مطالب
فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲۳۸٬۷۲۱ تا ۲۳۸٬۷۴۰ مورد از کل ۵۵۲٬۹۲۰ مورد.
حوزههای تخصصی:
از مسائل مهم در دوران بعد از فاجعه ها از جمله جنگ ها، مسئله بازسازی ویرانی ها و همچنین برپایی حیات اجتماعی در جامعه آسیب دیده است. مقاله حاضر به بررسی ابعاد فرایند بازسازی اجتماعی جوامع جنگ زده می پردازد. مطالعه میدانی در سه روستای جنگ زده استان کردستان (نژمار، قلاجی و قلعه گاه) انجام شد. پژوهش با به کارگیری روش های کیفی تجربه خانواده هایی را در کانون مطالعه قرار می دهد که به طور مستقیم از جنگ متأثر گشته اند. رویکرد مطالعه، روایت شناسی مردمی است که در آن از نگرش های کلان و از بالا به پایین فاصله گرفته و بر تجربه های و روایت های بومی تمرکز شده است و پویش های اجتماعی و فرهنگی را مد نظر قرار می دهد. در این مطالعه بازسازی اجتماعی بر اساس شش مؤلفه اعتماد اجتماعی، همزیستی اجتماعی، تعهد به اجتماع، سرمایه اجتماعی، همبستگی اجتماعی و سرمایه فرهنگی بررسی شده است. یافته ها حاکی از سلطه رویکرد فیزیکی و مادی به بازسازی است؛ اما با وجود غیاب تعهدات بوروکراتیک در اهتمام به ابعاد اجتماعی و فرهنگی، شاهد نوعی بازسازی اجتماعی خودجوش و بومی بوده ایم که وامدار درجه های بالایی از سرمایه اجتماعی، اعتماد اجتماعی، تعهد اجتماعی، همبستگی اجتماعی و همزیستی اجتماعی درون گروهی بوده است. در این میان نقش همبستگی قومی و دانش بومی در تداوم حیات اجتماعی پررنگ است. از نکته های مهم در زمینه زندگی و روابط اجتماعی در روستاهای مورد بررسی اهمیت فراوان یکپارچگی و صلح پیش از فاجعه است. پی ریزی یک جامعه محکم و پایدار، در کنار ساخت وسازهای اصولی مقاوم در برابر مخاطرات شامل برقراری همبستگی اجتماعی و احساس تعهد اجتماعی، یکپارچگی و وحدت و صلح میان افراد و گروه های متفاوت اجتماع نیز است.
بررسی رابطه بین میزان دین داری و سبک زندگی (مورد مطالعه: زنان شهراهواز)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
امروزه مفهوم سبک زندگی به عنوان بیان روش زندگی مردم و الگوهای فرهنگی و رفتاری آحاد جامعه از مفاهیم اساسی علوم انسانی به ویژه روانشناسی و علوم اجتماعی به شمار می آید. هدف از انجام این پژوهش، بررسی رابطه بین میزان دین داری و سبک زندگی زنان شهر اهواز است. روش تحقیق، پیمایشی و جامعه آماری پژوهش حاضر شامل کلیه زنان شهر اهواز بوده که تعداد 383 نفر بر اساس فرمول کوکران و به شیوه نمونه گیری خوشه ای چند مرحله ای انتخاب شده اند. برای سنجش از پرسشنامه استاندارد گلاک و استارک و پرسشنامه محقق ساخته استفاده کرده ایم. یافته ها نشان می دهد که بین نمره ی کل دین داری، رابطه منفی و معنادار و نمره ی دینداری در ابعاد (اعتقادی، عاطفی) با ابعاد سبک زندگی (مدیریت بدن، مصرف فرهنگی، فعالیت های فراغت) رابطه مثبت وجود دارد. اما در بررسی رابطه بین بُعد پیامدی با مدیریت بدن و مصرف فرهنگی، رابطه معنادار دیده نشد. هم چنین بین بعد مناسکی با فعالیت های فراغت زنان رابطه معنادار مشاهده نگردید. در نهایت نتایج تحلیل رگرسیونی چند متغیره گام به گام نشان می دهد که بُعد اعتقادی دین داری، بیش ترین تاثیر را در تبیین سبک زندگی زنان شهر اهواز داشته است و در مجموع متغیرهای مستقل توانسته اند، 25/38 درصد تغییرات متغیر سبک زندگی را تبیین نمایند.
بررسی تطبیقی تفاوت های کیفیت زندگی در محلات برنامه ریزی شده و سکونتگاه های غیررسمی شهری (نمونه موردی : محلات کارمندان و اسلام آباد شهر زنجان)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
بررسی ها گویای این است که در روند جهانی شدن و شهرنشینی نوین که به تمرکز فقر و غنا در اغلب کشورهای در حال توسعه گرایش دارد، خلأ ناشی از ناکارآمدی طرح ها توسعه ی شهری در جهت توزیع فضایی مطلوب دستاوردهای توسعه در محلات شهری امکان بروز الگوهای سکونتگاه های غیررسمی و برنامه ریزی شده را ارائه می هد. آنچه این پژوهش در پی آن است مقایسه تطبیقی کیفیت زندگی در اسلام آباد به عنوان محله اسکان غیررسمی و کارمندان به عنوان محله برنامه ریزی شده شهر زنجان بر اساس شاخص های اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی، مذهبی، کالبدی و زیست محیطی است.روش تحقیق پژوهش توصیفی و تحلیلی استفاده از منابع کتابخانه ای و پیمایشی جهت تحلیل شاخص های کیفیت زندگی است. داده های جمع آوری شده وارد نرم افزارSpss شده و سپس جهت بررسی تطبیقی شاخص های کیفیت زندگی از مدل Vikor، AHP و جهت آزمون فرضیات از آزمون های توصیفی نظیر میانگین و آزمون استنباطی کای دو (Chi – Squre) استفاده شده است. نتایج پژوهش حاکی از بررسی تطبیقی بر اساس مدلها نشان از وضعیت نامطلوب شاخص ها در محله اسلام آباد نسبت به محله کارمندان دارد و میزان اختلاف در شاخص های اقتصادی و کالبدی چشمگیر است. همچنین با تغییر هر کدامیک از شاخص ها کیفیت زندگی آن ها نیز تغییر می یابد. بنابراین باید نگاه های گزینشی را از میان برداشت و جهت بهبود و ارتقاء کیفیت زندگی شهروندان برنامه ریزی های مطلوب تلاش کرد.
تغییرات معنایی و مفهوم سازی های فرهنگی نام اندام دست در جزء اول اسامی مرکب زبان فارسی در قالب زبان شناسی شناختی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در این مقاله تغییرات معنایی و شیوه مفهوم سازی نام اندام دست در جزء اول 160 اسم مرکب فارسی بررسی می شود. مسئله و پرسش های اصلی پژوهش عبارتند از اینکه شیوة تغییرات معنایی این مفهوم در واژه های مرکب فارسی چگونه است و آیا می توان از تحلیل معنایی، حافظة جمعی، فرهنگی و اجتماعی جامعة زبانی فارسی را دریافت و آن را با دو جامعة زبانی انگلیسی و چینی مقایسه کرد. هدف این بررسی، کاوش شیوه تغییر و نیز افزایش معنی نام اندام ""دست"" در فرایند ترکیب این واژه با اسمهای دیگر فارسی است، به گونه ای که در پایان از تفاوت ها میان این سه زبان در شیوه تغییرات معنایی و مفهوم سازی های این نام اندام، تبیین فرهنگی به دست داده شود و برای تنوعات زبانی تبیین غیر زبانی( شناختی- فرهنگی) ارائه شود. روش مطالعه پیکره بنیاد، بر پایه فرهنگ سخن و در قالب رویکرد زبان شناسی فرهنگی صورت گرفته است. یافته های پژوهش نشان می دهند که تفاوتهای موجود در شیوه مفهوم سازی در این چند زبان دارای تبیین فرهنگی هستند. نوآوری این تحقیق در این است که تغییرات معنایی این نام اندام را در کلمات مرکب به روش عینی می کاود، از تفاوت زبانها تبیین فرهنگی به دست می دهد، بسامد هر مفهوم را لحاظ می کند. نتایج و دستاوردهای این پژوهش عبارتند از: تحلیل فرهنگی تفاوتها و شباهتهای موجود در سه زبان مذکور، به تصویر کشیدن شیوة تغییرات معنایی در زبان، معرفی روش جدیدی برای آموزش واژه های زبان فارسی با استفاده از الگوی کاکتوس و معنی شناسی مطابقه ای و روان شناسی فرهنگی. دیدگاه نقدی مقاله بر این است که برای بررسی مسیر تغییرات معنایی کلمات لحاظ نمودن فرایند ترکیب نیز الزامی است.
بازشناسیِ زبان شناختی و جغرافیایی گونه های زبان مازندرانی در حد فاصل خلیج گرگان تا مرکز مازندران با اعمال روش های گویش سنجی بر تفاوت های آوایی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر اولین تلاشی است که از یک سو با اتخاذ رویکردی کمّی- رایانشی و از سوی دیگر با رویکردی کل گرایانه، سعی در بررسی گونه های زبان مازندرانی (طبری) و ترسیم چشم اندازی نسبتاً روشن از وضعیت پیوستار گویشی این منطقه در چهارچوب مطالعات گویش سنجی دارد. برای تدوین اطلس زبانی 73 سایت در قلمرو گویشی گسترده پژوهش - که از شمال به شبه جزیرة میانکاله و دریای مازندران، از جنوب به دامنه های رشته کوه البرز، از شرق به خلیج گرگان و از غرب به شهرستان های بابلسر و سوادکوه محدود می شود- مشخص شد. داده های پژوهش شامل معادل های آوایی 62 مدخل واژگانی (جمعاً 4521 معادل) است که از مواد زبانی معتبر «طرح ملی اطلس زبانی ایران» استخراج گردید. میانگین سنی گویشوران 36 سال و متوسط سواد آن ها در حد آموزش ابتدایی است که 38% آن ها زن هستند. تحلیل انبوهه داده ها ضمن نمایاندن کارآمدی رهیافت گویش سنجی بر رهیافت سنتی، نشان داد دو گروه گویشی مازندرانی و مازندرانیِ گالشی از هم متمایزند و نیز گروه گویشی مازندرانی، خود به چهار زیرگروه اصلی بخش می شود که تغییرات پیوستار گویشی آن ها از جنوب شرقی به شمال غربی است. گویش منطقه ای شمال شرق حول شبه جزیرة میانکاله، گویش منطقه ای جنوب شرق بخش گلوگاه، گویش منطقه ای مرکز حول مناطق مرکزی شهرستان های نکا و ساری و گویش منطقه ای غرب شهرستان جویبار را پوشش می دهد.
پیش بینی نشانه های حساسیت اضطرابی با میانجیگری ذهن آگاهی بر اساس اضطراب اجتماعی دانش آموزان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: پژوهش حاضر با هدف بررسی رابطه ی حساسیت اضطرابی با نقش میانجیگری ذهن آگاهی با اضطراب اجتماعی دانش آموزان انجام شد. روش: این پژوهش توصیفی از نوع همبستگی بود و جامعه ی آماری شامل دانش آموزان دختر کرمانشاه بود که 350 نفر به روش نمونه گیری خوشه ای جهت نمونه انتخاب شده و با استفاده از مقیاس حساسیت اضطرابی نوجوانان (دیکون، 2002)، مقیاس اضطراب اجتماعی برای نوجوانان (SAS-A، لاجرسا، 1998) و مقیاس ذهن آگاهی براون وریان (2003) مورد بررسی قرار گرفتند. یافته ها: نتایج نشان داد که بین حساسیت اضطرابی و ذهن آگاهی، بین حساسیت اضطرابی و اضطراب اجتماعی و همچنین بین ذهن آگاهی و اضطراب اجتماعی در سطح 001/0 >P رابطه ی معنادار وجود دارد. نتایج تحلیل مسیر نشان داد که 18 درصد ذهن آگاهی توسط حساسیت اضطرابی و 49 درصد اضطراب اجتماعی توسط ذهن آگاهی و حساسیت اضطرابی تبیین می شود. نتیجه گیری: بر اساس یافته ها نتیجه می گیریم اختلال های اضطرابی چندعاملی هستند و افزون بر این در شکل گیری، تداوم و درمان اختلال های اضطرابی همچون حساسیت اضطرابی و اضطراب اجتماعی، باید به نقش ذهن آگاهی توجه داشت.
معرفی: از اِف آربی آر تا پِرِس اُاُ: گسترشی برای مدل سازی و مدیریت اطلاعات کتابشناختی پیایندها(مقاله علمی وزارت علوم)
عوامل ترغیب کننده مطالعه در میان مراجعان کتابخانه های عمومی شهر ساری(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف اصلی از انجام این پژوهش، شناسایی عوامل ترغیب کننده مطالعه در میان مراجعان کتابخانه های عمومی شهر ساری بوده است. پژوهش حاضر از نوع توصیفی و روش آن پیمایشی- اکتشافی است. جامعه آماری این پژوهش عبارت بوده اند از کلیه مراجعان به کتابخانه های عمومی شهرستان ساری در تمامی مقاطع تحصیلی شامل 15 هزار نفر. با توجه مشخص بودن تعداد جامعه با استفاده از روش نمونه گیری در دسترس و براساس جدول کرجسی و مورگان تعداد 375 نفر به عنوان نمونه انتخاب شدند. برای جمع آوری اطلاعات از پرسشنامه پژوهشگر ساخته استفاده شده که روایی آن با توجه به نظرات استاد راهنما و سایر اساتید صاحب نظر سنجیده شده است. برای سنجش پایایی پرسشنامه تعداد 25 پرسشنامه بین مراجعان کتابخانه های عمومی توزیع و جمع آوری گردیده، سپس با استفاده از آزمون آلفای کرونباخ پایایی پرسشنامه مورد سنجش قرار گرفت، چون مقدار آلفای به دست آمده (82/0) و بیشتر از 70/0 است، لذا پرسشنامه پایا است. نتایج تجزیه و تحلیل داده ها ده عامل را به عنوان عوامل ترغیب کننده به مطالعه شناسایی نموده است. از بین این عوامل نیز فرصت کافی برای مطالعه و افزایش سطح درآمد خانواده ها با ضریب 823/0 مهم ترین عامل در ایجاد عادت به مطالعه و ترغیب جامعه به مطالعه شناسایی شده است. همچنین یافته های پژوهش نشان داد که بین نظرات مراجعان کتابخانه های عمومی با توجه به سطح تحصیلات (030/0 p=)، میزان درآمد (000/0 p=) و سن (002/0 p=) نسبت به عوامل ترغیب کننده به مطالعه تفاوت معناداری وجود دارد. اما بین نظرات پاسخ گویان با توجه به شغل (248/0 p=)، و جنسیت (985/0 p=) نسبت به عوامل ترغیب کننده به مطالعه تفاوت معناداری مشاهده نشد.
ارزیابی وضعیت یادگیری الکترونیکی واحد آموزش مجازی دانشگاه سیستان و بلوچستان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف از این پژوهش بررسی وضعیت یادگیری الکترونیکی در واحد آموزش های مجازی دانشگاه سیستان و بلوچستان از دیدگاه دانشجویان این واحد می باشد. پژوهش از نظر هدف کاربردی و از نظر روش توصیفی- پیمایشی می باشد. جامعه آماری تحقیق شامل کلیه دانشجویان واحد آموزش های مجازی دانشگاه سیستان و بلوچستان در سال تحصیلی 93-94 به تعداد 108 نفر می باشد. حجم نمونه آماری مطابق فرمول کوکران، معادل 84 نفر در نظر گرفته شد که به روش نمونه گیری تصادفی، انتخاب شدند. برای اندازه گیری داده ها، از پرسش نامه محقق ساخته استفاده شد. برای تعیین روایی، از نظر اساتید و کارشناسان حوزه مورد مطالعه، و برای تعیین پایایی پرسشنامه از ضریب آلفای کرونباخ (0.921) استفاده شد. نتایج نشان داد که وضعیت یادگیری الکترونیکی از لحاظ ابعاد ویژگی های فردی یادگیرنده و زیرساخت و فناوری مطلوب، از لحاظ پشتیبانی وضعیت نسبتاً مطلوب و از لحاظ محتوای آموزشی و سنجش و ارزیابی از وضعیت نامطلوبی برخوردار می باشد. همچنین بررسی شکاف میان میزان عملکرد و اهمیت هر یک از ابعاد و مؤلفه های یادگیری الکترونیکی، مشخص نمود که تمامی آنها دارای شکاف منفی است.
تأثیر غیرخطی رقابت در بازار محصول بر کیفیت سود(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
کیفیت سود بالاتر، هم هزینه و هم منفعت دارد و از طرفی رقابت در بازار محصول می تواند دارای اثرات چندگانه بر بعضی از متغیرها باشد. این عوامل باعث شده است نتایج پژوهش های پیشین که در آنها رابطه بین کیفیت سود و رقابت در بازار محصول با استفاده از رگرسیون خطی بررسی شده است، متناقض باشد. نتایج متناقض به دست آمده نشان می دهد که رابطه واقعی بین دو متغیر، به صورت غیرخطی است. در این مقاله رابطه غیرخطی بین کیفیت سود و رقابت در بازار محصول بررسی شده است. به منظور اندازه گیری رقابت در بازار محصول، مجموع فضای کسب وکار و همگن بودن تولید در نظر گرفته شده است. کیفیت سود بر اساس سه الگو و رقابت در بازار محصول بر مبنای چهار معیار، اندازه گیری شده است. همچنین علاوه بر مقادیر «شرکت– سال» از مقادیر «صنعت- سال» هم استفاده شده و بدین ترتیب فرضیه پژوهش در حالت های مختلف مورد آزمون قرار گرفته است. برای آزمون های فرضیه پژوهش از اطلاعات 91 شرکت بورس اوراق بهادار تهران طی شش سال (1387 تا 1392) استفاده شده است. به طورکلی نتایج به دست آمده با استفاده از رگرسیون غیرخطی نشان دهنده وجود رابطه «U شکل معکوس» بین رقابت بالفعل و کیفیت سود است؛ اما این رابطه بر اساس رقابت بالقوه وجود ندارد. همچنین نتایج نشان می دهد که فرضیه پژوهش، هم در سطح «شرکت- سال» و هم در سطح «صنعت- سال» تأیید شده است.
منظر پارک طبیعی از جاده؛ شکل گیری منظر جاده در تعامل با اجتماع(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
منظر پاییز ۱۳۹۵ شماره ۳۶
حوزههای تخصصی:
ما در عصر «راه ها» هستیم. در اروپای غربی، اصول و قواعد شبکه های ارتباطی سه قرن پیش تعریف شده بود. بدون کارایی این شبکه های ارتباطی، هیچ گونه نشر ایده و دانش، هیچ نوع هماهنگ سازی تجاری و هیچ سیستم اجرایی کارآمدی وجود نداشت. راه ها، بیش از هر نشانه دیگری، یکی از بهترین ابزارها برای سیستم حاکمیت، برای نظام اجتماعی و سیاسی هستند. یک جنبه متناقض راه این است که زمانی که هر یک از نواقص آن از بین می رود کارایی اش افزایش می یابد. راه ها زمانی که کسی به آن ها توجهی نمی کند مفید به نظر می رسند. تجربه رانندگی با تمایلی برای سیالیت هدایت می شود. امروزه، نقشه های قدیمی راه با سیستم پایش جی. پی. اس. جایگزین شده است. فردا، سازندگان خودرو نوید وسایل نقلیه خود هدایت شونده را می دهند. سیستم و شبکه راه ها به طرف این ایده درحرکت اند. در فرانسه، نشانه این فرآیند فلکه (میدان ترافیکی) است، یک شیء توپوگرافیک عجیب که به سرعت به عنوان راه حلی منحصربه فرد در مدیریت ترافیک مورداستفاده قرار گرفت. سی هزار تا از فلکه ها در تقاطع راه ها ساخته شده اند. راه ها در جامعه ما (جامعه مردانه) شور و شوقی زنده، یک شیء انسان شناسانه ساختاری، یک نشانه بنیادین در سیستم برنامه ریزی و اجرایی ما به شمار می روند. این روبان های آسفالتی، به نظر می رسد تأثیر مشترک بیشتری نسبت به سایر عناصر اساسی دیگر : خاک هوا یا آب بر انسان ها دارند. آیا راه ها می توانند ما را به رویکردی بهتر به این موضوعات اساسی رهنمون شوند؟ آیا ما اسیر «شیوه تفکر جاده ای» هستیم؟
تبیین توانمندسازی روان شناختی کارکنان براساس سبک تفکر مدیران مطالعه موردی: اداره کل ورزش و جوانان استان اصفهان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف از این تحقیق تبیین مدل توانمندسازی روان شناختی کارکنان براساس سبک تفکر مدیران اداره کل ورزش و جوانان اصفهان بود. روش تحقیق از نظر چگونگی جمع آوری اطلاعات از نوع توصیفی – اکتشافی و از نظر هدف، کاربردی و از نظر اجرا میدانی بود. جامعه آماری تحقیق مدیران و کارکنان اداره کل ورزش و جوانان استان اصفهان بودند (به ترتیب 56 و 444 نفر). حجم نمونه با توجه به محدود بودن جامعه آماری، کلیه مدیران تمام شمار (56 نفر) و حجم نمونه کارکنان براساس جدول مورگان 205 نفر محاسبه شد که به طور تصادفی و نسبیتی از ادارات استان انتخاب شدند. ابزار اندازه گیری، پرسشنامه استاندارد سبک تفکر استرنبرگ– واگنر (1991) و پرسشنامه توانمندسازی روان شناختی اسپریتزر (1995) بود. پایایی پرسشنامه ها به ترتیب 87/0 و 89/0 براساس آلفای کرونباخ بود. تجزیه وتحلیل داده ها از طریق آمار توصیفی و آمار استنباطی شامل آزمون معادلات ساختاری و به وسیله نرم افزار SPSS و AMOS انجام گرفت. سطح معناداری 05/0 محاسبه شد. یافته ها نشان داد که مؤلفه های مربوط به سبک تفکر و توانمندسازی روان شناختی کارکنان این متغیرها را اندازه گیری می کند و ازاین رو مدل اندازه گیری تأیید شد.
بررسی محتوای علم فیزیک و روش صحیح آموزش فیزیک
حوزههای تخصصی:
دنیای اطراف ما و در یک لغت جهان شامل حقایق، موجودیتها و حرکتهاست، از آنجا که جهان همه آفریننده خالق یکتاست که شریک ندارد و انسان اشرف مخلوقات است، آدمی در اعصار مختلف به طرق مختلف، روشهای متفاوت و در زمینه علوم مختلف همواره مشغول کشف، شناخت و اشراف به نظم موجود در پدیده های مختلف سرتاسرجهان و در دنیای اطراف خود بوده است. برخی از علوم موجود به صورت مستقیم و شامل تفاسیر، قانونمندی و فرمولبندی پدیده ها به مطالعه و بررسی نظم موجود ساختاری در پدیده ها وموجودیتهای مختلف می پردازد. فیزیک، یکی از علوم است که هم از جنبه تئوری و عملی به مطالعه، فرمولبندی و بررسی پدیده ها . کنشها و اکنشها بین موجودیتهای مختلف در سرتاسر جهان می پردازد. در حقیقت علم فیزیک بررسی بودن مادّه، موقعیت، نحوه حرکت، کیفیت و کمیت انرژیها و برخودها را در بر دارد؛ یادگیری فیزیک و احاطه بر فیزیک پدیده ها نیاز به فهم پدیده و در بسیاری از موارد دانستن ریاضی مسأله و حل معادلات و روابط ریاضی در زمینه آن دارد. در این مقاله به دنبال تحقیقی جامع جوانب مختلف علم فیزیک را بررسی کرده و همچنین روش صحیح یادگیری فیزیک را ارائه می دهیم.
بررسی رابطه سلامت اجتماعی با رفتار شهروندی سازمانی (مورد مطالعه کارکنان فرماندهی انتظامی استان آذربایجان شرقی)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات مدیریت انتظامی سال یازدهم بهار ۱۳۹۵ شماره ۱
7 - 24
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: پلیس به عنوان یکی از سازمان هایی که با مردم در ارتباط است، باید در ارتقاء رفتار شهروندی سازمانی کارکنان اقدام کند. از این رو اولین گام، شناخت عوامل تأثیرگذار بر رفتار شهروندی است؛ یکی از این عوامل تأثیرگذار، سلامت اجتماعی است. در این تحقیق سعی شده با بیان مفهوم این دو متغیر، چگونگی ارتباط سلامت اجتماعی براساس شاخص های «شکوفایی، مشارکت، انسجام، همبستگی و پذیرش» به عنوان متغیر مستقل با رفتار شهروندی سازمانی براساس شاخص های «جوانمردی، فضیلت مدنی، احترام و تکریم، نوع دوستی و وظیفه شناسی» به عنوان متغیر وابسته سنجیده شود. روش: نمونه آماری از بین کارکنان فرماندهی انتظامی استان آذربایجان شرقی به تعداد 341 نفر انتخاب شد. ابزار جمع آوری داده ها، پرسش نامه سنجش سلامت اجتماعی براساس نظریه کییز و پرسش نامه رفتار شهروندی سازمانی براساس نظریه اورگان است که روایی آن ها توسط افراد خبره و متخصص مورد تأیید بوده و میزان پایایی برای پرسش نامه سلامت اجتماعی 76/0، برای پرسش نامه رفتار شهروندی سازمانی 79/0 و برای مجموع دو پرسش نامه 788/0 به دست آمد. یافته ها: بررسی استنباطی داده ها بیانگر وجود رابطه معنادار بین تمام فرضیه ها را نشان می دهد. همچنین آزمون معادلات ساختاری نشان می دهد بین برخی از شاخص های سلامت اجتماعی با خود این متغیر و کلیه شاخص های رفتار شهروندی سازمانی با این متغیر رابطه وجود دارد. همچنین بررسی نتایج آزمون واریانس یک سویه هم بیانگر نبود تفاوت بین متغیرهای جمعیت شناختی و میزان سلامت اجتماعی است. نتیجه گیری: نتایج حاصل از تحلیل داده ها بیانگر آن است که سلامت اجتماعی بر رفتار شهروندی سازمانی کارکنان تأثیرگذار است. از این رو با بهبود سلامت اجتماعی کارکنان، ضمن ایجاد دلگرمی و دلبستگی در آنها نسبت به محیط کاری خود، وضعیت رفتار شهروندی سازمانی کارکنان برای افزایش کیفیت خدمات ارائه شده و بهره وری، بهبود خواهد یافت.
تحلیل توسعه سیاسی در ایران از منظر الگوی هویتی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات ملی سال ۱۷ زمستان ۱۳۹۵ شماره ۴ (پیاپی ۶۸)
19 - 38
در این مطالعه تلاش شده تا توسعه سیاسی در ایران، در چارچوب و سپهر پیشران ها و ایستاهای هویتی، با استفاده از نظریه ی زمینه ای و بررسی آرا و اندیشه های دانشمندان مختلف ایرانی در قالب یک الگو به تصویر کشیده شود. در این مسیر، از مدل مفهومی هویت های چندگانه رینولدز و پوپ، که درک کامل و گویایی از فرد، اجتماع، عوامل درونی و بیرونی در تعامل با توسعه سیاسی ایجاد می کند، استفاده شد. به منظور تبیین و طراحی الگوها ابتدا مؤلفه های هویتی توسعه سیاسی استخراج شد. با کدبندی و طبقه بندی سه مرحله ای این مؤلفه ها، چیستی و هستی آنها کاملاً تحدید و تعریف شد. حلقه های متقاطع هویتی توسعه سیاسی در طواف حول هسته مرکزی ترسیم شد. هسته مرکزی و حلقه های متقاطع در بافتی از عوامل متنی بازنمایی شد. در نهایت، مدل مفهومی استخراج شد که نشان می دهند چگونه ابعاد مختلف هویت که در گذر زمان و در محیط و بافت نقش می پذیرند، بر توسعه سیاسی تأثیرگذاری دارند. این مطالعه ی زمینه ای، جنبه هایی از هویت را مشخص کرد که بر توسعه سیاسی تأثیر مثبت دارند و به عنوان مزیت باید در تقویت آنها کوشید. از سوی دیگر، ابعاد منفی هویتی را، که به عنوان ایستا از توسعه سیاسی در ایران جلوگیری می کند، کشف کرد؛ کاستی هایی که باید برای اصلاح آنها تلاش کرد. به علاوه، این مدل نشان می دهد که ابعاد مختلف هویت، همگی، در توسعه سیاسی در ایران نقش دارند، اما به شیوه های مختلف تجربه شده و از اهمیت کم و بیش متفاوتی برخوردارند.
آثار اصلاح یارانه ها بر نابرابری رفاهی در ایران (مدل سازی CGE و شاخص تغییرات معادل EV)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات اقتصادی کاربردی ایران سال ۵ بهار ۱۳۹۵ شماره ۱۷
243 - 271
حوزههای تخصصی:
یکی از اهداف اصلی دخالت دولت در اقتصاد بهبود شاخص های برابری در جامعه است. آثار سیاستگذاری های اقتصادی بر شاخص های عدالت در جامعه از اهمیت بالایی نزد سیاستگذاران برخوردار می باشد. در این مقاله آثار اصلاح یارانه ها بر شاخص برابری رفاهی در جامعه با استفاده از مدل تعادل عمومی محاسبه پذیر ( CGE ) و شاخص تغییرات معادل ( EV ) بررسی می شود. مدل های CGE با شبیه سازی عددی اقتصاد به شکل ماتریس حسابداری اجتماعی ( SAM ) ، قادر به ارزیابی نیروهای مؤثر بر رفاه خانوارها و ارائه چشم انداز عددی روشنی از آثار رفاهی سیاستگذاری های اقتصادی می باشند. به منظور بررسی موضوع تحقیق در این مقاله ده سناریوی متفاوت اصلاح یارانه ها شبیه سازی شده است. در قسمت اول تحقیق، یارانه های غیرمستقیم به صورت مرحله ای کاهش یافته و در قسمت دوم، پنج سناریوی متفاوت از کاهش هم زمان کل یارانه های غیرمستقیم و بازپرداخت نقدی آنها به خانوارها، بخش های تولیدی و دولت شبیه سازی شده و آثار آنها بر شاخص برابری رفاهی در جامعه بررسی شده است. نتایج این تحقیق پیش بینی می کنند که با اصلاح یارانه ها، شکاف رفاهی خانوارها در همه سناریوها کاهش یافته و شاخص برابری رفاهی در جامعه بهبود می یابد. یکی از نتایج مهم این تحقیق این است که با کاهش سهم دولت و تولید از بازپرداخت یارانه های آزاد شده، شاخص برابری رفاهی در جامعه بزرگتر می شود. همچنین مقایسه نتایج سناریوهای بررسی شده حاکی از آن است که شاخص نابرابری رفاهی در سناریوهای بازپرداخت یارانه نقدی بیشتر از سناریوهای بدون بازپرداخت، کاهش می یابد.
مقایسه تأثیر سیاست هدفمندی یارانه های فرآورده های نفتی و گاز طبیعی بر روی رشد بخش های صنعت، کشاورزی و خدمات(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات اقتصادی کاربردی ایران سال ۵ تابستان ۱۳۹۵ شماره ۱۸
221 - 242
حوزههای تخصصی:
شاید بتوان گفت که موضوع اجرای سیاست هدفمندسازی یارانه ها مهمترین سیاست اقتصادی دولت طی دو دهه اخیر بوده است. یارانه حامل های انرژی قسمتی از این سیاست را در برمی گیرد و از اهمیت ویژه ای در اقتصاد ایران برخوردار است. اهمیت این موضوع موجب شده است که موضوع هدفمندی یارانه ها به عنوان موضوعی اثرگذار و تعیین کننده توجه پژوهشگران را به خود جلب کند. ای ن پژوهش سعی دارد که تأثیر یارانه های پرداختی به حامل های انرژی (فرآورده های نفتی و گاز طبیعی) بر روی رشد تولید ناخالص داخلی (GDP) بخش های اقتصادی (کشاورزی، صنعت و خدمات) ایران (1386-1391) را مورد بررسی قرار دهد. برای این منظور آخرین سری جدول داده - ستانده منتشرشده توسط مرکز آمار ایران (مدل قیمتی داده - ستانده) به کارگرفته شده است. برای تجزیه وتحلیل روابط متغیرها و رسیدن به پاسخ سؤالات تحقیق روش ماتریسی داده - ستانده مورد استفاده قرار گرفت. نتایج و یافته های تحقیق نشان داد که با افزایش قیمت حامل های انرژی (فرآورده های نفتی و گاز طبیعی) تولیدات بخش کشاورزی، به دلیل وابستگی واسطه ای کمتر به حامل های انرژی فرآورده های نفتی و گاز طبیعی و قیمت نسبی پایین تر نسبت به سایر بخش های اقتصاد افزایش یافته است و تولیدات در بخش صنعت، به دلیل مصرف بالای انرژی توسط صنایع، کاهش یافته است و تولیدات بخش خدمات نیز نتایج متفاوتی را نشان می دهد.
شناسایی مولفه های برندسازی در گالری های هنری شهر تهران(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
مدیریت فرهنگی سال ۱۰ بهار ۱۳۹۵ شماره ۳۱
57 - 69
حوزههای تخصصی:
در ﻣﺤ یﻂ رﻗﺎﺑﺘی کﻨﻮﻧی، ﺑﺮﻧ ﺪ ﺑﺨﺶ ﻣﻬﻤی از یک کﺴﺐ و ک ﺎر و دارای یﻫ ﺎی ی ک ﺑﻨﮕ ﺎه را ﺗﺸ کیﻞ ﻣ ی دﻫ ﺪ و ﺧیﻠ ی از کﺴ ﺐ و کﺎرﻫ ﺎ ﻋﻼﻗﻤﻨﺪ ﻫﺴﺘﻨﺪ کﻪ یﺎد ﺑﮕیﺮﻧﺪ ﭼﻄ ﻮر ی ک ﺑﺮﻧ ﺪ ﻣﻮﻓ ﻖ ﺑﺴﺎزﻧﺪ. از این رو تحقیق حاضر هدف خود را شناسایی مولفه های برندسازی در گالری های هنری شهر تهران قرار داده است. که جمعیت آماری شامل مدیران گالری های هنری فعال شهر تهران که یک نمونه 10 نفر از آنان به عنوان گروه خبرگان مورد مطالعه قرار گرفت و مخاطبان گالری های هنری شهر تهران که یک نمونه تصادفی به حجم 385 نفر (به پیشنهاد فرمول کوکران برای جامعه آماری نامحدود) ازآن ها مورد مطالعه قرار گرفت. ابزار گردآوری داده ها مرکب از 2پرسشنامه بود: که روایی آن به شکل صوری و پایایی آن از طریق ضریب آلفای کرونباخ (مقدار آلفا=813/0) مورد تایید قرار گرفت و برای شناسایی اولویت اهمیت مولفه های برندسازی درگالری های هنری شهر تهران از نظر مخاطبان این گالری ها استفاده شد. نتایج تحقیق مولفه های قابلیت به خاطرسپاری برند (خاطره انگیز بودن، کوتاه بودن، آهنگین بودن، برخورداری از معنای فاخر) مولفه های محبوبیت برند (نمایشگاهها و رویدادهای هنری، حسن سابقه گالری، حسن شهرت مدیرگالری، جلب رضایت هنرمندان، ارتباط موثر با رسانه ها، جلب اعتماد مجموعه داران) مولفه های قابلیت انطباق برند (. به روزرسانی مداوم وبسایت، تقویت رابطه با رسانه ها، تلاش برای بهبود محتوای وبسایت، به روزرسانی پیام های تبلیغاتی) و مولفه های قابلیت حفاظت از برند (نظارت دستگاههای مسوول بر اجرای قوانین مرتبط با حفاظت از برند، به روزرسانی قوانین مرتبط با حفاظت از برند، حمایت معنوی اداره ثبت شرکتها و علائم تجاری از برند گالری های هنری، حمایت حقوقی وزارت ارشاد از گالری های هنری) را برای برندسازی در گالری های هنری شهر تهران شناسایی نمود.
مقاله به زبان انگلیسی: تاثیرخلاصه نویسی بر روس دانش بلاغی دانشجویان انگلیسی به عنوان زبان خارجه: تلفیق گونه نوشتاری ورویکرد مبنی بر فرآیند (The Impact of Summary Writing with Structure Guidelines on EFL College Students’ Rhetorical Organization: Integrating Genre-Based and Process Approaches)(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
هدف از انجام این تحقیق بررسی تاثیر خلاصه نویسی بر دانش بلاغی دانشجویان دوره کارشناسی میباشد. سی دانشجوی خانم در رشته ادبیات انگلیسی دانشگاه الزهرا در این بررسی شرکت نموده اند. آموزشهای نوشتاری شامل دو مرحله بوده است که هر یک به مدت چهار هفته به طول انجامید. دانشجویان بر اساس مدل ""اس"" به دو گروه آزمون و شاهد تقسیم گردیده وآموزشهایی مبنی بر گونه نوشتاری و رویکرد مبنی بر فرآیند دریافت کردند. گروه آزمون در طول مرحله اول خلاصه نویسی با آموزشهای ساختاری و در طول مرحله دوم آموزش رویکرد مبنی بر فرآیند دریافت کردند لکن گروه شاهد فقط در طول مرحله دوم آموزش مبنی بر فرآیند دریافت نمودند. سوالات تحقیق پس آزمون دو مورد بود که آیا خلاصه نویسی با آموزشهای ساختاری دانش بلاغی دانشجویان را بهبود میبخشد و اینکه چگونه دانش بلاغی دانشجویان وقتی آموزشهای ساختاری به عنوان ابزار جانبی رویکرد مبنی بر فرآیند استفاده میشوند افزایش می یابد. به منظور جمع آوری اطلاعات مورد نیاز جهت پاسخگویی به دو سوال تحقیقی ذکر شده ابزارهایی نظیر فرم ارزیابی برگرفته از طرح هیتون 1988و روش تجزیه تحلیل کمی متن برگرفته از مدل ""اسکات""1996 بکار گرفته شده اند. تجزیه و تحلیل اطلاعات با استفاده از روش آماری "" تی تست"" نشان داد که خلاصه نویسی با آموزشهای ساختاری ، دانش بلاغی دانشجویان را در محتوا ،سازمان دهی، استفاده درست از زبان و پیچیدگی ساختاری افزایش میدهد.همچنین یافته های این بررسی بیانگر این مطلب بوده است که رویکرد مبنی بر فرآیند و گونه نوشتاری می توانند به عنوان روشهای مکمل هم مورد استفاده قرار گرفته و خلاصه نویسی با آموزشهای ساختاری می توانند به عنوان ابزار جانبی رویکرد مبنی بر فرآیند استفاده شوند.









