روانشناسی بالینی

روانشناسی بالینی

روانشناسی بالینی سال دهم تابستان 1397 شماره 2 (پیاپی 38)

مقالات

۱.

روابط ساختاری سازمان یافتگی شخصیت، مکانیزهای دفاعی و روابط موضوعی با الگوی مرضی خوردن

تعداد بازدید : ۱۱۵ تعداد دانلود : ۸۸
مقدمه: پژوهش حاضر با هدف تبیین مدل الگوهای مرضی خوردن بر اساس روابط موضوعی اولیه، سازمان یافتگی شخصیت و مکانیزم های دفاعی انجام شد. روش: این پژوهش از نوع توصیفی بود که به روش همبستگی انجام شد. جامعه آماری شامل کلیه دانشجویان دوره کارشناسی و کارشناسی ارشد دانشگاه پیام نور و آزاد اسلامی شهر قم در نیمسال دوم سال تحصیلی 96-1395 بود، که 888 نفر از آنها با استفاده از روش نمونه گیری خوشه ای چندمرحله ای انتخاب شدند. شرکت کنندگان پرسشنامه های روابط موضوعی، سازمان یافتگی شخصیت کرنبرگ، فرم ایرانی سبک های دفاعی و پرسشنامه نگرش های خوردن را تکمیل نمودند. مدل یابی معادلات ساختاری با استفاده از داده های بدست آمده از پرسشنامه ها انجام شد. یافته ها: نتایج نشان داد که روابط موضوعی به طور مستقیم  81/16 درصد و به واسطه مکانیزم های دفاعی 6 درصد از الگوهای مرضی خوردن را تبیین می کند. بعلاوه، سازمان یافتگی شخصیت به طور مستقیم 01/24 درصد و به واسطه مکانیزم های دفاعی 02/1 درصد از الگوهای مرضی خوردن را تبیین نمود. در مجموع، برآورد مدل ساختاری که در آن روابط موضوعی و سازمان شخصیت به عنوان متغیر پیش بین و سازوکارهای دفاعی به عنوان متغیر میانجی وارد مدل شدند، نشان داد که این مدل 07/41 درصد از الگو های مرضی خوردن را تبیین می کند. نتیجه گیری: بنابراین می توان چنین نتیجه گیری نمود که الگوهای مرضی خوردن هم به صورت مستقیم و هم به صورت غیرمستقیم و از طریق سازوکار های دفاعی از طریق روابط موضوعی اولیه و سازمان یافتگی شخصیت به صورت مثبت تبیین می گردد.
۲.

اثربخشی گروه درمانی شناختی- تحلیلی بر تکانشگری و تجارب تجزیه ای بیماران مبتلا به اختلال شخصیت مرزی

تعداد بازدید : ۹۷ تعداد دانلود : ۵۴
مقدمه: تکانشگری عامل زیر بنایی و پیش بین کننده آسیب شناسی روانی و یکی از پایدار ترین ویژگی های اختلال شخصیت مرزی شناخته می شود. همچنین، تجارب تجزیه ای از برجسته ترین مؤلفه های این اختلال می باشد. هدف از پژوهش حاضر بررسی اثربخشی گروه درمانی شناختی _ تحلیلی  بر تکانشگری و تجارب تجزیه ای در بیماران مرزی بود. روش: طرح پژوهش حاضر نیمه آزمایشی از نوع پیش آزمون-پس آزمون و پیگیری با گروه کنترل بود. نمونه این پژوهش 20 نفر از مردان مبتلا به اختلال شخصیت مرزی در زندان شهرستان سمنان بودند که توسط روانپزشک بر اساس مصاحبه بالینی ساختار یافته، آزمون چند محوری بالینی میلون-3  انتخاب شدند. شرکت کنندگان به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش (10 نفر)  و کنترل (10 نفر) گمارده شدند و مقیاس تکانشگری بارت و مقیاس تجارب تجزیه ای را در پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری تکمیل کردند. گروه آزمایش تحت 16جلسه 120 دقیقه ای دو بار در هفته تحت گروه درمانی درمان شناختی- تحلیلی قرار گرفتند. داده ها به روش تحلیل کواریانس بین گروهی تحلیل شدند. یافته ها: یافته های این پژوهش نشان داد که درمان شناختی تحلیلی پس از 5 و10جلسه مداخله اثر معنی داری در کاهش تکانشگری و تجارب تجزیه ای گروه آزمایش نسبت به گروه کنترل نداشت، اما پس از  16 جلسه مداخله و دوره پیگیری یک ماهه اثر معناداری در کاهش این علائم مشاهده شد. نتیجه گیری: نتایج  پژوهش حاضر نشان داد که درمان شناختی تحلیلی به شیوه گروهی، راهبردی مؤثر در بهبود علائم تکانشگری و تجارب تجزیه ای اختلال شخصیت مرزی می باشد و می توان از آن به عنوان روش درمانی مؤثر بهره برد.
۳.

اثربخشی آموزش تاب آوری بر کاهش احساس تنهایی و اضطراب دانش آموزان دختر دبیرستان

تعداد بازدید : ۱۳۲ تعداد دانلود : ۵۸
مقدمه: هدف حاضر بررسی اثربخشی آموزش تاب آوری بر کاهش احساس تنهایی و اضطراب، دانش آموزان دختر دبیرستانی بود. روش: پژوهش حاضر از نوع شبه آزمایشی است که در آن از طرح پیش آزمون - پس آزمون با گروه کنترل استفاده شد. جامعه پژوهش کلیه دانش آموزان دختر دبیرستان شهر الشترکه در سال 95 مشغول تحصیل بودند. به منظور انتخاب نمونه از بین دانش آموزانی که نمرات آنها در ترکیب متغیرهای وابسته بیش از یک انحراف استاندارد بالاتر از متوسط بود 30 نفر به صورت تصادفی انتخاب و به دو گروه 15 نفره تقسیم شدند. در نهایت به صورت تصادف یکی از گروه ها به عنوان گروه آزمایش و گروه دیگر به عنوان گروه کنترل در نظر گرفته شد. و گروه آزمایش12 جلسه برنامه آموزش تاب آوری را دریافت کردند، در حالی که به گروه کنترل هیچ گونه آموزشی ارائه نشد. هر دو گروه پرسشنامه احساس تنهایی و اضطراب را قبل و بعد از مداخله تکمیل کردند. یافته ها: داده های پژوهش با استفاده از تحلیل واریانس چند متغیره (مانوا) و تک متغیره (آنوا) تحلیل شدند. نتایج نشان داد که میزان احساس تنهایی و اضطراب گروه آزمایش در مقایسه با گروه کنترل کاهش یافت. نتیجه گیری: نتایج  تحقیق کاهش سطح تنهایی و اضطراب دانشجویان را بدنبال آموزش تاب آوری نشان می دهد. بر اساس نتایج پژوهش پیشنهاد می شود به منظور کاهش احساس تنهایی و اضطراب دانش آموزان از مداخله آموزش تاب آوری بهره گرفته شود.
۴.

مقایسه ی پاسخ های هیجانی در افراد با مشکلات تنظیم هیجانی بالا و پایین در آزمون رورشاخ

تعداد بازدید : ۵۵ تعداد دانلود : ۳۰
مقدمه:پژوهش حاضر با هدف مقایسه ی مشخصه های هیجانی آزمون رورشاخ درنمونه ی غیر بالینی که  مشکلات تنظیم هیجانی بالا و پایین داشتند صورت گرفت. روش: 200 نفر از دانشجویان دانشگاه خوارزمی به صورت نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند و با استفاده از مقیاس مشکلات تنظیم هیجان 30 نفر براساس نمره ی بالا(15 نفر) و نمره ی پایین(15نفر) درمقیاس دشواری تنظیم هیجانبرای دو گروه انتخاب شدند. یافته ها:به منظور مقایسه ی دو گروه به لحاظ پاسخ های هیجانی، از تحلیل واریانس چند متغییره استفاده شد.نتایج حاصل از پژوهش نشان داد که افراد دارای مشکلات تنظیم هیجانی بالا در مشخصه های رنگ خالص، نسبت عاطفی، فرافکنی رنگ، نسبت شکل به رنگ، نمره ویژه افسردگی، نمره ویژه سبک مقابله ای آزمون رورشاخ به طور معناداری نمره بالاتری را نسبت به گروه با مشکلات هیجانی پایین کسب کردند. نتیجه گیری: آزمون رورشاخ در تمایز افراد طیف مشکلات تنظیم هیجانی می تواند به عنوان یک ابزار مرجع در تعیین شاخصه های تغییرات خلقی و حالات هیجانی افراد مورد استفاده قرارگیرد. تعمیم این نتایج باید با احتیاط صورت گیرد و نیازمند پژوهش های بیشتر می باشد.
۵.

