مطالعات روانشناختی

مطالعات روانشناختی

مطالعات روانشناختی دوره پانزدهم زمستان 1398 شماره 4 (مقاله علمی وزارت علوم)

مقالات

۱.

مقایسه سبک های دفاعی و عاطفه خودآگاه شرم و گناه در انواع خودشیفتگی و مقایسه با افراد غیرخودشیفته(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۱۲۱ تعداد دانلود : ۱۷۱
شواهد موجود حاکی از این است که خودشیفتگی آسیب شناختی شامل دو فنوتیپ خودبزرگ بین و آسیب پذیر می باشد. هدف از مطالعه حاضر مقایسه سبک های دفاعی و عاطفه خودآگاه شرم و گناه در این دو نوع خودشیفتگی و مقایسه آن با افراد عادی است. تعداد 350 دانشجو (230 دختر و 120 پسر) به صورت نمونه گیری در دسترس از میان دانشجویان دانشگاه های تهران انتخاب شدند،و بر اساس غربالگری به وسیله پرسشنامه خودشیفتگی آسیب شناختی، تعداد 90 آزمودنی انتخاب شده و در سه گروه 30 نفره دارای رگه های خودشیفتگی خودبزرگ بین، خودشیفتگی آسیب پذیر و فاقد رگه های خودشیفتگی قرار گرفتند،و پرسشنامه سبک های دفاعی و مقیاس عاطفه خودآگاه را تکمیل کردند. داده ها به وسیله روش آماری تحلیل واریانس چندراهه مورد تحلیل قرار گرفت.نتایج نشان داد در خرده مقیاس شرم بین هر 3 گروه تفاوت معناداری وجود دارد، و نتایج میانگین گروه خودشیفته آسیب پذیر در خرده مقیاس شرم از میانگین دو گروه دیگر بیشتر، و این تفاوت معنادار است. در خرده مقیاس گناه بین فنوتیپ های خودشیفتگی با گروه نرمال تفاوت معناداری وجود دارد. در خرده مقیاس های سبک دفاعی رشدنایافته و سبک دفاعی روان آزرده بین فنوتیپ های خودشیفتگی با گروه نرمال تفاوت معناداری وجود دارد. نتایج در حمایت از این نظریه است که احساس شرم را به عنوان هسته اصلی احساسات در آسیب شناسی روانی خودشیفتگی توصیف می کند،و همچنین نتایج حاکی از این است که دو فنوتیپ خودشیفتگی دو ابراز متفاوت از یک آسیب شناسی واحد هستند.
۲.

نقش مادی گرایی، رفتارهای احتکاری و نارسیسم در اعتیاد به خرید دانشجویان دختر(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۱۴۲ تعداد دانلود : ۱۰۷
پژوهش حاضر باهدف بررسی نقش مادی گرایی، رفتارهای احتکاری و نارسیسم در اعتیاد به خرید دانشجویان دختر انجام شد. روش پژوهش توصیفی از نوع همبستگی بود. جامعه آماری شامل کلیه دانشجویان دختر دانشگاه آزاد اسلامی واحد بیرجند در سال تحصیلی 96-1395 بود. نمونه پژوهش شامل 300 دانشجوی دختر بود که به روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای مرحله ای انتخاب شدند. آن ها به مقیاس اعتیاد به خرید برگن، پرسشنامه ارزش های مادی گرایانه، پرسشنامه رفتار احتکاری و مقیاس شخصیت تاریک پاسخ دادند. داده های پژوهش با روش همبستگی پیرسون و تحلیل رگرسیون چندگانه تحلیل شدند. یافته ها نشان داد که مادی گرایی، رفتارهای احتکاری و نارسیسم با اعتیاد به خرید رابطه دارند. رفتارهای احتکاری و مادی گرایی پیش بینی کننده اعتیاد به خرید در دانشجویان دختر بودند، اما نارسیسیم پیش بینی کننده اعتیاد به خرید نبود. بر اساس نتایج این پژوهش می توان گفت که رفتارهای احتکاری و مادی گرایی نقش مهمی در اعتیاد به خرید دانشجویان دختر دارند؛ بنابراین توجه به نقش این متغیرها در پیش بینی اعتیاد به خرید توسط پژوهشگران، متخصصان علوم رفتاری و درمانگران ضروری به نظر می رسد.
۳.

رابطه بین سبک های فرزندپروری و راهبردهای مقابله به واسطه گری سبک های هیجانی در مادران پسران نوجوان(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۱۱۰ تعداد دانلود : ۱۱۰
پژوهش حاضر با هدف تعیین رابطه بین سبک های فرزندپروری مادران و راهبردهای مقابله با استرس به واسطه گری سبک های هیجانی مادران انجام گرفت. روش پژوهش توصیفی از نوع همبستگی و تحلیل مسیر بود. جامعه آماری شامل کلیه مادران دانش آموزان پسر نواحی مختلف شهر اهواز بودند که به روش نمونه گیری تصادفی مرحله ای 160 مادر انتخاب شدند. ابزار گرد آوری داده ها شامل پرسشنامه سبک های هیجانی مادرانه سگوین و کاپلان، پرسشنامه سبک های فرزندپروری بامریند و پرسشنامه راهبردهای مقابله اندلر و پارکر بودند. از آزمون تحلیل مسیر به منظور تحلیل داده ها استفاده شد. یافته ها نشان داد که بین سبک هیجانی مادرانه آماده ساز، سبک فرزند پروری مقتدرانه و راهبرد مقابله حل مساله رابطه مثبت معنا دار و با سبک فرزند پروری مستبدانه رابطه منفی و با راهبرد مقابله حل مساله رابطه مثبت داشت. سبک هیجانی مادرانه آماده ساز با سبک فرزند پروری سهل گیر و راهبرد مقابله هیجانی رابطه معنا داری نداشت. همچنین سبک هیجانی مادرانه طرد گرا با سبک فرزند پروری مقتدرانه و راهبرد مقابله حل مساله رابطه منفی معنا دار و با سبک فرزند پروری مستبدانه و راهبرد مقابله اجتنابی رابطه مثبت داشت. بنابر این آموزش سبک های هیجانی آماده ساز به مادران می تواند در ارتباط مؤثر والد -نوجوان مفید باشد.
۴.

اثربخشی توانبخشی شناختی بر حافظه گذشته نگر و آینده نگر زنان مبتلاء به سرطان پستان تحت شیمی درمانی(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۱۱۵ تعداد دانلود : ۱۹۶
شیمی درمانی از اساسی ترین درمان های بیماران مبتلا به سرطان می باشد که در کنار درمان بیماری، مشکلات متعددی را برای افراد مبتلا به وجود می آورد. هدف از پژوهش حاضر بررسی اثربخشی توان بخشی شناختی بر حافظه گذشته نگر و آینده نگر زنان مبتلا به سرطان پستان تحت شیمی درمانی بود. جامعه پژوهش شامل کلیه زنان مبتلا به سرطان پستان تحت شیمی درمانی بود که به مراکز درمانی شهر تهران مراجعه نمودند. طرح پژوهش نیمه آزمایشی، پیش آزمون-پس آزمون همراه با گروه کنترل بود. از این جامعه 30 نفر پس از احراز ملاک های ورود به پژوهش، به صورت در دسترس انتخاب شدند وبصورت تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل (هر گروه 15 نفر) قرار گرفتند. توان بخشی شناختی با استفاده از برنامه توان بخشی شناختی حافظه و توجه (آرام) صورت گرفت. داده ها با استفاده از مقیاس حافظه آینده نگر و گذشته نگر کرافورد و همکاران گردآوری شد و با به کارگیری تحلیل کوواریانس تک متغیری و چند متغیری تحلیل گردید. نتایج نشان دهنده کاهش معنا دار مشکلات حافظه گذشته نگر و آینده نگر زنان گروه آزمایش نسبت به گروه کنترل بود. نتیجه آن که ارائه خدمات کم هزینه و سودمندی همچون توان بخشی شناختی جهت کاستن عوارض ناشی از شیمی درمانی مفید واقع می شود.
۵.

اثربخشی طرحواره درمانی بر تاب آوری روان شناختی و توانمندی اجتماعی دانش آموزان با نشانه های افسردگی(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۱۹۰ تعداد دانلود : ۱۷۳
هدف از انجام پژوهش حاضر، بررسی اثربخشی طرحواره درمانی بر تاب آوری روان شناختی و توانمندی اجتماعی دانش آموزان با نشانه های افسردگی بود. طرح تحقیق نیمه آزمایشی و از نوع پیش آزمون- پس آزمون با گروه کنترل بود. نمونه پژوهش 28 دانش آموز مبتلا به نشانه های افسردگی پایه ده تا دوازده دوره متوسطه شهرستان رشت در سال تحصیلی 98- 1397 بودند که به طور در دسترس انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل (هر گروه 14 نفر) جایدهی شدند. برای جمع آوری داده ها از مقیاس تاب آوری روان شناختی کانر و دیویدسون و پرسشنامه توانمندی اجتماعی گرشام و الیوت در مراحل قبل و بعد از درمان استفاده شد. طرحواره درمانی به صورت گروهی در 10 جلسه برای گروه آزمایش ارایه شد ولی گروه کنترل هیچ گونه درمانی دریافت نکرد. نتایج تحلیل کوواریانس چندمتغیری نشان داد که اثربخشی طرحواره درمانی بر بهبود تاب آوری روان شناختی و توانمندی اجتماعی دانش آموزان با نشانه های افسردگی تأثیر دارد. لذا، طرحواره درمانی به عنوان یک تکنیک می تواند در بهبود تاب آوری و تعاملات اجتماعی این دانش آموزان مؤثر باشد.
۶.

مقایسه اثربخشی فعال سازی رفتاری و توانبخشی روانی اجتماعی برکارکردهای شناختی زنان مبتلا به اسکیزوفرنی مزمن(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۱۰۴ تعداد دانلود : ۱۹۸
پژوهش حاضر باهدف مقایسه اثربخشی فعال سازی رفتاری و توان بخشی روانی- اجتماعی بر کارکردهای شناختی روانی کلام، انتزاع و توجه زنان مبتلا به اسکیزوفرنی مزمن انجام گرفت. طرح پژوهش از نوع نیمه آزمایشی با پیش آزمون- پس آزمون با گروه کنترل و مرحله ی پیگیری بود. جامعه آماری پژوهش تمامی زنان مبتلابه اسکیزوفرنی مزمن مرکز جامع توان بخشی بیماران روانی پراور شهرستان شهرضا بودند که 45 نفر براساس ملاک های ورود به مطالعه، به شیوه نمونه گیری هدفمند انتخاب و به صورت تصادفی در سه گروه 15 نفری فعال سازی رفتاری، توان بخشی روانی اجتماعی و کنترل جایگزین شدند. افراد دو گروه آزمایش در دوره های فعال سازی رفتاری و توان بخشی روانی-اجتماعی در 12 جلسه 90 دقیقه ای شرکت کردند؛ اما برای گروه کنترل، مداخله ای صورت نگرفت. شرکت کنندگان در سه مرحله به آزمون ارزیابی شناختی مونترال پاسخ دادند. داده های پژوهش با استفاده از روش تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر چند متغیری تحلیل شد. نتایج حاکی از تاثیر درمان فعال سازی رفتاری در افزایش روانی کلامی و بهبود توجه زنان مبتلابه اسکیزوفرنی مزمن در مرحله پس آزمون بود. همچنین نتایج نشان داد که مداخله توان بخشی روانی اجتماعی سبب افزایش انتزاع کلامی زنان مبتلابه اسکیزوفرنی مزمن در دو مرحله پیش آزمون و پس آزمون گشته و اثر آن در طول زمان نیز ثابت باقی مانده بود. بنابراین می توان از مداخله فعال سازی رفتاری بر بهبود کارکردهای شناختی روانی کلامی و توجه و از توان بخشی روانی اجتماعی در بهبود انتزاع کلامی بیماران مبتلابه اسکیزوفرنی مزمن استفاده نمود.
۷.

تأثیر آرام سازی روانی – حرکتی به شیوه ی سیلوا بر سیستم فعال سازی/ بازداری رفتاری افراد مبتلا به اختلال اضطراب فراگیر(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۹۳ تعداد دانلود : ۱۰۱
پژوهش حاضر با هدف بررسی تأثیر آرام سازی روانی – حرکتی به شیوه ی سیلوا بر فعال سازی/ بازداری رفتاری افراد مبتلا به اختلال اضطراب فراگیر انجام شد. روش پژوش نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون- پس آزمون و گروه کنترل بود. جامعه آماری پژوهش را کلیه افراد مبتلا به اختلال اضطراب فراگیر مراجعه کننده به مراکز مشاوره شهر تهران در شش ماهه اول سال 1397 تشکیل دادند. پس از ارزیابی اولیه با استفاده از مقیاس اختلال اضطراب فراگیر، 30 نفر از آن ها به روش دردسترس با توجه به ملاک های ورود و خروج انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش (15نفر) و کنترل (15نفر) گمارده شدند. آرام سازی روانی- حرکتی به شیوه ی سیلوا در 8 جلسه 90 دقیقه ای (در هر هفته دو جلسه) بر روی گروه آزمایش اجرا شد؛ گروه کنترل به مدت دو ماه در لیست انتظار قرار گرفت. به منظور جمع آوری اطلاعات از مقیاس سیستم های فعال سازی/بازداری رفتاری در دو مرحله پیش آزمون و پس آزمون، استفاده شد. جهت تجزیه و تحلیل داده ها از آزمون تحلیل کوواریانس چندمتغیره استفاده شد. یافته های حاصل از پژوهش نشان داد که پس از کنترل اثر پیش آزمون، در مرحله پس آزمون بین دو گروه آزمایش و کنترل، در میانگین نمرات سیستم های فعال سازی/ بازداری رفتاری تفاوت معناداری وجود دارد. در مجموع با توجه به نتایج پژوهش می توان گفت که آرام سازی روانی – حرکتی به شیوه ی سیلوا بر فعال سازی رفتاری وکاهش بازداری رفتاری افراد مبتلا به اختلال اضطراب فراگیر تأثیر دارد.
۸.

مقایسه اثربخشی آموزش نوروفیدبک و ذهن آگاهی در بهبود کارکرد اجرایی برنامه ریزی دانشجویان ورزشکار(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۷۹ تعداد دانلود : ۱۲۷
هدف پژوهش حاضر مقایسه اثربخشی آموزش نوروفیدبک و ذهن آگاهی در بهبود کارکرد اجرایی برنامه ریزی دانشجویان ورزشکار بود. روش پژوهش حاضر نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون و پس آزمون و پیگیری با گروه کنترل بود. جامعه آماری پژوهش حاضر 150 نفر از دانشجویان پسر ورزشکار مقطع کارشناسی رشته تربیت بدنی دانشگاه خوارزمی که در سال 97-96 مشغول تحصیل بودند، بدین منظور 60 دانشجوی پسر رشته تربیت بدنی دانشگاه خوارزمی به صورت تصادفی در سه گروه 20 نفری جایگزین شدند. گروه اول (نوروفیدبک) 16 جلسه، هفته ای دو جلسه آموزش فردی و گروه دوم (ذهن آگاهی)، 8 جلسه آموزش گروهی (1 جلسه در هفته) دریافت کردند و گروه سوم (کنترل) هیچ مداخله ای دریافت نکرد. ابزار پژوهش شامل آزمون رایانه ای برنامه ریزی برج لندن بود. داده ها با استفاده از تحلیل واریانس اندازه-گیری مکرر تحلیل شدند. میانگین دو گروه آزمایش به طور معناداری با گروه کنترل در مؤلفه های زمان آزمون، زمان تأخیر برای برنامه ریزی، خطاها و امتیاز در مراحل پس آزمون، و پیگیری متفاوت بود، در حالیکه میانگین گروه های آزمایش تفاوت معناداری با هم نداشتند. می توان نتیجه گرفت که آموزش نوروفیدبک و ذهن آگاهی هر دو به یک اندازه باعث بهبود کارکرد اجرایی برنامه ریزی در دانشجویان ورزشکار می-شوند، هر کدام در جایگاه خودشان می توانند کارکرد اجرایی برنامه ریزی را بهبود بخشند.

آرشیو

آرشیو شماره ها:
۶۵