یوسف ادیب

یوسف ادیب

مدرک تحصیلی: دانشیار، دانشکده علوم تربیتی، دانشگاه تبریز

مطالب

فیلتر های جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱ تا ۲۰ مورد از کل ۶۱ مورد.
۱.

جایگاه برنامه مبتنی بر هوش های چندگانه در کتب درسی دوره اول ابتدایی براساس مؤلفه های هوش های چندگانه

تعداد بازدید : ۰ تعداد دانلود : ۳
زمینه و هدف: یک برنامه درسی معتبر باید مبتنی بر درک صحیح و دقیق ابعاد روان شناختی انسان باشد. از جمله جنبه های روانی مهم انسان که با فرایند یادگیری و برنامه درسی ارتباط نزدیکی دارد، مفهوم هوش است. مفهوم هوش تاکنون روندی تحولی طی کرده و از مفهومی واحد به مفهومی چند بعدی با شکل های مختلف تبدیل شده است. در این بین، نظریه هوش های چندگانه گاردنر (2011) شرایط جدیدی برای درک هوش انسان و پدید آمدن دیدگاه های قوی در فرایند تعلیم و تربیت به وجود آورده و کارکردهای مهمی را به دنبال داشته است. هدف پژوهش حاضر تعیین جایگاه هوش های چندگانه در برنامه درسی دوره اول ابتدایی است. روش: روش این پژوهش، توصیفی از نوع تحلیل محتوا با به کارگیری روش" آنتروپی شانون"(1984) است که نگاه جدیدی به پردازش داده ها به صورت کمّی دارد. بر اساس این روش که به مدل جبرانی مشهور است، محتوای کتب اول ابتدایی بر اساس 9 مؤلفه اصلی و 55 مؤلفه فرعی هوش های چندگانه مورد بررسی قرار گرفته است. جامعه آماری این پژوهش شامل تمامی کتاب های درسی پایه اول ابتدایی بود (4 کتاب)،که به صورت سرشماری، همه آنها به عنوان نمونه آماری انتخاب شدند. ابزار پژوهش شامل چک لیست محقق ساخته ای بود که بر اساس مؤلفه های هوش های چندگانه (گاردنر، 2011) و فلیتهم (2014) ساخته شد. یافته ها: نتایج تحلیل محتوای آنتروپی شانون نشان داد که از بررسی کل چهار کتاب اول ابتدایی، مؤلفه هوش ریاضی- منطقی با 573 مورد، بیشترین فراوانی را به خود اختصاص داده و کم ترین مقدار مربوط به هوش موسیقیایی با صفر مورد فراوانی است. در نتیجه ضریب اهمیت هوش ریاضی منطقی (0/127) و هوش موسیقیایی (0) بوده است. نتیجه گیری: در محتوای کتاب های درسی پایه اول ابتدایی به برخی مؤلفه های هوش های چندگانه، کمتر و یا اصلاً توجهی نشده است. این در حالی است که هوش های چندگانه، عامل پیشرفت فراگیران در هر زمینه ای است و طراحی و اجرای صحیح برنامه های درسی در قالب هوش های چندگانه می تواند تفاوت های فردی فراگیران را به خوبی مورد توجه قرار دهد و مانع افت تحصیلی دانش آموزان شود.
۲.

تأثیر الگوی آموزش مدیریت والدین بر کاهش قلدری و بهبود تنظیم شناختی هیجان دانش آموزان

تعداد بازدید : ۰ تعداد دانلود : ۴
زمینه و هدف: پدیده قلدری یکی از مهم ترین مسائل شایع کودکان امروزی در مدارس است که پیامد های نامطلوب و مخربی بر بهزیستی روانی و اجتماعی دانش آموزان دارد. در این میان نقش چشمگیر خانواده و نظام تربیتی والدین یکی از مهم ترین عواملی است که باعث یادگیری و مشارکت کردن کودکان و نوجوانان در جریان های قلدری است. در این راستا پژوهش حاضر با هدف بررسی اثربخشی برنامه آموزش مدیریت والدین بر کاهش قلدری و بهبود تنظیم شناختی هیجان دانش آموزان انجام شد. روش: روش پژوهش نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون- پس آزمون و گروه گواه بود. نمونه مورد مطالعه شامل 36 نفر از کودکان پایه تحصیلی چهارم و پنجم مدارس ابتدایی در دامنه سنی 10 تا 12 سال شهر کرج در سال 1397-96 بودند که به شیوه نمونه گیری خوشه ای تصادفی انتخاب و در دو گروه آزمایش و گواه (هر گروه 18 نفر) به صورت تصادفی جایدهی یافتند. ابزار پژوهش شامل فرم کودکان پرسشنامه قلدری اولویوس(1996) و تنظیم شناختی هیجان گرانفسکی و همکاران (2001) بود. والدین گروه آزمایش طی 9 جلسه 90 دقیقه ای (1 جلسه در هفته و به صورت متوالی) تحت آموزش مدیریت والدین قرار گرفتند و گروه گواه مداخله ای دریافت نکرد. برای تجزیه و تحلیل داده ها از تحلیل کوواریانس چندمتغیره با نرم افزار20spss استفاده شد. یافته ها: نتایج تحلیل داده ها نشان داد که مداخله آموزش مدیریت والدین توانسته است به طور معناداری باعث کاهش نشانه های قلدری (0/001 P<، 120/61=) و کاهش راهبردهای سازش نایافته (0/001>p؛ 17/98=F) و افزایش راهبردهای سازش یافته (0/001>p؛ 83/15=F) در تنظیم شناختی هیجان دانش آموزان شود (0/001 P<، 14/07F=). نتیجه گیری: بر اساس یافته های پژوهش حاضر می توان نتیجه گرفت که نقش آموزش مدیریت والدین و تغییر در شیوه والدگری و همچنین الگوهای رفتاری والدین در یادگیری و بروز رفتارهای قلدری فرزندان، بسیار چشمگیر بوده و به کاهش رفتار های قلدری فرزندان در این مطالعه، شده است.
۳.