مقایسه علاقه اجتماعی، خودشیفتگی و رضایت زناشویی در زوجین ایرانی و افغانستانی

تعداد بازدید : ۳۹ تعداد دانلود : ۳۹
مقدمه: هدف از پژوهش حاضر مقایسه دو گروه از زوجین ایرانی و افغانستانی در متغیرهای علاقه اجتماعی و خودشیفتگی، و نیز تعیین رابطه این دو متغیر با رضامندی زناشویی و نقش تعدیل کنندگی ملیت بود. روش: این تحقیق با یک طرح علی مقایسه ای بر روی جامعه آماری شامل کلیه زوجین دانشجوی متأهل 22 تا 45 ساله ایرانی و افغانستانی ساکن در ایران و افغانستان که تحصیلات لیسانس و فوق لیسانس داشتند انجام شد.  از میان این افراد 101 زوج دانشجوی متأهل ایرانی و 101 زوج دانشجوی متأهل افغانستانی به صورت در دسترس با مراجعه به 5 مرکز دانشگاهی در ایران و 4 مرکز دانشگاهی در افغانستان انتخاب و پرسشنامه های پژوهش را تکمیل کردند. همچنین دانشجویانی که در طی یکسال گذشته به روان شناس یا روانپزشک مراجعه کرده بودند از فهرست نهایی نمونه خارج شدند. یافته ها: میانگین نمرات زوجین افغانستاتی بطور معنادار در خودشیفتگی کمتر از زوجین ایرانی بود (93/8 در برابر 01/12)، در حالیکه برای علاقه اجتماعی یک میانگین بالاتر غیرمعنادار زوجین افغان (71/138 در برابر 5/123) مشاهده شد. رضامندی زناشویی بطور معنادار با علاقه اجتماعی و خودشیفتگی زوجین افغان(42/0 و 24/0-)  و ایران(38/0 و 25/0-) ارتباط داشت. نتیجه گیری: نتایج پژوهش حاضر بیانگر خودشیفتگی کمتر زوجین افغان نسبت به زوجین ایرانی  و همبستگی رضایت زناشویی زوجین ایرانی و افغانی با علاقه اجتماعی و خودشیفتگی است. در نظر گرفتن این تفاوت در درک مسایل روانشناختی آنان ضروری  به نظر می رسد.
۶.

اثربخشی گروه درمانی کاهش تنیدگی مبتنی بر ذهن آگاهی بر پرخاشگری و رفتار پرخطر نوجوانان پسر بی سرپرست

تعداد بازدید : ۱۰۹ تعداد دانلود : ۵۵
مقدمه: این پژوهش به منظور بررسی اثربخشی گروه درمانی کاهش تنیدگی مبتنی بر ذهن آگاهی بر پرخاشگری و رفتار پرخطر نوجوانان پسر بی سرپرست انجام شد . روش: این پژوهش نیمه تجربی با طرح پیش آزمون - و پس آزمون همراه با گروه کنترل بود. از بین مراکز نگهداری نوجوانان پسر بی سرپرست در سطح شهر مشهد، دو مرکز به صورت تصادفی انتخاب شد. پرسشنامه های پرخاشگری و رفتار پرخطر از اعضای این دو مرکز اخذ شد. افرادی که یک انحراف معیار بالاتر از میانگین بودند به عنوان نمونه انتخاب شدند. ۱۶ نفر به عنوان گروه آزمایش و گروه کنترل انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه جایگزینی شدند. گروه آزمایش گروه درمانی کاهش تنیدگی مبتنی بر ذهن آگاهی را به مدت هشت جلسه 90 دقیقه ای دریافت کرد و گروه کنترل در فهرست انتظار قرار گرفت. در پایان از هر دو گروه پس آزمون اخذ شد. آزمون تحلیل کوواریانس چند متغیری برای تجزیه و تحلیل داده ها استفاده شد. یافته ها: نتایج تحلیل کوواریانس چند متغیری نشان داد که گروه درمانی کاهش تنیدگی مبتنی بر ذهن آگاهی بر کاهش پرخاشگری و رفتارهای پرخطر نوجوانان بی سرپرست از نظر آماری معنادار بود. نتیجه گیری: این پژوهش نشان داد که گروه درمانی کاهش تنیدگی مبتنی بر ذهن آگاهی به عنوان یک درمان مؤثر، می تواند برای نوجوانان بی سرپرستی که به علت عدم شبکه حمایتی خانواده به رفتارهای پرخطر مانند بزهکاری و پرخاشگری فیزیکی و کلامی دچار هستند، مفید واقع شود.
۷.

