینه ای و پیامدی را در برگرفته و پاسخ نهایی به سؤال اصلی پژوهش یعنی عوامل مؤثر بر پشت کنکوری بود. بنابراین، وقتی پشت کنکور ماندن، راهی برای رسیدن به نتیجه دلخواه باشد انتخاب می شود، در غیر این صورت کنار گذاشته می شود. نتیجه گیری: نتیجه این پژوهش می تواند در درک عمیق دنیای ذهنی متقاضیان پشت کنکوری برای دست اندرکاران تعلیم و تربیت، مشاوران مدارس و والدین مفید باشد.
۱۵.

شناسایی ابعاد برنامه درسی مغفول بر اساس تفاوت برنامه درسی آکادمیک و برنامه درسی قصد شده آموزش مفاهیم شهروندی در کتب مطالعات اجتماعی متوسطه دوره اول

تعداد بازدید : ۸۸ تعداد دانلود : ۹۵
  آماده سازی و تربیت شهروندان یکی از مهمترین وظایف نظام های تربیتی به خصوص نظام تعلیم و تربیت محسوب می شود. هدف این تحقیق شناسایی ابعاد برنامه درسی مغفول بر اساس تفاوت برنامه درسی آکادمیک، و برنامه درسی قصد شده آموزش مفاهیم شهروندی در کتب مطالعات اجتماعی متوسطه دوره اول بوده است. در این مطالعه از دو روش کیفی منطبق بر منطق استقرایی یعنی تحلیل محتوای کیفی متون، و مطالعه موردی کیفی استفاده شد. در مرحله تحلیل محتوای متون، منابع تحلیل شده عبارت از محتوای کتب مطالعات اجتماعی پایه های هفتم، هشتم و نهم بوده اند، و نمونه برابر با جامعه بوده است. واحد تحلیل، یک درس و واحد ثبت نیز عبارت از یک پاراگراف، یک تصویر و یا یک تکلیف بوده است. در قسمت مطالعه موردی کیفی ، مشارکت کننده ها شامل استادان حوزه مطالعات اجتماعی، و جامعه شناسی دانشگاه های تبریز و ارومیه بوده، و نمونه گیری نیز با رویکرد هدفمند، و مبتنی بر تکنیک نمونه گیری موارد مطلوب انجام شده و با 16 نفر مصاحبه ژرف نگر به عمل آمد. مصاحبه ها با استفاده از روش تحلیل مضمونی، تحلیل شدند. در نهایت مضمون های حاصل از مصاحبه های استادان با مضمون های کتب درسی مقایسه شد. بر اساس نتایج به دست آمده، مضامین آموزش اقتصادی (آشنا نمودن دانش آموزان با شغل های نوین در شبکه های اجتماعی، کمک به دانش آموزان در انتخاب شغل مناسب، تلاش کردن به صورت جدی در زمینه های مالی، آشنایی با مفهوم پس انداز و ساده زیستی)، آموزش خانواده (آشنایی با شیوه های همسر گزینی)، آموزش صلح، حل تعارضات و کشمکش ها- مقاومت در برابر ظالم، و دفاع ازحقوق خود، امنیت، تربیت سیاسی، آموزش مهارت های زندگی، آشنایی با نقش جنسیت، و آموزش تفکر منطقی به عنوان مضمون های مغفول از نظر استادان شناسایی شد.
۱۶.

شناسایی سبک های یادگیری در دانش آموزان و مقایسه آن با برنامه درسی قصدشده مطالعات اجتماعی پایه های چهارم، پنجم و ششم ابتدایی

