مطالب
فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۳۴٬۴۸۱ تا ۳۴٬۵۰۰ مورد از کل ۵۵۲٬۹۲۰ مورد.
حوزههای تخصصی:
اهداف با وجود تأکید ادیان، دولت ها، و فرهنگ ها به ازدواج و تسریع در آن در چند دهه اخیر شاهد افزایش روزافزون سن ازدواج در اکثر کشورهای جهان بوده ایم. پژوهشگران زیادی به بررسی عوامل مختلف بازدارنده ازدواج پرداخته اند. بااین حال، دراین میان عوامل بازدارنده روان شناختی، مغفول مانده اند. این پژوهش با هدف شناسایی عوامل روان شناختی بازدارنده ازدواج در دختران انجام شده است. مواد و روش ها رویکرد این پژوهش، کیفی و نوع آن تحلیل محتوای قراردادی بود. مشارکت کنندگان این پژوهش را 14 دختر مجرد بالای 25 سال تشکیل دادند که با روش هدف مند و تا زمان دستیابی به اشباع نظری انتخاب شدند. داده ها نیز با استفاده از روش مصاحبه نیمه ساختاریافته جمع آوری شد. درنهایت داده ها به روش استقرایی گرانهایم و لاندمن توسط نرم افزار MAXQDA نسخه 2020 تحلیل شدند. یافته ها براساس تجزیه وتحلیل متن مصاحبه ها، 35 زیرطبقه سطح 1 و 13 زیرطبقه سطح 2 و 3 طبقه اصلی استخراج شد که عبارت بودند از: 1. باورهای شناختی ایدئال گرایانه (شامل ویژگی های آرمانی شخصیتی، ویژگی های آرمانی ارتباطی، ویژگی های آرمانی اقتصادی-اجتماعی و ویژگی های آرمانی خانوادگی)، 2. نگرش های شناختی منفی نگرانه (شامل نگرش منفی به نتیجه ازدواج، نگرش منفی به پدیده ازدواج، نگرش منفی به فرزندآوری و ترجیح اقتضائات شغلی بر اقتضائات ازدواج) و 3. ویژگی های شخصیتی فردگرایانه (شامل تمامیت خواهی، صمیمیت گریزی، هیجان مداری، خودمحوری و هویت منِ بد). نتیجه گیری مبتنی بر یافته های این پژوهش، علاوه بر لزوم وجود شرایط و اقتضائات بیرونی ضروری برای اینکه فرد نسبت به ازدواج اقدام کند، وجود اقتضائاتی درونی نیز لازم است. برای این منظور لازم است ابتدا فرد تمایل و نگاهی مثبت نسبت به پدیده ازدواج و زندگی مشترک داشته باشد و معیارها، انتظارات و خواسته های خود از همسر آینده و رابطه عاطفی اش را بشناسد و آن ها را با واقعیت منطبق سازد. علاوه براین ها، ضروری است فرد ویژگی های شخصیتی فردنگرایانه را در خود کاهش داده و ویژگی هایی که به ایجاد، پرورش و تداوم یک رابطه عاطفی مطلوب کمک می کند را در خود پرورش دهد.
مطالعه اثربخشی درمان خاطره پردازی انسجامی بر کاهش نشانه های اضطراب و افزایش انگیزه شغلی در میان معلمان زن خرید خدمات دوره ابتدایی شهرستان خمینی شهر
حوزههای تخصصی:
در این تحقیق اثربخشی مداخله خاطره پردازی انسجامی به شیوه گروهی روی کاهش سطح اضطراب و افزایش انگیزه شغلی معلمان خرید خدمات شهرستان خمینی شهر بررسی شد. این مداخله درمانی به فرد کمک می کند تا از طریق یادآوری گذشته خود و خاطرات ارزشمندی که دارد، احساس ارزش و لیاقت بیشتری را احساس می کند و به احساس انسجام دست می یابد. گروه هدف معلمان خرید خدمات انتخاب شدند چون تجربه محقق و گزارش ها و آمارها نشان می دهد که معلمان خرید خدمات در شرایط کاری استرس زا و بدون امنیت شغلی هستند. ازآنجایی که انجام مداخله درمانی خاطره پردازی انسجامی نیاز به گذر سن و انباشت تجربه دارد. لذا معلمان خرید خدماتی در تحقیق وارد شدند که بالای 35 سال سن داشتند و در پایان سال هایی قرار داشتند که می توانستند استخدام رسمی شوند که سن استخدام طبق قانون 40 سال است. بنابراین، پرسش اصلی تحقیق حاضر آن بود که آیا می توان بر درمان خاطره پردازی انسجامی به عنوان راه حلی برای کاهش نشانگان اضطراب و بالا بردن انگیزه شغلی معلمان خرید خدمات تکیه کرد؟ برای پاسخ به این پرسش نمونه 34 نفری که نمره پرسشنامه اضطراب آن ها بیشتر از 15 نمره به دست آمده بود به شیوه در دسترس و از هر دو دوره اول و دوم ابتدایی انتخاب شدند و به شیوه تصادفی در دو گروه گواه و آزمایش قرار گرفتند. برای سنجش اضطراب از پرسش نامه اضطراب بک (1990) و برای سنجش انگیزه شغلی پرسشنامه حبیبی (1377) استفاده شد. پس از برگزاری مداخله درمانی خاطره پردازی انسجامی به شیوه گروهی در قالب یک جلسه معارفه 60 دقیقه ای و شش جلسه درمانی 90 دقیقه ای این نتایج به دست آمد: سطح اضطراب گروه آزمایش از حدود 33 نمره پیش آزمون به حدود 11 نمره پس آزمون تغییر کرد و به سطح اضطراب خفیف رسید. سطح متغیر انگیزه شغلی برای گروه آزمایش پس از آزمون از حدود 49 نمره به حدود 73 نمره تغییر پیدا کرد. با اجرای آزمون مقایسه میانگین برای مشاهدات زوجی برای متغیر اضطراب مشخص شد که مداخله درمانی اجراشده به طور معناداری میانگین اضطراب و انگیزه شغلی را در میان گروه آزمایش تغییر داده است و بنابراین فرض صفر در سطح خطای 01/0 رد شده و نتیجه گرفته می شود که مداخله درمانی خاطره پردازی انسجامی به شیوه گروهی توانسته است میانگین اضطراب را کاهش و میانگین انگیزه شغلی را افزایش دهد.
