ترتیب بر اساس: جدیدترینمرتبط‌ترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱٬۷۲۱ تا ۱٬۷۴۰ مورد از کل ۵۶۰٬۳۵۷ مورد.
۱۷۲۱.

مقایسه احساس تنهایی و اضطراب اجتماعی در دانشجویان دختر و پسر دانشگاه گیلان(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۸ تعداد دانلود : ۱۵
زمینه و هدف: احساس تنهایی و فقدان تعاملات اجتماعی مؤثر در دوران دانشجویی می تواند زمینه ساز بروز اضطراب اجتماعی شود که به عنوان یک چالش روان شناختی اساسی، کیفیت زندگی و عملکرد فرد را تحت تأثیر قرار می دهد. پژوهش حاضر با هدف مقایسه میزان احساس تنهایی و اضطراب اجتماعی در دانشجویان دختر و پسر دانشگاه گیلان انجام شد. مواد و روش ها: روش این پژوهش توصیفی-مقایسه ای بود. جامعه آماری شامل کلیه دانشجویان ساکن خوابگاه های دانشگاه گیلان در نیمه اول سال ۱۴۰۴ بود که از میان آن ها، ۸۰ نفر (۴۰ دختر و ۴۰ پسر) به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. ابزارهای گردآوری داده ها شامل پرسشنامه احساس تنهایی راسل (۱۹۹۶) و پرسشنامه اضطراب اجتماعی کانر و همکاران (۲۰۰۰) بود. تحلیل داده ها با استفاده از آزمون تی مستقل در نرم افزار SPSS انجام شد. یافته ها: نتایج تحلیل های آماری نشان داد که بین میزان احساس تنهایی در دانشجویان دختر و پسر دانشگاه گیلان تفاوت معناداری وجود ندارد. همچنین، در رابطه با متغیر اضطراب اجتماعی نیز تفاوت معناداری بین دو گروه دختران و پسران مشاهده نشد. نتیجه گیری: یافته های این پژوهش حاکی از آن است که متغیر جنسیت به تنهایی تفاوت معناداری در میزان احساس تنهایی و اضطراب اجتماعی دانشجویان ساکن خوابگاه ایجاد نمی کند. این نتایج بر پیچیدگی پیامدهای روان شناختی تأکید داشته و ضرورت توجه به عوامل محیطی و فردی دیگر، و همچنین طراحی مداخله های هدفمند برای بهبود سلامت روان دانشجویان را یادآور می شود.
۱۷۲۲.

The Impact of Task-Based Language Teaching on Learners’ Speaking Proficiency and Confidence(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۳ تعداد دانلود : ۵۹
peaking proficiency and confidence are essential components of communicative competence, particularly in English for Specific Purposes (ESP) contexts where learners must perform authentic spoken tasks. While Task-Based Language Teaching (TBLT) has been widely recognized for promoting real-world language use, most research has tended to emphasize either linguistic development or affective outcomes. This study investigates how TBLT contributes to both speaking proficiency and speaking confidence among undergraduate ESP learners. Conducted over one academic semester, the research involved 65 university students in Indonesia who participated in structured TBLT activities integrated into their regular curriculum. Data were collected through speaking performance assessments and self-report questionnaires on speaking confidence. Paired-sample t-tests using SPSS version 26 were employed to compare learners’ performance before and after the intervention. The findings revealed that TBLT had a positive and meaningful effect on both dimensions, enhancing learners’ fluency, vocabulary use, and interactional skills while also increasing their willingness to communicate and reducing anxiety. These outcomes indicate that TBLT supports the development of both technical language ability and psychological readiness, fostering a supportive environment where learners can actively participate and grow in their spoken English. The study offers practical insights for educators seeking to implement communicative, learner-centered approaches and emphasizes the value of integrating TBLT into ESP instruction to strengthen learners’ speaking competence and confidence simultaneously.
۱۷۲۳.

Hedges and Boosters in the Writing of Advanced Iranian EFL Learners(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۸ تعداد دانلود : ۸۴
This quantitative corpus-based study investigated the use of hedges and boosters in the writing of Iranian advanced EFL learners, with particular attention to potential gender differences. Forty EFL learners (20 males and 20 females, aged 15-20) were purposively selected from private language institutes in Yasouj, Iran, based on their performance on the Quick Oxford Placement Test (QOPT). A corpus of 40 essays (12,464 words total) was analyzed using Hyland's (2005) metadiscourse framework to identify and categorize hedges and boosters. Manual coding by two raters achieved substantial inter-rater reliability (r = .79). Frequency counts were normalized per 1,000 words, and chi-square tests were employed to examine gender differences. Results revealed that learners employed various types of hedges and boosters, with epistemic modal verbs being the most frequent category for both marker types, while epistemic nouns were rare or absent. Epistemic adjectives were the least frequent hedges, and epistemic nouns were the least frequent boosters. Notably, chi-square tests indicated no statistically significant gender differences in the use of either hedges or boosters, suggesting that male and female learners employed these markers with similar frequency and variety. The findings highlight the predominance of basic, frequently taught metadiscourse forms and suggest a need for explicit instruction to expand learners' repertoire of hedging and boosting strategies. Pedagogical implications emphasize the importance of genre-based, corpus-informed instruction and teacher professional development in metadiscourse awareness.
۱۷۲۴.