رابطه نگرش به درس کار و فناوری با نگرش فناورانه دانش آموزان مقطع متوسطه ناحیه یک تبریز

تعداد بازدید : ۱۳ تعداد دانلود : ۱۶
هدف پژوهش حاضر تعیین رابطه نگرش به درس کار و فناوری با نگرش فناورانه دانش آموزان متوسطه ناحیه یک تبریز در سال تحصیلی 98-97 بود. برای تحقق این هدف از روش توصیفی- همبستگی استفاده شد. از بین 15386 نفر جامعه ی آماری، کلیه دانش آموزان مشغول به تحصیل در دوره متوسطه در سال تحصیلی 98-97 بودند. تعداد 415 نفر به روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای نسبتی از هر سه پایه (هفتم، هشتم، نهم) انتخاب شدند. برای جمع آوری داده ها از پرسشنامه نگرش به فناوری(لی آ و کوآ، 2014) و پرسشنامه محقق ساخته نگرش به درس کار و فناوری استفاده شد. برای تحلیل داده ها از مدل یابی معادلات ساختاری (SEM) نرم افزار Smart PLS3.2.8 استفاده شد. یافته ها نشان داد نگرش به درس کار و فناوری (44/0 خودکارآمدی فناوری، 56/0 ارزش یادگیری فناوری، 56/0 راهبردهای یادگیری فناوری، 63/0 جهت گیری هدف فناوری، 64/0 محرک محیطی فناوری، 54/0 ایجاد خودتنظیمی، 68/0 پیاده سازی خودتنظیمی) را در نگرش فناورانه دانش آموزان تبیین می کند. اهمیت بالای نگرش مثبت به درس کار و فناوری در داشتن رابطه مثبت با مؤلفه های ارزشمند (خودکارآمدی، ارزش یادگیری، راهبردهای یادگیری، جهت گیری هدف، محرک محیطی، ایجاد و پیاده سازی خودتنظیمی) یادگیری فناوری می باشد. با توجه به این روابط، پیشنهاد می شود برنامه درسی کار و فناوری بیش از پیش مورد توجه قرار گیرد و اهداف و محتوا و راهبردهای یاددهی-یادگیری آن به طور کاربردی و عملی تهیه و اجرا شود.
۴.

شناسایی ابعاد برنامه درسی مغفول بر اساس تفاوت برنامه درسی آکادمیک و برنامه درسی قصد شده آموزش مفاهیم شهروندی در کتب مطالعات اجتماعی متوسطه دوره اول

تعداد بازدید : ۰ تعداد دانلود : ۲
  آماده سازی و تربیت شهروندان یکی از مهمترین وظایف نظام های تربیتی به خصوص نظام تعلیم و تربیت محسوب می شود. هدف این تحقیق شناسایی ابعاد برنامه درسی مغفول بر اساس تفاوت برنامه درسی آکادمیک، و برنامه درسی قصد شده آموزش مفاهیم شهروندی در کتب مطالعات اجتماعی متوسطه دوره اول بوده است. در این مطالعه از دو روش کیفی منطبق بر منطق استقرایی یعنی تحلیل محتوای کیفی متون، و مطالعه موردی کیفی استفاده شد. در مرحله تحلیل محتوای متون، منابع تحلیل شده عبارت از محتوای کتب مطالعات اجتماعی پایه های هفتم، هشتم و نهم بوده اند، و نمونه برابر با جامعه بوده است. واحد تحلیل، یک درس و واحد ثبت نیز عبارت از یک پاراگراف، یک تصویر و یا یک تکلیف بوده است. در قسمت مطالعه موردی کیفی ، مشارکت کننده ها شامل استادان حوزه مطالعات اجتماعی، و جامعه شناسی دانشگاه های تبریز و ارومیه بوده، و نمونه گیری نیز با رویکرد هدفمند، و مبتنی بر تکنیک نمونه گیری موارد مطلوب انجام شده و با 16 نفر مصاحبه ژرف نگر به عمل آمد. مصاحبه ها با استفاده از روش تحلیل مضمونی، تحلیل شدند. در نهایت مضمون های حاصل از مصاحبه های استادان با مضمون های کتب درسی مقایسه شد. بر اساس نتایج به دست آمده، مضامین آموزش اقتصادی (آشنا نمودن دانش آموزان با شغل های نوین در شبکه های اجتماعی، کمک به دانش آموزان در انتخاب شغل مناسب، تلاش کردن به صورت جدی در زمینه های مالی، آشنایی با مفهوم پس انداز و ساده زیستی)، آموزش خانواده (آشنایی با شیوه های همسر گزینی)، آموزش صلح، حل تعارضات و کشمکش ها- مقاومت در برابر ظالم، و دفاع ازحقوق خود، امنیت، تربیت سیاسی، آموزش مهارت های زندگی، آشنایی با نقش جنسیت، و آموزش تفکر منطقی به عنوان مضمون های مغفول از نظر استادان شناسایی شد.
۵.

شناسایی و تبیین تجربه متخصصین تعلیم و تربیت و دانشجو معلمان در فرایند شناسایی و شکل گیری اخلاق حرفه ای

تعداد بازدید : ۸۰ تعداد دانلود : ۱۱۰
مقدمه: اخلاق حرفه ای، همواره یکی از مهم ترین اهداف نظام آموزشی بوده است. مربیان تعلیم وتربیت دریافتند که برنامه ریزی مبتنی بر شایستگی حرفه ای یک روش آماده کردن فارغ التحصیلان برای یک زمینه در حال تغییر است. روش کار : مطالعه کیفی حاضر با رویکرد گراندد تئوری در پاییز 1397 بر روی 24 نفر از متخصصین تعلیم و تربیت و دانشجو معلمان دانشگاه فرهنگیان به روش نمونه گیری هدفمند و تا اشباع داده ها و با رعایت محرمانه بودن اطلاعات و امکان ترک مطالعه درهر زمان که مایل بودند ادامه یافت، روش جمع آوری داده ها از طریق مصاحبه نیمه ساختار یافته انجام گرفت؛ داده هابر اساس روش اشتراس وکوربین تحلیل گردیدند. یافته ها: به طور کلی هفت طبقه اصلی و 8 طبقه فرعی ایجاد شد که در نهایت ششتم از این طبقات تحت عناوین عوامل فردی، عوامل سازمانی، عوامل اجتماعی، عوامل جهانی، عوامل علمی مؤثر بر اخلاق حرفه ای استخراج شدند. نتیجه گیری: یافته های این پژوهش نشان داد که درنقش عوامل مختلف در شکل گیری اخلاق حرفه ای کم توجهی خاصی در بخش های مختلف در جهت توجه عمیق به اخلاق حرفه ای به عنوان یکی از ارکان اصلی رشد و تعالی راندمان کاری مشاهده می شود و لازم است مسئولین و دست اندرکاران تعلیم و تربیت به این امر مهم توجه کرده در برنامه ریزی های آینده برای آموزش و پرورش و دانشگاه ها گام های بلندی بردارند. که این امر می بایست در خصوص دانشجویان دانشگاه فرهنگیان مورد توجه ویژه قرار گیرد زیرا این دانشجویان در آینده ای نه چندان دور وارد جرگه تعلیم و تربیت می شوند و در صورتی که در حد مطلوب تربیت نشده و رشد نیافته باشند ضربات جبران ناپذیری بر نسل های بعدی وارد خواهد شد.
۶.

شناسایی سبک های یادگیری در دانش آموزان و مقایسه آن با برنامه درسی قصدشده مطالعات اجتماعی پایه های چهارم، پنجم و ششم ابتدایی

تعداد بازدید : ۱۵ تعداد دانلود : ۱۷
این پژوهش با هدف شناسایی سبک های یادگیری در دانش آموزان پایه های چهارم، پنجم و ششم ابتدایی و مقایسه آن با برنامه درسی قصدشده مطالعات اجتماعی هر سه پایه انجام گرفت. روش پژوهش پیمایشی-تحلیلی است. باتوجه به ماهیت تحقیق دوجامعه، نمونه و روش نمونه گیری وجود دارد. در بخش اول جامعه آماری دانش آموزان دختر و پسر پایه های چهارم، پنجم و ششم ابتدایی استان آذربایجان غربی (145045N=) بود. برای انتخاب نمونه آماری در این بخش با استفاده از روش نمونه گیری خوشه ای چندمرحله ای نمونه برابر 1961 نفر (928 نفر پسر و 1033 دختر) انتخاب شد. در بخش دوم جامعه آماری شامل برنامه های درسی مطالعات اجتماعی پایه های چهارم، پنجم و ششم ابتدایی و نمونه آماری در این بخش شامل برنامه های درسی مطالعات اجتماعی پایه های چهارم، پنجم و ششم ابتدایی بود که با استفاده از روش کل شماری انتخاب شدند. برای جمع آوری داده ها از پرسشنامه سبک های یادگیری وارک (1998) و چک لیست وارسی سبک های یادگیری استفاده شده است که براساس پیشینه تدوین و روایی و پایایی آن تأیید شد. نتایج نشان داد سبک چندگانه بیشترین تعداد و سبک شنیداری کمتر میزان را در دانش آموزان به خود اختصاص داده است؛ درصورتی که در برنامه درسی مطالعات اجتماعی (هدف، محتوا، روش و ارزشیابی) چهارم ابتدایی سبک شنیداری رتبه اول و دیداری رتبه پنجم، در برنامه درسی پنجم ابتدایی سبک شنیداری رتبه اول و سبک ترکیبی دارای رتبه پنجم بود و درنهایت در ششم ابتدایی سبک خواندن/ نوشتن رتبه اول و سبک دیداری در رتبه پنجم بود. بنابراین سبک ارجح دانش آموزان سبک چندگانه (ترکیبی) اما سبک ارجح برنامه های درسی مطالعات اجتماعی چهارم و پنجم ابتدایی سبک شنیداری و ششم ابتدایی سبک خواندن/ نوشتن است.
۷.

اثربخشی آموزش برنامه یادگیری اجتماعی- هیجانی کودکان قوی بر احساس تعلق به مدرسه دانش آموزان مقطع ابتدایی مناطق برخوردار و محروم شهر همدان

تعداد بازدید : ۴۰ تعداد دانلود : ۳۷
زمینه و هدف: احساس تعلق به مدرسه به عنوان دیدگاه افراد تعریف می شود که از طریق یادگیری اجتماعی-هیجانی بهبود می یابد و باعث افزایش پیوند آنها با محیط مدرسه می شود. هدف از انجام این پژوهش ارزیابی اثربخشی برنامه یادگیری اجتماعی-هیجانی کودکان قوی بر احساس تعلق به مدرسه دانش آموزان ابتدایی مناطق محروم و برخوردار شهر همدان بود. روش: این پژوهش به روش نیمه آزمایشی و طرح مقایسه گروه های نابرابر انجام شد. جامعه آماری شامل دانش آموزان پسر پایه پنجم ابتدایی مناطق محروم و برخوردار شهر همدان در سال تحصیلی 97-1396 بودند که از بین آنها 2 کلاس از مناطق محروم (51 دانش آموز) و 2 کلاس از مناطق برخوردار (45 دانش آموز) به صورت هدفمند انتخاب، و در هر منطقه یک کلاس درس در گروه آزمایش و یک کلاس درس در گروه گواه به صورت تصادفی جایدهی شد. آموزش برنامه یادگیری اجتماعی-هیجانی کودکان قوی در گروه های آزمایش طی 12 جلسه 60 دقیقه ای در طی 3 ماه اجرا شد. برای جمع آوری داده ها در مراحل پیش آزمون و پس آزمون از پرسشنامه احساس تعلق به مدرسه بری، بتی و وات (2004) استفاده شد. یافته ها: نتایج تحلیل کوواریانس عاملی نشان داد احساس تعلق به مدرسه و مؤلفه های حمایت معلم، مشارکت در اجتماع، رعایت عدالت و احترام در مدرسه، احساس مثبت نسبت به مدرسه، ارتباط فرد با مدرسه، و مشارکت علمی دانش آموزان گروه آزمایش بیشتر از احساس تعلق به مدرسه دانش آموزان گروه گواه است (9/05= (81 و 6) F و 0/05> P ). همچنین نتایج نشان داد که تأثیر آموزش برنامه اجتماعی- هیجانی کودکان قوی بر احساس تعلق به مدرسه و مؤلفه های آن، در مناطق محروم و برخوردار، به یک میزان است (1/10= (87 و 6) F و P>0.05 ). نتیجه گیری: بر اساس یافته های مطالعه حاضر می توان چنین نتیجه گیری کرد در صورتی که شرایط لازم برای رشد هیجانی، اجتماعی، روانی، و تحصیلی دانش آموزان فراهم شود، باعث بهبود احساس تعلق به مدرسه در آنها خواهد شد همچنین دانش آموزان اگر مورد مراقبت و حمایت از طرف مدرسه قرار گیرند، پیشرفت تحصیلی بالاتر و رفتارهای پرخطر کمتری خواهند داشت.
۸.

مقایسه اثربخشی برنامه یادگیری اجتماعی-هیجانی کودکان قوی بر شایستگی اجتماعی-هیجانی، تاب آوری تحصیلی و احساس تعلّق به مدرسه دانش آموزان مقطع ابتدایی مناطق برخوردار و محروم شهر همدان

تعداد بازدید : ۵۱ تعداد دانلود : ۴۰
مقدمه: هدف از انجام این پژوهش ارزیابی اثربخشی برنامه یادگیری اجتماعی-هیجانی کودکان قوی بر شایستگی اجتماعی-هیجانی، تاب آوری تحصیلی و احساس تعلّق به مدرسه دانش آموزان ابتدایی شهر همدان می باشد که به مقایسه اثربخشی برنامه فوق در مناطق برخوردار و محروم نیز می پردازد. روش: این پژوهش به روش نیمه آزمایشی و طرح مقایسه گروه های نابرابر انجام شد. 4 کلاس درس (2 کلاس از مناطق محروم و 2 کلاس از مناطق برخوردار) از مدارس پایه پنجم ابتدایی شهر همدان به صورت هدفمند انتخاب و به صورت تصادفی در هر منطقه یک کلاس درس در گروه آزمایش و یک کلاس درس در گروه کنترل جایگزین شد. ابتدا پرسشنامه های شایستگی اجتماعی-هیجانی، تاب آوری تحصیلی و احساس تعلّق به مدرسه در مرحله پیش آزمون اجرا و بعد از 12 جلسه آموزش برنامه یادگیری اجتماعی-هیجانی کودکان قوی در گروه های آزمایش به مدت 3 ماه در هر 4 گروه پرسشنامه های فوق مجدداً به عنوان پس آزمون اجرا گشت. یافته ها: نتایج تحلیل واریانس عاملی نشان داد شایستگی اجتماعی-هیجانی، تاب آوری تحصیلی و احساس تعلّق به مدرسه دانش آموزان گروه آزمایش بیشتر از شایستگی اجتماعی-هیجانی، تاب آوری تحصیلی و احساس تعلّق به مدرسه دانش آموزان گروه کنترل می باشد. همچنین نتایج نشان داد که آموزش برنامه اجتماعی-هیجانی کودکان قوی بر شایستگی اجتماعی-هیجانی و تاب آوری تحصیلی و دانش آموزان منطقه محروم بیشتر از دانش آموزان منطقه برخوردار تأثیر دارد. امّا در متغیّر احساس تعلّق به مدرسه تفاوت معناداری بین دانش آموزان منطقه برخوردار و محروم مشاهده نشد. نتیجه گیری: با توجه به اینکه برنامه کودکان قوی در ایران دارای روایی اجتماعی است؛ بنابراین امید می رود جهت بهبود شایستگی اجتماعی-هیجانی، تاب آوری تحصیلی و احساس تعلق به مدرسه دانش آموزان از این برنامه استفاده شود.
۹.

تجارب دانش آموزان پسر ابتدایی از اجرای سنجش توصیفی

تعداد بازدید : ۸۱ تعداد دانلود : ۹۳
در این پژوهش تجارب عمیق دانش آموزان پسر پایه های چهارم و پنجم ابتدایی از اجرای طرح ارزشیابی توصیفی به شیوه ی کیفی و از نوع پدیدارشناسی بررسی شد. با توجه به ماهیت پژوهش از روش نمونه گیری هدفمند استفاده شد که با مصاحبه عمیق 9 دانش آموز، داده های اخذ شده به اشباع رسید. داده ها با استفاده از نرم افزار MAXQDA10 کدگذاری و تحلیل شد. یافته های حاصل از تجارب اینن افراد در 5 مضمون اصلی"ادراک مثبت از ارزشیابی توصیفی"، "ادراک منفی از ارزشیابی توصیفی"، "مناسب پایه های پایین"، "متضرر شدن دانش آموزان ضعیف" و " مورد پسند والدین دانش آموزان ضعیف" و چندین مضمون فرعی خلاصه شد.این یافته ها می توانند تصویری گویااز چگونگی برنامه توصیفی در حال اجرا، معایب و مزایای آن در اختیار مسوولین و برنامه ریزان قرار دهد. تا در جهت رفع اشکالات و بهبود، حذف یا جایگزینی این طرح اقداماتی انجام دهند.
۱۰.