مبانی فقهی ثبت اختراعات نظامی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
فقه و مبانی حقوق اسلامی سال ۵۷ پاییز و زمستان ۱۴۰۳ شماره ۲
373 - 397
حوزههای تخصصی:
امروزه ظهور مالکیت معنوی (فکری) و سیطره آن بر اختراعات، برای حمایت از حقوق مخترعین، امری غیرقابل انکار به نظر می رسد؛ با این وجود، وضعیت حمایتی حقوق مالکیت معنوی از اختراعات در نزد متخصصان فن، فی الجمله با تردیدهای در برخی از زمینه ها مواجه است. ازجمله این زمینه ها اختراعات نظامی است که در عمل موردتردید جدی برخی از داعیه داران اختراعات نظامی است.در این پژوهش بر آن هستیم، با استناد به منابع کتابخانه ای و با روش تحلیلی-توصیفی به بررسی فقهی مواضع موافقین و مخالفین ثبت اختراعات نظامی-به عنوان اولین قدم برای حمایت معنوی از اختراعات نظامی-پرداخته شود تتبع در آثار کسانی که در این زمینه پژوهش انجام داده اند، نشان می دهد که در این زمینه دو دیدگاه کلی ابراز شده است: برخی بر این عقیده هستند که اختراعات نظامی نیازی به ثبت ندارد؛ زیرا ثبت آن احتمال افشای اسرار نظامی را در پی دارد و لذا خطرات نقض امنیت ملی را در پی دارد. عده ای دیگر نیز بر این عقیده هستند که اختراعات نظامی نیز به مانند سایر اختراعات نیاز به ثبت دارد؛ زیرا اولاً احتمال افشای اسرار نظامی در صورتی که روند ثبت اختراعات محرمانه باشد، بسیار کاهش می یابد؛ و ثانیاً برخی از اختراعات نظامی از حساسیت ویژه ای برخوردار نیست، لذا مخاطره ای برای امنیت ملی ندارد و درنتیجه ثبت آن ها با مشکلی روبه رو نیست.
بازپژوهی ممیزات ترور و محاربه در فقه امامیه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در حوزه فقه اجتماعی، مباحث امنیت و آسایش عمومی و بالخصوص سلب امنیت اجتماعی و اقداماتی چون محاربه که به رفتارهای خوف انگیز همراه با به رخ کشاندن و استفاده از سلاح اعم از سردوگرم، از جمله مسائل و مباحث جدی قابل توجه هست که در فقه جزایی برای آن شدیدترین برخوردها و مجازات پیش بینی و در نظر گرفته شده، همان گونه که به صراحت قرآن کریم به آن پرداخته است. در کنار آن بحث ترور و قتل های اغتیالی به جهت تناسب و هم سنخ بودن با مباحث محاربه موردتوجه فقه جزایی به لحاظ مفهومی و حکمی هست و لازم است در نگاه جامع به فقه اجتماعی و حکومتی چنین مباحثی به طور مرتب بازپژوهی و به حکم استحداثی مورد تدقیق قرار گیرد. در مقاله پیش رو و به مباحث مرتبط با محاربه و ترور با نگاهی به ممیزات آنها به روش توصیفی تحلیلی و با ابزار کتابخانه ای پرداخته شده است.
الگوی سرریز دانش در میان شرکت های دانش بنیان نانو و بایو فناوری(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: سرریز دانش مزیت فکری است که از طریق تبادل اطلاعات به دست می آید، و در ازای آن هیچ پاداش مستقیمی به تولیدکننده داده نمی شود، یا پاداش داده شده کمتر از ارزش دانش تولید شده است. در واقع سرریزدانش به عنوان موقعیتی است که یک شرکت از تلاش های تحقیق و توسعه یک بنگاه اقتصادی دیگر بدون پرداخت پاداش قابل توجهی که به آن بنگاه اقتصادی بپردازد، بهره می برد. در این راستا، هدف پژوهش حاضر تدوین الگوی سرریز دانش در میان شرکت های دانش بنیان نانو و بایو فناوری بود.
روش: پژوهش حاضر، از نوع پژوهش های کاربردی، با روش کیفی بوده که ماهیت اکتشافی دارند. همچنین این پژوهش از نظر هدف بنیادی است که با تحلیل کیفی آمیخته با طرح اکتشافی متوالی انجام شد. در طرح های تحقیق آمیخته اکتشافی، پژوهشگر درصدد کشفی عمیق درباره موقعیت نامعین می باشد و برای این منظور ابتدا به گردآوری داده های کیفی می پردازد. بنابراین، برای انجام این طرح، در مرحله اول برای شناسایی مؤلفه های سرریز دانش در میان شرکت های دانش بنیان نانو و بایو فناوری، با استفاده از نظریه داده بنیاد و انجام مصاحبه بر مبنای نمونه گیری نظری، ابعاد گوناگون این فرایند شناخته شد. در این پژوهش با استفاده از نظریه داده بنیاد و انجام مصاحبه، مؤلفه های سرریز دانش استخراج گردید. جامعه مورد مطالعه شامل خبرگان، کارآفرینان و مدیران شرکت های دانش بنیان نانو و بایو فناوری بود. روش نمونه گیری هدفمند بوده و در نهایت براساس اشباع نظری، 12 نفر به عنوان نمونه شرکت کردند. از طریق مصاحبه نیمه ساختاریافته با خبرگان و کسب توافق لازم، ابعاد، مؤلفه ها، و شاخص های نهایی برای الگوی سر ریز دانش شناسایی و تعیین شد. برای حصول اطمینان از روایی بخش کیفی (روایی صوری و محتوایی کیفی) پژوهش و به منظور اطمینان از دقیق بودن یافته ها از دیدگاه پژوهشگر، مشارکت کنندگان یا خوانندگان گزارش پژوهش، اقداماتی از قبیل بازبینی توسط اعضاء، بررسی همکار، تجربه و سوابق اساتید راهنما و مشاور، تجربه چندین ساله در حوزه علم اطلاعات و دانش شناسی و مدیریت دانش و اطلاعات و مشارکتی بودن پژوهش استفاده شد. برای پایایی نیز از تکنیک محاسبه پایایی بین دو کدگذار (شاخص تکرارپذیری) استفاده گردید.
یافته ها: شرایط علّی سرریز دانش شامل علل سازمانی، فرهنگ ارتباط و همکاری، علل دانشی، فعالیت های نوآورانه، رهبری، پژوهش و توسعه، منابع انسانی، حمایت؛ پیامدهای سرریز دانش شامل افزایش دانش و توانمندی، پیامدهای اقتصادی، پیامدهای عملکردی، گسترش شبکه ها و ارتباطات سازمانی و پیامدهای فناورانه؛ شرایط زمینه ای سرریز دانش شامل زیرساخت ها، توسعه آموزش و یادگیری، ارتقاء توانایی ها و مهارت ها، سرمایه گذاری و تجارت و ارتباطات؛ شرایط مداخله گر سرریز دانش شامل شرایط سیاسی، شرایط فرهنگی و شرایط تعاملی؛ راهبردهای سرریز دانش شامل راهبردهای ارتباطی و تعاملی، توسعه سیستم ها و ساختارها، راهبردهای تجاری و راهبردهای سیاسی می باشند. نتایج دلفی فازی نشان داد که همه مفاهیم مربوط به مدل پارادایمی سرریز دانش دارای آستانه پذیرش بالای 7/0 بوده و مؤلفه های شناسایی شده برای مدل پارادایمی تأیید شد.
نتیجه گیری: در این پژوهش پیامدها، شرایط زمینه ای، شرایط مداخله گر و راهبردهای سرریز دانش در میان شرکت های دانش بنیان نانو و بایو فناوری بررسی شد. منطبق بر یافته ها، فراهم کردن برخی عوامل و شرایط و از بین بردن موانع با استفاده از راهبردهای مناسب، می تواند در ارتقاء سرریز دانش مؤثر باشد و پیامدهای مثبتی را برای شرکت ها و کل جامعه به همراه آورد. سرریز دانش به عنوان نوعی عامل خارجی که باعث نشت غیرارادی و تبادل داوطلبانه دانش از کشورهای توسعه یافته می شود، منبعی برای افزایش بهره وری عوامل تولیدی است و آثار مثبتی به همراه دارد. براساس فرایند سرریز دانش می توان منابع کمیاب و بهترین دانش را پیدا کرد و با در دسترس قرار دادن آن برای همه کارکنان، به آنها کمک کرد تا در دانش جدید و بروز تسلّط پیدا کنند. بنابراین، در شرکت های دانش بنیان، بیش از دیگر سازمان ها، دانش به عنوان مهم ترین دارایی شرکت مطرح است و وقتی به طور مناسب به کار رود، می تواند منجربه توسعه توانمندی کارکنان و بهبود تولید و خدمات گردد. به طوری که سرریز دانش در این شرکت ها، با در اختیار داشتن دانش نیروهای داخلی و خارجی و یکپارچه سازی آن، یادگیری و توانمندسازی فردی و سازمانی را گسترش می دهد و منجربه افزایش نوآوری سازمانی می گردد. سرریز دانش باعث تسریع روند ارتقای فناوری و رشد اقتصادی می شود. یکی از کانال های جذب سرریز دانش، واردات کالاهای واسطه ای و سرمایه ای از کشورهای توسعه یافته است که در صورت هدفمند بودن، افزایش تنوع و کیفیت کالاهای واسطه ای و سرمایه ای را به همراه داشته و امکان یادگیری از فناوری و دانش وارداتی را برای شرکت های کشورهای در حال توسعه فراهم می آورد و بهبود وضعیت اقتصادی کشورهای مورد نظر را درپی خواهد داشت. یافته های این پژوهش برای سیاست گذاران در حوزه های شرکت های دانش بنیان نانو و بیوفناوری از منظر پیاده سازی الگوی پارادایمی سرریز دانش جهت کسب مزیت رقابتی و ارتقای جایگاه خود در سطح بین المللی حائز اهمیت است و می تواند راهنمایی برای مدیران و متخصصان این حوزه قرار گیرد.
State-people power relation as reflected in modern Iranian political cartoons; A visual social semiotic perspective
منبع:
Socio-Spatial Studies, Vol ۸, Issue ۱, Winter ۲۰۲۴
41 - 56
حوزههای تخصصی:
The paper aims at tracing the elements of state-people power relation discourse in contemporary Iranian political cartoons featured in Khatkhati Satirical Magazine between March 2018 and March 2019. It addresses a gap in the research of Iranian caricature as a multimodal media and employs visual social semiotic framework (Kress & van Leeuwen, 1996) to analyze 6 cartoons representing the power relation in question. The interaction between image and text, as well as semiotic resources realizing the representational, interactive and compositional metafunctions of the visual mode are carefully examined to decode the messages communicated by the cartoons. The analysis tentatively suggests the following motifs inferred from the analyzed cartoons: dichotomy between the officials and regular people, abuse of power and the subordinates’ trust by the dominant actor, corruption and hypocrisy underlining the state-people power relation.
گستره «کل شیء» در آیه 89 سوره نحل: بررسی تطبیقی دیدگاه طباطبایی و حسن زاده آملی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
آیه 89 سوره نحل، معروف به آیه تبیان، از زوایای گوناگونی مورد بررسی مفسران و قرآن پژوهان قرار گرفته و بیشترین موضوع موردبحث دلالت عبارت «کل شیء» بوده که پرسش هایی نیز در پی داشته است: اینکه چگونه متن قرآن می تواند حامل معانی بسیار باشد، به گونه ای که از آن تعبیر به «کل شیء» شود و چه کسانی و از چه طریقی می توانند به معانی آن دست یابند. هدف این پژوهش مقایسه و تطبیق دیدگاه های علامه طباطبایی و حسن زاده آملی در تبیین این دو مسئله بوده است: (1) «کل شیء» چه گستره ای دارد؟ (2) درک قرآن با وصف «تِبْیانًا لِکلِّ شَیءٍ» ویژه چه کسانی است؟ این مطالعه نشان می دهد که دیدگاه های طباطبایی و حسن زاده آملی همسوست و بین آن ها اختلاف ساختاری و ریشه ای وجود ندارد، بلکه تفاوت ها صرفاً از جهت اجمال و تفصیل است و به نظر می رسد، پاسخ های حسن زاده همان نگاه طباطبایی بوده که از طریق معرفت نفس برهانی شده است. بر این اساس، این دو دانشور از دو مسیر متفاوت «تِبْیَانًا لِکُلِّ شَیْ ء» را بررسی کرده و به اصول واحدی رسیده اند.
اخلاق زیست محیطی با تکیه بر اصول پنجگانه فلسفه صدرایی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
خردنامه صدرا دوره ۳۰ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۲ (پیاپی ۱۱۸)
19 - 34
حوزههای تخصصی:
از چالشهای مهم پیش روی انسان معاصر، استفاده بیرویه از منابع طبیعی است. تکنولوژی بگونه سرسام آور، باعث تخریب عناصر زیست محیطی شده و صنعت، نه تنها هماهنگی انسان را با طبیعت نشان نمیدهد، بلکه بالعکس، تفوّق مابعدالطبیعی انسان را نیز دگرگون ساخته و سلامت وی را با خطر روبرو کرده است. هر چند مسئله تخریب محیط زیست و اخلاق زیست محیطی، موضوعی نو و از ثمرات زندگی مدرنیته است، ولی میتوان مبانی آن را از آثار فلاسفه اسلامی، بویژه صدرالمتألهین دانست. در اینباره، پنج اصل حکمت متعالیه کارآمد تلقی میشوند. طبق اصالت وجود، جوهر نفس انسانی و جوهر طبیعت، دو شأن از یک حقیقت واحدند و ألم طبیعت، رنج انسان را نیز بدنبال دارد. طبق اصل شعور و تسبیح عالم طبیعت، طبیعت نیز همانند انسان عابد، محترم است. طبق اصل خلافت انسان، چون خداوند منزه از هر گونه شر است، باید جانشین او نیز ارتباط طبیعت را با مالک حقیقی آن ادراک کند و نماینده جمال و کمال مستخلَف عنه باشد و به تکریم و صیانت آن جلوه خدا اهتمام ورزد. بنا بر اصل خلق مدام، طبیعت هر دم وابسته به خداوند و مستمد و منوَّر به نور اوست، بنابرین سزاوار تخریب و مهجوریت نیست. بنا بر اصل پنجم، که میگوید: انسانها بر اساس شاکله خود عمل میکنند، انسانهای سعید، طبیعت را بسوی صور بهشتی و انسانهای ظلمانی، آن را بسوی صور جهنمی سوق میدهند. دسته اول دغدغه صیانت دارند و گروه دوم، در تخریب طبیعت میکوشند. در تفکر اسلامی و بتبع آن، اندیشه فیلسوفان اسلامی، بین انسان و طبیعت رابطه حق و تکلیف برقرار است که بر مبنای آن، انسان حق استفاده مشروط از طبیعت را دارد و در عین حال، مکلف به حفظ و آبادانی آن است.
Fondements anthropologiques et théologiques de la démocratie religieuse dans la pensée de l’Imam Khomeiny et d’Allameh Tabatabaï
منبع:
Al-Mustafa, Volume ۴, l’édition ۲, Decembre ۲۰۲۴
11 - 46
حوزههای تخصصی:
La démocratie religieuse est une théorie du pouvoir propre aux systèmes politiques fondés sur des principes religieux. Elle repose à la fois sur la reconnaissance de la souveraineté divine et de l’unicité de Dieu en matière de législation, tout en affirmant la primauté du droit, le rôle central du peuple dans l’élaboration des décisions, la formation du système politique, ainsi que la nécessité d’un contrôle et d’une coopération entre le peuple et ce dernier. Dans ce cadre, les citoyens croyants participent activement à la vie politique, dans le respect des enseignements de la charia, et toute forme d’autocratie individuelle dans les processus décisionnels collectifs est rejetée. Cependant, cette conception se distingue fondamentalement de la démocratie occidentale envisagée comme une valeur intrinsèque (et non simplement comme un mode de gouvernance). En effet, cette dernière s’appuie sur des fondements épistémologiques, anthropologiques et théologiques spécifiques tels que : relativisme cognitif, autonomie de la raison, rejet de la révélation comme source de connaissance, pluralisme épistémique, conception particulière de la liberté, et anthropocentrisme au détriment du théocentrisme. Cette étude, menée selon une approche à la fois descriptive et analytique, propose une relecture des fondements anthropologiques et théologiques de la démocratie religieuse dans la pensée de l’Imam Khomeiny et d’Allameh Tabatabaï. Il en ressort que ces deux figures majeures de la philosophie et théoriciens de l’époque contemporaine ont élaboré une conception cohérente de la démocratie religieuse, fondée sur des principes à la fois révélés et rationnels. Parmi les éléments anthropologiques et théologiques les plus marquants de la démocratie religieuse, on peut citer : une conception multidimensionnelle de l’être humain, sa nature divine, sa liberté et son libre arbitre, sa dignité innée et acquise, ainsi que sa fonction de vicaire de Dieu sur terre. D’un point de vue théologique, le principe d’unicité de Dieu (Tawhid) ne se limite pas à la sphère ontologique divine ; il s’étend également à l’exercice du pouvoir politique et à l’élaboration des lois, excluant ainsi toute forme de séparation entre le religieux et le politique autrement dit, toute forme de sécularisation.
ولایت؛ ملاکی برای مشروعیت و مردم سالاری در حکومت دینی
منبع:
معارف حکمی جامعه سال ۵ پاییز وز مستان ۱۴۰۲ شماره ۹
73 - 90
حوزههای تخصصی:
بازخوانی بحث مشروعیت در فلسفه سیاسی اسلام - که با اصل قرار دادن مفهوم «ولایت» و بررسی آن در مقاله حاضر انجام میشود- این سخن را تبیین میکند که ریشه لغوی مفهوم «ولایت»، دلالت بر شکلی از قرب و نزدیکی میکند و موجب ثبوت آثار مختلف میشود. بنابراین میتوان با به کار گرفتن این مفهوم در علوم سیاسی، آن را بهعنوان ملاک مشروعیت حکومت دینی معرفی کرد. این امر با رویکرد قرآنی – و نه فقهی- به مفهوم ولایت امکانپذیر است؛ زیرا در این رویکرد، ولایت، پیوند و ارتباط قلبی فرد مؤمن با خداوند معرفی میشود که آثار مختلفی بر آن مترتب میگردد. یکی از اصلیترین آثار جریان این مفهوم در اجتماع، تألیف قلوب مؤمنان و برقرار شدن ارتباط اجتماعی است که در قرآن به اخوت تعبیر میشود و از همین رو بر پایه این ارتباط، جامعه اسلامی شکل میگیرد. در چنین بستری، ازآنجاکه معصوم و یا فقیه در زمان غیبت، قرب و نزدیکی قلبی بیشتری نسبت به سایر مؤمنان دارد، دارای حق تصرف و تشریع در نسبت با آنان میشود و درنتیجه میتوان ولایت را ملاکی برای مشروعیت حکومت فقیه در جامعه دینی دانست. با تبیین این امر بهخوبی مشخص میشود که حکومت مبتنی بر ولایت فقیه، یکی از کاملترین اشکال مردمسالاری است؛ زیرا این مردمسالاری، برخاسته از مرتبه قلب و مبتنی بر ارتباط الهی افراد با خداوند است.
هماهنگی عقل و دین از منظر ملاصدرا، علامه طباطبایی و آیت الله جوادی آملی
منبع:
معارف حکمی جامعه سال ۵ پاییز وز مستان ۱۴۰۲ شماره ۹
91 - 104
حوزههای تخصصی:
روششناسی علوم، به نوع معرفتشناسی آن وابستگی تام دارد؛ زیرا معرفتشناسی، تعیینکننده ظرفیت و صورتبندی نظام دانایی و حیات اجتماعی در هر تمدن و فرهنگی است. تحصیل معرفت نسبت به دین، وابسته به بهرهگیریِ همزمان از تمام منابع معرفتی است. بنابراین، عقل و نقل فقط با همدیگر میتوانند معرف گزارهها و آموزههای اسلام و نیز حجت شرعی دین حنیف باشند و هیچیک از این دو نمیتوانند به تنهایی به تمام آنچه هست و آنچه باید احاطه یابند؛ زیرا معرفت دینی، محصول سنجش و تعامل توأمان دانش نقلی و دانش عقلی است. اسلام، همزمان هم توانایی بهرهگیری از قابلیتهای بیپایان عقل و نقل را دارد و هم قادر است مبانی جامع و خطوط کلی بسیاری از علوم را فراهم آورد. این پژوهش در پی آن است که با روش تحلیل عقلانی و با تمرکز بر دیدگاه عالمان فرزانه، ملاصدرا، علامه طباطبایی و آیتالله جوادی آملی، به پرسش بنیادین زیر پاسخ گوید: در فرایند استنباط در قلمرو گوناگون دین اسلام، چه نسبتی بین عقل و نقل برقرار است؟ یافتههای این پژوهش عبارتند از: تعیین مراد از عقل و دین، نسبیتسنجی میان عقل و دین، روش استفاده از عقل و ارزیابی آن در معارف دینی، شیوه استفاده از نقل و رابطه عقل و دین.
بررسی تأثیر سبک رهبری پیش نمون بر اثربخشی رهبر: نقش میانجیگری تمامیت ادراک شده و تعدیلگری تبادل رهبر - رهبر(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مدیریت دولتی دوره ۱۶ بهار ۱۴۰۳ شماره ۱
149 - 181
حوزههای تخصصی:
هدف: فرض اصلی نظریه هویت اجتماعی این است که برخی رهبران، معرفِ هویت گروه خود هستند؛ بنابراین آن چیزی را تجویز می کنند که می بایست پیروان به عنوان عضو گروه درباره آن بیندیشند، احساس کنند و انجام دهند. در این راستا، رهبری پیش نمون به سبکی از رهبری اشاره می کند که در آن، رهبر به مثابه نماینده هویت گروهی پیروان تلقی می شود و استانداردها، ارزش ها و هنجارهایی را بازتاب می دهد که اعضای گروه در آن ها مشترک اند و آن ها را از سایر گروه ها تمییز می دهد. مفهوم رهبری پیش نمون، از موضوعاتی است که دستِ کم در پژوهش های داخلی به آن کم توجهی شده است؛ از این رو هدف پژوهش حاضر، بررسی مفهوم رهبری پیش نمون در ارتباط با دیگر متغیرهای حوزه رهبری، یعنی اثربخشی رهبر، تمامیت ادراک شده رهبر و تبادل رهبر رهبر در جامعه آماری منتخب است.
روش: در پژوهش حاضر به بررسی تأثیر رهبری پیش نمون بر اثربخشی رهبری پرداخته شد. در این میان نقش میانجی تمامیت ادراک شده رهبر و نقش تعدیلگرِ تبادل رهبر رهبر در رابطه بین این دو متغیر سنجیده شد. این پژوهش از نظر هدف کاربردی و از نظر شیوه گردآوری داده ها توصیفی پیمایشی است. جامعه آماری پژوهش، کارکنان یکی از شرکت های فعال در زمینه خدمات مخابرات و فناوری اطلاعات بود که در قالب تیم های کاری فعالیت می کردند. به عبارت دیگر، در این شرکت فرایندهای سازمانی در قالب تیم های متشکل از چند عضو، یک رهبرِ تیم و سرپرست رهبر انجام می شد. برای سنجش متغیرهای پژوهش از پرسش نامه های استاندارد استفاده شد. بر اساس آزمون های مدنظر و با استفاده از نرم افزار جی پاور، نمونه آماری ۲۹۳ نفر انتخاب شد. داده ها به کمک روش مدل سازی معادلات ساختاری و رویکرد حداقل مربعات جزئی در نرم افزار اسمارت پی ال اس۳ تحلیل شدند.
یافته ها: تمام فرضیه های پژوهش، به جز فرضیه نخست، تأیید شدند. نتایج تحلیل داده های پژوهش نشان داد که رهبری پیش نمون، بر اثربخشی رهبر تأثیر مستقیم معناداری ندارد؛ اما این رابطه از طریق نقشِ میانجی تمامیت ادراک شده رهبر برقرار می شود. به سخن دیگر، رابطه میان رهبری پیش نمون و اثربخشی رهبر، به حلقه ای واسط نیاز دارد و تمامیت ادراک شده رهبر به عنوان متغیر میانجی، نقش این حلقه واسط را ایفا می کند. رهبری پیش نمون، بر تمامیت ادراک شده رهبر تأثیر معناداری می گذارد و اثر مثبت تمامیت ادراک شده رهبر بر اثربخشی رهبر نیز معنادار است. به علاوه، نتایج پژوهش نشان داد که تبادل رهبر رهبر، در رابطه میان رهبری پیش نمون و تمامیت ادراک شده رهبر اثر تعدیل کنندگی معناداری دارد.
نتیجه گیری: نتایج پژوهش نشان داد این سبک رهبری، از طریق ادراک از تمامیت رهبر و تبادل رهبر رهبر، موجب افزایش اثربخشی رهبری تیم ها می شود و کاربست رهبری و حوزه شمولیت آن را تسهیل می کند. از دیدگاه نظری، پژوهش حاضر با معرفی متغیرهای جدید از قبیل رهبری پیش نمون و تبادل رهبر رهبر، می تواند نقطه شروع مناسبی برای تدقیق این مفاهیمِ کمتر بررسی شده در زمینه های مطالعاتی رهبری سازمان باشد و سهم یاریِ ویژه ای برای انجام پژوهش های آتی داخلی در این زمینه داشته باشد.
On the Concepts of Time, Space, Vacuum and Domain of Investigation among Contemporary Physics, Philosophy, and Theological Reflection(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Contemporary theology is realizing the importance of integrating the knowledge of modern/contemporary physics into the metaphysical and ontological categories used to consider God and the God-world relationship. Time is a complex notion with different meanings, characterized by a plurality of uses. The concept of time opens up to broader conceptions than those of physics, mathematics, and philosophy and reveals that the human being, the earth, and the cosmos are not the center of space or time. The concepts of space, time, and matter, to which the concept of vacuum is connected, are of central importance in any modern physical theory, and particularly in the theories of unification. It is being discovered that spacetime is absent at the most fundamental level and only emerges at an appropriate limit. This emerging image of time leads to new conceptual challenges that must be faced in parallel with philosophy and theological researchto achieve its correct understanding. It is a comparison of the viewpoints of the three investigative domains concerned with understanding the nature of consciousness, namely science, philosophy, and metaphysics. This thought process is connected to the intuitions of the contemplative and mystical traditions and seems to be in line with current scientific thought, which can be mathematically expressed. Recent scientific research struggles to grasp the subjective aspect of consciousness; subjective experience is in conflict with the figure of the observer classically understood in the scientific sense. The evolution of life and the relationship with the transcendent could have their information basis in a hyper-complex multi-dimensional space; recent efforts try to explain how mental states exist in the higher dimensions of this hyperspace; some recent models of unification integrate matter and consciousness through the use of this primordial multi-dimensional dynamic space. Ontological interpretations of quantum theory have been given, leading to patterns of bidirectional flow of consciousness between an explicate and an implicate order, supporting both local and non-local phenomena in the cosmos. The paper aims to offer an overview of the indicated issues with a trans-disciplinary method and through interesting hints for thought.
تبیبن سیاست خارجی ایران در پرتو نقش متغیرهای جامعه، دولت و نظام بین الملل (1402- 1400)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات بین المللی سال ۲۰ بهار ۱۴۰۳ شماره ۴ (پیاپی ۸۰)
51 - 68
حوزههای تخصصی:
در این مقاله تلاش می شود با تاکید بر بعضی از متغیرهای »جیمز روزنا« مثل "دولت"،"جامعه" و " نظام بین الملل" به تبیین سیاست خارجی ایران و ارزیابی آن در دوره زمانی(2ساله ابتدایی) رئیسی پرداخته شود. سوال این مقاله عبارتست: سیاست خارجی ایران در پرتو تقاضاها،ارزش ها و هنجارهای گروه ها و طبقات متوسط جامعه، گرایش های خارجی دولت و ارتباط با قدرت های بزرگ(چین،روسیه و امریکا)چگونه تبیین می شود؟متدولوژی مقاله تحلیلی –تبیینی است.فرضیه عبارتست از: سیاست خارجی ایران در مقطع زمانی 1402-1400 با توجه به متغیر دولت( شرق گرایی ناشی از یکدست شدن نهادهای حاکمیتی )و متغیر ساختار نظام بین الملل (همسویی با روسیه و چین در نظام بین المل) و کم توجهی به خواسته ها،تقاضا و ایده های جامعه خصوصا طبقه متوسط قابل تبیین می باشد.یافته های پژوهش نشان می دهد متغیرهای دولت و سیستم بین الملل بیشترین تاثیر و متغیر جامعه به خصوص ارزش ها،هنجارها و تقاضاهای طبقه متوسط نقش حاشیه ای در جهت گیری سیاست خارجی رئیسی ایفاء می نمایند.
کاربست تلفیقی از GIS و RS در تعیین نقاط حادثه خیز جاده ای در بزرگراه کربلا با تاکید بر توسعه گردشگری مذهبی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
ازدیرباز خطرات جاده ای به اشکال گوناگون یکی از معضلات و مشکلات سفر بوده است. امروزه با توسعه حمل و نقل جاده ای و گسترش راه ها تحول اساسی در زمینه کیفیت سفر رخ داده، که این تحول منجر به افزایش تقاضای سفر با انگیزه های مختلف شده است. علیرغم منافع بیشمار حاصل از رونق گردشگری معضل تصادفات جاده ای با تحمیل خسارات مادی و معنوی بسیار، رخ نموده است. و سالانه هزینه های گزافی را بر جوامع مختلف بویژه در کشورهای در حال توسعه تحمیل کرده است. یکی از بزرگترین بخشهای بازار مصرفی سفر در کشورهای مسلمان، از جمله ایران گردشگری مذهبی است. بخشی از این سفرها در ایران، مسافرت مسلمانان شیعه است که به هدف زیارت اماکن مذهبی کشور عراق صورت میگیرد. با پایان یافتن جنگ ایران و عراق و بهبود روابط بین این دو کشور، این سفرها افزایش یافته است. حجم اعظمی از این سفرها، از طریق بزرگراه کربلا، که بعنوان شاهراه ارتباطی بین ایران و اماکن مذهبی عراق، تهران را از طریق ساوه، همدان، کرمانشاه و قصرشیرین به مرزهای عراق وصل میکند، انجام می پذیرد . در این تحقیق کاربردی، محقق در بخشی از این بزرگراه در حوزه استحفاظی شهر همدان بر پایه آمار تصادفات در سال های 1391 -1392 با استفاده از اطلاعات منتشر شده پلیس راه در خصوص تصادفات منجر به جرح و فوت و با برداشت میدانی این نقاط و شناسایی آنها بر روی عکس های هوایی و تحلیل آن از طریق نرم افزار ARC GIS پهنه های امن و حادثه خیز جاده را شناسایی و راه کارهای اساسی را در کاهش تصادفات جاده ای به هدف توسعه گردشگری مذهبی ارائه نموده است.
انتفاء هدف قرارداد در حقوق اسلام وایران (مطالعه تطبیقی با حقوق انگلیس)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
حقوق اسلامی سال ۲۱ بهار ۱۴۰۳ شماره ۸۰
117 - 137
حوزههای تخصصی:
بعد از انعقاد قرارداد، ممکن است حوادثی رخ دهد که هدف معامله برای طرفین قرارداد برآورده نشود و انجام آن برای یکی یا هر دو طرف معامله بی ثمر گردد. این فرض در حقوق کامن لا، تحت عنوان«انتفاء هدف یا عقیم شدن هدف قرارداد» بررسی می شود که براساس آن، طرفی که به هدفش نرسیده از اجرای تعهد معاف می شود.مبانی متعددی برای این تئوری در حقوق انگلیس شمارده شده است. در حقوق اسلام و ایران مبحث مستقلی در این باره مطرح نشده است اما آیا پذیرش چنین دیدگاهی بر طبق مبانی فقهی و اصول حقوق ایران، ممکن است؟ این تئوری در این نظام حقوقی با چه مبنایی پذیرفته شده است. ممکن است در نگاه اولیه، استناد به این تئوری در فقه اسلامی و حقوق ایران به جهت تقابل با اصل لزوم و استحکام معاملات (اوفوا بالعقود) سخت به نظر برسد. ولی بررسی دقیق منابع فقهی و ملاکات مواد قانونی نشانگر آن است که می توان همانند حقوق کامن لو ، به این دکترین استناد کرد. این جستار با روش توصیفی- تحلیلی و استنباطی روشن می سازد که با چه شرایط و رویکردی می توان به این تئوری در فقه اسلامی و حقوق ایران استناد نمود.
شرطیّت قدرت پرداخت مهر در پرتو تفاوت ماهوی نکاح با سایر عقود(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات فقه و حقوق اسلامی سال ۱۶ بهار ۱۴۰۳ شماره ۳۴
7 - 28
حوزههای تخصصی:
افزایش ناگهانی قیمت ها، همراه با ثبات نسبی درآمدها موجب ظهور مشکلات جدیدی برای بسیاری از بدهکاران مهر گردیده که در نتیجه، معضلات تازه ای برای سیستم قضائی کشور پدید آورده است؛ زیرا با توجه به وضعیّت موجود، بسیاری از بدهکارانِ ناتوان از پرداخت مهر تقسیط شده، مجدّداً ادّعای اعسار و درخواست تعدیل کرده و همین امر موجب انباشته شدن پرونده های زیادی در محاکم قضائی و افزایش تعداد زندانیان بدهکار مهر شده است؛ در حالی که از منظر فقه امامیه، زندان کردن معسری که از روی تنگدستی امکان پرداخت دین خود را ندارد به هیچ عنوان وجهی ندارد. این امر ایجاب می نماید ماهیّت مهر و تفاوت جوهری آن با سایر دیون مورد بررسی دقیق فقهی قرار بگیرد. هرچند که مطابق ماده 22 قانون حمایت خانواده، اگر میزان مهر در زمان وقوع عقد یکصد و ده سکّه تمام بهار آزادی یا معادل آن باشد وصول آن مشمول مقرّرات ماده 3 قانون اجرای محکومیّت های مالی شده و طبق رویّه قضائی حاکم، بار اثبات اعسار بر عهده زوج است. این در حالی است که با توجه به ظرفیّت فقه امامیه می توان ثابت کرد: اولاً، دین مهر با سایر دیون به علّت تفاوت اصل عقد نکاح با سایر عقود وضعیّتی متفاوت دارد؛ ثانیاً، اشتراط قدرت پرداخت زوج نیز جهت تأدیه مهر نکته بسیار مهمّی است که ظرفیّت استفاده از آن در حقوق ایران وجود دارد. در این مقاله که روش استنتاج در آن تحلیلی- توصیفی است سعی کرده ایم تا با استفاده از موارد فوق، کمکی به استحکام خانواده نموده و راهکارهایی را جهت حلّ معضل پرونده های مهر ارائه دهیم.
ارائه چارچوبی برای شناسایی و تحلیل عوامل تأثیرگذار بر جذب استعدادها در استارتاپ ها(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مدیریت استعدادهای سازمانی، پارادایم نوینی در مدیریت منابع انسانی در عصر اقتصاد دانش بنیان است که جذب استعدادها از حیاتی ترین اقدامات آن محسوب می شود. هدف پژوهش حاضر، ارائه چارچوبی برای شناسایی و تحلیل عوامل تأثیرگذار بر جذب استعدادها در استارتاپ ها بوده است. تحقیق حاضر از نظر جهت گیری، کاربردی بوده و از منظر روش شناسی در رویکرد کیفی قرار دارد. جامعه آماری پژوهش، مدیران و کارشناسان مرتبط با مباحث مدیریت منابع انسانی در شرکت های استارتاپی بودند. ابزارهای گردآوری داده در این مطالعه، مصاحبه نیمه ساختاریافته عمیق می باشد. که بر این اساس 13 مصاحبه با خبرگان استارتاپی صورت پذیرفت. روش نمونه گیری به دلیل ماهیت کیفی روش شناسی، هدفمند و به صورت مشخص گلوله برفی است. مصاحبه ها با روش تحلیل تم و نرم افزار MAXQDA نسخه 2020 تجزیه و تحلیل شد؛ همچنین به منظور اعتبار بخشی چارچوب ارائه شده در مرحله کیفی از شاخص گوبا و لینکلن استفاده گردید. هفت مضمون فراگیر و 30 تم اصلی بدست آمد. بر اساس نتایج تحقیق جبران خدمات مالی و غیرمالی، استفاده از کانال های متنوع برای جذب، میزان سرمایه نامشهود شرکت، بلوغ فرآیندهای داخلی شرکت، موقعیت مکانی و همراستایی ارزش های فردی افراد با ارزش های شرکت از مهم ترین عوامل موثر در جذب استعدادها به استارتاپ ها محسوب می شود.
مدل سازی خطاهای سوگیری بر تصمیم گیری مالی مدیران یک نگرش چند سطحی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تحقیقات حسابداری و حسابرسی بهار ۱۴۰۳ شماره ۶۱
45 - 66
حوزههای تخصصی:
مالی رفتاری یک حوزه نسبتاً جدید؛ اما به سرعت در حال تحول است که توضیح هایی را درباره یک تصمیم گیری اقتصادی توسط روان شناسی شناختی، تئوری اقتصادی و مالی مرسوم ارائه می دهد. مالی رفتاری تأثیر روان شناسی را بر رفتار متخصصان مالی و تأثیرهای بعدی آن بر بازارهای مالی را جستجو می کند. هدف اصلی پژوهش حاضر مدل سازی خطاهای سوگیری تصمیم گیری مالی مدیران با نگرشی چند سطحی است.این پژوهش در قلمرو پژوهش های کاربردی می باشد و در دو جامعه مورد بررسی قرار گرفته است . جامعه اول متخصصان و خبرگان حوزه حسابرسی، حسابداری و مدیران ارشد شرکت های بورسی و جامعه دوم حسابرسان و مدیران شرکت های بورسی، است.برای دستیابی به اهداف پژوهش تعداد 75 خطای سوگیری وارد مدل دلفی فازی گردید و مهم ترین خطاهای سوگیری شناسایی شد. در ادامه 5 گروه متغیر شامل، تأثیر متغیرهای کلان، خرد، هوش مدیریتی؛ شخصیتی و خطاهای سوگیری بر تصمیم گیری در سطوح مختلف (بالا؛ پایین و متوسط) مورد ارزیابی قرار گرفت. نتایج نشان داد؛ تمامی گروه ها در شدت و سطح معناداری متفاوتی؛ بر سطوح مختلف تصمیم گیری مدیران تأثیر دارند و تأثیر خطا ها بر تصمیم گیری در سطح پایین معنادارتر و قوی تر است؛ از طرفی بر اساس نتایج افزایش سطح تجربه کاری، رفتاری u شکل بر تصمیم گیری مدیران دارد. تأثیر درک متورم نیز بر سطوح تصمیم گیری معنادار ارزیابی شد. متغیر هوش مدیریتی، شاخص های کلان اقتصادی و تیبپ شخصیتی نیز بر سطوح مختلف تصمیم گیری تأثیر معناداری داشتند.
ماتریسِ پسایندهای ارزش ِ ناشی از خردمندیِ دانشِ مالی مدیرانِ شرکت های بازار سرمایه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تحقیقات حسابداری و حسابرسی بهار ۱۴۰۳ شماره ۶۱
145 - 166
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف این پژوهش ارزیابیِ ماتریسِ پسایندهای ارزش ِ ناشی از خردمندیِ دانشِ مالی مدیرانِ شرکت های بازار سرمایه می باشد.
روش: این پژوهش از نظر هدف اکتشافی و از نظر نتیجه در دسته پژوهش های توسعه ای و از نظر نوع داده جزء پژوهش های آمیخته است. در بخش کیفی، این پژوهش با استفاده از رویکردِ گلیزر (۱۹۹۲) در تحلیل نظری داده بنیاد، اقدام به ارائه مدلی با ابعادِ پسایندیِ ارزش های ناشی از خردمندیِ دانشِ مالی مدیران از طریق مصاحبه با ۱۵ نفر از خبرگان پژوهش نمود. سپس در بخش کمی با مشارکتِ ۱۸ نفر از مدیران سطوح مختلفِ ۵۰ شرکت برتر بازار سرمایه، ابتدا از طریقِ چک لیست های امتیازی و تحلیلِ آنتروپی شنون اقدام به تعیین تاثیرگذارترین مولفه ی اصلی شناسایی شده در بخش کیفی شد. سپس از طریق تحلیل ماتریس متقابل میک مک تلاش شد تا تاثیرگذارترین مضمونِ مولفه ی اصلی انتخاب شده در مرحله تحلیل آنتروپی شنون مشخص شوند. همچنین باید بیان گردد، بازه زمانی پژوهش ۱۳۹۹-۱۴۰۰ بود و نرم افزار مورد استفاده، متلب بود.
یافته ها: نتایج نشان داد، پسایندِ ارزش های بازار محور به عنوان اثربخش ترین مولفه ی خردمندیِ دانشِ مالی مدیرانِ شرکت های بازار سرمایه می باشد. همچنین مشخص گردید، کسب سهم بیشتر در بازار به دلیل تقویت اعتماد اجتماعی، مهمترین مضمونِ پسایندِ ارزش های بازار محور تعیین گردید.
نتیجه گیری: نتایج این پژوهش گویایی این واقعیت است که مدیران دارایِ خردمندی دانش تخصصی در حوزه مالی، بهتر قادر به ارزیابی وضعیت بازار و سناریوهای احتمالی تغییر بازار هستند و تلاش می نمایند تا با رصد نمودن این تغییرات براساس شناخت مالی خود، بهترین و اثربخش ترین تصمیم ها را اتخاذ کنند. نتایج این پژوهش می تواند در ارزیابی تصمیم های مدیران موثر باشد.