طراحی مدل هوشمند امتیازدهی پایداری برای شرکت های پذیرفته شده در بورس با رویکرد شبکه های عصبی گرافی

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۲ تعداد دانلود : ۵۶
در سال های اخیر، ارزیابی عملکرد پایداری شرکت ها به یکی از مهم ترین دغدغه های سرمایه گذاران، نهادهای نظارتی و بازارهای سرمایه تبدیل شده است. رشد سرمایه گذاری های مبتنی بر معیارهای محیط زیستی، اجتماعی و حاکمیتی (ESG) موجب شده است که توسعه مدل های دقیق و هوشمند برای سنجش پایداری شرکت ها از اهمیت ویژه ای برخوردار شود. با این حال، اغلب مدل های سنتی امتیازدهی پایداری بر تحلیل شاخص های مستقل و داده های ساختاریافته متمرکز بوده و قادر به استخراج روابط پیچیده میان شرکت ها، صنایع و ذی نفعان نیستند. این محدودیت باعث کاهش دقت ارزیابی و ضعف در پیش بینی عملکرد آتی پایداری شرکت ها می شود. هدف این پژوهش طراحی یک مدل هوشمند امتیازدهی پایداری برای شرکت های پذیرفته شده در بورس مبتنی بر شبکه های عصبی گرافی است. در مدل پیشنهادی، شرکت ها به عنوان گره های یک گراف و روابط مالی، صنعتی، مالکیتی و اطلاعاتی میان آن ها به عنوان یال های شبکه تعریف می شوند. سپس با استفاده از الگوریتم های یادگیری عمیق گرافی، الگوهای پنهان و وابستگی های ساختاری میان شرکت ها استخراج و در فرآیند محاسبه امتیاز پایداری لحاظ می شود. روش پژوهش از نوع کاربردی و توسعه ای بوده و در چارچوب رویکرد کمی انجام می شود. داده های مورد نیاز شامل شاخص های مالی، معیارهای ESG، اطلاعات مالکیتی و داده های ارتباطی شرکت های پذیرفته شده در بورس جمع آوری خواهد شد. پس از پیش پردازش داده ها، مدل شبکه عصبی گرافی طراحی و با مدل های یادگیری ماشین متداول نظیر Random Forest، XGBoost و شبکه های عصبی چندلایه مقایسه می شود. ارزیابی عملکرد مدل با استفاده از شاخص هایی نظیر MAE، RMSE،Accuracy و ضریب تعیین انجام شد. نتایج پژوهش نشان داد که بهره گیری از ساختارهای گرافی و روابط بین شرکتی می تواند دقت و قابلیت تبیین مدل های امتیازدهی پایداری را به طور معناداری افزایش داد. همچنین مدل پیشنهادی قادر بود ابزاری کارآمد برای سرمایه گذاران، مدیران و سیاست گذاران بازار سرمایه در راستای تصمیم گیری های مبتنی بر توسعه پایدار فراهم آورد.
۱۷۲۵.

بررسی تجربه زیسته معلمان در مواجهه با بی نظمی دانش آموزان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۰ تعداد دانلود : ۵۷
هدف: هدف از این پژوهش تجربه زیسته معلمان در مواجهه با بی نظمی دانش آموزان در شهر مریوان بود، با توجه به هدف کاربردی و بر مبنای رویکرد کیفی و با به کارگیری روش پدیدارشناسی و استفاده از روش تحلیل مضمون انجام شده است. روش پژوهش: جامعه آماری آن شامل تمامی معلمان دارای سنوات بالای 15 سال در دوره ابتدایی شهر مریوان در سال تحصیلی 1403-1402 بودند که تعداد آنها برابر با 280 نفر بود، روش نمونه گیری پژوهش به صورت هدفمند بود؛ و برای تعیین کفایت نمونه نیز از قاعده اشباع نظری استفاده شد بر این اساس نمونه ی مورد بررسی با تعداد 30 نفر به اشباع رسید، در این برای گردآوری داده ها از مصاحبه نیمه ساختاریافته استفاده شد. برای تهیه ی سوالات مصاحبه سعی شد که تا حدی با توجه به سطح تحصیلات و رشته های مرتبط با معلمان سوالات استاندارد طراحی شوند. یافته ها: برای تحلیل سوالات از روش تحلیل کلایزی و مضمون استفاده شد نتایج نشان داد «اعمال مقررات کلاسی در ارتباط با دانش آموزان بدرفتار و دادن نتیجه و نمره به فعالیت دانش آموز، دخالت و مشارکت دادن دانش آموزان» بی نظم در فرایند تدریس می توانند در زمینه یابی رفتارهای بی نظمی دانش آموز تأثیر داشته باشند. نتیجه گیری: از یافته های بدست آمده از این پژوهش نتیجه گرفته می شود که «تأثیر شرایط فیزیکی و روانی محیط کلاس در امر بی نظمی دانش آموزان، به روز بودن معلم در امر آموزش و شیوه کلاس داری» از شیوه های مناسب مدیریت بی نظمی در کلاس بودند.
۱۷۲۶.

A Textual Approach to the Meaning and Usage of Some Technical Terms in Religious Manichaean Texts(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۵۲ تعداد دانلود : ۲۰۵
Drawing on Manichaean Middle Iranian texts and adopting a textual approach, the present article tries to define the meaning and usage of some technical terms (termini tecnichi) in Manichaean theology, especially the words “angel” (frystg, fryštg) and “apostle, messenger” (frystg, fryštg). The use of a word for two meanings and/ or two concepts in the Manichaica was a result of the redefinition that each of the different Manichaean communities presented for the concepts of ‘angel’ and ‘apostle, messenger’. The article shows that the Iranian term frys/štg has been redefined and expanded in meaning in Manichaean literature under the influence of Syriac writings; a redefinition that could generate an angel from an apostle / a messenger and a king from the angel. Here, we also examined the technical terms xwdʾy/ xwdʾwn ‘lord’, by / bg ‘god’, yzd ‘god’ and bgpwhr / βγpšy / βγpšʾk ‘son of God’ (βγpwryšt / βγpšyt ‘the sons of God’) βγpwr(ʾ)yc ‘daughter of God’ showing the contexts in which these terms appear and what examples they refer to. Our study shows that some of them were used not only for angels and historical figures (like Mani and Manichaean leaders and electi, as well as previous apostles), but also included at least one of Manichaean gods, i.e. ‘Third Messenger’.
۱۷۲۷.

ارائه مدل سبک رهبری و نگرش نسبت به تغییر با میانجی گری هوش اخلاقی در مربیان فوتبال کشور عراق(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۱ تعداد دانلود : ۲۲
هدف پژوهش حاضر ارائه مدل رابطه سبک رهبری و نگرش نسبت به تغییر با میانجی گری هوش اخلاقی در مربیان فوتبال کشور عراق بود. این پژوهش از نظر هدف کاربردی و از نظر روش، توصیفی همبستگی بود که با رویکرد پیمایشی و مبتنی بر مدل سازی معادلات ساختاری انجام شد. جامعه آماری پژوهش، مربیان فوتبال کشور عراق و اعضای مرتبط با مجمع مربیان فوتبال بود که تعداد آنان ۳۳۶ نفر گزارش شد. بر اساس جدول کرجسی و مورگان، ۱۷۹ نفر به روش تصادفی ساده به عنوان نمونه آماری انتخاب شدند. برای گردآوری داده ها از پرسشنامه سبک رهبری بر مبنای الگوی رهبری موقعیتی هرسی، بلانچارد و ناتمایر، پرسشنامه نگرش نسبت به تغییر و پرسشنامه هوش اخلاقی استفاده شد. روایی ابزارها از طریق روایی محتوایی، روایی همگرا و واگرا و پایایی آنها با آلفای کرونباخ و پایایی ترکیبی تأیید گردید. داده ها با استفاده از نرم افزارهای SPSS و Smart PLS تحلیل شدند. یافته ها نشان داد سبک رهبری با هوش اخلاقی مربیان فوتبال عراق رابطه مثبت و معنادار دارد. همچنین هوش اخلاقی با نگرش نسبت به تغییر رابطه مثبت و معناداری نشان داد. نتایج آزمون میانجی گری نیز نقش میانجی هوش اخلاقی را در رابطه میان سبک رهبری و نگرش نسبت به تغییر تأیید کرد. شاخص های برازش مدل، از جمله مقدار GOF برابر با 0.۶۶۰، بیانگر برازش مطلوب مدل بود. در نتیجه، تقویت سبک های رهبری کارآمد همراه با ارتقای هوش اخلاقی می تواند با نگرش مثبت تر مربیان فوتبال نسبت به تغییر همراه باشد.
۱۷۲۸.

بررسی جهش معنایی در موقعیت های موجود در لطیفه های زبان فارسی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۴ تعداد دانلود : ۸۲
جهش معنایی، یعنی تغییر ناگهانی و خلاف انتظارِ معنا در پایان یک رویداد، می تواند برای مخاطب بسیار غافل گیرکننده باشد و در نتیجه ابزارِ مناسبی برای شگفتی آفرینی است. این ترفند در لطیفه ها کاربرد فراوان دارد. ازاین رو، در این پژوهش چگونگی عملکردِ جهش معنایی، به تعبیری که کولسن (2001) به کار می برد، در لطیفه های فارسی بررسی می شود تا لایه های جهش بر اساس موقعیت های موجود در متن شناسایی شود. بدین منظور، 55 لطیفه موجود در سایت جام جم آنلاین در تیر 1404 انتخاب شدند؛ زیرا در آن ها برداشت اولیه مخاطب در حین خواندن/شنیدن لطیفه، با برداشت نهایی که در پایان حاصل می شد، متفاوت بود؛ بنابراین، تغییر قاب یا تغییر فضای ذهنی از یک قاب به قاب دیگر، به تعبیری که در معناشناسی قاب و سپس الگوهای آمیختگی فضاهای ذهنی و قاب ها به کار رفته است، صورت پذیرفته بود. این بررسی نشان می دهد که جهش معنایی از قاب یا حوزه نخست به قاب یا حوزه دوم در ارتباط با واژه ها می تواند به دلیل هم معنایی، چندمعنایی یا هم آوایی، و در سطوح بزرگ تر از واژه، به دلیل برخی ویژگی های صرفی یا دستوری، نوع ترجمه یا تجربه های شخصی رخ دهد. جهش معنایی ابزاری قدرتمند برای جلب توجه مخاطب و تأثیرگذاری بر وی است زیرا شرایطی غیرقابل انتظار را برای او به وجود می آورد و بر جذابیت لطیفه ها می افزاید.
۱۷۲۹.

مؤلفه های سرمایه اجتماعی و رشد اقتصادی در کشورهای اسلامی: رویکرد رگرسیون پانل کوانتایل(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۰ تعداد دانلود : ۶۷
مقدمه و اهداف: در دو دهه اخیر، توجه پژوهشگران و سیاست گذاران اقتصادی به نقش سرمایه اجتماعی در تبیین تفاوت های رشد اقتصادی میان کشورها به طرز چشمگیری افزایش یافته است (هالدانه و هالپرن، 2025). سرمایه اجتماعی به عنوان مفهومی چند بُعدی، روابط متقابل میان افراد و گروه ها، اعتماد اجتماعی، شبکه های اجتماعی و میزان مشارکت مدنی را دربرمی گیرد و تأثیر بالقوه و مستقیمی بر عملکرد اقتصاد کلان کشورها دارد (خیو و همکاران، 2024؛ جانتون دروزدوسکا و ماجوسکا، 2015). اعتماد اجتماعی نیز به عنوان یکی از مؤلفه های اصلی سرمایه اجتماعی، نقشی بی بدیل در رشد اقتصادی ایفا می کند و با کاهش هزینه های مبادلاتی، تسهیل همکاری های اقتصادی در سطوح مختلف (هالدانه و هالپرن، 2025؛ رحیمی و همکاران، 2023)؛ زمینه ساز نوآوری، انتقال دانش و شکل گیری سرمایه گذاری های اقتصادی است (هالدانه و هالپرن، 2025؛ خیو و همکاران، 2024). شبکه های قوی اجتماعی نیز می توانند سرمایه انسانی و شغلی را بهینه کنند و موجب تسریع در حل مشکلات جمعی، تبادل منابع و تسهیم ریسک در اقتصاد شوند (سویسونگ و سوکساواز، 2025؛ خینگ و همکاران، 2021). در مقابل، ادراک فساد به عنوان عنصری ناسازگار با سرمایه اجتماعی مطرح می شود و جوامع با سطح بالای فساد ادراک شده، معمولاً با کاهش اعتماد اجتماعی، ضعف نهادها و کاهش سرمایه گذاری مواجه هستند (روبانی، 2021). هدف اصلی مطالعه حاضر، بررسی اثر مؤلفه های سرمایه اجتماعی بر رشد اقتصادی کشورهای اسلامی منتخب با رویکرد پانل کوانتایل است. برای دستیابی به این هدف، از بین 57 کشور عضو سازمان همکاری اسلامی، منتخبی از کشورهای اسلامی شامل ۲۶ کشور، با توجه به دسترسی به همه داده های مورد نیاز، در طی دوره زمانی 2000 تا 2022 انتخاب شده اند. تحقیق حاضر به بررسی عوامل کنترل کننده مانند شاخص آموزش، نرخ مشارکت زنان و دیگر متغیرهای کنترلی نیز پرداخته است؛ زیرا این عوامل می توانند تأثیر قابل توجهی بر تعامل میان سرمایه اجتماعی و رشد اقتصادی داشته باشند. بدون لحاظ کردن آنها در مدل های تحت بررسی، تحلیل های اقتصادی ناقص و گاه گمراه کننده خواهد بود. روش: متغیرهای مستقل مورد استفاده در این مطالعه از طریق تجزیه و تحلیل ادبیات نظری و تجربی در این حوزه انتخاب شدند. جهت بررسی نقش مؤلفه های سرمایه اجتماعی بر رشد اقتصادی، منتخبی از کشورهای اسلامی (شامل ایران، عراق، ارمنستان، آذربایجان، بنگلادش، بنین، کامرون، مصر، گابن، اندونزی، اردن، قزاقستان، کویت، قرقیزستان، لبنان، مالزی، مالی، مراکش، پاکستان، قطر، عربستان سعودی، تاجیکستان، تونس، ترکیه، ازبکستان و یمن) در نظر گرفته شده اند. در جدول 1، متغیرهای مستقل و وابسته در این پژوهش توصیف و خصوصیات آماری شامل میانگین، انحراف استاندارد، مینیمم، ماکسیمم و تعداد مشاهدات ارائه شده است. طبق داده های جدول 1، میانگین رشد سرانه در کشورهای منتخب عضو سازمان همکاری اسلامی برابر با 814/7638 دلار است. رگرسیون پانل کوانتایل در سال 1978 توسط کونکر و بست معرفی شده که ترکیبی از تحلیل داده های پانلی و رگرسیون کوانتایل را ارائه می دهد. این روش براساس یک تابع چندکی شرطی، مقادیر خطای مطلق را در متغیرها با توزیع نامتقارن به حداقل می رساند و امروزه در مطالعات متعدد اقتصادی و مالی به کار گرفته می شود (آفولابی و ندامسا، 2025). این رویکرد به طورخاص برای پژوهش هایی که بر نابرابری، رفتار گروه های مختلف درون جامعه، یا واکنش های نامتقارن تمرکز دارند، بینش های ارزشمندی فراتر از تحلیل های مبتنی بر میانگین ارائه می دهد (آفولابی و ندامسا، 2025). نتایج : نتایج برآورد رگرسیون پانل کوانتایل (در جدول 7) حاکی از روابط ناهمگن متغیرهای توضیحی با تولید ناخالص داخلی سرانه در سطوح مختلف توزیع شرطی است. تأثیر مثبت و معنادار متغیر شاخص مشارکت جامعه مدنی (CSPI)، (آماره احتمال کمتر از 5 صدم) در تمام کوانتایل ها به غیر از کوانتایل 75/0 مشهود است و نشان دهنده نقش فزاینده جامعه مدنی در اقتصادهای ضعیف تر (به لحاظ تولید ناخالص داخلی سرانه پایین تر) است. متغیر اعتماد اجتماعی (ST)، اثر مثبت و معنا دار (05/0> p) را در تمام سطوح کوانتایل نشان می دهد. از طرفی متغیر شاخص شبکه های اجتماعی (SN) تأثیر دوگانه ای در طول چندک ها دارد. شاخص درک فساد (CP) با ضرایب مثبت و معنا دار در کوانتایل های 50/0 Q و  75/0 Q، تأییدکننده تأثیر بازدارنده فساد بر رشد و عملکرد اقتصای در سطوح متوسط اقتصادی است. همچنین متغیر نرخ مشارکت اقتصادی زنان (PRF) با اثر مثبت یکنواخت و معنا دار در کوانتایل های 50/0 Q، 25/0 Q و 50/0 Q؛ تبیین کننده اوج تأثیر مشارکت اقتصادی زنان در اقتصادهای کم برخوردار (از لحاظ تولیدناخالص داخلی سرانه) است که این نتیجه بر اهمیت مشارکت اقتصادی زنان در مراحل اولیه رشد اقتصادی تأکید می کند. شاخص آموزش (ED) تقریباً در تمام کوانتایل ها (به جز 50/0 Q)، اثر مثبت و معنا دار خود را بر متغیر تولید ناخالص داخلی سرانه نشان می دهد که بیان کننده نقش محوری آموزش سرمایه انسانی در اقتصادهای با توسعه متوسط و بالاست. متغیر نرخ باروری (FR) دارای ضریب منفی در تمامی سطوح کوانتایل هاست.   بحث و نتیجه گیری: یافته های اصلی این پژوهش حاکی از آن است که اعتماد اجتماعی (ST) به عنوان تنها متغیر دارای اثر مثبت و معنادار در تمامی کوانتایل ها (05/0 تا 95/0)، نقش بنیادینی در تسهیل همکاری های اقتصادی و کاهش هزینه های مبادله ایفا می کند. در مقابل، شبکه های اجتماعی (SN) رفتار دوگانه ای نشان می دهند؛ به طوری که اثر مثبت آن در اقتصادهای کم برخوردار (کوانتایل 05/0) و اثر منفی آن در سطوح پیشرفته رشد (کوانتایل 95/0) که احتمالاً ناشی از تبدیل شبکه ها به کانال های رانت جویانه در غیاب نهادهای کارآمد می باشد. مشارکت جامعه مدنی (CSPI) به ویژه در اقتصادهای ضعیف تر (کوانتایل 05/0) اثر تقویتی قوی تری بر رشد اقتصادی دارد. همچنین، ادراک فساد (CP) به گونه ای معنادار، رشد اقتصادی را در سطوح میانی (کوانتایل 50/0۰) مهار می کند. در میان متغیرهای کنترلی، شاخص توسعه انسانی (HDI) قوی ترین اثر فزآینده خود را در اقتصادهای پیشرفته (کوانتایل 95/0) دارد که نشان دهنده بازدهی تصاعدی سرمایه گذاری در کیفیت نیروی انسانی در مراحل بالای توسعه است. ازاین رو، با توجه به یافته های پژوهش، پیامدهای سیاستی زیر پیشنهاد می شوند. سیاست گذاری در کشورهای عضو OIC باید متناسب با سطح رشد اقتصادی آنها تفکیک شوند. سیاست گذاری در کشورهای کم برخوردار عضو OIC باید با تمرکز بر تقویت نهادهای مدنی، کنترل فوری نرخ باروری و بیکاری، و سرمایه گذاری در آموزش پایه باشد. سیاست گذاری در کشورهای عضو OIC با رشد اقتصادی بالاتر، باید انتقال منابع از شبکه های غیررسمی به نهادهای شفاف و بهینه سازی سرمایه گذاری در توسعه انسانی باشد. تعارض منافع: تعارض منافع ندارم.
۱۷۳۰.

Types and Functions of Speech Acts in Iranian EFL Teachers and Learners’ Classroom Interactions(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۳ تعداد دانلود : ۶۴
lassroom interaction improves the learning process by enhancing opportunities for learning since both instructors and learners are involved in various speech acts. Speech act refers to a functional element in the form of an act assisting individuals to perceive or promote things with words in interaction. Thus, the current study investigated classroom interaction in terms of types and functions of speech acts performed by Iranian English as a foreign language (EFL) teachers and learners. The data for the study came from audio-recording of twelve 90-minute sessions taught by six experienced Iranian teachers. To analyze the conversational data, Finocchiaro and Brumfit’s (1983) model was used to examine various types of speech acts and Walsh’s (2006) SETT model was employed to delve into the functions of speech acts. Following the data analysis, it was unfolded that directives were the most frequent speech acts, including suggestions, requests, warning, and giving instruction, accompanied by interpersonal and personal ones. As to the functions of speech acts, the most frequent mode appeared to be the materials one (42%), accompanied by skills and systems (34%), classroom context (16%), and managerial (8%). The overall findings indicate the central role of the teacher in teacher-fronted classes in Iran as the most speech acts, i.e. about 79%, were performed by teachers in the form of requestive, suggestive, and advisory to control and promote the learning process. By carrying out the current study, it is hoped that readers gain more insight regarding the pragmatics territory, most notably speech acts.
۱۷۳۱.

تعیین ارتباط بین کانون کنترل درونی با سلامت سازمانی و اعتماد سازمانی معلمان تربیت بدنی شهرستان ممسنی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳ تعداد دانلود : ۲۱
هدف از این تحقیق، تعیین ارتباط بین کانون کنترل درونی با سلامت سازمانی و اعتماد سازمانی معلمان تربیت بدنی شهرستان ممسنی بود. این تحقیق کاربردی و از نوع توصیفی و همبستگی بود. جامعه آماری این تحقیق، تمامی معلمان مقطع تربیت بدنی شهرستان ممسنی به تعداد 303 نفر بود، که از این تعداد 170 نفر به عنوان نمونه و به روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای با محقق همکاری کردند. ابزار جمع آوری داده ها پرسشنامه های استاندارد اعتماد سازمانی آلونن و همکاران (2008)، سلامت سازمانی هوی و فیلدمن (1996) و کانون کنترل درونی راتر (1966) بود. برای توصیف داده ها از روش های آمار توصیفی و برای تجزیه استنباطی داده ها از روش های آماری ضریب همبستگی پیرسون و رگرسیون استفاده شد. نتایج حاصل از تحقیق نشان داد که بین کانون کنترل درونی با سلامت سازمانی و اعتماد سازمانی معلمان رابطه ی مثبت و معناداری وجود داشت و کانون کنترل درونی پیش بین مناسب سلامت سازمانی و اعتماد سازمانی معلمان می باشد(01/0P ≥).
۱۷۳۲.

تحلیل الگوی اخلاق خانوادگی امام خمینی (ره) در بستر انقلاب اسلامی(مقاله پژوهشی حوزه)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۴ تعداد دانلود : ۳۱
نوشتار حاضر با روش تحلیلی-توصیفی و ابزار از نوع کتابخانه ای-اسنادی با هدف تبیین الگوی اخلاق خانوادگی امام خمینی (ره) و تبیین تعامل آن با بستر انقلاب اسلامی انجام شده است. مسئله اصلی پژوهش، واکاوی این موضوع است که چگونه الگوی اخلاق خانوادگی امام، در شرایط پرالتهاب سیاسی تداوم یافته است. بر اساس یافته های پژوهش، الگوی اخلاق خانوادگی امام، نظامی چندبعدی و متشکل از ساحت های گوناگون بوده که در شرایط سخت سیاسی و اجتماعی ادامه یافته است. این الگو، تصویری از تلفیق عبودیت، عاطفه و مسئولیت اجتماعی را ارائه می دهد که می تواند به عنوان الگویی نظام مند جهت نظریه پردازی پیرامون خانواده تراز انقلاب اسلامی مورد بهره گیری قرار گیرد. الگوی خانوادگی امام در تعاملی اثرگذار با انقلاب اسلامی قرار داشت؛ به گونه ای که خانواده، پناهگاه و منبع تاب آوری ایشان در مبارزه بود و در مقابل، امام خانواده را به پایگاهی برای تربیت نسل انقلابی، اجرای مسئولیت های اجتماعی و تبدیل دارایی های شخصی به سرمایه اجتماعی تبدیل کرده بود. این الگو، خانواده تراز انقلاب اسلامی را به نهادی فعال، آگاه و تاب آور در خدمت آرمان های بزرگ تعریف می کند.
۱۷۳۳.

بررسی رابطه کیفیت زندگی و عشق به شهر؛ مطالعه موردی: شهر شاندیز(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۵ تعداد دانلود : ۴۱
تجربه و قدردانی شهروندان از کیفیت زندگی در شهر در نتیجه تعامل با جسم و جان آن معرف کیفیتی ذهنی است که از آن می توان به عنوان عشق به شهر یاد کرد. تبلور این کیفیت در وجود شهروندان یک شهر می تواند حاکی از وجود مزیت رقابتی و هویتی متمایز برای آن فارغ از بزرگی و اهمیت شهرهای مجاورش باشد. براین اساس، مطالعه حاضر درصدد است تا با مراجعه به ذهنیات شهروندان شاندیز، به عنوان شهر کوچکی که علی رغم همجواری با شهر بزرگ مشهد هویت مستقل خود را حفظ کرده، سطح کیفیت زندگی و عشق به شهر و هم راستایی سطوح این دو پدیده را با ماهیت متفاوت شهر مطالعه کند. بدین منظور، به پشتوانه مطالعات نظری و تجربه زیسته، پرسشنامه ای تهیه و پس از سنجش پایایی به صورت تصادفی توسط 404 نفر از شهروندان تکمیل شد. به منظور تحلیل داده ها، آمار توصیفی-استنباطی و آزمون های میانگین، همبستگی و رگرسیون استفاده شدند. نتایج نشان می دهند که نارضایتی شهروندان از سطح کیفیت مرتبط با جسم شهر، به واسطه رضایت مندی قابل توجه آنها از جان، که عموماً موضوعات اجتماعی و سیاسی-مشارکتی را شامل می شود، جبران و در مجموع به درک بالاتر از میانگین از سطح کیفیت زندگی منجر شده است. عشق ساکنان به شاندیز، فارغ از محل سکونت و بومی یا مهاجر بودن ، نیز بالاتر از میانگین است. به عنوان مثال، ساکنان مسکن مهر، که عمدتاً غیربومی هستند، علی رغم سطح پایین تجربه شان از کیفیت جسم شهر، به لحاظ جان و عشق به شهر کیفیت به مراتب بالاتر از میانگینی را تجربه می کنند. تأثیرپذیری قابل توجه عشق به شهر از جان شهر و بی تأثیری جسم شهر، آن را به عنوان جایگزین کمبودهای مادی ای که شهرهای کوچک عمدتاً در مقایسه با شهرهای بزرگ دارند، معرفی می کند. شهروند عاشق علی رغم آگاهی از کمبودها، به واسطه دلبستگی به جان شهر که در عشق به شهر نمایان می شود، می تواند ماهیت متفاوت و مستقل شهر را سبب شود. البته این به معنای غفلت از جسم شهر نیست، چراکه با افزایش آگاهی، از شدت این علاقه مندی کاسته می شود.
۱۷۳۴.

هم افزایی علوم اجتماعی و جغرافیا در آموزش پروژه محور: مطالعه ای کیفی بر سواد اجتماعی–فضایی دانش آموزان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۲ تعداد دانلود : ۵۰
زمینه و هدف: در دنیای پیچیده و به هم پیوسته امروز، مسائل اجتماعی و محیطی به شکلی جدایی ناپذیر در هم تنیده اند. نظام آموزشی سنتی اغلب این دو حوزه را به صورت مجزا ارائه می دهد که درک جامع دانش آموزان از جهان واقعی را محدود می کند. این پژوهش با هدف بررسی تأثیر هم افزایی علوم اجتماعی و جغرافیا و یادگیری بین رشته ای بر ایجاد درک جامع در آموزش و چگونگی تحقق این هم افزایی انجام شد. روش شناسی: پژوهش کیفی حاضر با استفاده از نمونه گیری هدفمند شامل ۱۰ معلم و ۲۰ دانش آموز انجام شد. داده ها از طریق مصاحبه های نیمه ساختاریافته جمع آوری شد و تحلیل تماتیک برای استخراج کدها، مضامین فرعی و اصلی به کار رفت. برای تضمین روایی و اعتبار داده ها از بازخوانی داده ها توسط شرکت کنندگان، بررسی همکاران و مطابقت با اسناد آموزشی استفاده شد. یافته ها: تحلیل داده ها پنج تم اصلی را آشکار ساخت که نشان دهنده تأثیرات عمیق این رویکرد بر فرآیند یادگیری است: ۱) ارتقای درک جامع و چندبعدی، ۲) توسعه مهارت های تفکر انتقادی و تحلیلی، ۳) افزایش انگیزه و درگیری فعال، ۴) توسعه سواد فضایی و جغرافیایی، و ۵) تقویت مسئولیت پذیری اجتماعی و محیطی. هم افزایی از طریق تلفیق مفاهیم اجتماعی و جغرافیا و فعالیت های پروژه محور تحقق یافته است. نتیجه گیری: یادگیری مبتنی بر پروژه، دانش آموزان را از مصرف کنندگان منفعل به پژوهشگران فعال و منتقد تبدیل می کند و با پیوند محتوا به مسائل واقعی، انگیزه و مسئولیت پذیری آنان را افزایش می دهد. پژوهش حاضر، هم افزایی علوم اجتماعی و جغرافیا و یادگیری بین رشته ای را به عنوان مدلی کارآمد برای تربیت شهروندان آگاه و توانمند معرفی می کند.
۱۷۳۵.

تعیین راهبردهای ساماندهی مناطق حاشیه نشین و اجرای آن در قالب معادله ریاضی بازآفرینی(مورد مطالعه: محله قنات ناصری شهر اراک)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۵ تعداد دانلود : ۵۵
زمینه و هدف: هدف مطالعه حاضر بررسی بازآفرینی شهری و ارزیابی سکونتگاه های غیررسمی با مطالعه موردی محله قنات ناصری در شهر اراک بود. محله قنات ناصری یکی از سکونتگاه های غیررسمی است که با چالش های متعددی در ابعاد کالبدی، اجتماعی، اقتصادی و زیست محیطی مواجه می باشد. به همین دلیل ضروری بود که نقاط قوت، ضعف، فرصت ها و تهدیدهای محله مشخص شده و راهکارهایی برای ساماندهی آن ارائه گردد. روش شناسی: روش پژوهش توصیفی-تحلیلی و هدف آن کاربردی بود. برای جمع آوری داده ها و اطلاعات از شیوه پیمایشی و اسنادی استفاده شد. جامعه آماری پژوهش ساکنین محله قنات ناصری در شمال شرق اراک بود. برای انتخاب نمونه از روش نمونه در دسترس استفاده شد. به این منظور 37 نفر از ساکنان تحصیلکرده محدوده و 21 نفر از کارشناسان و متخصصین شرکت مشاور و سازمان عمران و بازآفرینی اراک برگزیده شده و به سوالات پرسشنامه پاسخ گفتند. پرسشنامه مورد استفاده از نوع محقق ساخته بود که روایی و پایایی آن با نظر متخصصان و آلفای کرونباخ تایید اعتبار گردید. داده های گردآوری شده با استفاده از آماره های توصیفی و استنباطی و مدلهای SWOT و QSPM، تجزیه و تحلیل گردید. یافته ها و نتیجه گیری: یافته ها نشان داد که مشارکت مردمی، بهبود زیرساخت های کالبدی، رفع مشکلات زیست محیطی و توانمندسازی اقتصادی از جمله عوامل کلیدی در بازآفرینی این محله هستند. تحلیل های انجام شده نشان داد که محله قنات ناصری در ماتریس SWOT در بخش WO (راهبردهای محافظه کارانه) قرار دارد که بر استفاده از فرصت های خارجی برای کاهش نقاط ضعف داخلی متکی است. بر همین اساس، بهره گیری از معادله ساماندهی بافت های حاشیه ای ضرورت دارد. در صورت عدم مدیریت دقیق و نظارت کامل، کسانی که قدرت بیشتری دارند، تمام منابع را کنترل می کنند و کار را برای دیگران دشوارتر می کنند. گاهی اوقات، خود دولت با اعمال محدودیت ها یا اخراج های اجباری، به حاشیه نشینان ظلم می کند. در چنین شرایطی، باید وضعیت هر یک از مناطق حاشیه ای به طور جداگانه تحلیل و بر اساس آن راهکاری ارائه شود. بر اساس یافته های این مطالعه، محله های حاشیه ای با تنگناهای متعددی روبرو هستند. روش های مورد استفاده برای ساماندهی تاکنون چندان موفق نبوده اند. بر اساس این مطالعه، استفاده از معادله ساماندهی بافت های حاشیه ای، این کاستی های روش های قبلی را ندارد. مرحله دوم به آماده سازی و دگرگونی شرایط انسانی اختصاص دارد. در نهایت، با تغییر وضعیت اجتماعی، تغییرات مثبت و پایداری در این منطقه رخ خواهد داد.
۱۷۳۶.

تبیین نقش شایستگی های حرفه ای لیدرهای تخصصی در توسعه تورهای ورزشی: ارائه چارچوبی مفهومی مبتنی بر مدل توسعه تورهای ورزشی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵ تعداد دانلود : ۲۰
گردشگری ورزشی به عنوان یکی از سریع ترین بخش های در حال رشد صنعت گردشگری، نقش مهمی در توسعه اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی جوامع ایفا می کند. در این میان، تورهای ورزشی به عنوان یکی از مهم ترین اشکال گردشگری ورزشی، نیازمند بهره گیری از منابع انسانی متخصص و کارآمد هستند. یکی از مؤلفه های کلیدی موفقیت تورهای ورزشی، حضور لیدرهای تخصصی است که مسئولیت هدایت، سازماندهی، مدیریت تجربه گردشگران و تضمین کیفیت خدمات را بر عهده دارند. با وجود اهمیت این نقش، مطالعات موجود عمدتاً بر زیرساخت ها، بازاریابی، فناوری و حمایت های نهادی متمرکز بوده اند و نقش لیدرهای تخصصی کمتر به عنوان یک حوزه مستقل مورد توجه قرار گرفته است. پژوهش حاضر با هدف تبیین نقش شایستگی های حرفه ای لیدرهای تخصصی در توسعه تورهای ورزشی تدوین شده است. این مطالعه از نوع نظری–مفهومی بوده و با بهره گیری از یافته های مدل توسعه تورهای ورزشی و ادبیات گردشگری ورزشی، چارچوبی مفهومی برای تبیین ابعاد شایستگی های لیدرهای تخصصی ارائه می دهد. یافته های پژوهش نشان می دهد که شایستگی های لیدرهای تخصصی را می توان در چهار بعد اصلی شامل شایستگی های دانشی، شایستگی های مدیریتی، شایستگی های ارتباطی و شایستگی های عملیاتی طبقه بندی کرد. این شایستگی ها از طریق ارتقای کیفیت خدمات، بهبود تجربه گردشگر، افزایش رضایت و تقویت وفاداری گردشگران، نقش مهمی در توسعه پایدار تورهای ورزشی ایفا می کنند. نتایج پژوهش می تواند مبنایی برای طراحی استانداردهای حرفه ای، برنامه های آموزشی و سیاست های توسعه منابع انسانی در صنعت گردشگری ورزشی باشد.
۱۷۳۷.

محارم آمیزی در افسانه های ایرانی و مصری (خوانشی بر پایه پیوند ساختار افسانه و زبان در دیدگاه کلود لوی استروس)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۱ تعداد دانلود : ۶۲
مقاله پیش رو می کوشد با بهره گرفتن از آراء کلود لوی استروس در اسطوره پژوهی بدین پرسش پاسخ دهد که چرا افسانه های درپیوند با تیپ T411 در ایران و مصر، علی رغم پیشینه محارم آمیزی در این دو سرزمین، از پذیرش آن سر باز می زنند؟ به باور لوی استروس در پس ظاهر متفاوت اسطوره های مرتبط ساختاری یکسان نهفته است. کشف این ساختار پنهان به یاری شباهت آن با ساختار زبان میسر می شود؛ چراکه اسطوره نیز مانند زبان واحدهای سازنده ای دارد که میت / اسطوره-واج نام دارند. با کشف این واحدها و درک ارتباط میان آن ها روشن می شود که اسطوره های درپیوند چه پیامی را و چگونه منتقل می کنند. پس از وارسی افسانه های یافت شده، بر پایه روش مذکور، روشن شد که این افسانه ها نمایانگر دوگانه انگاری ذهن پردازندگانشان هستند؛ زیرا تقابل محارم آمیزی / ممنوعیت محارم آمیزی شالوده پیدایش این افسانه هاست. این تقابل، خود، برآمده از تضادی است که در ژرفای جان آدمیان ریشه دارد: دوگانه طبیعت / فرهنگ. از آنجا که نهی زنا با محارم نقطه گسست بشر از طبیعت و آغاز پیدایش فرهنگ است افسانه های ایرانی و مصری در تلاش اند این نباید/باید را در مخاطبان نهادینه سازند و هم از این رو فرجامی متفاوت با باورهای دینی کهن دارند.
۱۷۳۸.

تحلیل قصیده «لَیالی المَنفَی: شب های تبعید» اثر مُحی الدّین فارِس با تکیه بر نظام های معنایی تعاملی اریک لاندوفسکی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۹ تعداد دانلود : ۵۳
لاندوفسکی نشانه شناس اجتماعی کانون توجه خود را بر روی سوژه گفتمانی و گفته پردازی معطوف می کند و بدین ترتیب مفاهیم حضور و ادراک و احساس را در نشانه شناسی مطرح می کند. اینکه گفته پردازی بیشتر از ساحت گفته اهمیت می یابد مقدمات نشانه شناسی پدیدار شناختی را فراهم می کند. مسأله مهم نگارندگان پژوهش این است که با توجه به اینکه در نظام «تطبیق» شاهد وحدت میان سوژه ها هستیم و «دیگری» یا آن وجه «غیریت» نه تنها ابژه ای منفعل نیست بلکه حکم سوژه ای با تعاملی پویا را ایفا می کند چگونه فرآیند معنایی شکل می گیرد و آیا می توان ادعا کرد که ارتباط میان سوژه ها با نظریه «تطبیق» لاندوفسکی هم خوانی دارد. با توجه به مسأله پژوهش، فرضیه نگارندگان این است که دریافت معنا با توجه به تعامل های مشخص بین سوژه ها در بافت های اجتماعی متفاوت می باشد، از این رو دریافت معنا نمی تواند جدا از بافت و ساحت گفته پردازی باشد بلکه تابع تعامل بین سوژه ها در شرایط متفاوت گفتمانی است.پژوهش حاضر به بررسی نشانه معناهای موجود در قصیده «لیالی المنفی» اثر مُحی الدین فارِس پرداخته است. دستاوردها حاکی از آن است که نظام معنایی حاکم بر گفتمان این قصیده از نوع نظام تطبیق است. در واقع ارتباط تعاملی و تطبیقی نظام نشانه ای در این قصیده به گونه ای است که معانی تبعید، جنگ داخلی، اشغالگران از پیش تعیین شده و یک جانبه نیست بلکه این معانی تنها در صورتی قابل دریافت هستند که مسأله حضور و تعامل هم زمان سوژه و دیگری مطرح شود. ضمن اینکه گفته پرداز به ترتیب از دو نظام آپولونی و دیونیسوسی برای نامطلوب جلوه دادن پدیده استعمار و نوستالژی بهره برده است.
۱۷۳۹.

ترویج دیپلماسی فرهنگی از طریق مجامع پارلمانی: مطالعه موردی اتحادیه اروپا و امکان سنجی آن در ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۹ تعداد دانلود : ۷۷
دیپلماسی فرهنگی از جنبه های کلیدی روابط بین الملل است که از طریق تسهیل تبادل ایده ها، ارزش ها و عناصر فرهنگی میان ملت ها، درک و همکاری متقابل را ارتقا می دهد. در این میان، دیپلماسی پارلمانی از طریق مجامع پارلمانی نقش مهمی در پیشبرد اهداف فرهنگی ایفا می کند. این پژوهش باهدف بررسی چگونگی کمک مجامع پارلمانی اتحادیه اروپا به ارتقای دیپلماسی فرهنگی، به تحلیل ابتکاراتی چون جایزه لوکس، سال میراث فرهنگی اروپا و همکاری این مجامع با نهادهای فرهنگی بین المللی می پردازد. برای بررسی این موضوع از نظریات کامینگز، ویسگلاس، دی بوئر و برای تجزیه وتحلیل اطلاعات از روش سوآت استفاده شده است. نتایج پژوهش نشان می دهد که مجامع پارلمانی به واسطه چارچوب های ساختاری و مشارکت های راهبردی خود، توانسته اند بسترهایی برای گفت وگوی بینافرهنگی و تقویت قدرت نرم ایجاد کنند. بااین حال، چالش هایی نظیر محدودیت منابع، مشارکت عمومی محدود و رویکردهای از بالابه پایین نیز شناسایی شدند. تحلیل پژوهش بیانگر آن است که دیپلماسی فرهنگی اتحادیه اروپا در تقاطع ابتکارات پارلمانی و دیپلماسی جهانی فرصت های قابل توجهی برای ارتقای تعاملات فرهنگی و تقویت همکاری بین المللی فراهم نموده است. از همین رو، این مطالعه پیشنهاد می کند که جمهوری اسلامی ایران با الهام از تجربیات اتحادیه اروپا، چارچوبی منسجم برای بهره گیری از ظرفیت دیپلماسی پارلمانی در راستای تقویت و ترویج دیپلماسی فرهنگی تدوین نماید.
۱۷۴۰.

Artificial intelligence and crime detection: A critical review

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۵ تعداد دانلود : ۱۵۸
Background: Since the advent of modern policing, technological innovations in communication and information management have significantly shaped investigative practices and crime detection strategies. Aims: The current research study explores the transformative role of Artificial Intelligence in modern crime detection and prevention across diverse domains including cybercrime, environmental crime, financial fraud, and urban surveillance. Methodology: Employing a qualitative meta-synthesis methodology, the research critically examines peer-reviewed literature published between the years 2015 and 2025 to identify emerging trends, technological innovations, and socio-legal implications associated with AI-driven policing. Findings: The key findings highlight the integration of machine learning, computer vision, and natural language processing techniques into the predictive and real-time law enforcement systems. These technologies have demonstrably enhanced the accuracy, efficiency, and responsiveness of crime prevention strategies. However, the current study also reveals significant challenges, including algorithmic bias, lack of transparency, and inadequate regulatory oversight, particularly in socially stratified or underregulated contexts. Conclusion: The current article underscores the necessity of embedding explainability, accountability, and human oversight into Artificial Intelligence systems to ensure the ethical and equitable implementation of AI-driven policing systems.

تبلیغات

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان