ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۶٬۷۲۱ تا ۶٬۷۴۰ مورد از کل ۶٬۸۳۹ مورد.
۶۷۲۱.

تحلیل منطقی رویکردهای عمده جمعیتی(مقاله پژوهشی حوزه)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۴ تعداد دانلود : ۵۹
صاحب نظران حوزه جمعیت، همواره دلایل مختلفی را برای اثبات دیدگاه مطلوب خود به کار بسته اند. ماحصل این ادله، گرایش ایشان به یکی از رویکردهای موافق «افزایش»، «کاهش»، «تناسب» و «ثبات» بوده است. فقدان عناصر لازم برای یک استدلال صحیح در میان برخی ادله، زمینه ساز استنتاج نادرست، شکل گیری نگرش اشتباه و به تبع آن، تجویز سیاست جمعیتی غلط خواهد شد. مبتنی بودن برخی ادله به تخمین های ناصحیح به جای مقدمات یقینی را می توان مصداق روشنی از خطاهای ذکرشده برشمرد. مسئله اصلی این پژوهش را می توان چگونگی کشف دیدگاه صحیح جمعیتی، متکی بر تحلیل رویکردهای عمده آن و مسائل منطقی پیرامونی شان دانست. پژوهش حاضر که روش تحلیلی و به شیوه اسنادی تدوین یافته، تلاشی باهدف تقریب و تصحیح دیدگاه های جمعیتی است. با تحلیل این دیدگاه ها، برخی از اصول، ازجمله اصل «مطلوبیت اولیه رشد جمعیت» به عنوان اصول مورد اتفاق میان دیدگاه های جمعیتی، اثبات خواهد شد. اثبات این اصول را می توان ازجمله یافته های تحلیلی این پژوهش دانست که درنتیجه اثبات آن، اصل فوق در کنار سایر اصول، به سان مبنایی مهم تلقی می شود و خروج از آن صرفاً به شکلی ضابطه مند و متکی به دلیلی قطعی ممکن خواهد بود. ازاین رو، مستند به ادله غیریقینی و صرف جزء العله بودن «رشد جمعیت» در معضلات و بحران های موجود، نمی توان کاهش گرایی را تجویز نمود.
۶۷۲۲.

نقش واسطه ای نگرش های ناکارامد در رابطه بین استرس تحصیلی و راهبردهای مقابله ای در دانشجویان مؤسسه آموزش عالی فاطمیه (س) شیراز

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۶ تعداد دانلود : ۹۸
استرس تحصیلی به عنوان یکی از عوامل اصلی تأثیرگذار بر سلامت روانی دانشجویان، می تواند بر انتخاب راهبردهای مقابله ای آن ها تأثیرگذار باشد. هدف پژوهش حاضر بررسی رابطه بین استرس تحصیلی و راهبردهای مقابله ای مسئله مدار با نقش میانجی نگرش های ناکارآمد در دانشجویان مؤسسه آموزش عالی فاطمیه (س) شیراز است. روش این پژوهش توصیفی از نوع همبستگی و از نظر هدف بنیادی است. جامعه آماری شامل 350 نفر از دانشجویان دختر مقطع کارشناسی ارشد بود که بر اساس جدول مورگان 175 نفر به صورت در دسترس انتخاب شدند. ابزارهای پژوهش شامل پرسشنامه استرس تحصیلی زاژاکووا و همکاران (2005)، پرسشنامه نگرش های ناکارآمد وایزمن و بک (1978) و پرسشنامه راهبردهای مقابله ای اندلر و پارکر (1990؛ CISS-21) بود. داده ها با نرم افزارهای SPSS و AMOS و روش تحلیل مسیر مورد بررسی قرار گرفت. نتایج نشان داد بین استرس تحصیلی و راهبرد مقابله ای مسئله مدار رابطه مثبت و معناداری وجود دارد (β=0.681, p<0.001). همچنین استرس تحصیلی اثر مستقیم و معناداری بر نگرش های ناکارآمد داشت (β=0.692, p<0.001)، اما اثر نگرش های ناکارآمد بر راهبرد مقابله ای مسئله مدار معنادار نبود (β=0.049, p=0.516). بنابراین، نقش میانجی گری نگرش های ناکارآمد در این رابطه رد شد. یافته ها بیانگر آن است که استرس تحصیلی بیشتر به صورت مستقیم موجب افزایش استفاده از راهبردهای مقابله ای مسئله مدار می شود.این یافته ها بر لزوم تمرکز بر مداخلات مستقیم برای مدیریت استرس تحصیلی تأکید دارد. پیشنهاد می شود برنامه های آموزشی برای تقویت راهبردهای مقابله ای مسئله مدار در دانشگاه ها اجرا شود.
۶۷۲۳.

مقایسه مزاج عاطفی- هیجانی و طرحواره های ناسازگار اولیه در زنان با و بدون تجربه پیمان شکنی همسر(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۲ تعداد دانلود : ۶۹
هدف از پژوهش حاضر، مقایسه مزاج های عاطفی- هیجانی و طرحواره های ناسازگار اولیه در زنان با و بدون تجربه پیمان شکنی همسر بود. پژوهش حاضر از نظر هدف کاربردی و از نظر روش و ماهیت در زمره پژوهش های علی مقایسه ای قرار داشت. جامعه آماری پژوهش را زنان متاهل مراجعه کننده به واحد مشاوره مراکز بهداشت و درمان شهر تهران در سال 1403 تشکیل داده بود که 120 نفر از طریق نمونه گیری خوشه ای به عنوان نمونه انخاب شدند (60 نفر زنان متاهلی که با تجربه پیمان شکنی همسر به مراکز بهداشت و درمان مراجعه کرده بودند و 60 نفر زنان متاهل عادی که جهت دریافت مشاوره بدون تجربه پیمان شکنی همسر مراجعه کرده بودند). برای جمع آوری اطلاعات، از پرسشنامه های طرح واره های ناسازگار اولیه یانگ (1998) و پرسش نامه ترکیبی مزاج عاطفی- هیجانی لارا (2012) استفاده گردید. جهت تجزیه و تحلیل داده ها از نرم افزار اس پی اس اس نسخه 24 و آزمون تحلیل واریانس چند متغیر استفاده گردید. نتایج پژوهش نشان داد بین مزاج های عاطفی- هیجانی و طرحواره های ناسازگار اولیه زنان با و بدون تجربه پیمان شکنی همسر تفاوت وجود دارد. به طوری که مقادیر مزاج های عاطفی- هیجانی و طرحواره های ناسازگار اولیه در زنان با تجربه پیمان شکنی بالاتر از گروه زنان بدون تجربه پیمان شکنی می باشد. لذا در راستای بهبود کیفیت زندگی زنان با تجربه پیمان شکنی توجه به مزاج های عاطفی- هیجانی و طرحواره های ناسازگار اولیه حائز اهمیت بوده و متولیان نظام خانواده می بایست توجه ویژه ای به موارد مذکور داشته باشند.
۶۷۲۴.

