مطالب مرتبط با کلیدواژه

نفس


۷۰۱.

«نور» و «نفس» در تفکّر باستان و تصوّف سیار بسطام(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: بایزید بسطامی نور فر نفس شهود

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۲ تعداد دانلود : ۱۰۸
بایزید بسطامی(161-234)، صوفی ای متناقض نما، با تجربه عرفانی جدید، زبانی رمزآلود، آنی متفاوت و معراج روحانی، گنجینه ای از عرفان ایرانی و یکی از احیاگران این حکمت است. او در اقوال خود عناصری چون نور و نفس را، برای معرفی امور لطیفه، کشف راز و رمز دریای وجودی انسان، سعادت نفس و حلّ و معماهای وجودی او در اقوال و احوال خود بیان داشته است. فرضیه پژوهش این است که محتوای برخی از عناصر حکمای ایران باستان و عرفان بایزید به هم مرتبط هستند. نویسنده تلاش کرده است، تا با بهره مندی از رهیافت های فلسفی و کلامی، مباحث مرتبط را شرح و تفصیل نماید. پرسش های پژوهش عبارتند از: نور و نفس در حکمت ایرانی و تصوّف بایزید چه کاربردی داشته اند؟ و چه وجهی از نور و نفس با عرفان بایزید پیوند خورده است؟ نتیجه پژوهش مشخص می کند که، ارزش وجودی نور در نگاه بایزید ریشه ای کهن دارد و کیهان شناسی مشترکی در تضاد عوالم ملک و ملکوت، نور و نفس، خلق و امر، غیب و شهادت، بین این دو تفکّر وجود دارد که هدف آن تلاش مفرط انسان، برای رسیدن به سعادت حقیقی است. نفس محوری ترین عنصر تفکّر بایزید است که می تواند در نهایت به نور بپیوندد. در قال او، طریق نور تنها روشنی بخش عالم موجود نیست، بلکه راه گشای حقیقت حقّ است. این عناصر ، با هستی شناسی واحد، دگردیسی عرفانی و محتوای ایرانی، در تنش نیروهای متضاد و برتری نیروهای اهورایی برای سعادت نفس، در اقوال بایزید نیز تجلی یافته اند
۷۰۲.

نظریه «حیث التفاتی» «ادموند هوسرل» و تحلیل تطبیقی دیدگاه های «هوسرل» و «عین القضاة همدانی» درباره نفس(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: نفس پدیدارشناسی حیث التفاتی عین القضاه همدانی ادموند هوسرل

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۰ تعداد دانلود : ۷۰
از مباحث مهم در عرفان اسلامی، نفس، انواع و اطوار آن است. مساله نفس به حدی حایز اهمیت است که تقریباً تمام عرفا به طرح آن پرداخته اند. چنان که از زوایای مختلفی مانند منشأ خلقت نفس، درجات نفس و عملکرد آن، مورد بحث واقع شده است. به نظر می رسد که بزرگان عرفان اسلامی، اگرچه در برخی موضوعات درباره نفس یکسان عمل کرده اند اما گاهی نیز به مبحثی خاص پرداخته اند که نشان از نحوه نگرش ویژه آن ها به موضوع نفس دارد. «عین القضاه همدانی» که از عرفای صاحب نظر در عرفان اسلامی محسوب می شود. درباره نفس سخنانی بیان کرده که د ر نوع خود دارای تازگی و اهمیت است و می توان مشابهت فراوانی میان گفته های وی و «ادموند هوسرل» فیلسوف بزرگ پدیدار شناس یافت. یکی از مصادیق مطالعات تطبیقی بیان شباهت های فکری میان دو اندیشمند است که الزاما از هم تأثیر نپذیرفته اند. در این مقاله به شیوه تحلیلی_تطبیقی، بنابر نظریه «حیث التفاتی» از «هوسرل» به بررسی دیدگاه های خاص وی درباره نفس انسانی پرداخته شده و از آن جا که میان وی و «عین القضاه» در پاره ای از مباحث مربوط به نفس انسان تشابهات جالب توجهی وجود دارد. نظریه «هوسرل» با دیدگاه «عین القضاه همدانی» مطابقت داده شده و براساس چهار مبحث مهم و کلی به بیان دیدگاه های مشابه آنان پرداخته. یکی از دستاوردهای این مقاله، تبیین رابطه میان عقل و نفس در هنگام شهود عرفانی است که هر دو اندیشمند معتقدند: عقل در آن لحظه، حضور دارد اما از تحلیل نوع و کیفیت آن عاجز است.
۷۰۳.

جایگاه نفس امّاره از دیدگاه امام علی (ع) و امام خمینی (ره)(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: نفس مراتب وجود نفس اماره امام علی (ع) امام خمینی (ره)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۷ تعداد دانلود : ۱۰۴
نفس آدمی به معنای حقیقت وجودی انسان یک لطیفه الهی و از مراتب اصلی وجود است، گوهر بسیار ارزشمندی است که در اسلام توصیه به مراقبت و نگهداری از آن شده است. این توجه و تأکید به مراقبت از نفس به دلیل حالات مختلفی است که این حقیقت می تواند به خود بگیرد. اگر به بدی-ها و گناهان تمایل پیداکند، سقوط می کند و تباه می گردد و تبدیل به نفس امّاره می شود و آدمی را قرین و رفیق شیطان می سازد و اگر به نیکی ها و خوبی ها گرایش پیداکند و بدان ها عمل نماید به سوی نفس مطمئنه حرکت می کند و یا حالتی مواخذه گر نسبت به بدی های خود پیدامی کند و تبدیل به نفس لوامه می شود. دیدگاه امام علی (ع) که مستقیماً از سرچشمه وحی سیراب گردیده در این باره کاملاً منطبق بر نظر قرآن است و دیدگاه امام خمینی (ره) نیز که شاگرد مکتب اهل بیت (ع) بوده، کاملاً همسو و منطبق بر نظرات حضرات معصومین(ع) است. کلیدواژه ها: نفس، مراتب وجود، نفس اماره، امام علی(ع)، امام خمینی(ره).
۷۰۴.

تبیین نظریات معرفت شناختی محمدحسن الهی طباطبائی در «رساله الإشتباهات» و تطبیق آن بر مبانی حکمت متعالیه(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: طباطبایی حکمت متعالیه رساله الاشتباهات نفس معرفت شناسی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۴ تعداد دانلود : ۷۸
محمدحسن الهیِ طباطبائی از شاگردان میرزاعلی قاضی است. از معدود آثار به جای مانده از ایشان، رساله ای کوتاه به نام «رساله الإشتباهات» در موضوع ادراک و برخی مسائل معرفت شناختی است. وی در این رساله به برخی از مسائل مهم معرفت شناسی، نظیر توهم انقطاع و استقلال وجودی موجودات به مثابه خطایی معرفت شناختی؛ علم، تنها راه شناخت و ارتباط انسان با خارج؛ نفس و علیت آن نسبت به معلومات و زمینه سازی آن برای اثبات اتحاد علم و عالم و معلوم؛ اقتدار نفس نسبت به ایجاد تغییر در صور منشئات؛ انحصار عالَم انسان در معلومات و نیز عاملیت حکم و اراده انسان در وقوع حوادث» می پردازد. بررسی این مسائل در این رساله، ممکن است در برخی مواضع، این تصور را در پی داشته باشد که این نظریات از اتقان و استحکام کافی برخوردار نباشند. در این مقاله سعی شده است با روش تحلیل محتوا، ضمن تبیین نظریات ایشان و تطبیق آن ها با مبانی معرفتی حکمت متعالیه، نشان داده شود که می توان دیدگاه ایشان را  در برخی مواضع، تبیین نوینی از مسائل معرفت شناختی نیز دانست.
۷۰۵.

بررسی تعامل نفس و بدن در سیر کمال نفس ازنظر ابن سینا با محوریت قصیده ی عینیه(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: نفس بدن سیر کمال قصیده ی عینیه

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۱ تعداد دانلود : ۹۶
قصیده ی عینیه یکی از آثار تمثیلی و منظوم ابن سینا، اثری فلسفی است که به بررسی رابطه ی نفس و بدن رداخته و جنبه های مختلف آن را تحلیل کرده است. در این اثر سه جایگاه برای نفس و بدن در مسیر کمال نفس ترسیم شده است. جایگاه نخست به پیوند نفس و بدن اختصاص دارد و به مبانی فلسفی این تعلق می پردازد. این مبانی نشان می دهد که بدن به عنوان ابزاری برای فعالیت های نفس، نقشی حیاتی در آغاز حرکت کمالی آن دارد. جایگاه دوم به نقش دوگانه ی بدن می پردازد. ابن سینا بیان می کند که از یک سو نفس به بدن متمایل است و به همین خاطر از مکتب گنوسی که بدن را بی ارزش می داند فاصله می گیرد؛ از سوی دیگر به دلیل علاقه ی ذاتی نفس به عقل، بدن را ابزاری محدودکننده قلمدادمی کند و از آن فاصله می گیرد. این تعارضْ نشان دهنده ی طبیعت دوگانه ی ارتباط نفس و بدن است. جایگاه سوم به ترک بدن و صعود نفس اختصاص دارد که در آن، نفس از قیدهای جسمانی رهایی می یابد و به سوی کمال مطلق حرکت می کند. این مرحلهْ نماد جدایی کامل نفس از بدن و دستیابی به درجات بالای عقلانی است. در این مقاله تلاش شده است تا ضمن بررسی دقیق هر جایگاه، مبانی فلسفی مرتبط نیز به صورت جامع تحلیل شود. روش تحقیق در این پژوهش توصیفی تحلیلی است و بر پایه ی تفسیر آثار فلسفی ابن سینا شکل گرفته است.
۷۰۶.

جایگاه معرفت در نظریه اخلاقی فارابی

نویسنده:

کلیدواژه‌ها: فارابی اخلاق معرفت سعادت نفس عقل فعال قوه متخیله

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۲ تعداد دانلود : ۶۲
معرفت از بنیادی ترین مباحث اخلاق است که فارابی نیز تاکید برآن داشته و معتقد است ارتقاء نفس به مراتب عالی معرفت, تجرد و در نهایت سعادت اخلاقی از طریق قوه ناطقه و متخیله پدید می آید. سعادت نوعی صیرورت و اتصال به عقل فعّال و مفارق شدن از عالم ماده است. عقل فعال نیزهم وسیله معرفت و هم موضوع آن می باشد. قوه متخیله با ازاد شدن از مشغولیت عقل و حواس, میتواند به عقل فعال متصل شود. سعادت از منظر فارابی امری ذومراتب بوده ونبی چون هر دو بعد معرفتی را طی کرده به بالاترین مرتبه سعادت دست یافته و متمایز از حکیم است. گرچه مطالب فارابی در کسب معرفت شهودی در اتصال به عقل فعال و نقش ان در سعادت ابداعاتی دارد اما وجود تغییرات در تبیین از عقل وتقسیم بندی آن توسط اندیشمندان بعد از او, بیانگر عدم جامعیت آن است. تعریف عقل به عامل جذب خیر و دفع شرکه مشترک بین انسان و حیوان نیز قابل قبول نیست. در نهایت, با توجه به عنایت وی به سعادت جمعی, اگر افراد جامعه نتوانند یا نخواهند به معرفت عقلی برسند نه تنها سعادت جمعی حاصل نمی شود, بلکه سعادت فردی نیز معلق خواهد ماند.
۷۰۷.

مطالعه تطبیقی- انتقادی تجرد نفس از دیدگاه تفسیری فخر رازی و علامه طباطبایی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: تجرد نفس روح تفسیر فخر رازی طباطبایی اشتراک افتراق

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۱ تعداد دانلود : ۸۰
برخی از اندیشه وران، بر این باورند که سکوت فخر رازی در موضوع تجرد نفس، نشان دهنده مادی دانستن آن است؛ درحالی که از اقوال و دیدگاه های وی، به مجرد بودن نفس می توان رسید ولی بیان فخر رازی با دیگر فیلسوفان مانند علامه طباطبایی متفاوت است. لذا نوشتار حاضر، با روش توصیفی- تحلیلی، دیدگاه های این دو مفسر بزرگ جهان اسلام را مقایسه نموده، آراء آن ها را به بوته نقد می کشاند و نظر مرجح را مطرح می سازد. درباره مسأله تجرد نفس، سه نظر اصلی وجود دارد. برخی نفس را مادی دانسته اند. دسته دوم آن را امری مجرد از ماده قرار داده اند و گروه سوم، دو مقام برای نفس قائل شده اند که در مقام فعل، متعلق به ماده و در مقام ذات، مجرد از ماده است. آنچه از میان آثار فخر رازی تحلیل می شود، تجرد نفس هم در ذات و هم در فعل است. در مقابل، علامه طباطبایی بهترین نظریه را عرضه می کند و با آیات قرآن و استدلالات منطقی و عقلی اثبات می نماید که نفس، ذاتاً مجرد از ماده است ولی ازنظر فعل، محتاج به ماده؛ زیرا اگر در مقام فعل، مجرد از ماده باشد، نمی تواند در این جهان مادی با بدن جسمانی ممزوج شود.      
۷۰۸.

تأثیر هویت وجودی ادراک در اشتداد وجودی نفس و رهیافت فلسفی آن در خلاقیت هنری با تأکید بر دیدگاه صدر المتألهین

نویسنده:

کلیدواژه‌ها: ادراک اشتداد وجودی نفس خلاقیت هنرمند

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۶ تعداد دانلود : ۵۲
چیستی ادراکِ انسان یکی از مهم ترین مسائل فلسفی از دیرباز تا کنون بوده است. فیلسوفان ادراک را عبارت از حضور دانسته و به بحث از هویت آن پرداخته اند. در نگاهِ صدرا ادراک هویتی وجودی دارد. هر ادراک روشنایی ای است که وجودِ معلوم در نفس ناطقه انسانی رقم می زند. این فرایند وجودی بر گستره نفس انسانی و در نتیجه بر اشتداد وجودی آن می افزاید. از سوی دیگر بر پایه قاعده ای فلسفی، هر مقدار شدّتِ تحقّق یک وجود بیشتر باشد، اثرگذاری آن بیشتر و اثرپذیری اش کمتر خواهد بود. بر اساس این دو داده فلسفی، می توان چنین استنباط کرد که هنرمند برای رشد خلاقیت هنری خود، لازم است بر گستره دانش خویش و از آن طریق بر اشتداد تحقّقی نفس خود بیفزاید. در این فرایند، هنرمند با «شدن های» پیاپی از طریق افزایش صورت های دانشی در نفس خود، سعه وجودی نفس را به مثابه گوهری آفرینشگر افزوده و در نتیجه از خلاقیّت هنری افزون تری برخوردار می شود.این پژوهش به شیوه کتابخانه ای و به روش توصیفی- تحلیلی سامان یافته است.
۷۰۹.

بررسی مسئله «لحوق بدن به نفس» در معاد جسمانی از دیدگاه علامه طباطبایی(مقاله پژوهشی حوزه)

نویسنده:

کلیدواژه‌ها: لحوق بدن به نفس علامه طباطبایی ملاصدرا معاد جسمانی نفس حرکت جوهری

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۶ تعداد دانلود : ۳۷
دیدگاه علامه طباطبایی در ارتباط با معاد جسمانی و پذیرش نظر ملاصدرا از سوی ایشان، یکی از موارد محل بحث و اختلاف در میان شاگردان ایشان و اندیشمندان معاصر است. دلیل این امر، از یک سو، نقل قولی از مخالفت ایشان با نظر ملاصدرا و از سوی دیگر، تعبیر به کار رفته در آثار ایشان دال بر «لحوق بدن به نفس» است، از همین رو، برخی، نظر ایشان را مخالف با ملاصدرا و گاه منطبق بر نظریه مدرس زنوزی دانسته اند؛ اما از دیدگاه پژوهش حاضر، توجه به قرائن خارجی و سخنان نقل شده از علامه، نشان دهنده نادرست بودن این نگاه و هماهنگ بودن دیدگاه ایشان، با نظر صدرالمتألهین در خصوص معاد جسمانی است. معاد جسمانی از نگاه ایشان، نوعی حرکت استکمالی و اشتدادی است و از همین رو، نمی توان آن را بازگشت به مرتبه قوه و انفعال تفسیر کرد و از سوی دیگر، ایشان بر طبق نظریه روح المعانی، معنای حقیقی الفاظ را منحصر در مصداق مادی آن نمی دانند. در این بین، آنچه اصل برای تفسیر سخنان ایشان قرار می گیرد، دیدگاه ایشان در بحث از قوه و فعل است که بر طبق حرکت جوهری بیان می کنند وجود بالقوه و وجود بالفعل، موجود به وجود واحد هستند و انسان، وجود واحد سیّال و مستمری است که در آن، نفس و بدن با یکدیگر متحد هستند و لذا فرض جدایی و انفکاک بدن از نفس ممتنع است. این امر، شاهدی معتبر بر نادرستی این تفسیر است که لحوق بدن از نفس را به معنای جدایی بدن از نفس و سپس الحاق آن به نفس در روز قیامت تفسیر می کند. با این حال، رجوع به سخنان علامه، مشخص می کند که لحوق بدن به نفس، به معنای زائل شدن ملکات و صفات قسری برای نفس در برزخ و ایجاد بدن متناسب با کمالات و صفات عقلی نفس در روز قیامت است. از نگاه ایشان، سیر حرکت جوهری بدن، به معنای ایجاد بدنی متناسب با ملکات و صفات برزخی و صفات قابل زوال و سپس حرکت به سوی ایجاد بدنی متناسب با صفات و ملکات عقلی و صورت ذاتی سعادت و یا شقاوت برای انسان در روز قیامت است. لحوق نامیدن این امر، از آن جهت است که بدن در برزخ، مراحل تبدّل و تکامل مختلف را -براساس اعمال و رفتاری که انجام داده- طی می کند تا در نهایت به صورت بدنی دائمی و ابدی براساس صورت عقلی ایجاد و انشاء می شود و از همین رو، بدن اخروی، مماثل بدن دنیوی است و نه عین آن. دیدگاه مذکور، هماهنگ و منطبق با دیدگاه ملاصدرا در بحث از معاد جسمانی است که در بحث معاد جسمانی، دخالت عنصر را در بدن انسان نفی کرده و بیان می کند که در هر نشئه ای متناسب با آن، نفس، بدنی را برای خود ایجاد می کند.
۷۱۰.

تحلیلی نو از خیال و نقش آن در شکل گیری عواطف از دیدگاه حکمت متعالیه(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: عاطفه نفس خیال عواطف

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۳ تعداد دانلود : ۵۳
تحلیل ساحت عواطف انسانی از موضوعات مهم و کاربردی است و هدف ما از این پژوهش، ارائه تصویری از نحوه پیدایش و مدیریتِ عواطف توسط ساحت خیالی انسان است. در این پژوهش با استفاده از روش تحلیلی، به این نتیجه رسیدیم که ملاصدرا خیال را از یک قوه ادراکیِ منفعل، به یک مرتبه وجودی تحول داده که فعال و دارای قدرتِ آفرینندگیِ صور است و نه یک قوه بلکه یک ساحتِ وجود انسانی است که هم صورتگری میکند، هم معانی را می فهمد، هم صور و معانی را ذخیره و انبار و حفظ میکند، هم در آنها یا به مدد عقل و یا مستقلا تصرف میکند. بر اساس قاعده «النفس کل القوی»، ساحت خیال در مرتبه خود به ایجاد، تدبیر و مدیریت عواطف انسانی نیز می پردازد و به ترکیب و تجمیعِ مبادی ادراکی و گرایشی عواطف پرداخته، عاطفه های فرد را با تلفیق باورها و گرایشها شکل می دهد. عواطف در این نگرش، تلفیقی هنرمندانه از ادراکات و گرایشهای موجود در نفس آدمی هستند که مبتنی بر درجه وجودی نفس آدمی و مرتبه ساحت خیالیِ ساخته شده، زیست بوم های انسانی را شکل میدهند. عواطف انسانی، هم ماهیت شناختی و هم ماهیت گرایشی دارند و ساحتِ خیالی انسان، میتواند با مدیریت این دو ساحت، عواطف را شکل دهد. در خوانشِ صدرایی، ساحتِ خیالی قادر است سه کارِ قوای ادارکی یعنی ادراک، حفظ و نگهداری، و تصرف را بعلاوه ابداع و ترکیب فعالانه صور و معانی انجام دهد و کارکرد سه قوه واهمه، متخیله، متصرفه در خوانش مشائی را ایفاء کند.
۷۱۱.

تطوّر مفهوم «نفس انسانی» از افلاطون تا فلسفه مسیحی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: نفس فیزیولوگ افلاطون ارسطو فلسفه مسیحی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۲ تعداد دانلود : ۳۷
نفس شناسی یکی از موضوعاتِ اگرچه پراکنده اما برجسته در رساله های افلاطون و همچنین یکی از محورهای اصلی تاملات فلسفی ارسطوست. ایده های این دو اندیشمند نزد نوافلاطونیان و فیلسوفان مسیحی امتداد یافت و بسترهای نفس شناسی در دو جریان فلسفه اسلامیِ پس از فارابی و فلسفه مدرنِ پس از دکارت را در سده های متاخر فراهم آورد. پیوستگی ایده های ناظر به فهم انسان از یونان تا دو جریان مذکور، آنچنان عمیق است که بدون آگاهی از آنها، ادعای فهم صحیح و دقیق ایده های متاخر در چیستی نفس انسانی، دشوار خواهد بود. جستار پیش رو با تکیه بر تحلیل منطقی عبارات افلاطون و ارسطو و مفسران آنها و سپس امتداد آن در فلسفه مسیحی، درصدد است تا فهمی نسبتاً منسجم و قابل قبول از سیر تطوّر تاریخیِ مفهوم «نفس» انسانی ارائه دهد. پرسش از تلقی این فیلسوفان از نفس در این برهه تاریخی که البته یکدست نبوده و فراز و فرودهای مختلفی را تجربه کرده، و همچنین کشف و تبیین تحوّلات مفهومی آن، مسئله راهبرِ این جستار است.
۷۱۲.

مقایسه اقانیم ثلاث و مراتب هستی از دیدگاه فلوطین و ملاصدرا(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: فلوطین ملاصدرا احد عقل نفس ماده

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۸ تعداد دانلود : ۴۶
سوال برانگیز ترین مسئله ای که در طول سده های مختلف ذهن انسان ها را به خود مشغول کرده این است که موجودات متکثر با چه ترتیبی پا به عرصه هستی گزارده اند و آیا شکل گیری عالم به نحو صدفه و اتفاق بوده یا براساس سلسله مراتبی خاص؟ و پاسخگویی به چگونگی پیدایش مراتب هستی یکی از نخستین دغدغه های هر فیلسوفی است. فلوطین یکی از فیلسوفان یونان بوده که برای بیان مراتب هستی اصطلاح اقانیم را به کار برده است. اقانیم جمع اقنوم است که آن را به جوهر و اصل معنا کرده اند و نقشی اساسی در فلسفه فلوطین دارد در دیدگاه او سه اقنوم اصلی مطرح شده که عبارتند از: احد، عقل و نفس که به ترتیب نخستین مراتب عالم را تشکیل می دهند. ملاصدرا نیز در بیان مراتب هستی به این سه مرتبه تصریح کرده است؛ لیکن علی رغم وجود شباهت های بسیار، تفاوت های چشمگیری با دیدگاه فلوطین دارد. در واقع شباهت این دو نظریه تنها در چهارچوب آنهاست اما در احکام هر مرتبه تفاوت های بی شماری دیده می شود. ملاصدرا با اشراف کاملی که به دیدگاه فلوطین داشته این دیدگاه را پرورانده و به تکامل رسانده و از آن نظریه ای بدیع ساخته است حال ما در نوشتار حاضر که با روش توصیفی و تحلیلی گردآوری شده برآنیم ضمن بیان مراتب هستی از دیدگاه هر دو فیلسوف و بررسی دقیق موارد مشابه و متفاوت احکام هر مرتبه، منحصر به فرد بودن دیدگاه صدرا را به اثبات رسانیم.
۷۱۳.

صورت بندی مفهومی تمایز «ذهن» در مقابل «نفس» نزد صدرالمتالهین(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: نفس امرذهنی تجربه حسی آگاهی مفهومی آگاهی وجودی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۰ تعداد دانلود : ۲۷
چارچوب فکری دکارتی که در فلسفه و عصر جدید غالب است، انسانی را نه به مثابه نفس، بلکه به مثابه جوهر اندیشنده به تصویر می کشد. در این تفکر، حقیقت انسان در تقابل با بدنش، ذهنی است که شئونات و ویژگی های مختلف نفس ارسطویی مانند انفعالات، اراده و تجربه و تاملات نظری و عملی اش، همگی در ذیل ذهن و در زمین آن، تعریف و تحلیل می شوند. اما ایده ارسطو در تعریف نفس یعنی لوگوسِ ناظر(متعلق) به جسم، در فلسفه اسلامی پذیرفته شد و در جریان های مختلف آن، استمرار یافت. پژوهش جاری با التفات به تفاوت ذهن در اندیشه انسان شناسی فلسفی غرب معاصر با نفس در اندیشه فیلسوفان مسلمان، در صدد است تا با تحلیل منطقی و بررسی دیدگاه های صدرالمتالهین –به مثابه فیلسوفی که به تعریف ارسطویی از نفس پایبند بوده و تقریری وجودی از آن ارائه می دهد-، صورت بندی اولیه ای از تمایز مفهومیِ ذهن و امرذهنی با نفس ارائه دهد.
۷۱۴.

نقد و تحلیل صانعیت دمیورگوس در متافیزیک افلاطون(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: دمیورگوس صانع مثال نیک افلاطون اخلاق نفس

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۶ تعداد دانلود : ۲۷
مفاهیم «دمیورگوس» و «مثال نیک» که بخشی از نظام متافیزیکی گسترده افلاطون را تشکیل می دهند، نقش راهبردی در فلسفه این فیلسوف بزرگ دارند. مقاله حاضر به بررسی جایگاه دمیورگوس به عنوان خالق جهان محسوس و رابطه آن با مثال نیک در نظام متافیزیکی افلاطون می پردازد. با روش توصیفی-تحلیلی و استناد به منابع کتابخانه ای، این پژوهش نشان می دهد که دمیورگوس نه خالقی مستقل، بلکه ناظمی است که با تقلید از عالم مُثُل، نظم را به جهانی فاقد ساختار اولیه تحمیل می کند. در این راستا، دو فرضیه اصلی بررسی شده است: نخست، مقلد بودن دمیورگوس؛ دوم، ناتوانی او در ایفای نقش منشأ اخلاق. نتایج پژوهش نشان می دهد که دمیورگوس سازنده ای وابسته به مثال نیک معرفی شده که فاقد توانایی خلق از عدم است. این وابستگی، تناقضی آشکار با نگاه منفی افلاطون به تقلید در دیگر رساله ها (مانند جمهوری) ایجاد می کند. از این رو، ناهماهنگی میان حادث بودن نفس در تیمائوس و ازلی بودن آن در فایدروس، نقش دمیورگوس به عنوان خالق نفس را نیز زیر سوال می برد. از سوی دیگر، مثال نیک به عنوان منشأ اخلاق و خیر اعلی، جایگاهی فراتر از دمیورگوس دارد. در فلسفه افلاطون اخلاق نه محصول عملکرد دمیورگوس، بلکه نتیجه تقرب به مثال نیک است. این پژوهش با تأکید بر جایگاه دمیورگوس به عنوان واسطه بین مثال نیک و جهان مادی، پیشنهاد می کند که بازتعریف نقش او به عنوان ناظم الهی می تواند تناقضات موجود در تفسیرهای سنتی را کاهش دهد. یافته های این تحقیق درک عمیق تری از رابطه خالقیت، اخلاق، و نظم در فلسفه افلاطون فراهم می آورد.
۷۱۵.

بررسی تطبیقی اتحاد نفس و بدن از دیدگاه ابن سینا و ملاصدرا(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: نفس بدن حدوث جوهریت عرضیت اتحاد ابن سینا ملاصدرا

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۷ تعداد دانلود : ۲۳
یکی از مسائل پیچیده فلسفی، شناخت حقیقت انسان و به ویژه رابطه نفس با بدن است. اتحاد نفس و بدن از جمله مسائلی است که به دلیل تجرد نفس و مادی بودن بدن، نظر بسیاری از فلاسفه به ویژه فیلسوفان اسلامی را به خود جلب کرده است. موضوع این مقاله تحلیل آرای ابن سینا و ملاصدرا درباره اتحاد نفس و بدن است. روش تحقیق حاضر به شیوه توصیفی - تحلیلی است. هر دو فیلسوف ایده قدیم بودن نفس، که از افلاطون به یادگار مانده است، را رد می کنند. ابن سینا نفس را در مقام ذات و در مرتبه فعل از زمانی که به بدن ملحق شده است، مجرد می داند، اما ملاصدرا نفس را در مقام ذات مجرد، ولی در مرتبه پیدایش، قائل به حدوث جسمانی آن است. در این مقاله نشان داده ایم که سخنان ابن سینا دارای قوت بیشتری است. زیرا اشکال تبدّل ماهیت، که برخی از محققان در فلسفه اسلامی به نظریه ملاصدرا گرفته اند، بر نظریه ابن سینا، که نفس را در پیدایش و پس از آن مجرد می داند، وارد نمی شود. ضمن اینکه رابطه نفس و بدن از نظر ابن سینا عرضی است، زیرا او نفس را مدبر بدن می داند، ولی ملاصدرا رابطه نفس و بدن را ذاتی و اتحادی می داند.
۷۱۶.

