فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱٬۳۸۱ تا ۱٬۴۰۰ مورد از کل ۳٬۰۳۷ مورد.
منبع:
نامه آموزش عالی سال ۸ زمستان ۱۳۹۴ شماره ۳۲
137 - 163
حوزههای تخصصی:
هدف اصلی این تحقیق آسیب شناسی کیفیت تحصیلی دانشجویان دانشگاه علوم کشاورزی و منابع طبیعی گرگان بود. تحقیق حاضر ازلحاظ هدف کاربردی بود و بر مبنای راهبرد پیمایش و به صورت تک مقطعی به انجام رسید. جامعه مورد مطالعه همه دانشجویان این دانشگاه به تعداد 3084 نفر در سال 1393 بود. بر اساس فرمول کوکران حجم نمونه 308 نفر تعیین شد. برای گزینش نمونه ها از روش نمونه گیری طبقه ای با انتساب متناسب اقدام شد. ابزار گردآوری اطلاعات، پرسشنامه بود که روایی صوری و محتوایی آن بر پایه نظرات گروهی از پژوهشگران مربوطه تأیید شد و پایایی آن بر مبنای ضریب آلفای کرونباخ محاسبه شد (92.- 75.=α). نتایج نشان داد که مهم ترین مسائل کیفیت تحصیلی دانشجویان به حوزه های زیر مربوط می شود: (1) امکانات و زیرساخت های دانشگاه؛ (2) خدمات رفاهی و پشتیبانی و فوق برنامه؛ (3) عملکرد دانشجویان؛ (4) مدیریت، قوانین و مقررات و سیستم اداری دانشگاه؛ (5) برنامه آموزشی و درسی؛ و (6) عملکرد استادان.
استانداردهای آموزش عالی: از آرمان تا واقعیت(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نامه آموزش عالی سال ۸ تابستان ۱۳۹۴ شماره ۳۰
11 - 22
حوزههای تخصصی:
قرن بیست و یکم، قرن دانش بنیان نامیده شده است. در این راستا، از یک سو، نقش نظام های آموزش عالی در تولید، اشاعه و کاربست دانش در توسعه کشورها انکارناپذیر است و از سوی دیگر، با توجه به افزایش جمعیت دانشجویی در نظام های آموزش عالی در کشورهای مختلف و ناهماهنگی این افزایش با رشد سایر عوامل دروندادها و فرایندهای نظام های یاد شده، ارزیابی و ارتقاء مستمر کیفیت این نظام ها را الزامی کرده است؛ بدین جهت و نیز برای اطمینان یافتن از اینکه نظام های آموزش عالی در ایفای نقش یاد شده از کیفیت مطلوب برخوردارند، انجام ارزیابی مستمر نظام های آموزش عالی ضروری شده است. به همین منظور، تدوین استانداردهای آموزش عالی اهمیت یافته است. با توجه به این امر، برخی از کشورهای صنعتی در استانداردسازی و ارزیابی آموزش عالی فعال بوده و علاوه بر آن، در سه دهه گذشته اغلب نظام های آموزش عالی در مناطق مختلف جهان به انجام ارزیابی کیفیت مبادرت ورزیده اند. در آموزش عالی ایران نیز، برای انجام ارزیابی کیفیت، از اواسط دهه 1370 خورشیدی کوشش هایی آغاز شد. با توجه به نکات یاد شده، در این مقاله به سؤال های زیر پاسخ داده شده است: ارزیابی استانداردسازی در آموزش عالی چه سابقه ای دارد؟ تجربه ایران در ارزیابی آموزش عالی چیست؟ برای پاسخ دادن به این سؤال ها، از داده های پژوهشی موجود در سطح ملی و بین المللی استفاده شده و ضمن بررسی پیشینه پژوهشی، تجربه های انجام شده تحلیل می شوند.
آسیب شناسی دروس و جایگاه استادان معارف اسلامی با توجه به دیدگاه های دانشجویان علوم پزشکی ارومیه در دوره های دکترای حرفه ای(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف تحقیق، نشان دادن ضرورت تدوین طرحی جامع در قالب یک سند بالادستی برای دروس معارف اسلامی و توابع آن برای یک حرکت هدفدار بوده است. روش: این پژوهش، تحقیقی توصیفی- پیمایشی است که دیدگاه دانشجویان دکتری حرفه ای دانشگاه ع.پ. ارومیه را در رشته های دندان پزشکی، پزشکی و داروسازی در مورد استادان و دروس معارف اسلامی با تحلیلی بر آسیبهای مفروض بررسیده است. ﺟﺎمعه آﻣﺎری، داﻧﺸﺠﻮیﺎن علوم پایه ورودی 91 و 92 به تعداد 250 نفر و اﺑﺰار ﺟﻤﻊ آوری اﻃﻼﻋﺎت، ﭘﺮﺳﺸﻨﺎمه محقق ساخته ﺑﻮد. پایایی پرسشنامه از طریق آلفای کرونباخ در چهار دسته از سؤالات به طور میانگین 795/0 برآورد شد. ﺗﺠﺰﯾﻪ و ﺗﺤﻠﯿﻞ داده ﻫﺎ در ﺳﻄﺢ ﺗﻮﺻﯿﻔﯽ و اﺳﺘﻨﺒﺎﻃﯽ اﻧﺠﺎم ﮔﺮﻓﺖ. یافته ها: دروس معارف اسلامی به شرط توجه به نیازهای علمی و اعتقادی دانشجویان و استفاده از استادانی آگاه و ماهر در حوزه علمیت و روش، از اهمیت بالایی برخوردارند. همچنین، تدوین منابع بالادستی برای هدایت منشورات درسی و کمک درسی و نیز ساماندهی آموزشهای ضمن خدمت، ضرورتی انکارناپذیر است. نتیجه گیری: مقاله در حوزه استاد، بیانگر ضرورت بازخوانی جایگاه استادان معارف برای حفظ نقش استادی در دانشگاه به دو اعتبار آموزش و تربیت پژوهش محور است. در حوزه محتوا، توجه به هماهنگی عرضی و طولی میان دروس، لزوم بازخوانی عناوین و سرفصل ها و داشتن خروجی قابل مشاهده و ارزیابی در میان مدت و ترتیب ارائه آنها در طول سنوات تحصیل است. در نهایت، یافته ها حاکی از ضرورت تدوین سند جامع تحول در دروس معارف است
بررسی ارتباط بین جهت گیری مذهبی و گرایش های تفکرانتقادی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: امروزه مباحث جنجال برانگیزی پیرامون نقش مذهب در زندگی انسان وجود دارد. پرورش تفکرانتقادی که یکی از مهم ترین اهداف آموزش و پرورش است، از جهت گیری مذهبی تأثیر می پذیرد. لذا پژوهش حاضر بر آن بود تا تأثیر انواع جهت گیری مذهبی را بر هریک از گرایشهای تفکرانتقادی بررسی کند. روش: روش پژوهش، توصیفی از نوع همبستگی بود. شرکت کنندگان پژوهش شامل 352 نفر(189 دختر و 163 پسر) از دانشجویان مشغول به تحصیل در سال 92-91 دانشگاه شیراز بودند که به روش نمونه گیری خوشه ای چند مرحله ای انتخاب شدند. به منظور بررسی متغیّرهای پژوهش، هریک از شرکت کنندگان پرسشنامه خودگردانی مذهبی (ریان و همکاران، 1993) و سیاهه گرایش به تفکرانتقادی ریکتس(2003) را تک میل کردند. پایایی ابزارهای پژوهش به وسیله ضریب آلفا ی کرونباخ و روایی آنها به کمک روش تحلیل عاملی تعیین شد. یافته ها: نتایج تحلیل رگرسیون حاکی از آن بود که جهت گیری مذهبی همانندسازی شده همهگرایشهای تفکر انتقادی، اعم از ابتکار، بلوغ شناختی و اشتغال ذهنی را به صورت مثبت و جهت گیری مذهبی درون فکنی شده آنها را به صورت منفی پیش بینی می کند. نتیجه گیری: افرادی که جهت گیری مذهبی شان از نوع همانندسازی است، گرایش به تفکر انتقادی بالایی دارند و بالعکس افرادی که جهت گیری مذهبی آنها از نوع درون فکنی شده است، گرایش به تفکر انتقادی پایینی دارند.
بررسی موانع مؤثر بر تولیدات علمی پایان نامه – محور دانشجویان تحصیلات تکمیلی دانشگاه آزاد اسلامی واحد علوم و تحقیقات خوزستان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نامه آموزش عالی سال ۸ زمستان ۱۳۹۴ شماره ۳۲
53 - 76
حوزههای تخصصی:
مطالعه با هدف بررسی موانع مؤثر بر تولیدات علمی پایان نامه – محور دانشجویان تحصیلات تکمیلی دانشگاه آزاد اسلامی واحد علوم و تحقیقات خوزستان انجام شده است. روش پژوهش توصیفی پیمایشی است. با استفاده از نمونه گیری تصادفی طبقه ای و بر اساس جدول کرجسی و مورگان 380 نفر از دانشجویان به عنوان نمونه انتخاب شدند. از پرسشنامه محقق ساخته دارای پایایی 8/0=α برای جمع آوری داده ها استفاده شد. تحلیل داده ها با استفاده از آزمون فریدمن نشان داد که محدودیت زمانی برای ارائه مقاله (میانگین = 6/7)، نبود حمایت و راهنمایی از طرف استاد راهنما و مشاور (میانگین = 66/6) و فقر فرهنگی پژوهش (فقر فرهنگی پژوهش = 58/6)، آشنایی نداشتن با زبان انگلیسی و سایر زبان ها (میانگین = 03/6)، بی انگیزگی و نداشتن علاقه (میانگین = 91/5) و عدم اطمینان از نتایج و یافته های پژوهش (میانگین = 9/5) به ترتیب مهم ترین موانع تولیدات علمی پایان نامه-محور دانشجویان هستند.
ارزشیابی آموزشی، ضرورتی نوین در آموزش عالی ایران: مورد گروه مدیریت توسعه روستایی دانشگاه یاسوج(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نامه آموزش عالی سال ۸ بهار ۱۳۹۴ شماره ۲۹
85 - 114
حوزههای تخصصی:
در راستای تحقق الگوی اعتباربخشی آموزش عالی، ارزشیابی درونی گروه مدیریت توسعه روستایی دانشگاه یاسوج به عنوان هدف اصلی مطالعه حاضر در نظر گرفته شد. عناصر ارزشیابی به تفکیک شش عنصر مدیریت گروه، اعضای هیأت علمی، برنامه ها، فراگیران، اعضای غیرهیأت علمی و امکانات/ تجهیزات مشخص شدند و با استفاده از الگوی نقاط قوت، نقاط ضعف، فرصت ها و چالش ها، طی مصاحبه گروه متمرکز مورد ارزشیابی اعضای هیأت علمی و دانشجویان گروه قرار گرفتند. نتایج ارزشیابی نشان داد که به طور کلی، گروه آموزشی مذکور از لحاظ مدیریت و اعضای هیأت علمی در وضعیت نسبتاً مطلوب بوده و به لحاظ برنامه ها در وضعیت متوسط قرار داشته، اما به لحاظ دانشجویان، امکانات و اعضای غیر هیأت علمی در وضعیت نامطلوبی به سر می برد؛ بر این اساس، پیشنهادهایی برای بهبود وضعیت عناصر مختلف طبق ماتریس راهبردهای سوات ارائه شده است.
بررسی رابطه بین ادراک از محیط کلاس با سرزندگی تحصیلی دانشجویان، موردمطالعه: دانشکده های علوم اجتماعی و رفتاری دانشگاه تهران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نامه آموزش عالی سال ۸ پاییز ۱۳۹۴ شماره ۳۱
63 - 76
حوزههای تخصصی:
هدف این تحقیق بررسی رابطه بین ادراک از محیط کلاس با سرزندگی تحصیلی دانشجویان دانشکده های علوم اجتماعی و رفتاری دانشگاه تهران بود. روش پژوهش، توصیفی از نوع همبستگی و جامعه آماری پژوهش را کلیه دانشجویان پردیس علوم اجتماعی و رفتاری دانشگاه تهران تشکیل می دادند (6728= N). برای تعیین حجم نمونه از فرمول کوکران استفاده شد و تعداد 363 نفر به عنوان نمونه انتخاب شدند که گزینش آنها با استفاده از روش طبقه ای متناسب صورت گرفت. برای گرداوری اطلاعات از پرسشنامه ادراک از محیط کلاس و پرسشنامه سرزندگی تحصیلی استفاده شد. روایی محتوایی پرسشنامه ها با استفاده از نظر متخصصان و پایایی آنها با استفاده از ضریب آلفای کرونباخ تأیید شد. نتایج نشان داد بین ادراک از محیط کلاس و سرزندگی تحصیلی دانشجویان رابطه مثبت و معنی داری در سطح P<0/01 وجود دارد. همچنین نتایج تحلیل رگرسیون گام به گام نشان داد که از بین مؤلفه های ادراک از محیط کلاس، تنها مؤلفه انتخاب قابلیت پیش بینی سرزندگی تحصیلی دانشجویان را داشت.
نسبت فنّاوری و فلسفه تاریخ در تجدد و اسلام(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: این مقاله به بررسی نسبت فنّاوری و تلقی انسان درباره سیر تاریخ بشر یا فلسفه تاریخ پرداخته است. در حالی که توسعهفنّاوری در کشور ما به یک ضرورت تبدیل شده و یکی از دغدغه های جدی سیاستگذاران و سیاستمدارن در تاریخ معاصر ایران بوده است، اما کمتر به ابعاد علمی و به خصوص فلسفی آن توجه شده است؛ این مسئله که آیا فنّاوری جدید متناسب با رویکرد خاص بشر جدید به تاریخ شکل گرفته یا اینکه فنّاوری جدید نسبت به هر گونه تلقی نسبت به تاریخ بی جهت است و اساساً آیا میان فنّاوری و تلقی انسان به تاریخ یا همان «فلسفه تاریخ» نسبت خاصی وجود دارد؟ روش: این مقاله با استفاده از روش اسنادی- کتابخانه ای انجام گرفته و دارای دو بخش است. در بخش نخست، نسبت فنّاوری جدید و فلسفه تاریخ تجدد بررسی و در بخش دوم، تفاوتهای بنیادین فلسفه تاریخ اسلامی با فلسفه تاریخ تجدد روشن شده و الزامات این تفاوت بنیادین در فهم ماهیت فنّاوری بیانشده است. نتیجه گیری: درحالیکه وجود بشر، وجودی تاریخی است؛فنّاوری، فرعی از این وجود تاریخی است. سیر تاریخی بشر مدرن که نسبت به جهان پیرامونی پیش رونده و سلطه گرایانه است، چنین فنّاوری ای را ایجاب می کند و در جایی که سیر تاریخی بشر دینی و اسلامی شود، در حالیکه نسبت به جهان پیرامونی نسبت هماهنگی داشته باشد و نه سلطه؛ فنّاوری ای با چنین نسبتی ایجاد خواهد شد
نظریه پردازی و اسلامی سازی نظریه های علوم انسانی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: بومی سازی نظریه ها برای کاربست آنها در شرایط خاص و فرهنگهای گوناگون ضرورت دارد. این موضوع به ویژه در جوامع دینی به دلیل اقتضائات مکتب، اهمیت دوچندان دارد. بر همین مبنا، اسلامی سازی نظریه ها در علوم انسانی را می توان هم عامل تکامل و پویایی جامعه اسلامی دانست و هم راه تحقق آنها. روش: در این پژوهش از روش تحلیلی توصیفی که در گروه پژوهشهای نظری است، استفاده شده است. یافته ها: اسلامی سازی نظریات و معارف، تنها نظریه پردازی جدید بر مبنای اسلام نیست، بلکه تعامل، هماهنگی و انطباق نظریه ها با اسلام و مقررات آن از یک سو و با شرایط جامعه از سوی دیگر، از ارکان مهم اسلامی سازی به ویژه در عرصه نظریه های علوم انسانی به طور کلی است که به نفی کلی آنها نمی انجامد، بلکه به بازسازی و انطباق با مقتضیات اسلام و شرایط خودی منجر می شود. نتیجه گیری: در این پژوهش درمی یابیم که آنچه ما در باره جهان می آموزیم، فقط با اسلامی کردن نظریه ها و نظریه پردازی بومی است که هم می تواند واجد کارایی و مطلوبیت برای ایران ما باشد و هم با آموزه های فرهنگ ایرانی- اسلامی انطباق داشته باشد. بعلاوه نظریه پردازی دینی(اسلامی) در علوم انسانی در هر جامعه ای معطوف به مجموعه ای از مفاهیم در هم پیچیده و ساختارمند است که کلّیت فرهنگ، سیاست و اجتماع را در بر می گیرد. در این راستا، موضع ما بر مبنای نگرش مبتنی بر اعتدال و فضیلت مندی و انطباق با سنتهای فرهنگی ایرانی- اسلامی، در راستای ساختن دانش مطلوب است.