کاربرد مدل معنویت سازمانی بر تعادل کار و زندگی در شرایط جنگی مورد مطالعه:(کارکنان قرارگاه سازندگی خاتم الانبیاء(ص))(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۶ تعداد دانلود : ۵۲
مقدمه: عدم تعادل میان کار و زندگی می تواند منجر به استرس، کاهش رضایت شغلی و مشکلات سلامت روان شود که به نوبه خود بر پویایی خانواده و سبک زندگی تأثیر منفی می گذارد. در شرایط جنگی، این عدم تعادل به دلیل آثار خاصی که دارد در زمره یکی از چالش های اصلی کارکنان سازمان ها قرار داده شده است. این پژوهش با استفاده از مدل معنویت سازمانی، به بررسی تأثیر معنویت سازمانی بر تعادل کار و زندگی کارکنان قرارگاه سازندگی خاتم الانبیاء(ص)در شرایط جنگی می پردازد. روش روش تحقیق به صورت کمی و از نوع توصیفی-تحلیلی است و جامعه آماری شامل کارکنان این قرارگاه در سال ۱۴۰۴ می باشد. ابزار گردآوری داده ها، پرسشنامه محقق ساخته بر اساس مدل آلن و همکاران(2021) و مدل معنویت سازمانی است که روایی و پایایی آن تأیید شده است. داده ها با استفاده از نرم افزارهای SPSS و SmartPLS تحلیل شدند. یافته ها: یافته ها نشان می دهند که ابعاد معنویت سازمانی همچون اخلاق کار، تجربه تعالی، فضای معنوی و فرهنگ سازمانی، تأثیر معناداری بر تعادل کار و زندگی کارکنان قرارگاه سازندگی خاتم الانبیاء(ص) دارد. نتیجه گیری: معنویت سازمانی می تواند به عنوان یک استراتژی مؤثر برای کاهش تعارض کار-زندگی و افزایش رضایت شغلی و شخصی در شرایط جنگی عمل کند.
۶۷۲۵.

کنشگری مجازی فمنیست ها در حوزه مادری؛ تحلیل مضمون صفحات توئیتر و اینستاگرام مادران فمنیست در غرب(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۵ تعداد دانلود : ۷۰
چند سالی ست فمینیست های سکولار ایرانی پروژه ای را آغاز کرده اند با عنوان «مادر مقدس نیست»، این پروژه به طور موازی در شبکه های تلویزیونی همچون ایران اینترنشنال، من و تو و شبکه های مجازی چون اینستاگرام و توئیتر پیش گرفته شد. مطالعات اولیه نشان میدهد این اندیشه ها در صفحات مجازی مادرانه بازتولید میشود. در این پژوهش صفحات توئیتر و اینستاگرام هشت نفر از مادران فمنیست غربی روش تحلیل مضمون بر مبنای الگوی آترید استرلینگ (۲۰۰۱) و با استفاده از نرم افزار مکس کیو دی ای مورد تحلیل قرار گرفت. در فرآیند تحلیل داده ها به دو مضمون اصلی، 14 مضمون سازمان دهنده و 34 ضمون پایه رسیدیم. ذیل مضمون فراگیر «مبانی ارزشی» شش مضمون سازمان دهنده «برابری»، «اختیار و آزادی»، «واقع گرایی»، «سکولاریسم»، «سیالیت مفهوم مادری»، «استقلال طلبی و فردیت گرایی»، و ذیل مضمون فراگیر «الگوهای هنجاری» هفت مضمون سازمان دهنده « مختصات تربیت فمنیستی»، «مطالبه گری، مقاومت و مبارزه»، «انتقال حس خوب مادری»، «تاکید بر آگاهی، مطالعه و آموزش»، «تشکیل و تقویت حلقه های ارتباطی مادرانه»، «خود مراقبتی» و «الگوی نمایش ارتباطات خانوادگی» قرار میگیرد. برای تحلیل یافته ها صفحات از نظریه آدرینه ریج و سایبر فمنیسم استفاده شد. یافته ها حکایت از شکل گیری مادر سایبر (Cyber mother) دارد. این ایده به به حکمرانی مادران/ مادرانه بر فضای سایبری و فراتر از آن اشاره دارد و ارکان آن آغاز تغییرات از خانه با تاکید بر نقش مادر، لزوم همبستگی مادران و مبارزه با نظام پدر سالار است. در نظر آن ها تقدس انگاری مادری چه از سوی دین باشد و چه فرهنگ مردود است؛ مادری تنها یک برساخته اجتماعی ست که در طول زمان تغییر می کند و خود مادران باید در آن نقش فعال داشته باشند. این کاربران هیچ گاه در پیشنهادها و اصلاحات قانونی که پیگیری می کنند به دین و هنجارهای دینی ارجاع نمی دهند و بالعکس در بسیاری از موارد همچون سقط جنین یا به رسمیت شناختن حقوق ال جی بی تی کیوها قانون دینی را مردسالارانه عنوان می کنند و به مقابله با آن بر می خیزند. در اندیشه این کاربران استقلال و فردیت مادر بسیار مهم است. آن ها در دو بعد هویتی و عملکردی در جست وجوی استقلال از فرزند، همسر و حاکمیت هستند. درنهایت به نظر آن ها مفهوم مادری سیال است و صرفاً به کسی که فرزند به دنیا می آورد مادر نمی گویند.
۶۷۲۶.

تحلیل نقش هنجارهای فرهنگی، هویت اجتماعی و باورهای جمعی در تبیین رفتار جنایی زنان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۱ تعداد دانلود : ۸۲
هدف پژوهش حاضر، تحلیل نقش هنجارهای فرهنگی، هویت اجتماعی و باورهای جمعی در تبیین رفتار جنایی زنان بود. جامعه پژوهش شامل تمامی مطالعات و متون در باره رفتار جنایی زنان بود. نمونه پژوهش متون مرتبط با هنجارهای فرهنگی، هویت اجتماعی و باورهای جمعی زنان بود. روش پژوهش توصیفی-تحلیلی بود. جهت گردآوری اطلاعات از روش کتابخانه ای و به صورت فیش برداری از منابع مکتوب و مطالعات پیشین مرتبط استفاده شد. سپس داده های گردآوری شده با استفاده از تحلیل محتوا مورد بررسی و تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. یافته ها نشان داد که سه مؤلفه ی هنجارهای فرهنگی، هویت اجتماعی و باورهای جمعی نقش کلیدی در مسیرهای زنان به سمت رفتار جنایی دارند. و زنانی که میان هویت فردی خود و هویت تحمیلی اجتماعی تضاد می بینند، ممکن است برای بازتعریف خویش یا مقابله با طرد اجتماعی به گروه های حاشیه ای یا رفتارهای جنایی روی آورند. باورهای جمعی نیز که از دل فرهنگ عمومی، رسانه ها و نهادهای اجتماعی بازتولید می شوند، نقش تقویت کننده یا بازدارنده دارند. باورهایی که زنان را ضعیف، وابسته و تابع می دانند، عزت نفس آنان را کاهش داده و فشارهای روانی و اجتماعی را تشدید می کنند، در حالی که باورها می توانند زمینه ای برای کاهش جرم خیزی، ایجاد هویت اجتماعی مثبت را فراهم آورند. در نهایت، این مطالعه نشان می دهد که جرم خیزی زنان پدیده ای چندبعدی است و درک دقیق تر این پدیده نیازمند توجه هم زمان به ابعاد اجتماعی، فرهنگی، روان شناختی و ساختاری دارد وتنها با رویکردی جامع و میان رشته ای می توان راهکارهای مؤثری برای پیشگیری، کاهش جرم زنان و ارتقای عدالت اجتماعی ارائه داد.
۶۷۲۷.

مقایسه اثربخشی آموزش رفتار بی آلایش و درمان تصویرسازی ارتباطی بر گرایش به رابطه مثلثی در زنان(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۱ تعداد دانلود : ۵۵
مقدمه: از جمله عواملی که می تواند بر بنیان روابط زوجین تاثیر منفی و مخرب بگذارد، در هم شکستن تعهد و انحصار روابط عاطفی و جنسی و ایجاد روابط مثلثی است. هدف پژوهش حاضر مقایسه اثربخشی آموزش رفتار بی آلایش و درمان تصویرسازی ارتباطی بر گرایش به رابطه مثلثی در زنان بود. روش: پژوهش حاضر نیمه آزمایشی از نوع تحقیقات پیش آزمون- پس آزمون چندگروهی همراه با گروه کنترل بود. جامعه آماری پژوهش شامل کلیه زنان دارای رابطه مثلثی بوده که در سال 1404 به مراکز مشاوره خصوصی شهر همدان مراجعه کردند که از بین آنها تعداد (45 نفر) به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. داده ها با استفاده از پرسشنامه رابطه مثلثی (Sedighi & Yaghoubi, 2020) بدست آمدند. پروتکل درمان تصویرسازی ارتباطی (Hendrix, 2008) در 10 جلسه 60 دقیقه ای و پروتکل رفتار بی آلایش (صدیقی و یعقوبی، 2020) در 12 جلسه 45 دقیقه ای روی گروه آزمایش اجرا شد اما گروه کنترل در لیست انتظار باقی ماند. جهت تجزیه و تحلیل داده ها روش تحلیل کوواریانس و آزمون تعقیبی به کار رفت. یافته ها: نتایج نشان داد که هر دو روش رفتار بی آلایش و تصویرسازی ارتباطی بر مولفه ها و نمره کل گرایش به رابطه مثلثی اثر معناداری دارند (01/0p< ) اما بین اثربخشی دو روش تفاوت معناداری مشاهده نشد (05/0p> ). نتیجه گیری: می توان نتیجه گرفت روش رفتار بی آلایش و تصویرسازی ارتباطی بر کاهش گرایش به رابطه مثلثی مؤثر بوده و پیشنهاد می شود این روشها جهت کاهش روابط فرازناشویی مورد استفاده قرار گیرند.
۶۷۲۸.

پیش بینی کیفیت رابطه مادرشوهر و عروس(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۳ تعداد دانلود : ۶۷
رابطه مادر شوهر و عروس یکی از پیچیده ترین روابط سببی است که بر وضعیت روابط زناشویی تأثیرات مختلفی دارد. هدف پژوهش حاضر، پیش بینی کیفیت رابطه مادرشوهر و عروس بر اساس تمایزیافتگی، همدلی زناشویی، کیفیت رابطه زناشویی، خانواده اصلی، راهبردهای مقابله ای، توافق پذیری و سن بود. طرح پژوهش توصیفی از نوع همبستگی بود. جامعه آماری پژوهش شامل کلیه زنان متأهل استان خوزستان بودند که 405 زن متأهل ساکن در 6 شهر استان خوزستان به عنوان نمونه پژوهش به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. مشارکت کنندگان مقیاس کیفیت رابطه مادرشوهر وعروس، مقیاس تمایزیافتگی، مقیاس صفات همدلی زناشویی، مقیاس کیفیت روابط زناشویی، مقیاس خانواده اصلی، مقیاس راهبردهای مقابله ای و خرده مقیاس توافق پذیری را تکمیل کردند. داده های پژوهش از طریق ضریب همبستگی ساده پیرسون، رگرسیون گام به گام تحلیل شدند. نتایج این پژوهش نشان داد همه متغیرهای پیش بین (به جز سن فعلی و سن ازدواج) با کیفیت رابطه مادرشوهر و عروس رابطه معناداری دارند. نتایج تحلیل رگرسیون به شیوه گام به گام نشان داد که کیفیت رابطه زناشویی (21/0=β)، همدلی زناشویی (29/0=β) و راهبردهای هیجان مدار (19/0-=β) بهترین پیش بینی کننده کیفیت رابطه مادرشوهر و عروس هستند و 28 درصد واریانس آن را تبیین می کنند. بنابراین تعاملات زناشویی بیشترین نقش را در اثرگذاری بر کیفیت رابطه مادرشوهر و عروس دارند و پیشنهاد همکاری و تعارض، عناصر اصلی روابط سببی هستند (آیرس و همکاران، 2022؛ دالی و پری[1]، 2022). بنابراین رابطه مادرشوهر و عروس گاهی می تواند برای هر دو نفر پراسترس باشد (علی-صالح و همکاران[2]، 2022؛ آپتر[3]، 2010) و تاثیرات منفی بر شوهر داشته باشد. مادرشوهر انتظار دارد که پسرش در چنین تعارضاتی طرف او را بگیرد و وقتی پسر به همسرش وفادار می ماند، مادر آسیب می بیند (ریتنور و سولیز، 2009). درحالی که هم دلی در روابط عاطفی زوجین باعث می شود توانایی زوجین برای درک هر چه بیشتر احساسات و دنیای یکدیگر افزایش یابد. در نتیجه آن ها رویکرد آرام تری برای حل مشکل در پیش می گیرند (آلووا[4] و همکاران، ۲۰۱۷). از آن جایی که نتایج این پژوهش نشان می دهد پیچیدگی رابطه مادرشوهر و عروس به گونه ای است که راهبردهای مسئله مدار رابطه کمی با تعارض دارند (12/0=r)، همد لی شوهر با تجربه های درونی همسرش می تواند مانع شدت مواجهه و تعارض عروس با مادرشوهر باشد. علی رغم این که گاهی تلاش میانجی کننده برای ترمیم آسیب وارد شده به عروس از جانب مادرشوهر باعث آسیب مجدد می شود، اما تلاش شوهر برای توجیه رفتار آسیب رسان مادرش می تواند تعدیل کننده این آسیب نیز باشد (ژائو و ران[5]، 2022). کیفیت رابطه زناشویی در واقع ارزیابی ابعاد مهم رابطه زناشویی از جمله رضایت، شادکامی و ثبات زناشویی است. عناصر اصلی کیفیت رابطه زناشویی به اندازه ای گسترده و چندبعدی هستند که سطوح بالای آن می تواند پیش بینی کننده تعارضات عروس با مادرشوهرش باشد. به عبارت دیگر، در صورتی که عروس از سایر ابعاد زندگی زناشویی خود رضایت داشته باشد، ازدواج خود را پایدار بداند و از این چشم انداز راضی باشد، احتمالاً چالش های او با مادرشوهرش تحت تأثیر این عوامل بزرگ قرار خواهد گرفت.می شود درمانگران و مشاوران حوزه خانواده در تعارضات مادرشوهر و عروس به این عوامل توجه بیشتری داشته باشند. هر چند آسیب دیدن عروس از رفتارهای مادرشوهر می تواند یک فرایند تفسیری باشد (ژائو و ران، 2022)، برخی از رفتارهای مشکل ساز مادرشوهر عبارتند از: نصیحت بیجا، عدم حمایت از عروس، عدم شریک کردن عروس در داستان ها یا رازهای خانواده، نادیده گرفتن یا تمسخر ابعادی از خانواده عروس مثل رفتارهای مذهبی و رسوم خانوادگی آنان (ریتنور و سولیز، 2009). با این حال، پژوهش ها نشان داده است که وقتی شوهر اسنادهایی[6] مشابه اسنادهای همسرش در مورد پیام ها و رفتارهای مادرشوهر مطرح می کند، رضایت زناشویی در زنان به طورمثبتی افزایش می یابد (سان لیانگ و جوهری، 2021). به عبارت دیگر، زمانی که چالش های عروس با مادرشوهرش باعث رنجش و جراحت عاطفی شود، پاسخ های عاطفی همسر و انعکاس تجربیات درونی او باعث برون ریزی و آرامش او می شود. طرفداری از مادر یا معنادهی مثبت به رفتارهای مادر در موقعیتی که هیجانات همسرش برانگیخته شده است، احتمالأ پیامدهای مثبتی نخواهد داشت. این الگوی حمایتی شوهر می تواند باعث افزایش کیفیت زناشویی شود که به نوعی پیش بینی کننده تعارض رابطه مادرشوهر و عروس است. اگر شوهر بتواند روابط مطلوبی با مادر خود نیز داشته باشد، تعارض مادرشوهر با عروس کمتر نیز خواهد شد. وقتی مادرشوهر با پسرش رابطه صمیمانه ای دارد و پسرش نشان دهد که از کیفیت رابطه مادر و همسرش رضایت دارد، مادرشوهر رابطه صمیمانه تری با عروسش خواهد داشت (وولی و گریف[7]، 2019).
۶۷۲۹.

