مطالعات روانشناختی

مطالعات روانشناختی

مطالعات روانشناختی دوره سیزدهم تابستان 1396 شماره 2

مقالات

۱.

اثربخشی روان درمانی بین فردی بر راهبردهای تنظیم شناختی هیجان و پردازش پس رویدادی دانشجویان دختر مبتلا به اضطراب اجتماعی

تعداد بازدید : ۹۸ تعداد دانلود : ۷۵
پژوهش حاضر با هدف بررسی اثربخشی روان درمانی بین فردی بر راهبردهای تنظیم شناختی هیجان و پردازش پس رویدادی دانشجویان دختر مبتلا به اضطراب اجتماعی انجام شد. طرح پژوهش به صورت نیمه آزمایشی با پیش آزمون-پس آزمون و گروه کنترل بود. جامعه ی آماری شامل کلیه ی دانشجویان دختر ساکن خوابگاه دانشگاه علامه طباطبائی در نیم سال دوم سال تحصیلی۹۵-۹۴ بود. ۲۴ دانشجوی مضطرب اجتماعی از طریق غربالگری شناسایی شده به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل قرار گرفتند. در این پژوهش پرسشنامه های هراس اجتماعی کانور، تنظیم شناختی هیجان گارنفسکی و پردازش پس رویدادی در چهار مرحله ی پیش آزمون، میان آزمون، پس آزمون و پیگیری توسط هر دو گروه تکمیل شدند. گروه آزمایش ۱۲ جلسه درمان بین فردی را دریافت کرد. به منظور تحلیل داده ها از آزمون تحلیل واریانس مختلط بین-درون آزمودنی استفاده شد. یافته ها نشان داد که روان درمانی بین فردی بر نمره ی اضطراب اجتماعی و راهبردهای سازگارانه تنظیم شناختی هیجان تأثیر معناداری داشت. این مداخله بر راهبردهای ناسازگارانه تنظیم شناختی هیجان و پردازش پس رویدادی مؤثر نبود. بنابراین روان درمانی بین فردی می تواند بر راهبردهای سازگارانه تنظیم شناختی هیجان مؤثر باشد.
۲.

بررسی بهزیستی روان شناختی، شادکامی و نظم جویی هیجان در گرایش های شخصیتی سه گانه تاریک

تعداد بازدید : ۱۵۰ تعداد دانلود : ۷۶
خودشیفته، ضداجتماعی و ماکیاولیسم سه مؤلفه صفات تاریک شخصیتی هستند. صفات تاریک توجه زیادی در سال های اخیر جلب کرده است. هدف از پژوهش حاضر بررسی میزان شادکامی، بهزیستی روان شناختی و نظم جویی هیجان در افراد با گرایش های شخصیتی سه گانه تاریک بود. به این منظور، ابتدا 390 نفر از دانشجویان دانشگاه ارومیه از طریق نمونه گیری خوشه ای چند مرحله ای از دانشکده ها انتخاب گردیدند، پس از تحلیل نتایج اولیه تعداد 60 نفر از آنان بر اساس نمرات Z استاندارد در مقیاس سه گانه تاریک انتخاب شده و درنهایت به منظور آزمون فرضیه های پژوهش، شرکت کنندگان جهت سنجش شادکامی، بهزیستی روان شناختی و نظم جویی هیجان مورد مطالعه قرار گرفتند. داده ها پس از جمع آوری با استفاده از آزمون تحلیل واریانس چند متغیره، واریانس تک متغیره، آزمون های تعقیبی تحلیل شدند. نتایج نشان داد که بین گروه های شخصیتی سه گانه تاریک تفاوت معناداری در ابعاد بهزیستی روان شناختی و نظم جویی هیجان وجود دارد؛ در میزان شادکامی بین گروه های شخصیتی تفاوت معناداری یافت نشد. اما افراد با صفات ماکیاولیسم در برخی راهبردهای نظم جویی هیجانی مثبت نمرات بالاتری داشته و افراد ضداجتماعی نمرات پایین تری داشتند، افراد ضداجتماعی در راهبرد منفی ملامت دیگران نمرات بالاتر اما مؤلفه بهزیستی استقلال نمرات پایین تری به دست آوردند. این نتایج نشانگر این است که مؤلفه های بهزیستی روان شناختی و نظم جویی هیجان می تواند تحت تأثیر صفات تاریک سه گانه قرار گیرد.
۳.

مقایسة حافظة هیجانی، تصمیم گیری و واکنش پذیری بین فردی در دانش آموزان دارای اختلال سلوک و عادی

تعداد بازدید : ۱۴۸ تعداد دانلود : ۹۵
این مطالعه با هدف مقایسة حافظة هیجانی، تصمیم گیری و واکنش پذیری بین فردی در دانش آموزان دارای اختلال سلوک و عادی اجرا شد. این پژوهش از نوع علی- مقایسه ای بود. جامعة آماری این پژوهش شامل کلیة دانش آموزان پسر مقطع راهنمایی مدارس دولتی شهر اردبیل در سال تحصیلی 94-1393 بودند. نمونة پژوهش شامل 92 دانش آموز بود که 46 دانش آموزِ دارای اختلال سلوک (تشخیص داده شده بر اساس مصاحبه بالینی) و 46 دانش آموزِ بهنجار به صورت در دسترس از میان 800 دانش آموز شناسایی شدند. برای جمع آوری داده ها از پرسش نامه علائم مرضی اختلال سلوک شافر و همکاران، آزمون حافظة هیجانی کهیل و مک گو، آزمون برد و باخت آیوا و شاخص واکنش پذیری بین فردی دیویس استفاده شد. نتایج تحلیل واریانس چندمتغیری نشان داد که میانگین نمرات حافظة هیجانی، تصمیم گیری و واکنش پذیری بین فردی در دانش آموزان دارای اختلال سلوک به طور معنی داری کمتر از دانش آموزان عادی بود. این یافته ها حاکی است که نوجوانان دارای اختلال سلوک در حافظه هیجانی، تصمیم گیری و واکنش پذیری بین فردی مشکل دارند، لذا توجه به این متغیرها در برنامه های پیشگیری، آسیب شناسی و خدمات مشاوره ای و درمانی ضروری است.
۴.

بررسی پنج صفت درخودمانده گونه در بستگان بیماران اختلال طیف اوتیسم، اسکیزوفرنی و عادی.

تعداد بازدید : ۱۱۲ تعداد دانلود : ۷۳
پژوهش حاضر با هدف مقایسه ی صفات درخودمانده گونه در بستگان بیماران اختلال طیف اوتیسم، اسکیزوفرن و افراد عادی انجام شده است. طرح پژوهش از نوع علی مقایسه ای است. بدین منظور، 50 نفر از بین بیماران مبتلا به اختلال طیف اوتیسم مرکز اوتیسم تبریز ، 50 نفر نیز از بین بیماران مبتلا به اختلال طیف اسکیزوفرن بیمارستان رازی تبریز و 50 نفر از دانشجویان دانشگاه تبریز انتخاب شدند. 2 نفر از بستگان درجه یک هر کدام از بیماران پرسشنامه ی اوتیسم بهر را تکمیل کردند (در مجموع 300 نفر). نمونه گیری از بیماران بصورت دردسترس و از افراد عادی بصورت تصادفی بود. برای مقایسه ی سه گروه از لحاظ صفات درخودمانده گونه از آزمون آنالیز واریانس آنوا استفاده شد. نتایج نشان داد صفات مهارتهای اجتماعی، میزان ارتباط و جابه جایی توجه در بستگان اوتیسم بطور معنی داری بالاترین میزان و درگروه عادی بطور معنی داری کمترین میزان را دارد. میزان تخیل بستگان اسکیزوفرن و اوتیسم مشابه بوده و در هر دو گروه بطور معنی داری بیشتر از بستگان عادی است . توجه به جزئیات بستگان اوتیسم بطور معنی داری بیشتر از بستگان اسکیزوفرن و بستگان عادی است. ولی میزان این صفت در گروه اسکیزوفرن و عادی مشابه است.
۵.

مقایسه ی عدم تحمل بلاتکلیفی و تنظیم هیجان در افراد مبتلا به اختلال وسواس فکری-عملی و عادی

تعداد بازدید : ۱۵۲ تعداد دانلود : ۹۷
اختلال وسواس فکری-عملی، اختلال رفتاری ناتوان کننده ای است که مشکلاتِ روانی، اجتماعی و سازگاری بسیار زیادی برای خود بیماران و خانواده ی آنها ایجاد می کند. هدف این پژوهش، مقایسه ی عدم تحمل بلاتکلیفی و تنظیم هیجان در افراد مبتلا به اختلال وسواس و عادی ب ود. روش این پژوهش علّی- مقایسه ای بود. جامعه ی آماری بیماران این پژوهش را کلیه ی بیماران مبتلا به اختلال وسواس تشکیل دادند که در نیمه ی اول سال 1392 به بیمارستان روانپزشکی رازی شهر تبریز مراجعه کرده بودند. تعداد 25 نفر از این افراد با استفاده از روش تصادفی ساده انتخاب و تعداد 25 نفر نیز از بین افراد عادی کارکنان بیمارستان به عنوان گروه مقایسه انتخاب شدند. برای جمع آوری داده ها از پرسشنامه های عدم تحمل بلاتکلیفی و تنظیم هیجان استفاده شد و برای تحلیل داده ها نیز از آزمون MANOVA استفاده شد. نتایج نشان داد که بین دو گروه بیماران اختلال وسواس و افراد عادی، از نظر عدم تحمل بلاتکلیفی، تفاوت معناداری وجود دارد، به این صورت که میانگین نمرات عدم تحمل بلاتکلیفی در بیماران اختلال وسواس بالاتر از افراد گروه مقایسه بود. همچنین در متغیر تنظیم هیجان، بین بیماران اختلال وسواس و افراد بهنجار تف اوت معناداری مشاهده شد؛ بدین صورت که میانگین نمرات بیماران اختلال وسواس در تنظیم هیجان پایین تر از افراد عادی بود. نتایج مطالعه حاضر نشان می دهد که متغیرهای تحمل بلاتکلیفی و تنظیم کارآمد هیجان در بهبود وضعیت بیماران وسواسی نقش دارند و می تواند تلویحاتی برای حمایت اجتماعی از این بیماران داشته باشد.
۶.

مقایسه اثربخشی توانبخشی رایانه یار و آموزش والدین براساس رویکرد آدلری در بهبود بازداری پاسخ و توانایی برنامه ریزی کودکان مبتلا به اختلال سلوک

تعداد بازدید : ۱۲۵ تعداد دانلود : ۶۵
ناتوانی در بازداری پاسخ و برنامه ریزی از مهم ترین عوامل موثر، ابتلا به اختلال سلوک هستند. این پژوهش با هدف مقایسه ی اثربخشی توانبخشی رایانه یار و آموزش والدین براساس رویکرد آدلری در بهبود بازداری پاسخ و برنامه ریزی کودکان مبتلا به اختلال سلوک صورت گرفت. پژوهش حاضر از نوع نیمه آزمایشی بود. جامعه آماری را کلیه ی دانش آموزان پسر 10-7 سال مدارس ابتدایی و استثنایی شهرستانِ بهارستانِ تهران تشکیل می دادند. نمونه ی این مطالعه، 68 دانش آموز مبتلا به اختلال سلوک بودند که به صورت تصادفی چندمرحله ای انتخاب شدند و در سه گروه آدلری (24 نفر)، رایانه یار (23نفر) و کنترل (21نفر) گماشته شدند. برای جمع آوری داده ها آزمون قلب ها و گل ها، برج لندن، پرسش نامه مرضی کودکان، مقیاس تشخیص اختلال سلوک، ماتریس های پیشرنده ریون و نرم افزار پیشبرد شناختی مورد استفاده قرار گرفت. یافته ها نشان داد که توانبخشی رایانه یار و آموزش والدین براساس رویکرد آدلری در مقایسه با گروه کنترل اثربخشی معناداری بر افزایش توانایی بازداری پاسخ و برنامه ریزی دارند. همچنین یافته ها نشان داد که توانبخشی رایانه یار در افزایش توانایی بازداری پاسخ و آموزش والدین براساس آدلری در افزایش توانایی برنامه ریزی برتری دارند. بنابراین، می توان گفت که هم رویکرد آدلری و هم روش رایانه یار با وجود تفاوت در مبانی نظری و محتوای آموزش، می توانند روش های کارآمدی در بهبود بازداری پاسخ و توانایی برنامه ریزی کودکان مبتلا به اختلال سلوک باشند.
۷.

تدوین مدل ارتباط اضطراب اجتماعی با اختلال بدریخت انگاری بدن: نقش میانجی ترس از ارزیابی مثبت و منفی

تعداد بازدید : ۱۲۷ تعداد دانلود : ۱۰۱
اختلال بدریخت انگاری بدن یک اختلال وسواسی جبری است که در عملکرد اجتماعی، تحصیلی و شغلی تداخل ایجاد می کند. هدف پژوهش تعیین ارتباط اضطراب اجتماعی و اختلال بدریخت انگاری بدن با میانجی گری ترس از ارزیابی مثبت و منفی بود. روش پژوهش توصیفی از نوع همبستگی بود. جامعه آماری شامل دانشجویان دختر مقطع کارشناسی و کارشناسی ارشد بود که در سال تحصیلی 95-1394 در دانشگاه بین المللی امام خمینی (ره) قزوین مشغول به تحصیل بودند. 1000 دانشجو به روش نمونه گیری خوشه ای انتخاب و به پرسشنامه های مورد نظر پاسخ دادند. سپس با روش نمونه گیری هدفمند 218 نفر به عنوان نمونه نهایی برگزیده شدند. ابزار پژوهش پرسشنامه ارزیابی فراشناخت بدریخت انگاری بدن ربیعی و همکاران، هراس اجتماعی کانور و همکاران، ترس از ارزیابی منفی فرم کوتاه لیری و ترس از ارزیابی مثبت ویکز و همکاران بود. داده ها با استفاده از روش مدل یابی معادلات ساختاری تحلیل شد. نتایج نشان داد که ترس از ارزیابی مثبت و منفی، ارتباط بین اضطراب اجتماعی و اختلال بدریخت انگاری بدن را میانجی گری می کنند. همچنین اثر مستقیم اضطراب اجتماعی بر اختلال بدریخت انگاری بدن تأیید شد. بنابراین، مداخلاتی که ترس از ارزیابی های مثبت و منفی را به عنوان مؤلفه های مرکزی اضطراب اجتماعی مورد هدف درمانی قرار دهند، می توانند به متوقف کردن رشد نشانه های اختلال بدریخت انگاری بدن کمک کنند.
۸.

نقش تیپ های شخصیتی A و D در پیش بینی صبر و مولفه های آن در دانشجویان

تعداد بازدید : ۱۱۹ تعداد دانلود : ۷۶
هدف این پژوهش بررسی نقش تیپ های شخصیتی A و D در پیش بینی صبر و مولفه های آن در دانشجویان بود. جامعه ی آماری پژوهش کلیه ی دانشجویان مقطع کارشناسی دانشگاه پیام نور شیراز که در نیمسال تحصیلی 94- 93 مشغول تحصیل بودند را شامل می شود. از میان این افراد، تعداد 217 دانشجو به روش نمونه گیری خوشه ای به عنوان گروه نمونه انتخاب شدند. افراد گروه نمونه با تکمیل مقیاس صبر (خرمائی، فرمانی و سلطانی، 1393ب)، پرسشنامه تیپ شخصیت A (باتیگون و ساهین، 2006) و مقیاس تیپ شخصیت D (دنولت، 2005 ) در این پژوهش شرکت کردند. نتایج همبستگی نشان دهنده ی همبستگی منفی و معنادار میان صبر و مولفه های آن با شخصیت های A و D بود. نتایج تحلیل رگرسیون چندگانه همزمان و گام به گام نیز نشان داد که تیپ شخصیتی A و دو خرده مقیاس شخصیت D به صورت منفی و معنادار صبر و مولفه های آن را پیش بینی نمودند. علاوه بر این، خرده مقیاس عاطفه ی منفی شخصیت D سهم بیشتری در پیش بینی صبر و مولفه های آن نشان داد.
۹.

اثربخشی درمان متمرکز بر شفقت بر شرم درونی شده و خود انتقادی زنان آزار دیده عاطفی

تعداد بازدید : ۱۷۵ تعداد دانلود : ۱۲۰
هدف از مطالعه حاضر بررسی اثربخشی درمان متمرکز بر شفقت بر شرم درونی شده و خودانتقادی زنان آزاردیده عاطفی بود. این پژوهش نیمه تجربی با طرح پیش آزمون-پس آزمون و گروه گواه با پیگیری 45 روزه بود. جامعه آماری شامل زنان متاهل مراجعه کننده به مراکز مشاوره منطقه 2 شهر تهران در سال 1395 بود که پس از بررسی پرونده بالینی و مصاحبه تشخیصی 40 نفر از زنانی که نمره ای بالاتر از یک انحراف معیار از میانگین در مقیاس آزار عاطفی کسب کرده بودند به عنوان نمونه پژوهشی انتخاب و در 2 گروه آزمایش و گواه به صورت تصادفی کاربندی شدند. پیش از شروع درمان هر دو گروه به مقیاس شرم درونی شده و سطوح خودانتقادی پاسخ دادند و سپس گروه آزمایش 8 جلسه به مدت 90 دقیقه تحت آموزش گروهی درمان متمرکز بر شفقت قرار گرفتند و گروه گواه هیچ نوع درمانی را در این مدت دریافت نکردند؛ پس از پایان درمان هر دو گروه در مرحله پس آزمون و پیگیری مورد ارزیابی قرار گرفتند. نتایج تحلیل واریانس آمیخته نشان داد که آموزش گروهی درمان متمرکز بر شفقت بر شرم درونی شده گروه آزمایش در مرحله پس آزمون و پیگیری اثر داشته است. همچنین این آموزش میزان خودانتقادی درونی و خود انتقادی مقایسه ای را نیز به طور معناداری کاهش داده است. بر اساس یافته ها، درمان گروهی متمرکز بر شفقت می تواند به عنوان یک روش مداخله ای نوین در کاهش شرم درونی شده و خودانتقادی در زنان دچار آزار عاطفی به کار رود.
۱۰.

اثربخشی آموزش ذهن آگاهی در کاهش نشانگان بالینی نوجوانان پسر مبتلا به اختلال نارسایی توجه/ بیش فعالی

تعداد بازدید : ۹۹ تعداد دانلود : ۶۷
نوجوانان مبتلا به اختلال نارسائی توجه/ بیش فعالی در زمینه های رفتاری، عاطفی، اجتماعی و تحصیلی آسیب پذیر هستند. هدف از پژوهش حاضر بررسی اثربخشی آموزش ذهن آگاهی در کاهش نشانگان بالینی نوجوانان پسر مبتلا به اختلال نارسائی توجه/ بیش فعالی می باشد. طرح پژوهش حاضر نیمه آزمایشی از نوع پیش آزمون - پس آزمون، پی گیری با گروه کنترل بود. جامعه آماری پژوهش شامل تمامی نوجوانان پسر14 تا 17 سال مبتلا به اختلال نارسائی توجه/ بیش فعالی مراجعه کننده به کلینیک امید عصر درسال 1394 بود. تعداد 28 نوجوان مبتلا بر اساس مقیاس درجه بندی کانرز والدین به شیوه نمونه گیری هدفمند به عنوان گروه نمونه انتخاب شدند و به صورت تصادفی 14 نفر در گروه آزمایش و 14 نفر در گروه کنترل جایگزین شدند. گروه آزمایش 8 جلسه آموزش ذهن آگاهی گروهی دریافت کردند و افراد گروه کنترل در فهرست انتظار برای مداخله قرار گرفتند. داده های پژوهش با استفاده از آزمون کوواریانس انجام شد. نتایج نشان داد که، آموزش ذهن آگاهی در کاهش نشانگان بالینی بیش فعالی، نارسایی توجه و تکانشگری تاثیر معنی داری داشته است. با توجه به یافته ها به نظر می رسد که آموزش ذهن آگاهی برای نوجوانان با نشانگان بالینی بیش فعالی، نارسایی توجه و تکانشگری اثرگذار بوده و به عنوان درمانی نوین در کار بالینی با این اختلال سودمند باشد.

آرشیو

آرشیو شماره ها:
۵۶