روانشناسی بالینی

روانشناسی بالینی

روانشناسی بالینی سال چهارم تابستان 1391 شماره 2 (پیاپی 14)

مقالات

۱.

اثربخشی درمان شناختی رفتاری بر اضطراب و نگرانی افراد مبتلا به اختلال اضطراب فراگیر

نویسنده:
تعداد بازدید : ۱۷۱۲ تعداد دانلود : ۷۷۲
مقدمه: پژوهش حاضر با هدف بررسی اثربخشی درمان شناختی رفتاری بر اضطراب و نگرانی افراد مبتلا به اختلال اضطراب فراگیر انجام شد. روش: با استفاده از طرح آزمایشی پیش آزمون، پس آزمون با گروه کنترل همراه با پیگیری، 18 دانشجوی مراجعه کننده به مراکز مشاوره دانشگاه های شهر تهران که طبق ملاک های راهنمای تشخیصی آماری نسخه چهارم مبتلا به اختلال اضطراب فراگیر بودند به طور تصادفی انتخاب شدند و در دو گروه آزمایش و کنترل جایگزین شدند. آزمودنیهای دو گروه به پرسشنامه نگرانی ایالت پنسیلوانیا و مقیاس اضطراب صفت پاسخ دادند. آزمودنیهای گروه آزمایش به مدت 16 جلسه تحت درمان فردی قرار گرفتند. در پایان درمان و همچنین یک ماه بعد از درمان آزمودنیهای دو گروه مجدداً به پرسشنامه نگرانی و اضطراب صفت پاسخ دادند. یافته ها: نتایج پژوهش نشان داد که درمان شناختی رفتاری به طور معنی داری موجب کاهش نگرانی و اضطراب صفت آزمودنیهای مبتلا به اختلال اضطراب فراگیر در مرحله پس آزمون و پیگیری شده است. نتیجه گیری: نتایج پژوهش نشان می هد که درمان شناختی رفتاری در کاهش علائم اختلال اضطراب فراگیر مؤثر است
۲.

اثربخشی رفتار درمانی دیالکتیکی بر تصویر بدنی و خودکارآمدی در دختران مبتلا به پرخوری عصبی

تعداد بازدید : ۱۵۵۹ تعداد دانلود : ۷۶۱
مقدمه: هدف پژوهش حاضر تعیین اثربخشی رفتار درمانی دیالکتیکی بر تصویر بدنی و خودکارآمدی در دختران مبتلا به پرخوری عصبی بود. روش: این پژوهش به صورت شبه تجربی بود که در آن از طرح پیش آزمون- پس آزمون با گروه کنترل استفاده شد. نمونه پژوهش 40 آزمودنی بود که از میان دانش آموزان دختر دبیرستانی دارای پرخوری عصبی شهر اردبیل انتخاب و به صورت تصادفی در گروه های آزمایش (رفتار درمانی دیالکتیکی) و لیست انتظار گمارده شدند. گروه آزمایش در 12 جلسه به صورت گروهی تحت رفتار درمانی دیالکتیکی قرار گرفتند. برای جمع آوری داده ها، از پرسشنامه عادات خوردن، پرسشنامه تصویر بدنی منفی و مقیاس خودکارآمدی استفاده شد. داده های پژوهش با روش تحلیل کواریانس تجزیه و تحلیل شدند. یافته ها: نتایج آزمون تحلیل کواریانس نشان داد که رفتار درمانی دیالکتیکی علائم پرخوری مرضی و تصویر بدنی منفی را به طور معنی داری کاهش و خودکارآمدی را افزایش می دهد. نتیجه گیری: با توجه به یافته های پژوهش می توان بیان کرد که رفتار درمانی دیالکتیکی موجب کاهش پرخوری عصبی، بهبود تصویر بدنی و افزایش خودکارآمدی در افراد تحت درمان شده و استفاده از این روش درمانی برای مبتلایان به پرخوری عصبی در جامعه دختران ایرانی پیشنهاد می شود.
۳.

اثربخشی رویکرد پذیرش و تعهد درمانی در کاهش شدت تجربه درد در زنان مبتلا به اختلال سردرد مزمن

تعداد بازدید : ۱۳۴۶ تعداد دانلود : ۶۵۸
مقدمه: سردرد تنشی و میگرن شایع ترین نوع سردرد است که موجب افت شدید کارکرد روزانه افراد می شود. از آنجا که دارو درمانی به تنهایی در درمان بسیاری از این بیماران به اندازه کافی مفید نیست، لذا این مطالعه با هدف بررسی اثربخشی رویکرد پذیرش و تعهد درمانی در کاهش تجربه درد زنان مبتلا به سردرد مزمن انجام گرفت. روش: در این مطالعه که یک کار شبه آزمایشی از نوع پیش آزمون، پس آزمون با گروه کنترل بود، نمونه مورد مطالعه به روش نمونه گیری در دسترس و از مراجعه کنندگان به بیمارستان بقیه اله انتخاب شدند که از میان آنها تعداد 30 نفر به تصادف به دو گروه 15 نفره آزمایش و کنترل تقسیم شدند و بر اساس معیارهای انجمن بین المللی سردرد و با تشخیص قطعی پزشک متخصص مورد ارزیابی قرار گرفتند. در مرحله پیش آزمون، به منظور سنجش میزان و شدت درد آزمودنیهای دو گروه، از پرسشنامه شدت درد و برای سنجش میزان پذیرش درد از پرسشنامه هنجاریابی شده پذیرش درد مزمن استفاده شد. گروه آزمایش تحت آموزش متغیر مستقل قرار گرفت و گروه کنترل، هیچ گونه درمانی را دریافت نکرد. در مرحله پس آزمون روی هر دو گروه مجدداً پرسشنامه های فوق اجرا شد. داده ها با استفاده از تحلیل کواریانس مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. یافته ها: نتایج پژوهش به خوبی نشان داد که درمان مبتنی بر تعهد و پذیرش در کاهش تجربه درد در زنان مبتلا به سردرد مزمن مؤثر بوده است. نتیجه گیری: نتایج بر اهمیت این مداخلات در بیماری های روان تنی و ارائه افق های جدید در مداخلات بالینی تأکید دارد.
۴.

مقایسه ی اثر ارجاع به خود در حافظه ی کاری عاطفی در دو گروه زنان افسرده و غیر افسرده

تعداد بازدید : ۹۴۰ تعداد دانلود : ۴۳۵
مقدمه: هدف پژوهش حاضر بررسی و مقایسه ی اثر ارجاع به خود در حافظه ی کاری عاطفی در دو گروه زنان افسرده و غیر افسرده بود. روش: در این پژوهش 27 زن افسرده با روش نمونه گیری در دسترس و بعد از گرفتن تشخیص افسردگی بر مبنای ملاک های نسخه چهارم راهنمای تشخیصی و آماری اختلالات روانی توسط روان شناس و 27 زن غیر افسرده با روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. داده ها با استفاده از پرسشنامه ی افسردگی بک و تکلیف رایانه ای n تعداد به عقب به دست آمد. سپس درصد پاسخ های صحیح با استفاده از آزمون آماری t همبسته و تحلیل کواریانس تجزیه و تحلیل شد. یافته ها: نتایج آزمون t همبسته نشان داد که افراد افسرده در پاسخ به محرک های مربوط به خود بهتر از محرک های مربوط به دیگران عمل می کنند. اما نتایج تحلیل کواریانس با کنترل سن و سال های تحصیلات نشان داد که بین دو گروه تفاوتی در اثر ارجاع به خود دیده نمی شود. نتیجه گیری: زنان افسرده همانند زنان غیرافسرده محرک های مربوط به خود را بهتر از محرک های مربوط به دیگران شناسایی و طبقه بندی می کردند که این یافته را می توان ناشی از نقش بسط بیشتر و سازماندهی بهتر در پردازش اطلاعات مربوط به خود دانست. ضمناً شباهت دو گروه در اثر ارجاع به خود با مدل ویلیامز درباره عدم سوگیری پردازش های خودکار اولیه همخوانی دارد.
۵.

اثر آموزش فراشناخت و روابط فضایی بر عملکرد ریاضی کودکان دچار ناتوانی یادگیری ریاضی

تعداد بازدید : ۱۵۶۳ تعداد دانلود : ۷۴۵
مقدمه: پژوهش حاضر با هدف بررسی اثربخشی آموزش فراشناخت و درک روابط فضایی بر بهبود عملکرد ریاضی دانش آموزان با ناتوانی یادگیری ریاضی انجام گرفته است. روش: جامعه آماری پژوهش شامل دانش آموزان پایه سوم ابتدایی مبتلا به ناتوانی یادگیری ریاضی شهر اصفهان در سال تحصیلی90-89 بود. به منظور انجام این پژوهش، 20 کلاس به شیوه نمونه گیری خوشه ای انتخاب شد. ابزارهای مورد استفاده شامل مقیاس هوش کودکان وکسلر4، آزمون تشخیص حساب نارسایی آزمون عملکرد تحصیلی ریاضی بود. از میان افرادی که بر اساس این ابزارها دارای ناتوانی یادگیری ریاضی تشخیص داده شدند، 45 نفر به طور تصادفی انتخاب و به طور تصادفی در گروه های آموزش فراشناختی، آموزش درک روابط فضایی و کنترل گمارش شدند. طرح پژوهش آزمایشی از نوع پیش آزمون- پس آزمون با گروه کنترل بود. داده های به دست آمده با روش آماری تحلیل کواریانس مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. یافته ها: تحلیل کواریانس نشان داد که بین گروه ها تفاوت معناداری وجود دارد آزمون کمترین تفاوت معنادار نشان داد که تفاوت گروه های آموزش فراشناختی و آموزش روابط فضایی با گروه کنترل معنادار است، درحالیکه گروه های آزمایش تفاوت معناداری با هم ندارند. نتیجه گیری: بر اساس یافته ها هر دو روش آموزش فراشناختی و آموزش درک روابط فضایی به یک اندازه در درمان اختلال یادگیری ریاضی مفید هستند. از یافته های این پژوهش نتیجه گرفته می شود که می توان از فراشناخت و درک روابط فضایی در آموختن ریاضی به دانش آموزان دچار اختلال ریاضی بهره برد.
۶.

بررسی تأثیر روایت درمانی بر میزان تمایل به بخشودگی در زنان

تعداد بازدید : ۵۹۵ تعداد دانلود : ۳۰۷
مقدمه: رویکردهای مختلفی در خانواده درمانی وجود دارد و روایت درمانی یکی از این رویکرهای درمانی است. این پژوهش با هدف اثربخشی روایت درمانی بر میزان تمایل به بخشودگی زنان صورت گرفت. روش: جامعه ی آماری در این پژوهش شامل زنان مراجعه کننده به مرکز مشاوره آموزش و پرورش ناحیه یک شهر ری بود که به فراخوان پژوهشگر پاسخ دادند. نمونه آماری پژوهش شامل 40 نفر از زنان بودند که با روش نمونه گیری تصادفی انتخاب و در گروه آزمایش و گواه جایگزین شدند. ابتدا همه نمونه به پرسشنامه بخشودگی آزمای خانواده پاسخ دادند و سپس گروه آزمایش تحت آموزش جلسات روایت درمانی به مدت 8 جلسه 2 ساعته قرار گرفت و در نهایت پس آزمون از گروه آزمایش و گواه گرفته شد. به منظور بررسی داده ها و تجزیه تحلیل نتایج این پژوهش از روش تحلیل کواریانس استفاده شد. یافته ها: یافته های این پژوهش نشان داد که فرایند جلسات روایت درمانی باعث افزایش تمایل به بخشودگی در گروه آزمایش نسبت به گروه گواه شده است. نتیجه گیری: نتایج پژوهش حاضر نشان می دهد روایت درمانی بر بخشودگی و فرایند بخشودن مؤثر است.
۷.

مقایسه باورهای فراشناختی در بیماران اسکیزوفرنی، اختلال افسرده و گروه بهنجار

تعداد بازدید : ۶۳۰ تعداد دانلود : ۲۸۲
مقدمه: پژوهش حاضر با هدف مقایسه باورهای فراشناختی در 3 گروه بیماران مبتلا به اسکیزوفرنیا، اختلال افسردگی و افراد بهنجار انجام گرفت. روش: پژوهش حاضر یک مطالعه علّی- مقایسه ای بود. جامعه آماری این پژوهش شامل 90 آزمودنی (30 نفر مبتلا به اختلال اسکیزوفرنی، 30 نفر اختلال افسردگی و 30 نفر گروه بهنجار از هر گروه 15 مرد و 15 زن) تشکیل دادند. دو گروه بیماران شرکت کننده در این پژوهش از بین بیماران بستری در مرکز روان پزشکی «روزبه تهران» و «زارع ساری» در سال 1388، به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. آنها توسط یک روان پزشک و دو دستیار و یک روان شناس بالینی مصاحبه و تشخیص داده شده بودند. همچنین افراد بهنجار به روش تصادفی انتخاب شدند. پس از تشخیص روان پزشک، هر سه گروه با استفاده از پرسشنامه فراشناخت فرم بلند ارزیابی شدند و برای تحلیل داده ها از آزمون تحلیل واریانس یک طرفه و آزمون تعقیبی استفاده گردید. یافته ها: نتایج حاصل نشان داد که بین میانگین نمرات باورهای فراشناختی در بیماران اسکیزوفرنی، بیماران مبتلا به اختلال افسردگی و گروه بهنجار تفاوت معناداری وجود دارد. میانگین نمرات باورهای فراشناختی و مؤلفه های آن به غیر از خودآگاهی شناختی در بین بیماران اسکیزوفرنیا نسبت به بیماران افسرده و آزمودنیهای بهنجار بیشتر می باشد. همچنین نمرات باورهای فراشناختی بیماران دارای اختلال افسردگی نسبت به گروه بهنجار به طور معناداری بیشتر به دست آمده است. نتیجه گیری: افراد مبتلا به اسکیزوفرنی و افسردگی در پرسشنامه فراشناخت در مقایسه با گروه بهنجار میانگین نمرات بیشتری را کسب کردند. بیماران اسکیزوفرنی نسبت به سایر گروه ها، از باورهای فرا شناختی مختل بیشتری برخوردار بودند.

آرشیو

آرشیو شماره ها:
۴۵