مطالب
فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۴۰٬۳۶۱ تا ۱۴۰٬۳۸۰ مورد از کل ۵۵۲٬۹۱۹ مورد.
منبع:
Issues in Language Teaching (ILT), Vol. ۹, No. ۱, June ۲۰۲۰
279 - 320
حوزههای تخصصی:
Various models of Dynamic Assessment (DA) have been used in L2 pragmatic instruction and have proved their significant contributions to pragmatic production; however, there is a paucity of research regarding their implementation for pragmatic comprehension. Therefore, this study sought to investigate the effects of interactionist and interventionist models of DA on the accuracy and speed of pragmatic comprehension among a convenience sample of 60 advanced EFL learners who were randomly assigned into two DA groups and a control group. A listening pragmatic comprehension test developed and validated by Garcia (2004) was used both as a pretest and as a posttest. During the 14-session treatment, the interactionist DA group received metapragmatic instruction about 28 conversations, and learners interacted with each other and the teacher. Assistance and scaffolding were continuously provided by the teacher as the more knowledgeable other (MKO) within the learners’ Zone of Proximal Development (ZPD). The interventionist DA class received its treatment based on DA procedures as presented by Lantolf and Poehner (2010). However, the Non-DA group only received metapragmatic instruction about the conversations from the instructor without any DA-based intervention or interaction. Data analysis using one-way ANCOVA revealed that study groups differed in their pragmatic comprehension accuracy and speed: DA groups significantly outperformed the control group. The interventionist DA group did significantly better than the interactionist DA group for pragmatic accuracy but nor for pragmatic comprehension speed. The pedagogical implication of the study is that teachers can utilize interventionist and interactionist DA to foster learners’ pragmatic comprehension accuracy.
اثربخشی آموزش راهبردهای شناختی - فراشناختی بر رفتارهای خودشکن آموزشی و تفکر خودارزیابانه منفی دانش آموزان دختر(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
روانشناسی تربیتی سال شانزدهم زمستان ۱۳۹۹ شماره ۵۸
1 - 24
حوزههای تخصصی:
هدف اصلی این پژوهش، تعیین میزان اثربخشی آموزش راهبردهای شناختی - فراشناختی بر تغییر سطح رفتارهای خودشکن آموزشی و تفکر خودارزیابانه منفی دانش آموزان دوره متوسطه دوم شهر خرم آباد بود. این پژوهش به ص ورت ش به تجرب ی ب ود ک ه در آن از ط رح پ یش-آزم ون - پ س آزم ون ب ا گ روه کنت رل اس تفاده ش د. نمون ه پ ژوهش 40 آزم ودنی ب ود ک ه از می ان دان ش آم وزان دخت ر دبیرس تانی ش هر خرم آباد انتخ اب و ب ه ص ورت تص ادفی در گ روه ه ای آزم ایش(آموزش راهبردهای شناختی - فراشناختی) و گواه گمارده ش دند. در مرحله مداخله گروه آزمایش به مدت 8 جلسه 2 ساعته تحت آموزش راهبردهای شناختی - فراشناختی قرار گرفتند. در طی این مدت گروه کنترل هیچ نوع مداخله ای دریافت نکرد. برای جمع آوری داده ها از پرسش نامه تفکر خودارزیابانه منفی رضایی و جوادی(1389) و رفتارهای خودشکن آموزشی کانینگهام(2007) در مراحل پیش آزمون و پس آزمون برای دو گروه آزمایشی و گواه استفاده شد. داده های پژوهش با روش تحلیل کواریانس تجزیه و تحلیل شدند. تحلیل داده ها به کمک نرم افزار(SPSS.21) انجام گرفت. نتایج تحلیل کوواریانس تفاوت معنی داری بین دو گروه نشان داد. یافته ها حاکی از آن بود که آموزش راهبردهای شناختی - فراشناختی در کاهش سطح تفکر خودارزیابانه منفی و میزان رفتارهای خودشکن آموزشی دانش آموزان، اثربخش است.
