مطالب
فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۳۲۱٬۱۶۱ تا ۳۲۱٬۱۸۰ مورد از کل ۵۵۲٬۹۱۹ مورد.
حوزههای تخصصی:
This study aimed at the frequency and type of using cell-phone by high school students. The research method used was a descriptive-survey one. The statistical society included all the high school students in Mazandran in 2010-11 academic year. The sample was chosen through multi-stage stratified random sampling method and 383 subjects were selected based on Kerjecie and Morgan's Table. A researcher- made questionnaire was used for collecting data. The content validity of the questionnaire was confirmed by related experts and its reliability was calculated through Cronbach Alpha by SPSS software 0/80. Two statistical methods were use in analyzing the gathered data, namely, descriptive statistics including: frequency, standard deviation and mean along with inferential statistics including: independent t test. The results showed that majority of the students had a cell-phone and consider it as a necessary tool. The girls were reported to use cell-phone and its tools more than the boy students. However, boy students used it more than girls for educational and learning purposes. There was no significant difference between boys and girls in using cell-phone for the sake of fun and social interactions.
The short run and long run causality between financial development and economic growth in the Middle East(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Using panel data error correction models, we investigate the short- and long-run causality between financial development and economic growth in the Middle East. Three different indicators are used to measure financial developments. Generalized Least Square (GLS) method with cross-section Seemingly Unrelated Regression (SUR) and fixed effecst in cross dimension is used to estimate the models. Our estimation results suggest that there is bidirectional causality between financial development and economic growth in both the short- and long run. The result underscores the feedback between finance and growth and hence advocates the third view that emphasizes on mutual causality between financial development and economic growth. In other words, finance can promote growth and in turn output growth will enhance financial development in the Middle East. This results can have important policy implications for both policymakers and international institutions.
بررسی اثر جیره بندی اعتباری در بازارهای کالا، پول و اوراق قرضه با استفاده از قانون واریانس(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
یکی از مهم ترین موضوعات در بازارهای مالی به خصوص برای بانک ها، مسئله اطلاعات نامتقارن است. عدم اطلاعات کافی یک بانک از ویژگیهای اعتباری، نوع ترجیحات و به طور کلی از میزان ریسک وام گیرنده، میتواند موجب بدگزینی شود. در این حالت، هزینه متوسط پرداخت وام برای سیستم بانکی افزایش مییابد. سیستم بانکی برای کاهش این هزینه نرخ بهره را افزایش میدهد. این مورد نیز به نوبه خود موجب میشود افراد با ریسک اعتباری پایین مایل به دریافت وام نشوند و در این صورت تعداد وام گیرندگان با ریسک اعتباری پایین، کاهش مییابد. بنابراین، افزایش نرخ بهره نیز احتمال بدگزینی را افزایش می دهد. بنابراین در این حالت، بانک ها لزوماً تمایل به افزایش نرخ بهره را ندارند. در نتیجه اقدام به تعیین سقف نرخ بهره با نرخ بهره پایین تر از تعادل (در نتیجه آن، مازاد تقاضا در بازار وام) میکنند و به دنبال آن، به علت وجود مازاد تقاضای وام اعتبار برای پاک شدن و تسویه بازار اعتبار، وام و اعتبار جیره بندی میشود. در این مقاله، جیره بندی اعتباری و بررسی تأثیر آن بر بازارهای پول، اوراق قرضه و کالا با استفاده از قانون والراس مورد بررسی قرار میگیرد. همچنین با استفاده از تقاضای مؤثر اثبات میشود که هنگام جیره بندی اعتباری، قانون والراس در بازار مؤثر، صادق نیست و تنها در صورتی این قانون در بازار مؤثر صادق است که ابعاد پولی بازار اوراق قرضه (بازار اعتباری) نیز در مدل لحاظ شود.
نقد و بررسی کتاب: «مدیریت منابع انسانی»؛ مؤلف : عباسعلی حاجی کریمی و حسن رنگریز
OPEC's Role in the Diversified Future Energy Market(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
This paper, which is developed within the framework of political economy of petroleum starts by a brief reviewing of OPEC’s policy instrument based on members’ excess production capacities and quota systems for managing the global oil market. The basic shortcoming in modeling OPEC’s economic behavior is then examined. The analytical framework used in this paper for speculations on the future role of OPEC in a diversified future energy market incorporates the impacts of the followings on expected OPEC’s supply: Non-OPEC production potentials of crude oil, long-term supply of unconventional sources of crude oil and long-term potentials of production from renewable sources of energies. It is concluded that there are a number of evidences to support the scenario of continuity of the significant share of OPEC’s crude oil production in the future diversified energy mix, hence OPEC’s role in the management of global energy market.
مطالعه و تبیین کیفیت سود با رویکرد ترازنامه ای
نظریه اجتماعی غرب: فراتر از متن؛ معرفی تطبیقی رویکردهای موجود علوم اجتماعی
حوزههای تخصصی:
تحلیل رابطه بین مؤلّفه های کاربری زمین با کاهش جرایم و ناامنی شهری(مطالعه ی موردی: منطقه 17 شهر تهران)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
جرم و احساس ناامنی ناشی از آن در محلّه های شهری، به ویژه در کلانشهرها از نگرانی های مهم شهروندان است. امروزه، ناموفّق بودن نظام کیفری سنّتی (برپایه ی مجازات) در مقابله با روند فزاینده ی جرایم در جوامع مختلف آشکارشده و به همین سبب رویکردهای فراواکنشی همانند پیشگیری از جرم در سال های اخیر در کشورهای توسعه یافته بیشتر مورد توجّه قرار گرفته است. هدف مقاله ی حاضر نیز بررسی رویکردی فراواکنشی با استفاده از سازوکار های شهرسازی در پیشگیری از جرم و کاهش احساس ناامنی شهروندان در محلّه های شهر است که هشت محلّه از منطقه ی هفده شهرداری تهران را به عنوان محدوده ی مطالعاتی مورد بررسی قرار داده است. روش پژوهش ترکیبی از روش توصیفی (از نوع پیمایشی) و تحلیلی است و داده های مورد نیاز به روش اسنادی و میدانی گرد آوری شده است. نتایج بررسی ها نشان داد از بین انواع جرایم، خریدوفروش موادّ مخدّر با40% نخستین رتبه را دارد و از نظر زمان وقوع جرم بیشتر جرایم با 35% در غروب و در فاصله زمانی آن با شب رخ می دهد. همچنین نتایج بررسی نشان داد، بین پیشگیری از جرم و نحوه ی استفاده از اراضی شهری ارتباط وجود دارد و از بین فضاهای شهری مورد مطالعه، آن دسته که کاربری های پیرامونی و بدنه آنها از ترکیب و تنوّع بیشتری برخوردارند، در سنجش با فضاهای مشابه که تنوّع کاربری کمتری دارند، پتانسیل جرم زایی پایین بوده و کمتر به عنوان محلّ وقوع جرم شناخته می شوند؛ همچنین این گونه فض اها احس اس امنیّت بیشت ری را به شه روندان می دهد. از نتایج دیگر اینکه با اتخ اذ راهبرد های مناسب در زمینه ی شهرسازی می توان به راهکاری ارتقای احساس امنیّت شهروندان و پیشگیری از جرم در محلّه های شهری دست یافت.
سنجش توسعه ی پایدار محلّه های شهری با استفاده از منطق فازی و سیستم اطلاعات جغرافیایی (مطالعه ی موردی: منطقه ی 17 شهرداری تهران)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
از دهه ی 1980 به بعد توسعه ی پایدار به عنوان مفهوم اصلی و بنیادی در راهبرد حفاظت جهانی سازمان ملل و در گزارش برانت لند قرار گرفت. توسعه شهری پایدار نیز اهمّیّت بسزایی را در دل مفهوم توسعه ی پایدار دارد. شهرنشینی شتابان، هم زمان با ظهور و تکامل سرمایه داری در ایران، انباشت سرمایه، تمرکز فضایی ابزار تولید، بیشتر در چند شهر بزرگ کشور به ویژه تهران، انجام شد که نتیجه ای جز توسعه ناپایدار شهری دربرنداشت. هدف این مقاله استفاده از روش تلفیقی منطق فازی و سیستم اطلاعات جغرافیایی برای سنجش میزان پایداری در سطح محلّه های شهری تهران است، به دلیل وسعت زیاد محدوده ی مورد مطالعه، محلّه های منطقه ی 17 شهرداری تهران برای مطالعه ی موردی انتخاب شد. به همین دلیل، 20 شاخص مختلف اقتصادی اجتماعی و کالبدی برای سنجش پایداری استفاده شد. در ابتدا شاخص ها به شیوه ی لایه ی اطلاعاتی، وارد سیستم اطلاعات جغرافیایی شد. برای تفاوت در مقیاس اندازه گیری، شاخص ها بی مقیاس شدند؛ سپس با استفاده از تابع عضویّت مثلّثی، هر شاخص جداگانه در داخل سیستم اطلاعات جغرافیایی فازی شد. پس از آن با استفاده از استدلال اوّلیّه و نهایی ممدانی، وضعیّت پایداری منطقه در نُه طبقه (کاملاً بد، خیلی بد، بد، نسبتاً بد، متوسّط، نسبتاً بالا، بالا، خیلی بالا، کاملاً بالا) دسته بندی شد و در پایان شاخص ها نافازی شدند. یافته های پژوهش نشان می دهد که استفاده از روش ترکیبی منطق فازی و سیستم اطلاعات جغرافیایی، تحلیل فضایی مطلوبی را از وضعیّت پایداری در سطح محلّه ها نشان می دهد. نتیجه ی مطالعه نشان می دهد که وضعیّت پایداری محلّه های شهری منطقه ی 17 در سطوح متوسّط و پایین از آن قرار دارند. از جهت پایداری، محلّه فلاح در وضعیّت متوسّط قرار دارد که بهترین وضعیّت را در بین محلّه ها دارد و بدترین وضعیّت از جهت پایداری برای محلّه ی بلورسازی است.
بررسی تطبیقی تأثیر نهادهای محلّی قبل و بعد از انقلاب اسلامی بر مشارکت شهروندی (مطالعه ی موردی: خانه ی انصاف و شوراهای حل اختلاف)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
به موضوع مشارکت مردم در امور محلّی به عنوان یک عامل اساسی در بررسی های توسعه توجّه شده است. در ایران شروع اندیشه ی ایجاد نهادهای رسمی برای مشارکت مردم در امور اجرایی محل سکونت آنان، به انقلاب مشروطه بازمی گردد. از آن تاریخ تاکنون نیز نهادهای متنوّع و متفاوتی با ماهیّت محلّی به وجود آمده اند که هدف از ایجاد آنها مشارکت مردم در امور محلّی و واگذاری اداره ی امور محلّی به آنان بوده است. از میان این نهادهای محلّی، خانه ی انصاف در دوره ی رژیم پهلوی و شوراهای حل اختلاف در دوره ی جمهوری اسلامی است که با هدف ایفای نقش داوری در سطح محلّی ایجاد شدند. این پژوهش با روش توصیفی تحلیلی محتوا و گردآوری داده ها برپایه ی اسناد رسمی و کتابخانه ای، با بررسی دو نهاد یاد شده از نظر نحوه ی تشکیل و ترکیب اعضا، وظایف و اختیارات، تشکیلات اداری و بودجه، نظارت حکومت مرکزی و میزان استقلال دو نهاد یاد شده، اعتقاد و باور نظام سیاسی حاکم به راهبرد توزیع فضایی قدرت و واگذاری امور محلّی مردم به آنان برای اداره ی بهتر جامعه را سنجیده است. ملاک انجام این پژوهش، قانون تشکیل خانه ی انصاف و آیین نامه اجرایی شورای حل اختلاف، است. برپایه ی نتایج تجزیه و تحلیل یافته ها مشخّص شد، نبود ساختار سازمانی و هویّت فیزیکی مشخّص، وظایف و اختیارات اندک و نظارت شدید حکومت مرکزی، خانه ی انصاف را به یک نهاد خنثی و ناکارآمد تبدیل کرده است. اما شورای حل اختلاف نسبت به خانه ی انصاف، در ایفای نقش داوری محلّی از استقلال عمل بیشتری برخوردار بوده، قدرت نقش آفرینی بیشتری دارد. بررسی حاضر نشان می دهد، نظام جمهوری اسلامی راهبرد توزیع فضایی قدرت و واگذاری امور محلّی مردم به آنان برای اداره ی بهتر جامعه را باور دارد. اما این مسئله به این معنی نیست که شورای حل اختلاف یک نهاد محلّی کامل و بدون نقص است، بلکه آیین نامه اجرایی شورای حل اختلاف در راه واگذاری امر داوری محلّی به مردم ضعف های اساسی دارد. درصورت اصلاح آیین نامه و رفع ضعف های قانونی، این شورا می تواند به عنوان یک نهاد داوری محلّی نسبت به حال حاضر بسیار کارآمدتر و اثرگذارتر عمل کند.
تحلیل عوامل مؤثر بر مشارکت دانشجویان دانشگاه ایلام در فعالیت های فوق برنامه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش در نظام های آموزشی دوره ۵ بهار ۱۳۹۰ شماره ۱۲
53 - 69
حوزههای تخصصی:
این پژوهش با هدف تحلیل عوامل مؤثر بر مشارکت دانشجویان دانشگاه ایلام در فعالیت های فوق برنامه به اجرا درآمده است. حجم نمونه پژوهش 150 نفر بود که با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای با انتساب متناسب تعیین شد. ابزار پژوهش شامل پرسشنامه ای بود که روایی آن بر اساس نظر جمعی از صاحبنظران و پایایی آن نیز با استفاده از ضریب آلفای کرونباخ محاسبه شد. مقدار آلفای کرونباخ به دست آمده برای گویه ها 78 درصد به دست آمد که نشاندهنده قابل قبول بودن پایایی انجام شد و SPSS پرسشنامه ها برای انجام پژوهش بود. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از نرم افزار از معیارهایی مانند میانگین و تحلیل عاملی استفاده شد. یافته ها نشان داد که بین متغیرهای جنسیت، وضعیت تأهل، محل تولد با میزان مشارکت دانشجویان در فعالیت های فوق برنامه هیچ گونه رابطه معنی داری وجود ندارد. اما بین میزان درآمد ماهانه دانشجویان و میزان مشارکت آنان در فعالیت های فوق برنامه رابطه ا ی منفی (معکوس) و معنی دار وجود دارد همچنین چهار عامل شخصیتی روانی، ماهیتی، ارتباطی زمانی و عامل مدیریتی به عنوان عوامل مؤثر بر مشارکت دانشجویان دانشگاه ایلام در برنامه های فوق برنامه استخراج شدند.
اثربخشی مدیریت استرس مبتنی بر روش شناختی- رفتاری بر اختلال افسردگی، اضطراب و ناباروری زنان(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر بررسی اثربخشی مدیریت استرس مبتنی بر روش شناختی-رفتاری بر اختلالات اضطرابی، افسردگی و میزان باروری زنان نابارور شهر اهواز بوده است.
روش: این پژوهش از نوع نیمه تجربی با طرح پیش آزمون – پس آزمون و پیگیری با گروه کنترل است. جامعه مورد مطالعه شامل 40 نفر از زنان نابارور شهر اهواز طی سال های 85-88 بوده است. برای انتخاب نمونه این پژوهش از روش نمونه گیری داوطلبانه در دسترس با گمارش تصادفی در گروه ها استفاده شد. از میان افراد مراجعه کننده زنانی که بر اساس پرسشنامه افسردگی بک، پرسشنامه اضطراب کتل و مصاحبه بالینی مبتلا به اختلال اضطراب و افسردگی بوده و از لحاظ متغیرهای موردنظر در پژوهش همتاسازی شده بودند؛ انتخاب و به طور تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل به طور برابر (20نفر) قرار گرفتند. آزمودنی های گروه آزمایش به مدت 12 جلسه 2 ساعته تحت درمان مدیریت استرس مبتنی بر فنون شناختی – رفتاری قرار گرفتند. داده های حاصل با استفاده از تحلیل کوواریانس و اندازه گیری مکرر تجزیه و تحلیل شدند.
یافته ها: نتایج حاصل آشکار ساخت که میان دو گروه آزمایش و کنترل از لحاظ افسردگی و اضطراب پس از خاتمه جلسات درمانی تفاوت معناداری وجود دارد. همچنین میان دو گروه از لحاظ افسردگی در مرحله پیگیری 12ماهه تفاوت معنی داری وجود داشت. میزان افسردگی و اضطراب گروه آزمایش نسبت به گروه کنترل در مرحله پس آزمون و پیگیری نسبت به مرحله پیش آزمون کاهش معناداری داشته است. از سوی دیگر، تعداد 9 زن از زنان نابارور بعد از 6 ماه تا یکسال باردار شدند.
نتیجه گیری: آموزش مدیریت استرس مبتنی بر نظریه شناختی-رفتاری باعث کاهش افسردگی و اضطراب در زنان نابارور پس از خاتمه جلسات درمانی و بعد از دوره پیگیری 12ماهه شد.
سنجش پایداری روستایی با استفاده از الگوی راهبردی مطالعه موردی: روستاهای شهرستان خدابنده(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
با تغییر پارادایم توسعه از رویکردهای سنتی و کلاسیک به پارادایم جدید توسعه پایدار و رویکردهایی چون مشارکت، توانمندسازی، ظرفیت سازی و ...، ادبیات برنامه ریزی و مدیریت نیز تحول یافته و به برنامه ریزی و مدیریت راهبردی جهت دهی شده است. بر این اساس امروزه برای پیاده سازی پارادایم توسعه پایدار نیاز به مدل ها و الگوهای جدید برنامه ریزی است تا با یک نگاه همه جانبه و آینده نگر بتواند پاسخگوی نیازهای توسعه ای در سطوح مختلف برنامه ریزی باشد. برای رسیدن به این امر نیاز به سنجش و ارزیابی میباشد که بتواند وضعیت پایداری را در نقاط روستایی با در نظر گرفتن همزمان عوامل اقتصادی، اجتماعی و اکولوژیکی در دو محیط درون و بیرون جامعه روستایی تعیین کند. زیرا اگر پایداری را از منظر نسبی نگاه کنیم، در مکان ها و زمان های مختلف دارای درجات مختلفی از پایداری هستیم که دامنه آن از پایداری ضعیف تا پایداری قوی میباشد. بر این اساس در این مقاله با استفاده از الگوی راهبردی به ارزیابی پایداری در مناطق روستایی دهستان حومه شهرستان خدابنده پرداخته و از دیدگاه شوراها و مردم روستایی کانون های پایداری، مشخص شده است. روش شناسی مورد استفاده در مقاله پیمایشی و توصیفی- تحلیلی در قالب الگوی راهبردی تعدیل شده میباشد که نتایج به دست آمده از اجرای الگو نشان میدهد که از دیدگاه هر دو گروه روستاها دهستان حومه شهرستان خدابنده به لحاظ پایداری در سطح ضعیفی قرار دارند.
بررسی انگیختگی معنایی در زبان فارسی نوشتاری دو مقطع زمانی با فاصله دویست سال (دویست سال پیش و مقطع کنونی)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
انگیختگی به معنی وجود سرنخی در صورت برای رسیدن به معناست؛ چیزی که ما را مستقیما از صورت به معنا رهنمون می شود و این بدان معناست که رابطه صورت و معنا، همواره یا تنها قراردادی نیست یا این که رابطه قراردادی در پاره ای مواقع به رابطه تصویرگونه مبدل می شود. یکی از انواع انگیختگی، انگیختگی معنایی است. واژه هایی انگیختگی معنایی دارند که رابطه معنایی بین اجزای تشکیل دهنده واژه و کل واژه وجود داشته باشد. در زمینه انگیختگی، عده ای بر این باورند که واژگان ابتدایی بشر انگیخته بوده اند و با گذشت زمان و به دلیل تغییرات آوایی و... درجه انگیختگی واژگان کاهش یافته است. در این پژوهش، نگاه عمیق تر و دقیق تری به این پدیده داشته ایم و برای بررسی این فرضیه، با انتخاب چهار متن سفرنامه از زمان حال و استخراج 2800 واژه محتوایی به بررسی انگیختگی معنایی در این متون پرداخته ایم و سپس آنها را با 2800 واژه استخراج شده از چهار متن در دویست سال پیش مقایسه نمودیم تا با بررسی ها و مقایسه های آماری دریابیم که از دویست سال پیش تاکنون، انگیختگی معنایی در بین واژگان زبان فارسی افزون گشته یا کاهش یافته است. مقایسه نتایج حاصل از بررسی این دو دوره نشان می دهد که افزایش معناداری در شمار واژگان دارای انگیختگی معنایی در زمان حال، نسبت به 200 سال پیش به چشم می خورد؛ بنابراین، شاید بتوان ادعا کرد از 200 سال گذشته تاکنون، انگیختگی معنایی در واژگان زبان فارسی افزایش یافته است و از این نقطه نظر، زبان فارسی به سمت شفافیت پیش رفته است و نه تیرگی.
انتهای غایت در معانی حروف جر عربی و حروف اضافه ی فارسی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
با توجه به اهمیت پژوهش های مبتنی بر مقایسه ی زبان های مختلف و تاثیر بسزای آن در کشف حلقه های ارتباطی زبان ها و رشد فکری و فرهنگی گویش وران آن، پژوهش حاضر با اتخاذ روش تحلیلی تقابلی و با تکیه بر مطالعات دستورپژوهان و فرهنگ نویسان دو زبان عربی و فارسی، به بررسی مفهوم انتهای غایت در جایگاه یکی از مهم ترین معانی مشترک میان حروف جر عربی و حروف اضافه ی فارسی می پردازد تا بدین وسیله، حروف نمایان گر این معنی و نحوه ی کاربرد آن در دو زبان عربی و فارسی، آشکار شود. ضمن آن که وجوه افتراق، اشتراک و اثرپذیری دو زبان، نمایان خواهد شد. مهم ترین دستاورد مقاله ی حاضر آن است که حروف جر و اضافه، همیشه در بیان یک معنی خاص، رابطه ی یک به یک ندارند، به گونه ای که گاه یک حرف در یک زبان با دو حرف از زبان دیگر، برابریابی می شود. اهمیت این مطلب در ترجمه ی متون عربی و فارسی، نمود می یابد.
در جست وجوی معنا(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
روش جست وجوی معنای یک لفظ یا یک عبارت از اهمیت فراوانی برخوردار است. اختلاف درباره معنای برخی از واژه ها که دارای کارکرد فلسفی هستند، مانند واژه های «تحلیلی» و «ترکیبی»، سبب شد تا توجه فیلسوفان زبانی به بحث «روش به دست آوردن معنا» معطوف گردد. فیلسوفان زبانی به منظور جست وجوی معنا، از روش های گوناگونی بهره برده اند؛ از جمله: روش مفهومی، روش مصداقی و روش شهودهای پیشانظری. روش شهودهای پیشانظری با تکیه بر نوعی درون نگری و بر اساس دو اصل رایج در زبان شناسی توسط یکی از فیلسوفان فلسفه تحلیلی مطرح گردید. این اصول بیان میدارد: الف. فراگیری زبان از مقوله علم مهارتی است؛ ب. سخن گفتن نوعی رفتار قاعده مند است. با توجه به بررسیهای انجام گرفته، روش شهودهای پیشانظری قرابت فراوانی با نظریه «تبادر» دارد؛ نظریه ای که از سوی دانشمندان علم اصول در باب الفاظ مطرح گردیده است.
نقد و بررسی نظریه کنش متقابل نمادین(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این مقاله به روش اسنادی، ضمن تبیین آراء و نظریات دو تن از جامعه شناسان مؤثر در نظریه کنش متقابل نمادین (جورج هربرت مید و هربرت بلومر)، ارتباط نظریه با حوزه ارتباطات را مشخص نماید. همچنین با توجه به اصول حاکم بر نظریه، سعی میکند با استخراج مبانی هستیشناختی، انسان شناختی و معرفت شناختی نظریه، به نقد و بررسی آن بپردازد. اجمالاً میتوان گفت: نظریه کنش متقابل نمادین، نظریه ای است خرد که هیچ تفسیر کلانی برای جامعه ارائه نمیدهد؛ زیرا جامعه، دولت و نهادهای اجتماعی در این نظریه، مفاهیم انتزاعی و ذهنی هستند. در مقابل، تأکید اصلی در این نظریه بر افراد و کنش های آنها با یکدیگر است. میتوان جایگاه نظریه کنش متقابل نمادین را در ارتباطات میان فردی دانست.
هرمس الهرامسه، طرحی برای تطبیق دین، اسطوره و فلسفه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هرمس که در متون دینی به اخنوخ و ادریس و در اسطوره به تات و هوشنگ شهرت دارد، از اولین انبیا و نزد برخی، مؤسس بسیاری از علوم و حکمت نیز میباشد. شخصیت، آثار و تفکر هرمسی نه تنها در متون دینی، بلکه در متون تاریخی، اسطوره و فلسفی نیز مطرح و بر بسیاری از ملل و افراد و افکار تأثیر گذار بوده است. از اینرو میتوان هرمس را موضوعی برای تطبیق دین، اسطوره و فلسفه قرار داد و به بررسی پیدایش هر یک از این حوزه ها و تأثیر و تأثرشان بر یکدیگر پرداخت. برای این مقصود ابتدا هرمس در متون دینی بررسی میشود و به شباهتهای ادریس و اخنوخ اشاره میگردد. سپس هرمس، هوشنگ و تات در اسطوره های یونان، ایران و مصر بررسی میشود و هویت، همزمانی و نقشهای یکسان آنها بیان میگردد و در آخر با استفاده از متون هرمسی و فلسفی به اندیشه هایی اشاره میشود که نه تنها خاستگاه تفکر بشر را بیان مینماید، بلکه زبان و بیان آن با دین و اسطوره قرابت دارد.
اصول تغییر و اصلاح رفتار در سیره معصومان علیهم السلام(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این مقاله با روش مطالعه اسنادی و تحلیلی و با هدف بررسی اصول تغییر و اصلاح رفتار در سیره معصومان علیهم السلام تدوین یافته است. بدین منظور، با بررسی سیره (قول و فعل) آن بزرگواران، اصولی کلی استنباط و استخراج شده است که عبارتند از: اصل حفظ کرامت و ارزشمندی انسان، اصل اقتضایی رفتار کردن، اصل تقدم استفاده از روش های سهل گیرانه بر روش های سخت گیرانه و تنبیهی، و اصل تقدم استفاده از روش های غیرمستقیم و کرداری بر روش های مستقیم و گفتاری. سیره ائمّه اطهار علیهم السلام نشان میدهد آن بزرگواران تنها به تغییر رفتار توجه نداشته، بلکه درصدد اصلاح رفتار نیز بوده اند.
روابط آزاد زن و مرد از دیدگاه آموزه های دینی و روان شناسی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف بررسی ارتباط آزاد زن و مرد از دیدگاه آموزه های دینی و روان شناسی تدوین گردیده است. این تحقیق با استفاده از روش های توصیفی ـ تحلیلی، ابتدا به زمینه های گرایش ارتباط دو جنس مخالف بر اساس رویکرد فیزیولوژیکی، روانی و آموزه های دینی میپردازد و پس از بیان دیدگاه موافقان روابط آزاد، و نقد آن از منظر روان شناسی و دین، نظریه اسلام را با استفاده از آموزه های دینی ارائه میکند. سپس براساس نتایج تحقیقات انجام شده و تحلیل های روان شناختی، و به مدد آموزه های دینی، عوارض شیوع ارتباط آزاد را در سه بخش فردی، خانوادگی و اجتماعی برمیشمارد و حفظ حریم و حدود را موجب ارتقای سلامت فردی و اجتماعی و نویددهنده تشکیل یک ازدواج موفق و پایدار میداند. در پایان، با توصیه حفظ حریم و مرزها و ارضای نیاز جنسی و عاطفی در چهارچوب خانواده، ترویج ازدواج آسان (دائم) و ازدواج موقت را به عنوان راهکاری در این زمینه، ارائه مینماید.









