مقالات
حوزههای تخصصی:
گزاره های ناظر به امور رایج زندگی، دربردار نده امور خاصی همچون آدرس، خانه، پول، حساب بانکی، حوزه، دانشگاه، رئیس جمهور، تورم و قانون هستند که در زمره واقعیت های عینی مثل اوصاف وجودی اشیا قرار ندارند. در ادبیات فلسفه اسلامی، این امور را امور اعتباری نامیده اند و معمولاً هیچ واقعیت وجودشناختی ای برایشان قائل نیستند؛ اما پرسش های فلسفی جدی و حل نشده ای در این باره مطرح است. در میان این پرسش ها دو چیز به روشنی از یکدیگر قابل تمییز است: یکی اعتبار به عنوان فعلی که منشأ تحقق امور اعتباری است و دیگری خود امور اعتباری. در این مقاله، بخشی از مباحث مربوط به اعتبار بررسی می شود. مسئله اصلی مقاله این است که اعتبار، چه ویژگی های هستی شناختی ای دارد؟ در ذیل این پرسش، به مسائل فرعی تری همچون نسبت این فعل و آگاهی، مادی یا مجرد بودن آن و نیز چیستی غایت آن پرداخته شده است.
بررسی و نقد دیدگاه جان دُوئی درباره کلیات(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
بحث درباره سرشت و ماهیت کلیات یکی از مهم ترین و پرچالش ترین مسائل تاریخ اندیشه فلسفی است. برخی فیلسوفان از جمله افلاطون و ارسطو، اعتقاد داشتند کلیات مصداق خارجی دارند و گروهی منکر چنین وجودی بودند. بیشتر تجربه گرایان مصداق خارجیِ کلیات را انکار کرده اند. جان دُوئی فیلسوفی تجربه گرا بود که برخلاف اکثر آنان معتقد بود حقایق کلی در خارج مصداق دارند. او می خواست با حفظ مبانی تجربه گرایانه اش مصداقی عینی برای کلیات فراهم کند. «روش» امری است که او را به خواسته اش رسانده است. او مدعی بود روش در عین اینکه امری عینی و کلی است، مصداق خارجی حقایق کلی هم هست. موضوع این مقاله، تبیین، تحلیل و نقد این فرضیه است. بررسی ها نشان داد تبیین تجربه گرایانه او از کلیات قانع کننده نیست و روش هم نمی تواند مشکل کلیات را حل کند. به همین دلیل او باید از میان تجربه گرایی و پذیرش کلیات، یکی را فدای دیگری کند.
ارتباط معیارهای انتخاب بهترین تبیین با واقع نُمایی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
بر اساس صورت بندی فلاسفه علم از استنتاج بهترین تبیین، فرضیه ای که بهترین تبیین را برای پدیده ها و شواهد موردنظر ارائه دهد، احتمالاً صادق است. یکی از اشکالات مطرح شده درباره این استدلال «ایراد صدق» است. بنا بر این اشکال، پرسیده می شود که بر چه اساسی نتیجه استنتاج بهترین تبیین احتمالاً ما را به صدق و واقع می رساند؟ آیا معیارهای گزینش بهترین تبیین صدق رسان و واقع نُما هستند؟ در این نوشتار با رویکردی توصیفی، تحلیلی و انتقادی، در گام اول به بررسی رابطه مشهورترین معیارهای استنتاج بهترین تبیین با واقع نُمایی می پردازیم و در ادامه نشان می دهیم که هیچ یک از آنها نمی توانند ملاک واقع نمایی باشند؛ گرچه برخی از آنها مانند «کفایتِ تجربی» و «وحدت بخشی» توان راهنمایی ما به سوی ملاک واقعی صدق را دارند. در گام دوم، به کمک مباحث حساب احتمالات، به ویژه مباحث ارزشمند شهید صدر در باب توجیه گزاره های غیریقینی (یقین منطقی)، به معرفی «احتمال معرفت شناختی» می پردازیم و بر اساس آن، برای نخستین بار، ملاک واقعی توجیه و صدق احتمالیِ بهترین تبیین را با عنوان «محتمل ترین تبیین از لحاظ احتمال معرفت شناختی» ارائه می دهیم.
بررسی رابطه متقابل عقل و وجدان از منظر صدرالمتألهین و میرزامهدی اصفهانی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
صدرالمتألهین در جای جای آثار خود در کنار استفاده از عقل نظری و روش بحثی، از راه وجدان سخن به میان می آورد. از منظر او وجدان، شهودی است بر پایه علم حضوری؛ بنابراین می تواند راه گشای بسیاری از مسائل دشوار مبدأ و معاد باشد. در مقابل میرزامهدی اصفهانی مبانی اعتقادی خود را تنها بر اساس ادراک وجدانی استوار ساخته است. در این ادراک، حقایق خارجی بدون هیچ گونه اتصال وجودی، همان گونه که هستند کشف می گردند. هدف از این نوشتار بررسی رابطه متقابل عقل و وجدان از منظر این دو متفکر است. روشن خواهد شد که اگرچه صدرالمتألهین کارکردهای متقابل مهمی را برای عقل و وجدان قائل است؛ اما این دو مسیر معرفتی را در کنار هم می داند؛ در مقابل، میرزای اصفهانی اساساً این دو مسیر را جدا نمی داند، بلکه از نظر او معقولات بخشی از متعلقات وجدان هستند و به تعبیر دقیق تر، بخشی از وجدانیات ما در مشهد عقل حاصل می گردد.
ارزیابی تفسیر قضا و قدر در نظام فلسفی صدرالمتألهین(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مراتب علم الهی در اندیشه صدرالمتألهین عبارت اند از: عنایت، قلم، قضا، لوح محفوظ و قدر. صدرالمتألهین با جامع نگری به تفسیر قضا و قدر می پردازد و ضمن تبیین قضا و قدر ذاتی که مورد اهتمام فلاسفه مشاء است، قضا و قدر فعلی را نیز که مورد نظر متکلمان است، تبیین می کند. در نوشتار حاضر با روش توصیفی تحلیلی و با بهره گیری از آثار مختلف صدرالمتألهین، تفاسیر قضا و قدر در نظام فلسفی حکمت متعالیه جمع آوری، دسته بندی، تنظیم و تقریر گشته و در پایان، ضمن برشماری نقاط قوت این دیدگاه، برخی کاستی های آن نیز نشان داده شده است.
صورت بندی و ارزیابی استدلال کانت بر نفی «امکان شناخت نظری نفس»(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
با توجه به آرا و دیدگاه های کانت، استدلال وی بر عدمِ «امکان شناخت نفس از طریق نظری» را می توان این گونه صورت بندی کرد: «1. کثرات شهود حسی از نفس («من» اندیشنده) داده نمی شود؛ 2. هر چیزی که کثرات شهود حسی از آن داده نشود، شناخت ناپذیر خواهد بود؛ نتیجه: نفس شناخت ناپذیر است». این استدلال از نظر صوری معتبر است و اگر نفس را به عنوان من اندیشنده یک امر صرفاً استعلایی و غیرتجربی بدانیم، نتیجه آن، البته صرفاً در محدوده معنای کانتی از شناخت، به طور مطلق صادق و معتبر خواهد بود؛ اما ابهام و ناسازگاری موجود در دیدگاه کانت درباره نفس یا من، نتیجه استدلال او را حتی در محدوده معنای کانتی از شناخت، مخدوش و نامعتبر می سازد.
بررسی تطبیقی آزادی اخلاقی در اندیشه کانت و شهید مطهری(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مسئله آزادی به ویژه آزادی معنوی از مطالب بنیادین در سلسله مسائل فلسفه نظری و عملی است؛ هرچند نقش آن در فلسفه عملی نمایان تر است. اهمیت و ضرورت این مسئله و جایگاه ویژه آن در حل مسائل فلسفی به ویژه مسائل انسان شناسی، موجب اهتمام ویژه متفکران به آن شده است. در این مقاله دیدگاه دو متفکر تأثیرگذار در حوزه فلسفه غربی و فلسفه اسلامی، با روش توصیفی تحلیلی واکاوی شده است: یکی ایمانوئل کانت که در حوزه فرهنگ مسیحی رشد یافته و دیگری شهید مطهری که در حوزه فرهنگ اسلامی پرورش پیدا کرده است. از رهگذر این جستار روشن می شود که کانت در فلسفه اخلاق خود آزادی را مبنای استدلال بر اخلاق قرار داده است. ایده بنیادی اخلاق کانت این است که عمل انسان باید نه تنها مطابق وظیفه بلکه صرفاً از روی وظیفه و به صرف احترام به قانون اخلاق باشد؛ ازاین روست که کانت به مفهوم بنیادی فلسفه اخلاق خود یعنی خودفرمانی اراده (خودآیینی) می رسد. شهید مطهری بر خلاف کانت، آزادی اخلاقی را به رعایت قوانین پیوند نمی زند، بلکه آن را با رعایت قوانین الهی و نگاه داری جانب انسانیت انسان پیوند می زند. براین اساس آزادی اخلاقی، آزادی انسان از شهوات خود، آزادی انسانیت انسان از حیوانیت خود و استقلال او در انسانیت اخلاقی خویش است.