تأثیر تجربه برند مقصد گردشگری بر خلق مشترک ارزش با تمرکز بر نقش میانجی عشق به برند مقصد(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مدیریت برند سال هفتم زمستان ۱۳۹۹ شماره ۲۴
89 - 118
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش، تبیین نقش تجربه گردشگر از برند مقصد گردشگری بر خلق مشترک ارزش در مقصد با تمرکز بر نقش میانجی عشق به برند مقصداست. جامعه آماری پژوهش گردشگران داخلی، از خرداد تا اسفندماه 1398 هستند. به منظور جمع آوری داده ها، از روش نمونه گیری هدفمند برای انتخاب مقاصد گردشگری استفاده شد. سپس با روش نمونه گیری غیر تصادفی در دسترس، 495 گردشگر برای پاسخ به یک پرسشنامه پژوهشگر ساخته مورد سؤال قرار گرفتند. روایی محتوا و پایایی پرسش نامه (با آلفای کرونباخ 91%)تائیدشده است. از مدلسازی معادلات ساختاری با رویکرد حداقل مربعات جزئی، برای تحلیل رابطه بین متغیرهای پژوهش استفاده شد. نتایج نشان می دهد، تجربه برند مقصد در سه بُعد تجربه ذهنی، تجربه عاطفی و تجربه رفتاری بر عشق به برند مقصد تأثیر مثبت می گذارد؛ وعشق به برند مقصد به عنوان میانجی بر ابعاد خلق مشترک ارزش شامل: مشارکت، تعامل و تسهیم دانش تأثیر مثبت دارد.
The Modeling for Improving Organizational Happiness and Environmental Performance of University, using Green Management Implementation(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
purpouse: The aim of this study was to improve the organizational vitality and environmental performance of the university by implementing green management in the administrative, educational and research units of the free universities of Mazandaran province in the academic year of 2019-20. Methodology: Method in terms of practical purpose and in terms of data collection among descriptive research was correlational and in terms of method was mixed exploratory research. The statistical population consisted of 21 experts, specialists, experts in the fields of educational management and psychology, which was done using purposive sampling method and using the principle of maximum diversity to achieve theoretical saturation using semi-structured interviews. For validity and validity of the data, two methods of reviewing participants and reviewing non-participating experts in the research were used. The statistical population in the quantitative part included all faculty members, senior, middle and operational managers and officials of administrative, educational and research units of free universities in Mazandaran province in 1950. In the quantitative part, 321 people were selected as a statistical sample by relative random sampling method based on Cochran's formula. Findings: Data in the qualitative part were extracted through the implementation of Delphi technique with a semi-structured questionnaire and in the quantitative part through the implementation of researcher-made questionnaires of green management, organizational vitality and environmental performance on the statistical sample. The validity of the questionnaires was confirmed in terms of content and structure. Reliability was estimated and confirmed by Cronbach's alpha coefficient with 87%. Used. Results: Exploratory and confirmatory factor analysis showed that green management (six dimensions) has an effect on organizational vitality (seven dimensions) and environmental performance (seven dimensions) and organizational vitality has an effect on environmental performance. Also, organizational vitality played a mediating role in the impact of green management on environmental performance. Discussion: The development of economy, industry and green innovation requires culture building and efforts of every committed and responsible citizen of the country and as a matter of governance, all elements of the system must adhere to it.
