مطالب
فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۴۸٬۰۶۱ تا ۴۸٬۰۸۰ مورد از کل ۵۵۳٬۸۳۲ مورد.
منبع:
سلامت روان کودک دوره ۱۱ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۲ (پیاپی ۳۹)
52 - 69
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: نارسانویسی، مهارت نوشتن را که فعالیتی انتزاعی و پیچیده تلقی می شود با مشکلاتی جدی همراه می کند. با توجه به رابطه نارسانویسی با کنش های شناختی مختلف، این پژوهش با هدف اثربخشی آموزش مهارت های ادراکی- حرکتی بر کنش های اجرایی دانش آموزان نارسانویس انجام شد. روش: این پژوهش شبه تجربی با طرح پیش آزمون- پس آزمون با گروه گواه بود. جامعه آماری پژوهش را دانش آموزان 8 تا 12 ساله با اختلال نارسانویسی مراجعه کننده به مراکز اختلالات یادگیری شهر رشت در سال 1403-1402 تشکیل می دادند که از بین آنها 26 دانش آموز به عنوان نمونه پژوهش با روش نمونه گیری در دسترس، انتخاب و با روش تصادفی در گروه آزمایش (13 نفر) و گواه (13 نفر) جایدهی شدند. دانش آموزان گروه آزمایش مدت 12 جلسه 45 دقیقه ای آموزش برنامه مهارت های ادراکی-حرکتی ورنر- رینی را دریافت کردند، این در حالی است که دانش آموزان گروه گواه، آموزش های معمول مرکز اختلالات یادگیری را دریافت کردند و در پایان مطالعه خلاصه ای از مداخله روی آنها اجرا شد. برای جمع آوری داده ها از آزمون مهارت دست نویس مینه سوتا (1993)، مقیاس نارسایی ها در کنش های اجرایی کودک و نوجوان بارکلی (2012) استفاده شد. داده ها با استفاده از آزمون تحلیل کوواریانس در محیط SPSS-26 تحلیل شد. یافته ها: نتایج تحلیل داده ها نشان داد آموزش مهارت های ادراکی- حرکتی سبب بهبود کنش های اجرایی (05/0P<، 87/28F=) و مؤلفه های خودمدیریتی زمان (05/0P<، 21/8 F=)، خودسازماندهی- حل مسئله (05/0P<، 77/5F=)، خودمهارگری- بازداری (05/0P<، 50/6F=)، خودانگیزشی (05/0P<، 04/11F=)، و خودنظم جویی هیجانی (05/0P<، 17/5 F=) در دانش آموزان نارسانویس شده است (05/0P<). نتیجه گیری: آموزش مهارت های ادراکی- حرکتی با تحریک مسیرهای عصبی مغز، تحول و نمویافتگی مغز را بهبود می دهد و با افزایش عملکرد سیستم عصبی، سبب بهبود کنش های اجرایی مختلف مانند خودمدیریتی زمان، خودسازماندهی- حل مسئله، و خودمهارگری- بازداری، خودانگیزشی، و خودنظم جویی هیجانی دانش آموزان نارسانویس شده است؛ بنابراین می تواند به عنوان یکی از محورهای مداخله در توان بخشی این دانش آموزان مورد استفاده قرار گیرد.
عوامل مؤثر در مهاجرت صوفیان از ایران به آناتولی دوره سلاجقه روم(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات تاریخ اسلام سال ۱۶ بهار ۱۴۰۳ شماره ۶۰
53 - 82
حوزههای تخصصی:
در فاصله زمانی قرون پنجم تا هفتم قمری، شماری از افراد جامعه نخبگانی از جمله متصوفان و عارفان مسلمان، ایران را به قصد آناتولی ترک کردند. در پژوهش پیش رو تلاش شده است با روش تاریخی و با تکیه بر منابع کتابخانه ای، چرایی مهاجرت صوفیان بررسی و تبیین شود. با الهام از نظریه جاذبه و دافعه «اورت. اس. لی» و با تکیه بر شواهد تاریخی، مشخص گردید برخلاف باور رایج که بر تأثیر حمله مغول بر مهاجرت متصوفان به عنوان اصلی ترین عامل مهاجرت مبتنی است، سلسله عوامل رانشی همچون افزایش روزافزون جمعیت مهاجران ترکمن، رواج تعصبات اعتقادی و تقویت آن توسط اهالی سیاست، جنگ ها، منازعات و بلایای طبیعی و مجموعه ای از عوامل کششی از جمله فعالیت های تبلیغی، آموزشی و دفاع از مرزهای اسلام، اقامه دین، محترم شمردن متصوفان توسط سلاطین سلجوقی و تساهل و تسامح آنان و همچنین دوری آناتولی از مناطق پرآشوب، به عنوان مهم ترین عوامل مؤثر در تحقق پدیده مهاجرت صوفیان و عارفان به آناتولی قابل بررسی می باشند.
تأثیر عناصر معماری بر فضاسازی داستان سوررئال ایران (نمونه موردی: بوف کور و شازده احتجاب)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زبان و ادبیات فارسی (دانشگاه خوارزمی) سال ۳۲ بهار و تابستان ۱۴۰۳ شماره ۴۱ (پیاپی ۹۶)
111 - 131
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با رویکردی بین رشته ای به بررسی نقش عناصر معماری در داستان های سوررئال بوف کور و شازده احتجاب می پردازد. هریک از عناصر معماری که فضای فیزیکی را شکل می دهند و به تعبیری فضایی محدود به زمان و مکان ایجاد می کنند تعریفی مشخص و کارکردی مختص خود دارند، اما محتوای این عناصر با معنای ضمنی شان فضاهایی ایجاد می کند که به زمان و مکان محدود نیستند. ازآنجا که هدف این پژوهش بررسی تأثیر عناصر معماری در خلق فضای داستان سوررئال است، ابتدا عناصر معماری موجود در داستان ها استخراج شد و با تکیه بر مطالعات تطبیقی، با روش تحلیلی توصیفی معنای آنها فراتر از جنبه ی فیزیکی بررسی و درنهایت نقش آنها در خلق فضای سوررئال این داستان ها آشکار شد. بوف کور را می توان مهم ترین اثر صادق هدایت دانست. عناصر معماری ازجمله خانه راوی و بناهای موجود در داستان نقش بسیار مهمی در فضاسازی داستان دارند. در داستان شازده احتجاب، به واسطه ی یادآوری خاطرات شخصیت اصلی در آخرین شب زندگی اش در اتاق خود، فضایی سوررئال شکل می گیرد. با بررسی عمیق تر، می توان گفت عناصر معماری موجود در اتاق، با حمل مفاهیمی فراتر از خود، نقشی اساسی در بیان احوال شخصی شازده و شناساندن ضعف ها و ترس های او ایفا می کنند.
سوژه مندی سیاسی و هرمنوتیک خود در شعر شاملو(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زبان و ادبیات فارسی (دانشگاه خوارزمی) سال ۳۲ بهار و تابستان ۱۴۰۳ شماره ۴۱ (پیاپی ۹۶)
209 - 234
حوزههای تخصصی:
مسئله ی «سوژه» مهم ترین شاخص تمایز ادبیات کلاسیک و مدرن است. «من» در ادبیات کلاسیک اغلب کلی و انتزاعی است، اما در ادبیات معاصر، پیرو فلسفه ی مدرن، من فردیت یافته و انضمامی و به عبارتی سوژه کنشگر است. شاید آشکارترین نمود این چرخش پارادایمی را-به ویژه در شعر بتوان در نوع مواجهه با «سوژه» دید. شعر معاصر، از سطحی ترین وجه رمانتیک تا پیچیده ترین وجه فلسفی، مبیّن سوژه ای خودبسنده است که خاستگاه آن انسان محوری است. احمد شاملو از شاعرانی است که «من» در شعر او سوژه است. این پژوهش به روش تحلیل محتوای کیفی و با خوانش انتقادی مجموعه ی اشعار شاملو و انتخاب نمونه های دلالتگر، به هرمنوتیک خود/سوژه در شعر او می پردازد و ازآنجاکه این من/خود/سوژه طی شش دهه سرایش شعر، دستخوش تلاطم و تحول بوده است، تکیه گاه نظری بحث نیز، به فراخور این تطورات، هم به سوژه فلسفی می پردازد که بر اندیشه و آگاهی فردی تأکید می ورزد و هم به سوژه ای که برساخت اجتماعی است؛ ازهمین رو، تلفیقی است از مباحث میشل فوکو درباب هرمنوتیک خود و حکمرانی بر خود و دیگران، نظریه ی کنش متقابل نمادین، که به من فردی و من اجتماعی می پردازد، نظریه ی اگزیستانسیالیسم که آزادی، انتخاب و مسئولیت را محور مباحث خود قرار می دهد و درنهایت نظر آلتوسر درباب سوژه؛ یعنی سوژه با s (حرف کوچک) و سوژه با S (حرف بزرگ). «من» در شعر سیاسی شاملو، همانا subject ، به مثابه شبه سوژه ای ایدئولوژیک تحت انقیاد حزب توده است، و در شعر فلسفی او، که حاصل شناخت و آگاهی براساس تجربه زیسته خود او و تأمل درباب هستی، انسان، زندگی، و مرگ است، من به مثابه سوژه ی اعظم (Subject) است.
بررسی نقش تعدیل گر فرهنگ سازمانی در رابطه بین سیستم های اطلاعاتی مدیریت و گرایش به کارآفرینی (مورد مطالعه: کارکنان دانشگاه شهید بهشتی)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های کارآفرینی دوره ۳ بهار ۱۴۰۳ شماره ۱
19 - 36
حوزههای تخصصی:
مقدمه: چندین دهه است که مقوله گرایش به کارآفرینی به عنوان یک مطالعه جدّی و منسجم موردتوجّه پژوهشگران قرار گرفته است. گرایش به کارآفرینی وضعیّتی است که در آن یک فرد تمایلات خود را در رابطه با رفتار کارآفرینانه در یک سازمان مستقل نشان می دهد. فرهنگ سازمانی در معرفی سیستم های اطلاعاتی در یک سازمان بسیار مهم است. مفهوم فرهنگ با نگرش، ارزش، اهداف و شیوه های سازمانی، حرفه ای و ملّی مرتبط است. در دهه 1960، «سیستم های اطلاعات مدیریت» برای اوّلین بار در قالب یک مفهوم مطرح شد. یکی از وظایف سیستم های اطلاعات مدیریت جمع آوری، پردازش و تجزیه و تحلیل داده های سازمان است. امروزه شرکت های بزرگ فناوری نظیر «فیس بوک، توییتر و اسنپ» توانستند با استفاده از سیستم های اطلاعات مدیریت به موفقیت هایی دست پیدا کنند. در مورد سیستم های اطلاعات مدیریت، فرهنگ سازمانی و گرایش به کارآفرینی پژوهش های فراوانی انجام شده است، ولی پژوهشی که هر سه متغیر را مورد بررسی قرار دهد یافت نشده است؛ بنابراین، در پژوهش حاضر پاسخگویی به این پرسش اساسی مدّ نظر بود که آیا فرهنگ سازمانی می تواند نقش تعدیل گر در رابطه میان سیستم های اطلاعات مدیریت و گرایش به کارآفرینی ایفا کند؟