اثربخشی نوروفیدبک بر ناقرینگی الگوی فعالیت امواج آلفا در قطعه پیشانی، عملکرد اجرایی و شدت علایم در بیماران افسرده

تعداد بازدید : ۴۲ تعداد دانلود : ۴۲
مقدمه: هدف از پژوهش حاضر بررسی اثربخشی نوروفیدبک بر عدم تقارن امواج آلفا در قطعه پیشانی، عملکردهای اجرایی و علائم بیماران مبتلا به اختلال افسردگی بود. روش: این پژوهش از نوع آزمایشی کنترل شده تصادفی با طرح پیش آزمون-پس آزمون و پی گیری با گروه کنترل بود. جامعه آماری شامل افراد مراجعه کننده در فاصله زمانی 5 ماهه به درمانگاه روانپزشکی مرکز بهداشت شهر تبریز که مبتلا به اختلال افسردگی تشخیص داده شده اند، بود.  از این بین نمونه ای به حجم 30 نفر انتخاب شدند  و به صورت تصادفی در دو گروه 15 نفری آزمایش و کنترل گمارده شدند. گروه آزمایش تحت 10 هفته (هر هفته دو جلسه 30 دقیقه ای) درمان نوروفیدبک و گروه کنترل تحت نوروفیدبک غیر واقعی (پلاسیبو) قرار گرفتند و سپس در لیست انتظار جای گرفتند. برای تجزیه و تحلیل داده ها حاصله از آزمون تحلیل کواریانس چندمتغیری استفاده شد. یافته ها: نتایج نشان داد که نوروفیدبک منجر به افزایش فعالیت آلفای نیم کره چپ، کاهش فعالیت آلفای نیم کره راست، افزایش انعطاف پذیری شناختی و کاهش علایم افسردگی در مرحله پس آزمون شد. توجه انتخابی تغییری  در پس آزمون نداشت،  اما در مرحله پیگیری تغییرات معنی دار بود. نتیجه گیری: بر اساس این نتایج درمان نوروفیدبک در اصلاح ناقرینگی امواج آلفای ناحیه ی پیشانی و بهبود توجه انتخابی و علایم افسردگی بیماران مبتلا به اختلال افسردگی مؤثر می باشد.
۸.

نقش واسطه ای حافظه سرگذشتی بیش کلی گرا در رابطه بین نشخوار ذهنی و نقص در کارکردهای اجرایی با حل مسأله ناکارآمد در بیماران مبتلا به افسردگی اساسی