مرور آسیب شناسانه رویکرد تفکیکی در تعلیم و تربیت در ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر پاسخ گویی به این سؤال است که نگاه تفکیکی به مقوله تربیت، ممکن است چه آسیب هایی برای جامعه ایران اسلامی به دنبال داشته باشد. این پژوهش با روش توصیفی تحلیلی انجام شده و روش گردآوری اطلاعات نیز، اسنادی است. اسناد که شامل کتاب ها و مقالات مربوط به موضوع پژوهش به شیوه موضوعی است، استخراج و در بحث به آن ها استناد شده است. براساس یافته های این پژوهش، تفکیک این دو امر واحد به دو جریان متمایز مانند آموزش و پرورش یا تعلیم و تربیت، مشکلات نظری و عملی فراوانی را به وجود می آورد. نگاه تفکیکی، این تصور نادرست را در اذهان کارگزاران نظام تربیت ایجاد می کند که کار مدرسه و نظام تربیت رسمی و عمومی در عمل شامل دو فعالیت متفاوت و متمایز است. این تلقی منجر به گسست فعالیت های تربیتی شده و نوعی دوگانگی در فعالیت ها، برنامه ها، سازوکارها و ناکارآمدی نظام و مدرسه می شود که درنهایت نبود انسجام و وحدت در هویت و شخصیت دانش آموزان را در پی خواهد داشت. گسترش بحث و جدل درخصوص تقدم تربیت بر تعلیم که حاصل این نگاه نامیمون است نیز باعث هدر رفت تلاش ها و سرمایه ها می شود. همچنین مسئولیت پذیر نبودن معلمان در ایفای نقش تربیتی خود و کنکور و تمرکز بر نقش محوری آموزش در فرایندها و فعالیت های مدرسه از دیگر پیامدهای این نگاه تفکیکی است. درمجموع تفکیک این دو مقوله از هم، افرادی را به جامعه اسلامی تحویل می دهد که اگر چه ممکن است به ابعاد شناختی و مهارتی ارزش های دینی و اخلاقی دست یابند، اما به حیطه نگرش ها و ارزش ها که عالی ترین هدف هر نظام تربیتی است دست نخواهند یافت. به عبارت بهتر، این افراد ممکن است مناسک دین خود را بشناسند و نسبت به اجرای آن ها نیز پایبند باشند، اما تا وقتی دین داری در این افراد به نگرش و ارزش بدل نشود، آثار آن در زندگی فردی و جامعه دینی افراد ساری و جاری نخواهد شد.
آیا ممکن است بار استدلال بر دوش خداباور نباشد؟(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
اندیشه فلسفی دوره اول زمستان ۱۳۹۹ شماره ۱
47-59
حوزههای تخصصی:
آنتونی فلو در یکی از مقاله های کلاسیک فلسفه دین با عنوان «فرض نا-خداباوری»، با استخراج یک قاعده روش شناختی از یک اصل حقوقی، ادعا می کند که در مسئله وجود خدا، بار استدلال مطلقاً بر دوش خداباور است. در این مقاله، استدلال می شود که می توان با تکیه به قاعده بینه در سنت فقهی-حقوقی اسلام، یک قاعده روش شناختی شبیهِ قاعده فلو استخراج کرد با این تفاوت که برخلاف قاعده فلو، بافتار مند است؛ به این معنی که در برخی حالات، بار استدلال را روی دوش نا- خداباور می گذارد و فرض نا-خداباوری را نفی می کند. از آنجا که طبق نظر برخی محققان، قاعده بینه امری فراتر از حقوق و فقه اسلامی است و رابطه وثیقی با همان اصل مورد نظر فلو دارد، می توان بافتارمندی آن را به اصل مورد نظر فلو و در نتیجه، قاعده روش شناختی او تسری داد که همین نتیجه می تواند نقضی بر مدعای مطلق فلو باشد.
سلطه الهی و حقایق ضروری، نقد برایان لفتو بر نظریات الوهی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در باور ادیان ابراهیمی خدا مبدأ همه اشیاء و حاکم بر کل ماسوا است. پذیرش ضرورت متافیزیکی ما را با حقایقی روبرو می سازد که مطلقا ضروری اند و به ظاهر مطلبی درباره خدا بیان نمی کنند، مانند «آب = H2O». در اینجا با دوراهه دشوارِ اثیفرون مواجهیم، اما نه در عرصه اخلاق که در عرصه متافیزیک؛ آیا حقایق ضروری صادقند چون خدا آن ها را تصدیق کرده یا خدا آن ها را تصدیق کرده چون آن ها خود صادق اند؟ در صورت نخست ضرورتِ مطلقِ حقایق ضروری و در صورت دوم سلطه و غائیتِ مطلقِ الهی به چالش کشیده می شود. پاسخ عمده خداباوران برای حل این تعارض، ابتنای حقایق ضروری بر ذات خداست، از نظر ایشان ذات خدا منشأ صدق همه حقایق ضروری است، مثلاً با این بیان که همه حقایقِ ضروری از ازل در علم ذاتی خدا بوده است. برایان لفتو به نقد این رویکرد که آن را «نظریه الوهی» می خواند پرداخته و معتقد است پذیرش این نظریات در مورد همه حقایق ضروری مستلزم وابستگیِ ذات الهی به حقایقی است که جنبه الوهی نداشته و صرفاً درباره مخلوقات است. این مقاله به تبیین و تحلیل انتقادی دیدگاه لفتو می پردازد.
تحلیل راهبرد صبر در زندگی حضرت یوسف(ع)
منبع:
تفسیرپژوهی سال هفتم بهار و تابستان ۱۳۹۹ شماره ۱۳
133 - 109
حوزههای تخصصی:
یکی از ویژگی های انبیا رسیدن آنها به مقام صبر است. در بین پیامبران حضرت یوسف(ع) دچار سختی ها و گرفتاری های متعددی شد که توانست با راهبرد صبر بر آنان غلبه کند و به اهداف متعالی برسد. سؤال اصلی تحقیق آن است که راهبرد حضرت یوسف(ع) در به کارگیری صبر برای رسیدن به اهداف متعالی چگونه بوده است و حضرت یوسف با اتخاذ راهبرد صبر در طول حیات خویش به چه نتایجی دست یافت؟ روش پژوهش از توع توصیفی تحلیلی و مبتنی بر آیات قرآن و سوره یوسف است. نتایج این مطالعه نشانگر آن است که حضرت یوسف توانست از سه نوع صبر بر مصیبت، صبر بر طاعت و صبر بر معصیت سربلند بیرون آید و نتایج این صبر برای وی عبارت انداز: به پایان رسیدن فراق، اعطای علم تعبیر خواب به وی، آشکار شدن بی گناهی و صداقت او در قضیه زلیخا، آزادی از زندان و رسیدن به مقام خزانه داری و مدیریت بحران خشکسالی.
ولایت حاکم بر کودکان بدون ولیّ خاص(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های فقه و حقوق اسلامی سال هفدهم زمستان ۱۳۹۹ شماره ۶۲
155 - 182
پژوهش حاضر ولایت فقیه بر کودک بدون ولیّ خاص را بررسی می کند. مشهور فقیهان در فرض فقدان پدر و جد پدری و عدم نصب وصیّ از طرف پدر و جد پدری، فقیه حاکم را ولیّ انحصاری چنین کودکی می دانند. دیدگاه پیش گفته افزون بر اینکه دلایل محکمی ندارد، با قرائن مخالف متعددی روبروست. این مقاله در ابتدا شمول دلایل ولایت فقیه در دو رویکرد ولایت مطلقه و ولایت از باب امور حسبه، نسبت به این موضوع را بررسی کرده در ادامه با ارائه دلایلی از آیات، روایات و گزارش های تاریخی نتیجه می گیرد که شارع مقدس در این موضوع تشریع حقوقی مدّ نظر فقیهان را نداشته، تنها خواستار رعایت مصالح کودک بی سرپرست که امری عقلائی است شده است. در نهایت بیان می شود که تأکید بر ولایت انحصاری فقیه و کم رنگ نمودن نقش ولیّ عرفی همچون مادر و سایر نزدیکان کودک محصول عقلانیت عصری بوده، شاید تأکید بر آن در جامعه امروزی نه تنها صحیح نبوده، کارآمدی لازم گذشته خود را نیز نخواهد داشت.
بررسی تحلیلی دیدگاه صدرالمتألّهین درباره رابطه «باطن» با «ظاهر» قرآن
منبع:
مطالعات قرآنی نامه جامعه سال ۱۸ پاییز ۱۳۹۹ شماره ۱۳۵
7 - 34
حوزههای تخصصی:
مسئله «باطن» و «ظاهر» قرآن، در شمار مسائلی است که از دیرباز مورد توجه مفسران و دیگر تلاشگران حوزه معناشناسی قرآن کریم قرار گرفته است. پرسابقه بودن واکاوی این مسئله موجب گردید تا مباحث متنوعی در رابطه با آن، مورد توجه مفسران و دیگر دانشوران مسلمان قرار گیرد. قبول یا ردّ برقراری رابطه بین این دو ساحت معنایی و تعیین نوع این ارتباط (در صورت باور به وجود آن) از مهمترین مباحث شکل یافته پیرامون این مسئله به شمار می آید. مقاله حاضر، عهده دار بررسی تحلیلی دیدگاه صدرالمتألهین شیرازی در این دو محور است. در بخش آغازین نوشتار، پس از تبیین اجمالی مفهوم سه واژه کلیدی «رابطه»، «باطن» و «ظاهر»، ذکر پیشینه نظری و پژوهشی موضوع مقاله و اشاره به «حتمیّت وجود معانی بطنی برای آیات»، نظرگاه ملاصدرا نسبت به اصل وجود رابطه بین دو لایه معنایی باطن و ظاهر قرآن و انحصار آن به رابطه «التزامی» مورد تحلیل قرار گرفت. در بخش پایانی نیز پس از تأیید و تقویت قسمت نخست دیدگاه ملّا صدرا، ارزیابی و نقد بخش دوّم باور وی بیان گردید. نتیجه سه نقد اساسی در این راستا آن که: معانی بطنی مذکور در خلال روایات، حکایت از متنوّع بودن نوع ارتباط بین «باطن» با «ظاهر» آیات دارد و در نتیجه، باور به انحصار این ارتباط به ارتباط زبان شناختی «التزامی»، باوری نادرست است.
سرمقاله: الزامات نظری - عملی تحقق فقه دولت
حوزههای تخصصی:
تحلیل برزخ صعودی و رویدادهای آن با تاکید بر مبانی فلسفی صدرالمتألهین(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
قبسات سال بیست و پنجم زمستان ۱۳۹۹ شماره ۹۸
133 - 152
حوزههای تخصصی:
با نظر به اهمیت برزخ و رازآلودی رویدادهای متناسب با آن عالم، پردازش دقیق آن از منظر حِکمی اهمیت ویژه ای می یابد. با توضیح کاربست واژه برزخ در دو معنای صورت و عالَم و نیز تقسیم عالَم برزخ به متصل و منفصل و نزولی و صعودی ابهامات این موضوع تا چندی مرتفع می گردد؛ همچنان که تحلیل بدن مثالی انسان و نسبتش با نفس و بدن طبیعی در توصیف رویدادهای برزخی، نقشی اساسی ایفا می کند. از آنجا که روی آورد این پژوهش رویکردی توصیفی- تحلیلی نسبت به کلمات صدرالمتألهین بوده است، رویدادهایی در برزخ چون تکامل برزخی علمی و نیز تجسم اعمال با اصولی از حکمت صدرایی مورد بررسی قرار گرفته است. پرسش اصلی تحقیق این است که برزخ صعودی و رویدادهای آن با نظر به مبانی حکمت متعالیه چگونه تحلیل می شود. فرضیه پژوهش بر آن است که با مبانی چون جسمانیهالحدوث و روحانیهالبقاءب ودن نفس، ح رکت ج وهری و نیز اتحاد عاقل و معقول می توان به تحلیل برزخ صعودی پرداخت.
نقش قواعد مثلثاتی در عناصر معماری ایران از دیدگاه غیاث الدین جمشید کاشانی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
فلسفه علم سال دهم پاییز و زمستان ۱۳۹۹ شماره ۲ (پیاپی ۲۰)
129-152
حوزههای تخصصی:
کاربرد قواعد محاسباتی سهم عمده ای در هماهنگی نسبت ها و عناصر معماری دارد. علم هندسه و کاربرد آن یکی از اصلی ترین ویژگی های معماری ایران است و توسعه آن در معماری ایران از سده های هشتم و نهم آغاز شد و تا قرن دهم ادامه یافت. آنچه که از حیث مطالعات مثلثاتی عناصر معماری ایران در عصر تیموری مد نظر می باشد بهره گیری از دیدگاه ریاضی دان و اندیشمند قرن نهم، غیاث الدین جمشید کاشانی1، در اندازه گیری، محاسبات و قاعده مند کردن این عناصر است. یکی از دستاوردهای غیاث الدین تثلیث زاویه و دایره است که تکمیل کننده مثلثات و مقاطع مخروطی خیام می باشد. هدف این پژوهش پاسخ به این پرسش است که: آیا محاسبات و ایده های ریاضی دان ناموری چون کاشانی قابلیت به کار گرفته شدن در صنعت معماری را دارد؟ مبانی نظری پژوهش حاضر به دنبال پاسخ این سوال است که: آیا بین مباحث نظری و عملی هندسه و معماری ارتباط وجود دارد؟ در این پژوهش، بر اساس نسخ به جا مانده از ریاضی دانان ایرانی، ریشه قواعد محاسباتی و ترسیمی برخی از عناصر معماری که از نظر پژوهشگر با قضیه منلائوس مرتبط است، توسط زبان برنامه نویسی پایتون در نرم افزار راینو ارزیابی می شود. نتایج نشان می دهد که محاسبات و ترسیمات کاشانی فقط تمرین عملی نظری نبوده و از قوانین مثلثاتی در ایستایی و پایداری عناصر معماری که تا قبل از آن برخی از آن ها تخریب می شدند استفاده شده است.
تحلیل نخستین شاخص های تحول و نوسازی نظام آموزشی ایران در قوانین، مصوبات و مذاکرات مجلس اول مشروطه(1326-1324 ه. /1285-1287 خ. )(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در فرایند نوسازی نظام آموزشی ایران، دوره مشروطه سرآغاز تحولاتی اساسی است. چهره ها، نهادها، انجمن ها و طیف های گوناگونی از مردم در این تحول نقش داشتند، اما نقش نمایندگان مجلس کمتر مورد توجه قرار گرفته است. در این نوشتار ضمن بررسی و تحلیل آراء گوناگون موجود در مجلس اول در حوزه تعلیم و تربیت، به این پرسش های اساسی پاسخ داده خواهد شد، مواضع مجلس اول در حوزه نوسازی نظام آموزشی چه نسبتی با خواسته های اجتماعی و مشکلات ساختار تعلیماتی آن روز ایران داشت. همچنین، تلاش داریم با صورت بندی این آراء و مواضع در قالب شاخص هایی مرتبط با حوزه نوسازی نظام آموزشی امکان پی جویی پیامدها و بررسی استمرار یا گسست آراء و رویکردهای مجلس اول تا دهه های بعدی را فراهم کنیم. از جمله یافته های این پژوهش، تشریح این موضوع است که مجلس دور اول با وجود عمر کمتر ازدو سال، نه تنها منفعلانه با موضوع تغییرات نظام آموزشی برخورد نکرد، بلکه با وجود قرار گرفتن در وضعیتی دوگانه ضمن چالش با هیات وزراء و دربار وکشمکش باطرفداران ساختار سنتی آموزش، توانست با اصلاح برخی از رویه های پیشین، و تثبیت تعدادی از فرایندهایی برآمده از خواست جامعه، ساختاری جدید را پی افکنده و قوانین و فرآیندهایی را بنیان گذارد که تا دهه های متمادی و حتی دوره کنونی در نظام آموزشی ایران همچنان موثر هستند. این پژوهش با اتکا به روش تحلیل تاریخی و بر پایه بررسی و تحلیل محتوای قوانین وصورت مذاکرات نمایندگان دوره مجلس اول(1324-1326 ه. /1287-1285 خ.) صورت پذیرفته است.
صدق خداباوری در پرتو برهان اجماع عام(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
فلسفه و کلام اسلامی سال پنجاه و سوم پاییز و زمستان ۱۳۹۹ شماره ۲
400 - 383
حوزههای تخصصی:
در دهه گذشته، طرفداران برهان اجماع عام، تقریرهای سنتی این برهان را عقیم دانسته و صورت بندی جدیدی از این استدلال ارائه داده اند که با تکیه بر اجماع همگانی بسیاری از انسان ها در اکثر دوران های تاریخی، بهترین تبیین بر صدق خدا باوری را فراهم می آورد. در این پژوهش، به دنبال پاسخ گویی به این سؤال ها هستیم: آیا خداباوری، اعتقادی همگانی در طول تاریخ در تمام جوامع انسانی می باشد؟ آیا بر فرض همگانی بودن یک باور، می توان از نظر منطقی، صدق آن را نتیجه گرفت؟ یافته های پژوهش بر آن است که مقدمه اول این برهان، باور بسیاری از انسان ها بر وجود موجود یا موجودات ماوراء طبیعی و مقدس در دوران گذشته و معاصر را از طریق شواهد مستقل تجربی، اثبات می نماید. مقدمه دوم این استدلال با تکیه بر عام گرایی معرفتی، صدق احتمالی باورهای دینی همگانی را فراهم می آورد، اگرچه تبیین های تکاملی، رقیب جدی در برابر توجیه و صدق چنین باورهایی محسوب می شوند.
تمتاج در ادب عامه و ادب فارسی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
غذاها ازجمله مقوله هایی هستند که در تاریخ ادب فارسی، از فرهنگ عامه به زبان ادبی راه یافته اند و افزون بر تألیف کتاب هایی مستقل در این خصوص یا سروده شدنِ اشعاری خاص درباره آن ها، در متون مختلف ادبی بدان ها اشاره شده است. قصیده «تتماجیه»، سروده شمس الدین احمد بن منوچهر شصت کله، از شعرای عراق و ندیمان دربار طغرل سلجوقی (590 573ق.)، از معدود اشعاری است که به طور ویژه، چگونگی طبخ هر غذا را توضیح می دهد؛ غذایی که بسامد کاربرد آن در شعر و نثر فارسی، بسیار بالاست و بدون احاطه به تمام جوانب آن، درک مفهوم برخی ابیات و عبارات متون فارسی دشوار خواهد بود. این پژوهش در پی آن است تا به روش توصیفی تحلیلی و استفاده از امکانات کتابخانه ای، به بررسی چگونگی طبخ این غذا و مسائل مرتبط با آن ازطریق اطلاعات موجود در متون ادب فارسی بپردازد. عمده ترین دستاوردِ این پژوهش، افزون بر رفع ابهام از کلیت موضوع، به دست دادن مفهوم صحیحِ اصطلاحات و ترکیباتی است که بر اساس چگونگی طبخ یا تناول تتماج، به ادب فارسی راه یافته است و بعدها، در اثرِ گذر زمان و تغییرات به وجود آمده در این غذا، پی بردن به مفهوم آن ها، اهل ادب را با دشواری هایی مواجه کرده است.
بررسی زاویه دید و کانون روایی در داستان سیاوش
حوزههای تخصصی:
زاویه دید شگرد و شیوه ای است که نویسنده از طریق آن، رویدادها و ماجراهای داستان را روایت می کند. زاویه دید، به عنوان یکی از عناصر اصلی داستان بر احساسات و ادراکات خواننده و نیز دیگر اجزای ساختاریِ داستان؛ نظیر شخصیت پردازی، گسترش و تکوین پیرنگ، سبک و صحنه پردازی، تأثیر بسزایی دارد. در تحقیق حاضر که به روش توصیفی- تحلیلی انجام شده، انواع زاویه دید و نقاط متعدد کانون روایت در داستان سیاوش بررسی شده است. نتایج به دست آمده نشان می دهد: فردوسی در مقام راوی دانای کل، توانسته در عین حفظ انسجام ساختاری روایت، به اقتضای حال و هوای داستان و شخصّیت ها، از زوایای دید سوم شخص، ذهنی و درونی، نمایشی و عینی استفاده کند و نیز انواع تک گویی های درونی و بیرونی را از نظرگاه اول شخص به کار گیرد و بدین سان از توصیفِ صرف و یکنواختیِ داستان اجتناب ورزد. این تنوع و چندگانگی، موجب شده کانون های روایی و نقاط دید در داستان سیاوش متغیر و متعدد باشد. از یک سو، به دلیل سیطره راوی دانای کل بر داستان، کانون های روایی، عمدتاً، با زاویه دید سوم شخص مرتبط است و از سوی دیگر، استفاده توأمان از کانون دید بیرونی و درونی و کاربرد گونه های کانونی مرتبط با جایگاه راوی، موارد مرتبط با زاویه دید اول شخص برجسته شده است.
بررسی لایه ایدئولوژیک سبک شعر حافظ با تأمل بر طنز (از منظر تحلیل گفتمان انتقادی)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
موضوع طنز در شعر حافظ، بارها مورد بررسی و تحلیل پژوهشگران قرار گرفته است اما هدف این مقاله آن است که نشان دهد، شعر حافظ از جمله، متون گفتمانی است که حامل ایدئولوژی است و در مواضعی چون طنز، این ایدئولوژی پنهان، بیشتر آشکار می گردد. پرسش اساسی که پژوهش حاضر به آن می پردازد، این است که تقابل دال های مرکزی شعر حافظ چون رند و صوفی در قالب طنز، چگونه به کشف لایه ایدئولوژیک سبکِ شعر او کمک می کند؟ این مقاله، بر این فرض استوار است که میان کاربرد ساختار بلاغی طنز در شعر حافظ با گفتمان حاکم روزگار، رابطه مستقیمی وجود دارد. در این مقاله، پس از تأمل بر روی چیستی لایه ایدئولوژیک سبک و معرفی نظریه تحلیل گفتمان، به عنوان ابزار تحلیل ایدئولوژی در متن، نشان داده ایم که یکی از مواضعی که ایدئولوژی در کلام حافظ، به طور کامل نمود می یابد، موضع طنزهای اوست. سپس به باز نمود طنز در شعر حافظ پرداخته ایم و برآن بوده ایم که طنزهای حافظ، با دو شیوه ناسازگاری واژگانی و ناسازگاری گفتمانی خلق شده اند. در پایان، این مقاله به این نتیجه می رسد که طنزهای ایدئولوژیک حافظ، اقتداربخش و تقویت کننده گفتمان آزاد منشی اند. این مقاله، به روش تحلیلی-توصیفی با استفاده از مطالعات کتابخانه ای به انجام رسیده است.
بررسی همکاری های علمی و تکنولوژی در اتحادیه اقتصادی اورآسیا
منبع:
پژوهش ملل دی ۱۳۹۹ شماره ۶۰
26-44
مقاله حاضر درصدد بررسی همکاری های علمی و تکنولوژی در اتحادیه اوراسیا است. از این منظر پس از بسط فضای مفهومی موضوع و بیان جنبه پروبلماتیک بودن آن، به بررسی اهمیت همکاری های علمی و تکنولوژیکی پرداخته شده است. مطابق با مستندات موضوعی ارائه شده در این مقاله، روش پژوهش، توصیفی- تحلیلی و روش گردآوری اطلاعات، کتابخانه ای می باشد. یافته ها حاکی از آن است که: اولا؛ همکاری های علمی و تکنولوژیکی برخلاف همکاری های اقتصادی و تجاری مبتنی بر نفع شخصی نیست و عمدتا منافع ملی را بیشتر مدنظر قرار می دهد، این موضوع سبب شده تا همکاری های علمی و تکنولوژیکی در روابط کشورها براساس بازی برد- برد محاسبه شود، ثانیا، ضعف دانش و فناوری جدید و همچنین کمبود نیروی متخصص در حوزه اوراسیا سبب شده است تا منطقه پذیرای نوع خاصی از دیپلماسی در قالب دیپلماسی علمی و فناوری باشد.
تدوین استراتژی های ورزش تربیتی ایران مبتنی بر سناریو(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش در ورزش تربیتی (دانشگاهی) زمستان ۱۳۹۹ شماره ۲۱
223 - 250
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف آینده نگاری در ورزش تربیتی ایران به کشف آینده های پیش روی ورزش تربیتی و تدوین سناریوهای آن برای سال 1414 و ارائه استراتژی پرداخته است. آینده نگاری با رویکرد سناریونگاری بر اساس روش منطق شهودی به کار گرفته شده است و برای طراحی سناریوها از روش تحلیل روندها و عدم قطعیت ها و الگوی شش مرحله ای سناریونگاری تلفیقی استفاده گردید. ابتدا، محدوده پروژه مشخص، سپس عوامل اصلی توسعه و نقاط کور با یک بازخورد 360 درجه شناسایی گردید. پس از آن، دو عدم قطعیت کلیدی به عنوان پایه و اساس طراحی سناریوها تدوین شد. در گام بعد تعریف تفصیلی و کامل چهار سناریوهای ممکن صورت پذیرفت. در مرحله پنجم یک استراتژی کلی بر اساس سناریوها ارائه گردید و گام آخر شامل پایش و کنترل استراتژی هاست. مشارکت کنندگان پژوهش حاضر شامل 44 نفر از ذینفعان داخلی و خارجی ورزش تربیتی ایران بودند که بر اساس نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند. گردآوری داده ها با مصاحبه و پرسش نامه های باز صورت گرفت. بر اساس یافته ها، تحلیل 30 عامل اصلی بدست آمده در نهایت منجر به تولید دو عدم قطعیت کلیدی "شبکه سازی در بین بازیگران کلیدی" و "هم افزایی خانواده و اجتماع" شد که پایه و اساس چهار سناریوی اصلی ورزش تربیتی ایران گردیدند. در نتیجه پیشنهاد می گردد به منظور توسعه ورزش تربیتی ایران، شبکه سازی و هم افزایی نهادهای متولّی با محوریت وزارت ورزش و جوانان، صورت پذیرد.