اثر بخشی برنامه ی ضد قلدری آموزش مدیریت والدین بر کاهش قربانی شدن و بهبودتنظیم شناختی هیجانی دانش آموزان

تعداد بازدید : ۹۱ تعداد دانلود : ۱۲۶
هدف از پژوهش حاضر تدوین برنامه ی آموزش مدیریت والدین و بررسی اثربخشی آن بر قربانی شدن و تنظیم شناختی هیجانی دانش آموزان بود. روش پژوهش نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون- پس آزمون و گروه گواه بود. جامعه ی آماری مورد مطالعه کلیه ی مدارس ابتدایی شهر کرج در سال تحصیلی 97-96 و نمونه ی آماری یکی از مدارس ناحیه ی 12 شهر کرج بود که به روش خوشه ای تک مرحله ای تصادفی انتخاب شد. در مرحله بعد با استفاده از مقیاس قلدر- قربانی کالیفرنیا و پرسشنامه ی تنظیم شناختی هیجانی گرانفسکی(فرم کودک) از میان دانش آموزان پایه ی چهارم و پنجم به شیوه نمونه گیری هدفمند تعداد 36 نفر از دانش آموزانی که قربانی قلدری شده بودند گزینش شدند، سپس والدین این دانش آموزان به صورت تصادفی به دو گروه آزمایش و گواه تخصیص داده شدند. والدین گروه آزمایش طی 9 جلسه ی 90 دقیقه ای(یک جلسه در هفته) آموزش مدیریت والدین قرار گرفت و گروه کنترل مداخله ای دریافت نکرد. برای جمع آوری داده ها، از پرسشنامه های قلدر- قربانی کالیفرنیا و تنظیم هیجانی گرانفسکی استفاده شد. نتایج تحلیل کواریانس نشان داد که بین میانگین نمرات افراد گروه آزمایش و کنترل در مرحله پس آزمون در مؤلفه های قربانی شدن و تنظیم شناختی هیجان تفاوت معنی دار وجود داشت و آموزش مدیریت والدین بر کاهش قربانی شدن و بهبود راهبردهای تنظیم شناختی هیجان دانش آموزان تأثیر معناداری داشته است .این مطالعه نشان داد که الگوی آموزش مدیریت والدین در کاهش قربانی شدن و بهبود تنظیم شناختی هیجان دانش آموزان از اثربخشی لازم برخوردار است.
۱۱.

اثربخشی برنامه آموزش مبتنی بر خود تنظیمی، ذهن آگاهی و مدیریت زمان بر کاهش تعلل ورزی و افزایش پیشرفت تحصیلی دانش آموزان متوسطه

تعداد بازدید : ۱۹۴ تعداد دانلود : ۱۳۵
تعلل ورزی تحصیلی پدیده ای رایج در بین دانش آموزان است. تعلل ورزی با عوامل مختلف فردی و محیطی ارتباط دارد و به پیامدهای تحصیلی و عاطفی منجر می شود. پژوهش حاضر به منظور استخراج مؤلفه های تعلل ورزی از تجارب بی واسطه دانش آموزان، تدوین و اجرای برنامه ی آموزشی در جهت ارزیابی اثربخشی آن بر تعلل ورزی و پیشرفت تحصیلی دانش آموزان انجام شد. طرح مطالعه ی فعلی از نوع ترکیبی کیفی- کمّی بود. 30 نفر از دانش آموزان پایه ی سوم متوسطه به روش نمونه گیری هدف مند برای مشارکت در مرحله ی کیفی و 64 نفر از دانش آموزان همین پایه در سال 96-95 به عنوان آزمودنی در مرحله ی کمّی به صورت خوشه ای چند مرحله ای برای گروه های آزمایش و گواه انتخاب شدند. برای جمع آوری اطلاعات کیفی از مصاحبه های نیمه سازمان یافته و در مرحله ی کمّی از پرسشنامه محقق ساخته تعلل ورزی و نتایج آزمون های هماهنگ پیشرفت تحصیلی استفاده شد. نتایج مصاحبه های نیمه سازمان یافته 12 مضمون اصلی مرتبط با تعلل ورزی را مشخص ساخت. تهیه محتوای برنامه ی آموزشی بر اساس مضامین استخراج شده صورت گرفت. نتیجه ی تحلیل کوواریانس نشان داد که اجرای مداخله ی آموزشی بر کاهش تعلل ورزی و افزایش پیشرفت تحصیلی مؤثر بوده است. یافته های پژوهش به طور کلی نشان داد که می توان از بسته ی آموزشی طراحی شده برای کاهش گرایش به تعلل ورزی در دانش آموزان استفاده نمود.
۱۲.

تجارب انگیزشی و اجتماعی دانش آموزان از روش یادگیری مشارکتی جیگ ساو: یک مطالعه کیفی

تعداد بازدید : ۱۲۹ تعداد دانلود : ۹۸
زمینه و هدف: روش یادگیری مشارکتی به عنوان راهبرد آموزشی مؤثر مورد تأکید پژوهشگران قرار گرفته است اما پژوهش های کیفی اندکی در مورد نتایج حاصل از بکارگیری آن وجود دارد. بنابراین بررسی تجربه یادگیری مشارکتی در دانش آموزان می تواند در شناخت راه کارهای افزایش بهره وری و کارآیی این روش مؤثر باشد. هدف از این مطالعه، تبیین تجارب دانش آموزان از یادگیری مشارکتی جیگ ساو بود. روش: در این مطالعه کیفی 17 نفر از دانش آموزان دوره متوسطه که درس روان شناسی را به روش جیگ ساو آموزش دیده بودند، شرکت داشتند. شیوه جمع آوری اطلاعات به صورت مصاحبه ساختارنایافته و نیمه ساختار بود. هم زمان با پیاده سازی متن مصاحبه، تجزیه و تحلیل داده ها، استخراج و طبقه بندی درون مایه ها انجام شد. یافته ها: داده های پژوهش با روش هفت مرحله ای کلایزی (1987) تجزیه و تحلیل شد. مضمون های اصلی استخراج شده از تحلیل داده ها شامل 5 مضمون انگیزش درونی، مهارت های اجتماعی، یادگیری، عوامل تسهیل کننده، و عوامل بازدارنده بودند. نتیجه گیری: درون مایه های اصلی استخراج شده از تحلیل داده ها نشان داد که روش یادگیری مشارکتی جیگ ساو به عنوان یک روش یادگیری فعال، از انگیزش درونی، یادگیری عمیق و مهارت های اجتماعی دانش آموزان حمایت می کند. همچنین در این روش، محیط از آزادی عمل دانش آموزان حمایت کرده و یادگیری آنها را تسهیل می کند. بر اساس دیدگاه دانش آموزان، وجود بی نظمی، فقدان انگیزش، و ناآشنایی با این روش از جمله عواملی هستند که اثربخشی این شیوه را کاهش می دهند.
۱۳.

طراحی و اعتبارسنجی الگوی مطلوب برنامه درسی تلفیقی سواد انرژی در دوره اول متوسطه

تعداد بازدید : ۰ تعداد دانلود : ۳
هدف این پژوهش طراحی و اعتبارسنجی الگوی برنامه درسی تلفیقی سواد انرژی در دوره اول متوسطه است. با توجه به اهمیت نقش انرژی در زندگی و نقش محوری آموزش و پرورش در آموزش انرژی، طراحی الگوی تلفیقی سواد انرژی می تواند به رشد دانش، نگرش و مهارت و توانایی دانش آموزان کمک نماید. بدین منظور، در پژوهش حاضر دو پرسش اساسی مورد بررسی قرار گرفت: الگوی مطلوب برنامه درسی تلفیقی سواد انرژی در دوره اول متوسطه چه ویژگی هایی دارد؟ الگوی پیشنهادی از نظر متخصصان حوزه مطالعات برنامه درسی و آموزش محیط زیست تا چه میزان معتبر است؟ جهت پاسخ به این سوالات از روش ترکیبی (کیفی و کمی) استفاده شده است. در مرحله اول، برای طراحی الگو و شناسایی عناصر الگو از روش کیفی از نوع تحلیلی-استنباطی و در مرحله دوم برای اعتبارسنجی و اطمینان از کارآمدی الگوی برنامه درسی از روش کمی استفاده شده است. الگوی پیشنهادی با استفاده از شیوه نمونه گیری هدفمند در اختیار 12 نفر از متخصصان حوزه مطالعات برنامه درسی و آموزش محیط زیست قرار گرفت و داده ها با استفاده از آمار توصیفی مورد تحلیل قرار گرفتند. الگوی برنامه درسی تلفیقی سواد انرژی براساس عناصر نه گانه کلاین طراحی گردید که مقوله های اصلی در الگوی مطلوب شامل مفاهیم پایه، اصول و اصطلاحات انرژی، منابع انرژی، انرژی و محیط زیست، وضعیت انرژی در ایران و جهان، انرژی و فناوری، مدیریت انرژی، انرژی و امنیت می باشند. نتایج اعتبارسنجی نشان داد که الگوی پیشنهادی از نظر متخصصان مطالعات برنامه درسی و آموزش محیط زیست مناسب بوده و این افراد در سطح بالایی الگوی پیشنهادی را تأیید کردند. 
۱۴.

Energy Literacy: Review of Knowledge, Attitude, and Behavior of Middle School Students in the City of Orumiyeh سواد انرژی؛ بررسی دانش، نگرش و رفتار دانش آموزان دوره متوسطه اول در شهرستان ارومیه

تعداد بازدید : ۷۰ تعداد دانلود : ۶۰
Energy literacy is essential in decisions related to energy and energy application in our daily lives, and various levels of knowledge and awareness about energy can affect on the activities and personal and social decisions. The aim of this study is investigating energy literacy of the middle school students. The research method is descriptive-survey. The study population consisted of all male and female middle school students in the city of Orumiyeh (35835). This study applied random cluster sampling. According to Morgan and Krejcie table (1970), a sample of 380 subjects (199 boys and 181 girls) were selected from among all students in Urmia city. The data collection tool is the energy literacy questionnaire provided by DeWaters, Graham and Powers (2013) that professors and experts have confirmed its validity. Cronbach's alpha established the reliability of questionnaire and obtained in the three domains of cognitive, affective and behavioral respectively, 0.71, 0.75 and 0.76. Data collected from the survey were analyzed using independent samples t-test, one-way analysis of variance (ANOVA) and  Pearson correlation coefficient. Results of the survey questions indicated that the cognitive scores of students were lower than the affective and behavioral scores. Findings also indicate that relationship between cognitive-affective aspects and affective -behavioral aspects was positive and significant, but the relationship between the cognitive-behavioral aspects was not significant. Evaluate the performance of students based on age and gender showed that girls and boys in cognitive scores were significantly different, but there was no significant difference between genders in affect and behavior. The difference between the average scores of Seventh and eighth grades, eighth and ninth grades were significant. Eighth-grade students had better performance than seventh and eighth grades.  
۱۵.

بررسی عوامل موثر بر انگیزه تحقیق و پژوهش در میان اساتید ودانشجویان دانشگاه فرهنگیان

تعداد بازدید : ۲۴۳ تعداد دانلود : ۹۶
هدف تحقیق حاضر بررسی عوامل موثر بر انگیزه تحقیق و پژوهش در میان اساتید ودانشجویان دانشگاه فرهنگیان می باشد. روش تحقیق توصیفی از نوع پیمایشی است. جامعه آماری 3212 نفر و نمونه آماری 346 نفر بوده که از بین کلیه دانشجویان پسر و اساتید دانشگاه فرهنگیان آذربایجانشرقی،آذربایجان غربی و اردبیل براساس سهم دانشجویان پسر و اساتید از حجم نمونه به شیوه تصادفی متناسب انتخاب شده است. ابزار اندازه گیری پرسشنامه محقق ساخته بوده و روایی محتوایی آن از نظر و قضاوت اساتید علوم تربیتی و متخصصان امور مورد تایید قرار گرفت. پایایی پرسشنامه از طریق آلفای کرونباخ محاسبه گردید که برابر با ۸۳۶/۰ بوده است. برای تجزیه و تحلیل داده ها از نرم افزار spss استفاده شده است. نتایج بدست آمده نشان می دهد: بین عوامل مشوق همکاری علمی، انگیزه بیرونی، انگیزه درونی، احساس خودتوانمندی و انگیزه تحقیق در دانشجویان و اساتید دانشگاه فرهنگیان رابطه مثبت ومعنی داری وجود دارد. بین عوامل بازدارنده همکاری علمی و انگیزه تحقیق در دانشجویان و اساتید دانشگاه فرهنگیان رابطه منفی ومعنی داری وجود دارد. می توان نتیجه گرفت که هر چقدر میزان عوامل مشوق همکاری علمی، انگیزه بیرونی، انگیزه درونی، احساس خودتوانمندی بیشتر شود و انگیزه تحقیق در دانشجویان و اساتید دانشگاه فرهنگیان بیشتر می شود و برعکس. هر چقدر میزان عوامل بازدارنده همکاری علمی بیشتر شود و انگیزه تحقیق در دانشجویان و اساتید دانشگاه فرهنگیان کمتر می شود و برعکس.
۱۶.

تحلیل محتوای کتاب های درسی فارسی دوره ی ابتدایی براساس مؤلفه های هوش های چندگانه: روش آنتروپی شانون

تعداد بازدید : ۳۳۹ تعداد دانلود : ۲۰۸
هدف پژوهش حاضر تحلیل محتوای کتاب های درسی فارسی دوره ی ابتدایی از منظر تأکید بر مؤلفه های هوش های چندگانه(زبانی-کلامی، ریاضی- منطقی، تصویری- فضایی، جنبشی- بدنی، میان فردی، درون فردی، طبیعت گرایانه، موسیقیایی و هستی گرایانه) است. پژوهش حاضر توصیفی و از نوع تحلیل محتوا با به کارگیری روش" آنتروپی شانون" است. جامعه آماری شامل کلیه کتاب های درسی فارسی دوره ابتدایی است. نمونه آماری برابر با جامعه آماری است. ابزار پژوهش چک لیست مؤلفه های هوش های چندگانه مبتنی بر مبانی علمی هوش های چندگانه(گاردنر و فلیتهم) بود که محقق آن را تدوین کرد و روایی محتوایی آن توسط 5 نفر از متخصصان احراز شد. پایایی به دست آمده با استفاده از تکنیک اجرای مجدد، برای چک لیست مذکور 86/0 می باشد. نتایج تحلیل محتوا نشان داد که در کتاب های فارسی، ضریب اهمیت هوش زبانی- کلامی و طبیعت گرایانه (115/0)، هوش تصویری- فضایی، ریاضی- منطقی، جنبشی- بدنی، درون فردی، میان فردی و هستی گرایانه (111/0) و هوش موسیقیایی (103/0) بود. به عبارتی، هر یک از مؤلفه های هوش های چندگانه در کتاب های درسی فارسی به صورت متوازن مورد توجه قرار نگرفته و کتاب های درسی فارسی به یک نسبت، مؤلفه های هوش های چندگانه را پوشش نداده اند. با توجه به نقش هوش های چندگانه که در زندگی دانش آموزان دارد و با عنایت به تأکید پژوهشگران بر این سازه، ضروری است که مؤلفان کتاب های درسی فارسی، در ویرایش های بعدی به این امر توجه لازم را داشته باشند.
۱۷.

عوامل مؤثر بر استفاده از رسانه های دیداری – شنیداری و نرم افزارهای آموزشی توسط معلمان ابتدایی شهرستان تبریز

تعداد بازدید : ۱۸۷ تعداد دانلود : ۸۷
مقدمه: امروزه رسانه ها امکان ارتباط دانش آموزان و معلمان، محتوا و معلمان و دانش آموزان با همتایانشان را فراهم می کنند لذا هدف پژوهش حاضر، شناسایی عوامل مؤثر بر استفاده از رسانه های دیداری – شنیداری و نرم افزارهای آموزشی توسط معلمان ابتدایی شهرستان تبریز است. روش کار: روش پژوهش، توصیفی پیمایشی بوده و جامعه آماری این پژوهش شامل کلیه معلمان دوره ابتدایی تبریز در سال تحصیلی 97-1396 می باشد، حجم نمونه از بین 4025 نفر معلم ابتدایی شهرستان تبریز، بر اساس جدول مورگان 351 نفر تعیین شد. نمونه مورد نظر به شیوه نمونه گیری تصادفی طبقه ای به صورت خوشه ای انتخاب گردید. ابزار گردآوری اطلاعات پرسشنامه محقق ساخته است که روایی آن توسط متخصصان تأیید شده و پایایی با آلفای کرونباخ 738/0 می باشد. داده ها از طریق نرم افزار SPSS تجزیه و تحلیل شده و از روش های آماری توصیفی و استنباطی شامل تحلیل عاملی اکتشافی برای شناسایی عوامل و روش فریدمن برای اولویتبندی عوامل استفاده گردید. یافته ها: میزان استفاده از رسانه های دیداری-شنیداری آموزشی توسط معلمان ابتدایی تقریباً در حد متوسط یعنی 3 تا 5 ساعت در هفته بوده و میزان استفاده از نرم افزارهای آموزشی توسط معلمان ابتدایی کمتر از متوسط است. 8 عامل مؤثر بر استفاده از رسانه های دیداری – شنیداری و نرم افزارهای آموزشی توسط معلمان ابتدایی شناسایی شدند که به ترتیب 1- حمایت مدیریت مدرسه 2- محتوای رسانه های دیداری- شنیداری و نرم افزارهای آموزشی 3- ویژگی های فردی معلمان 4- امکانات و تجهیزات مدرسه 5- سن زیاد معلمان 6- مهارت معلمان در استفاده 7- حمایت فنی 8- عوامل سازمانی و اداری می باشند. نتیجه گیری: برنامه ریزان آموزش و پرورش باید جهت استفاده هرچه بیشتر معلمان از رسانه ها و نرم افزارهای آموزشی، بر اساس عوامل شناسایی شده و اولویتبندی انجام شده تصمیمات راهبردی در این زمینه را اتخاذ نمایند.
۱۸.