تعداد بازدید : ۲۶۲ تعداد دانلود : ۱۴۲
این پژوهش با هدف شناسایی سبک های یادگیری در دانش آموزان پایه های چهارم، پنجم و ششم ابتدایی و مقایسه آن با برنامه درسی قصدشده مطالعات اجتماعی هر سه پایه انجام گرفت. روش پژوهش پیمایشی-تحلیلی است. باتوجه به ماهیت تحقیق دوجامعه، نمونه و روش نمونه گیری وجود دارد. در بخش اول جامعه آماری دانش آموزان دختر و پسر پایه های چهارم، پنجم و ششم ابتدایی استان آذربایجان غربی (145045N=) بود. برای انتخاب نمونه آماری در این بخش با استفاده از روش نمونه گیری خوشه ای چندمرحله ای نمونه برابر 1961 نفر (928 نفر پسر و 1033 دختر) انتخاب شد. در بخش دوم جامعه آماری شامل برنامه های درسی مطالعات اجتماعی پایه های چهارم، پنجم و ششم ابتدایی و نمونه آماری در این بخش شامل برنامه های درسی مطالعات اجتماعی پایه های چهارم، پنجم و ششم ابتدایی بود که با استفاده از روش کل شماری انتخاب شدند. برای جمع آوری داده ها از پرسشنامه سبک های یادگیری وارک (1998) و چک لیست وارسی سبک های یادگیری استفاده شده است که براساس پیشینه تدوین و روایی و پایایی آن تأیید شد. نتایج نشان داد سبک چندگانه بیشترین تعداد و سبک شنیداری کمتر میزان را در دانش آموزان به خود اختصاص داده است؛ درصورتی که در برنامه درسی مطالعات اجتماعی (هدف، محتوا، روش و ارزشیابی) چهارم ابتدایی سبک شنیداری رتبه اول و دیداری رتبه پنجم، در برنامه درسی پنجم ابتدایی سبک شنیداری رتبه اول و سبک ترکیبی دارای رتبه پنجم بود و درنهایت در ششم ابتدایی سبک خواندن/ نوشتن رتبه اول و سبک دیداری در رتبه پنجم بود. بنابراین سبک ارجح دانش آموزان سبک چندگانه (ترکیبی) اما سبک ارجح برنامه های درسی مطالعات اجتماعی چهارم و پنجم ابتدایی سبک شنیداری و ششم ابتدایی سبک خواندن/ نوشتن است.
۱۷.

شناسایی و تبیین تجربه متخصصین تعلیم و تربیت و دانشجو معلمان در فرایند شناسایی و شکل گیری اخلاق حرفه ای

تعداد بازدید : ۱۶۳ تعداد دانلود : ۲۵۶
مقدمه: اخلاق حرفه ای، همواره یکی از مهم ترین اهداف نظام آموزشی بوده است. مربیان تعلیم وتربیت دریافتند که برنامه ریزی مبتنی بر شایستگی حرفه ای یک روش آماده کردن فارغ التحصیلان برای یک زمینه در حال تغییر است. روش کار : مطالعه کیفی حاضر با رویکرد گراندد تئوری در پاییز 1397 بر روی 24 نفر از متخصصین تعلیم و تربیت و دانشجو معلمان دانشگاه فرهنگیان به روش نمونه گیری هدفمند و تا اشباع داده ها و با رعایت محرمانه بودن اطلاعات و امکان ترک مطالعه درهر زمان که مایل بودند ادامه یافت، روش جمع آوری داده ها از طریق مصاحبه نیمه ساختار یافته انجام گرفت؛ داده هابر اساس روش اشتراس وکوربین تحلیل گردیدند. یافته ها: به طور کلی هفت طبقه اصلی و 8 طبقه فرعی ایجاد شد که در نهایت ششتم از این طبقات تحت عناوین عوامل فردی، عوامل سازمانی، عوامل اجتماعی، عوامل جهانی، عوامل علمی مؤثر بر اخلاق حرفه ای استخراج شدند. نتیجه گیری: یافته های این پژوهش نشان داد که درنقش عوامل مختلف در شکل گیری اخلاق حرفه ای کم توجهی خاصی در بخش های مختلف در جهت توجه عمیق به اخلاق حرفه ای به عنوان یکی از ارکان اصلی رشد و تعالی راندمان کاری مشاهده می شود و لازم است مسئولین و دست اندرکاران تعلیم و تربیت به این امر مهم توجه کرده در برنامه ریزی های آینده برای آموزش و پرورش و دانشگاه ها گام های بلندی بردارند. که این امر می بایست در خصوص دانشجویان دانشگاه فرهنگیان مورد توجه ویژه قرار گیرد زیرا این دانشجویان در آینده ای نه چندان دور وارد جرگه تعلیم و تربیت می شوند و در صورتی که در حد مطلوب تربیت نشده و رشد نیافته باشند ضربات جبران ناپذیری بر نسل های بعدی وارد خواهد شد.
۱۸.

اثربخشی آموزش برنامه یادگیری اجتماعی- هیجانی کودکان قوی بر احساس تعلق به مدرسه دانش آموزان مقطع ابتدایی مناطق برخوردار و محروم شهر همدان

تعداد بازدید : ۱۹۲ تعداد دانلود : ۱۴۱
زمینه و هدف: احساس تعلق به مدرسه به عنوان دیدگاه افراد تعریف می شود که از طریق یادگیری اجتماعی-هیجانی بهبود می یابد و باعث افزایش پیوند آنها با محیط مدرسه می شود. هدف از انجام این پژوهش ارزیابی اثربخشی برنامه یادگیری اجتماعی-هیجانی کودکان قوی بر احساس تعلق به مدرسه دانش آموزان ابتدایی مناطق محروم و برخوردار شهر همدان بود. روش: این پژوهش به روش نیمه آزمایشی و طرح مقایسه گروه های نابرابر انجام شد. جامعه آماری شامل دانش آموزان پسر پایه پنجم ابتدایی مناطق محروم و برخوردار شهر همدان در سال تحصیلی 97-1396 بودند که از بین آنها 2 کلاس از مناطق محروم (51 دانش آموز) و 2 کلاس از مناطق برخوردار (45 دانش آموز) به صورت هدفمند انتخاب، و در هر منطقه یک کلاس درس در گروه آزمایش و یک کلاس درس در گروه گواه به صورت تصادفی جایدهی شد. آموزش برنامه یادگیری اجتماعی-هیجانی کودکان قوی در گروه های آزمایش طی 12 جلسه 60 دقیقه ای در طی 3 ماه اجرا شد. برای جمع آوری داده ها در مراحل پیش آزمون و پس آزمون از پرسشنامه احساس تعلق به مدرسه بری، بتی و وات (2004) استفاده شد. یافته ها: نتایج تحلیل کوواریانس عاملی نشان داد احساس تعلق به مدرسه و مؤلفه های حمایت معلم، مشارکت در اجتماع، رعایت عدالت و احترام در مدرسه، احساس مثبت نسبت به مدرسه، ارتباط فرد با مدرسه، و مشارکت علمی دانش آموزان گروه آزمایش بیشتر از احساس تعلق به مدرسه دانش آموزان گروه گواه است (9/05= (81 و 6) F و 0/05> P ). همچنین نتایج نشان داد که تأثیر آموزش برنامه اجتماعی- هیجانی کودکان قوی بر احساس تعلق به مدرسه و مؤلفه های آن، در مناطق محروم و برخوردار، به یک میزان است (1/10= (87 و 6) F و P>0.05 ). نتیجه گیری: بر اساس یافته های مطالعه حاضر می توان چنین نتیجه گیری کرد در صورتی که شرایط لازم برای رشد هیجانی، اجتماعی، روانی، و تحصیلی دانش آموزان فراهم شود، باعث بهبود احساس تعلق به مدرسه در آنها خواهد شد همچنین دانش آموزان اگر مورد مراقبت و حمایت از طرف مدرسه قرار گیرند، پیشرفت تحصیلی بالاتر و رفتارهای پرخطر کمتری خواهند داشت.
۱۹.

مقایسه اثربخشی برنامه یادگیری اجتماعی-هیجانی کودکان قوی بر شایستگی اجتماعی-هیجانی، تاب آوری تحصیلی و احساس تعلّق به مدرسه دانش آموزان مقطع ابتدایی مناطق برخوردار و محروم شهر همدان

تعداد بازدید : ۱۵۷ تعداد دانلود : ۱۵۸
مقدمه: هدف از انجام این پژوهش ارزیابی اثربخشی برنامه یادگیری اجتماعی-هیجانی کودکان قوی بر شایستگی اجتماعی-هیجانی، تاب آوری تحصیلی و احساس تعلّق به مدرسه دانش آموزان ابتدایی شهر همدان می باشد که به مقایسه اثربخشی برنامه فوق در مناطق برخوردار و محروم نیز می پردازد. روش: این پژوهش به روش نیمه آزمایشی و طرح مقایسه گروه های نابرابر انجام شد. 4 کلاس درس (2 کلاس از مناطق محروم و 2 کلاس از مناطق برخوردار) از مدارس پایه پنجم ابتدایی شهر همدان به صورت هدفمند انتخاب و به صورت تصادفی در هر منطقه یک کلاس درس در گروه آزمایش و یک کلاس درس در گروه کنترل جایگزین شد. ابتدا پرسشنامه های شایستگی اجتماعی-هیجانی، تاب آوری تحصیلی و احساس تعلّق به مدرسه در مرحله پیش آزمون اجرا و بعد از 12 جلسه آموزش برنامه یادگیری اجتماعی-هیجانی کودکان قوی در گروه های آزمایش به مدت 3 ماه در هر 4 گروه پرسشنامه های فوق مجدداً به عنوان پس آزمون اجرا گشت. یافته ها: نتایج تحلیل واریانس عاملی نشان داد شایستگی اجتماعی-هیجانی، تاب آوری تحصیلی و احساس تعلّق به مدرسه دانش آموزان گروه آزمایش بیشتر از شایستگی اجتماعی-هیجانی، تاب آوری تحصیلی و احساس تعلّق به مدرسه دانش آموزان گروه کنترل می باشد. همچنین نتایج نشان داد که آموزش برنامه اجتماعی-هیجانی کودکان قوی بر شایستگی اجتماعی-هیجانی و تاب آوری تحصیلی و دانش آموزان منطقه محروم بیشتر از دانش آموزان منطقه برخوردار تأثیر دارد. امّا در متغیّر احساس تعلّق به مدرسه تفاوت معناداری بین دانش آموزان منطقه برخوردار و محروم مشاهده نشد. نتیجه گیری: با توجه به اینکه برنامه کودکان قوی در ایران دارای روایی اجتماعی است؛ بنابراین امید می رود جهت بهبود شایستگی اجتماعی-هیجانی، تاب آوری تحصیلی و احساس تعلق به مدرسه دانش آموزان از این برنامه استفاده شود.
۲۰.

جایگاه سبک های یادگیری در عناصر برنامه درسی پایه ی ششم ابتدایی: علوم تجربی و مطالعات اجتماعی

تعداد بازدید : ۲۹ تعداد دانلود : ۴۳
هدف: پژوهش با هدف تحلیل برنامه درسی علوم تجربی و مطالعات اجتماع پایه ششم ابتدایی بر اساس سبک های یادگیری وارک انجام پذیرفته است. روش: پژوهش توصیفی، از نوع تحلیل محتوا با بکارگیری روش آنتروپی شانون است. جامعه آماری شامل کلیه برنامه های درسی(هدف، محتوا، روش و ارزشیابی) پایه ششم ابتدایی است. نمونه آماری شامل برنامه های درسی علوم تجربی و مطالعات اجتماعی پایه ششم ابتدایی می-باشد. برای تحلیل برنامه های درسی موجود(قصد شده) با هر یک از سبک های یادگیری ابتدا اهداف مندرج در کتاب های درسی، سپس محتوا کتاب درسی و برای بررسی روش های پیشنهادی به تحلیل کتاب راهنمای تدریس پرداخته شد. در بخش ارزشیابی، سوالات مطرح شده در کتاب های درسی و راهنمای تدریس تحلیل گردید. ابزار پژوهش، چک لیست وارسی سبک های یادگیری وارک(1998) بود که براساس پیشینه و پرسشنامه وارک تدوین و روایی محتوایی آن توسط صاحبنظران رشته های برنامه درسی و روانشناسی تربیتی تأیید شد یافته ها: نتایج حاکی از آن دارد که سبک ارجح برنامه درسی علوم تجربی پایه ششم ابتدایی سبک دیداری اما سبک مطالعات اجتماعی خواندن/ نوشتن می باشد.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان