ترتیب بر اساس: جدیدترینمرتبط‌ترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۴٬۲۰۱ تا ۴٬۲۲۰ مورد از کل ۵۵۵٬۸۱۰ مورد.
۴۲۰۱.

هنرها و معلولیت

نویسنده: مترجم:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۸ تعداد دانلود : ۲۵
هنر منبعی تعیین کننده برای بیانگری افراد دارای معلولیت بوده و همچنین به شیوه هایی اساسی، نمایانگر ایشان است. آثار هنری خلق شده توسط هنرمندان دارای معلولیت می تواند احساسات مخاطب را نسبت به این افراد تعمیق و گسترش بخشد، یا به تعبیری دیگر، خلق چنین آثاری قادر به ایجاد تغییرات اجتماعی است. لازم به تأکید است که محتوای تمامی آثار هنرمندان دارای معلولیت، لزوماً متمرکز بر موضوع معلولیت نیست. این تفکیک مفهومی میان «هنرمند دارای معلولیتی که اثر هنری خلق می کند» و «خَلق اثری هنری که به بررسی پدیده معلولیت می پردازد»، اغلب تمایزی حیاتی برای فعالان حوزه توسعه «هنر معلولیت» به مثابه یک جنبش اجتماعی محسوب می شود. در پرتو این تمایز، هنر در تمامی اشکال خود می تواند شناختی عمیق و تأثیرگذار در باب معلولیت فراهم آورد و همزمان، مسیر حرفه ای ارزشمندی را نیز هموار سازد. هنگامی که یک اثر هنری توسط هنرمند دارای معلولیت خلق شده و مستقیماً معطوف به مسائل مرتبط با معلولیت باشد، عموماً تحت عنوان «هنر معلولیت» طبقه بندی می شود. در مقابل، آثاری که توسط افراد دارای معلولیت تولید شده اما محتوای آن ها نامرتبط با تجربه معلولیت باشد، لزوماً در زمره هنر معلولیت قرار نمی گیرند. این مجموعه از آثار که کمتر متوجه «سیاست هویتی» هستند، حائز اهمیت بوده و شایسته بررسی مستقل نیز می باشند.
۴۲۰۲.

بررسی عوامل دخیل در بروز برخی انتقادات نسبت به زهدورزی ابوسعید ابوالخیر از منظر قدرت (براساس اسرار التوحید محمد بن منور)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۳ تعداد دانلود : ۳۴
زمینه: با توجه به اصول تصوّف مبنی بر زهدورزی و طرد ابزار قدرت، برخورداری صوفیه از نعمت های دنیوی دشوار به نظر می رسد؛ امّا صوفیانی همچون ابوسعید ابوالخیر حین انجام کنش های زاهدانه، قدرت چشمگیری کسب کرده و زمینه های بهره مندی از نعمت های دنیوی را برای خود و پیروانشان فراهم آورده اند. انجام کنش های زاهدانه توسط صوفیه در کنار تمتّع ایشان از نعمت های دنیوی سبب بروز گونه ای از انتقادات پربسامد در ادبیات فارسی شده که غالباً به صورت ناسازگاری میان ظاهر و باطن صوفیه از آن یاد می شود. شناخت عوامل، زمینه ها و ابعاد مختلف بروز این نوع از انتقادات از منظر قدرت هدفی است که نیل به آن می تواند انگیزه های احتمالی انجام کنش های زاهدانه و سازوکار کسب قدرت از طریق این کنش ها و قوانین حاکم بر آن را نمایان سازد. روش: پژوهش حاضر به روش توصیفی- تحلیلی انجام شده است. بعد از بیان مبانی نظری در ارتباط با قدرت و زهدورزی، انتقادات اساسی نسبت به شیخ و پیروانش بیان و سپس عوامل، زمینه ها و فرایند بروز این انتقادات از منظر قدرت تحلیل خواهد شد. یافته ها: شیخ بر اساس مبانی تصوّف و به تبعیّت از اولیای الهی و مشایخ صوفیه به انجام کنش های زاهدانه پرداخته، اما بعد از کسب انواعی از مشروعیّت نزد پیروانش، از کنش های ملامتی برای رعایت زهدورزی در شکل معنوی قدرت استفاده نکرده و زمینه های کسب قدرت و نعمت های دنیوی را برای خویش و پیروانش فراهم آورده است. شیخ به ویژه در سفره داری هایش، کسب اقبال عمومی و قدرت معنوی را بر رعایت اصول تصوّف ترجیح و تبعاً خود و پیروانش را در مظان اتّهام به قدرت طلبی و دنیادوستی قرار داده است.
۴۲۰۳.

مزرع سبز فلک و داس مه نو؛ گزارش بیتی از حافظ براساس نظریه اسطوره بازگشت جاودانه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۶ تعداد دانلود : ۴۵
اسطوره بازگشت جاودانه برای هر پدیده زمینی، نمونه ای آغازین، برتر و آسمانی در نظر می گیرد؛ به بیان دیگر، هر چیزی در این جهان را تقلیدی از نمونه ای مینوی می داند. حافظ در بیتی مشهور از «مزرع سبز فلک» و «داس مه نو» سخن می گوید. در برخی اساطیر نیز از «مزارع آسمانی» سخن رفته است؛ بدین معنا که انسان باستانی، نخست مزرعه آسمانی را شناخت و سپس مزرعه های زمینی را براساس آن به وجود آورد. در این پژوهش براساس نظریه اسطوره بازگشت جاودانه میرچا الیاده و با تکیه بر مطالعات اسنادی و کتابخانه ای و با رویکردی تحلیلی توصیفی به گزارشی از بیت گفته شده پرداخته ایم. نمادشناسی واژه های به کاررفته در دو ترکیب «مزرع سبز فلک» و «داس مه نو» هدف این جستار است. یافته ها نشان می دهد که همه این واژه ها اگرچه در ظاهر ارتباط چندانی با یکدیگر ندارند؛ امّا در ژرف معنا از نظر اسطوره ای، آیینی و باورشناختی کاملاً با هم مرتبطند و بیانگر مفاهیمی همچون زمان، مرگ، خرمن چینی، باروری، مرگ وزندگی، حیات مجدد و جاودانگی هستند؛ بنابراین می توان گفت بیت مورد نظر پیوند تنگاتنگی با مفاهیم نام برده دارد.
۴۲۰۴.

نقدی بر «فرهنگ سخنوران» با تکیه بر شاعران فارس(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۵ تعداد دانلود : ۳۴
یکی از آثار ماندگار و کاربردی در پژوهش های معاصر شعر فارسی، فرهنگ سخنوران است که به کوشش عبدالرسول خیّامپور در دو جلد تدوین یافته است. مؤلّف در این اثر، فهرستی از تخلّصِ شاعران فارسی زبان را بر اساس حروفِ الفبا ترتیب داده است که پژوهش گر می تواند با مراجعه به تخلّص شاعر مورد نظر خود، منابعی را درباره ی آن سراینده شناسایی کند. این فرهنگ با همه ی ارج و اهمیّتی که دارد، مانندِ هر اثر بزرگ دیگر، خالی از ایراد و اشکال نیست و گویا تاکنون توجّه ناقدان و صاحب نظران را به خود جلب نکرده است. مقاله ی حاضر می کوشد به اختصار، تعدادی از همین مشکلات و چالش ها را که خواننده در استفاده از فرهنگ سخنوران با آن ها مواجه می شود، با دیگر پژوهش گران در میان بگذارد. از عمده ایرادهای این اثر، ایجادِ دو یا چند مدخل برای یک شاعر است. همین امر سبب می شود که خواننده هنگام رجوع به یک مدخل، از دیگر مدخل ها و اطّلاعاتی که در ذیلِ آن ها آمده است، بازبماند. به همین منظور، در این یادداشت ابتدا مقدّمه ای در معرّفی فرهنگ سخنوران و شیوه ی نگارش آن خواهد آمد. در ادامه، خواننده با برجسته ترین علّت هایی که باعث شده در این فرهنگ برای بعضی شعرا، دو یا چند مدخل ایجاد شود، آشنا خواهد شد و درمی یابد که مؤلّف گاه برای یک شاعر، هم با نام و هم با تخلّص، مدخل ایجاد کرده است؛ چنان که در مواردی، هم با شهرت و هم با اسم. گاه تصحیف موجب دو یا چندگانه خوانی شده است. در مواردی مؤلّف خود القابی را برای یک شاعر برساخته و دو یا چند مدخل در نظر گرفته است. بعضی از سرایندگانِ بدون تخلّص، با دو نسبت، مدخل شده اند. در جاهایی نیز، دو تخلّصِ کاملاً مشابه، و به صورت متوالی، برای یک شاعر مدخل شده است.
۴۲۰۵.

تقارن آینه ای در غزلیات حافظ(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۹ تعداد دانلود : ۴۵
تقارن یکی از مفاهیم مهم در ادبیات است که در ایجاد انسجام و هماهنگی در آثار ادبی اهمیت بالایی دارد. این مقاله با نگاهی نو به بررسی تقارن از دیدگاه بلاغی پرداخته و مبنای تعریف خود را با توجه به خاستگاه اصلی آن بر اساس علم ریاضی بنیان نهاده است. تقارن در ریاضیات به معنای یکسان شدن تصویر یک شیء با خود آن تحت یک تبدیل خاص است که شامل سه اصل مهم تبدیل، ساختار و حفظ کردن می باشد. در ادبیات نیز همانند ریاضی می توان تقارن را به چهار دسته تقسیم کرد: چرخشی، محوری، انتقالی و تجانسی. این تقارن ها در ایجاد تناسب و توازن ساختار یک اثر ادبی، به ویژه در شعر، نقش حیاتی دارند. به همین دلیل این پژوهش، تقارن آینه ای یا محوری را در غزلیات حافظ تحلیل می کند و نشان می دهد که حافظ با بهره گیری از آرایه های بلاغی مانند تشبیه، تصاویر خاصی در مصراع ها خلق کرده و در مصراع های بعدی این تصاویر را بازتاب می دهد، به گونه ای که مصراع دوم تصویر متقارن مصراع اول است یا به کمک آرایه هایی مانند تضاد، لف و نشر، ترصیع و تصدیر، تقارن لفظی و معنایی ایجاد کرده است که در چارچوب تقارن آینه ای قرار می گیرد. مجموعه ای از این آرایه ها باعث می شوند که شعر حافظ دارای فرم های متوازن و متقارن باشد و از نظر معنایی و صوری جلوه خاصی پیدا کند. نتایج تحقیق نشان می دهد که تقارن آینه ای به ایجاد زیرلایه های پنهان معنایی کمک می کند و به انسجام ساختار اشعار او و زیبایی آنها می افزاید و یکی از معیارهای زیبایی شناسی و تصویرسازی حافظ است.
۴۲۰۶.

بازخوانی و نقد سه گزاره از تذکره الاولیای عطّارِ نیشابوری(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۴ تعداد دانلود : ۳۱
از میانِ آثارِ عطار، کتابِ تذکره الاولیاء، از ارزش ادبی و تاریخیِ بسیاری برخوردار است. صرفِ نظر از مقدمه مختارنامه، تذکره الاولیاء را می توان تنها اثرِ منثورِ به جای مانده از این شاعر نامی دانست. بی تردید تصحیح و تحشیه چنین اثری، با دشواری هایی روبه رو است و ظاهراً پرداختن به زوایا و دقایقِ گوناگونِ متن آن فراتر از توان یک مصحّح است. آخرین چاپِ مشهور و انتقادیِ این اثر، همانندِ آثارِدیگر عطّار به قلمِ استاد شفیعی کدکنی صورت پذیرفته است و همان طور که وی در بعضی از مقدمه های این آثار یادآور شده، عطارپژوهی در ابتدای راه خود گام برمی دارد و در این مسیر، هنوز اندر خمِ یک کوچه است. در این مقاله با هدفِ کارآمدیِ هرچه بیشترِ آثار عطار، به سه نکته در حاشیه تذکره الاولیاء پرداخته شده است. نخست بحثی مفصل درباره ثوری مذهب بودنِ جنیدِ بغدادی ارائه می شود و اثبات خواهیم کرد که این احتمال که جنید بغدادی پیروِ مذهبِ سفیانِ ثوری (متوفی 161ق) بوده باشد، پذیرفتنی نیست و نامبرده در اصل پیرو و مفتیِ مذهبِ ابوثورِ کلبی (متوفی 240ق) بوده است. سپس به حکایاتِ قتلِ احمدِ خرقانی در تذکره الاولیاء پرداخته خواهد شد و با استفاده از بعضی متونِ عرفانی نشان داده می شود که وی در زمانِ حیاتِ پدرش، ابوالحسن خرقانی، به قتل نرسیده و حداقل حدود چهل سال پس از فوتِ پدر زیسته است. همچنین بیان می گردد که منظور از شخصی به نامِ «محمد بن الحسین»، که در یکی از حکایت های ذکرِ ابوالحسنِ خرقانی نقل شده، ابوعبدالرحمن سُلمی (متوفی 412ق) نیست و این فرد در واقع یکی از شاگردانِ خرقانی، و مشهور به محمد حسینان بوده است.
۴۲۰۷.

تحلیل مناقب هفت رنگ ابن حسام خوسفی در مدح امام زمان (ع)(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۵ تعداد دانلود : ۳۱
رسالت شعر آیینی بیان مسائل اعتقادی است. هر شاعر در انجام این رسالت سبک و روش خاصی دارد. این مقاله به روش توصیفی - تحلیلی شگردهای بلاغی ابن حسام خوسفی در «ترکیب بند مناقب هفت رنگ امام زمان (ع)» را بررسی می کند. ابتدا به بررسی جداگانه زیبایی ها و بن مایه های معنایی هفت بند شعر می پردازد؛ سپس نتیجه گیری نهایی را ارائه می دهد. یافته های این پژوهش نشان می دهد که شاعر قالب ترکیب بند هفت بندی با محوریت رنگ ها را برگزیده و به ترتیب در هر بند رنگ های سفید، سرخ، زرد، سبز، کبود، بنفش و سیاه را در جایگاه ردیف قرار داده و به ترتیبِ بسامد، با بهره گیری از واج آرایی، تکرار، جناس، استعاره مصرّحه، تناسب، کنایه، تشبیه بلیغ اضافی، تشخیص، تشبیه مفصل، حسن تعلیل، تلمیح، تشبیه بلیغ اسنادی، ایهام، تشبیه تفضیل، تضاد، پارادوکس، به ترتیب بندها به بیان این موضوعات محوری پرداخته است: روشنی عالم به نور امام زمان (ع)، عظمت یافتن دین با مبارزات آن حضرت، مقابله با دشمنان و بی عدالتی و مبارزه مسلحانه، ادامه راه پیامبر و امام علی (ع) و امام حسین (ع) و خون خواهی ایشان و جنگاوری و مبارزه با بی دینان، محو سیاه کاران و شفاعت از شاعر که از پیروان راستین آن حضرت است. شاعر با آشنایی زدایی و قاعده افزایی و خلاقیت، با موفقیت به بیان مؤثر و زیبای مفاهیم موردنظر خود نایل آمده است.
۴۲۰۸.

ضرورت تحقیق و تصحیح مجدد التوسل الی الترسل بهاءالدین بغدادی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۸ تعداد دانلود : ۵۸
التوسل الی الترسل تألیف بهاءالدین محمدبن مؤید بغدادی، نمونه ای اعلا از انشای فارسی و نثر فنی قرن ششم هجری است و نیز درشمار معدود آثاری است که در سنت ترسل و نامه نگاری به صورت کامل به دست ما رسیده است. این کتاب در سال 1315. ش به همت احمد بهمنیار از روی تنها دو نسخه خطی موجود، تصحیح شد و در تهران به چاپ رسید؛ اما اکنون، غیر از آن دو نسخه، هفت دست نوشت دیگر از این اثر کشف شده و در دست است. این نسخ نویافته به ترتیب عبارتند از: 1) نسخه کتابخانه ینی جامع ترکیه مورخ 635. ق؛ 2) نسخه کتابخانه نورعثمانی ترکیه مورخ 662. ق؛ 3) نسخه کتابخانه فاتح ترکیه مورخ 669. ق؛ 4) نسخه کتابخانه مجلس شورای اسلامی ایران (بی تاریخ اما متعلق به قرن 7 هجری)؛ 5) نسخه کتابخانه دانشگاه لیدن هلند مورخ 850. ق و 6) دو نسخه قرن دوازده و چهاردهم محفوظ در کتابخانه مجلس شورای اسلامی. التوسل به دلایلی چون: الف) کشف اقدم نسخ آن (نسخه مورخ 635.ق) و نیز چند نسخه ارزشمند دیگر؛ ب) نداشتن برخی معیارهای لازم برای یک متن مصَحَح؛ ج) وجود اشکالات متعدد متنی (ناشی از فقدان نسخ معتبر هنگام تصحیح نخست) لازم است دوباره مورد مداقه قرار گیرد و اصطلاحاً «تصحیح مجدد» شود. در این نوشتار پس از معرفی نسخ نویافته التوسل، به تبیین ضرورت تصحیح مجدد این متن تاریخی ارزشمند می پردازیم.
۴۲۰۹.

بررسی نام شخصیت ها در رمان سیره الجوع و الشبع (دلشاد) بشری خلفان

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۵ تعداد دانلود : ۳۴
نام گذاری شخصیت ها یکی از عناصر معنادار در ساختار روایی رمان به شمار می آید و می تواند در انتقال مفاهیم، بازنمایی هویت ها و جهت دهی به روند روایت نقشی تعیین کننده داشته باشد. در رمان سیره الجوع و الشبع (دلشاد) اثر بشری خلفان، نام شخصیت ها فراتر از یک انتخاب تصادفی، حامل دلالت های فرهنگی، اجتماعی و نمادین اند و با بافت تاریخی و قومیتی اثر پیوندی معنادار برقرار می کنند. پژوهش حاضر با رویکردی توصیفی تحلیلی به بررسی نام شخصیت های اصلی و فرعی این رمان می پردازد و می کوشد نسبت میان نام ها، نقش شخصیت ها و زنجیره کلی رویدادهای روایی را تبیین کند. بدین منظور، ابتدا شخصیت ها بر اساس میزان تأثیرگذاری در پیشبرد روایت انتخاب شده، سپس نام های آنان در ارتباط با موضوع رمان، فضای اجتماعی، تنوع قومیتی و لایه های معنایی متن تحلیل شده است. نتایج پژوهش نشان می دهد که تنوع شنیداری نام ها و بازتاب گوناگونی قومیت ها در جامعه روایی رمان، به شکل گیری طیفی متنوع از شخصیت ها انجامیده و نام گذاری به مثابه ابزاری روایی در برجسته سازی هویت ها و صداهای مختلف اجتماعی عمل کرده است. همچنین انتخاب نام ها با نقش کنش گران داستان و مسیر تحولات روایی همخوانی دارد و به تقویت بار نمادین و معنایی اثر یاری می رساند. این پژوهش در نهایت به این پرسش ها پاسخ می دهد که مهم ترین دلالت های نمادین نام شخصیت ها چیست و چه عواملی در انتخاب آگاهانه این نام ها از سوی نویسنده نقش داشته است.
۴۲۱۰.

پی جویی دیدگاه ابن سینا در ارتباط با مسئله بازنمایی ذهنی در اندیشه فلسفه ذهن معاصر(مقاله پژوهشی حوزه)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۱ تعداد دانلود : ۳۶
نظریه بازنمایی، یکی از نظریات معرفت شناختی مطرح شده در حکمت سینوی است که در دوران معاصر نیز ، به دلیل قدرت تبیینی بالای آن در چگونگی تحقق شناخت نسبت به عالم خارج، با حصول تغییراتی در آن، مورد پذیرش بسیاری از فیلسوفان ذهن واقع شده است. در همین راستا، این نگارش کوشیده است که با جمع آوری و دسته بندی مطالب از منابع مرتبط و با اتّخاذ روشی تحلیلی، سعی در اثبات این فرضیه نماید که علی رغم وجود فاصله زمانی حدود هزار ساله میان ابن سینا و فیلسوفان ذهن معاصر و گسترش مطالب تجربی مرتبط با این نظریه، علاوه بر آنکه شباهت هایی میان نظرات او و برخی فیلسوفان معاصر وجود دارد، در بسیاری از نقاط اختلاف موجود در میان دیدگاه های او و این فیلسوفان نیز، پاسخ هایی با توجه به مبانی حکمت سینوی می توان ارائه نمود که حاکی از پویایی اندیشه او در مواجهه با مسائل معرفت شناختی معاصر است. علاوه بر این، دلایل وجود مفارقت و مشابهت در میان نظرات او و فیلسوفان معاصر ، از دیگر موارد مورد توجه این نگارش بوده است.
۴۲۱۱.

دگردیسی های مدرسه نو افلاطونی مطالعه موردی: پروکلوس و داماسکیوس(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۴ تعداد دانلود : ۴۷
در طول تاریخ شکل گیری و بسط مدرسه(مکتب، سنت) نوافلاطونی، همانند بسیاری از سنت های فلسفی، دگرگونی ها - و به تعبیر ما در اینجا، دگردیسی ها - ی مختلفی را از نوع تغییر در آراء و دیدگاه های اخلاف نسبت به اسلاف، حتی در اصول و مبانی فکری می توان تشخیص داد. بحث در اینکه چگونه تغییر و تحول در مبانی اندیشه ها را می توان همچنان ذیل یک عنوان قرار داد و آنها را متعلق به یک مدرسه فلسفی دانست و اینکه ملاک وحدت یا کثرت در اندیشه های مابعدالطبیعی چیست، به مجال دیگری نیاز دارد، ولی همینقدر می توان گفت در ذیل عنوان مکتب نوافلاطونی، طیف وسیعی از اندیشه ها و جستارهای متفاوت و متنوع را می توان لحاظ کرد که بعضاً در تقابل یا یکدیگر قرار دارند، اما به رغم این اختلافات و تمایزات، روح مشترکی در میان آنها قابل تشخیص است که به تنهایی ضامن وحدت معنوی آنهاست و بیراه نیست که تحت یک سنت واحد فلسفی قرار گیرند. از زمره این دگردیسی ها، از مقایسه اندیشه های دو چهره نامدار این سنت فلسفی یعنی پروکلوس و شاگرد او داماسکیوس بدست می آید که با وجود همه اشتراکات نظری، در عناصر مهمی از دستگاه مابعدالطبیعی از یکدیگر فاصله گرفته اند. در این نوشتار، به جهت شهرت افزون تر پروکلوس، ابتدا خلاصه ای از مختصات نظام فلسفی و دیدگاه مابعدالطبیعی او را معرفی و سپس به نحو تفصیلی تر به بیان اندیشه خلف فلسفی او - داماسکیوس - در این عرصه خواهیم پرداخت.
۴۲۱۲.

Educational Philosophy Professors’ Perspectives on Missions of Educational Philosophy: The case of Iranian and non-Iranian contexts(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۶ تعداد دانلود : ۴۳
In the 21st century, educational philosophers face critical responsibilities, including theorizing, analyzing, and evaluating educational issues, while determining educational approaches and reassessing goals for conceptual clarity. The present study undertakes a comparative analysis of the roles and responsibilities of Iranian and non-Iranian educational philosophers through qualitative interviews. This qualitative study involved interviews with a selection of Iranian and non-Iranian educational philosophy professors. Entry criteria required participants to be professors with at least five years of teaching experience, while exit criteria allowed participants to withdraw from the study at any time. Thematic analysis was conducted to identify core resposibilities and influences shaping their educational philosophies. Additionally, literature on educational philosophy in both Iranian and non-Iranian contexts was reviewed to derive emergent themes illustrating similarities and differences across the two settings. Findings indicate that while the responsibilities of Iranian professors align with those of their global counterparts, their perspectives are influenced by local cultural contexts, especially religious values, and a strong sense of Iranian identity. This reflects a meaningful intersection of global educational philosophy and distinctive local contexts. The study highlights the necessity for educational philosophers to tackle contemporary challenges by diagnosing problems, analyzing issues, and proposing effective solutions. It emphasizes the importance of training future educational philosophers to recognize cultural and religious influences and cultivate skills to effectively address educational issues in a global context.
۴۲۱۳.

أبوعلی جبائی و مسئله گتیه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۰ تعداد دانلود : ۳۳
ابوعلی جبائی، افزون بر سه شرط معروف «باور صادق موجه» برای معرفت، دو شرط دیگر آورده است: سلامت و نفی تناقض. شرط چهارم ناظر به «سلامتِ طریقِ رسیدنِ به باور» است و می توان آن را با نظریه اطمینان گرایان معاصر مرتبط دانست که بر «حصول باور بر اساس فرآیندهای قابل اطمینان» تأکید دارند. شرط پنجم، معادل «سازگاری» است که بخشی از دیدگاه انسجام گرایان معاصر است؛ اما سازگاری شرطی ضعیف تر از «صدق» است و به دلیل وجود این شرط قوی تر در تعریف ابوعلی جبائی، شرط «سازگاری» و «عدم تناقض» زاید به نظر می رسد. شرط پنجم تا حدی مطابقت با شرط «قابلیت الغاء» یا «نقض ناپذیری» دارد که لرر و پاکسون در دوران معاصر طرح کرده اند. ابوعلی جبائی هم چنین بر دیدگاه ابوهذیل علاف که بر «قابلیت دسترسی» تأکید می کرد اعتراض کرده است که «ممکن است کسی باوری داشته باشد اما استدلالی بر باورش نتواند بیاورد». تطابق دیدگاه جبائی با نظریات اطمینان گروی و نقض ناپذیری و همچنین اعتراض او بر ابوهذیل علاف نشانه هایی از قرار گرفتن او در اردوگاه برون گرایان است. این مقاله نشان می دهد کاویدنِ آثار و نظرات متکلمان مسلمان با رویکردهای جدید، نمایان کننده مباحث بسیار غنی و خردورزی های قابل تحسین در این آثار است. این مباحث می تواند در برخی چالش های نوین معرفتی به کار آید.
۴۲۱۴.

بررسی انتقادی فرضیه بارگذاری ذهن(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۴ تعداد دانلود : ۳۹
این مقاله به بررسیِ انتقادی فرضیه بارگذاری ذهن می پردازد که، برپایه آن، امکان انتقال ذهن از بستری زیستی به بستری نا-زیستی وجود دارد. مطابق این فرضیه، با شبیه سازی دقیق مغز و تبدیل آن به الگویی اطلاعاتی، می توان این الگو را در هر بستر مناسبِ دیگر پیاده سازی کرد و، بدین ترتیب، به جاودانگی و غلبه بر مرگ دست یافت. ما استدلال می کنیم که این فرضیه برپایه خوانشی محاسبه گرایانه/کارکردگرایانه از ماهیت ذهن استوار است که ذهن و آگاهی را به مجموعه ای از فرایندهای محاسباتی و الگوهای اطلاعاتی فرو می کاهد. بارگذاری ذهن با دو مسئله متافیزیکی بنیادین روبه روست که عبارت اند از آگاهی و هویت شخصی. این فرضیه، با خوانشی کارکردگرایانه از آگاهی، آن را مستقل از بستر تعریف می کند و همچنین شرط حفظ هویت شخصی را تداوم روان شناختی می داند. استدلال خواهیم کرد که اتخاذ این رویکردها صرفاً یک اعلام موضع توجیه ناپذیر است و نظریات رقیب، همانند نظریات زیستی، در این فرضیه نادیده گرفته شده اند. همچنین بررسی خواهد شد که فرضیه بارگذاری ذهن برای تبیین آگاهی و هویت شخصی پس از فرایند انتقال با چالش های جدی روبه روست. بارگذاری، با نادیده گرفتن وجود بدنمند انسان در جهان، هویت را صرفاً به حالات روان شناختی فرو می کاهد و، ازاین طریق، از توضیح ماهیت پدیدارشناختی و اول شخص آگاهی باز می ماند. همچنین، با گزینش رویکرد تداوم روان شناختی، نسخه بارگذاری شده قادر به حفظ هویت شخصی و به ویژه هویت عددی نخواهد بود و، بدین ترتیب، بارگذاری در تبیین هر دو مسئله متافیزیکیِ بنیادینش ناکام خواهد ماند.
۴۲۱۵.

پارادوکس گسستگی و پیوستگی زمان در فیزیک و متافیزیک دکارت(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۱ تعداد دانلود : ۳۲
بااینکه مفهوم زمان جایگاهی بنیادین در فیزیک و متافیزیک رنه دکارت ایفا می کند اما به مثابه موضوعی مستقل و منسجم و به طورِ نظام مند در آثار وی بررسی نشده است. به همین دلیل، تفاسیر متفاوت و متضادی از مفهوم زمان در اندیشه دکارت مطرح شده است: برخی از مفسران زمان را، در چارچوب دکارتی، اساساً گسسته و اتمیستی تلقی می کنند، درحالی که برخی دیگر بر پیوستگی ذاتی و مداوم آن تأکید دارند. این شکاف تفسیری ریشه در پیچیدگی بنیادین متون دکارت دارد. اظهارات پراکنده و گاه متناقض نمای او دربابِ زمان شواهدی متنی فراهم می آورد که هر دو قرائت را پشتیبانی می کند. این مقاله به بررسی این پرسش می پردازد که آیا دکارت به پیوستگی زمانی (تقسیم پذیری بی نهایت زمان) یا به گسستگی زمانی (اتم گرایی زمانی) قائل بوده است یا نه. با تکیه بر تحلیل های برخی دکارت پژوهان مانند کن لوی، گروهام، کمپ اسمیت، مارشال گرو و با ارجاع به آثار اصلی دکارت، ازجمله تأملات در فلسفه اولی و اصول فلسفه، استدلال می شود که شواهد متنی و تفسیرهای فلسفی از تعهد دکارت به نسخه ای از اتم گرایی زمانی یعنی ناپیوستگی قوی حمایت می کنند. در ادامه، قرائتی مخالف که دکارت را قائل به پیوستگی زمانی می داند نیز طرح شده و حدود اعتبار و محدودیت های آن به طورِ انتقادی بررسی شده است.
۴۲۱۶.

تأمّلی تطبیقی در حکمتِ نوریِ سهروردی و فرشته شناسیِ دیونوسیوسِ مجعول(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۰ تعداد دانلود : ۳۳
نظامی مبتنی بر سلسله مراتب که راویِ قهر و غلبه از سویِ ذواتِ عالی و فقر و شوق از جانب ذواتِ دانی است، بر بنیاد رویکردی تطبیقی می تواند به مثابه فصل مشترک دیدگاه های شیخ شهاب الدین سهروردی در بخش دوم حکمه الأشراق، و دیونوسیوس مجعول در رساله سلسله مراتب آسمانی لحاظ شود. شیخ اشراق که تمام جواهرِ عالمِ امکان اعم از مجرّد و مادّی را داخل در دو مقوله نور و ظلمت می داند، با تکیه بر حکمتِ نوریِ فهلویون، طرحِ نظامِ تشکیکی میان انوار را بنیان نهاد. دیونوسیوس نیز با هدف تشریحِ کیفیّتِ ابلاغِ وحیِ الهی از عالی ترینِ مرجعِ صدورِ آن تا عوالم انسانی، سلسله مراتبِ فرشتگانی که به جوهرِ معقول و نوریِ آن ها نیز التفات دارد را تشریح کرده است. نتایج حاصل از این پژوهش نشان می دهند سهروردی در پایه ریزیِ حکمتِ نوریِ خود، نگاهی کاملاً حِکمی - فلسفی به مقوله نور دارد، لیکن هدفی که دیونوسیوس دنبال می کند، بیانِ نصوصِ کتاب مقدّس در قالبی کاملاً نوافلاطونی با توجّهی ویژه به تفکّراتِ نوالاطونیانِ متأخّر همچون یامبلیخوس و پروکلوس است. با این وجود، بحث تشکیک و وجود نظامی مبتنی بر سلسله مراتب، وجه اشتراک هر دو دیدگاه است. این پژوهش که داده های آن با اتکاء به منابع مکتوب گردآوری شده و با استفاده از روش اسنادی (کتابخانه ای) مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته اند، ابتدا جایگاهِ نور در قرآن و عهد جدید را مورد مطالعه قرار داده و سپس به مقایسه نظامِ تشکیکیِ انوار و فرشتگان در اندیشه سهروردی و دیونوسیوس مجعول می پردازد.
۴۲۱۷.

کیمیا و نقش ریاضیات در علم موازین جابر بن حیان(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۱ تعداد دانلود : ۴۵
ما در این پژوهش می خواهیم به تحلیل خطوط کلّی علم کیمیا به طور عام و به طور خاص کیمیا نزد جابر بن حیان بپردازیم و نشان دهیم که این نظریه ریشه در آرای ارسطویی، رواقی و نوافلاطونی دارد. این نظریه "علم موازین" نامیده می شود، هدف این علم تقلیل همه پدیده های طبیعی به طور کلّی و تمامی داده های معرفت علمی- مانند کیهان شناسی، فیزیک و کیمیاگری - به قوانین کمّی و اندازه گیری است. علم موازین در قرون وسطی، نمایانگر تلاشی برای بنیان نهادن یک نظام کمّی در علوم طبیعی بود. همچنین خواهیم دید که جابر شدت چهار درجه ای کیفیت های عنصری را - که طرح کلّی آن را از پزشکان یونانی وام گرفته است- به مجموعه ای از اعداد مشخص تقلیل می دهد، و خواهیم کاوید که چه رابطه ای بین این تأملات و رساله تیمائوس افلاطون و عددشناسی فیثاغورسی وجود دارد. همچنین نقش خاص عدد هفده در اندیشه جابر مورد بررسی قرار خواهد گرفت.
۴۲۱۸.

درنگی در عنوان «هنراسلامی» و سایر عناوین جایگزین

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۲ تعداد دانلود : ۲۸
بدون تردید هنر اسلامی، به عنوان یکی از اقسام مهم هنر دینی که تحول شگرفی در تاریخ هنر پدید آورد، جایگاه رفیعی در مطالعات تاریخی و مباحث نظری هنر جهان دارد. با این وجود، از دهه های گذشته تاکنون، در باب چگونگی امکان استفاده از عنوان «هنر اسلامی» اختلافاتی وجود داشته است. به نحوی که برخی پژوهشگران کوشیده اند با ابداع اصطلاحاتی نوین، جایگرین هایی برای واژه «هنر اسلامی» پدید آوردند. هدف اصلی این نوشتار، بازاندیشی در تعدادی از این واژگان جایگزین است تا دریابد آیا این عناوین جدید توانسته اند به نحو مطلوب تر و دقیق تری نسبت به «هنر اسلامی»، ماهیت این هنر را توصیف نمایند؟ پژوهش حاضر که از گروه تحقیقات بنیادین و کیفی است، به روش توصیفی-تحلیلی و با شیوه گردآوری اطلاعاتِ کتابخانه ای نگاشته شده است. بر اساس نتایج این پژوهش، عناوین «هنر عربی/ هنر اَعراب» با تأکید بر عامل قومیت، «هنر مسلمانان» با توجه ویژه به نقش هویت دینی هنرمند، «هنر جهان اسلام» بر اساس اهمیت بخشی به جغرافیای سیاسی و تمدنی و «هنر دوره اسلامی» با برجسته نمودن عنصر زمان، هریک به قصد ارائه نگاهی جدید به هنر اسلامی پدید آمده اند؛ لیکن هرکدام به دلایلی، قادر به پاسخگویی به همه سؤالات و تناقضات نیستند. از این رو، واژه «هنر اسلامی» همچنان بنیادین ترین عنوان در این حوزه است. اما لازم است اندیشمندان با توجهِ بیشتر به دو عامل «متن مقدس» و «تعالیم دینی»، نقش اندیشه اسلامی در شکل دهی به فرم و محتوای هنر اسلامی را بیش از پیش تبیین نمایند تا ابهاماتی که در این خصوص در گذشته مطرح شده، مرتفع گردد.
۴۲۱۹.

مروری سیستماتیک بر فرآیندهای برهم کنش دانش و عمل برنامه ریزان شهری(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۴ تعداد دانلود : ۴۱
در پی بحران اعتماد به حرفه مبتنی بر عقلانیت فنی، در عرصه برنامه ریزی شهری، شکاف میان نظریه (دانش صریح) و عمل مطرح شده است. هدف این پژوهش، در چارچوب مرور سیستماتیک، شناسایی و قیاس رویکردهای رابطه میان دانش و عمل برنامه ریزان شهری و بسط آن ها در اندیشه و عمل برنامه ریزی است. بدین منظور، از طریق راهنمای عمل پریزما، 584 منبع از پایگاه های داده اسکوپوس، وب آو ساینس و ایرانداک با جستجوی کلیدواژه ها در محدوده زمانی تا پایان سال 2022 میلادی به دست آمد و سپس با مرور به ترتیب عنوان، چکیده و تمام متن آن ها، 44 منبع برای سنتز انتخاب شد. در ادامه، با استفاده از ابزارهای VOSviewer، Scholar GPT و Excel، مطالعات منبع شناختی و تلفیقی روی این منابع انجام گرفت. در مطالعات تلفیقی، پس از کدگذاری، چهار رویکرد شناسایی شد. رویکرد عمل محور با تأکید بر دانش ضمنی، قائل به دانش صریح در عمل نیست و تقریباً در مقابل رویکرد پرکسیس محور است. در میان این دو، رویکردهای پیشایندی و تأملی با میزان معکوسی از اتکا به دانش صریح و ضمنی هستند. این رویکردها بازتابی از گفتمان ها و ساختارهای تصمیم گیری متکثر موقعیت مبنا در اندیشه و عمل برنامه ریزی هستند.
۴۲۲۰.

تبیین سازوکارهای بازتولید نابرابری در سیاست گذاری های مرتبط با سکونتگاه های غیررسمی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۱ تعداد دانلود : ۵۸
سکونتگاه های غیررسمی یکی از نمادهای بارز نابرابری فضایی در شهرهای معاصر ایران اند. اغلب مطالعات موجود در حوزه سکونتگاه های غیررسمی به توصیف وضعیت موجود یا ارائه راهکارهای فنی محدودشده و کمتر به تحلیل گفتمان های پنهان در سیاست گذاری های مرتبط پرداخته اند. پارادایم حاکم بر پژوهش انتقادی و از رویکرد تحلیل گفتمان انتقادی 9 سند سیاست گذاری شهری مرتبط جهت جمع آوری و تحلیل داده ها استفاده شده است. هدف شناسایی سازوکارهای پنهانی که از طریق زبان، منجر به بازتولید نابرابری، حذف مشارکت مردمی و مشروعیت بخشی به ساختارهای قدرت موجود می شوند، می باشد. یافته ها نشان می دهد سه گفتمان اصلی بر این اسناد حاکم است. گفتمان تکنوکراتیک-نئولیبرال که ساکنان را به «داده آماری» یا «مصرف کننده خدمات» تقلیل داده و نابرابری فضایی را بازتولید می کند. گفتمان عدالت نمادین/مشارکت صوری که در آن مشارکت مردمی در سطحی نمایشی و غیرواقعی باقی می ماند و گفتمان مشارکتی-عدالت محور که گرچه کوشیده مفاهیمی چون «توانمندسازی»، «حق به شهر» و «مشارکت واقعی» را وارد ادبیات سیاست گذاری کنند، اما در عمل ساختارهای متمرکز مانع تحقق آن شده و مشارکت مردمی در سطحی نمایشی باقی مانده است. درمجموع، نتایج حاکی از آن است، تغییرات زبانی و گفتمانی سیاست ها به اصلاح ساختارهای نهادی و توزیع واقعی قدرت منجر نشده و عدالت فضایی همچنان در سطح شعار باقی مانده و سکونتگاه های غیررسمی در ایران محصول گفتمان ها و ساختارهای قدرتی اند که نابرابری فضایی و اجتماعی را بازتولید می کنند. این مطالعه با روشن ساختن سازوکارهای پنهان بازتولید نابرابری، چارچوبی انتقادی برای بازاندیشی در سیاست های شهری ایران و حرکت به سوی حکمرانی مشارکتی و عادلانه تر فراهم می آورد.

تبلیغات

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان