علوم اجتماعی (علامه طباطبایی)

علوم اجتماعی (علامه طباطبایی)

علوم اجتماعی (علامه طباطبایی) پاییز 1395 شماره 74

مقالات

۱.

مقایسه نقش ارتباطات میان فردی و رسانه های جمعی در رفتار سیاسی مطالعه تطبیقی انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری و انتخابات نهمین دوره مجلس شورای اسلامی در شهر تهران

تعداد بازدید : ۱۳ تعداد دانلود : ۹
مقالات حاضر مقایسه نقش «ارتباطات میان فردی» و «رسانه های جمعی» در رفتار سیاسی و سهم هر یک از این دو در اطلاع رسانی و تصمیم سازی سیاسی است. بدین منظور از نظریه جریان دومرحله ای ارتباطات لازارسفلد که توسط رابینسون اصلاح و تکمیل شده و همچنین نظریه راش درباره ارتباطات سیاسی استفاده شده است. بر اساس نظریه رابینسون افراد جامعه حداقل به سه بخش رهبران، پیروان و افراد غیرفعال تقسیم می شوند. اطلاعاتی که رسانه ها منتشر می-کنند، همه بخش های جامعه را تحت تأثیر قرار می دهد و اطلاعات و نفوذ از رهبران به پیروان جریان می یابد. نمونه آماری 840 نفری این پژوهش با روش پیمایش و تکنیک مصاحبه ساختمند، از مناطق 22گانه شهر تهران داده های خود را جمع آوری کرد. نتایج نشان داد نقش رسانه های جمعی در انتخابات ریاست جمهوری سال 1388 قوی تر و مؤثرتر از ارتباطات میان فردی بودهاست. درحالی که در انتخابات مجلس شورای اسلامی سال 1390 نقش ارتباطات میان فردی مؤثرتر از رسانه های جمعی بوده است. ضمناً مشارکت سیاسی، مصرف رسانه ای، منابع کسب خبر و منابع تصمیم گیری سیاسی افراد نیز در هر دو دوره بررسی شده است که نتایج آن به طور مبسوط در بخش نتیجه گیری آمده است
۲.

زمینه ها و گونه های ناسیونالیسم قومی در ایران: مطالعه موردی مناطق کردنشین

تعداد بازدید : ۷ تعداد دانلود : ۱۰
پژوهش موجود با لحاظ نمودن قدمت سیاسی شدن نشانگرهای فرهنگی و هویتی در مناطق کردنشین و تبلور آن به مطالبات قومی با درون مایه ی ملی گرایانه، به بررسی گونه ها و زمینه های تکوین ناسیونالیسم قومی در مناطق کُردنشین می پردازد. بر اساس نتایج بدست آمده از بررسی دیدگاه ها و مرور منابع تجربی چارچوب مفهومی تنظیم و در قالب آن فرضیه های اصلی مطرح شده است. تحقیق به روش پیمایش و با استفاده از پرسشنامه و در مورد 1603 نفر نمونه از کُردهای ساکن در استان های کُردنشین(کُردستان،آذربایجان غربی،کرمانشاه،و ایلام) صورت گر فته است. نتایج توصیفی نشان از وجود ناسیونالیسم قومی در گونه های خودمختار و تجزیه طلب در مناطق کردنشین دارد. به لحاظ جغرافیایی، بالاترین و پایین ترین میزان ناسیونالیسم قومی به ترتیب مربوط به استان آذربایجان غربی و ایلام بوده است.بر مبنای نتایج تبیینی، متغیرهای میزان ارتباطات درون قومی و بین قومی، میزان استفاده از رسانه ها (داخلی/قومی)، میزان احساس محرومیت و تبعیض رابطه مثبت و معناداری با ناسیونالیسم قومی در مناطق کردنشین داشته و در مجموع 57درصد تغییرات ناسیونالیسم قومی کُردها را تبیین نموده اند. تعدیل نقاط افتراق، تضاد و تعارض در حوزه های فرهنگی، اقتصادی، اجتماعی، سیاسی در مناطق کردنشین در جهت مدیریت مسالمت آمیزمنازعات قومی ضروری به نظر می رسد واژه های کلیدی: ناسیونالیسم قومی،ناسیونالیسم تجزیه طلب، احساس تبعیض، سطح توسعه مناطق قومی،مناطق کردنشین
۳.

خوانشی انقطاعی از جامعه شناسی وعلوم اجتماعی مدرن در ایران

تعداد بازدید : ۱۳ تعداد دانلود : ۵
این نوشتار ضمن پذیرش بحرانی بودن وضعیت علوم اجتماعی/جامعه شناسیِ ایرانی براساس طرحی نظرورزانه و شناخت شناسانه، بحران را در نحوه ی مواجه، فهم و خوانش این حوزه ی معرفتی تشخیص داده است. به همین سبب در گام نخست، مروری اجمالی بر زمینه های متعّین تاریخی، معرفت شناسانه و هستی شناسانه ی شکل دهنده ی معرفت نوین علوم اجتماعی/جامعه شناسی در مغرب زمین نموده است.آن گاه، تلاش کرده تا نشان دهد فقدان همین زمینه های متعّین تاریخی، معرفت شناسانه و هستی شناسانه ی شکل دهنده، ایجاد علوم اجتماعی/جامعه شناسی در ایران با دشواری بسیار مواجه کرده است. از این رو، برای اثبات مدعای خود به بررسی نظریات سه تن از اساتید ایرانی (محمد علی همایون کاتوزیان، سیدجواد طباطبایی و پرویز پیران) پرداخته ایم، تا نشان دهیم که نظریات علوم اجتماعی/جامعه شناسی ایرانیِ اکنونی امکان لازم برای شناخت جامعه ی ایرانی فراهم نمی کند. در این نوشتار برای فهم این مسئله از روش شک دکارتی تبعیت نموده ایم که روشی است مبتنی بر عقل سلیم. نتایج و یافته های این مطالعه بیانگر آن است که: 1. علوم اجتماعی/جامعه شناسی در وضعیت حاضر امکانات معرفتی کافی در اختیار اندیشمندان علوم اجتماعی ایرانی برای شناخت هستیِ اجتماعی ایِ شان فراهم نمی کند. 2. جامعه شناس ایرانی نیز در صورت اصرار بر فهم هستی جامعه اش و نظریه سازی در این حوزه چیزی بیش تر از تکرار فرآورده های فکری حوزه ی جغرافیایی مغرب زمین ارائه نمی دهد.
۴.

از ایدئولوژی تا گفتمان: سوژه، قدرت و حقیقت

تعداد بازدید : ۱۳ تعداد دانلود : ۱۶
با اوج گرفتن مباحثات و مجادلات ناشی از چرخش پسامدرن و رواج رهیافت های پساساختارگرایی و پسامارکسیم در ادبیات علوم اجتماعی، مفاهیم ایدئولوژی، هژمونی، گفتمان، سوژه، قدرت و مقاومت به پرکاربردترین و مناقشه برانگیزترین مفاهیم در حوزه مطالعات سیاسی و اجتماعی بدل شدند. دستاورد این منازعات فکری شکل گیری طیف وسیعی از نظریات و تفاسیر در مورد این مفاهیم بود. به فراخور، در سال های اخیر نیز گرایش و علاقه فراوانی در فضای فکری جامعه ما به ویژه در قالب رواج نظریه و روش تحلیل گفتمان ایجاد گردیده است. لیکن، در مواردی مشاهده می شود که این مفاهیم بدون توجه به مبانی و آگاهی از تشابهات و تمایزات نظری و مفهومی میان آن ها استعمال می شود. بر همین اساس، در این مقاله تلاش گردیده است با اخذ رویکردی تحلیلی و انتقادی تشابهات و تمایزات این مفاهیم در میان دیدگاه مهمترین نظریه پردازن این حوزه همچون مارکس، آلتوسر، گرامشی، فوکو و لاکلائو و موفه مورد مطالعه و تبیین قرار گیرد. نتایج حاصل از این مطالعه بیانگر این نکته است که هر یک از مفاهیم فوق در نظریه های مختلف معنای متفاوتی می یابند؛ لذا محققان باید پیش از کاربست هر یک از مفاهیم فوق با مشخص نمودن نوع رویکرد نظری مورد نظر خود مفاهیم را در معنای مناسب به کار گیرند. چرا که مفهوم سنتی ایدئولوژی و هژمونی دارای بار ارزشی بوده و مبتنی بر وجود حقیقت استعلایی است. در حالی که تحلیل گران گفتمان منکر وجود حقیقت اند و معتقدند که این گفتمان ها هستند که به تعریف حقیقت می پردازند.
۵.

مطالعه بین نسلی رابطه حقوق و اخلاق در تعاملات زناشویی زنان متأهل شهر تهران

تعداد بازدید : ۵ تعداد دانلود : ۲
این مطالعه با رویکردی اخلاق محور تلاش می کند جایگاه اخلاق و حقوق و رابطه آن ها را با یکدیگر در روابط زناشویی سه نسل از زنان متأهل شهر تهران مورد مقایسه قرار دهد. گمانه اصلی پژوهش این است که بین سه نسل از زنان متأهل، تفاوت معنادار در توجه به موازین اخلاقی و حقوقی در تعاملات زناشویی وجود دارد. روش پژوهش، پیمایشی است و جامعه آماری آن را همه زنان متأهل شهر تهران تشکیل می دهند که از میان آن ها 500 نفر به شیوه خوشه ای چند مرحله ای انتخاب شده و به پرسشنامه محقق ساخته پاسخ داده اند. برای تجزیه و تحلیل داده ها از نرم افزار SPSS 20استفاده شد. نتایج پژوهش نشان داد بین سه نسل، در ارتباط با رعایت ارزش های اخلاقی و مطالبات حقوقی در تعاملات زوجین، تفاوت وجود دارد؛ و نسل اول بیشتر به اخلاق، نسل سوم (نسل جوان) بیشتر به مطالبات حقوقی خود در خانواده اهمیت می دهد؛ و نسل دوم به عنوان میانجی، به ملاحظات اخلاقی کمتر از نسل اول و به مطالبات حقوقی کمتر از نسل سوم توجه دارد. نتایج تحلیل رگرسیون گام به گام، نشان داد متغیرهای اشتغال، تحصیلات و نسل، توان تبیین 499/0 واریانس متغیر وابسته « مطالبات حقوقی در تعاملات زناشویی» را و متغیرهای سن، مدت زندگی زناشویی و اشتغال، توان تبیین 536/0 واریانس متغیر «ملاحظات اخلاقی در زندگی زناشویی» را دارند.
۶.

پیوند اجتماعی و گرایش به رفتارهای نابهنجار

تعداد بازدید : ۸ تعداد دانلود : ۵
گرایش به رفتارهای نابهنجار از سوی دانش آموزان، ازجمله مشکلات عمده ای است که زمینه ساز بسیاری از آسیب های اجتماعی بعدی به شمار می رود. انجام چنین رفتارهایی، همچون دیگر مسائل اجتماعی تحت تأثیر عوامل متعددی رخ می دهد که ضعف پیوند اجتماعی(پیوند با مدرسه و خانواده) یکی از همین عوامل مهم محسوب می گردد. مسلماً دانش آموزان و نوجوانان به عنوان سرمایه های آتی کشور در توسعه اجتماعی و فرهنگی آن نقش مهمی دارند، لذا گرایش آنان به انجام رفتارهای نابهنجار، منجر به افت تحصیلی، ترک تحصیل و دور شدنشان از شاخص های توسعه انسانی می گردد. از این رو پژوهش حاضر با هدف تعیین رابطه پیوند اجتماعی و گرایش به رفتارهای نابهنجار دانشآموزان شهر اهر و با استفاده از روش پیمایش انجام گرفته است. مدل تحلیلی پژوهش، بااستناد به تئوریهای پیوند اجتماعی هیرشی و پیوند افتراقی ساترلند ترسیم گردیده است. جامعه آماری تحقیق، متشکل از کلیه دانشآموزان دختر مقطع متوسطه شهر اهر است که در سالتحصیلی 94- 1393 مشغول به تحصیل هستند. با بکارگیری پرسشنامه محقق ساخته، اطلاعات مورد نیاز از 295 نفر از دانشآموزان که به روش نمونهگیری طبقهای متناسب با حجم انتخاب شدهاند، جمعآوری گردیده است. نتایج تحلیلهای دو متغیره نشاندهنده وجود همبستگی معکوس با شدت بالا بین متغیر پیوند اجتماعی و مؤلفههای آن (وابستگی، تعهد و اعتقاد) و متغیر گرایش به رفتارهای نابهنجار دانشآموزان است. براساس تحلیلهای چند متغیره هم این متغیرها توانایی تبیین متغیر ملاک را دارا میباشند. همچنین متغیرهای تصور منفی از خود و معاشرت با همسالان ناهنجار که به عنوان متغیرهای میانی در نظر گرفته شده بودند، هم در تحلیلهای دومتغیره و هم چند متغیره رابطه آماری معنیداری را با متغیر گرایش به رفتارهای نابهنجار نشان دادهاند. طبق یافتهها، حدود 48 درصد از تغییرات متغیر گرایش به رفتارهای نابهنجار دانشآموزان توسط عناصر تشکیلدهنده متغیر پیوند اجتماعی و متغیرهای میانی قابل پیشبینی است.

آرشیو

آرشیو شماره ها:
۵۵