روانشناسی بالینی

روانشناسی بالینی

روانشناسی بالینی سال دوم بهار 1389 شماره 1 (پیاپی 5)

مقالات

۱.

کارایی بالینی پرسشنامه افسردگی کودکان در تشخیص اختلال افسردگی کودکان و نوجوانان

کلید واژه ها: نقطه برشحساسیتپرسشنامه افسردگی کودکان

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴۳۲ تعداد دانلود : ۱۴۱۷
مقدمه: این پژوهش با هدف بررسی کارایی بالینی پرسشنامه افسردگی کودکان CDI در تشخیص اختلال افسردگی کودکان و نوجوانان انجام شد. روش: در یک طرح توصیفی 38 مراجع پسر که با تشخیص اختلال افسردگی طبق ملاک های DSM-IV-TR در مراکز مشاوره آموزش و پرورش شهر بندرعباس پذیرفته شده بودند همراه با 208 دانش آموز پسر که به صورت تصادفی خوشه ای چند مرحله ای انتخاب شده بودند، پرسشنامه افسردگی کودکان را تکمیل کردند. جهت تحلیل داده ها از روش های آمار توصیفی، رگرسیون لجستیک و تحلیل ROC استفاده شد. یافته ها: نتایج تحلیل رگرسیون لجستیک نشان داد که نمره کل CDI، قابلیت پیش بینی اختلال افسردگی را دارا می باشد، نتایج تحلیل ROC نشان داد که بهترین نقطه برش برای نمونه های ایرانی نمره 22 می باشد که دارای حساسیت 92/0 و ویژگی 91/0 می باشد. نتیجه گیری: نتایج، از کارایی بالینی پرسشنامه افسردگی کودکان به عنوان یک ابزار غربالگری حمایت می کند.
۲.

مقایسه ویژگی های شخصیتی افراد مبتلا به نشانگان روده تحریک پذیر (IBS) و افراد غیر مبتلا

کلید واژه ها: شخصیتمدل پنج عاملینشانگان روده تحریک پذیر

حوزه های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی روانشناسی روانشناسی شخصیت
  2. حوزه‌های تخصصی روانشناسی روانشناسی مرضی تحولی اختلالات روانی ناشی از اختلال طبی کلی
تعداد بازدید : ۸۰۳ تعداد دانلود : ۷۶۵
مقدمه: متغیرهای روان شناختی نقشی تعیین کننده در پدیدآیی و تداوم بیماری های جسمانی دارند. نشانگان روده تحریک پذیر (IBS)، به عنوان یکی از شایع ترین اختلال های معدی- روده ای، چه رابطه ای با متغیر های روان شناختی دارد؟ هدف اصلی این پژوهش، در امتداد بررسی و شناسایی دقیق تر این رابطه، مقایسه ویژگی های شخصیتی افراد مبتلا به نشانگان روده تحریک پذیر و افراد غیر مبتلا بود. روش: ویژگی های شخصیتی مورد بررسی در این پژوهش، به عنوان متغیرهای روان شناختی، شامل نوروزگرایی، برون گرایی، تجربه پذیری، همسازی، وظیفه شناسی و تاب آوری بودند. به این منظور یک گروه آزمودنی بیمار به تعداد 60 نفر (26 مرد و 34 زن) و یک گروه آزمودنی غیر بیمار به تعداد 104 نفر (38 مرد و66 زن) در این پژوهش شرکت کردند. مقیاس شخصیتی NEO-FFI و مقیاس تاب آوری کانر- دیویدسون (CD-RTSC) در مورد شرکت کننده ها اجرا شد. برای تحلیل داده های پژوهش، از شاخص ها و روش های آماری شامل میانگین، انحراف استاندارد و تحلیل واریانس چند متغیره استفاده شد. یافته ها: نتایج پژوهش نشان داد که افراد مبتلا به IBS در مقایسه با افراد غیر مبتلا دارای نوروزگرایی بیشتر و برون گرایی و وظیفه شناسی کمتری هستند. در مقیاس های تجربه پذیری و همسازی و متغیر تاب آوری بین دو گروه تفاوت معنا داری مشاهده نشد. نتیجه گیری: بر اساس یافته های این پژوهش می توان نتیجه گرفت که متغیرهای شخصیتی می توانند ابتلاء به نشانگان روده تحریک پذیر را تا حدودی پیش بینی کنند.
۳.

مقایسه پردازش حسی و معنایی اطلاعات در بیماران مبتلا به اسکیزوفرنی، افسردگی اساسی و افراد بهنجار

کلید واژه ها: اسکیزوفرنیپردازش معناییپردازش حسی

حوزه های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی روانشناسی روانشناسی مرضی تحولی اختلالات سایکوتیک
  2. حوزه‌های تخصصی روانشناسی روانشناسی مرضی تحولی اختلال خلقی افسردگی
تعداد بازدید : ۵۴۹ تعداد دانلود : ۵۰۲
مقدمه: پژوهش حاضر با هدف مقایسه پردازش حسی و معنایی اطلاعات در 3 گروه بیماران مبتلا به اسکیزوفرنیا، افسردگی اساسی و گروه افراد بهنجار انجام گرفت. روش: روش پژوهش حاضر، علی– مقایسه ای بود. جامعه آماری این پژوهش را کلیه افراد مبتلا به اختلال اسکیزوفرنی و اختلال افسردگی بستری در بیمارستان های شهرستان اردبیل تشکیل داد. تعداد 30 نفر مبتلا به اختلال اسکیزوفرنی و تعداد 30 نفر مبتلا به اختلال افسردگی به روش نمونه گیری تصادفی ساده به عنوان گروه های مورد مطالعه و تعداد 30 نفر نیز به همین روش از بین جامعه افراد بهنجار به عنوان گروه مقایسه انتخاب شدند. در نهایت 4 نفر از گروه اسکیزوفرنی و 2 نفر از گروه افسرده از شرکت در مطالعه خودداری کردند یعنی در کل 54 نفر در این پژوهش شرکت کردند. پس از تشخیص روان پزشک، هر سه گروه با استفاده از پرسشامه های نیمرخ حسی بزرگسال و آزمون افتراق معنایی آزگود ارزیابی شدند و برای تحلیل داده ها از آزمون تجزیه و تحلیل واریانس یک طرفه و آزمون تعقیبی شفه استفاده شد. یافته ها: نتایج حاصل نشان داد که در مؤلفه های ثبت پایین و حساسیت حسی و اجتناب از احساس، بین سه گروه تفاوت وجود معنی وجود دارد ولی در مؤلفه جستجوی احساس تفاوت آماری معنی داری بین سه گروه وجود نداشت. در ارتباط با پردازش معنایی نیز، در مؤلفه های ارزیابی، توانایی و فعالیت در سطح بین سه گروه تفاوت وجود داشت ولی در مؤلفه خطر تفاوت آماری معنی داری بین سه گروه وجود نداشت. نتیجه گیری: در مقایسه با گروه سالم افراد مبتلا به اسکیزوفرنی و افسردگی اساسی اطلاعات حسی را کمتر ثبت نموده و حساسیت بیشتری به آنها نشان داده و سعی می کنند از اطلاعات حسی اجتناب کنند. همچنین این افراد اطلاعات را به طور منفی ارزیابی نموده و آنها را با قدرت و فعالیت بیشتری پردازش می کنند.
۴.

مقایسه دو روش دارو درمانی و امید درمانی بر ابعاد کیفیت زندگی بیماران مبتلا به فشارخون اساسی

کلید واژه ها: دارو درمانیکیفیت زندگیامید درمانی

حوزه های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی روانشناسی هیجان امید
  2. حوزه‌های تخصصی روانشناسی حوزه های جدید روانشناسی روانشناسی سلامت
تعداد بازدید : ۱۰۰۳ تعداد دانلود : ۹۵۹
مقدمه: فشارخون اساسی، سومین علت مرگ و میر و یکی از مهم ترین علل اصلی ناتوانی مزمن در دنیا است که با سیر مزمن و پیشرونده خود می تواند کیفیت زندگی بیماران را در ابعاد مختلف خود تحت تاثیر قرار دهد. هدف پژوهش حاضر، مقایسه دو روش دارو درمانی و امید درمانی بر بهبود ابعاد کیفیت زندگی بیماران مبتلا به فشارخون اساسی بود. روش: مطالعه حاضر یک طرح شبه آزمایشی می باشد که از آذر ماه 1387 تا شهریور ماه 1388 در مرکز قلب و عروق دانشگاه علوم پزشکی اصفهان انجام شد. تعداد40 نفر از بیماران مبتلا فشارخون اساسی به صورت گمارش تصادفی در دو گروه دارو درمانی (شاهد) و امید درمانی (مورد) قرار داده شدند. ابزار گردآوری اطلاعات در این مطالعه، پرسشنامه دموگرافیک و پرسشنامه کیفیت زندگی از نوع فرم کوتاه بود. پرسشنامه در سه مرحله قبل، بعد و سه ماه پس از مداخله (مرحله پیگیری)، در دو گروه مورد استفاده و تجزیه و تحلیل قرار گرفت. یافته ها: نتایج نشان داد، امید درمانی بیش از درمان دارویی باعث بهبود کیفیت زندگی بیماران مبتلا به فشارخون اساسی شد و اثرات درمان پس از سه ماه از پایان مداخله هنوز برقرار بود. نتیجه گیری: امید درمانی می تواند در بهبود کیفیت زندگی بیماران مبتلا به فشارخون اساسی مؤثر باشد. با توجه به نتایح این تحقیق، استفاده از رویکرد تیمی و لزوم همکاری متخصصان قلب و روان شناسان به منظور ارتقای کیفیت زندگی بیماران مبتلا به فشارخون اساسی پیشنهاد می گردد.
۵.

اختلالات درونی سازی نقش اضطراب و افسردگی مادران در سلامت روانی دختران نوجوان

کلید واژه ها: اختلالات درونی سازیاضطراب و افسردگی مادر

حوزه های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی روانشناسی روانشناسی رشد و تحول دوره نوجوانی
  2. حوزه‌های تخصصی روانشناسی روانشناسی مرضی تحولی اختلال خلقی افسردگی
  3. حوزه‌های تخصصی روانشناسی روانشناسی مرضی تحولی اختلالات اضطرابی
تعداد بازدید : ۹۸۹ تعداد دانلود : ۸۵۵
مقدمه: مطالعات نشان داده اند اضطراب و افسردگی مادران در ابتلای فرزندان به اختلالات درونی سازی نقش دارند. هدف از این مطالعه بررسی رابطه افسردگی و اضطراب مادر با اختلالات درونی سازی در دختران نوجوان می باشد. روش: در این مطالعه که از نوع مطالعات توصیفی- تحلیلی است، 108 دانش آموز دختر عادی، در دامنه سنی 11 تا 16 سال با میانگین و انحراف استاندارد 26/13 (92/0) از تبریز شرکت کردند. مادران به مقیاس علائم مرضی کودکان (CSI-4) و مقیاس DASS-42 پاسخ دادند. به منظور تحلیل داده ها از آزمون t مستقل، تحلیل رگرسیون خطی چندگانه و مدل یابی معادلات ساختاری استفاده شد. یافته ها: اضطراب و افسردگیِ مادر پیش بینی کننده قوی اختلالات درونی سازی در دختران نوجوان بود. عامل اضطرابِ مادر (377/0=β) در مقایسه با افسردگی مادر (243/0=β) سهم بیشتری در پیش بینی اختلالات درونی سازی دختران نوجوان داشت. مدل یابی معادلات ساختاری نشان داد که بین افسردگی مادر با اختلالات درونی سازی دختران نوجوان (49/0=R)، همچنین بین اضطراب مادر و اختلالات درونی سازی دختران نوجوان (53/0=R) رابطه علی معنادار وجود دارد. نتیجه گیری: افسردگی و اضطراب مادر می تواند علت ابتلای دختران نوجوان به اختلالات درونی سازی باشد. نتایج این پژوهش در پیشگیری و درمان اختلالات درونی سازی دختران نوجوان کاربرد دارد.
۶.

عملکرد افراد مبتلا به چاقی در کارکردهای اجرایی (بازداری)

کلید واژه ها: چاقیکارکردهای اجرایی

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۸۹ تعداد دانلود : ۵۰۶
مقدمه: پژوهش حاضر، با هدف بررسی عملکرد افراد چاق و بیماران چاق درمان شده در کارکردهای اجرایی انجام شد. روش: در این مطالعه سه گروه، شامل گروه چاق (30 نفر با BMI مساوی یا بزرگترkg/m2 30)، گروه درمان شده (30 نفر که از طریق رژیم غذایی وزن خود را کاهش داده اند)، 30 نفر افراد عادی (بدون داشتن سابقه چاقی و یا هر گونه مشکلات روان پزشکی)، شرکت کردند. همه شرکت کنندگان، زن بوده و از سطح شهر تهران انتخاب شدند. سه گروه از نظر سن و میزان تحصیلات همتا شدند. ابزار پژوهش شامل سیاهه افسردگی بک، سیاهه اضطراب حالت- صفت اسپیلبرگر، آزمون دسته بندی کارت های ویسکانسین و تکلیف استروپ بود. یافته ها: نتایج نشان داد که در آزمون دسته بندی کارت های ویسکانسین، گروه چاق و گروه درمان شده در مقایسه با گروه بهنجار، دارای عملکرد ضعیف تری بودند. در تکلیف استروپ نیز، گروه چاق و درمان شده نسبت به گروه بهنجار، ضعیف تر عمل کردند. نتیجه گیری: نتایج این پژوهش با یافته های قبلی همخوانی دارد و نشان می دهد افراد مبتلا به چاقی، از مشکلات شناختی آشکاری رنج می برند.

آرشیو

آرشیو شماره ها:
۳۸