روش شناسی: این پژوهش از نظر هدف کاربردی، از حیث روش پژوهش توصیفی- همبستگی بود که با استفاده از رهیافت مدل سازی معادلات ساختاری انجام شد. جامعه آماری پژوهش را کلیه کارکنان دانشگاه شهید بهشتی تشکیل می دادند که تعداد آن ها بر طبق آمار 1127 نفر بود. با استفاده از فرمول کوکران، تعداد 288 نفر به عنوان نمونه آماری پژوهش تعیین شد که با روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای برای مطالعه انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده ها، پرسشنامه استاندارد بوده که روایی صوری و محتوایی آن ها توسط متخصصان تأیید و برای تعیین پایایی پرسشنامه های سیستم های اطلاعات مدیریت، فرهنگ سازمانی و گرایش به کارآفرینی، ضریب آلفای کرونباخ به ترتیب 88/0، 82/0 و 85/0 به دست آمد. تجزیه و تحلیل داده ها در دو سطح توصیفی و استنباطی با استفاده از نرم افزارهای SPSS و LISREL انجام شد. یافته ها: یافته ها نشان داد که سیستم های اطلاعاتی مدیریت بر گرایش به کارآفرینی تأثیر مثبت و معناداری داشت. نتایج مؤید آن بود که سیستم های اطلاعاتی مدیریت بر فرهنگ سازمانی تأثیر مثبت و معنادار دارد. همچنین، نتایج بیانگر آن بود که فرهنگ سازمانی بر گرایش به کارآفرینی تأثیر مثبت و معناداری دارد. افزون بر این،، یافته ها نشان داد که فرهنگ سازمانی در رابطه بین سیستم های اطلاعاتی مدیریت و گرایش به کارآفرینی نقش تعدیل گر را ایفا می کند.نتیجه گیری/ دستاوردها: با توجّه به نتایج تجزیه وتحلیل داده ها مبنی بر رابطه بین فرهنگ سازمانی و گرایش به کارآفرینی، به مدیران و مسئولان ذی ربط پیشنهاد می شود که به فرهنگ سازمانی و مؤلفه های آن در سازمان اهمیّت دهند و در زمینه تقویت تسهیم دانش، ارتباطات باز، نظام پاداش دهی، هدایت و رهبری، معنا داری کار و ریسک پذیری تلاش کرده و به نیروی انسانی به عنوان باارزش ترین منبع در سازمان توجّه کنند و از این طریق میزان گرایش به کارآفرینی را در سازمان ارتقاء دهند. همچنین، مدیران بایستی از سیستم های اطلاعاتی به منظور گسترش فرهنگ و ترویج کارآفرینی در بین کارکنان استفاده نمایند و نیز از حداکثر امکانات و منابع مادی برای نیل به اهداف مشخص بهره گیرند.
تبیین مؤلفه های مؤثر کیفیت محیطی فضاهای عمومی بیمارستان بر حس رضایت مندی بیماران (مطالعه موردی: بیمارستان های شهر ساری)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات محیطی هفت حصار سال ۱۳ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۴۸
25 - 44
حوزههای تخصصی:
تجربه های ناخوشایند در فضا های درمانی امروزه نه تنها به خاطر نحوه ارائه خدمات بلکه کیفیت نامناسب محیط و عدم توجه کافی به نیازهای کاربران بوده که موجب افزایش فشارهای روانی و نارضایتی می گردد. فضاهای عمومی به عنوان فضاهای واسطه و انتقالی، نقش مهمی در تجربیات ادراکی بیماران در محیط بیمارستان ایفا می نمایند. با توجه به اهمیت توسعه فضاهای کاربرمحور در محیط های درمانی، کیفیت محیطی مناسب در فضاهای عمومی می تواند به ارزیابی مثبت بیماران از این فضاها و نیز بهبود رضایت مندی آنان کمک نمایند. تحقیق حاضر به دنبال تبیین ویژگی های کیفیت محیطی فضاهای عمومی موثر بر حس کلی رضایت مندی بیماران و چگونگی اهمیت و نقش این شاخصه ها در تقویت رضایت مندی در قالب ارائه مدل مفهومی می باشد. روش تحقیق بر پایه مطالعه توصیفی- تحلیلی بوده، و راهبرد نمونه موردی برای اطلاعات کمی انجام گرفت. برای جمع آوری اطلاعات مورد نیاز، علاوه بر مرور منابع کتابخانه ای، از ابزار پرسشنامه استفاده گردیده است. مطالعه در دو بیمارستان امام خمینی و شفا شهر ساری انجام گرفته و در مجموع 205 بیمار از طریق پرسشنامه در این پژوهش شرکت نمودند. شیوه مدل سازی معادلات ساختاری با نرم افزار SmartPLS برای تحلیل اطلاعات مورد استفاده قرار گرفته است. نتایج تحقیق نشان می دهد که پنج مولفه شامل آسایش فیزیکی- روانی، دیدپذیری، دسترسی، خوانایی و ارتباط پذیری به عنوان عوامل مهم کیفیت محیطی فضاهای عمومی بیمارستان بر رضایت مندی بیماران موثر بوده اند. همچنین، دسترسی، به عنوان مهم ترین ویژگی به همراه ارتباط پذیری و خوانایی در فضاهای عمومی از عوامل قابل توجه در افزایش حس رضایت مندی می باشند. این پژوهش می تواند با ارائه چهارچوب مفید در پاسخ به نیازها و انتظارات بیماران، به معماران و طراحان در فرآیند طراحی و نیز مدیران مراکز درمانی برای بهبود کیفیت فضاهای عمومی موجود و یا آینده در جهت تقویت حس رضایت مندی کاربران کمک نماید.
Exploring Teachers’ Attitudes and Beliefs: The Case of In-Service EFL Teachers’ Professional Development at Farhangian University(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Considering the EFL context, many teachers experience difficulty in incorporating what is learned in their pedagogical practices. This study attempted to discover the perception of in-service EFL teachers with various age groups, teaching experiences, and genders on the efficiency of the program in developing teachers’ content, pedagogical content, and pedagogical knowledge. The participants were selected from two groups of teachers who passed specific courses at Farhangian University and those who graduated from other universities which offered BA programs in TEFL. To this end, a questionnaire was constructed based on an extensive examination of the stated objectives of the current curriculum and was pilot-tested with 40 EFL teachers in both groups. As many as 160 high school teachers in Farhangian groups and 135 teachers in Non-Farhangian completed the revised questionnaire. A semi-structured interview consisting of ten open-ended questions was conducted with 20 of the participants in Farhangian and 20 teachers in Non-Farhangian groups. Based on MANOVA analysis, the effect of gender in Farhangian groups was statistically significant. The result of MANCOVA specified that there was no statistically significant mean difference between the two groups regarding the efficacy of the program in content knowledge (CK), pedagogical content knowledge (PCK), and pedagogical knowledge (PK).
The Investigation and Comparison of “Orthographic Depth” in Persian and English Writing Systems through the Homography Feature(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
Iranian Journal of Applied Language Studies,Vol ۱۶, No. ۲, ۲۰۲۴
129 - 144
حوزههای تخصصی:
The concept of “orthographic depth” refers to the degree of the deviation of the writing system from the one-to-one correspondence between graphemes and phonemes. This study aims to explore and compare of the “orthographic depth” between Persian and English writing systems using UTPECC corpus and homographic scale. To this end, the scope of the application of the homography feature in 10000 words of Persian writing system was determined by using the word processing software 2010 through the synchronic study in the field of graphology. Then, the occurrence frequency of this feature was briefly compared with a similar number of words in English writing system. The research results show only 4 graphemes possess homography feature in Persian writing system, each of which corresponds to a limited number of phonemes (maximum 4 phonemes). While this feature is observed in 11 graphemes of English writing system and the variety of their corresponding phonemes was much more than Persian writing system. Considering the fact that the extent of the occurrence of the homography feature in English writing system is significantly higher than Persian writing system, it can be stated that the orthographic depth of English writing system exceeds that of Persian writing system.
Fiery words: Unveiling anger in Hindi idioms through conceptual metaphors and metonymies(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
This paper investigates the conceptual and cognitive motivations behind anger-related Hindi idioms. The study is based on 40 idiomatic expressions on anger curated from diverse sources, including websites, books, and native speakers’ intuition. The study employs the theoretical framework of Conceptual Metaphor Theory (CMT) by Lakoff and Johnson (1980) for the analysis of these linguistic expressions. For the identification of conceptual metaphors, Metaphor Identification Procedure (MIP) by Pragglejaz Group (2007) was employed After analysis, nine conceptual metaphors and an equal number of conceptual metonymies were found in the chosen idiomatic expressions. Conceptual metaphors such as “ANGER IS FLUID,” “ANGER IS A WILD ANIMAL,” and “ANGER IS A STORM,” as well as conceptual metonymies like “REDDENING OF THE FACE” and “GNASHING OF TEETH,” were identified, among others. The findings reveal that there is a coherent conceptual organization underlying these idioms, predominantly characterized by conceptual metaphor and metonymy. The study can give us insight into the cultural conceptualisation of anger expressions in Hindi which can contribute the broader landscape of emotion research from Cognitive linguistic point of view and also in teaching-learning of Hindi idioms.
Development and Validation of a Teacher Autonomy Scale for Iranian EFL Teachers’ Capacity for Self-directed Professional Action(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Teacher autonomy (TA), including its conceptualization and multidimensionality, has received increasing attention in the past two decades. Notwithstanding many attempts to measure TA, teachers’ capacity for self-directed professional action (CSDPA) has remained under-researched. To address this gap, this article delved into the status of English as a foreign language (EFL) teachers’ CSDPA by developing and validating a questionnaire based on TA literature and semi-structured interviews with teachers. Employing exploratory factor analysis (EFA), the factor structures of 300 Iranian EFL teachers’ responses were examined in terms of their CSDPA. The analysis results yielded five factors regarding teachers’ CSDPA, including their capacities for self-directed instructional and curricular activities, self-directed institutional actions, self-directed teacher learning activities, self-directed assessment and collegial negotiation activities, and self-directed relational and ethical actions. The research outcomes suggest implications for language teachers, institute principals, and teacher educators to attend to teachers’ autonomy as a key feature of their professional action.
بررسی ویژگی های فردی بر تمایلات افشاگری حسابرسان مستقل با نقش حمایت سازمانی ادراک شده(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
دانش حسابرسی سال ۲۴ بهار ۱۴۰۳ شماره ۹۴
553 - 584
حوزههای تخصصی:
براساس تئوری مبادله اجتماعی هرچه میزان حمایت سازمانی بیشتر باشد احتمال بیشتری وجود دارد که کارمندان خود را مسئول بدانند. بنابراین در افشاگری و گزارش اعمال غیراخلاقی، راحت تر عمل می نمایند. هدف اصلی این پژوهش بررسی ویژگی های فردی بر تمایلات افشاگری حسابرسان مستقل با نقش حمایت سازمانی ادراک شده است. پژوهش از نظر روش، کاربردی و تلفیقی از بُعد روش، پیمایشی مقطعی و همبستگی است. جامعه آماری شامل حسابرسان مستقل شاغل در موسسات حسابرسی معتمد بورس اوراق بهادار تهران از جمله سازمان حسابرسی در سال1401 می باشد. ابزار پژوهش پرسشنامه الین (2010) بوده و توزیع از طریق نمونه گیری دردسترس، دردسترس 236 نفر قرار گرفت و در نهایت 150 پرسشنامه دریافت شد. با استفاده از تحلیل رگرسیون سلسله مراتبی فرضیه ها مورد آزمون و از طریق نرم افزازspss23 داده ها مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. براساس یافته های پژوهش با این که درصورت وجود حمایت سازمانی رابطه متغیرهای مستقل و وابسته تعدیل می شود اما عامل موثر در تصمیم به افشاگری، ویژگی های فردی خود حسابرسان می باشد. بنابراین می توان گفت میزان حمایت سازمان ها از افراد در فرایند افشاگری برون سازمانی امری مهم و ضروری است. نتایج پژوهش نشان می دهد نگرش فرد نسبت به افشاگری، ادراک فرد نسبت به کنترل رفتاری، مسئولیت فردی برای افشاگری با تمایلات افشاگری درون سازمانی باتوجه به ویژگی های فردی رابطه مستقیم و معنی دار دارد و هزینه های افشاگری برای فرد با تمایلات افشاگری درون سازمانی نیز رابطه معکوس و معنی دار دارند. در پایان از دیدگاه حسابرسان مستقل، افشاگری درون سازمانی به برون سازمانی ارجحیت دارد.
تاثیر آموزش ذهن آگاهی مبتنی بر وب بر خودتنظیمی تحصیلی، اعتماد به نفس و خودکارآمدی دانشجویان پرستاری(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: آموزش ذهن آگاهی در جهت تقویت و بهبود پیش نیازهای یادگیری مفید می باشد. بر این اساس پژوهش حاضر با هدف بررسی تاثیر آموزش ذهن آگاهی مبتنی بر وب بر خودتنظیمی تحصیلی، اعتماد به نفس و خودکارآمدی دانشجویان پرستاری انجام گردید. روش کار: این مطالعه با روش، نیمه آزمایشی با مراحل پیش آزمون و پس آزمون و گروه های آزمایش و کنترل انجام شد. جامعه آماری کلیه دانشجویان رشته پرستاری دانشگاه آزاد اسلامی استان مازندران در سال تحصیلی 1402-1401 که به روش هدفمند، تعداد 40 نفر در دو گروه آزمایش (20 نفر) و گروه کنترل (20 نفر) گمارش شدند. ابزار اندازه گیری، پرسشنامه های خود تنظیمی بوفارد و همکاران، اعتماد به نفس مهری و همکاران و خودکارآمدی شرر و مادوکس بود. به منظور تجزیه و تحلیل داده ها از آزمون های توصیفی مانند میانگین، انحراف معیار و آزمون تحلیل کواریانس یک و جند متغیره استفاده شد. نتایج: یافته ها نشان داد که در سطح اطمینان 95 درصد (05/0=α)، آموزش ذهن آگاهی بر هر یک از متغیرهای خودتنظیمی تحصیلی، اعتماد به نفس و خودکارآمدی دانشجویان پرستاری موثر بوده و میزان تاثیر نخست بر خودکارآمدی (اندازه اثر: 91/0)، سپس بر خودتنظیمی تحصیلی (اندازه اثر: 71/0) و در نهایت بر اعتماد به نفس (اندازه اثر: 39/0) باشد. نتیجه گیری: آموزش ذهن آگاهی یکی از شیوه ها و روش های مؤثر در افزایش میزان خودتنظیمی تحصیلی، اعتماد به نفس و خودکارآمدی دانشجویان پرستاری است.
To Cleave or Not to Cleave: Distributional Frequencies of Cleft Structures in Research Articles, Textbooks, and PhD Dissertations(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
Applied Research on English Language, V. ۱۳ , N. ۱ , ۲۰۲۴
111 - 136
حوزههای تخصصی:
Although researchers have analyzed the formal, syntactic, and functional behavior of cleft sentences in the English language across various genres, their distributional frequencies have received very little attention in academic research genres. Therefore, drawing on a 20,389,297-word corpus including 1,521 research articles (RAs), 116 PhD dissertations, and 48 textbooks, in applied linguistics, this study followed Biber et al.’s (1999) and Collins’ (2002) models to identify and analyze four major types of cleft structures in our corpus. Using a corpus-based research design, we drew on concordances to extract the target cleft structures. The computer program AntConc was used to identify instances of cleft sentences, and the statistical significance of the findings was evaluated through separate chi-square tests. The results of frequency analysis showed varying degrees of these grammatical structures across the three research genres, with textbooks including the highest number of clefts, followed by dissertations, and RAs. The results promise pedagogical implications for non-native English student writers to familiarize themselves with conventions in academic research genre writing for publication purposes. The findings suggest that academic research genre writing affects the frequency and use of these complex grammatical structures.
مدل یابی روابط ساختاری رفتارهای ضد اجتماعی با راهبردهای تنظیم هیجان با میانجی گری هوش اخلاقی در مردان
حوزههای تخصصی:
مقدمه: هرچه افراد در درک و تنظیم درست هیجانات توانمندتر باشند، دارای عادات فکری و اخلاقی هستند که باعث می شود بهتر بتوانند رفتارهای ضداجتماعی خود را کنترل کنند. هدف: پژوهش حاضر باهدف مدل یابی روابط ساختاری رفتارهای ضداجتماعی با راهبردهای تنظیم هیجان با میانجی گری هوش اخلاقی در مردان انجام شد. روش: روش پژوهش توصیفی- همبستگی بود. جامعه آماری شامل مدیران و مربیان و ورزشکاران در فعالیت های ورزشی فوتسال در سطح کشور در سال 1402-1401بودکه تعداد 385 بااستفاده از روش نمونه گیری طبقه ای انتخاب شدند. جهت جمع آوری اطلاعات از پرسشنامه های رفتارهای ضداجتماعی توگارسو و همکاران (2020)، هوش اخلاقی لینک و کیل (2005) و تنظیم هیجان گراس و جان (2003) استفاده شد. تجزیه وتحلیل داده ها ازطریق آزمون همبستگی پیرسون و تحلیل معادلات ساختاری بااستفاده از نرم افزار SPSS نسخه 21 و AMOS نسخه 24 انجام شد. یافته ها: نشان داد که بین راهبرد تنظیم هیجان ارزیابی مجدد شناختی با رفتار ضداجتماعی (43/0-) و هوش اخلاقی با رفتار ضداجتماعی (46/0-) همبستگی منفی و معنادار، و بین راهبرد تنظیم هیجان فرونشانی با رفتار ضداجتماعی (41/0) همبستگی مثبت و معناداری وجود دارد (01/0P<). نتایج معادلات ساختاری نشان داد که راهبرد ارزیابی مجدد شناختی با متغیر میانجی هوش اخلاقی بر رفتارهای ضداجتماعی اثر منفی معناداری دارد و راهبرد فرونشانی با متغیر میانجی هوش اخلاقی بر رفتارهای ضداجتماعی اثر مثبت معناداری دارد (01/0>P). نتیجه گیری: براساس نتایج می توان گفت که آگاهی از راهبردهای تنظیم هیجان باواسطه هوش اخلاقی می تواند رفتارهای ضداجتماعی را در افراد کاهش دهد. لذا توجه به این راهبردها در کنار تقویت هوش اخلاقی می تواند بر رفتارهای ضداجتماعی آنها تاثیرگذار باشد
تبیین پیشران های کلیدی مؤثر بر شاخص های پایدار اجتماعی حمل و نقل شهری در شهر اصفهان با رویکرد آینده پژوهی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در عصر حاضر، حمل و نقل به عنوان یکی از مؤلفه های بسیار تاثیرگذار تمامی زوایای زندگی شهری را در برگرفته است، به عنوان یکی از ابزارهای بسیار مهم توسعه نقش و جایگاه خاصی یافته است. پژوهش حاضر به لحاظ هدف کاربردی و از لحاظ ماهیت و روش تحلیلی - اکتشافی است. جهت گردآوری داده ها از پرسشنامه و تکنیک دلفی و مطالعات اسنادی -کتابخانه ای بهره گیری شده است. یافته های پژوهش نشان داد از میان 20 عامل اصلی تأثیرگذار بر پایداری اجتماعی حمل و نقل شهری، شهر اصفهان، 12متغیر به عنوان کلیدی و تأثیرگذار شناخته شده اند. که این متغیرها بیشترین تأثیرگذاری و کمترین تأثیرپذیری را بر آینده توسعه پایداری اجتماعی حمل و نقل شهری دارند و شامل عوامل حمایت از رفت وآمد زنان و کودکان، وجود آیین نامه های حمایتی از ایمنی اجتماعی و زیرساخت ها، قابلیت تأمین برای افراد معلول، حمایت از امنیت و ایمنی اقشار ناتوان و دسترسی برابر به منابع، حمایت از ارتقا و بهبود کیفیت زندگی اجتماعی، قابلیت تأمین برای اقشار کم درآمد، دسترسی اقشار جامعه به خدمات بیمه مالی و جانی، قابلیت حمایت از امنیت و ایمنی اجتماعی، حمایت از کاهش آلاینده ها، حمایت و تشویق بهره گیری از حمل ونقل عمومی، حمایت از اشتغال می باشند. نتایج پژوهش بیانگر آن است که با توجه به تأثیرگذاری بالای نقش عوامل حمایت از رفت وآمد زنان و کودکان، وجود آیین نامه های حمایتی از ایمنی اجتماعی و زیرساخت ها اتخاذ سیاست های منطقی در خصوص پایداری اجتماعی حمل و نقل شهری توسط مسئولین شهر اصفهان، می تواند جهات موفقیت و یا شکست شاخص های پایدار اجتماعی حمل و نقل شهری، شهر اصفهان را مشخص نماید. در خاتمه برای بهبود وضع موجود راهکارهای ارائه شده که نیازمند توجه جدی مدیران و برنامه ریزان شهری می باشد.
مطالعه ای در باب ابعاد مسئولیت اجتماعی کتابخانه های عمومی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: پژوهش حاضر قصد دارد تا مؤلفه ها، اَبعاد اصلی و فرعی مسئولیت اجتماعی کتابخانه های عمومی را بکاود و بررسی کند که این مؤلفه ها چقدر در کتابخانه های عمومی تحقق یافته است. روش: پژوهش حاضر به روش ترکیبی و در دو مرحله کیفی و کمی انجام شد. در مرحله کیفی، با مرور متون مقالات پژوهشی انگلیسی زبان، مؤلفه های مسئولیت اجتماعی کتابخانه های عمومی شناسایی شد. در مرحله کمی، مؤلفه های مسئولیت اجتماعی کتابخانه های عمومی به پرسشنامه تبدیل شد و اعتباریابی گردید. جامعه پژوهش در مرحله کمّی کاربران فعال کتابخانه عمومی حسینیه ارشاد و کتابخانه عمومی پارک شهر تهران بودند. یافته ها: یافته ها نشان داد که مسئولیت اجتماعی کتابخانه های عمومی شامل پنج بُعد اصلی و 11 بُعد فرعی است که عبارتند از ترویج عقلانیت انتقادی (فهم انتقادی، آگاهی تاریخی)، عقلانیت پاسخگویی (بیان مستدل، عدالت خواهی)، عقلانیت گفتگو (سانسورزدایی، گفتگومحوری)، الهام بخشی اجتماعی (هنر اجتماعی، ادبیات اجتماعی)، و اجتماع سازی (حریم شناسی، جامعه پذیری، آگاهی بخشی). همچنین، یافته ها نشان داد که از نظر کاربران کتابخانه حسینه ارشاد و کتابخانه پارک شهر، ابعاد پنج گانه مسئولیت اجتماعی در کتابخانه های عمومی تحقق نیافته است و تفاوت معناداری بین نظر این دو گروه از کاربران وجود نداشت. همچنین یافته ها نشان داد که گروه سنی 31 تا 40 سال، تحقق الهام بخشی اجتماعی را کمتر از بقیه ارزیابی کردند و نیز گروه درآمدی 10 الی 15 میلیون تومان در ماه، تحقق عقلانیت انتقادی، الهام بخشی اجتماعی، اجتماع سازی، و کلیت مسئولیت اجتماعی کتابخانه های عمومی را نسبت به بقیه گروه های درآمدی بسیار کم تر ارزیابی کردند. یافته های حاصل از مدل یابی معادلات ساختاری نشان داد که مسیر عقلانیت انتقادی، الهام بخشی اجتماعی، و اجتماع سازی تنها مسیر معنادار در مدل است. این بدان معناست که عقلانیت انتقادی، مهم ترین عامل اثرگذار بر الهام بخشی اجتماعی است و این دو نیز به طور معناداری بر اجتماع سازی اثرگذار هستند. همچنین، عقلانیت گفتگو بیشترین اثرغیرمستقیم را بر اجتماع سازی داشت و بنابراین به نظر می رسد که اولویت دارترین مسئولیت اجتماعی کتابخانه های عمومی، ترویج عقلانیت گفتگو است. اصالت/ ارزش: پژوهش حاضر تلاش کرده تا مقولات و مصادیق مسئولیت اجتماعی کتابخانه های عمومی ایران را ارائه نماید. همچنین، در این پژوهش نشان داده شده که تحکیم و ترویج عقلانیت گفتگو در اجتماعات، اولویت دارترین مسئولیت اجتماعی کتابخانه های عمومی است.
طراحی سناریوهای آینده صنعت نشر کتاب ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف از انجام این پژوهش ارائه سناریوهای محتمل و مطلوب برای آینده صنعت نشر کتاب ایران است تا کلیه تلاش ها برای دوری از جایگاه و سناریوی نامطلوب برای تحقق هرچه بهتر و سریع تر سناریوی مطلوب و ایده آل بسیج شود. روش : این تحقیق با رویکرد کیفی (تفسیرگرایی) و به لحاظ نوع تحقیق، کاربردی است و ابزار گردآوری داده ها، مصاحبه است. جامعه آماری این پژوهش خبرگان صنعت نشر کتاب هستند. روش نمونه گیری گلوله برفی است. با پیروی از قاعده اشباع نظری از 10 ناشر مطرح کشوری که عمدتاً در تهران فعال هستند، مصاحبه شد. برای تجزیه و تحلیل داده ها از روش شبکه جهانی کسب وکار که کاربردی ترین روش سناریونویسی است استفاده شد. یافته ها: یافته های این پژوهش چهار سناریو را برای آینده صنعت نشر کتاب کشور ارائه می دهد. این چهار سناریو عبارتند از توسعه (سیاست های تحول آفرین و فرهنگ سازی)، اتلاف (سیاست های تحول آفرین و عدم فرهنگ سازی)، بیابان کتاب (سیاست های گذشته و عدم فرهنگ سازی)، و بن بست (سیاست های گذشته و فرهنگ سازی). این چهار سناریو بر مبنای نظر خبرگان بودند که برای آینده صنعت نشر کتاب کشور تبیین و تشریح شدند. سناریوی توسعه سناریویی مطلوب است که سیاست ها در آن تحول آفرین بوده و فرهنگ سازی در بالاترین سطح خود انجام شده است و این صنعت در بهترین اوضاع متصور خود قرار دارد و سناریو بیابان کتاب با داشتن بیشترین حالات نامطلوب با عدم فرهنگ سازی و سیاست های گذشته، سناریویی بدبینانه است. اصالت/ ارزش: نتایج این پژوهش می تواند به مدیران و متولیان حوزه فرهنگ و علم در تصمیم گیری های خود کمک کند. بر اساس سناریوی مطلوب (سناریوی توسعه)، پیشنهادهایی برای شکل گیری این آینده مطلوب در روشن شدن مسیر و تقویت این صنعت در آینده پیش روی نشر کشورمان مطرح است.
مطالعه فرآیند شکل گیری پدیده زباله گردی و پیامدهای آن در شهر اهواز(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مسائل اجتماعی ایران سال ۱۵ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۳
۲۹۰-۲۵۵
حوزههای تخصصی:
پدیده زباله گردی یکی از مسائل اجتماعی نوظهور و در حال گسترش در کلان شهرهای ایران است که زیست شهری را با چالش های متعددی مواجه کرده و تأثیرات زیادی بر زندگی فردی، بنیان خانواده و مدیریت شهری گذاشته است. هدف پژوهش حاضر، مطالعه فرایند شکل گیری پدیده زباله گردی در شهر اهواز است. در این راستا، از روش نظریه پردازی زمینه ای و شیوه نمونه گیری هدفمند با استراتژی نمونه گیری نظری استفاده شده و با ۲۲ نفر از زباله گردهای اهواز مصاحبه های عمیق صورت گرفته است. یافته ها نشان دهنده ۱۲ مقوله فرعی شامل چالش های مسکن، تنگناهای معیشتی خانواده، فشارهای دوستان و بستر محیطی ملتهب، فقدان حمایت های نهادی کافی و پایدار، فقر فرهنگیِ تشدیدکننده فقر معیشتی، تنش های عاطفی درون خانواده، بستر شکل دهنده راهبرد زیست معیشتی خودگردان، تقلا برای بقای معیشت خانواده، پیامدهای جسمی، روحی، زیست محیطی، اجتماعی و امنیتی است. همچنین، پنج مقوله اصلی شامل استیصال اقتصادی، فشارهای ساختاری، بستر فرهنگی تنش زا، اتخاذ راهبرد زیست معیشتی خودگردان و پیامدهای چندگانه پدیده زباله گردی و یک مقوله هسته با عنوان «پدیده زباله گردی به مثابه زایش تنش اجتماعی» شناسایی شدند. نتایج پژوهش نشان داد فرایند شکل گیری پدیده زباله گردی از بسترهای اقتصادی و فرهنگی خانوادگی آغاز و توسط فشارهای ساختاری تشدید می شود. در چنین شرایطی، زباله گردها راهبرد زیست معیشتی خودگردان را اتخاذ می کنند و به طور فردی، گروهی یا خانوادگی مشغول به زباله گردی می شوند. آن ها مفهوم زباله گردی را به شغلی مستقل و در دسترس تقلیل می دهند که پیامدهای چنین کنشی، شامل مشکلات جسمی، روحی و زیست محیطی است.
الگوی مطلوب ارائه گزارش تفریغ بودجه توسط دیوان محاسبات کشور(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
برنامه ریزی و بودجه سال ۲۹ بهار ۱۴۰۳ شماره ۱ (پیاپی ۱۶۴)
161-135
حوزههای تخصصی:
یکی از مهمترین علل بروز تورم در کشور، «کسری بودجه دولت» است. نتیجه محتوم کسری بودجه، استقراض دولت از بانک مرکزی، افزایش پایه پولی با ضریب فزاینده و افزایش نقدینگی در کشور است که همین امر کسری بودجه را یکی از عمده ترین دلایل بروز تورم ساختاری در ایران بدل کرده است. نظارت بر اجرای بودجه به عنوان آخرین مرحله از حیات یک سند بودجه ای، از اهمیت بسزایی برخوردار است؛ زیرا بدون آن، تصویب و اجرای بودجه معنایی نخواهد داشت. این نظارت به منظور بررسی تطبیق عملیات صورت گرفته با برنامه تصویب شده بودجه و جلوگیری از انحراف آن از اهداف تعیین شده در برنامه و پیشگیری از حیف و میل آن صورت می گیرد. نظارت پس از آغاز فرآیند اجرای بودجه، متکی بر «گزارش تفریغ بودجه» است. لیکن رصد گزارش های تفریغ بودجه که هر ساله تهیه می شود و میزان رشد اعتبارات هزینه ای و درآمدها، از میزان انحراف بسیار دولت از بودجه و دیگر نهادهایی که به نحوی از بودجه عمومی استفاده می کنند حکایت دارد. از آنجایی که این گزارش پس از اتمام سال مالی مربوط به اجرای بودجه به مجلس ارائه می شود، نمی تواند به نحو شایسته دولت را به مسیر تعیینی بودجه ای بازگرداند و صرفاً می تواند حساسیت مجلس را برای سال بعد بیشتر کند که در این فرض نیز، گزارش تفریغ پس از اتمام سال مالی منتشر می شود و عملاً موضوع منتفی شده است تا از انحرافِ ایجادشده جلوگیری کند. علی رغم این موارد، زمانی این گزارش ارائه می شود که مجلس در پرکارترین وقت خود است و بررسی این لایحه در اولویت مجلس عملا قرار نمی گیرد. به عقیده نگارندگان، گزارش تفریغ بودجه در بازه های زمانی سه ماهه و در ضمن بودجه همان سال، علاوه بر تقویت توازن قوا و تقویت نظارت مجلس بر این سند مالی مهم کشور، عدالت اقتصادی را نیز به ارمغان می آورد که در این نوشتار به اثبات آن می پردازیم.
پیش بینی مسخ شخصیت و حالات تجزیه ای بر اساس ترومای کودکی : نقش میانجی دلبستگی و توانمندی ایگو(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر تعیین نقش میانجی دلبستگی و توانمندی ایگو در رابطه بین ترومای دوران کودکی، با مسخ شخصیت و حالات تجزیه ای بود. روش پژوهش، توصیفی-همبستگی و از نوع معادلات ساختاری بود. جامعه آماری را کلیه افراد 15 تا 35 سال دارای تجارب تروماتیک در شهر قم، در سال 1402 تشکیل دادند و نمونه شامل 250 نفر از این افراد بود که به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. ابزارهای اندازه گیری، پرسشنامه های مسخ شخصیت کمبریج (CDS، سیرا و بریوس، 2000)، تجارب تجزیه ای (DES II، کارلسون و پوتنام، 1993)، ترومای کودکی (CTQ، برنستاین و همکاران، 2003)، توانمندی ایگو (ESS، بارون، 1953) و مقیاس دلبستگی بزرگسال (AAI، هازن و شاور، 1987) بودند. تحلیل داده ها با استفاده از همبستگی پیرسون و معادلات ساختاری انجام شد. نتایج برازندگی مدل پیشنهادی حاکی از برازش خوب مدل با داده ها بود. ضرایب مستقیم مدل نشان داد ترومای کودکی بر مسخ شخصیت (001/0>P) و حالات تجزیه ای (05/0>P) اثر مثبت و معنادار و بر توانمندی ایگو (001/0>P) و دلبستگی ایمن (001/0>P) اثر منفی معنادار دارد. همچنین نتایج نشان داد ترومای کودکی از طریق میانجی گری دلبستگی ایمن بر حالات تجزیه ای و مسخ شخصیت (001/0>P) و از طریق میانجی گری توانمندی ایگو (05/0>P) دارای اثر غیرمستقیم است. بنابراین قدرت ایگو و دلبستگی ایمن می تواند بر تجربه بعد از تروما اثر گذارد و باعث ابتلا به اختلالات تجزیه ای هنگام مبارزه با محرک ها شود.