مفهوم شناسی «حیات» و جایگاه آن در سبک زندگی اسلامی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: از آنجا که «حیات» واژه کلیدی در «سبک زندگی» است، هدف این مقاله تبیین معنای آن از نگاه فلسفه اسلامی و جایگاه آن در «سبک زندگی اسلامی» است. روش: در گردآوریاطلاعاتازروش کتابخانه ایودربررسیآنازروشتحلیلفلسفیاستفادهشدهاست. یافته ها: «حیات» از مفاهیم ثانویه فلسفی بوده که به آثار آن؛ یعنی رشد و نمو یا علم و قدرت تعریف شده است. «نفس» مبدء حیات است و نفس انسان در حیات دنیوی خود، دارای حیاتِ نباتی و حیوانی و انسانی بوده و موجودی انتخابگر است. نفس انسان با توجه به انتخابگر بودن و حرکت جوهری ای که دارد، در مسیر ساختن خویش حرکت می کند که بر اساس آن سبک زندگی تعریف می شود. نتیجه گیری: در این نوشتار با توجه به تعریف «سبک زندگی»، که مؤلفه اصلی آن، اراده و اختیار انسان معرفی شده، نتیجه گیری شده است که سبک زندگی اولاً، فقط در حیات انسان مطرح می شود و در حیات خداوند و موجودات مجرد و همچنین در حیات حیوانات و نباتات مطرح نیست. ثانیاً، سبک زندگی فقط در آن بخش از زندگی انسان که ارادی و اختیاری است (حیات حیوانی و حیات انسانی) مطرح می شود
مشکلات انسان معاصر و ضرورت بازخوانی اسلام در اندیشه اسلامی با تأکید بر آرای شهید صدر(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف این مقاله بررسی مشکلات انسان معاصر و تبیین ابعاد حیات اجتماعی انسان و ضرورت بازخوانی اجتهادی آموزه های اسلام به عنوان مکتب زندگی ساز از منظر اندیشه اسلامی و آرای آیت الله شهید سید محمدباقر صدر است. روش: روش تحقیق از نوع توصیفی و تحلیلی است. یافته ها: به اعتقاد شهید صدر، پرسش از نظام برتر برای زندگی و سعادت انسان، مهم ترین پرسش انسان معاصر است که علم مدرن از پاسخ به آن عاجز است و مکاتب غربی نیز به علت محدود بودن آرمان هایشان نتوانستند مبنای خوبی برای مشکلات انسان معاصر باشد. تنها راه مسیر صلاح بشر، پناه بردن به دین است؛ زیرا دین می تواند با هماهنگ کردن انگیزه های درونی انسان با حیات اجتماعی، توده ها را بر اساس معیار عملی و نظم اجتماعی، متحد و هماهنگ سازد و مصالح اجتماعی و نیازهای زندگی انسان را در چارچوب منسجم حفظ و هدایت کند. نتیجه گیری: اسلام، چون «الله» را ایده آل مطلق خود قرار داده است، پس پیوسته مى تواند مردم را به حرکت درآورد و نیرو ببخشد و مبنای محکمی برای نظم اجتماعی، ساخت جامعه و تمدن باشد. بنابر این، توجه به بازسازی مکتب فکری اسلام و شکل گیری نظامهای اسلامی در سایه توحید، اولین قدم برای شکل گیری جامعه توحیدی، علم دینی و تمدن نوین اسلامی است
فقیه به منزله یک مهندس: یک ارزیابی نقّادانه از جایگاه معرفت شناسانه فقه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: مقاله در پی توضیح این نکته است که توجه به اهمیت مهندسی و ارتباط فقه با آن، می تواند از یک سو خطای معرفتی پیشین را تصحیح کند و از سوی دیگر، جایگاه و نقش تازه و حائز اهمیتی را برای این حوزه ارائه کند. روش: روش مورد استفاده در مقاله، تحلیل اسنادی است. یافته ها: 1. اگر فقها بخواهند به نحو مؤثری فعالیت خود را پیش ببرند، باید نظیر مهندسان، معرفت خود را در باره مسئله- موقعیت های خاص که در زمره امور مستحدث هستند و با ظرف و زمینه های متنوع سروکار دارند افزایش دهند. 2. نظر به پیچیدگی فزاینده مسائل نوظهور، همه مهندسانی که در اندیشه ارائه راه حلهای هر چه کارامدتر برای مسائل و چالش ها هستند، دریافته اند که یک شرط ضروری برای موفقیت، به روز نگاه داشتن دانش و اطلاع خود از تحولات جدید معرفتی، علمی و فنّاورانه است.3. اگر فقه به قلمرو فراخ مهندسی تعلق داشته باشد و اگر در تکاپوی همگام شدن با تحولات زمانه جدید است، تخصصی شدن قلمرو های مختلف فقه گریز ناپذیر خواهد بود. نتیجه گیری: با توجه به آهنگ شتابان و بی وقفه تحولات در دوران مدرن، اگر فقه خود را با این پیشرفت ها همگام نسازد، در معرض این خطر جدّی قرار خواهد گرفت که نظیر بسیاری از فنّاوری های از دور خارج شده، به فعالیتی بدل شود که دیگر کسی را بدان حاجت نیست.
ارائه الگوی روابط علّی سرمایه و هنجارهای اجتماعی، خودکارآمدی کارآفرینانه و تمایلات کارآفرینانه دانشگاهی نقش واسطه ای نگرش کارآفرینانه و کنترل رفتار ادراک شده(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نامه آموزش عالی سال ۸ پاییز ۱۳۹۴ شماره ۳۱
31 - 45
حوزههای تخصصی:
هدف کلی این پژوهش، بررسی عوامل مؤثر بر تمایلات کارآفرینانه دانشگاهی بین دانشجویان دانشگاه پیام نور شیراز است. این پژوهش از نظر هدف کاربردی و از نظر نحوه گردآوری از نوع توصیفی- همبستگی بوده است. جامعه آماری پژوهش دانشجویان دانشگاه پیام نور شیراز است. حجم نمونه با استفاده از فرمول کوکران 183دانشجو تعیین و با روش تصادفی طبقه ای نمونه گیری شده است. گردآوری اطلاعات به روش میدانی و ترکیبی از پرسشنامه بسته صورت می گیرد که این پرسشنامه ها اقتباس از پرسشنامه های نگرش کارآفرینانه ماینا، پرسشنامه هنجار اجتماعی و سرمایه اجتماعی ارچ، خودکارآمدی کارآفرینانه شوک و براتیانو، کنترل رفتار ادراک شده شوک و براتیانو و پرسشنامه تمایلات کارآفرینانه لینان و چن صورت گرفته است. نتایج مطالعه نشان داد که بیشترین همبستگی با قصد کارآفرینانه دانشگاهی مربوط به متغیر نگرش به کارآفرینی دانشگاهی است و متغیرهای سرمایه های اجتماعی، هنجارهای اجتماعی و خودکارآمدی کارآفرینانه علاوه بر اثر مستقیم به طور غیرمستقیم از طریق متغیرهای واسطه ای کنترل رفتار ادراک شده و نگرش به کارآفرینی بر متغیر قصد کارآفرینانه دانشگاهی اثر معنادار دارند. به علاوه، تمامی این متغیرها در این پژوهش 32 درصد از کل تغییرات موجود در متغیر قصد کارآفرینانه دانشگاهی را تبیین کرده اند.
گذار از انسان اخلاقی به انسان الهی؛ رهیافتی نو به سازمان کرامت مدار(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: دستیابی به رهیافتی نو برای ایجاد سازمان کرامت مدار با مقایسه مبانی انسان شناسی و کرامت انسانی مکاتب فلسفی کانت(انسان اخلاقی) و علامه طباطبایی(انسان الهی). روش: بازاندیشی و مقایسه مبانی انسان شناسانه دو مکتب فلسفی با رویکردی تحلیلی- منطقی و راهبرد کلان کیفی از نوع استفهامی به روش گونه شناسی. یافته ها: محوریت انسان الهی، عبودیت و بندگی خداست و کرامتش امری الهی با انواع ذاتی و اکتسابی و با مراتبی از تقواست؛ در حالی که انسان اخلاقی، خود غایت و هدف اصلی است و کرامتش امری ذاتی، بشری و مبتنی بر تعقل و استقلال و قانونگذاری است. نتیجه گیری: جامعه بشری امروز در حسرت ایجاد سازمانی در شأن انسان، روزگار می گذراند و تلاش می کند تا سازمانی مبتنی بر کرامت انسان بنا کند. بر اساس مقایسه انجام شده، گذار از انسان اخلاقی به انسان الهی می تواند رهیافتی نو برای سازمان کرامت مدار ایجاد کند
عقلانیت و عملکرد دولت در تأمین مالی آموزش عالی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نامه آموزش عالی سال ۸ بهار ۱۳۹۴ شماره ۲۹
11 - 38
حوزههای تخصصی:
تقریباً در تمام کشورهای دنیا، از جمله ایران، دولت ها به آموزش عالی یارانه پرداخت می کنند؛ چرا؟ هدف مقاله حاضر، پاسخ به این سؤال و بررسی عملکرد دولت در تأمین مالی آموزش عالی ایران است. نتایج مطالعه اکتشافی نشان می دهد که دولت ها آموزش عالی را به دلایل مختلف، از جمله نارسایی سازوکار بازار در تأمین مالی آموزش عالی، شایسته بودن خدمات آموزش عالی، نقص بازار سرمایه آموزش، توزیع برابر فرصت ها و باز توزیع درآمد و ثروت، تأمین مالی می کنند. نتایج بررسی عملکرد دولت در تأمین مالی آموزش عالی ایران نشان می دهد که دولت، نه تنها با روش مناسب آموزش عالی را تأمین مالی نمی کند، بلکه در دهه گذشته، به طور قابل توجهی کمک مالی واقعی خود به آموزش عالی را کاهش داده است؛ اگر این روند تداوم داشته باشد، به تضعیف کارایی، اثربخشی، عدالت و تعادل در اقتصاد آموزش عالی ایران منجر خواهد شد.
بررسی میزان علاقه مندی و کسب مهارت دانشجویان زبان و ادبیات عربی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نامه آموزش عالی سال ۸ تابستان ۱۳۹۴ شماره ۳۰
97 - 120
حوزههای تخصصی:
اهمیت زبان عربی در ایران، امروزه بر اثر رویکردهای دینی، اجتماعی و سیاسی حاکم و لزوم تربیت کارشناسانی خبره، بیش از قرون گذشته احساس می شود؛ اینکه آیا دانش آموختگان این رشته، می توانند نیاز بازار کار را تأمین نموده و به عنوان نیروی انسانی مجرب، به جامعه خدمت کنند یا نه مسأله ای است که پژوهش پیش رو می کوشد بدان پاسخ دهد. با توجه به رابطه علاقه مندی به رشته تحصیلی و کسب مهارت، باید بررسی شود که تا چه اندازه بر علاقه مندی دانشجویان در حین تحصیل افزوده یا کاسته می شود. این پژوهش از طریق مطالعه میدانی روی دانشجویان دانشگاه شهید بهشتی، علامه طباطبایی و تهران انجام شد و بررسی داده ها نشان داد که علاقه مندی، عامل اصلی انتخاب این رشته از سوی دانشجویان بوده است؛ اما پس از تحصیل در این رشته، از علاقه آنان کاسته می شود. به علاوه تقریباً کمتر از نیمی از دانشجویان، توانایی قابل قبولی در رشته ی تحصیلی خود و در چهار مهارت یادگیری زبان (خواندن، نوشتن، گفتن و شنیدن) کسب کرده اند
بررسی پژوهش های مرتبط با فناوری اطلاعات و ارتباطات و برنامه درسی از منظر روش شناسی پژوهشی و قلمرو موضوعی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نامه آموزش عالی سال ۸ زمستان ۱۳۹۴ شماره ۳۲
11 - 29
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش بررسی پایان نامه های مرتبط با فاوا از منظر روش شناسی پژوهشی و قلمرو موضوعی در علوم تربیتی بود. ابتدا 79 پایان نامه کارشناسی ارشد علوم تربیتی مربوط به سال 1380 تا 1392 از دانشگاه های دولتی شناسایی و با استفاده از روش تحلیل محتوا، چکیده و روش شناسی آنها تحلیل و از داده ها برای تعیین وضع موجود قلمرو موضوعی و روش شناسی استفاده شد. جامعه دوم 73 نفر از افراد خبره بودند که به روش نمونه گیری ملاک محور، انتخاب شدند و به پرسشنامه محقق ساخته پاسخ دادند. یافته ها نشان داد 8/79 درصد پژوهش ها با روش شناسی کمی، 1/10 درصد با روش شناسی کیفی و 1/10 درصد با روش شناسی ترکیبی انجام شده است. از لحاظ دامنه موضوعی مرتبط با فاوا 92/32 درصد به مبانی برنامه درسی، 38/30 درصد به عناصر برنامه درسی، 18/15 درصد به مهارت های یادگیری، 66/12 درصد به دوره های تحصیلی،07/5 درصد به ابزارهای یادگیری، 53/2 درصد به اشکال تلفیق و 26/1 درصد به پیامدهای فاوا پرداخته اند. از نظر خبرگان عناصر برنامه درسی با میانگین رتبه ای (12/6)، پیامدهای فاوا (94/5)، ابزارهای یادگیری (67/5)، اشکال تلفیق (10/5)، مهارت های یادگیری (92/4)، مبانی برنامه درسی و آموزش (74/4) و دوره های تحصیلی (32/4) در اولویت های بعدی قرار دارند. از لحاظ موضوعی برخی از موضوعات با اولویت بالا، کمتر و موضوعات با اولویت کم، بیشتر مد نظر بوده است.
پیش بینی گرایش به تفکر انتقادی دانشجویان بر اساس باو رها ی معرفت شناختی و جوّ روانی- اجتماعی کلاس درس(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نامه آموزش عالی سال ۸ بهار ۱۳۹۴ شماره ۲۹
115 - 132
حوزههای تخصصی:
هدف اصلی این پژوهش، پیش بینی گرایش به تفکر انتقادی بر اساس باورهای معرفت شناختی و جوّ روانی- اجتماعی کلاس درس دانشجویان دانشگاه یزد بود. روش: این مطالعه از نوع توصیفی- همبستگی است و جامعه آماری پژوهش شامل دانشجویان دانشگاه یزد در سه دانشکده علوم انسانی، علوم پایه و فنی مهندسی است؛ که با روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای 120 نفر (63 دختر و 57 پسر) از آنها برای نمونه انتخاب شدند. آزمودنی ها به سه پرسشنامه گرایش به تفکر انتقادی ریتکس، معرفت شناختی شومر و جوّ روانی- اجتماعی کلاس درس پاسخ دادند. داده ها با استفاده از آزمون رگرسیون همزمان و آزمون t به کمک نرم افزار SPSS 22 تحلیل شد.
یافته ها: نتایج یافته های پژوهش نشان داد که بین باورهای معرفت شناختی و گرایش به تفکر انتقادی، همبستگی معنادار و منفی وجود دارد. همچنین، نتایج آزمون t بیانگر تفاوت دختران و پسران در عامل انضباط است (05/0>p).
نتیجه گیری: پژوهش حاضر نشان داد که باورهای معرفت شناختی، گرایش به تفکر انتقادی را پیش بینی می کند، ولی جوّ روانی-اجتماعی کلاس درس پیش بینی کننده گرایش به تفکر انتقادی نیست.
موانع همکاری دانشگاه و صنعت از دیدگاه استادان دانشگاه های بوعلی سینا و صنعتی همدان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نامه آموزش عالی سال ۸ زمستان ۱۳۹۴ شماره ۳۲
31 - 51
حوزههای تخصصی:
هدف اصلی این تحقیق پیمایشی، شناسایی و تحلیل موانع همکاری دانشگاه و صنعت از دیدگاه استادان دانشگاه است. جامعه آماری تحقیق، استادان دانشگاه های بوعلی سینا و صنعتی همدان هستند که از بین آنها 108 نفر بر مبنای فرمول نمونه گیری کوکران به عنوان نمونه تعیین و به طور تصادفی بررسی شدند. ابزار گردآوری داده های تحقیق پرسشنامه بود که روایی آن را تعدادی از استادان دانشگاه تأیید کردند و پایایی آن نیز با محاسبه ضریب آلفای کرونباخ (90/0) تأیید شد. بر مبنای نتایج تحلیل عاملی، مهم ترین موانع همکاری دو بخش را می توان در شش دسته تقسیم بندی کرد که عبارتند از: فراهم نبودن زیرساخت های ارتباطی، ضعف مالی و تجهیزاتی در نظام تحقیقاتی کشور، بی اعتمادی صنعت به دانشگاه و دانش نوین، ناهماهنگی شناختی، ناکارآمدی نظام های قانونی و مشوق های همکاری و ضعف در برنامه های آموزشی و پژوهشی دانشگا ه ها. درمجموع این عوامل 7/49 درصد از واریانس موانع موجود در این زمینه را تبیین کردند.
درآمدی تحلیلی بر منطق تدوین مبانی علوم انسانی اسلامی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: این نوشتار در پی پاسخ به این پرسش محوری است که منطق دستیابی به مبانی علوم انسانی اسلامی چیست؟ از این رو، تبیین فرایند و چگونگی دستیابی به مبانی علوم انسانی اسلامی، هدف متن پیش روست. روش: در گردآوری اطلاعات از روش کتابخانه ای و در بررسی آن از روشهای فراتحلیل و نیز تحلیل فلسفی استفاده شده است. یافته ها: با توجه به مسئله محوری و هدف این مقاله، نخست چگونگی و فرایند دستیابی به "مبانی علوم انسانی اسلامی" را مورد بررسی قرار داده، سپس مبتنی بر این فرایند، به مبانی مذکور نیز اشاره می شود. نخستین گام در این فرایند، معناشناسی دقیق مبانی است. لذا با ایجاد مرزبندی مفهومی و معنایی بین مبادی و مبانی و ارائه تعریفی روشن از مبانی، بیان می کنیم بدون توجه به جایگاه، موضوع و غایت علوم انسانی اسلامی نمی توان مبانی آن را بیان کرد. نتیجه گیری: علوم انسانی از منظر جایگاه شناسی در منظومه علوم، ذیل علوم عملی و اعتباری قرار گرفته، نیازهای فردی و اجتماعی، موضوع مشترک و کلان این علوم می باشند. بنابر این، مبانی علوم انسانی اسلامی در پی گزاره هایی است که موضوع و سنخ مسائل این علوم به طور مستقیم و بدون واسطه متوقف بر آنهاست. با توجه به این نکته، گزاره های هستی شناسانه، انسان شناسانه، معرفت شناسانه و... نه به عنوان مبانی علوم انسانی، بلکه به عنوان مبادی و اصول متعارف حاکم بر مبانی علوم انسانی باید مورد توجه قرار گیرند