بازنگاهی به جنسیت نفس با نظر به اندیشه های صدرالمتالهین(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: جنسیت زیستی هویت جنسی تشأن نفس ملاصدرا

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵ تعداد دانلود : ۳۸
مطالعات جنسیتی همواره مورد توجه اندیشه وران و به ویژه فیلسوفان بوده است. این موضوع در تلاقی فلسفه، روان شناسی، جامعه شناسی و مطالعات جنسیت قرار دارد و از همین رو، ظرفیت آن را دارد که به بازخوانی انتقادی بنیادهای معرفتی در علوم انسانی بینجامد. تحقیق پیش رو که با هدف بررسی جنسیت نفس انسان از نگاه صدرالمتألهین بنا نهاده شده، در رویکردی کیفی، از روش تحلیلی توصیفی و نیز از تکنیک ها و ابزارهای روش تحلیل اسنادی بهره گرفته است. پرسش اصلی نوشتار حاضر آن است که جنسیت نفس براساس اندیشه های ملاصدرا چگونه تبیین می شود؟ یافته های پژوهش نشان می دهد که: جنس یا همان جنسیت زیستی به تفاوت های زیستی زن و مرد اشاره دارد و شامل صفات زیستی و فیزیولوژیکی او می گردد. صدرالمتألهین که در هستی شناسی جنسیت، آن را خارج از ماهیت انسان و حیوان می داند، در رد فصل بودن ذکورت و انوثت، براهینی چند اقامه می کند. همچنین از اصول مهم صدرایی در مباحث نفس شناسی، تشأن یا شأنیتی است که قوای سافل و آلاتشان نسبت به قوای عالی نفس داشته و به مثابه ظل و سایه آن به شمار می روند. برساخته بر آن، هرچند نرینگی و مادینگی به معنای متعارف خود (جنسیت زیستی)، پس از شکل گیری بدن، معنا می یابد اما حقیقت این صفت، در مرتبه بالاتر ریشه داشته و چون روح انسان در عوالم پیشین با همین جهات و صفات، تقید یافته، جنسیت (جنسیت غیرزیستی) را نیز باید در عوالم پیشین برای نفس، مورد تأکید قرار داد.
۷۱۷.

تحلیل مؤلفه های کهن الگوی «نفس» در رسایل سهروردی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: یونگ کهن الگو نفس رسایل سهروردی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳ تعداد دانلود : ۸
کارل گوستاو یونگ، بنیان گذار مکتب روان شناسی تحلیلی، ازجمله روان شناسان ساختارگراست که یکی از مشهورترین اصطلاحات مکتب نظری وی را باید «کهن الگو» دانست. کهن الگو تصویری ازلی از اندیشه های موروثی در ضمیر ناخودآگاه جمعی است که قدمتی به اندازه تاریخ بشر دارد. در میان اقسام کهن الگو که یونگ برمی شمارد، «نفس» را مهم ترین آنها می داند؛ چراکه هسته مرکزی شخصیت است و دستیابی به عامل روانی مهمی به نام «فرایند تفرد» را زمینه سازی می کند. این جستار با بهره گیری از روش توصیفی تحلیلی، مؤلفه های کهن الگوی نفس را در چهار مورد از رساله های سهروردی با عنوان های آواز پر جبرئیل، فی حاله الطفولیه، رساله الطیر و عقل سرخ واکاوی خواهد کرد. براساس بررسی ها به نظر می رسد نفس در این رساله ها گونه ای از راوی درون رویداد است و در دو قالب «نفسِ کودک» و «نفسِ پرنده» بازنمایی شده است که طی فرازونشیب هایی که سپری می کند، به سطوحی از تعالی شخصیتی و روحانی می رسد و مراتبی از فرایند تفرد را طی می کند. کهن الگوی نفس در آثار سهروردی، نوعی فراخواندن مخاطب به گستره تعالی شخصیتی است؛ گویی در ژرف ساخت متن، نویسنده درصدد است نفس مخاطب خویش را با شکوفایی در سطوح گوناگون شخصیتی وارد سیر فرایند تفرد کند.
۷۱۸.

انسان شناسی مسیحی، دوگانه گرا یا سه گانه گرا؟(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: دوگانه انگار سه گانه انگار نفس روح پولس

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۸ تعداد دانلود : ۱۵
پولس رسول در یکی از دیدگاه های الهیاتی اش معتقد است که آدم ابوالبشر با عصیان خود و خوردن میوه ممنوعه، مرگ را برای خود و همه ابنای بشر به ارمغان آورد. اگرچه گاه این مرگ به معنای موت و انفکاک نفس از جسم تفسیر می شود، اما واقعیت این است که این مرگ در همان حالی که انسان از نظر جسمانی زنده است، رخ می دهد و آدمی درحالی که زنده است، مرده است. در باب حل این مسئله دیدگاهی مطرح شد که در آن انسان دارای سه ساحت جسم، نفس و روح است و مرگی که پولس در نظر گرفته، مرگ روح است و به نوعی سه گانه انگاری ارائه شد. البته در برابر این دیدگاه، نگرش دوگانه انگار نیز وجود دارد که آدمی را تنها دارای جسم و روح در نظر گرفته است. اکنون در این نوشتار، با مراجعه به کتاب مقدس و تفاسیر آن، در پی بررسی این دو دیدگاهیم و البته در نهایت با بررسی ادله دو طرف به این نتیجه می رسیم که برداشت سه گانه انگار درباره ساحت های وجودی انسان، از منظر کتاب مقدس چندان موجه نیست و اندیشمندان مسیحی نمی توانند برای تبیین دیدگاه پولس به آن تکیه کنند.
۷۱۹.

صورت بندی و ارزیابی استدلال کانت بر نفی «امکان شناخت نظری نفس»(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: نفس شناخت کانت شهود فاهمه امکان شناخت نفس امکان مابعدالطبیعه

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴ تعداد دانلود : ۱۷
با توجه به آرا و دیدگاه های کانت، استدلال وی بر عدمِ «امکان شناخت نفس از طریق نظری» را می توان این گونه صورت بندی کرد: «1. کثرات شهود حسی از نفس («من» اندیشنده) داده نمی شود؛ 2. هر چیزی که کثرات شهود حسی از آن داده نشود، شناخت ناپذیر خواهد بود؛ نتیجه: نفس شناخت ناپذیر است». این استدلال از نظر صوری معتبر است و اگر نفس را به عنوان من اندیشنده یک امر صرفاً استعلایی و غیرتجربی بدانیم، نتیجه آن، البته صرفاً در محدوده معنای کانتی از شناخت، به طور مطلق صادق و معتبر خواهد بود؛ اما ابهام و ناسازگاری موجود در دیدگاه کانت درباره نفس یا من، نتیجه استدلال او را حتی در محدوده معنای کانتی از شناخت، مخدوش و نامعتبر می سازد.
۷۲۰.

تبیین فلسفی تکامل برزخی نفس بر اساس نظریه «حرکت در مجردات» استاد فیاضی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: تکامل برزخ تکامل برزخی نفس حرکت مجرد

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۷ تعداد دانلود : ۱۶
تکامل برزخی نفوس انسانی در رهیافت وحیانی امری مسلّم و قطعی است، ولی از جنبه بحث فلسفی با اشکال مهم «استحاله حرکت در مجردات» مواجه است. حکمای حکمت مشاء با اقامه براهینی از جمله «برهان قوه و فعل» بر اثبات وجود هیولا در اجسام به مثابه جزء جوهری مستقل از صورت و نفی این جزء جوهری در وجود جوهر مجرد به علت بساطت آن، وجود هیولا را مصحح حرکت در جواهر جسمانی و فقدان آن در جواهر مجرد را مانع پذیرش حرکت در آنها می دانند؛ ازاین رو در تبیین فلسفی تکامل برزخی نفس دچار مشکل شدند و نهایت توجیه فلسفی که در این مسئله ارائه دادند، کلام فارابی است که تکامل نفوس در برزخ را به واسطه تعلق نفس به اجرام سماوی می داند. ملاصدرا برای جمع بین حرکت و تجرد و پاسخ به استحاله «حرکت در مجردات»، به ساحت جسمانی نفس متمسک می شود و وجود قوه و هیولا در ساحت جسمانی نفس را مصحح حرکت جوهر مجرد (نفس) می داند، ولی با مفارقت نفس از ساحت جسمانی با اشکال نیازمندی حرکت به هیولا مواجه می شود که از این نقطه بحث اضطراب ظاهری کلمات ملاصدرا آغاز می گردد و به حسب ظاهر حرکت جوهری نفس در حیات برزخی از منظر وی مصحح حرکت را ندارد و این مسئله پس از وی مورد تحقیق اندیشمندان قرار گرفت، ولی به درستی راه حلی ارائه نشد؛ اما استاد فیاضی با ابطال براهین مثبت هیولا و جواز حرکت در مجردات، به تبیین فلسفی تکامل برزخی پرداخته است. در این مقاله با روش توصیفی انتقادی پس از طرح اجمالی اندیشه های مشاء و حکمت متعالیه درباره تکامل برزخی نفس، اندیشه های استاد فیاضی را به تفصیل ارزیابی و پذیرفته است.