سلامت روان کودک

سلامت روان کودک

سلامت روان کودک دوره هشتم بهار 1400 شماره 1 (پیاپی 26) (مقاله علمی وزارت علوم)

یادداشت ها

۱.

سخن سردبیر: از مرگ اندیشی خداباورانه آرامش بخش تا مرگ نااندیشی خداناباورانه هراس انگیز - بخش یکم

تعداد بازدید : ۲۵ تعداد دانلود : ۲۱
جرقه نوشتن این سخن را سه خداناباوری در نقد و محکوم کردن عقیده خداباور بودن، دین باور بودن و ... در من ایجاد کردند که به تعبیر من هر سه آنها از خیلی خداباوران به ظاهر فرشته صفت و به باطن شیطان، به خدا نزدیک و نزدیک تر و از شیطان و شیطانیان دور و دورتر هستند.

مقالات

۱.

الگوی ساختاری مهارت اجتماعی کودکان با ناتوانی های یادگیری بر اساس سبک های دلبستگی با نقش واسطه ای خودکارآمدی تحصیلی(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۲۲ تعداد دانلود : ۲۳
زمینه و هدف: ناتوانی های یادگیری عاملی مؤثر بر بسیاری از جنبه های زندگی فرد از جمله مهارت اجتماعی است، به گونه ای که عمده کودکانی که مهارت اجتماعی ضعیف دارند، افسرده و منزوی می شوند. بنابرین هدف پژوهش تدوین الگوی ساختاری مهارت اجتماعی کودکان با ناتوانی های یادگیری بر اساس سبک های دلبستگی با نقش واسطه ای خودکارآمدی تحصیلی بود. روش: مطالعه حاضر از نظر هدف، کاربردی و از نظر روش گردآوری داده ها، همبستگی از نوع معادلات ساختاری بود. تعداد 200 نفر از دانش آموزان با ناتوانی یادگیری مراجعه کننده به مرکز درمان ناتوانی های یادگیری بوجیکای شهر تهران در سال 98-1397 با روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند و فرم والدین پرسشنامه مهارت اجتماعی (گرشام و الیوت، 1990)، فرم والدین پرسشنامه سبک دلبستگی (هالپرن و کاپنبرگ، 2006)، و پرسشنامه خودکارآمدی تحصیلی (جینکینز و مورگان، 1999) برای جمع آوری داده ها استفاده شد. تحلیل داده های پژوهش با استفاده از روش الگویابی معادلات ساختاری و آزمون اثرهای واسطه ای در مدل پیشنهادی با روش بوت استراپ انجام شد. یافته ها: برآیندها نشان دادند که الگوی پیشنهادی از برازش خوبی با داده ها برخوردار است. بر اساس نتایج، سبک های دلبستگی اجتنابی و اضطرابی و خودکارآمدی تحصیلی به ترتیب پیش بین منفی و مثبتی برای مهارت اجتماعی بودند (05/0>P). یافته ها همچنین نقش میانجی گر خودکارآمدی تحصیلی را در رابطه بین سبک های دلبستگی اجتنابی و اضطرابی با مهارت اجتماعی مورد تأیید قرار دادند. نتیجه گیری: نتایج نشان دادند که سبک های دلبستگی اجتنابی و اضطرابی موجب کاهش مهارت های اجتماعی در کودکان با ناتوانی های یادگیری شده و سبک های دلبستگی از طریق خودکارآمدی تحصیلی به طور غیرمستقیم به ارتقاء مهارت اجتماعی در این کودکان کمک می کند.
۲.

تعیین نقش میانجی معنای تحصیلی در رابطه بین خوش بینی تحصیلی با عملکرد تحصیلی دانش آموزان(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۳۹ تعداد دانلود : ۳۳
زمینه و هدف: عملکرد تحصیلی یکی از مؤلفه های مهم در آموزش و پرورش است که همواره مورد توجه برنامه ریزان، مدیران، معلمان، و والدین دانش آموزان بوده است و این افراد همواره در تلاش هستند تا شرایطی را فراهم کنند که کارآیی تحصیلی دانش آموزان بالا برود. مقاله حاضر با هدف بررسی نقش میانجی معنای تحصیلی در رابطه بین خوش بینی تحصیلی با عملکرد تحصیلی دانش آموزان انجام شد. روش: روش پژوهش حاضر از نظر هدف کاربردی و از نظر روش گردآوری داده ها توصیفی از نوع همبستگی بود. داده های مورد نیاز از بین نمونه ای از دانش آموزان دختر متوسطه شهر خرمدره به تعداد 250 نفر به روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای گردآوری شد. برای جمع آوری داده ها از پرسشنامه های معنا تحصیلی هندرسون-کینگ و اسمیت (2006) و خوش بینی تحصیلی اسچنن موران و همکاران (2013) استفاده شده است. همچنین برای سنجش موفقیت تحصیلی از معدل کسب شده توسط دانش آموزان در دو نیم سال اول و دوم استفاده شد. پس از جمع آوری پرسشنامه ها، داده های استخراج شده توسط نرم افزارهای SPSS22 و MPLUS 7.4، با استفاده از روش معادلات ساختاری بررسی و تحلیل شد. یافته ها: یافته ها نشان داد که بین متغیرهای خوش بینی تحصیلی با عملکرد تحصیلی رابطه مثبت معنادار (0/01> P) است و معنای تحصیلی بین دو متغیر خوش بینی تحصیلی و عملکرد تحصیلی نقش میانجی بازی می کند. نتیجه گیری: نتایج نشان می دهد که خوش بینی تحصیلی به صورت مستقیم موجب بهبود عملکرد تحصیلی دانش آموزان می شود، اما به صورت غیرمستقیم از طریق معنای تحصیلی بر بهبود عملکرد دانش آموزان تأثیر دارد.
۳.

اثر آموزش ایمن سازی روانی در برابر تنیدگی بر تنظیم شناختی هیجان و مشکلات روان شناختی مادران کودکان نابینا(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۴۳ تعداد دانلود : ۳۴
زمینه و هدف: مادران کودکان نابینا در تنظیم هیجان و واکنش های روان شناختی با مشکل مواجه هستند. به نظر می رسد که آموزش ایمن سازی روانی برای آنها مفید باشد. هدف این پژوهش بررسی تأثیر ایمن سازی روانی در برابر تنیدگی بر تنظیم شناختی هیجان و مشکلات روان شناختی مادران کودکان نابینا بود. روش : پژوهش حاضر، یک مطالعه نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون- پس آزمون و گروه گواه بود. جامعه آماری را مادران کودکان نابینای 7 تا 10 ساله شهر اصفهان در سال تحصیلی 98-1397 تشکیل دادند. شرکت کنندگان با روش نمونه گیری در دسترس از مدارس ویژه نابینایان شهر اصفهان، انتخاب و به روش تصادفی در دو گروه آزمایش و گواه 17 نفری جایدهی شدند. گروه آزمایش، مداخله را در 10 جلسه 45 دقیقه ای دریافت کرد، ولی گروه گواه هیچ آموزشی دریافت نکرد. ابزارهای استفاده شده، پرسشنامه تنظیم شناختی هیجان (گارنفسکی و کرایج، 2006) و مقیاس افسردگی، اضطراب و تنیدگی (لاویباند و لاویباند، 1995) بود. داده ها با آزمون تحلیل واریانس چندمتغیری تحلیل شد. یافته ها: نتایج نشان داد که آموزش ایمن سازی روانی اثر معناداری بر نمره های افتراقی راهبردهای سازش یافته تنظیم شناختی هیجان در آزمودنی ها داشت (01/0P= و 91/6F=) ولی تأثیر معناداری بر راهبردهای سازش نایافته آنها نداشته است (66/0P= و 19/0F=). همچنین این برنامه تأثیر معناداری بر افسردگی (0001/0P= و 42/22F=) و تنیدگی (002/0P= و 99/10F=) آزمودنی ها داشته، ولی تأثیر معناداری بر اضطراب آنها نداشت (66/0P= و 19/0F=). نتیجه گیری: برنامه ایمن سازی روانی بر تجربه های هیجانی و واکنش های روان شناختی تأثیر می گذارد؛ بنابراین، نقش مهمی در بهبود تنظیم هیجان و مشکلات روان شناختی مادران کودکان نابینا دارد.
۴.

برنامه توسعه حرفه ای آموزش معلمان بر اساس تمرینات مبتنی بر شواهد برای دانش آموزان با اختلال طیف اوتیسم : مطالعه مروری نظام مند(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۵۰ تعداد دانلود : ۵۷
زمینه و هدف: اختلال طیف اوتیسم با مشکلات مشخص در تعامل و ارتباطات اجتماعی، توانایی تفکر، رفتار انعطاف پذیر و ادراک و مدیریت محرک های حسی شناسایی می شود. با افزایش شیوع این اختلال، حضور دانش آموزان با اختلال طیف اوتیسم در مدارس آموزش عمومی رو به افزایش است. هدف پژوهش حاضر، مطالعه مروری نظام مند برنامه توسعه حرفه ای آموزش معلمان بر اساس تمرینات مبتنی بر شواهد برای دانش آموزان با اختلال طیف اوتیسم است. روش: از طریق مطالعه مروری نظام مند و جستجوی کلمات کلیدی تخصصی در پایگاه های اطلاعاتی،Elsevier ،Scopus, Google Scholar ،ProQuest ، Springer ،PubMed بین سال های 2000 تا 2018، یافته ها و اطلاعات مورد نظر جهت دستیابی به هدف پژوهش، جمع آوری شد. در مرحله بعد تمامی مقالات منتخب، توسط سه نفر از نویسندگان پژوهش، در نرم افزار EndNote بررسی و مقالات تکراری حذف شد. 217 مقاله منتشر شده، با درنظر گرفتن معیارهای ورود و ارزیابی کیفیت با استفاده از ابزار سنجش خطر سوگیری شاخص کوکران بررسی شدند. سپس بر اساس ارزیابی کیفی نهایی، 14 مقاله به زبان انگلیسی انتخاب و در راستای پاسخگویی به سوالات پژوهش مورد وارسی قرار گرفتند. یافته ها: در بین پژوهش ها، آموزش در حوزه رفتاری با 9 مطالعه (45 درصد)، حوزه ارتباطی با 7 مطالعه (35 درصد)، حوزه اجتماعی 3 مطالعه (15درصد)، حوزه تحصیلی 1 مطالعه (5 درصد)، و حوزه انتقال و بازی بدون مطالعه، از بیشترین تا کمترین پژوهش را به خود اختصاص داده اند. همچنین، 25 درصد مطالعات، راهبردهای موجود در مداخلات رفتاری و راهبردهای حمایتی رفتاری مثبت، 15 درصد راهبردهای مداخلات طبیعی و آموزش آزمایشی مجزا، و 10 درصد راهبردهای پاسخ محور و سایر راهبردها را به کاربسته اند. نتیجه گیری: بر اساس نتایج به دست آمده پیشنهاد می شود برنامه های توسعه حرفه ای برای آموزش معلمان دارای دانش آموز با اختلال طیف اوتیسم در ایران، بیشتر بر اساس مداخلات رفتاری و راهبردهای حمایتی رفتاری مثبت باشد و برنامه ها به صورت آموزش فردی و ترکیبی ارائه شوند.
۵.

رابطه اعتیاد به بازی های رایانه ای با اختلال خواب در کودکان پیش دبستانی با در نظر گرفتن نقش تعدیل کنندگی ارتباط با والدین(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۵۹ تعداد دانلود : ۳۵
زمینه و هدف: با توسعه فناوری های جدید ، افزایش استفاده از بازی های رایانه ای توسط کودکان، تنوع این بازی ها و تأثیرات منفی آنها بر خواب کودکان، شناسایی و نظارت بر بازی ها بسیار مهم خواهد بود. بنابراین هدف از این مطالعه تعیین رابطه اعتیاد به بازی های رایانه ای و اختلالات خواب در کودکان پیش دبستانی با توجه به نقش تعدیل کننده روابط با والدین است. روش: این پژوهش از نوع همبستگی است و جامعه آماری پژوهش حاضر شامل کودکان پیش دبستانی با حجم نمونه (350) نفر است که به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. در این پژوهش از پرسشنامه اعتیاد به بازی های رایانه ای فرهادی (1395)، عادات خواب کودک اوونز و اسپریتو (2000) و مقیاس ارزیابی رابطه مادر-کودک رابرت (1961) استفاده شد. نتایج با استفاده از ضریب همبستگی پیرسون و رگرسیون سلسله مراتبی تحلیل شدند. یافته ها: نتایج تحلیل همبستگی نشان داد که بین اعتیاد به بازی های رایانه ای با اختلال خواب در کودکان با مؤلفه های مقاومت در برابر خواب، مدت زمان خواب، اضطراب خواب، و پاراسومنیا رابطه مثبت و معناداری وجود دارد (0/05>0/001=P)؛ اما با مؤلفه های تأخیر در شروع خواب (0/20=P)، بیداری شبانه (0/21=P)، اختلال تنفسی خواب (0/05=P) و خواب آلودگی روزانه (0/66=P) رابطه، معنادار نشد و همچنین ارتباط با والدین در مؤلفه بیش حمایتگری بر رابطه با اختلال خواب و اعتیاد به بازی های رایانه ای اثر تعدیل گری معناداری دارد (05/>0/0012=P)؛ اما با مؤلفه های پذیرش فرزند (0/94=P)، بیش سهل گیری (0/52=P) و طرد فرزند (0/34=P) اثر تعدیل گری معناداری ندارد (0/05<P). نتیجه گیری: نتایج بیانگر رابطه مستقیم بروز اختلالات خواب و عوارض سوء ناشی از آن در کودک، با نحوه عملکرد والدین و نقش مخرب اعتیاد به بازی های کامپیوتری است. افراط در بازی ها در بروز مشکلات و شدت دادن به علائم اختلالات خواب، نقش قابل توجهی دارد و از سویی دیگر، طرد فرزند نیز به افزایش اعتیاد به بازی های رایانه ای و بروز اختلالات خواب منجر می شود.
۶.

رابطه ارضای نیازهای اساسی روان شناختی با بهزیستی روان شناختی در دانش آموزان دختر: نقش میانجی خودکارآمدپنداری(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۳۹ تعداد دانلود : ۴۴
زمینه و هدف: با توجه به اهمیت بهزیستی روان شناختی دانش آموزان و بررسی متغیرهای مؤثر بر آن، پژوهش حاضر با هدف بررسی اثر میانجی خودکارآمدپنداری در رابطه ارضای نیازهای اساسی روان شناختی با بهزیستی روانی دانش آموزان انجام شده است. روش: روش این پژوهش، توصیفی از نوع همبستگی بود. جامعه آماری پژوهش شامل تمامی دانش آموزان دختر دوره یکم متوسطه ناحیه دو شهر همدان در سال تحصیلی 99-1398 بودند (تعداد: 1200). نمونه این پژوهش با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای دومرحله ای و به تعداد 302 نفر انتخاب شد. برای گردآوری داده ها از پرسش نامه های ارﺿﺎی ﻧﯿﺎزﻫﺎی اساسی روان شناختی هفت لنگ و همکاران (1394)، بهزیستی روان شناختی ریف و کیس (1995)، و خودکارآمدپنداری عمومی شرر و مادوکس (1982) استفاده شد. برای تحلیل داده ها از روش معادلات ساختاری با نرم افزار ایموس استفاده شد. یافته ها: نتایج حاصل از تحلیل داده ها نشان داد که ارضای نیازهای اساسی روان شناختی و خودکارآمدپنداری 63 درصد از واریانس بهزیستی روان شناختی را تبیین می کنند. ارضای نیازهای اساسی روان شناختی 39 درصد واریانس خودکارآمدپنداری را تبیین می کند و علاوه بر این، خودکارآمدپنداری بر بهزیستی روان شناختی نوجوانان تأثیر مثبت و معناداری دارد (0/001 > p). همچنین نتایج حاکی از آن بود که ارضای نیازهای اساسی روان شناختی از طریق خودکارآمدپنداری بر بهزیستی روان شناختی دانش آموزان تأثیر غیرمستقیم دارد (0/001 > p). نتیجه گیری: بر اساس یافته های این مطالعه می توان نتیجه گیری کرد که مدل بهزیستی روان شناختی نوجوانان بر اساس ارضای نیازهای اساسی روان شناختی با میانجی گری خودکارآمدپنداری از برازش مطلوبی برخوردار است. همچنین نتایج این پژوهش نشان داد که خودکارآمدپنداری در رابطه ارضای نیازهای اساسی روان شناختی و بهزیستی روان شناختی دانش آموزان، نقش مهمی دارد؛ بنابراین ارضای نیازهای اساسی دانش آموزان به افزایش خودکارآمدپنداری آنها منجر شده و در نتیجه می تواند در افزایش بهزیستی روان شناختی دانش آموزان بسیار مؤثر باشد.
۷.

اثربخشی حساسیت زدایی منظم و خودتنظیمی بر وابستگی دانش آموزان به اینترنت(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۵۱ تعداد دانلود : ۲۳
زمینه و هدف: یکی از عوامل بیرونی تأثیرگذار بر افت تحصیلی، استفاده افراطی از ابزارهای دیجیتالی است. در این میان استفاده از اینترنت شایع ترین مشغولیت در دانش آموزان محسوب می شود. هدف از پژوهش حاضر، تعیین اثربخشی حساسیت زدایی منظم و خود تنظیمی بر وابستگی دانش آموزان به اینترنت بود. روش: پژوهش حاضر از نوع نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون- پس آزمون با گروه گواه بود. با نمونه گیری هدفمند، 45 دانش آموز در سال تحصیلی 98- 1397 از شهرستان رشت با بیشترین نمرات در پرسشنامه اعتیاد به اینترنت کیمبرلی یانگ (1995) انتخاب و به طور تصادفی در دو گروه آزمایش و یک گروه گواه جایدهی شدند. پس از 12 جلسه مداخله حساسیت زدایی منظم و خودتنظیمی، مجدداً پرسشنامه اعتیاد به اینترنت اجرا شد. داده های آماری با استفاده از تحلیل کوواریانس تک متغیره و ویرایش 21 نرم افزار آماری SPSS تحلیل شدند. یافته ها: نتایج نشان داد آموزش حساسیت زدایی منظم و خودتنظیمی بر وابستگی دانش آموزان به اینترنت مؤثر بوده است. همچنین خودتنظیمی بیشتر از حساسیت زدایی منظم بر وابستگی به اینترنت دانش آموزان اثر داشته است (0/001>P). نتیجه گیری: حساسیت زدایی منظم با تغییرات رفتاری، و خودتنظیمی با ایجاد تغییرات شناختی، موجبات کاهش وابستگی به اینترنت را فراهم می آورد؛ بنابراین می توان از آموزش حساسیت زدایی منظم و خودتنظیمی در کاهش وابستگی به اینترنت دانش آموزان بهره برد.
۸.

ارائه مدل ارتقاء مهارت های اجتماعی کودکان بر اساس نقش مؤلفه های زبان بیانی با میانجی گری نظریه ذهن(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۳۰ تعداد دانلود : ۲۲
زمینه و هدف: مهارت اجتماعی، نقش بسیار مهمی در سازش یافتگی اجتماعی و کاهش مشکلات رفتاری کودکان دارد و زبان بیانی و نظریه ذهن از عوامل مؤثر بر تحول مهارت های اجتماعی کودکان هستند؛ بنابراین هدف پژوهش حاضر، ارائه مدل ارتقاء مهارت های اجتماعی کودکان چهار تا شش سال بر اساس نقش مؤلفه های زبان بیانی با میانجی گری نظریه ذهن بود. روش: مطالعه حاضر از نظر هدف، کاربردی و از نظر روش گردآوری داده ها، پیمایشی- همبستگی بود. جامعه آماری شامل تمامی کودکان (دختر و پسر) 4 تا 6 ساله شهر بابک واقع در استان کرمان در سال تحصیلی 97-1396 بود که تعداد 104 نفر (48 دختر و 56 پسر) بر اساس روش نمونه گیری خوشه ای سه مرحله ای انتخاب شدند و آزمون تحول زبان (نیوکامر و هامیل، 1988)، مقیاس درجه بندی مهارت های اجتماعی (تراسکات، 1989) و آزمون نظریه ذهن نپسی 2 (کورکمن، داویس و متیو، 2007) را تکمیل کردند. تحلیل داده های پژوهش با روش تحلیل مسیر، انجام شد. یافته ها: برآیندها نشان دادند که الگوی پیشنهادی از برازش خوبی با داده ها برخوردار است. نتایج، اثر مستقیم نظریه ذهن بر مهارت های اجتماعی (p<0.001) و اثر مستقیم مؤلفه های زبان بیانی بر نظریه ذهن (01/0 p<) را تأیید کردند. یافته ها همچنین نقش میانجی گرانه نظریه ذهن را در رابطه بین مهارت های اجتماعی و مؤلفه های زبان بیانی تأیید کردند (p<0.05). نتیجه گیری: نتایج نشان دادند که لازمه ارتقا و بهبود مهارت های اجتماعی در کودکان 4 تا 6 ساله، بهبود مؤلفه های زبان بیانی و نظریه ذهن است. مؤلفه های زبان بیانی به طور غیرمستقیم و از طریق نظریه ذهن، با تأثیر بر کفایت اجتماعی، ا رتباط مؤثر با همسالان، و کاهش مشکلات رفتاری کودکان، موجب ارتقا و بهبود مهارت های اجتماعی آنان می شود.
۹.

اثربخشی بازی درمانی والد- محور بر پرخاشگری و علائم اختلال نافرمانی مقابله ای(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۳۳ تعداد دانلود : ۲۳
زمینه و هدف: اختلال نافرمانی مقابله ای در دوران کودکی و پیش دبستانی بروز پیدا می کند و در صورت عدم درمان، هزینه های بسیاری بر کودک، خانواده و جامعه تحمیل می کند؛ بنابراین انجام مداخله های مناسب برای کودکان با این اختلال ضروری است. بدین منظور پژوهش حاضر با هدف اثربخشی بازی درمانی والد- محور بر پرخاشگری و کاهش علائم اختلال نافرمانی مقابله ای انجام شد. روش: پژوهش حاضر شبه تجربی از نوع پیش آزمون پس آزمون با گروه گواه بود. از جامعه آماری که شامل تمامی کودکان 5-4 ساله با اختلال نافرمانی مقابله ای مراجعه کننده به مهدکودک و پیش دبستانی ستاره شهر منطقه 14 شهر تهران در شش ماه دوم سال 1398 بودند،30 کودک واجد شرایط به روش نمونه گیری هدفمند انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و گواه (هر گروه 15 نفر) جایدهی شدند. جهت جمع آوری داده ها از پرسشنامه علائم مرضی کودک گادو و اسپرافکین (2002) و فهرست رفتاری کودک آخنباخ و رسکورلا (2001) استفاده شد. مداخله آموزشی بازی درمانی والد- محور بارتون و لندرث (2006) برای گروه آزمایش در 8 جلسه 60 دقیقه ای ارائه شد، در حالی که گروه گواه آموزشی را دریافت نکردند. داده ها با استفاده از نسخه 22 نرم افزار SPSS و آزمون تحلیل کوواریانس تک متغیره در سطح معنا داری 05/0 تحلیل شدند. یافته ها: نتایج نشان داد که بازی درمانی والد محور در کاهش پرخاشگری و بهبود علائم اختلال نافرمانی مقابله ای کودکان مؤثر بود (0/01>p). نتیجه گیری: بازی درمانی والد- محور، راهبردهایی کارآمد و سودمند برای کاهش پرخاشگری و بهبود اختلال نافرمانی مقابله ای، در اختیار والدین و مراکز روان درمانی کودکان قرار می دهد؛ بدین منظور به کارگیری الگوی یاد شده در مراکز درمانی و مشاوره ای، در جهت گسترش سلامت روانی، پیشنهاد می شود.
۱۰.

پیش بینی میزان خطرپذیری دانش آموزان دختر بر اساس نیازهای اساسی روان شناختی و تنظیم هیجان(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۳۹ تعداد دانلود : ۱۵
زمینه و هدف: شناسایی عواملی که بتواند از میزان خطرپذیری دانش آموزان پیشگیری کرده یا کاهش دهد، بسیار ضروری است؛ بنابراین هدف از انجام این مطالعه، پیش بینی میزان خطرپذیری دانش آموزان دختر بر اساس نیازهای اساسی روان شناختی و تنظیم هیجان بود. روش: پژوهش حاضر توصیفی از نوع همبستگی است. از جامعه آماری که شامل تمامی دانش آموزان دختر متوسطه یکم و دوم شهر سراوان در سال 1399-1398 بودند، تعداد 357 نفر به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. به منظور جمع آوری داده ها از پرسشنامه های نیازهای اساسی روان شناختی دسی و رایان (2000)، تنظیم هیجانی گراس و جان (2003) و خطرپذیری نوجوانان ایرانی زاده محمدی، احمدآبادی و حیدری (1390) استفاده شد. جهت تحلیل داده ها از نسخه 24 نرم افزار SPSS و از ضریب همبستگی پیرسون و آزمون رگرسیون چندگانه به شیوه هم زمان استفاده شد. یافته ها: نتایج نشان داد همبستگی بین نیازهای اساسی روان شناختی (0/590- =r) و مؤلفه های آن شامل خودمختاری (0/429- =r)، شایستگی (0/542- =r) و ارتباط (0/330- =r) با خطرپذیری منفی و معنادار بود (0/01>P). همبستگی بین تنظیم هیجان (0/527- =r) و مؤلفه های آن شامل ارزیابی مجدد (0/461- =r) و سرکوبی (0/443- =r) با خطرپذیری منفی و معنادار بود (0/01>P). همچنین نتایج نشان داد متغیرهای نیازهای اساسی روان شناختی و تنظیم هیجان، 54 درصد تغییرات خطرپذیری را تبیین می کنند (0/01>P). نتیجه گیری: بر اساس نتایج پژوهش، ارضای نیازهای اساسی روان شناختی و تنظیم هیجان، خطرپذیری دانش آموزان را پیش بینی می کنند؛ بنابراین ارائه برنامه های مداخله ای از سوی مشاوران و روان شناسان مدارس به منظور ارتقاء این متغیرها پیشنهاد می شود.
۱۱.

پیش بینی خودتنظیمی یادگیری بر اساس باورهای انگیزشی، باورهای هوشی، و ادراک دانش آموزان مدارس تیزهوشان از جوّ کلاس درس: نقش میانجی خودکارآمدپنداری و اهداف پیشرفت(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۲۹ تعداد دانلود : ۳۲
زمینه و هدف: خودتنظیمی یادگیری نقش بسیار مهمی در فرایندهای آموزش و یادگیری دانش آموزان دارد که خودکارآمدپنداری تحصیلی و اهداف پیشرفت از عوامل مؤثر در توسعه این توانایی هستند. بدین ترتیب هدف پژوهش حاضر، بررسی مدل پیش بینی خودتنظیمی یادگیری بر اساس باورهای انگیزشی، باورهای هوشی، و ادراک از جوّ کلاس با در نظر گرفتن نقش میانجی خودکارآمدپنداری و اهداف پیشرفت در دانش آموزان مدارس تیزهوشان بود. روش: مطالعه حاضر از نظر هدف، کاربردی و از نظر روش گردآوری داده ها همبستگی بود. جامعه آماری پژوهش حاضر تمامی دانش آموزان مدارس تیزهوشان پایه دوم متوسطه در شهر تهران در سال تحصیلی 1399 بودند که تعداد 400 نفر بر اساس روش نمونه گیری خوشه ای تصادفی انتخاب شدند. ابزار پژوهش شامل پرسشنامه خودکارآمدپنداری عمومی (شرر و همکاران، 1982)، مقیاس خودتنظیمی یادگیری و باورهای انگیزشی (پینتریچ و همکاران، 1990)، پرسشنامه ادراک از جوّ کلاس (رووی، 2002)، مقیاس باورهای هوشی (عبدالفتاح و ییتس، 2006)، و پرسشنامه اهداف پیشرفت (میگلی و همکاران، 1988) بودند. داده های گردآوری شده با روش مدل سازی معادلات ساختاری تحلیل شدند. یافته ها: بر اساس نتایج، بین متغیرهای اهداف پیشرفت، خودکارآمدپنداری، باورهای هوشی، باورهای انگیزشی، و ادراک از جوّ کلاس با خودتنظیمی یادگیری رابطه مثبت و معناداری وجود دارد (0/01>P). یافته ها همچنین نقش میانجی گر خودکارآمدپنداری در رابطه بین باورهای انگیزشی و ادراک از جوّ کلاس با خودتنظیمی یادگیری و نقش میانجی گر اهداف پیشرفت در رابطه بین باورهای انگیزشی با خودتنظیمی یادگیری را مورد تأیید قرار داد. نتیجه گیری: نتایج نشان داد شاخص های برازش مدل پژوهش در وضعیت مطلوبی قرار دارد. همچنین متغیر باورهای انگیزشی بر متغیر خودتنظیمی یادگیری، هم اثر مستقیم و هم اثر غیرمستقیم معنا داری دارد.
۱۲.

تأثیر آموزش "مهارت های پرورش کودک متفکر" به والدین بر تاب آوری و راهبردهای مقابله ای کودکان با سطح سازش یافتگی پایین(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۳۸ تعداد دانلود : ۲۷
زمینه و هدف: تجربیات دوران کودکی بر مشکلات سازش یافتگی مانند اضطراب، افسردگی، و سبک های والدگری افراد در بزرگسالی مؤثر هستند. یکی از مهم ترین راه های پیشگیری از اختلالات روان شناختی، ایجاد ویژگی های شخصیتی مثبت از دوران کودکی و روش های صحیح والدگری است. هدف پژوهش حاضر بررسی تأثیر آموزش "مهارت های پرو رش کودک متفکر" به والدین بر تاب آوری و راهبردهای مقابله ای کودکان با سطح سازش یافتگی پایین است. روش: روش پژوهش حاضر، شبه تجربی از نوع طرح «پیش آزمون-پس آزمون با گروه گواه» بود. نمونه مورد مطالعه متشکل از 26 نفر از والدین دانش آموزان دختر مقطع ابتدایی مدارس دولتی ناحیه 1 شهر رشت، با دامنه سنی 10 تا 12 سال در سال تحصیلی 1396-97 بود که از طریق نمونه گیری خوشه ای چند مرحله ای و برحسب کسب نمره زیر 65 در پرسشنامه سازش یافتگی (دخانچی، 1377) انتخاب شدند و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و گواه (هر گروه 15 نفر) جایدهی شدند. برنامه مداخله ای طی 9 جلسه دوساعته هفتگی برای گروه آزمایش ارائه شد. داده ها با استفاده از مقیاس تاب آوری کودک و نوجوان (انگار و لیبنبرگ، 2009) و پرسشنامه راهبردهای مقابله ای نوجوانان (موس، 1993) جمع آوری، و با استفاده از آزمون تی دو نمونه مستقل و تحلیل کواریانس چند متغیری تحلیل شدند. یافته ها: یافته ها پژوهش نشان داد آموزش "مهارت های پرو رش کودک متفکر" باعث افزایش تاب آوری و راهبردهای مقابله ای مطلوب و کاهش راهبردهای مقابله ای نامطلوب در کودکان با سطح سازش یافتگی پایین می شود (0/05 p≤). نتیجه گیری: با توجه به نتایج پژوهش حاضر می توان گفت برنامه مداخله ای به کار گرفته شده با تکیه بر مهارت های حل مسئله و با تأثیر بر سبک والدگری بر تاب آوری و راهبردهای مقابله ای در کودکان با سطح سازش یافتگی پایین، مؤثر بوده است.

آرشیو

آرشیو شماره ها:
۲۹