رابطه محیط حمایت گر خودپیروی با رفتار مدنی تحصیلی دانشجویان دختر از طریق میانجی گری خودکارآمدی و شایستگی مقابله ای در مواجهه با چالش های فرهنگی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۹ تعداد دانلود : ۹۱
هدف پژوهش حاضر، تعیین رابطه بین محیط حمایتگر خودپیروی با رفتار مدنی تحصیلی دانشجویان دختر از طریق میانجی گری خودکارآمدی و شایستگی مقابله ای در مواجهه با چالش های فرهنگی بود.. جامعه آماری این پژوهش شامل تمامی دانشجویان دختر دانشگاه شیراز در سال تحصیلی 1404–1403 بود. نمونه پژوهش 300 نفر بود که به شیوه خوشه ای چند مرحله ای انتخاب شدند. روش پژوهش توصیفی-همبستگی و از نوع معادلات ساختاری بود. ابزارهای پژوهش شامل پرسشنامه رفتار مدنی تحصیلی (گل پرور، ۱۳۸۹)، مقیاس محیط حامی خودپیروی (آسور و همکاران، ۲۰۰۲)، پرسشنامه خودکارآمدی (موریس، ۲۰۰۱) و پرسشنامه شایستگی مقابله ای (شرودر و الیس، ۲۰۱۲) بود. داده ها با استفاده از مدل یابی معادلات ساختاری و نرم افزارهای SPSS-27 و AMOS-27 تحلیل شدند. یافته ها نشان داد که مدل پیشنهادی از برازش مناسبی برخوردار است و ۲۱٪ واریانس خودکارآمدی و ۶۸٪ واریانس رفتار مدنی تحصیلی را تبیین می کند. محیط حامی خودپیروی، هم به طور مستقیم (46/0=β، 001/0=P) و هم از طریق میانجی گری خودکارآمدی (22/0=β، 001/0=P)، تأثیر مثبت و معناداری بر رفتار مدنی تحصیلی دارد؛ با این حال شایستگی مقابله ای نقش میانجی معناداری ایفا نکرد (05/0<P). نتایج آزمون بوت استرپ نیز نشان داد که تنها خودکارآمدی در رابطه بین محیط حامی خودپیروی و رفتار مدنی تحصیلی نقش واسطه دارد (05/0P<). در مجموع، می توان نتیجه گرفت که محیط های آموزشی حامی خودپیروی با ارتقای توانمندی فردی، نقش مهمی در ارتقاء رفتارهای مدنی تحصیلی دانشجویان دختر و توانمندسازی آن ها در مواجهه با چالش های فرهنگی ایفا می کنند. سیاست گذاری های آموزشی باید بر ایجاد محیط های حامی خودپیروی تمرکز کنند تا با توانمندسازی روانی و فرهنگی و با مشارکت بالا، تعاملات مثبت شکل گیرد.
۶۷۳۰.

تدوین و بررسی ویژگی های روانسنجی پرسشنامه تعارضات زناشویی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۹ تعداد دانلود : ۵۲
هدف این پژوهش، تدوین ابزاری برای سنجش تعارضات زناشویی بود. با استفاده از رویکردی ترکیبی؛ ابتدا مبانی نظری مرتبط با خانواده و ابزارهای موجود بررسی گردید، سپس 20 نفر از زوجین در شرف طلاق و مراجعه کننده به مراکز مشاوره، در قالب سه گروه متمرکز و 6 نفر از مشاوران خانواده مورد مصاحبه قرار گرفتند. بر اساس اطلاعات بدست آمده، پرسشنامه ای با سه محور موضوعات تعارض، راهبردهای مثبت و راهبردهای منفی مواجهه با تعارض تدوین و بر روی421 نفر از زنان و مردان متأهل شهر شیراز که به صورت خوشه ای تصادفی انتخاب شده بودند، اجرا شد. نتایج روایی سازه ای پرسشنامه از طریق تحلیل عاملی اکتشافی نشان داد که موضوعات تعارض (1- تفاوتهای فردی، نقش های خانوادگی و روابط بین زوجین، 2- ناتوانی مالی، 3- ارتباط با خانواده مبدأ، 4- مشکلات رفتاری و شخصیتی، 5- انتظارات و رفتارهای غیرمنطقی در مورد مسائل اقتصادی، 6- فرزندان) 5/41 درصد؛ راهبردهای مثبت (1- تکیه بر منابع فردی و درون خانوادگی، 2- جستجوی منابع بیرونی) 27/49 درصد؛ و راهبردهای منفی (1- پرخاشگری مستقیم، 2- پرخاشگری غیر مستقیم و 3- رفتارهای تخریبی) 59/44 درصد از واریانس گویه های مربوطه را تبیین می کردند. پایایی پرسشنامه در حد مطلوب (با ضرایب بین 0/61 تا 93/0) ارزیابی شد. رابطه ی منفی و معنی دار ابعاد پرسشنامه با شاخص های رضایت زناشویی (روایی واگرا) و رابطه مثبت و معنی دار با بی ثباتی زناشویی (روایی همگرا)، حاکی از تأیید روایی افتراقی پرسشنامه بود. به طور کلی، پرسشنامه ی تعارضات زناشویی از روایی و پایایی قابل قبولی برخوردار است و می تواند در پژوهش های مرتبط با خانواده مورد استفاده قرار گیرد.
۶۷۳۱.

مدل یابی افسردگی پس از زایمان بر اساس کمال گرایی والدینی با میانجی گری دشواری در تنظیم هیجان با در نظر گرفتن بافت فرهنگی-اجتماعی مادران ساکن تهران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۶ تعداد دانلود : ۶۵
پژوهش حاضر، آزمون مدل یابی افسردگی پس از زایمان بر اساس کمال گرایی با نقش میانجی گری دشواری تنظیم هیجان با در نظر گرفتن بافت فرهنگی-اجتماعی مادران ساکن تهران بود. جامعه آماری تمامی مادران ۱۸ تا ۴۰ ساله تهرانی بود که در سال ۱۴۰۳-۱۴۰۴ زایمان کرده بودند. نمونه پژوهش عبارت است از ٢٠0 نفر از زنان تازه زایمان کرده و زنانی که دوهفته تا سه ماه از زایمان آن ها گذشته بود که به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. روش پژوهش توصیفی از نوع همبستگی و معادلات ساختاری بود. ابزار اندازه گیری شامل پرسشنامه افسردگی پس از زایمان ادینبورگ (1987) ، مقیاس چندبعدی کمال گرایی هویت و فلت (1919) و مقیاس دشواری در تنظیم هیجان گراتز و روئمر (2004) بود. داده ها با استفاده از نرم افزارهای SPSS-26 و SmartPLS-3 تحلیل شدند. نتایج نشان داد کمال گرایی به طور مستقیم و مثبت، افسردگی پس از زایمان و دشواری در تنظیم هیجان را پیش بینی کرد. هم چنین، دشواری در تنظیم هیجان در رابطه بین کمال گرایی و افسردگی پس از زایمان نقش میانجی معناداری داشت، به طوری که با ورود متغیر میانجی، تأثیر کمال گرایی بر افسردگی پس از زایمان از 42% به 49% افزایش یافت. هم چنین مدل پیشنهادی از نیکویی برازش مناسبی برخوردار بود. این یافته ها اهمیت مداخلاتی را برجسته می سازد که نه تنها به استانداردهای شناختی کمال گرایانه، بلکه به مهارت های هیجانی مادران هم در یک بافت فرهنگی پیچیده لازم است توجه شود. این امر نقش مؤثری در ارتقای سلامت روان مادران در این دوره حساس پس از زایمان دارد.
۶۷۳۲.

سوگیری اجتماعی علیه تحصیلات عالی زنان، پیچیدگی اقتصادی و نابرابری جنسیتی در آموزش عالی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۹ تعداد دانلود : ۴۸
نابرابری جنسیتی در آموزش، دسترسی زنان به آموزش و مشارکت آن ها در نیروی کار را محدود و این به کاهش نوآوری، کاهش بهره وری و کاهش رشد اقتصادی می انجامد. از طرفی، کاهش سوگیری جنسیتی علیه زنان در آموزش عالی می تواند این نابرابری ها را کاهش و با کمک به شکل گیری نیروی کار متعادل تر از رشد اقتصادی پایدار حمایت کند. لذا، این مطالعه با استفاده از روش پانل پویا به بررسی تأثیر سوگیری های اجتماعی علیه تحصیلات عالی زنان بر نابرابری جنسیتی در آموزش عالی در چارچوب پیچیدگی اقتصادی در پانلی متشکل از 23 کشور، با تمرکز ویژه بر ایران، طی دوره 2014 تا 2021 پرداخته است. پیچیدگی اقتصادی، نشان دهنده پیچیدگی و تنوع قابلیت های تولیدی یک اقتصاد است و به عنوان یک عامل تعیین کننده مهم در نابرابری جنسیتی در آموزش مطرح می شود. علاوه بر پیچیدگی اقتصادی، متغیرهای کنترلی مانند هزینه های آموزشی دولت به ازای هر دانش آموز، نرخ بیکاری، حکمرانی خوب و باز بودن کسب وکار در مدل گنجانده شده است تا دیدی جامع ارائه دهد. یافته های تجربی نشان می دهد که سرمایه گذاری مستقیم خارجی بالاتر و شاخص حکمرانی بهتر به کاهش نابرابری جنسیتی در آموزش کمک می کند، در حالی که سطوح بالاتر بیکاری با افزایش نابرابری همراه است. در مقابل، آزادسازی تجارت و هزینه های آموزشی دولت به ازای هر دانش آموز تأثیر قابل توجهی بر نابرابری جنسیتی در آموزش عالی ندارد. این مقاله بینش هایی را در مورد پویایی سوگیری های اجتماعی علیه تحصیلات عالی زنان و ساختارهای اقتصادی در شکل دهی برابری آموزشی، با پیامدهای سیاستی برای کشورهایی که درپی کاهش تفاوت های جنسیتی در آموزش عالی از طریق اصلاحات اقتصادی و حکمرانی هستند، ارائه می کند.
۶۷۳۳.

بررسی قصد خرید بانوان برای محصولات مد و پوشاک اسلامی(مقاله پژوهشی حوزه)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۹ تعداد دانلود : ۵۶
مصرف کنندگان، نقطه عطف تمامی فعالیت های بازاریابی هستند و بازاریابی موفق، با درک چرایی و چگونگی رفتار مصرف کننده آغاز می شود. بازاریابان به منظور کسب موفقیت، باید از عوامل مختلف تأثیرگذار بر خریداران پیشی بگیرند و درصدد شناخت چگونگی قصد خرید مصرف کننده باشند. بنابراین مسئله اصلی پژوهش حاضر این است که اطلاعات مربوط به قصد خرید می تواند در تصمیم گیری های بازاریابی که مرتبط با تقاضای یک محصول، تقسیم بندی بازار و استراتژی های پیشرفت و ارتقا است، به مدیران کمک کند. پژوهش حاضر، ازنظر هدف، پژوهش کاربردی به شمار می رود که با روش توصیفی- تحلیلی صورت پذیرفته است. جامعه آماری تحقیق، بانوان استان قم است که تعداد 153 نفر به عنوان نمونه انتخاب شده اند. به منظور تحلیل داده ها، از معادلات ساختاری با استفاده از نرم افزارهای SPSS و PLS استفاده شده است. یافته ها نشان می دهد باور، تأثیر معناداری بر نگرش ندارد و هنجار ذهنی، تأثیر مثبت و معناداری بر نگرش دارد. همچنین نگرش به عنوان نقش میانجی، تأثیر مثبتی بر قصد خرید دارد و هنجار ذهنی با میانجیگری نگرش، تأثیر غیرمستقیمی بر خرید دارد. درنتیجه، تولیدکنندگان و بازاریابان می توانند بیشتر بر هنجار ذهنی مصرف کنندگان متمرکز شوند تا بتوانند نگرش آنها را به سمت محصولات خود متمایل سازند.
۶۷۳۴.

ارائه الگوی دختران قربانی قلدری سایبری بر پایه طرح واره های ناسازگار اولیه با نقش میانجی فشار همسالان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۵ تعداد دانلود : ۴۹
دختران قربانی قلدری سایبری اغلب با پیامدهای روان شناختی و اجتماعی گسترده ای مواجه اند که می تواند بر کیفیت زندگی آن ها تأثیر بگذارد. هدف پژوهش حاضر، ارائه الگوی دختران قربانی قلدری سایبری بر پایه طرح واره های ناسازگار اولیه با نقش میانجی فشار همسالان است. در این پژوهش، از جامعه دختران 15 الی 25 سال تماس گیرنده با فوریت های پلیس فتای استان آذربایجان غربی، حجم نمونه ای به تعداد 210 نفر به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب و متغیرهای پژوهش با استفاده از پرسشنامه طرح واره ناسازگار اولیه یانگ- فرم کوتاه (1998)، پرسشنامه فشار همسالان (نسخه تجدیدنظرشده) سینگ و گویال (2011) و پرسشنامه تجربه قلدری- قربانی سایبری آنتیادو و همکاران (2016) اندازه گیری شد. تحلیل داده ها با روش تحلیل عاملی تأییدی و مدل یابی معادلات ساختاری نشان داد که مدل فرضی از برازندگی مناسبی برخوردار است؛ به طوری که نسبت کای دو به درجه آزادی برابر با 86/1 و شاخص RMSEA برابر با 064/0 بود. همچنین مشخص شد فشار همسالان به عنوان یک متغیر میانجی، اثر طرح واره های ناسازگار اولیه بر قربانی شدن سایبری را به طور معناداری تقویت می کند، به گونه ای که ضرایب مسیر بین 49/0 تا 59/0 با مقادیر T بالاتر از 7 به دست آمد. یافته های پژوهش می تواند مبنایی برای طراحی برنامه های پیشگیرانه و درمانی در راستای کاهش آسیب های ناشی از قلدری سایبری باشد.
۶۷۳۵.

ارزیابی حقوق زنان در اسناد بین المللی از منظر نظام حقوق زن در اسلام؛ با مطالعه تطبیقی کنوانسیون منع تبعیض علیه زنان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۸ تعداد دانلود : ۶۰
از پایان جنگ جهانی دوم، زمانی که منشور سازمان ملل متحد و اعلامیه جهانی حقوق بشر به تصویب رسید، مجموعه ای از اسناد بین المللی حقوق بشر به زنان اشاره های خاص یا کلی داشت. کنوانسیون رفع همه اشکال تبعیض علیه زنان از این جمله هستند. سؤالات پژوهش این است که منظور از حمایت از حقوق زنان چیست و این مفهوم در فقه مذاهب اسلامی و اسناد بین المللی چگونه تبیین شده و به چه تعارضاتی منجر شده است؟ در این پژوهش که به روش توصیفی – تحلیلی صورت گرفته است، کنوانسیون رفع تبعیض علیه زنان به طور دقیق مورد مطالعه قرار گرفت و مهم ترین ابعاد آن با فقه مذاهب اسلامی تطبیق داده شده است. یافته های پژوهش نشان می دهد که حقوق زنان در هریک از ابعاد حیات فردی (بلوغ، تبرج، تبیین)، حیات خانوادگی (ازدواج، طلاق، رجوع، ارث) و حیات اجتماعی (پوشش، اشتغال، زن به عنوان شاهد و زن به عنوان ذی حق) در فقه مذاهب اسلامی با مواد کنوانسیون رفع تبعیض علیه زنان دارای تعارض است.
۶۷۳۶.

نقش نهادهای فرهنگی در نهادینه سازی حجاب و عفاف (مطالعه موردی استان کرمانشاه)(مقاله پژوهشی حوزه)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۸ تعداد دانلود : ۵۵
حجاب و عفاف از موضوعات مهم دینی و اجتماعی است که نهادینه شدن آن در جامعه، نیازمند آگاهی از شرایط، علل و عوامل اثرگذار توسط نهادهای فرهنگی به عنوان متولیان اصلی فرهنگ سازی است. مسئله اصلی پژوهش، ارائه الگوی نقش نهادهای فرهنگی در نهادینه سازی حجاب و عفاف در جامعه است. روش پژوهش بر اساس هدف کاربردی و باتوجه به شیوه جمع آوری اطلاعات و تجزیه وتحلیل آنها، کیفی و با استراتژی نظریه داده بنیاد انجام شده است. جامعه آماری تحقیق، کلیه کارکنان و مسئولان نهادهای فرهنگی استان کرمانشاه (1403-1402) هستند که شانزده نفر از آنان، با نمونه گیری نظری و هدفمند انتخاب شدند و اطلاعات لازم از آنها به واسطه مصاحبه های عمیق نیمه ساختاریافته، جمع آوری و سپس طی سه فرایند کدگذاری باز، محوری و گزینشی، مفهوم پردازی و تجزیه وتحلیل گردید. یافته ها نشان داد الگوی نقش نهادهای فرهنگی در نهادینه سازی حجاب و عفاف، شامل مقوله های شرایط علّی (ارزش پایه حجاب، مدیریت صحیح و اصلاح قوانین)، شرایط زمینه ای (تقویت زیرساخت ها، هدفمندی حجاب و عفاف، حریم و حرمت حجاب و عفاف و جو فرهنگی و اجتماعی)، شرایط مداخله ای (عوامل محیطی و سازمانی، نگرش مسئولان و نهادها و یکپارچگی سازمان ها و اقدامات)، راهبردها (فعالیت های انگیزشی، اقدامات کاربردی، کنترل و نظارت و مدیریت و برنامه ریزی) و پیامدهای اولیه (سلامت فردی و خانوادگی، آرامش و سلامت اجتماعی) و پیامدهای ثانویه (رشد و کمال معنوی و کاهش آسیب ها) است. در نتیجه باتوجه به نقش نهادهای فرهنگی در نهادینه سازی حجاب و عفاف لازم است کارکنان و مسئولان این نهادها، مخصوصاً مدیران ارشد و برنامه ریزان، به عوامل اشاره شده توجه ویژه ای داشته باشند و ازطریق راهبرهای نام برده، پیامدهای این امر را فراهم سازند.
۶۷۳۷.

اثربخشی درمان راه حل محور بر سبک های مقابله ای، تنظیم شناختی هیجان، و شفقت به خود در دختران با تجربه شکست عاطفی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۶ تعداد دانلود : ۶۵
شکست های عاطفی به ویژه در میان دختران جوان، اغلب با فشار روانی شدید، کاهش سلامت روان شناختی و توانایی مقابله موثر همراه است. هدف این پژوهش، بررسی اثربخشی درمان راه حل محور بر سبک های مقابله ای، تنظیم شناختی هیجان، و شفقت به خود در دختران با تجربه شکست های عاطفی بود. پژوهش از نوع نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون-پس آزمون و گروه کنترل همراه با مرحله پیگیری دو ماهه بود. جامعه آماری شامل تمامی دختران با تجربه شکست های عاطفی مکرر مراجعه کننده به مراکز مشاوره منطقه ۵ تهران در سال ۱۴۰۱ بود. نمونه ای به حجم ۴۵ نفر (۲۲ نفر گروه آزمایش، ۲۳ نفر گروه کنترل) به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شد. برای جمع آوری داده ها از پرسشنامه سبک های مقابله ای لازاروس (1985)، مقیاس تنظیم شناختی هیجان گرانفسکی (۲۰۰۱)، و پرسشنامه شفقت به خود نف (۲۰۰۳) استفاده شد. مداخله بر اساس پروتکل راه حل محور ترپر (2012) در ۸ جلسه ۲ ساعته اجرا شد. داده ها با تحلیل واریانس مختلط تحلیل شدند. نتایج نشان داد که درمان کوتاه مدت راه حل محور در گروه آزمایش نسبت به گروه کنترل، سبک مقابله ای مساله محور، تنظیم عاطفی سازگار و شفقت به خود را به طور معنی داری بهبود داد و منجر به کاهش معنادار سبک مقابله ای متمرکز بر هیجان و تنظیم عاطفی ناسازگار گردید. مقایسه های زوجی بین مراحل پیش آزمون و پیگیری ماندگاری اثر مداخله را بر تمامی متغیرها به جز شفقت به خود تایید کرد. نتایج حاکی از آن است که درمان راه حل محور می تواند به بهبود سبک های مقابله ای، تنظیم شناختی هیجان، و شفقت به خود و در نتیجه ارتقای سلامت روان شناختی دختران با تجربه شکست عاطفی کمک کند.
۶۷۳۸.

ارزیابی نظام رسیدگی به دعاوی خانوادگی در ایران در پرتو اصول دادگاه یکپارچه خانواده(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۶ تعداد دانلود : ۵۴
در پی اثبات عدم کارایی رویکردهای سنتی در امر رسیدگی به دعاوی خانوادگی و تلاش برای رفع مشکل ناشی از آن، دادگاه های نوینی تحت عنوان دادگاه یکپارچه خانواده پایه ریزی شدند. این دادگاه ها با صلاحیت رسیدگی به کلیه دعاوی کیفری و مدنی خانواده و اجتناب از رویه های ترافعی و سنتی, موفقیت هایی در حل و فصل اثربخش منازعات خانوادگی داشته اند. تمرکز اصلی این مقاله بر پاسخگویی به این پرسش است که نظام رسیدگی دعاوی خانوادگی (اعم از مدنی و کیفری) در ایران از دیدگاه اصول دادگاه ها ی خانوادگی یکپارچه چگونه ارزیابی می شود. برای جمع آوری داده های مورد نیاز برای پاسخگویی به پرسش تحقیق از روش های کیفی مانند: تحلیل محتوای 29 پرونده خانوادگی, مصاحبه عمیق با 32 نفر از کنشگران قضایی و وکلای دادگستری و طرفین دعوا و نیز مشاهده غیرمشارکتی 16جلسه رسیدگی به پرونده های خانوادگی استفاده شده است. یافته های این پژوهش نشان داده به رغم وجود جلوه هایی از اصول دادگاه های یکپارچه مانند: تمرکز بر صلح و سازش میان طرفین دعوی و جلب مشارکت اقوام و خویشاوندان برای رفع اختلاف، نظام رسیدگی دعاوی خانوادگی در ایران از منظر اصولی مانند: تمرکز بر عوامل زیربنایی منازعات خانوادگی، مشارکت کنشگران در جلوگیری از تشدید اختلاف و پیداکردن راه حل، تلفیق پرونده های خانوادگی و پیشروی از طرح دعاوی گوناگون و رسیدگی به دعاوی خانوادگی در مدت زمان معقول و بدون تأخیر و ناموجه در مقایسه با نظام های حقوق کامن لا از اثربخشی لازم برخوردار نبوده است. نتایج این پژوهش نشان داد یکی از چالش های قابل ملاحظه در دادگاه های سنتی، طرح دعاوی حقوقی و کیفری در مراجع قضایی متعدد و رسیدگی به آن ها توسط قضات مختلف است که این امر احتمال صدور احکام معارض و اختلال در فرایند حل مسئله را افزایش می دهد. تلفیق پرونده های کیفری و مدنی به عنوان یکی از اصول دادگاه های یک پارچه و انتصاب قاضی واجد شرایط و مدیریت تمامی پرونده های مربوط به رابطه زوجیتی می تواند سهم به سزایی در کشف حقایق پرونده و اتخاذ تصمیمات آگاهانه تر ایفا کند. همچنین دادگاه یک پارچه خانواده با رویکردی جامع محور از اطاله دادرسی پیشگیری کرده و با مشارکت دادن زوجین در فرایند دادرسی به شناسایی عوامل زیربنایی منجر به طرح دعوا پرداخته و رسیدگی منصفانه تر و تصمیمات مؤثرتری اتخاذ می کند. دادگاه یک پارچه خانواده در قالب یک ایده جدید و مدرن در نظام حقوقی ایران پیش بینی نشده است بااین حال مشاهده جلوه هایی از اصول دادگاه های یک پارچه خانواده در تفسیرهای قضایی قضات دادگاه های کیفری و خانواده و کنشگری قضایی حاکم بر رسیدگی به برخی از پرونده ها نویدبخش امکان بهره گیری از این تجربه در حقوق خانواده در ایران است. به نظرمی رسد گفتمان حاکم بر اصول قانون اساسی ایران درخصوص ایجاد دادگاه های صالح درراستای حفظ تحکیم خانواده و تأکید بر قانون گذاری و برنامه ریزی برای استواری روابط خانوادگی، بسترهای حقوقی مناسبی را برای پیش بینی دادگاه های یک پارچه خانواده در ایران فراهم آورده است.
۶۷۳۹.

اثربخشی زوج درمانی وجودی بر رضایت زناشویی و سلامت معنوی زوجین(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۸ تعداد دانلود : ۵۳
این پژوهش با هدف تعیین اثربخشی زوج درمانی وجودی بر رضایت زناشویی و سلامت معنوی زوجین مراجعه کننده به مراکز مشاوره بهزیستی انجام گردید. روش پژوهش حاضر نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون – پس آزمون و گروه گواه و دوره پیگیری 1ماهه بود. جامعه آماری این پژوهش زوجین مراجعه کننده به مراکز مشاوره تحت نظارت بهزیستی زرین شهر در سال 1401بودند. 40زوج به صورت نمونه گیری در دسترس انتخاب شده و به طور تصادفی در دو گروه 20نفری گمارده شدند که یک گروه 20نفره گروه آزمایش و یک گروه 20نفره گروه گواه بودند. از مقیاس رضایت زناشویی انریچ (EMSفاورز و اولسون، 1993)، و مقیاس بهزیستی معنوی ( SWBSپولوتزین و الیسون،1982) و همچنین از پروتکل 8جلسه ای (هر هفته یک جلسه و هر جلسه 45 دقیقه) زوج درمانی وجودی برای مداخله استفاده شد. داده ها با استفاده از آزمون تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر تجزیه وتحلیل شدند.نتایج نشان داد تفاوت معناداری بین میانگین های گروه آزمایش در مراحل پیش آزمون با پس آزمون و پیگیری وجود دارد (001/0p<) در حالی که تفاوت معناداری بین میانگین های گروه گواه در مرحله پس آزمون و پیگیری مشاهده نشد که حاکی از اثربخشی مداخله است. بنابراین، استفاده از زوج درمانی وجودی می تواند در افزایش رضایت زناشویی و سلامت معنوی زوجین موثر باشد. یکی دیگر از اهداف این درمان کمک به زوجین جهت افزایش آگاهی آن ها به سوی عشق، وفاداری، توجه به معنای ازدواجشان و کاهش بیگانگی است. زوج درمانی وجودی می تواند بر جنبه های مختلف جهان بینی فرد، طرز فکر و نحوه برخورد با احساسات و مشکلات تأثیر مثبتی بگذارند و همچنین این مداخلات نسبت به مشکلات زندگی نگرش منفی ندارند و معتقدند که مشکلات زندگی در واقع بخش جدایی ناپذیر آن هستند و به این افراد کمک می کنند تا مشکلات خود را بپذیرند و آن را به نحو مؤثرتری درک کنند و در ادامه مسئولیت ادامه زندگی و کیفیت آن را نیز برعهده بگیرند و انسان را نسبت به آینده و وقایع پیرامون خود توانمند می کنند. درمان وجودی به انسان کمک می کند تا با فرایندها و افکار وجودی خود رو به رو شوند، آن ها را به درک کامل پتانسیل های خود در ابعاد مختلف زندگی فیزیکی، اجتماعی و شخصی ترغیب می کند، نقاط قوت خود را بشناسند و معنای زندگی را در زندگی خود مورد کاوش قرار دهند و به دنبال آن احساس امیدواری را افزایش دهند. از سویی دیگر نتایج این پژوهش نشان داد که زوج درمانی وجودی می تواند باعث افزایش سلامت معنوی در زوجین شود و این یافته با نتایج پژوهش های پیشین هم سو بود (ووس، 2023؛ بی آزاری کاری، 1400). از جمله اثرات مهمی که زوج درمانی وجودی می تواند برای زوجین ایجاد کند، معنادهی به معنویات و دنیای غیرمادی است. این رویکرد با ارتقاء باورهای افراد سعی دارد تا اضطراب ناشی از تنهایی وجودی را کاهش دهد که این امر به پذیرش آسان تر مرگ و معنادهی به استرس ها و مشکلات مرتبط با زندگی زناشویی در زوجین منجر می شود. همچنین زوج درمانی وجودی تلاش می کند تا درک زوجین از مهم بودن ازدواج را بالا ببرد. در این شرایط زوج ها انرژی بیشتری برای حفظ آنچه مهم می دانند، صرف می کنند. زوج هایی که زندگی زناشویی خود را با اهمیت می دانند، بیشتر از دیگران برای حفظ و نگهداری این رابطه می کوشند. چنین رفتارهایی باعث افزایش سلامت معنوی و سلامت مذهبی در بین دو طرف می شود.
۶۷۴۰.

مطالعه پدیدارشناسانه تجمل گرایی در میان دختران نوجوان: شهر بیرجند(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۹ تعداد دانلود : ۷۱
تجمل گرایی به عنوان یک آسیب نرم، ممکن است تأثیر و پیامد مستقیمی نداشته باشد، اما به طور نامحسوس در ابعاد فردی، خانوادگی و اجتماعی نفوذ کرده و می تواند بر نگرش ها و هویت دختران نوجوان تأثیر بگذارد، به گونه ای که هنجارهای اجتماعی و انتظارات شخصی شان را دستخوش تحول کند. بر این مبنا، هدف پژوهش حاضر بررسی زمینه های گرایش و پیامدهای تجمل گرایی در دانش آموزان دختر متوسطه اول و ارائه راهکارهایی برای کاهش این پدیده بود. روش پژوهش حاضر کیفی از نوع پدیدارشناسی بود که از مصاحبه نیمه ساختاریافته، به عنوان ابزار گرد آوری داده ها استفاده شد. جامعه پژوهش را دانش آموزان دختر متوسطه اول شهر بیرجند تشکیل داده اند. گردآوری اطلاعات از نمونه های تحقیق به صورت نمونه گیری غیراحتمالی(هدفمند) تا آن جا ادامه پیدا نمود که اشباع داده حاصل شد. یافته های پژوهش حاضر نشان می دهد که پدیده تجمل گرایی تحت تأثیر عواملی چون رسانه، خانواده، جامعه و ویژگی های فردی شکل گرفته و پیامدهایی در ابعاد روحی-روانی، خانوادگی، فردی و اجتماعی به همراه دارد. این تأثیرات می توانند منجر به تغییر نگرش نسبت به بدن و پوشاک، افزایش رقابت های ناسالم و ایجاد فشارهای روانی در دانش آموزان شوند. بر پایه نتایج پژوهش، تجمل گرایی نه تنها بر ارزش ها و هویت فردی دانش آموزان تأثیر گذاشته، بلکه منجر به شکل گیری الگوهای رفتاری ناهنجار و نگرانی های والدین شده است. بر این اساس، پیشنهاد می شود که از طریق آموزش و فرهنگ سازی، توجه به ارزش های غیرمادی و تقویت هویت ملی و فرهنگی در بین نوجوانان افزایش یابد و تحولات مثبتی در محیط های خانواده و مدرسه ایجاد شود تا ارزش ها و باورهای فردی مورد بازنگری قرار گیرد و زمینه های کاهش این پدیده فراهم شود. درخصوص زمینه های گرایش به تجمل گرایی، یافته های پژوهش نشان دهنده آن است که تأثیر رسانه های مدرن، از جمله شبکه های اجتماعی و تبلیغات بصری، بر تجمل گرایی دانش آموزان، به طرز چشم گیری موجب شکل گیری و القای استانداردهای زندگی مرفه و تجملاتی شده و ذهنیت و سبک زندگی این نسل را تحت تأثیر قرار می دهد. در همین راستا نتایج مطالعات باصری (1402)، سهراب زاده و همکاران (1397)، ابراهیم نیا و همکاران (1397)، کمالی و خودکاری (1393) و شفیعیان و همکاران (1402) با یافته های پژوهش حاضر همخوانی دارد. در تبیین این یافته پژوهش می توان گفت که در دنیای معاصر، شبکه های اجتماعی و تبلیغات به عنوان ارکان اصلی شکل دهی رفتار مصرف کننده و الگوهای رفتاری افراد، ویژه دختران، عمل می کنند. این موارد با القای این مفهوم که هویت آن ها به ظاهر و مادیات وابسته است، می توانند به احساس خودکم بینی و نارضایتی از خود منجر شوند. همچنین با افزایش دسترسی به محتوای تبلیغاتی و رشد پلتفرم هایی چون اینستاگرام و یوتیوب، بلاگرها به منبع الهام برای نوجوانان تبدیل شده اند و به ترویج سبک زندگی لوکس و تجمل گرایی در جامعه کمک می کنند، که درنهایت این فشار اجتماعی آن ها را به سمت خرید کالاهای لوکس سوق می دهد. در زمینه تأثیر شبکه های اجتماعی و تبلیغات بر رفتار مصرف کننده و الگوهای رفتاری دختران، نظریه های مختلفی می تواند به تبیین این پدیده کمک کند. یکی از این نظریه ها، نظریه «تولید و بازتولید فرهنگی» پیر بوردیو است. بوردیو در نظریه خود بر اهمیت سرمایه های فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی تأکید می کند و بیان می کند که این سرمایه ها چگونه بر رفتارها و گزینه های مصرفی افراد تأثیر می گذارند. بنا به نظریه بوردیو، با گسترش شبکه های اجتماعی، دختران ممکن است تحت تأثیر سبک های زندگی خاصی قرار بگیرند که در این فضاها ترویج می شود. فشارهای اجتماعی و الگوسازی که ناشی از بلاگرها و شخصیت های اجتماعی در پلتفرم هایی مثل اینستاگرام و یوتیوب ایجاد می شود، می تواند منجر به ایجاد تمایز در سرمایه اجتماعی و فرهنگی آن ها شود. این تمایزها می تواند احساس خودکم بینی و نارضایتی از خود را در بین دختران افزایش دهد، زیرا آن ها دنبال رسیدن به معیارهای درک شده از موفقیت و ارزش در این شبکه ها براساس مادیات و ظاهر هستند.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان