محمدرضا جلالی

محمدرضا جلالی

مدرک تحصیلی: استادیار دانشگاه بین المللی امام خمینی (ره)

مطالب

فیلتر های جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱ تا ۲۰ مورد از کل ۲۲ مورد.
۱.

تدوین مدل ارتباط اضطراب اجتماعی با اختلال بدریخت انگاری بدن: نقش میانجی ترس از ارزیابی مثبت و منفی

تعداد بازدید : ۱۷ تعداد دانلود : ۶
اختلال بدریخت انگاری بدن یک اختلال وسواسی جبری است که در عملکرد اجتماعی، تحصیلی و شغلی تداخل ایجاد می کند. هدف پژوهش تعیین ارتباط اضطراب اجتماعی و اختلال بدریخت انگاری بدن با میانجی گری ترس از ارزیابی مثبت و منفی بود. روش پژوهش توصیفی از نوع همبستگی بود. جامعه آماری شامل دانشجویان دختر مقطع کارشناسی و کارشناسی ارشد بود که در سال تحصیلی 95-1394 در دانشگاه بین المللی امام خمینی (ره) قزوین مشغول به تحصیل بودند. 1000 دانشجو به روش نمونه گیری خوشه ای انتخاب و به پرسشنامه های مورد نظر پاسخ دادند. سپس با روش نمونه گیری هدفمند 218 نفر به عنوان نمونه نهایی برگزیده شدند. ابزار پژوهش پرسشنامه ارزیابی فراشناخت بدریخت انگاری بدن ربیعی و همکاران، هراس اجتماعی کانور و همکاران، ترس از ارزیابی منفی فرم کوتاه لیری و ترس از ارزیابی مثبت ویکز و همکاران بود. داده ها با استفاده از روش مدل یابی معادلات ساختاری تحلیل شد. نتایج نشان داد که ترس از ارزیابی مثبت و منفی، ارتباط بین اضطراب اجتماعی و اختلال بدریخت انگاری بدن را میانجی گری می کنند. همچنین اثر مستقیم اضطراب اجتماعی بر اختلال بدریخت انگاری بدن تأیید شد. بنابراین، مداخلاتی که ترس از ارزیابی های مثبت و منفی را به عنوان مؤلفه های مرکزی اضطراب اجتماعی مورد هدف درمانی قرار دهند، می توانند به متوقف کردن رشد نشانه های اختلال بدریخت انگاری بدن کمک کنند.
۲.

بررسی ویژگی های شخصیتی و سبک های مقابله ای در سه گروه از زنان تن فروش، معتاد و عادی

کلید واژه ها: ویژگی های شخصیتیاعتیادسبک های مقابله ایزنان تن فروش (روسپی)

حوزه های تخصصی:
  1. روانشناسی روانشناسی مرضی تحولی اختلالات مربوط به مصرف مواد
  2. روانشناسی روانشناسی اجتماعی عوامل اجتماعی، فرهنگی موثر در شخصیت
تعداد بازدید : ۳۵۰ تعداد دانلود : ۳۳۰
هدف: پژوهش حاضر به منظور بررسی و مقایسه ویژگی های شخصیتی و سبک های مقابله ای سه گروه از زنان تن فروش (روسپی)، معتاد و عادی انجام شده است. روش: به روش نمونه گیری در دسترس 42 زن تن فروش، 45 زن معتاد، و 43 زن عادی انتخاب شدند. در این بررسی از پرسش نامه مقابله با فشار روانی اندلر و پارکر و پرسش نامه شخصیتی نئو (فرم کوتاه 60 سؤالی) استفاده شد. یافته ها: یافته-های پژوهش نشان داد تفاوت معناداری بین سه گروه نمونه در ویژگی های شخصیتی تجربه گرایی و موافقت وجود دارد. به عبارت دیگر تجربه گرایی و موافقت در گروه زنان تن فروش کمتر از دو گروه دیگر عادی و معتاد بود. نتیجه گیری: نتایج دارای تلویحات کاربردی است.
۳.

بررسی سنخ های هویتی دانشجویان خوابگاهی دانشگاه های دولتی شهر تهران

نویسنده:

کلید واژه ها: نوجوانیهویت موفقهویت آشفتههویت معوقهویت زودرسهویت بین فردیهویت ایدئولوژیک

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۸۹ تعداد دانلود : ۳۰۶
نوجوانی به عنوان مقطعی بحرانی از تحوّل و زمینه ای بنیادی برای تکوین، هویت بیش از همه در نظریة روانی – اجتماعی اریکسون، تبلور یافته است. مارسیا در پی گیری مفهوم هویت در نظر اریکسون، روندهایی در شکل گیری اشکال مثبت و منفی هویت بر مبنای بحران و تعهّد تعیین کرد؛ در پرسش نامة سنجش هویت بنیون و آدامز مشخّصاً چهار سنخ هویت موفق، معوق، زودرس و آشفته که پایه های مفهومی و عملیاتی آنها از سوی اریکسون و مارسیا وارسی و مشخّص شده بود، تنظیم شده است. بر اساس این پرسشنامه، پژوهش های گسترده ای در سراسر جهان به عمل آمده است. در پژوهش حاضر نیز با ابزار مذکور به بررسی سنخ هویتی دانشجویان خوابگاهی دانشگاه های دولتی شهر تهران مبادرت شد. نتایج نشان داد که تقریباً هویت زودرس بیشترین میزان هویتی دانشجویان و هویت معوق در کمترین حد آن است، این در حالی است که اریکسون به اقتضای ویژگی جستجوگری این نوع هویت و انتظار تناسب آن با اقتضای دانشجویی، بر این تصوّر بود که هویت معوق بیشترین هویت دانشجویی را تشکیل می دهد و مارسیا تصوّر می کرد فرصت دانشجویی موجب تغییر و تبدیل هویت انفعالی و تقلیدی زودرس به هویت های پیشرفته خواهد بود. میزان سنخ های هویتی چهارگانه در بُعدهای کلّی، ایدئولوژیک و بین فردی در سطوح سنّی، جنسیتی، مقطع تحصیلی دانشجویان و تحصیلات والدین نیز مورد بحث و بررسی قرار گرفت.
۹.

تبیین روان شناختی ناپایداری سلطان محمد و شکست ایرانیان در رویداد حمله چنگیز و مغولان

کلید واژه ها: مغولانترسسلطان محمددرماندگی اکتسابی

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۰۵ تعداد دانلود : ۷۸۲
در مقاله پیش رو نویسندگان بی نفی دیگر علل شکست ایرانیان در برابر حمله مغول، بر عوامل روان شناختی پای فشرده اند. اعتقاد ما بر آن است که سلطان محمد و به تبع او ایرانیان به درماندگی اکتسابی دچار آمده بودند. از این رو ابتدا و به تفصیل روند روز افزون قدرت سلطان محمد احصا شده تا تمهیدی برای انتقال مفهوم روان شناختی زمینه ساز عدم مقابله و قبول شکست تدارک آید. در این جهت به تسخیر مناطقی چون بلخ و هرات و غزنه و مازندران و کرمان و سیستان و سمرقند و بخارا و تضعیف دشمنان دیرینی چون گورخانیان و قراختاییان و غوریان اشاره شده به جایی که مصمم گشت خلیفه الناصر الدین اله را به تایید اقتدار خویش به تمکین وادارد و به بغداد لشکر کشید. برخی همچون جوینی به مذهب خرافه باوران مقابله فعال او با خلیفه را که رفتار معمول سلاطین پر قدرت است و تا به آخر ادامه داشت سرآغاز ادبار و پریشان حالی او دانسته اند. اما درست تر آن است که سلطان در پاسخ به اندیشه های سنجیده سلاطین قراختایی و نایمانی – گورخان و کوچلوک خان – درایت کامل به خرج نداد و با اغوا شدن به روند تصاعدی قدرتش، عملا تمهیدات نظامی زمینه ای برای تهاجم به ایران را از سوی مغولان فراهم ساخت. در روند تسلیم محض سلطان در برابر چنگیز و مغول پذیرفتنی است که عواملی همچون تسلط و غلبه ترکان خاتون بر شخصیت فرزند، خرافه گری و مخالف خوانی متعصبان در اعتراض به حمله بغداد و مرکز خلافت، تقلیل مشروعیت مذهبی، نارضایتی مردمان مناطق از او و کارگزاران او، تبعات سوء نفی بلد و مجازات روحانیون ذی نفوذ، بخشی از علل شکست را تبیین می کنند، اما هر یک و مجموعه آنها عوامل متداول حکومت های شاهی در ایرانند، آنچه بر سر سلطان و ایران و ایرانیان در حمله مغول آمد چیز دیگری است. مستندات تاریخی شواهدی متقن در روند درماندگی رفتاری سلطان نشان می دهند. حتی تا عمل محرک و نابخردانه غایرخان که سلطان از ان حمایت پنهان و آشکار می کرد خللی در عزم سلطان مشاهده نمی شود. اما یکباره بعد مواجهه اولیه وی با پسر چنگیز و درونی کردن هیبت رزمندگی مغولان، اعتماد به نفس از سراسر وجود سلطان رخت بر می بندد و جسارت هر گونه کنش موثری را از او باز می ستاند. بعد از این سلطان نه تنها به تلقینِ نفس، از خویش سلب جرات می کرد، بلکه سرکردگان و لشکریان را نیز از عواقب خطرناک مقاومت می هراسانید. زار و حقیر و درمانده از جایی به جایی دیگر می گریخت و از رقم خوردن تقدیر الهی در روی آوری اقبال به مغولان و ادبار به ایرانیان می گفت. گریز و اجتناب او از پیش روی مغولان، جرات مغولان را تقویت می کرد و ترس فعلیت یافته در او را به ایرانیان تسری می داد. سرانجام این ترسندگی شدید درماندگی اکتسابی که هر گونه رفتاری را بی ثمر در کسب نتیجه دلخواه می سازد و ترکیب آن با تقدیرگرایی که سلطان و خواص و عوام مشترکا ترویجش می کردند آن شکست شوم و ناگواری بود که ابن اثیر بر آن است که تا پایان تاریخ نظیرش را هیچ مردمی نخواهند دید.
۱۲.

رفتارشناسی سیاسی مناسبات محمدشاه و حاج میرزا آقاسی در صحنه سیاست ایران

نویسنده:

کلید واژه ها: قائم مقاممحمدشاهحاج میرزا آقاسی

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۷۲۹ تعداد دانلود : ۱۴۷۷
تمایلات صوفیانه محمدشاه قاجار در میان شاهان قاجاری، بسیار اختصاصی است. بیشتر شاهان این سلسله به تعصباتی مذهبی مانوس بوده اند. با این حال به اقتضای ساخت خودکامه قدرت به ویژه تا پایان سلطنت ناصرالدین شاه، استبداد رای و مطلق العنانی ویژگی مشترک رفتار سیاسی تمامشان بوده است. به همین دلیل محمدشاه در همان اوان سلطنتش یکی از شایسته ترین وزرای دوره قاجاری یعنی قائم مقام را به قتل رسانید. کاری که قبل از او فتحعلی شاه در خصوص اعتمادالدوله انجام داده بود و بعد از او ناصرالدین شاه در مورد امیرکبیر صورت داد؛ و به این ترتیب سنتی در وزیرکشی بنیان نهادند که ناصالح ترین وزیر مقتدر این دوره یعنی میرزاآقاخان نوری مستظهر به انگلیس، ضمانت ستاند که در صورت خبط و خیانت و عزل به هلاکت نرسد. در عین حال منش درویشی محمدشاه موجب شد صدارت 12 ساله باقی سلطنتش را به حاج میرزا آقاسی مطلوب و مراد و پیرش بسپارد، تا نه خود و نه دیگری جرات مخالفت با وی را نیابند. حاجی میرزا آقاسی برخلاف قائم مقام که از توان عظیمی در اداره کشور برخوردار بود، اصلاً بسندگی در کار مُلک داری نداشت. از این رو ایران از رهگذر این دو اقدام – عزل و قتل قائم مقام و نصب و تثبیت حاج میرزا آقاسی – به سرعت و شدت بیشتری در سراشیبی آغاز شده شاه پیشین حرکت کرد و واپس رفت. اما شخصیت حاج میرزا آقاسی یکسره بر خطا نیست و قضاوت درباره او به شفافیت بعضی وزرای دیگر نیست، چنان که قضاوت در خصوص محمدشاه به صراحت برخی شاهان دیگر قاجاری نیست. اینان بعضاً از سوی اهل فن به خصوص آنان که بر منش و مشرب فردی و مسلکی معطوفند، مورد مدافعه نیز قرار گرفته اند. در این نوشتار بر پایه شواهد، جُستاری در این زمینه در قالب مناسبات عمیق و پایداری که این دو با هم داشته اند و در پرتو و شعاع آن، ملک و ملت نادیده انگاشته می شده ، انجام پذیرفته است.
۱۳.

ناصرالدین شاه و امیرکبیر (تحلیل روان شناختی یک ارتباط)

کلید واژه ها: ناصرالدین شاهامیرکبیرارتباط شاه و وزیر

حوزه های تخصصی:
  1. تاریخ ایران اسلامی
  2. تاریخ ایران اسلامی حکومت های ایرانی- اسلامی قاجار
  3. تاریخ ایران اسلامی حکومت های ایرانی- اسلامی قاجار سیاسی
تعداد بازدید : ۶۱۸ تعداد دانلود : ۶۲۶
ناصرالدین شاه تقریباً در سنین نوجوانی به سلطنت رسید، این زمینه به علاوه عوامل دیگری نظیر محرومیت های عاطفی و تربیتی از جانب پدر، و کمرویی و گوشه گیری در کودکی و نوجوانی، در وی زمینه ای سرشتی و اکتسابی در استعداد وابستگی به مرجعی مقتدر و پدرگونه آفریده بود. میرزاتقی خان این چنین فردی بود، او در جای پدر همه کمبودها را برای شاه جوان پر کرد و به وی همه آموزش های لازم را برای تمرین و ممارست در استقلال رای و رفتار، آموخت و تلقین کرد. امیر در این راه، پیشرفت در القائات ملی و اصلاحی خود را دنبال می کرد، اما خواسته یا ناخواسته خود و ایران را در دام دست پرورده آموزش های خویش انداخت، برکنار شد و سپس به قتل رسید؛ و ده ها سال بعد خود، شاهی مستقل از عواملِ قدرت درباری داخلی، و البته مستبد و ترسنده و ملاحظه کار نسبت به سیاست خارجی بر جای گذارد. تحلیل روان شناختی فراشد تکوینی ارتباط شاه و امیر که حاکی از نیاز متقابل در پیشبرد خواسته ها نیز هست، و جدای از روابط سلطنت و صدارت، روابط عاطفی و تربیتی فرزند ـ پدری و روابط آموزشی شاگرد ـ معلمی را هم در برمی گیرد، مدار بررسی اجمالی این مقاله است.
۲۰.

مقومات دموکراسی

نویسنده:
حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۸۷
آزادى و دموکراسىِ ایجابى بر پایه سه مقوله تفرد، تکثر و تحمل بنا مى‏شود و مؤلفه‏هاى انتخابات دموکراتیک را مى‏توان انتخاب‏گرى و انتخاب‏پذیرى، انتقادگرى و انتقادپذیرى، رقابت‏گرى و رقابت‏پذیرى و پاسخ‏دهى و مسؤولیت‏پذیرى بر شمرد. دموکراسى ایجابى در شرایط سیاسىِ تنگ و انحصارطلبانه ایران قابل تحقق نیست و حضور گسترده مردم و جوانان در انتخابات اخیر نشان‏دهنده رأى منفى مردم به رفتار و الگوهاى سیاسى حاکمان است.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان