مطالب مرتبط با کلیدواژه

نفس


۵۶۱.

مقایسه و داوری میان آراء و مبانی ملاصدرا و فخررازی در مسئلۀ معاد جسمانی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: معاد جسمانی اعاده معدوم بعینه نفس تجرد قوا تجرد خیال ملاصدرا فخررازی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۶۵ تعداد دانلود : ۲۶۴
فخررازی و ملاصدرا از معتقدان به معاد جسمانی هستند، اما از دو منظر متفاوت. مقایسه آراء ایشان نشاندهنده وجود مشابهت در برخی مبانی و اختلافات بنیادین در برخی دیگر است. خاستگاه اختلافات آنها در مبانی فلسفی و بویژه بحث «اعاده» معدوم بعینه و «تجرد قوا» است. اثبات عقلی معاد جسمانی فخررازی، با اعتقاد به اینهمانی آن با اعاده معدوم بعینه همراه است که نتایج نادرستی مانند مادی شدن ابعاد مجرد نفس در معاد را در پی دارد. از سوی دیگر، برخلاف ادعای فخررازی مبنی بر عدم اعتقاد فیلسوفان به معاد جسمانی، ملاصدرا نخستین بار در مقام یک فیلسوف، به اثبات فلسفی آن همت گمارد. اگرچه رویکرد فلسفی او موجب بروز انتقاداتی بر وی شد، اما همین رویکرد رمز مصونیت او از تکرار اشتباهات متکلمان، ازجمله فخررازی نیز بود. ملاصدرا با ردّ نظریه اعاده معدوم، به معاد جسمانی اخروی معتقد بود نه معاد جسمانی عنصری؛ بهمین دلیل برای اعاده افعال شخص، دیگر احتیاجی به نظریه متکلمان مبنی بر «بازگشت اجزاء متفرق شده» انسان نداشت. از دیگر تفاوتهای فخررازی و ملاصدرا، مسئله تعدد و تجرد قواست. هر دو اندیشمند به تجرد نفس معتقد بودند، با این تفاوت که فخررازی به عدم تعدد قوای نفسانی باور داشت و سعی میکرد این آموزه را با اعتقاد به اعاده معدوم بعینه هماهنگ کند، اما در مقابل، ملاصدرا راه حل مسئله معاد جسمانی را همانند بسیاری از مسائل دیگر، در طریق خاص معرفت نفس، بویژه تجرد خیال میدانست. این مقاله بدنبال تبیین و ارزیابی اختلافات مبنایی ایندو متفکر در مسئله معاد جسمانی است.
۵۶۲.

تحلیل دیدگاه هانری کُربَن در تأویل رمز و نقش خیال فعال در فهم متون حکمی اسلامی

کلیدواژه‌ها: هانری کربن متون حکمی رمز تأویل نفس خیال فعال

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۶۲ تعداد دانلود : ۲۶۸
در دو ره های مختلف، متناسب با زمینه های فکری و معرفتی رایج، نوع نگاه مفسران و مخاطبان به متون عرفانی دیگرگون و متفاوت بود ه است. تعالیم و زبان سیّال متون عرفانی همواره بر اساس نیازها و زمینه های روحی و تمایلات درونیِ پژوهشگران و مخاطبان، مورد تأویل و رمزگشاییِ قرار گرفته اند. برخی مفسران و پژوهشگران متون عرفانی، این متون را از منظر یک حقیقت یا زبان رمزیِ برتر نگاه کرده، تفاسیری مبتنی بر تحلیل رمزها یا به عبارتی، رمزگشایی مفاهیم بنیادین زبان عرفانی ارائه کرد ه اند. پروفسور هانری کربن از جمله این افراد است؛ وی همواره سعی می نمود که علاوه بر بازنمایی و تفسیر مفاهیم کلیدیِ حکمت اسلام ی ایرانی، با اتخاذ شیوه تحلیل مبتنی بر فلسفه پدیدارشناسانه، با گرایش به تأویل رایج در حکمت اسلامی، زبان رمزاندیشانه متون حکمی را کشف و تبیین نماید. در این مقاله، تلاش می شود با رویکردی توصیفی- تحلیلی، دیدگا ههای کربن درباره رمز و رمزپردازی در متون حکمی ایران ی اسلامی، به شکل منسجمی صورت بندی گردد. از نظر کربن، متن وقتی به حقیقتش بازگردانده م ی شود که نفس نیز در سیری صعودی به حقیقت خود -که انتقال از سطح نمودها و مجازهاست- بازگردد؛ نتیجه اینکه بر اساس فهم رمزاندیشانه از متون حکمی، تأویل نه فقط درک معنای نهفته متن در سطح افقی، بلکه صعود شخص مؤولِ به سطح وجودی جدید و دریافت آگاهیهای از نوع این مرتبه وجودی جدید خواهد بود، که کربن از آن با اصطلاح «تأویل نفس » یاد کرده است.
۵۶۳.

خودشناسی و خودسازی از منظر امام علی علیه السلام در نهج البلاغه

نویسنده:

کلیدواژه‌ها: خودشناسی خودسازی تقوی نفس نهج البلاغه

تعداد بازدید : ۵۹۰۱ تعداد دانلود : ۹۳۸
خودسازی به عنوان جهاد اکبر از وظایف مهمی است که هر فرد باید در حد وسع و توان خویش بکوشد تا عزت خود خانواده و اجتماعی که در آن زندگی می کند را اعتلا بخشد. خودسازی می تواند در ابعاد جسمی روحی فکری اخلاقی ایمانی و اعتقادی صورت پذیرد. برای وصول به مرحله خودسازی لازم است فرد ابتدا خود را در تمامی ابعاد وجودی بشناسد که ثمره آن معرفت الله است. بدون تردید رسیدن به وضعیت مطلوب و ایده آل بدون شناخت انسان به عنوان موضوع تربیت امکان پذیر نیست. از نظر امام علی علیه السلام در نهج البلاغه، معرفت نفس تزکیه تهذیب محاسبه نفس رعایت تقوا عمل به دستورات و معارف دینی از اصول اساسی خودسازی است و راه هایی مانند رعایت اخلاق تعقل و اندیشه عبادت توبه یاد مرگ ئرهیز از دنیادوستی شهوت ئرستی امیال و آرزوها اجتناب از فخر فروشی و تکبر خودبینی آمده است. از نظر امام علی علیه السلام خودسازی تنها فردگرایانه نیست. بلکه در ارتباط با دیگران نیز مطرح می شود  مقصود این نیست که هرگاه انسان بخواهد خود را بسازد و به اصلاح خویشتن خویش پردازد باید از اجتماع دوری گزیند و ازوا و گوشه نشینی اختیار کند. در این مقاله بررسی و تحلیل محتوای سخنان امام علی علیه اسلام درباره اهمیت و ضرورت خودشناسی و خودسازی و سلسله مراتب و ره آورد آن در نهج البلاغه با روش تحقیق کتابخانه ای آمده است.
۵۶۴.

تحلیل ادله جاودانگی روح بر پایه رساله فایدون افلاطون(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

نویسنده:

کلیدواژه‌ها: افلاطون فایدون جاودانگی روح هماهنگی نفس

تعداد بازدید : ۴۱۰ تعداد دانلود : ۲۹۱
رساله فایدون از این جهت اهمیت دارد که سه استدلال معروف افلاطون بر جاودانگی روح را بیان می کند که به ترتیب « استدلال از طریق تضاد»، « استدلال از طریق تذکر» و « استدلال از طریق بساطت» نامیده شده است. در استدلال از طریق تضاد، یک اصل کلی بیان می شود که به موجب هر ضدی از ضد خویش پدید می آید.در استدلال از طریق تذکر بیان می شود که به موجب گزاره « تعلم، تذکر است»، انسان می باید برخوردار از روح دارای حیات قبل از تولد باشد تا بتواند به درک معقولات نائل آید. استدلال از طریق بساطت بیان می کند که علت فناپذیری اشیاء، ترکب است و چون روح ، بسیط است، فناپذیر نیست. در اشکال اول با بیان یک نظریه رقیب، نظریه ثنویت گرایی سقراطی به چالش کشیده می شود. بر اساس نظریه شبه پدیدارانگاری، روح ، کیفیت بدن محسوب می شود و آن را هماهنگی بدن دانسته اند. پاسخ های سقراط بیشتر بیان لوازم فاسده نظریه هماهنگی است؛ عدم تبعیت روح از بدن در همه موارد، عدم تفاوت ارواح نیک و بد، دو لازمه فاسد در این اشکال اند. در اشکال دوم بیان می شود که روح ممکن است مرگ ناپذیر باشد ولی ممکن نیست فناپذیر نباشد. سقراط در پاسخ خویش به نظریه « مثل» متوسل شده و روح را بهره مند از صورت حیات می شمارد که علی الفرض جاودانه است و صورت مرگ را نمی پذیرد. گفته اند در این پاسخ، بهره مندی همیشگی و جاودانه از صورت حیات، اثبات نشده است.
۵۶۵.

نگرش فلسفی ملاصدرا به مفهوم "ولایت" و کارکرد های آن(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

کلیدواژه‌ها: اصالت وجود امکان اشرف سنخیت حرکت جوهری نفس

تعداد بازدید : ۴۰۸ تعداد دانلود : ۲۷۲
مسئله "ولایت" از مهم ترین مسائل عرفانی است که ملاصدرا بر اساس ابتکارات فلسفی خود رنگ فلسفی به آن بخشید و آن را به یک مسئله متقن فلسفی – عرفانی تبدیل کرد، هرچند فیلسوفان قبل از ملاصدرا نیز کم وبیش سعی در فلسفی و برهانی کردن مسئله ولایت کردند؛ اما ملاصدرا با زیر بنایی که بر اساس اصول خود بنیان نهاد، بیش از همه در این امر توفیق یافت و این مسئله را بر بنایی استوار بنا کرد. او مسئله ولایت را در دو قوس صعود و نزول تبیین کرد. مبانی وجود شناختی سریان حقیقت ولایت در قوس نزول و مبانی انسانشناختی مسئله ولایت را در قوس صعود بررسی می کند. مبانی انسان شناختی در قوس صعود بیانگر مقدمات وصول به مقام ولایت است. بر اساس نظر ملاصدرا، مقام ولایت در قوس صعود اکتسابی است. این مقام مقامی است که انسان به قدر وسع و تلاش خود، به مرتبه ای از مراتب این حقیقت در قوس صعود خواهد رسید و شرط صعود به این مرتبه در مرحله اول این است که انسان حقیقت وجودی خود را بشناسد. حقیقت وجودی او که نفس اوست، ودیعه و نفخه ای از روح الهی است که خداوند در آن استعدادهایی فراوانی به صورت بالقوه قرار داد و این نفس شئون و مراتب گوناگونی دارد که در هر مرتبه اش، توان ارتباط و اتحاد با مرتبه خاصی از این عالم را دارد، این است که انسان سعی خود را برای رسیدن به مقامِ قرب الهی معطوف می دارد.
۵۶۶.

مسئله ارتباط نفس با بدن مادی بعد از مرگ (با رویکرد فلسفی- کلامی)(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:

کلیدواژه‌ها: ارتباط نفس و بدن نفس بدن روح مرگ فلسفه دین

تعداد بازدید : ۲۵۷ تعداد دانلود : ۲۲۴
یکی از مسائل مرتبط با مرگ، مسئله ارتباط نفس با بدن، بعد از مرگ است. مسئله تحقیق این است که آیا بعد از مرگ بطور کلی ارتباط نفس با بدن قطع می شود و نفس هیچ گونه ارتباطی با بدن ندارد؟ در این مقاله با روش توصیفی- تحلیلی، مسئله ارتباط نفس و بدن بعد از مرگ با رویکرد فلسفی و کلامی مورد تحقیق قرار گرفته است. نگارنده در این موضوع ضمن پذیرش قطع تعلق تدبیری نفس نسبت به بدن، نکات و ملاحظاتی بر اساس رویکرد فلسفی و دینی مطرح کرده است. یافته های تحقیق گویای آن است که حکم ارتباط نفس با بدن بعد از مرگ در انسان های مختلف، متفاوت است. در نفوس کامل، به جهت قوت نفس، ارتباط شدیدتر از نفوس ضعیف تر است و از طرف دیگر در زمان اولیه قطع تعلق نفس از بدن، به جهت انس نفس با بدن، این ارتباط شدیدتر است. در ساعت ها و روز های اولیه توجه نفس به بدن خیلی شدید است.
۵۶۷.

تضاد انگاری در نظریه حدوث جسمانی نفس و بقای روحانی آن(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:

کلیدواژه‌ها: نفس حدوث جسمانی تجرد حرکت جوهری ملاصدرا

تعداد بازدید : ۳۳۳ تعداد دانلود : ۲۳۸
حدوث جسمانی نفس و نیل آن به مرتبه تجرد عقلانی پس از طی مراحل استکمالی، از دست آوردهای مکتب حکمت متعالیه به شمار می رود که مسبوق به سابقه در میان حکمای قبل از صدرالمتالهین نیست. مطابق مبانی ایشان، نفس انسانی به واسطه حرکت ذاتی و جوهری خویش از مرتبه مادیت به مرتبه تجرد محض نایل می شود. این مفاد قاعده جسمانیه الحدوث و روحانیه البقای نفس است. شبهه ای که به عنوان مسئله تحقیق از این منظر پدیدار می گردد این است که چگونه یک امر واحد حقیقی مانند نفس، متصف به دو وصف متضاد یا متناقض؛ یعنی مادیت و تجرد می شود؟ آیا این همان انقلاب مستحیل است؟ یافته های تحقیق در این مساله نشان می دهد که بر اساس اصالت وجود و مراتب تشکیکی آن، شبهه مورد نظر توان ورود به این عرصه را نخواهد داشت؛ زیرا استحاله انقلاب ذاتی مربوط به نگرش اصالت ماهیت و نیز اصالت وجود مبتنی بر تباین وجودات است. مراتب تشکیکی وجود نفس ناطقه انسانی مصحح این است که نفس در یک مرتبه مادی است و در مرتبه دیگر، مادیت را پشت سر گذاشته و به مرتبه تجرد می رسد. بنابر این وحدت در مرتبه در اینجا صادق نیست تا اجتماع دو امر متضاد یا متناقض لازم آید. در مراتب تشکیکی به جهت عینیت مابه الامتیاز با مابه الاتفاق، خدشه ای در بساطت و وحدانیت نفس نیز وارد نمی کند. این دیدگاه ضمن سازگاری با آموزه های وحیانی، مویداتی نیز در این حوزه دارد. این نوشتار با روش تحقیق توصیفی و تحلیل مبانی، به بررسی و تحلیل این مساله پرداخته است.
۵۶۸.

تحلیل انتقادی دیدگاه رایل درباره ی مسأله ی تعامل نفس و بدن و رابطه ی آن با انکار نفس، بر اساس مبانی حکمت متعالیه(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: بدن نفس دوگانه انگاری رایل ملاصدرا

تعداد بازدید : ۳۳۹ تعداد دانلود : ۲۷۸
دوگانه انگاری افراطی نفس و بدن در فلسفه ی دکارت مسأله ی رابطه ی آن دو را پیش آورد. یکی از نقدهایی که مخالفان دوگانه انگاری بر این دیدگاه وارد کرده اند همین مسأله بوده است. گیلبرت رایل نیز در کتاب مفهوم ذهن (1949) که در رد دوگانه انگاری دکارتی نوشته است این اشکال را مطرح کرده است. این مسأله توسط خود دکارت و معاصرانش نیز مطرح و پاسخ داده شده است. اما راه حل هایی که دکارت برای حل این مسأله ارائه داد قانع کننده نبودند و او در نهایت برای حل (منحل کردن) این مسأله فکر نکردن به چگونگی این رابطه را پیشنهاد داد. صدرالمتألهین با برداشتن شکاف بین نفس و بدن و با استفاده از مبانی خاص خود از جمله اصالت و تشکیک وجود، حرکت جوهری و ... و همچنین با مطرح کردن وسائطی چون روح بخاری و بدن مثالی به دنبال پاسخ مناسبی به این مسأله بود. در این دیدگاه نفس و بدن دو موجود متمایز منفصل نیستند؛ بلکه آن دو مراتب یک حقیقت واحدند. اگرچه بر اساس دیدگاه صدرا می توان پاسخ بهتری به مسأله ی تعامل نفس و بدن ارائه داد اما این دیدگاه نیز با اشکال ها و ابهام هایی مواجه است. به نظر می رسد فیلسوفان علی رغم همه ی تلا ش هایشان نتوانسته اند پاسخ در خوری به این مسأله دهند اما این امر نمی تواند دلیلی بر انکار وجود نفس باشد.
۵۶۹.

بررسی رهاورد جنسیت پذیری اخلاق از منظر فمنیسم با سنجه مبانی حکمت صدرایی(مقاله پژوهشی حوزه)

کلیدواژه‌ها: جنسیت اخلاق فمینیسم حکمت متعالیه نفس

تعداد بازدید : ۳۲۱ تعداد دانلود : ۲۶۸
نگره «جنسیت پذیری اخلاق» از مسائل چالش برانگیزی است که از اواخر قرن هجدهم و با اوج گیری فعالیت های فمینیست ها، در حلقه های فکری باورمندان به این جریان مطرح شد. فمینیست ها در موضع گیری برابر این انگاره، به دو دسته تقسیم شدند؛ گروهی با ادعای برابری کامل زن و مرد، هرگونه تفاوت میان ایشان را انکار کرده و دسته ای با سراب پنداشتن آرمان جنسیت واحد، انگشت تأکید بر برتری جنس زن نهادند. گرچه پرسش از جنسیت پذیریِ اخلاق، در سنت اسلامی، سابقه ای ندارد، اما با توجه به مطالعات دقیق و موشکافانه ای که اندیشمندان مسلمان (به طور خاص فیسلوفان) پیرامون مسأله نفس داشته اند، می توان از دل مبانی و مباحثی که طرح کرده اند، پاسخی سلبی یا ایجابی به این پرسش داد. به همین منظور در این نوشتار، با تکیه بر مبانی حکمت صدرایی، به استنطاق این مکتب در پاسخ به «جنسیت پذیری اخلاق» مبادرت ورزیده ایم و ضمن نمایاندن نقص فمینیست ها در بی التفاتی به مبانی انسان شناختی و نفس شناختی مسأله، به مقایسه تطبیقی میان پاسخ برآمده از مبانی صدرایی با انگاشته های فمینیست های اخلاق گرا پرداخته ایم و به این نتیجه رهنمون گشته ایم که دیدگاه جنسیت پذیری نفس به صواب نزدیک تر است. البته این به معنای نادیده انگاری تفاوت هنجارهای اخلاقی میان مرد و زن نیست. روش ما در این پژوهش، توصیفی_تحلیلی است.
۵۷۰.

جایگاه بدن در امر ادراک از منظر ابن سینا و موریس مرلوپونتی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: ادراک بدن نفس ابن سینا موریس مرلوپونتی

تعداد بازدید : ۳۹۷ تعداد دانلود : ۳۲۱
در تاریخ اندیشه فلسفی، بحث از علم و ادراک همواره بر محور نفس بوده و بدن به منزله امری ثانوی دائماً در حاشیه قرار گرفته است. فیلسوفان اسلامی به ویژه مشائیان، علم و ادراک را فعل نفس و نه بدن می دانند. در این پژوهش سعی بر آن است تا با روش تحلیلی توصیفی و با رویکرد تطبیقی، آرای علم النفس ابن سینا و اندیشه موریس مرلوپونتی درباره ادراک بدن مند بررسی شوند. در این راستا ابتدا آرای ابن سینا در باب اصول علم النفسی و سپس نقش بدن در ادراک، واکاوی و در ادامه پدیدارشناسی ادراک و نقش بدن در آن از منظر موریس مرلوپونتی بررسی می شوند. ابن سینا با اعتقاد به دوگانگی نفس و بدن، نفس را مبنای ادراک دانسته است؛ اما در عین حال، از نقش بدن – اعم از تأثیر مستقیم و غیرمستقیم – در امر ادراک نیز غافل نیست. او نفس را همچون راکبی می داند که از مرکب خود یعنی بدن، در افعال و همچنین ادراک بهره می گیرد. درمقابل، نفس و بدن نزد مرلوپونتی با هم اتحاد دارند و بدن در امر ادراک دارای نقشی پررنگ تر و برجسته تر است و به عبارتی، بدن، یگانه راه ادراک هستی است و آگاهی در بدن جاسازی می شود.
۵۷۱.

استعارههمفهومی «دانستن به مثابه ی دیدن» در نظام فلسفی ملاصدرا(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: ملاصدرا علم مشاهده استعاره مفهومی نفس

تعداد بازدید : ۲۹۶ تعداد دانلود : ۲۳۰
در چارچوب نظریه ی استعاره های مفهومی، استعاره ها بخش جدایی ناپذیری از نظریات و تئوری های علمی محسوب می گردند. بسیاری از مفاهیم انتزاعی و تئوری های حامل این مفاهیم بواسطه استعاره های مفهومی قابل فهم و تبیین شده اند. استعاره «دانستن به مثابه ی دیدن» ریشه در تجارب مشترک انسانی دارد. این استعاره علاوه بر حضور در زبان روزمره و عرفی، به متون فلسفی و عرفانی نیز راه یافته است. ملاصدرا از این استعاره جهت توصیف و تبیین معرفت حضوری بهره برده است. در فرایند دیدن، سه عنصر قابل تفکیک است؛ بیننده، شی دیده شده و نسبت میان بیننده و شی دیده شده. هر کدام از این عناصر بواسطه استعاره های فرعی دیگری جهت تبیین معرفت حضوری بکار گرفته شده اند. استعاره های «عالم به مثابه بیننده»، «معلوم به مثابه شی دیده شده» و «کیفیت علم به مثابه نسبت میان بیننده و شی دیده شده» در ذیل استعاره «دانستن به مثابه دیدن» قابل تعریف است. این استعاره ها تنها جنبه آموزشی و یا زیبایی شناختی ندارند بلکه بخش جدایی ناپذیری از تبیین نظریه معرفت در دستگاه فلسفی ملاصدرا محسوب می شوند.
۵۷۲.

شنوایی از دیدگاه ملاصدرا و عصب شناسی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: شنوایی ادراک نفس ملاصدرا عصب شناسی

تعداد بازدید : ۴۸۹ تعداد دانلود : ۲۸۱
شنوایی یکی از مفاهیمی است که همواره مورد توجه فیلسوفان اسلامی مانند ملاصدرا و دانشمندان علوم اعصاب بوده است. در فلسفه و علوم اعصاب، شنوایی به عنوان قوه ای معرفی می شود که صوت را درک می-کند. درک صوت شامل مراتب حسی، خیالی و عقلی است، که یافته های علوم اعصاب و فلسفه در این زمینه مکمل یکدیگر هستند. از دیدگاه علوم اعصاب اصوات در مراتب حس و خیال (حافظه) فرآیند پیچیده ای را در سیستم شنوایی محیطی و مرکزی پشت سر می گذارند که منجر به ادراک شنوایی می شود. اما ملاصدرا تبیین علمای طبیعی از شنوایی را مخدوش می داند و معتقد است که در این تعاریف علل اعدادی با علل فاعلی خلط گردیده است. صدرا معتقد است وقتی نفس از طریق بدن و تعلق به بدن با عالم طبیعت و خارج ارتباط برقرار کرد، صورتی مماثل با شی خارجی را در حیطه خود (نفس) انشاء می کند. در واقع این روح است که حقیقت صوت را خلق می کند. این ماهیت تجردی شنوایی، خود را در مراحل بالاتر آن، یعنی شنود مثالی و عقلی، آشکارتر می سازد.
۵۷۳.

بررسی تحلیلی اثبات تجرد برزخی نفس از طریق ثبات نفس و تغییر بدن از دیدگاه صدرالمتألهین(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: صدرالمتألهین نفس بدن تجرد برزخی تجرد مثالی

تعداد بازدید : ۳۲۶ تعداد دانلود : ۳۲۵
تقسیم موجودات به مادی و مجرد ازجمله آموزه های فیلسوفان پیش از صدرالمتألهین است که گرچه مورد پذیرش او نیز واقع شد، در چارچوب مبانی فلسفی وی تفسیر تازه ای یافت. وی با تقسیم تجرد به برزخی و عقلی، برخی ادله فیلسوفان پیشین بر اثبات مغایرت نفس و بدن را برای اثبات تجرد برزخی نفس به کار برد که ازجمله آنها دلیلی از ابن سیناست که بر ثبات نفس و تغییر بدن مبتنی است. از این استدلال می توان دست کم سه تقریر ارائه داد که برخی از آنها در آثار صدرالمتألهین یافت می شود. با تحلیل استدلال، آشکار می شود که در مقام به کارگیری استدلال یادشده به منظور اثبات تجرد نفس، همه فروض محتمل توسط فیلسوفان بررسی نشده است. درعین حال با نظر به برخی آرای فیلسوفان می توان همچنان از این دلیل دفاع کرد. در نهایت گرچه این دلیل مستقیماً نوعی خاص از تجرد را ثابت نمی کند، از دیدگاه صدرالمتألهین باید آن را صرفاً مثبت تجرد برزخی نفس تلقی کرد؛ چراکه به باور او فقط کسانی از تجرد عقلی برخوردارند که کلی را درک کنند و افراد بسیار اندکی قادر به درک کلی اند. پس ادله ای که تجرد همه نفوس انسانی را ثابت می کنند، براساس دیدگاه صدرا، جز تجرد برزخی را شامل نمی شوند.
۵۷۴.

بررسی مراتب وجود در نظام فلسفی فلوطین(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: احد عقل نفس فلوطین اقنوم فراهستی

تعداد بازدید : ۴۳۳ تعداد دانلود : ۳۲۸
نظام فلسفی فلوطین جزو تأثیرگذارترین فلسفه هاست که نه تنها بر فلسفه مسیحی بلکه بر فلسفه اسلامی نیز تأثیرات فراوانی دارد. هستی شناسی و جهان شناسی فلوطین بر پایه سه بنیاد استوار است: احد، عقل و نفس. از رهگذر این جستار مشخص می شود که به باور فلوطین، «احد»، فراهستی، شناخت ناپذیر و واحد حقیقی است؛ چنان که «عقل» به عنوان هستی حقیقی، وحدت در عین کثرت است و از جامعیت وجودی برخوردار است و با معقولاتش اتحاد دارد و ترسیم کننده جهانی نورانی است که هیچ حد و مرزی ندارد. سومین بنیاد در نظام فلسفی فلوطین، نفس است که سه مصداق دارد: نفس کلی، نفس فردی و نفس عالم. در فلسفه فلوطین، طبیعت با عالم ماده متفاوت است.
۵۷۵.

بررسی نقش نفس و بدن در پیدایش لذت و الم براساس دیدگاه ابن سینا و ملاصدرا(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: نفس بدن لذّت و الم علوم تجربی ابن سینا ملاصدرا

تعداد بازدید : ۳۷۹ تعداد دانلود : ۳۳۲
تبیین علوم تجربی و فلسفه اسلامی از لذت و الم، و نقش نفس و بدن در پیدایش آن ها متفاوت است. دانشمندان تجربی، تبیینی کاملاً فیزیکالیستی از نحوه حصول لذت و الم به دست داده و برخی بر این اساس، حالات نفسانی را به گونه هایی صرفاً جسمانی فروکاسته اند. ابن سینا درخصوص لذات و آلام حسی، نقشی بالسویه برای نفس و بدن قائل شده؛ اما حصول لذات و آلام وهمی و خیالی را از اوصاف نفس متعلق به بدن دانسته است. ازنظر او تنها لذات و آلام عقلی از اوصاف نفس بما هی نفس هستند؛ اما طبق دیدگاه صدرالمتألهین، از آنجا که لذت و الم ازسنخ ادراک است و از طرفی همه قوای ادراکی، مجرد از ماده هستند، لذت و الم ناشی از هرکدام نیز مجرد از ماده است؛ از این روی، آنچه در علوم تجربی درباره سازوکار و فیزیولوژی حصول لذت و الم ذکر می شود، مربوط به حقیقت این دو مقوله نیست و درواقع، به مرحله زمینه سازی و اِعداد آن ها بازمی گردد. در این مقاله، ضمن بررسی حقیقت لذت و الم، و تبیین مراحل پیدایش انواع آن ها نقش ایجابی و سلبی نفس و بدن در مراحل شکل گیری لذت و الم را با توجه به مبانی موردنظر ابن سینا و ملاصدرا تحلیل کرده ایم.
۵۷۶.

تحلیل تطبیقی روانشناسی شخصیت ازدیدگاه فروید و آموزه های نهج البلاغه

کلیدواژه‌ها: نهج البلاغه روانکاوی فروید شخصیت غریزه نفس

تعداد بازدید : ۹۵۶ تعداد دانلود : ۴۰۶
در روان شناسی، شناخت شخصیت و اجزای آن نقش بنیادینی در درمان اختلالات روان شناختی دارد. نظریه روانکاوی فروید تمام جنبه های مختلف شخصیت را از زمان پیدایش تا درمان اختلالات شخصیت شامل می شود. به باور فروید، روان انسان از ساحت های سه گانه نهاد، من و فرامن تشکیل شده است که هر سه ساحت از نوع ذهنی هستند. وی همچنین سه حالت به نام های خودآگاه، نیمه خودآگاه و ناخودآگاه برای روان انسان در نظر گرفته که از میان آن ها، ناخودآگاه بیش ترین تأثیر را در رفتارهای انسان دارد. همچنین نظریه فروید در تبیین ماهیت و ارکان روان انسان از منظر آیات قرآن، روایات و به ویژه نهج البلاغه، مخدوش است. پژوهش حاضر که با روش توصیفی - تحلیلی به مطالعه تطبیقی شخصیت شناسی از دیدگاه نهج البلاغه و روانکاوی فروید پرداخته است؛ سعی دارد با استفاده از منابع روان شناختی و آرای امیرالمؤمنین (ع) مفهوم روح و نفس را در نهج البلاغه و جایگاه آن ها در روان شناسی شخصیت بررسی نماید. یافته های پژوهش نشان داده اند که مهم ترین تشابه دو دیدگاه، رشد و پیشرفت معیارها و رفتار اخلاقی و تفاوت ها این است که نگرش نظریه روان شناسی، انسان محور ومحدود به نفس اماره آدمی است و تنها به بهزیستی فردی و اجتماعی توجه می کند، در حالی که نگرش امام علی (ع) در نهج البلاغه، علاوه بر توجه به ابعاد انسانی، خدامحور است وبا روش های مؤثرتری همچون توجه به ابعاد عمیق روح انسانی به تعالی روح و ارتباط با خدا توجه می کند و به طور معناداری باعث کاهش نشانه های آسیب های روانی همچون اضطراب و اختلال در عملکرد اجتماعی و فردی دربین اقشار عمومی جامعه شده است.
۵۷۷.

چالش های اسراف در قتل در حقوق ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: اسراف قتل قصاص نفس

تعداد بازدید : ۳۲۹ تعداد دانلود : ۲۴۹
اسراف نکردن در قتل عبارتی برگرفته از آیه 33 سوره اسراء قرآن کریم است؛ در این آیه پس از بیان حرمت قتل انسان و حق ولی دم مقتولنسبت به قاتل، از زیاده روی در قتل منع شده است، ظاهرعبارت آیه با لحاظ عبارت قبلی آن ناظر به زیاده روی نکردن در قصاص نفس است ولی با لحاظ اطلاق قتل می توان شامل مواردی هم دانست که شخص مستحق سلب حیات مثل اعدام است، بر این اساس اگر مجرمی محکوم به سلب حیات شود نباید درد و رنج جسمی و روانی دیگری بر وی تحمیل کرد که از جمله آنهااجرای مجازات سلب حیات با استفاده از طناب دار است چراکه موجب به طول کشیدن آنو لزوماً درد و رنج مضاعف می شود لذا باید از وسیله دیگری مثل بیهوش کردن که موجب سرعت در سلب حیات است استفاده کرد. همینطور مجرمی که مرتکب چندین جرم و مستحق چندین مجازات از جمله سلب حیات است تداخل مجازات هادر مجازات سلب حیات باعث اسراف در قتل است. از طرف دیگر با لحاظ اینکه مجازات قصاص نفس حق الناسی است تاخیر در اجرای آن تا زمانی که اولیاء دم درخواست نکردند فرصت زندگی دادن به محکوم است در این صورت بایسته است وی تا اجرادر زندان نگهداری شود که نمی تواند اسراف در قتل باشد زیرا تحمل زندان اخف از قتل است.
۵۷۸.

تحلیل ماهیت نفس از دیدگاه آیات قرآن کریم

کلیدواژه‌ها: نفس ماهیت آیات شیطان

تعداد بازدید : ۳۹۷ تعداد دانلود : ۷۴۶
نفس، عاملی است که انسان را به امیال پست وا می دارد و مانع شکوفایی استعدادها و ابعاد متعالی در وجود انسان شده و در نتیجه مانع از نیل به کمال اصیل انسانی می شود. نفس اماره دشمن درون است و مراد از نفس اماره همان بعد حیوانی انسان است که به آن تمایلات و غرایز هم گفته می شود. نفس اماره یعنی هوی وهوس، یعنی دلخواهی های بی جا. در قران مجید، بیشتر در خواهش های مذموم به کار رفته است خواهش های نفسانی را از آن رو هوا نامیده اند که انسان را در عذاب آخرت و مهلکه دنیا ساقط می کند. نیز آن را به میل کشنده، به سوی شهوات می گویند. از این رو در پژوهش حاضر سعی شده تا با تعمق در آیات، با تکیه بر روش توصیفی تحلیلی ماهیت نفس مورد بررسی قرار گیرد، هدف از انجام این پژوهش آشنایی با ماهیت نفس به منظور کنترل تمایلات و خواسته های نفس و جهت دادن به آنها براساس ضوابط عقلی و دینی در مسیر تکاملی انسان به سوی خداوند مزید انگیزه برای انجام این پژوهش گردیده است از پژوهش حاضربدست می آید نفس اماره یکی از ابزارهای شیطان است که مانع حرکت انسان به سوی کمال و عامل سقوط او است
۵۷۹.

عوامل مؤثر در شکل گیری شخصیت و ساختار آن از دیدگاه امام خمینی

کلیدواژه‌ها: شکل گیری شخصیت ساختار شخصیت شاکله نفس فطرت امام خمینی

تعداد بازدید : ۴۲۱ تعداد دانلود : ۳۰۹
پژوهش حاضر، با هدف بررسی عوامل مؤثر در شکل گیری شخصیت و ساختار آن در آثار و اندیشه های امام خمینی رحمه الله علیه به روش توصیفی- تحلیلی آن جام شد. برای دست یابی به اهداف پژوهش کتاب های شرح حدیث جنود عقل و جهل، شرح چهل حدیث، تعلیقه علی شرح فصوص الحکم و مصباح الانس، آداب الصلوه، سرالصلوه ، انوارالهدایه فی التعلیقه علی الکفایه، طلب و اراده، صحیفه امام، شرح دعای سحر و تقریرات درس فلسفه امام خمینی مورد بررسی قرار گرفت. یافته های پژوهش نشان داد: الف) انسان موجودی دو ساحتی متشکل از نفس و بدن است و فطرت، عقل، جهل، قلب و اختیار اجزای تشکیل دهنده ی نفس هستند، فطرت؛ ساخت روانی اولیه ی نفس و پایه ی اصلی شکل گیری شخصیت است. قلب عنصر مرکزی فطرت می باشد و توجه به عالم غیب و طبیعت دو کارکرد آن هستند که تحت تأثیر عقل، جهل و اختیار، پایه ی سلامت و اختلال شخصیت می باشند.، ب) کیفیت و کمیت به فعلیت رسیدن استعدادهای فطری تحت تأثیر عقل، جهل و اختیار، زمینه ی پیدایش شخصیت و تفاوت های فردی است، ج) اشتغالات مادی و نفسانی، توجه قلب به مادیات و استفاده ی نامطلوب از عقل و اختیار مهم ترین موانع فعلیت استعدادهای فطری و زمینه ی شکل گیری بیماری روانی و تیپ های ناسالم شخصیت هستند، د) در کنار وراثت و محیط، مهم ترین عامل شکل گیری شخصیت، اختیار انسان است که کیفیت و کمیت استفاده از آن در افراد متفاوت است، ه ) خانواده به ویژه مادر نقش بسیار مهمی در شخصیت انسان دارد. کیفیت تعامل مادر با فرزند؛کیفیت شیر دادن، حالات روحی مادر، حضور او در کنار کودک و ابراز محبت مهم ترین عوامل دخیل در شخصیت کودک هستند و جدایی کودک از مادر و افراط و تفریط در محبت، زمینه ی بسیاری ازاختلالات روانی- رفتاری بشر است، و) بعد از خانواده، نقش تربیتی مدرسه، محیط آموزشی، مربی، محیط اجتماع، نوع حکومت و فرهنگی که بر جامعه حاکم است در تربیت و شخصیت افراد مؤثر می باشند. ز) ساختار شخصیت بر اساس مفهوم «نفس» و اجزای تشکیل دهنده ی آن تبیین شده است.
۵۸۰.

ادراک زمان با توجه به نفس شناسی صدرایی(مقاله پژوهشی حوزه)

کلیدواژه‌ها: ادراک زمان زمان آفاقی زمان انفسی نفس حکمت متعالیه

تعداد بازدید : ۳۷۰ تعداد دانلود : ۲۹۶
ادراک زمان توسط انسان به عنوان یک واقعیت خارجی و نه موهوم، همواره یکی از مسائل چالش برانگیز در علوم فلسفه، کلام، روان شناسی ادراکات ، علوم اعصاب شناختی، فیزیک نظری، عرفان و غیره بوده است. در این پژوهش هدف ما بررسی ادراک زمان بر مبنای نفس شناسی ملاصدراست. هستی شناسی زمان با توجه به مبانی صدرایی، نگرش نویی را به این امر پایه گذاری می کند که معرفت شناسی و ادراک زمان را نیز تحت تأثیر قرار می دهد؛ درنتیجه ادراک زمان، امری مشکک و دارای مرتبه محسوب می گردد. ادراک زمان توسط نفس در مسیر صیرورتی که دارد، امری دارای مراتب است که در اوایل بیشتر تحت تأثیر قوای جسمانی و در ادامه تحت تأثیر قوای مثالی و باقی قوای ادراکی او قرار می گیرد. این امر تحت تأثیر یکی از مبانی دیگر نفس شناسی حکمت متعالیه که در اصطلاح با عنوان «النفس جسمانیهالحدوث روحانیهالبقاء» شناخته می شود، به دست می آید؛ همچنین نفوس بر اثر صیرورت وجودی و حرکت جوهری، با یکدیگر تفاوت نوعی پیدا می کنند و به تبع آن، ادراک زمان میان نفوس نیز تفاوت نوعی دارد.