تعداد بازدید : ۱۰۰ تعداد دانلود : ۸۸
مقدمه: حل مسئله به عنوان یک عامل مهم در بیماری افسردگی  اساسی شناخته می شود. چند بررسی اخیر نشان می دهد که نشخوار ذهنی و نقص در کارکرد اجرایی ممکن است یک متغیر تأثیر گذار در حل مسئله ناکارآمد در افراد افسرده باشد. اما مطالعات کمی درباره سازوکارهای درگیر در این رابطه انجام شده است. پژوهش حاضر با تأکید بر مدل ویلیامز، در قالب یک مدل علّی به بررسی نقش واسطه ای حافظه سرگذشتی بیش کلی گرا در رابطه بین نشخوار ذهنی و نقص در کارکردهای اجرایی با حل مسأله ناکارآمد در افراد افسرده می پردازد. روش: بدین منظور 50 فرد مبتلا به افسردگی اساسی به روش نمونه گیری در دسترس در فاصله زمانی اردیبهشت 96 تا مهر96 انتخاب به عنوان نمونه پژوهش انتخاب شدند. همگی آزمودنی ها به مرکز مشاوره دانشگاه پیام نور، مرکز مشاوره آفرینش و بیمارستان شریعتی شهر فسا مراجعه کرده بودند. جهت گردآوری داده ها، پس از تشخیص افسردگی اساسی توسط روانشناس، از آزمون حافظه سرگذشتی، آزمون حل مسئله وسیله- غایت، پرسشنامه نشخوار ذهنی و دسته بندی کارت های ویسکانسین استفاده شد. جهت تحلیل داده های پژوهش از روش تحلیل مسیر از نوع مدل یابی معادلات ساختاری استفاده شد. یافته ها: نتایج نشان داد نشخوار ذهنی بصورت مستقیم (471/0 - ) و غیرمستقیم (103/0-) بر حل مسئله  تأثیر دارد. اثر کل نشخوار بر حل مسئله ( 573/ 0- )می باشدکه در سطح 95 درصد معنی دار می باشد. بنابراین با توجه به معناداری اثر مستقیم و غیر مستقیم،  حافظه سرگذشتی بعنوان متغیر میانجی جزئی در تأثیر بین نشخوار بر حل مسئله  عمل می کند. همچنین اثر مستقیم ( 309/0)  و اثر غیرمستقیم کارکرد اجرایی (057/0 - ) بر حل مسئله  معنی دار می باشد. بنابراین،  حافظه سرگذشتی بعنوان متغیر میانجی جزئی در تأثیر بین کارکرد اجرایی بر حل مسئله  عمل می کند. نتیجه گیری: پژوهش حاضر  به قسمی مدل سه عاملی ویلیامز را تایید می کند. نتایج نشان داد که افراد افسرده به دلیل خلق منفی، نشخوار ذهنی و نقص در کارکردهای اجرایی، در بازیابی خاطرات سرگذشتی به طور اختصاصی دچار مشکل می شوند و این مشکل در بازیابی، حل مسائل و مشکلات آنها را نیز تحت تأثیر قرار می دهد و باعث می شود که راه حل های کمتر مؤثری را تولید کنند.
۹.

اثربخشی مداخله معنوی بر تاب آوری فردی و اجتماعی زنان قربانی خشونت خانگی

تعداد بازدید : ۵۹ تعداد دانلود : ۵۶
مقدمه: مطالعات گذشته نشان داده است که خشونت ارتباط زیادى با تاب آوری در افراد دارد. لذا هدف پژوهش حاضر بررسی اثربخشی آموزش مداخله معنوی بر تاب آوری فردی و اجتماعی زنان قربانی خشونت خانگی بود. روش: مطالعه حاضر یک تحقیق نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون و پس آزمون بود که بر روی زنان تحت پوشش کمیته امداد امام خمینی شهر شیراز در سال 1395 انجام شد. نمونه پژوهش شامل 40 نفر از زنان قربانی خشونت خانگی بود که به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و گواه گمارده شدند (هر گروه 20 نفر). ابزار جمع آوری اطلاعات، پرسشنامه تاب آوری فرایبورگ و همکاران (RSA) بود. مداخله آموزشی در 8 جلسه 90 دقیقه ای با روش بحث گروهی و توزیع جزوه آموزشی برگزار شد. 15 روز بعد از مداخله آموزشی، پس آزمون برگزار گردید و داده ها به روش تحلیل کوواریانس چندمتغیری مورد تجزیه و تحلیل آماری قرار گرفت. یافته ها: نتایج نشان داد که آموزش مداخله ی معنوی باعث افزایش معنادار میانگین نمرات تاب آوری زنان گروه آزمایش در مقایسه با گروه کنترل شده است. میانگین مؤلفه های تاب آوری فردی و اجتماعی نیز بطور معنادار افزایش  یافتند. نتیجه گیری: آموزش باورهای مذهبی از طریق مداخله معنوی می تواند تاب آوری فردی و اجتماعی زنان خشونت دیده را بهبود بخشد و برای آنان توصیه می شود.

آرشیو

آرشیو شماره ها:
۴۲