تعیین اصول یادگیری مبتنی بر عصب - تربیت با استفاده از مطالعه اکتشافی و تبیین دلالت های آموزشی آن

تعداد بازدید : ۶۲ تعداد دانلود : ۵۵
مقدمه: هدف از این مطالعه کمک به رشد استانداردها در رشته عصب-تربیت از نقطه نظر اساتید برجسته در حوزه علوم اعصاب، روانشناسی و علوم تربیتی و اسناد و مدارک موجود در این زمینه است. روش کار: در این پژوهش از روش کیفی از نوع نظریه زمینه ای استفاده شده است. روش های گردآوری اطلاعات شامل مصاحبه، اسناد و متون و پرسشنامه می باشد. شرکت کنندگان در مرحله اول پژوهش تعداد 13 نفر از افراد صاحب نظر در زمینه علوم اعصاب، روانشناسی و علوم تربیتی بودند. برای جمع آوری داده ها از مصاحبه نیمه سازمان یافته استفاده شد. همچنین آخرین یافته های متخصصان در حوزه عصب-تربیت نیز به عنوان اطلاعات مکمل در قسمت بعدی پژوهش استفاده گردید. برای تحلیل مصاحبه های افراد صاحبنظر از روش Strauss and Corbin استفاده شد. یافته ها: نتیجه کدگذاری سه مرحله ای داده های گردآوری شده، استخراج سه مقوله اصلی، یازده مقوله فرعی و سی و یک ویژگی یا مفهوم بود. نهایتاً شاخص سی وی آر لاشه چهارده اصل اساسی یادگیری را تأیید نمود. نتیجه گیری: در مجموع یافته های تحلیل نشان می دهند که مطالعه و درک ساختار و عملکرد مغز در تفکر و عمل برنامه درسی گام بسیار مهمی در بهبود فرایند آموزش و یادگیری دانش آموزان است. علوم اعصاب اطلاعات بسیار ارزشمندی در مورد سیستم یادگیری مغز فراهم می کند که به ما اجازه می دهد تا تصمیمات آگاهانه تری در مورد برنامه های درسی بگیریم.
۱۹.

تحلیل محتوای «کتاب های درسی هدیه های آسمان دوره ابتدایی» براساس «مؤلفه های هوش های چندگانه»: روش آنتروپی شانون

تعداد بازدید : ۳۷۱ تعداد دانلود : ۱۷۷
هدف پژوهش حاضر، تحلیل محتوای کتاب های درسی هدیه های آسمانی، دوره ابتدایی براساس مؤلفه های هوش های چندگانه است. این پژوهش از نوع تحلیل محتوا با به کارگیری روش «آنتروپی شانون» است. نمونه آماری آن کلیه کتاب های درسی هدیه های آسمانی دوره ابتدایی می باشد؛ به این منظور از «چک لیست مؤلفه های هوش های چندگانه» (گاردنر و فلیتهم) استفاده شد که روایی محتوایی آن را پنج نفر از متخصصان احراز کرده اند. نتایج به دست آمده، ضریب اهمیت هرکدام از مؤلفه ها را به این ترتیب نشان داد: هوش هستی گرایانه (121/0)، هوش جنبشی−بدنی، زبانی−کلامی و طبیعت گرایانه (119/0)، هوش تصویری−فضایی (118/0)، هوش میان فردی (116/0)، هوش درون فردی (115/0)، هوش ریاضی−منطقی (108/0) و هوش موسیقیایی (064/0) بود. بیشترین ضریب اهمیت مربوط به پایه های چهارم و ششم ابتدایی با ضریب اهمیت (206/0) و کمترین ضریب اهمیت مربوط به پایه پنجم ابتدایی با ضریب اهمیت (191/0) است؛ بنابراین در تنظیم محتوای کتاب های هدیه های آسمانی، دوره ابتدایی توازن رعایت نشده است
۲۰.

مقایسه تأثیر روش یادگیری مبتنی بر مسئله و روش سخنرانی بر هیجانات تحصیلی: نقش واسطه ای کنترل ادراکی و ارزش ذهنی

تعداد بازدید : ۱۶۸ تعداد دانلود : ۱۳۷
هدف از انجام مطالعه حاضر مقایسه تأثیر روش آموزشی یادگیری مبتنی بر مسئله و روش سخنرانی بر هیجانات تحصیلی از طریق متغیرهای میانجی کنترل ادراکی و ارزش ذهنی بوده است. از این رو روش پژوهش شبه آزمایشی با طرح پیش آزمون پس آزمون با گروه گواه نامعادل به کار گرفته شده است. از جامعه آماری دانشگاه فرهنگیان یزد، پردیس پسران، با روش نمونه گیری در دسترس، چهار کلاس علوم تربیتی به عنوان نمونه پژوهش انتخاب شدند که از این میان دو کلاس، به حجم 58 نفر، به شکل تصادفی در گروه آزمایشی و دو کلاس دیگر، به حجم 60 نفر، در گروه گواه قرار گرفتند. در گروه آزمایشی از روش یادگیری مبتنی بر مسئله و در گروه گواه از روش سخنرانی در مدت 16 جلسه آموزشی استفاده شد. داده ها با پرسشنامه هیجانات پیشرفت (پکران و همکاران، 2002)، مقیاس کنترل تحصیلی ادراک شده پری (پری و همکاران، 2001) و مقیاس ارزش گذاری درونی (پینتریچ و دی گروت، 1990) گرد آوری و با روش الگویابی معادلات ساختاری، رویکرد حداقل مجذورات جزیی تحلیل شدند. همسو با فرضیه های پژوهش، نتایج توانایی بیشتر روش یادگیری مبتنی بر مسئله، نسبت به روش سخنرانی، در تأثیر بر متغیرهای کنترل ادراکی و ارزش ذهنی را نشان داد. همچنین نقش میانجی این سازه های شناختی در تأثیر روش یادگیری مبتنی بر مسئله بر هیجانات تحصیلی تایید شد. این نتایج استفاده از روش یادگیری مبتنی بر مسئله را به مثابه یک روش آموزشی کارآمد، در آموزش دانشجومعلمان پیشنهاد می کند.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان