مطالب
فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۹۶۱ تا ۹۸۰ مورد از کل ۵۴۶٬۷۶۴ مورد.
حوزههای تخصصی:
در فرآیند یادگیری زبان خارجی، متغیرهای محیطی از جمله رفتار و شیوه تدریس استاد تأثیر قابل توجهی بر مشارکت کلاسی زبان آموزان دارند. علاوه بر آن، عوامل عاطفی مانند احساس خستگی تحصیلی نقش مهمی در تعاملات کلاسی ایفا می کنند و می توانند انگیزه و مشارکت دانشجویان را تحت تأثیر قرار دهند. در این راستا، پژوهش هایی به بررسی این روابط پرداخته اند، اما نیاز به تحقیقات بیشتر در این زمینه احساس می شود. با توجه به این ضرورت، این مطالعه، به بررسی ارتباط بین وضوح در تدریس اساتید زبان، خستگی زبان آموزان و مشارکت تحصیلی آن ها در مقطع کارشناسی رشته ی زبان انگلیسی در ایران پرداخت. علاوه بر این، تأثیر میانجی خستگی بر ارتباط بین وضوح در تدریس و مشارکت، مورد آزمایش قرار گرفت. بر این اساس، 291 دانشجوی زبان انگلیسی از طریق نمونه گیری در دسترس، دعوت شدند و از آنان درخواست شد که پرسشنامه های خود اظهاری مربوط به وضوح در تدریس استاد، مشارکت زبان آموز و خستگی تحصیلی را تکمیل کنند. روایی و پایایی پرسشنامه ها، مورد بررسی قرار گرفت. نتایج تحلیل مدل سازی معادلات ساختاری، نشان داد که وضوح در تدریس با مشارکت دانشجویان رابطه مستقیم و با میزان خستگی رابطه عکس دارد. علاوه بر این، خستگی، به طور معکوس و به طور قابل توجهی، مشارکت را پیش بینی کرد. یافته ها، همچنین نشان داد که خستگی، تأثیر وضوح در تدریس بر مشارکت را میانجی گری می کند. در پایان تحقیق، مضامین نظری و تجربی، مورد بحث قرار گرفت و پیشنهاداتی برای تحقیقات آتی ارائه شد.
Archetypal Metaphors in Religious Dialogue: A Jungian and Conceptual Blending Analysis(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Being rooted in imagery and metaphor, Jungian psychology suggests that metaphors are expressions of archetypal imagery. While extensive research has examined how archetypal theory informs literal metaphors across various languages, less attention has been paid to whether metaphorical conceptualizations can serve as a modality—similar to dreams or active imagination—for representing archetypes and the collective unconscious. Linguistic data from intercultural interactions are crucial for uncovering shared conceptual structures across diverse communities. This study explored the "Document on Human Fraternity for World Peace and Living Together" signed by Pope Francis and the Grand Imam of Al-Azhar as a pivotal text in contemporary interfaith dialogue. We analyzed how the processes of metaphorizing archetypes were woven into this discourse. Specifically, we investigated whether archetypes are represented within the conceptual blending processes of metaphors, how the collective unconscious is reflected in the conceptual metaphors employed in interreligious dialogue, and how these metaphors may foster shared understanding among religious leaders. Using Conceptual Blending Theory (CBT), we identified metaphorical expressions that projected archetypal content, revealing the presence of key Jungian archetypes, such as the Mother, Rebirth, Shadow, Innocent, and God-Image. Our findings indicated that significant shared conceptualizations existed between Islamic and Christian leaders, which were grounded in the collective unconscious and articulated through archetype-based conceptual metaphors.
بررسی و شناخت شاخصه های تجلّیِ عالم خیال در مکانِ معماری از دیدگاه عارفان اسلامی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مرمت و معماری ایران سال ۱۵ بهار ۱۴۰۴ شماره ۴۱
27 - 40
حوزههای تخصصی:
مکان یکی از حوزه های مهم و شاخص در تعاریف معماری محسوب می گردد. هویت دهی به مکان می تواند حضور انسان را در معماری معنا کند. عرفای اسلامی یکی از راه های شناخت عالم ملکوت را عالم خیال و ارتباط با آن به واسطه قوه خیال می دانند. با توجه به اینکه خیال و خیال پردازی امر مهمی در خلاقیت معماری است دراین پژوهش که به روش کیفی - کمی انجام گرفته است، سعی بر شناسایی شاخصه های تجلی عالم خیال در مکان های معماری دارد و با بررسی اندیشه عرفای اسلامی همچون ابن عربی، مولانا و ملاصدرا (با توجه به اشتراکات دیدگاه در باب اهمیت خیال) و تجلی دیدگاه هایشان در شناخت مکان های معماری است. در نتایج این تحقیق می بینیم با وجود اینکه این عرفا بطور صریح در خصوص معماری اظهارنظر نکرده اند، ولی مکان های معماری براساس رویکردهای ایشان هویت مند شده اند و معماران با عناصر و تزئینات ویژه در آثار خود توانسته اند به تجلی این اندیشه ها در معماری و سایر هنرها تحقق ببخشند. از اهداف این پژوهش می توان به الف) شناسایی شاخصه های تجلی عالم خیال در عالم محسوسات در قالب مکان معماری و ب) کشف معانی نمادینِ عناصر و تزئینات معماری از دیدگاه های عرفانی و از سوالات این پژوهش می توان به: الف) شاخصه های تجلی عالم خیال در مکان معماری دنیای محسوسات چیست؟ و ب) اندیشه عرفای اسلامی نسبت به خیال چگونه در شناخت مکان تجلی می یابد؟ اشاره نمود. در تحلیل و نتایج این مقاله می بینیم که تجلی این دیدگاه ها در قالب معانی نمادین درعناصر، هندسه نقوش، اعداد، رنگها و... در مکان های معماری دیده می شود و این می تواند به کشف نسبت خیال در شناخت مکان های معماری بسیار ارزشمند باشد. برای اثبات شاخصه های شناسایی شده، آن کمیت ها را در نمونه موردی که همانا مسجد دومناره سقز انتخاب شده، سنجش می نماییم.
تبیین عوامل مؤثر بر توسعه اقتصادی شهرها با تأکید بر گردشگری سلامت (مطالعه موردی: شهرهای تهران و شیراز)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
اقتصاد و مدیریت شهری سال ۱۳ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۵۲
81 - 93
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف تبیین عوامل موثر بر توسعه اقتصادی شهرها با تاکید بر گردشگری سلامت و با تمرکز بر دو شهر تهران و شیراز انجام شده است. این مطالعه با بهره گیری از روش کیفی و مبتنی بر مصاحبه های عمیق با خبرگان، پزشکان، مدیران و برنامه ریزان حوزه گردشگری سلامت، داده های گردآوری شده را از طریق کدگذاری و تحلیل محتوا بررسی کرده است. نتایج نشان داد که توسعه گردشگری سلامت به چهار دسته عامل اصلی وابسته است: نخست عوامل درون شهری و زیرساختی شامل کیفیت خدمات درمانی، امنیت شهری و خدمات رفاهی؛ دوم عوامل مدیریتی و نهادی مانند هماهنگی بین بخشی، نقش دولت در تسهیل امور و سرمایه گذاری بخش خصوصی؛ سوم عوامل پشتیبانی کننده از جمله فناوری های نوین پزشکی و ارتباطی، آموزش نیروی انسانی و بازاریابی و برندسازی بین المللی؛ و چهارم عوامل اقتصادی و پیامدهای توسعه همچون افزایش درآمد ارزی، اشتغال زایی و بهره برداری از ظرفیت های فرهنگی و طبیعی. براساس این یافته ها، می توان نتیجه گرفت که گردشگری سلامت در صورت وجود هم افزایی میان دولت و بخش خصوصی، ارتقای زیرساخت های پزشکی و رفاهی، توسعه فناوری های نوین و بازاریابی هوشمند، میتواند به عنوان یک راهبرد پایدار برای رشد اقتصادی شهرها و ارتقای جایگاه بین المللی آنها عمل کند.
شناسایی و تحلیل عوامل مؤثر بر پذیرش سیستم های مدیریت منابع سازمانی و هوش تجاری در همکاران سیستم (ERPBI)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
اقتصاد و مدیریت شهری سال ۱۳ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۵۲
95 - 108
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف شناسایی و تحلیل عوامل مؤثر بر پذیرش سیستم های مدیریت منابع سازمانی و هوش تجاری در همکاران سیستم (ERPBI) انجام شده است. تحقیق حاضر، از نظر هدف، یک پژوهش کاربردی محسوب می شود. از منظر ماهیت و رویکرد جمع آوری و تحلیل داده ها، این پژوهش، یک تحقیق توصیفی-تحلیلی است. جامعه آماری این پژوهش، کلیه کارکنان شرکت همکاران سیستم می باشند که به نوعی با سیستم های ERP و BI در ارتباط هستند. روش نمونه گیری به صورت هدفمند می باشد. تعداد مصاحبه شوندگان بین 10 تا 15 نفر تعیین شده است، که با توجه به اصل اشباع نظری ممکن است تنظیم شود. مصاحبه نیمه ساختاریافته به عنوان ابزاری برای جمع آوری داده های پژوهش در این پژوهش به کار گرفته شده است. داده های حاصل از مصاحبه های نیمه ساختاریافته با استفاده از تحلیل محتوای کیفی بررسی شدند. با استفاده از تحلیل تماتیک مصاحبه ها، سه محور اصلی شناسایی شد: چالش ها (مانند پیچیدگی فنی، کمبود آموزش و مقاومت در برابر تغییر)، عوامل تسهیل کننده (از جمله کیفیت اطلاعات، حمایت مدیریتی و فرهنگ یادگیری)، و پیشنهادها (نظیر بهبود رابط کاربری، آموزش هدفمند و تقویت پشتیبانی فنی). نتایج نشان داد پذیرش این سیستم ها تحت تأثیر مجموعه ای از عوامل فنی، انسانی و سازمانی است و صرفاً ارتقاء فناوری برای موفقیت کافی نیست. حمایت مستمر مدیریتی، بهبود تجربه کاربری و توانمندسازی کارکنان نقش کلیدی در ارتقای بهره وری و رضایت از این سیستم ها دارند. همچنین پیشنهاد می شود پژوهش های آینده به بررسی اثرات بلندمدت و محیطی این سیستم ها بپردازند.
کمال گرایی والدین و اختلالات بالینی کودکان: نقش میانجی کنترل گری والدین و دشواری تنظیم هیجان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
علوم روانشناختی دوره ۲۴ زمستان (بهمن) ۱۴۰۴ شماره ۱۵۵
93 - 111
حوزههای تخصصی:
زمینه: کودکان به عنوان یکی از گروه های سنی آسیب پذیر در معرض انواع مشکلات روانشناختی و اختلالات بالینی قرار دارند. مطالعات مختلف نشان می دهد که ویژگی های شخصیتی و شناختی والدین مانند کمال گرایی با مشکلات سلامت روان در کودکان مرتبط است. هدف: پژوهش حاضر با هدف بررسی نقش میانجی کنترل گری و دشواری تنظیم هیجان در والدین در رابطه کمال گرایی والدین و اختلالات بالینی کودکان انجام شد. روش: روش پژوهش حاضر توصیفی- همبستگی و از نوع مدل سازی معادلات ساختاری بود. جامعه آماری پژوهش شامل تمامی والدین کودکان مقطع دبستان 7 تا 11 ساله بود که در سال تحصیلی 1401-1402 در مدارس مناطق 2، 4، 7 و 15 شهر تهران ثبت نام کرده بودند و از میان آن ها تعداد 650 نفر به روش در دسترس انتخاب شدند. ابزارهای مورد استفاده برای جمع آوری داده ها شامل پرسش نامه های کمال گرایی (هیل و همکاران، 2004)، منبع کنترل والدینی (کمپیز و همکاران، 1986)، دشواری در تنظیم هیجان (گراتز و رومر، 2004) و ویراست سوم سیستم سنجش رفتار کودک (رینولد و کمفیس، 2015) بود. برای تحلیل داده ها از روش همبستگی پیرسون و مدل سازی معادلات ساختاری با بهره گیری از نرم افزارهای SPSS-27 و AMOS-29 استفاده شد. یافته ها: نتایج مدل سازی با معادلات ساختاری نشان داد که ارتباط مستقیم بین کمال گرایی با اختلالات بالینی کودکان معنادار نیست. اما مسیر غیرمستقیم از طریق کنترل گری والدین (05/0 (p< و دشواری تنظیم هیجان (05/0 p<) معنادار بود. نتیجه گیری: یافته های این مطالعه نشان داد که کمال گرایی والدین هنگامی که با عوامل آسیب پذیری مانند دشواری تنظیم هیجان و رفتارهای کنترل گری همراه می شود، می تواند باعث ایجاد اختلالات بالینی در کودکان شود.
The Effect of Memrise on Vocabulary Learning and Listening Comprehension among Iranian Intermediate EFL Learners: A Mixed-Methods Study
منبع:
Research in English Education Volume ۱۰, Issue ۳ (۲۰۲۵)
82 - 102
حوزههای تخصصی:
This mixed-methods study investigated the effect of the Memrise application on Iranian intermediate English as a Foreign Language (EFL) learners’ vocabulary learning and listening comprehension. The study involved 60 participants, with 30 in the experimental group using Memrise and 30 in the control group engaging in traditional textbook-based instruction. The data were collected through pre-tests and post-tests assessing vocabulary learning and listening comprehension, along with semi-structured interviews and classroom observations to capture learners’ experiences. Quantitative data were analyzed using independent samples t-tests, while qualitative data were analyzed via inductive coding with MAXQDA 20. The results showed significant improvements in both vocabulary learning and listening comprehension for the experimental group compared to the control group. Qualitative findings highlighted key features of Memrise, including its user-friendly interface, gamification, and authentic content, while also identifying challenges such as technical issues and limited vocabulary coverage. Learners expressed increased motivation, confidence, and enjoyment in using the app, though frustrations with technical glitches were noted. In addition, classroom observations supported these findings, revealing high levels of engagement and participation throughout the intervention. The study suggests that Memrise can be an effective tool for enhancing vocabulary and listening comprehension in EFL contexts, though technical and content limitations should be addressed for optimal learning experiences.
تشریح مبانی مسئولیت مدنی ناشران در آرا صادره از محاکم حقوقی استان (مورد بررسی)
منبع:
انگاره های نو در تحقیقات آموزشی سال ۴ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۳
70 - 86
حوزههای تخصصی:
مقدمه و هدف: هدف این پژوهش، تبیین مبانی مسئولیت مدنی ناشران در نظام حقوقی ایران و تحلیل آرای صادره از محاکم حقوقی استان (مورد بررسی) با تأکید بر نحوه استناد دادگاه ها به نظریه های حقوقی مختلف از جمله نظریه تقصیر و نظریه خطر است. روش شناسی پژوهش: . این پژوهش از نوع توصیفی–تحلیلی است و با استفاده از روش های کتابخانه ای و میدانی انجام شده است. داده ها از طریق بررسی قوانین کلیدی از جمله ماده ۱ قانون مسئولیت مدنی مصوب ۱۳۳۹، قانون مطبوعات مصوب ۱۳۶۴، قانون حمایت از حقوق مؤلفان و مصنفان و هنرمندان مصوب ۱۳۴۸ و تحلیل محتوایی آرای صادره از محاکم حقوقی استان (مورد بررسی) گردآوری شده اند. یافته ها: مبنای اصلی مسئولیت مدنی ناشران در آرای قضایی، نظریه تقصیر است و تحقق آن منوط به احراز ارکان سه گانه فعل زیان بار، ضرر و رابطه سببیت می باشد. با این حال، در برخی دعاوی، به ویژه در مواردی چون نقض حریم خصوصی، افترا و لطمه به منافع عمومی، نظریه خطر نیز به صورت ضمنی مورد استناد قرار گرفته است. بررسی آرای محاکم استان (مورد بررسی) بیانگر تمرکز دادگاه ها بر جبران خسارات مادی و معنوی ناشی از تخلفات ناشران از جمله نقض حقوق مالکیت فکری، انتشار محتوای توهین آمیز و بی احتیاطی در انتشار مطالب خلاف واقع است. چالش هایی نظیر خلأهای قانونی در حوزه نشر دیجیتال، نبود معیارهای دقیق برای تعیین خسارت معنوی، و تأثیر عوامل فرهنگی و اجتماعی بر صدور احکام نیز موجب ناهماهنگی در رویه قضایی شده اند. نتیجه گیری: برای بهبود انسجام رویه قضایی و افزایش اعتماد عمومی، تدوین آیین نامه های نظارتی ویژه ناشران، ایجاد بانک جامع آرای قضایی، بازنگری قوانین مرتبط و آموزش تخصصی قضات ضروری است. همچنین انجام مطالعات تطبیقی با نظام های حقوقی پیشرفته می تواند به تدوین چارچوبی منسجم تر برای آینده مسئولیت مدنی ناشران منجر شود.
تاثیر فرهنگ خانواده بر تربیت شهروندی دانش آموزان دوره متوسطه دوم در جوامع شهری و روستایی شهر کازرون
منبع:
انگاره های نو در تحقیقات آموزشی سال ۴ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۳
119 - 149
حوزههای تخصصی:
مقدمه و هدف: تربیت شهروندی به مثابه آموزش دانشها، مهارت ها و خلقیات شهروندی جهت مشارکت موفقیت آمیز در زندگی اجتماعی از جمله اهداف و کارکردهای خانواده است. روش شناسی پژوهش: روش تحقیق در بخش کیفی روش قوم نگاری و در بخش کمی به روش توصیفی- همبستگی بود. جامعه آماری تحقیق را4323 دانش آموز دوره متوسطه دوم در جوامع شهری و روستائی شهر کازرون تشکیل دادند. حجم نمونه در بخش کمی تحقیق براساس جدول جسی مورگان شامل 200 نفر از دانش آموزان بود، که به روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای انتخاب شدند و در بخش کیفی نمونه ها به صورت هدفمند انتخاب شده و حجم آن با توجه به ماهیت پژوهش کیفی تا اشباع داده ها (48نفر) ادامه یافت. برای گردآوری داده ها در بخش کمی از پرسشنامه فرهنگ خانواده که بر اساس مولفه های استخراج شده در مرحله مصاحبه تهیه شده و پرسشنامه تربیت شهروندی تابش(1391) و در بخش کیفی از مصاحبه نیمه ساختار یافته استفاده شد. تجزیه و تحلیل داده ها در بخش کمی با استفاده از آزمون همبستگی پیرسون و در بخش کیفی به روش پیشنهادی اسمیت (1995) انجام شد. یافته ها: یافته های بخش کیفی نشان داد مولفه های فرهنگ خانواده در بعد تربیت شهروندی شامل 4 مضمون کلی قانون گرایی، مشارکت جویی، مسولیت پذیری و اعتماد به نفس هستند که 13 مضمون فرعی دارند و یافته های بخش کمی نشان داد که فرهنگ خانواده با تربیت شهروندی دانش آموزان دوره متوسطه دوم در جوامع شهری و روستائی شهر کازرون رابطه معناداری دار دارد. نتیجه گیری: بر اساس نتایج پژوهش می توان گفت تربیت شهروندی از جمله ابعاد تربیت شاخص در فرهنگ خانواده به حساب می آید. کلید واژه ها: فرهنگ خانواده، تربیت شهروندی، دانش آموزان دوره متوسطه دوم
اثربخشی برنامه درسی شطرنج بر مهارت های شناختی و فراشناختی دانش آموزان دارای اهمال کاری تحصیلی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات بین رشته ای در آموزش سال ۴ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲
59 - 80
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف : اهمال کاری تحصیلی یکی از چالش های مهم نظام آموزشی است که می تواند عملکرد تحصیلی و رشد مهارتی دانش آموزان را تحت تأثیر قرار دهد. پژوهش حاضر با هدف بررسی اثربخشی آموزش برنامه درسی شطرنج بر بهبود مهارت های شناختی و فراشناختی دانش آموزان دارای اهمال کاری تحصیلی انجام شد. تمرکز اصلی بر شناسایی نقش بازی شطرنج در ارتقای قابلیت های ذهنی و تنظیم شدگی یادگیری این دانش آموزان بود.
روش : مطالعه به شیوه ای شبه آزمایشی انجام شد و جامعه آماری آن شامل دانش آموزان دختر و پسر پایه ششم ناحیه ۲ شهر کرمان در سال تحصیلی ۱۴۰۲–۱۴۰۳ بود. از طریق نمونه گیری تصادفی خوشه ای، ۷۲ دانش آموز اهمال کار انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه کنترل و آزمایش (هرکدام ۳۶ نفر) تقسیم شدند. ابزار گردآوری داده ها شامل پرسشنامه اهمال کاری سواری (۱۳۹۰)، مهارت های شناختی نجاتی (۱۳۹۲) و مهارت های فراشناختی مختاری و ریچارد (۲۰۰۲) بود.
یافته ها : نتایج تحلیل داده ها نشان داد که آموزش برنامه شطرنج تأثیر معناداری بر بهبود مهارت های شناختی از جمله حافظه، توجه انتخابی و پایدار، کنترل مهاری، تصمیم گیری، برنامه ریزی، شناخت اجتماعی و انعطاف پذیری شناختی دارد (P<0.001). همچنین، در حوزه مهارت های فراشناختی نیز ارتقاء معناداری در راهبردهای کلی خواندن، حل مسئله و راهبردهای حمایت از خواندن مشاهده شد (P<0.001).
بحث و نتیجه گیری : یافته های این پژوهش حاکی از آن است که آموزش شطرنج می تواند به عنوان ابزاری مؤثر در تقویت مهارت های شناختی و فراشناختی دانش آموزان دارای اهمال کاری تحصیلی مورد استفاده قرار گیرد. این نتایج می تواند برای معلمان، مشاوران آموزشی و برنامه ریزان درسی به منظور طراحی فعالیت های آموزشی مؤثر و هدفمند قابل توجه باشد.
اثربخشی آموزش به روش نقشه مفهومی بر تفکر تحلیلی و خودتنظیمی دانش آموزان پسر دوره ابتدایی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
زمینه و اهداف: مطالعه حاضر با هدف تعیین اثربخشی آموزش به روش نقشه مفهومی بر تفکر تحلیلی و خودتنظیمی دانش آموزان پسر ابتدایی در شهر تبریز انجام یافته است. روش ها: پژوهش حاضر از نوع نیمه آزمایشی با پیش آزمون و پس آزمون با گروه کنترل بود. جامعه آماری این پژوهش را تمامی دانش آموزان پسر پایه ششم ابتدایی در حال تحصیل سال 1403-1402 تبریز تشکیل دادند. از جامعه مذکور 40 نفر به عنوان نمونه آماری به صورت در دسترس انتخاب و بطور تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل قرار گرفتند و گروه آزمایش برنامه آموزش به روش نقشه مفهومی را در 8 جلسه دریافت نمودند. ابزار پژوهش پرسشنامه تفکر خلاق پیتر هانی، پرسشنامه خود تنظیمی بوفارد(1995) بودند. با استفاده از آزمون کوواریانس ، اثر بخشی آموزش به روش نقشه مفهومی بررسی شد. یافته ها: نشان داد که برنامه آموزش به روش نقشه مفهومی بر تفکر تحلیلی و خود تنظیمی دانش آموزان تاثیر مثبتِ معنی داری دارد. نتیجه گیری: با لحاظ یافته های این پژوهش و پشتوانه ی نظری وتجربی این حوزه توصیه می شود از این روش درنظام آموزشی استفاده شود.
اثربخشی روش تدریس مبتنی بر رویکرد سازنده گرایی بایبی بر حل مسئله، ادراک سودمندی تکالیف تحصیلی و اهداف پیشرفت دانش آموزان در درس شیمی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف : هدف پژوهش حاضر اثربخشی روش تدریس مبتنی بر رویکرد سازنده گرایی بایبی بر حل مسئله، ادراک سودمندی تکالیف تحصیلی و اهداف پیشرفت دانش آموزان در درس شیمی بود. روش پژوهش : طرح پژوهش نیمه آزمایشی از نوع پیش آزمون- پس آزمون با گروه کنترل بود. جامعه آماری این پژوهش شامل کلیه دانش آموزان پسر پایه یازدهم تجربی دوره متوسطه دوم شهرستان چابهار در سال تحصیلی 1404-1403 بودند که برای نمونه گیری در این پژوهش از بین مدارس دوره دوم متوسطه شهرستان یک مدرسه (دبیرستان دانا و توانا) به صورت تصادفی انتخاب شد که پس از اعمال ملاک های خروج، 30 نفر شرکت کننده در پژوهش به صورت تصادفی انتخاب شده و به عنوان نمونه آماری با گمارش تصادفی در دو گروه 15 نفری آزمایش و گواه قرار گرفتند. برای جمع آوری داده ها از پرسشنامه جهت گیری هدف پیشرفت الیوت و مک گرگور (2001)، مقیاس سودمندی ادراک شده تکالیف تحصیلی میلر و همکاران (2005) و پرسشنامه هپنر و پترسون(1982) استفاده شد. تجزیه و تحلیل داده ها با روش آماری تحلیل کواریانس انجام گرفت. یافته ها : نتایج پژوهش نشان داد که روش تدریس مبتنی بر رویکرد سازنده گرایی بایبی بر حل مسئله، ادراک سودمندی تکالیف تحصیلی و اهداف پیشرفت دانش آموزان در درس شیمی تأثیر دارد (01/0≥p). در واقع روش تدریس مبتنی بر رویکرد سازنده گرایی بایبی باعث افزایش حل مسئله و مؤلفه های اعتماد به حل مسئله، اعتماد به خود و کنترل شخصی، جهت گیری هدف تسلط- گرایش و عملکرد- گرایش و ادراک سودمندی تکالیف تحصیلی در دانش آموزان می شود. همچنین تدریس مبتنی بر رویکرد سازنده گرایی بایبی باعث کاهش اهداف تسلط- اجتناب و عملکرد- اجتناب در دانش آموزان می شود. نتیجه گیری : با توجه به تأثیر روش تدریس بایبی بر میزان متغیرهای اهداف پیشرفت، حل مسئله و ادراک سودمندی تکالیف تحصیلی درس شیمی، به کارگیری این روش تدریس به معلمان در مدارس توصیه می شود.
رابطه بین سواد رسانه ای با مهارت حل مسئله و تفکر انتقادی دانشجویان دانشگاه تبریز(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
برنامه درسی و آموزش یادگیرنده محور سال ۴ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۳
122 - 143
حوزههای تخصصی:
هدف : هدف پژوهش حاضر، تعیین رابطه بین سواد رسانه ای با مهارت های حل مسئله و تفکر انتقادی دانشجویان دانشگاه تبریز است. روش پژوهش : روش تحقیق پیمایشی، بر اساس هدف تحقیق، کاربردی و از نوع توصیفی- همبستگی است. جامعه آم اری ای ن پژوهش را دانشجویان مقطع کارشناسی دانشگاه تبریز در سال تحصیلی 99-98 را تشکیل می دهند که تعداد کل آن ها 17181 نفر می باشد که از بین آن ها 380 نفر از طریق فرمول کوکران انتخاب شده اند. به منظور انتخاب شرکت کنندگان در پژوهش از روش نمونه گی ری خوش ه ای تص ادف ی استفاده شده است. در این پژوهش به منظور بررسی فرضیه های مطرح شده و جمع آوری اطلاعات مورد نیاز از ابزار حل مسئله هپنر و پیترسون (1982)، برای اندازه گیری سواد رسانه ای از پرسشنامه پاتر (1391)؛ به نقل از فلسفی، (1391) و برای سنجش گرایش های تفکر انتقادی، از مقیاس تفکر انتقادی کالیفرنیا (فاسیونه و فاسیونه، 1992) استفاده شده است. اطلاعات تحقیق از طریق نرم افزار spss تجزیه و تحلیل شده است. یافته ها : بر اساس نتایج تحقیق، بین سواد رسانه ای با متغیرهای مهارت های حل مسئله، تفکر انتقادی و سن رابطه معنی داری وجود دارد. بین جنس و سواد رسانه ای تفاوت معنی داری وجود دارد و میزان سواد رسانه ای در بیین دانشجویان دختر بالاتر از دانشجویان پسر است. بین رشته تحصیلی، وضعیت تاهل و محل سکونت تفاوت معنی داری وجود ندارد. براساس تحلیل رگرسیون، ضریب همبستگی چندگانه بین متغیرها 0/523 برآورد شده است، مقدار ضریب تبیین برابر با 0/389 و ضریب تبیین تصحیح شده 0/355 می باشد. بدین معنا که 35/5 درصد از کل تغییرات متغیر سواد رسانه ای به وسیله 5 متغیر باقی مانده در مدل رگرسیونی که شامل متغیرهای جنس، سن، وضعیت تاهل، تفکر انتقادی و مهارت حل مسئله می باشد، تبیین می شود. نتیجه گیری : با توجه به یافته های بدست آمده می توان با آموزش سواد رسانه ای مهارت حل مساله و تفکر انتقادی را در دانشجویان افزایش داد.
آثار زیست محیطی کاهش یارانه کودهای شیمیایی (محصولات زراعی شهرستان زرندیه، استان مرکزی)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
اقتصاد و توسعه کشاورزی جلد ۳۹ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱
32 - 19
حوزههای تخصصی:
با توجه به لزوم حمایت دولت از تولید محصولات کشاورزی، چگونگی اعطای یارانه به محصولات کشاورزی با توجه به اثرات مختلف اقتصادی و زیست محیطی آن همواره مورد بحث مجامع علمی و سیاسی بوده است. در این مطالعه با استفاده از برنامه ریزی ریاضی مثبت، پیامدهای زیست محیطی کاهش یارانه اعطایی به کودهای شیمیایی در تولید محصولات زراعی و اعطای یارانه به محصول در شهرستان زرندیه استان مرکزی بررسی شد. اطلاعات لازم از طریق منابع آماری وزارت جهاد کشاورزی برای سال زراعی 1401 برای سه محصول گندم آبی، جو آبی و ذرت علوفه ای که بیش از 85 درصد سطح زیر کشت این منطقه را به خود اختصاص داده اند، گردآوری شد. نخست میزان انتشار گازهای گلخانه ای ناشی از تولید هر محصول محاسبه و سپس تبعات زیست محیطی سیاست های مختلف اعطای یارانه بررسی شدند. در الگوسازی و تجزیه وتحلیل داده ها از نرم افزارهایExcel و GAMS و مدل برنامه ریزی ریاضی مثبت با رویکرد تابع هزینه استفاده شد. نتایج این مطالعه نشان داد که بیشترین میزان انتشار گازهای گلخانه ای مربوط به تولید ذرت علوفه ای است و الکتریسیته، دیزل و کودهای شیمیایی بیشترین سهم را در انتشار گازهای گلخانه ای داشتند. شبیه سازی رفتار کشاورزان منطقه نشان داد که با افزایش قیمت کودهای شیمیایی، سطح زیر کشت ذرت علوفه ای نسبت به دو محصول دیگر کاهش بیشتری داشته و افزایش قیمت کود فسفر نسبت به سایر کودهای شیمیایی، تأثیر بیشتری بر کاهش میزان انتشار گازهای گلخانه ای دارد. همچنین بر اساس نتایج این مطالعه به نظر می رسد سیاست انتقال یارانه از نهاده های شیمیایی به محصول، تبعات زیست محیطی کمتری به دنبال خواهد داشت.
ریسک مالی، اقتصادی و سیاسی شرکای تجاری بر واردات آب مجازی دانه های روغنی به ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
اقتصاد و توسعه کشاورزی جلد ۳۹ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱
71 - 57
حوزههای تخصصی:
توزیع نابرابر زمانی و مکانی آب منجر به بحران آب در بسیاری از کشورها شده است. تجارت فیزیکی محصولات کشاورزی از یک کشور به کشور دیگر، انتقال مجازی منابع آب یا تجارت آب مجازی را به همراه دارد. ایران از جمله کشورهایی است که به دلیل اقلیم خشک و نیمه خشک برای مدیریت منابع آب از واردات محصولات استفاده می کند و حجم زیادی از محصولات کشاورزی بخصوص دانه های روغنی را از طریق واردات تأمین می نماید. در این مطالعه با هدف ارزیابی روند واردات آب مجازی دانه های روغنی شامل سویا و آفتابگردان از شرکای تجاری، به تعیین اثرات متغیرهای کلان اقتصادی از جمله ریسک مالی، اقتصادی و سیاسی شرکای تجاری در کنار سایر متغیرهای محیط زیستی برای دوره زمانی 2005 تا 2020 با استفاده از مدل تعمیم یافته جاذبه پرداخته شد. نتایج نشان داد که ریسک مالی و اقتصادی در کنار متغیرهای نسبت تولید ناخالص داخلی ایران به کشور طرف تجاری، دسترسی به آب شریک تجاری در واردات دانه های روغنی تأثیرگذار بوده و نسبت تعرفه واردات در هیچ کدام اثرگذار نبوده است. اثر ریسک مالی شرکای تجاری سویا، بر واردات این دانه روغنی نقش مهمی داشته و رشد نرخ ارز واقعی اثر کمتری را در واردات داشته است، چرا که جهت تأمین نیاز کشور واردات دانه های روغنی مورد حمایت بوده و در دوره مورد مطالعه برای واردات از ارز دولتی بهره گرفته شده است. انتخاب شرکای تجاری با ریسک مالی و فاصله جغرافیایی کمتر می تواند واردات بیشتر و درنتیجه ورود آب مجازی بیشتری را به همراه داشته باشد.
دیومردُمان* واکاوی کیش دیویسنا در ایران باستان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات ادیان و عرفان تطبیقی دوره ۹ بهار و تابستان ۱۱۴۰۴ شماره ۱
151 - 184
حوزههای تخصصی:
کیش دیویسنا که غالبا در تقابل با مزدیسنا مورد اشاره قرار می گیرد، از جمله کیش های رایج در ایرانِ باستان است که ردّپای آن تا روزگارانِ کهن تر قابل پیگیری و شناسایی است. هدف از نگارش این مقاله پژوهشی، تاریخی و دینی درباره این کیش است که با روشِ کتابخانه ای و استناددهیِ متنی صورت گرفته است. با بررسی متونِ اوستایی و پهلوی و بازخوانیِ برخی از کتیبه های باستان، چشم اندازی از اعتقادات دیویسنان و چگونگی برگزاری آیین ها و مناسک ایشان به دست می آید. در عین حال، مردمانِ دیویسنان به لحاظ باورها و آیین های خود، شباهت هایی با برخی گروه های دینی و قومی و یا برخی طبقات اجتماعیِ عصر خود دارند که شناخت آنها را دشوار ساخته و ترسیم روشنِ خطوطِ شکل گیری، زیست و موقعیتِ آنها در میان مزدیسنان را دشوار می سازد. با این همه، دیویسنان به لحاظ سیاسی، دینی و اجتماعی از چنان تأثیری برخوردار بودند که به یکی از دغدغه های شاهان هخامنشی تبدیل شدند و در اوستای کهن و متأخر، یک کتیبه هخامنشی و نیز متونِ دست اولِ پهلوی مورد طعن و لعن قرار گرفتند. توجه به تحولات زبانیِ اقوامِ هندواروپایی و سپس هندوایرانی، دقت در دگردیسی های معنایی و مصداقیِ برخی واژگان کلیدی همچون دَئِوَه، شناخت و بررسیِ خط تمایز بین کاست های مختلف اقوام ایرانی همچون مادی ها و پارسی ها، کوشش در فهم درستِ بنیادهای الهیات مزدیسنایی همچون ثنویت و ریشه یابیِ علتِ رواج یا ممنوعیت برخی آیین ها همانند رسم قربانی خونین، به فهمِ بهترِ کیشِ دیویسنا کمک می کند. آنچه که در پایان به عنوان نتیجه پیش رویِ پژوهشگر قرار می گیرد، وجود مفهومی و مصداقی سه دسته دیو و به تَبَعِ آن، سه گروه دیویسنان در متون اوستایی و پهلوی است.
بررسی تأثیر انسان سازی محتوای تبلیغاتی تولیدشده توسط هوش مصنوعی بر اعتماد و نگرش افراد در تبلیغات دیجیتال: نقش میانجی گری حضور اجتماعی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هوش مصنوعی با سرعتی چشمگیر در حال تحول و پیشرفت است و اثرات مثبت آن در حوزه های مختلف به وضوح قابل مشاهده است. بااین حال، در سال های اخیر شاهد کاهش قابل توجه اعتماد عمومی به این فناوری در سطح جهان بوده ایم. آمارها نشان می دهند که اعتماد جهانی به هوش مصنوعی از ۶۲ درصد در سال ۲۰۱۹ به ۵۴ درصد در سال ۲۰۲۴ کاهش یافته است. این روند کاهشی، ضرورت بررسی عوامل مؤثر بر اعتماد به هوش مصنوعی را نمایان می کند. این مطالعه با استفاده از نظریه حضور اجتماعی به بررسی تأثیر انسان سازی محتوای تبلیغاتی تولید شده توسط هوش مصنوعی بر اعتماد افراد نسبت به این فناوری می پردازد، به طوری که در این فرایند، متغیر حضور اجتماعی به عنوان یک متغیر میانجی عمل می کند. پژوهش به صورت آزمایشی طراحی شده و داده ها از افراد ساکن در تهران از طریق پرسش نامه و به روش نمونه گیری غیراحتمالی جمع آوری شده است. در مجموع،152 پاسخ معتبر از شرکت کنندگان دریافت گردید. برای تجزیه وتحلیل داده ها از نرم افزار اسمارت پی ال اس استفاده شد. یافته های تجربی این مطالعه نشان می دهد که لحن صمیمانه در متن تولیدشده توسط هوش مصنوعی به عنوان نمادی از انسان سازی، باعث افزایش حضور اجتماعی می شود. حضور اجتماعی نیز به نوبه خود تأثیر مثبتی بر اعتماد دارد و رابطه انسان سازی و اعتماد را میانجی گری می کند. علاوه بر این، اعتماد به محتوای تولید شده توسط هوش مصنوعی موجب بهبود نگرش مثبت مشتریان می شود. این نتایج پیامدهای کاربردی مهمی برای بازاریابان و توسعه دهندگان دارد و نشان می دهد که استفاده از لحن دوستانه در ارتباطات هوش مصنوعی می تواند اعتماد را تقویت کرده و نگرش مشتری را بهبود بخشد.
تأثیر رسانه های اجتماعی و تبلیغات آنلاین بر امکان پیاده سازی باندلینگ اجتماعی با میانجی گری ارزش ادراک شده(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف از تحقیق و پژوهش حاضر بررسی تأثیر کاربرد رسانه های اجتماعی و تبلیغات آنلاین با میانجی گری ارزش ادراک شده بر امکان پیاده سازی باندلینگ اجتماعی در شبکه فروش شرکت های بیمه می باشد.روش تحقیق: تحقیق حاضر از نظر روش انجام، یک تحقیق توصیفی_پیمایشی ازنوع همبستگی، و از نظر هدف یک پژوهش کاربردی با بررسی فرضیه های تعریف شده می باشد. برای تجزیه و تحلیل داده ها از نرم افزار SPSS نسخه 27 وSMART PLS نسخه 3 استفاده گردیده است. جامعه آماری این تحقیق مدیران و کارشناسان شرکت های بیمه تعاون و دانا می باشند. نمونه آماری بر اساس فرمول کوکران 130 نفر تعیین گردد اما تعداد اعضای مشارکت کننده در تحقیق 180 نفر می باشد. یافته ها: یافته های تحقیق حاکی از این است که رسانه های اجتماعی و تبلیغات آنلاین تأثیر مثبت و معناداری بر باندلینگ اجتماعی دارند. همچنین مشخص گردید که رسانه های اجتماعی و تبلیغات آنلاین با نقش میانجی گری ارزش ادراک شده تأثیر مثبت و معناداری بر امکان پیاده سازی باندلینگ اجتماعی دارند. نتیجه گیری: این پژوهش نشان داد که رسانه های اجتماعی و تبلیغات آنلاین در پیاده سازی باندلینگ اجتماعی تاثیر معنی داری دارد. همچنین با توجه به روند تحولی موجود در روش های بازاریابی استفاده از باندلینگ محصولات و تدوین استراتژی مناسب توسط شرکت ها، موضوعی بسیار مهم و حیاتی است. علاوه بر این انتخاب استراتژی باندلینگ اجتماعی محصولات بیمه ای، تابع دقت، قیمت،هزینه نهایی و ترکیب محصولات و نیز رسانه های اجتماعی و نحوه ترویج محصولات باندلینگ در آن رسانه می باشد
تاثیر هوش تجاری بر عملکرد با تاکید بر نقش میانجی دوسوتوانی نوآوری و قابلیت های پویا (مورد مطالعه: بانک ملی استان لرستان)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مدیریت تبلیغات و فروش دوره ۶ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۲۱)
276 - 297
حوزههای تخصصی:
توسعه هوش تجاری بیشترین سهم سرمایه گذاری کسب و کار جهانی در فناوری اطلاعات را به خود اختصاص داده و به عنوان یک سیستم پشتیبانی تصمیم جدید مبتنی بر فناوری های پیشرفته اطلاعات ظرفیت پیچیده ای برای جمع آوری و تجزیه و تحلیل داده ها و تبدیل آن ها به دانش در مورد فرصت ها و تهدیدها جهت ارائه راه حل های هوشمند برای شرکت دارد. در پژوهش حاضر تلاش شد تاثیر هوش تجاری بر عملکرد با تاکید بر نقش میانجی دوسوتوانی نوآوری و قابلیت های پویا بررسی گردد. پس از مرور ادبیات پژوهش و طراحی مدل مفهومی و فرضیه های پژوهش، پرسشنامه ای طراحی و بین 234 نفر از خبرگان واحدهای تحقیق و توسعه و بازاریابی و فروش شعب بانک ملی در استان لرستان توزیع شد. روایی ابزار اندازه گیری از طریق روایی محتوا، روایی سازه و روایی همگرا مورد تایید قرار گرفت. همچنین سنجش پایایی از طریق آلفای کرونباخ و معیار پایایی ترکیبی صورت گرفت که نتایج بیانگر تایید پایایی ابزار اندازه گیری بود. تجریه و تحلیل داده ها با استفاده از رویکرد حداقل مربعات جزیی صورت گرفت. نتایج نشان داد که هوش تجاری بر عملکرد مالی با میانجی گری دوسوتوانی نوآوری تاثیر معناداری دارد. نقش میانجی متغیر دوسوتوانی نوآوری در ارتباط بین متغیرهای هوش تجاری و عملکرد مالی بر اساس نتیجه آزمون سوبل به لحاظ آماری تائید شد. همچنین بررسی فرضیه هوش تجاری بر عملکرد مالی با میانجی گری قابلیت های پویا تاثیر مثبت و معناداری دارد، نشان داد که نقش میانجی متغیر قابلیت های پویا در ارتباط بین متغیرهای هوش تجاری و عملکرد مالی بر اساس نتیجه آزمون سوبل به لحاظ آماری تائید شد.
شناسایی روندها و بینش های سفر مشتری در بازاریابی دیجیتال با رویکرد کتاب سنجی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مدیریت تبلیغات و فروش دوره ۶ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۲۱)
298 - 322
حوزههای تخصصی:
از آنجایی که کسب وکارها به طور فزاینده ای برای تعامل با مشتریان به پلتفرم های آنلاین متکی هستند، درک تفاوت های ظریف سفر مشتری دیجیتال برای توسعه استراتژی های بازاریابی مؤثر مهم است. هدف این تحقیق بررسی روندهای ادبیات سفر دیجیتالی مشتری از سال 2009 تا 2024 از طریق رویکرد کتاب سنجی است. این مطالعه به دنبال ارائه بینشی در مورد تکامل تحقیقات این حوزه و پیامدهای روندهای نوظهور برای محققان است. مبانی نظری تحقیق بر تعامل بین تئوری های رفتار مصرف کننده و پیشرفت های فناوری اطلاعات و ارتباطات استوار است. در مجموع 1275 مقاله از پایگاه استنادی اسکوپوس با پیروی از پروتکل پریزما برای اطمینان از فرآیند انتخاب دقیق بازیابی شد. پس از اعمال معیارهای ورود و خروج، 462 مقاله مرتبط تالیف شده توسط 1429 فرد در 261 منبع برای تجزیه و تحلیل شناسایی شدند. این مطالعه از VOSViewer و R Studio برای انجام تحلیل جامع از روند انتشار، شبکه های استناد و الگوهای هم نویسندگی استفاده کرد. یافته ها چندین موضوع برجسته را نشان می دهند، از جمله تأثیر فناوری تلفن همراه بر تعامل مشتری، نقش شخصی سازی در افزایش تجربه کاربر، و اهمیت تعاملات رسانه های اجتماعی در شکل دهی ادراکات مصرف کننده. علاوه بر این، مطالعه نویسندگان و مؤسسات کلیدی را که به طور قابل توجهی در این زمینه مشارکت داشته-اند، شناسایی و الگوهای همکاری و انتشار دانش را برجسته می کند. تکامل موضوعات تحقیقاتی نشان دهنده پیشرفت های تکنولوژیکی گسترده تر است، که نشان دهنده تعامل پویا بین تحقیقات دانشگاهی و کاربردهای بازاریابی عملی است. یافته ها بر ضرورت تطبیق استراتژی های بازاریابان در راستای روندهای دیجیتالی نوظهور و رفتارهای مصرف کننده تاکید می کند.









