فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۶٬۴۲۱ تا ۱۶٬۴۴۰ مورد از کل ۵۸٬۸۵۴ مورد.
منبع:
مطالعات رفتاری در مدیریت سال دوازدهم بهار ۱۴۰۰ شماره ۲۵
53 - 68
حوزههای تخصصی:
تحقیق حاضر با موضوع «طراحی الگوی برندسازی فرهنگی در صنعت فیلم ایران» و باهدف بررسی طراحی برای این که بتوان صنعت سینمای ایران را به یک برند موفق تبدیل کرد، محیا شده است. نخستین موضوعی که در حوزه برندسازی درایجاد برند موفق باید در نظر گرفت، ایجاد تفاوت و تمایز است و بهترین راهبرد برای ایجاد یک برند قدرتمند، ایجاد درکی متفاوت از مفهوم برند موفق است و این که به برندسازی به عنوان یک سرمایه گذاری نگاه شود، نه به منزله یک هزینه. روش تحقیق برحسب هدف از نوع داده بنیاد است، زیرا پژوهش، در پی یافتن راه حلی بومی برای برندسازی فرهنگی صنعت فیلم ایران است. همچنین این پژوهش ازنظر زمان پیمایشی و بر اساس نوع داده کمی کیفی (ترکیبی) است که نحوه اجرای این پژوهش به صورت تجربی است و محقق از طریق مصاحبه و پرسشنامه (پرسشنامه محقق ساخته شامل 38 گویه) به گردآوری و تحلیل داده ها پرداخت. جامعه ی آماری شامل دانشجویان و اساتید حوزه ی فیلم و سینما در کشور ایران بود. روش نمونه گیری در بخش کیفی به صورت نمونه گیری هدفمند و به شیوه ی گلوله برفی و در بخش کمّی نیز به شیوه نمونه گیری تصادفی ساده بود. تعداد نمونه در بخش کیفی 20 نفر از خبرگان و صاحب نظران در حوزه برندسازی فرهنگی در صنعت فیلم و در بخش کمی، تعداد نمونه 200 نفر از دانشجویان و اساتید حوزه فیلم و سینما بودند. نتایج حاصل از تحقیق نشان می دهد؛ برندسازی فرهنگی درصورتی که موردتوجه و سرمایه گذاری قرار گیرد می تواند صنعت سینمای ایران را به جایگاه ارزشمندی برساند، بنابراین دغدغه اصلی تحقیق این است که مفاهیم برندسازی فرهنگی در صنعت فیلم ایران و شرایط عالی برندسازی فرهنگی در صنعت فیلم ایران را مورد بررسی قرار دهد.
الگوی معماری مسئولیت های اجتماعی مدیریت منابع انسانی براساس راهبردها(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش، ارائه الگوی معماری مسئولیت های اجتماعی مدیریت منابع انسانی براساس راهبردها بود. روش پژوهش آمیخته (کیفی- کمی) بود. در مرحله کیفی از تحلیل مضمون و ابزارهای مطالعات کتابخانه ای و مصاحبه استفاده شد. در مرحله کمی روش پیمایشی با ابزار پرسشنامه به کار گرفته شد. جامعه آماری مرحله کیفی، در گام پیشینه پژوهی، همه پژوهش های موجود در پایگاه های اطلاعاتی در طول سال های 1980-2019 و در گام مصاحبه، خبرگان بود. جامعه آماری مرحله کمی پژوهش، مدیران منابع انسانی همه شرکت های دولتی وزارت نفت بود. با استفاده از نتایج بخش کیفی، مدل اولیه با 82 مضمون پایه، 22 مضمون سازمان دهنده و 4 مضمون فراگیر ترسیم شد. یافته های بخش کمی نشان داد، راهبرد 5 شرکت اثرگذار، 8 شرکت تطبیقی، 3 شرکت دفاعی و درنهایت 2 شرکت واکنشی بود. مطابق یافته ها تعداد شاخص ها، مؤلفه ها و ابعاد تأییدشده در هرکدام از شرکت های اثرگذار، تطبیقی، دفاعی و واکنشی به ترتیب (73، 21، 4) (52، 19، 4) (33، 15، 4) و (28، 14، 4) بود. نتایج پژوهش نشان داد در شرکت های اثرگذار به مسئولیت های اجتماعی توجه بیشتری می شود.
عوامل رفتاری مؤثر بر اشتراک دانش: مرور نظام مند یک دهه پژوهش در دو پایگاه اطلاعاتی فارسی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مدیریت راهبردی دانش سازمانی سال چهارم تابستان ۱۴۰۰ شماره ۱۳
129 - 185
حوزههای تخصصی:
هدف: شناسایی عامل رفتاری مؤثر بر اشتراک دانش در مطالعات پیشین منتشر شده در دو پایگاه مرکز اطلاعات علمی جهاد دانشگاهی و پورتال جامع علوم انسانی از طریق مرور نظام مند است.روش شناسی: در این مطالعه از روش نظام مند به عنوان روش پژوهش استفاده شد.به منظور بررسی فرایند پژوهش از چارچوب آرکسی و اومالی (2005) به عنوان راهنمای اصلی استفاده شد. علت انتخاب این چارچوب این است که مراحل تحلیل بر پایه مؤثرترین روش ها و در عین حال از دستورالعمل ساده ای برخوردار است. جامعه آماری پژوهش، 450 مقاله از هر دو پایگاه مرکز اطلاعات علمی جهاد دانشگاهی و پورتال جامع علوم انسانی که پس از غربالگری، تعداد 42 مقاله که با هدف پژوهش مطابقت داشت به عنوان حجم نمونه انتخاب شدند. یافته ها: یافته ها نشان داد بیشترین تعداد مقالات منتشر شده در خصوص تأثیر عوامل رفتاری بر اشتراک دانش مربوط به نیمه دوم دهه 90 شمسی بود. در رابطه با سهم حوزه های مختلف در انتشار مقالات مربوط به تأثیر عوامل رفتاری بر اشتراک دانش در مجلات حوزه علوم مدیریت، حوزه علم اطلاعات و دانش شناسی و حوزه آموزش و پرورش دارای بیشترین مقالات منتشر شده بودند. از نظر استفاده از نوع رویکرد پژوهشی، روش کمی با بیشترین نوع روش پژوهش با تعداد 37 مقاله بود. همچنین جامعه های آماری مقالات مورد بررسی ابتدا کارکنان، اعضای هیأت علمی و دانشجویان و معلمان به ترتیب رتبه اول تا سوم را به خود اختصاص دادند. در نهایت متغیرهای مورد استفاده در مقالات منتشر شده به سه محور اصلی شامل شناختی، روانی و فردی – اجتماعی تقسیم بندی شد.نتیجه گیری: به طور کلی نتایج این پژوهش حاکی از آن است که عوامل مختلفی بر اشتراک دانش مؤثر است. عوامل رفتاری یکی از این عوامل است که در سه بُعد روانشناختی، روانی و فردی- اجتماعی نقش مهمی در شکل گیری اشتراک دانش افراد را دارد. همچنین پرداختن به عوامل مؤثر بر اشتراک دانش با رویکرد مرور نظام مند علاوه بر تقویت پژوهش ها می تواند کاستی هایی که در مقالات پیشین وجود دارند را شناسایی نماید تا در این راستا، اقدامات لازم در جهت برطرف کردن آن ها صورت گیرد.
نقش ارتباطات یکپارچه بازاریابی در خلق ارزش ویژه برند
حوزههای تخصصی:
در این پژوهش روابط بین دو عنصر اصلی برنامه های ارتباطات یکپارچه بازاریابی- تبلیغات و ترفیع فروش – و تاثیرشان بر خلق ارزش ویژه ی برند بررسی می شود. به ویژه، این تحقیق به هزینه تبلیغات و رویکردهای افراد درباره تبلیغات می پردازد. این تحقیق تاثیرات دو نوع ترفیع فروش، ترفیع پولی و غیرپولی، را نیز بررسی می کند. براساس نظرسنجی از 302 مصرف کننده بریتانیایی، نتایج نشان می دهند رویکرد افراد به سمت تبلیغات نقشی اصلی برای تاثیرگذاری ابعاد ارزش ویژه برند بازی می کند، در حالی که هزینه تبلیغات برای نام های تجاری تحت بررسی به بهبود آگاهی از نام تجاری می پردازد اما برای تاثیرگذاری مثبت بر تداعی نام تجاری و کیفیت ادراکی کافی نیست. این مقاله تاثیرات متمایز ترفیع پولی و غیرپولی را بر ارزش ویژه ی برند نشان می دهد. علاوه بر این، نتایج نشان می دهند شرکت ها می توانند فرایند مدیریت ارزش ویژه برند را با ملاحظه روابط موجود بین ابعاد متفاوت ارزش ویژه برند بهبود دهند.
ایجاد هم افزایی در بازار گرایی و برند گرایی
حوزههای تخصصی:
این مقاله به بررسی تعامل بین گرایش به برند و گرایش به جهت گیری بازار می پردازد. گرایش به برند یک رویکرد درون نگر و هویت محور است که برند را به عنوان مرکز یک سازمان و استراتژی آن می بیند. به همین ترتیب، گرایش به بازار، یک رویکرد تصویر محور و برون نگر است. در ابتدا، بازارگرایی و برندگرایی دو گزینه استراتژیک مختلف به نظر می رسد. اگرچه ترکیب هم افزای این دو نیز ممکن است، اما آنها در نظریههای قبلی بررسی نشده اند و نه به عنوان بخشی از فلسفه وعمل نام تجاری شناخته نشده اند. یک گرایش جدید، یعنی ترکیبی بین گرایش نام تجاری و بازاریابی، در میان یافته های کلیدی این مطالعه قرار می گیرد. این مقاله مسیرهای معمول تکامل این گرایش را نشان می دهد و جنگ بین دو پارادایم را از طریق ایجاد یک رویکرد پویا به تحرک وا می دارد. این مطالعه راه را برای درک بهتر، عملیاتی و ارزیابی رویکردهای جایگزین به بازاریابی هموار می کند.
روش های متقاعد سازی در تبلیغات در بازارهای در حال ظهور در مقابل بازارهای توسعه یافته
حوزههای تخصصی:
آیا در بازارهای نوظهور باید رویکردی متفاوت با تبلیغات داشت؟ با استفاده از داده های ۲۵۶ آزمایش تجاری تلویزیونی که توسط یک شرکت چندملیتی کالاهای مصرفی سریع (FMCG) در ۲۳ کشور انجام شده است، ما دو مسیر متقاعدسازی را در نظر می گیریم: یک مسیر کاربردی، که بر ویژگی ها و مزایای یک محصول تأکید می کند، و یک مسیر تجربی. که احساسات، احساسات و تخیلات را برمی انگیزد.در حالی که در بازارهای توسعه یافته، مسیر تجربی بیشتر متقاعد کننده است، مسیر عملکردی محرک نسبتاً مهم تری در بازارهای نوظهور است. علاوه بر این، ما تأثیر متفاوتی از محلی/جهانی و سنتی/مدرن پیدا می کنیم. این یافته برای جذابیت های تبلیغاتی فردگرایانه و جمعی بین بازارهای در حال ظهور و توسعه یافته صادق نیست. ما پیامدهای یافته خود را برای تبلیغات در بازارهای نوظهور و برای توسعه فرهنگ مصرف کننده جهانی مورد بحث قرار می دهیم.
بررسی رقابت در بازار هتل های لوکس و سبک های مدیریت تحول
حوزههای تخصصی:
این مطالعه، به بررسی روابط بین عملکرد بخش های مالی و غیر مالی هتل، رقابت های بازاری و سبک مدیریت تحول می پردازد. بررسی آزاد به شیوه پستی در این زمینه برای گرداوری داده انجام شد. پرسش نامه های کامل و قابل استفاده ای از مدیران 56 هتل و رستوران از بخش های مربوط به مواد غذایی و نوشیدنی، دریافت شد. سبک های مدیریت تحول، رقابت های بازاری، و عملکرد شعب با استفاده از ابزارهای مورد استفاده دربررسی های قبلی، ارزیابی شد. نتایج بررسی، نشان داده است که سبک مدیریت تحول به طور مثبتی در ارتباط با عملکرد غیر مالی بوده که در عوض به طور مثبتی در ارتباط با عملکرد مالی بود است. به هر حال هیچ رابطه ای بین رقابت بازاری و عملکرد های مالی و غیر مالی یافت نشد.
فین تک ها و نظارت بر آن ها
حوزههای تخصصی:
پیشرفت های اخیر در فناوری اطلاعات منجر به توسعه و گسترش سریع خدمات مالی جدید و نوآورانه شده است. این فناوری نوین مالی، فین تک (تکنومالی) نامیده می شود. فین تک ترکیب اصطلاحات مالی و تکنولوژی است؛ فین تک با افزایش شفاف سازی، کاهش هزینه ها، کاهش واسطه ها و دسترسی به اطلاعات، فرصت های جدیدی را برای توانمندسازی مردم به ارمغان می آورد. اکنون شرکت های فین تک، دامنه فعالیت خود را از طریق اینترنت و تلفن همراه مانند پرداخت های تلفن همراه و حواله و از طریق بانکداری آنلاین سنتی توسط شرکت های مالی تا خدمات مالی نوآورانه و متفاوت توسط ارائه دهندگان غیرمالی گسترش می دهند. اگرچه بسیاری از محققان معتقدند که فین تک می تواند آینده صنعت مالی را تغییر دهد، اما هنوز بر سر این مساله تردید وجود دارد. موانع اصلی پذیرش فین تک ها عبارت اند از: ریسک های مالی، ریسک های مقرراتی، امنیت و حفظ حریم خصوصی و عملیاتی. لذا با توجه به وجود مخاطرات و نگرانی ها در ادغام آن ها با بانکداری، مراحل و مزایای آن باید موردبررسی قرار گیرد. هدف این تحقیق بررسی فین تک ها و ارائه راهکارهای پیشنهادی جهت نظارت بر فین تک ها است. این تحقیق به روش توصیفی انجام گرفته و برای گردآوری داده ها و ادبیات تحقیق از روش کتابخانه ای استفاده گردیده است. نتایج تحقیق به روش استنباطی نشان داد که فین تک ها دارای مزایا و معایبی هستند لذا از بین آن ها باید فین تک هایی انتخاب شوند که دارای مزایای بیشتر و خطرات کمتری برای نظام بانکداری باشند. در پایان راهکارهای نظارتی بر فین تک ها پیشنهاد گردیده است.
ارائه چارچوبی برای تبیین تعارض خط مشی در نظام خط مشی گذاری سلامت ایران با رویکردی آمیخته(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مدیریت دولتی دوره ۱۳ پاییز ۱۴۰۰ شماره ۳
419 - 446
حوزههای تخصصی:
هدف: تعارض خط مشی به معنای عدم انطباق درونی خط مشی با اصول و استاندارهای خط مشی گذاری یا ناهماهنگی بین دو یا چند خط مشی با یکدیگر یا با اسناد بالادستی است که به انحراف عملکرد از هدف خط مشی و بروز پیامدهای ناخوشایند منجر می شود. هدف پژوهش حاضر، ارائه چارچوبی برای تبیین تعارض خط مشی در نظام خط مشی گذاری سلامت ایران است.
روش: برای پاسخ به پرسش اصلی پژوهش، مبنی بر اینکه چه عناصری بر تعارض خط مشی در فرایند خط مشی گذاری نظام سلامت ایران تأثیرگذار است، از 13 خبره در قالب سه دور پرسش نامه دلفی نظرسنجی به عمل آمد. سپس، از طریق پرسش نامه دیمتل فازی، میزان اثرگذاری یا اثرپذیری متغیرها تعیین شد و در مرحله بعد، از روش مدل سازی معادلات ساختاری استفاده شد. بدین ترتیب، راهبرد این پژوهش آمیخته است.
یافته ها: متغیرهای تعارض خط مشی های نظام سلامت بدین صورت شناسایی شد: تنظیمات عناصر درونی خط مشی، نوع شناسی بازیگران، خصوصیت های ایدئولوژیک، بسترهای اجرا، ویژگی های محیطی، ابزارهای ایجاد تعارض، مجاری شناسایی تعارض، راهبردهای حل تعارض و پیامدهای حل تعارض. در پایان، با استفاده از روش های کمی، روابط و جهت بین متغیرها و شدت اثر آنها در چارچوب تعارض خط مشی مشخص شد.
نتیجه گیری: پیشنهاد می شود که خط مشی گذاران سلامت ضمن آموزش استانداردهای علمی خط مشی گذاری، عوامل مؤثر بر هر موقعیت تصمیم را شناسایی کرده و از راهبردهای مناسب برای مدیریت تعارض خط مشی استفاده کنند تا خط مشی هایی با کمترین تعارض غیرکارکردی و بیشترین انسجام و هم افزایی به وجود آید.
مدل کسب وکار هوشمند مبتنی بر عوامل مؤثر در صنایع تولیدی تجهیزات دفاعی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مدیریت نظامی سال بیست و یکم تابستان ۱۴۰۰ شماره ۸۲
105 - 150
حوزههای تخصصی:
از سازمان هایی که در دهه های اخیر توجه به مقوله هوشمندی و استفاده از فناوری های اطلاعات و ارتباطات در آن از اهمیت خاصی برخودار گشته است، سازمان های فعال در حوزه تولید تجهیزات دفاعی می باشد. به عبارتی، به دلیل پیشرفت های سریع و بنیادین فناورانه در حوزه تجهیزات نظامی و دفاعی، ادامه حیات این سازمان ها تنها منوط به افزایش توان رقابت پذیری و اتخاذ تصمیمات صحیح و به موقع در برابر این تغییرات از طریق هوشمندی، می باشد. در همین راستا، این پژوهش کاربردی در روشی توصیفی و پیمایشی، طراحی و تبیین مدل کسب وکار هوشمند در صنایع تولیدی تجهیزات دفاعی را مدنظر قرار داده است. جامعه آماری این پژوهش، کلیه مدیران ارشد فناوری شرکت های اپتیکی پیشرو در تولید تجهیزات دفاعی بودند که با توجه به حداقل نمونه لازم جهت انجام معادلات ساختاری، 275 نفر از این مدیران به روش نمونه گیری در دسترس، انتخاب و از طریق پرسشنامه ای محقق ساخته مورد آزمون قرار گرفتند. نتایج آزمون مدل مفهومی این پژوهش با استفاده از نرم افزار لیزرل، حاکی از نقش معنادار عوامل سازمانی، عوامل فرآیندی و عوامل فنی و فناورانه بر کسب وکار هوشمند شرکت های فعال در صنایع تولیدی تجهیزات دفاعی بود.
ارتقای اعتماد به مواد غذایی ارگانیک با الگوسازی بسته بندی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات مدیریت راهبردی سال ۱۲ پاییز ۱۴۰۰ شماره ۴۷
137 - 153
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش شناسایی و رتبه بندی و مدل سازی راهبردهای طراحی بسته بندی موثر بر اعتماد مواد غذایی ارگانیک است. این پژوهش در پنج مرحله صورت پذیرفته است. پس از جستجو در مبانی نظری پژوهش در مورد مفاهیم مورد نظر پژوهش برای کشف راهبردهای مناسب طراحی با استفاده از رویکرد کفایت نظری هفده راهبرد مورد شناسایی قرار گرفته و پس از انجام تحلیل عاملی اکتشافی و مدل سازی اکتشافی با استفاده از داده های حاصل از 505 پرسشنامه دریافتی از مصرف کنندگان غذاهای ارگانیک، این راهبردها مورد رتبه بندی به کمک روش فریدمن قرار گرفتند. نتایج این تحقیق 17 راهبرد را مورد اکتشاف قرار داد که این راهبردها در چهار دسته کلی ظاهر مناسب، مواد اولیه مناسب، اطلاعات مورد نیاز و ضمانتنامه های کیفی دسته بندی شدند. نتایج این پژوهش می تواند موجب بهبود وضعیت اعتماد به مواد غذایی ارگانیک شود. از نظر ارزش و کمک پژوهش تاکنون هیچ پژوهشی در مورد اینکه چگونه می توان اعتماد به مواد غذایی ارگانیک را از طریق بسته بندی آنها بهبود داد صورت نگرفته است و پژوهش حاضر برای اولین بار به دنبال شناسایی عواملی از طراحی بسته بندی است که می تواند موجب بهبود اعتماد مصرف کنندگان نسب به مواد غذایی ارگانیک شود.
نقش کارآفرینی در مدیریت کسب وکار
منبع:
جهان نوین سال چهارم زمستان ۱۴۰۰ شماره ۱۶
42-52
حوزههای تخصصی:
به زبان ساده، کارآفرینی همان فرآیند تأسیس یک کسب وکار بر مبنای یک فکر و ایده نو است. شاید به دلیل عدم فضای باز اقتصادی یک فرد یا شرکت دست به کارآفرینی می زند. عنصر کلیدی ایجاد کسب وکار و مدیریت های ناشی از آن، تولد کارآفرین و کارآفرینی است. هدف در این مقاله بررسی، تعیین نقش و نوع رابطه کارآفرینی در مدیریت کسب وکار است. با هدف پیاده سازی کاربردی و پیمایش از نوع همبستگی از 100 نفر به صورت پرسشنامه سنجش به عمل آمد که رابطه این دو و نقش کارآفرینی در مدیریت کسب وکار چگونه می باشد. تحلیل نتایج در نرم افزار SPSS نشان داد که بین این دو رابطه معناداری وجود دارد و کارآفرینی نقش پیش بینی کننده را برای مدیریت کسب وکار بازی می کند. همچنین جهت شناسایی عوامل مؤثر در اولویت بندی آنها در رویکرد این نقش از 15 نفر از خبرگان فعال و متخصص در امور مربوطه در قالب جدول مقایسات زوجی سنجش به عمل آمد که با روش بردار ویژه مشخص شد بیشترین دلیل یک کارآفرین برای ایجاد کسب وکار، عامل اقتصادی است.
طراحی مدل ارتقاپذیری مدیران در سازمان های دولتی با استفاده از رویکرد ساختاری تفسیری(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: ارتقاپذیری مفهومی راهبردی در توسعه سازمان های امروزی محسوب می شود، چرا که توان ارتقاپذیری می تواند نشانگر سرمایه های انسانی ارزشمند به عنوان مزایای رقابتی سازمان باشد. بر اساس این، پژوهش حاضر با هدف طراحی مدل ارتقاپذیری مدیران به عنوان یکی از ارزشمندترین و راهبردی ترین سرمایه های انسانی در سازمان های دولتی انجام می پذیرد. طرح پژوهش/ روش شناسی/ رویکرد: این پژوهش بر پایه پژوهش های آمیخته و به صورت کیفی و کمّی صورت گرفته است. در بخش کیفی، جامعه آماری پژوهش را استادان دانشگاه در رشته های مدیریت منابع انسانی، مدیریت رفتار سازمانی، و مدیریت راهبردی و مدیران خبره سازمان های دولتی تشکیل می دهند که با استفاده از روش نمونه گیری گلوله برفی و بر پایه اصل اشباع نظری، 16 نفر به عنوان نمونه پژوهش تعیین شده اند. داده های مورد نیاز در این بخش با استفاده از مصاحبه نیمه ساختاریافته جمع آوری شده است. برای مدلسازی معیارهای ارتقاپذیری مدیران از روش ساختاری تفسیری بهره برده می شود. در این بخش جامعه آماری را مدیران و خبرگان سازمان های دولتی شهر خرم آباد تشکیل می دهند که با استفاده از روش نمونه گیری هدفمند تعداد 24 نفر از این جامعه به عنوان نمونه تعیین شده اند. داده های مورد نیاز برای مدلسازی با استفاده از پرسشنامه مقایسات زوجی جمع آوری گردید. یافته ها: یافته های پژوهش دربرگیرنده شاخص ها و مولفه های ارتقاپذیری مدیران و ارائه مدل ارتقاپذیری مدیران در سازمان های دولتی است. به این ترتیب، یافته های پژوهش مشتمل بر شناسایی 14 شاخص ارتقاپذیری مدیران در چهار سطح و در قالب مدل نهایی تشریح شده است. ارزش/ اصالت پژوهش: این پژوهش علاوه بر کاهش شکاف نظری در حوزه مورد بررسی، با ارائه بستری مناسب سهم بسزایی در توسعه فعالیت پژوهشگران علاقه مند به موضوع داشته است. همچنین، با توجه به نبود پژوهشی مشابه در این خصوص، نتایج حاصل از انجام این پژوهش می تواند علاوه بر کاهش اختلاف نظرهای موجود در ارتباط با شاخص های ارتقا پذیری، راهگشای مناسبی برای تدوین راهبردهای معطوف به مدیران در سازمان های دولتی باشد.
نقش اقدامات ایمنی در اجرای تاکتیک های تاخت، کمین و ضد کمین در اردوی کویر
حوزههای تخصصی:
هدف اصلی ایمنی پیشگیری از بروز حوادث بوده و کوچک ترین کوتاهی، غفلت و بی توجهی مورد قبول نمی باشد. همچنین خداوند در قرآن کریم برای ایمن کردن زمین، کوه ها را به عنوان میخ ها و از طرفی اسلام را در جهت سلامت سازی زندگی بهداشت فردی، جامعه سفارش می کند. در این راستا این پژوهش تحت عنوان نقش اقدامات ایمنی در اجرای اردوی کویر (تاخت، کمین و ضد کمین) انجام شده و این تحقیق به لحاظ هدف کاربردی، روش تحقیق توصیفی–تحلیلی می باشد. در بخش گرد آوری اطلاعات، با استفاده از روش کتابخانه ای و مراجعه به اسناد و مدارک موجود، مصاحبه با افراد خبره (مربیان) تجربه میدانی صورت گرفته که مربیان شرکت کننده بر این باورهستند که در صورت کوچک ترین کوتاهی باعث صدمات جبران ناپذیر به جامعه بزرگ سپاه و تضعیف روحیه و خارج شدن از سازمان رزم شده و از طرفی آموزش درست ضمانت اجرای در ایمنی هست و همچنین دانشجویان با رعایت اقدامات اصولی راه رفتن در کویر (حفظ تجهیزات، کلاه همیشه در سر قرار دادن، سلاح هجومی، رعایت پراکندگی، حفظ فاصله، گوش به فرمان بودن، صبر و غیره) در هنگام اجرای عملیات، خود را به مواد انفجاری نزدیک و یا به سمت مواد انفجاری حرکت نکنند و از همه مهم تر خود را از تیرهای مستقیم سلاح های جنگ افزاری حفظ نمایند. در پایان پشنهادهای لازم در این زمینه ارائه شده است.
Panic Buying Situation during COVID-19 Global Pandemic(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
After the Coronavirus diseases (COVID-19) outbreak, the Whole world witnessed the strangest buying behavior within the customers. Suddenly masks, hand sanitizers, and toilet papers became the priority list of the customers. High demand and lesser availability of essentials products like masks, toilet papers, and hand sanitizers create a chaotic situation inside the retail outlet's stores. The buyer’s behavior and the chaotic scenario inside a retail outlet drew the attention of several consumer psychologists, academicians, and researchers. A panic buying situation is the most common behavior that exists in a time of crisis. This paper discusses the panic buying situation briefly during COVID-19. However, a few types of research and studies were captured in the panic buying behavior. The current study examined the factors that influenced the customers buying decisions during the COVID-19 outbreak and secondly, it examined to what extent the buying decision of a customer creates a panic situation. Furthermore, the study looked at the emotional and cognitive responses of the individuals which play a pivotal role in influencing customer decision making the journey. Qualitative content analysis and thematic methodology were considered for data analysis. The results indicated that fear and uncertainties were the key emotional responses; whereas rumors, fallacious thinking, and survivalist psychological were the key cognitive responses that influenced the customer decision journey.
بررسی تأثیر بازاریابی داخلی بر کارآفرینی سازمانی (مورد مطالعه: بانک ملت شعب تهران)
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر بررسی تاثیر بازاریابی داخلی بر کارآفرینی سازمانی است. این پژوهش به لحاظ هدف کاربردی و از نظر نحوه گردآوری داده ها، توصیفی از نوع پیمایشی است. جامعه آماری پژوهش شامل 250 نفر از کارکنان بانک ملت شعب تهران است که به روش نمونه گیری تصادفی ساده انتخاب شدند. با استفاده از فرمول کوکران، تعداد 151 نفر به عنوان نمونه تحقیق انتخاب شدند. ابزار اصلی گردآوری داده ها، پرسشنامه های استاندارد است که روایی و پایایی آن ها برای تمامی سازه ها قابل قبول است. برای بررسی تأثیر متغیرها بر یکدیگر، مدل سازی معادلات ساختاری با استفاده از حداقل مربعات جزئی PLS انجام گرفت. یافته های پژوهش بیانگر آن است که بازاریابی داخلی بر کارآفرینی سازمانی تاثیر مثبت و معناداری دارد. همچنین نتایج نشان داد که ابعاد بازارایابی کارآفرینانه از قبیل ارتباطات داخلی، آموزش و پاداش و قدردانی نیز بر کارآفرینی سازمانی تاثیر مثبت و معناداری دارند.
طراحی الگوی شایستگی مدیران هیئت های مذهبی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مدیریت اسلامی سال ۲۹ زمستان ۱۴۰۰ شماره ۴
151 - 187
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف طراحی الگویی برای شایستگی های مدیران هیئت های مذهبی به روش کیفی انجام شد و برای دستیابی به هدف از سه روش کیفیِ مشاهده، مصاحبه و مدیریت تعاملی (IM) استفاده شده است. جامعه آماری در هرکدام از روش های پژوهش متفاوت بوده است. در بخش مشاهده جامعه آماری شامل هیئت های شاخص، در بخش مصاحبه و مدیریت تعاملی شامل کارشناسان مدیریتی، مسائل اجتماعی، روان شناسی و مسئولان هیئت های نمونه بوده است. متناسب با روش های پژوهش استفاده شده، روش نمونه گیری نیز متفاوت بوده است. روش نمونه گیری در بخش مشاهده به صورت در دسترس بوده و با در نظر گرفتن محدودیت های پژوهش و ملاک های انتخاب از بین 11 هیئت، 5 مورد انتخاب شد؛ و در مصاحبه به صورت هدفمند و جمع آوری داده تا آنجایی ادامه یافت که اشباع نظری حاصل و در نهایت 9 مصاحبه انجام شد. در نهایت، در قسمت مدیریت تعاملی نیز نمونه شامل 5 نفر از افراد مصاحبه شده در مرحله قبل بود که به صورت هدفمند انتخاب شدند. روش تجزیه وتحلیل در بخش مصاحبه و مشاهده پس از پیاده سازی متن آن ها به روش کدگذاری و با استفاده از نرم افزار Maxqda انجام شد. در روش مدیریت تعاملی مبنای پیشنهادی محقق که حاصل دو بخش قبل بود به بحث گزارده، پس از اصلاح و تائید متخصصان و رسیدن به اجماع نهایی، الگوی شماتیک شایستگی با نشان دادن روابط علی و معلولی با استفاده از نرم افزار ISM ترسیم شد. نتایج نشان داد که به ترتیب داشتن هنر مدیریت، شناخت مسائل دینی، اخلاق مداری، جاذبه قوی و دافعه مطلوب در روابط عمومی و داشتن سواد رسانه ای از مهم ترین شایستگی های یک مدیر هیئت مذهبی هستند.
تأثیر مهارت های کوانتومی مدیریت در شکل گیری رفتار کاری نوآورانه با اتکا به نقش میانجی توانمندسازی روانشناختی و مدیریت دانش: مطالعه موردی
حوزههای تخصصی:
امروزه شرایط محیطی به حدی پیچیده و پویا و نامطمئن شده است که سازمان ها دیگر نمی توانند بدون نوآوری، حیات بلند مدت خود را تضمین کنند. هدف اصلی این پژوهش تأثیر مهارت های کوانتومی مدیریت در شکل گیری رفتار کاری نوآورانه با اتکا به نقش میانجی توانمندسازی روانشناختی و مدیریت دانش(مطالعه موردی: کارکنان بیمارستان امام خمینی(ره) دهدشت) است. این پژوهش باتوجه به هدف کاربردی و از نظر ماهیت، توصیفی- پیمایشی و جامعه آماری 210 نفر از کارکنان بیمارستان امام خمینی (ره) دهدشت بود که با نمونه گیری تصادفی ساده مشخص شدند. ابزار مورد استفاده در این پژوهش، پرسشنامه بود و برای تحلیل های آماری و آزمون مدل مفهومی پژوهش از روش معادلات ساختاری و نرم افزارهای اس پی اس اس 23 ولیزرل 7/8 استفاده شد. یافته ها نشان داد که مهارت های کوانتومی مدیریت بر رفتار کاری نوآورانه کارکنان و توانمندسازی روانشناختی کارکنان و مدیریت دانش کارکنان تأثیر مثبت و معناداری دارد. همچنین توانمندسازی روانشناختی و مدیریت دانش بر رفتار کاری نوآورانه کارکنان تأثیر مثبت و معناداری دارد. و در میان فرضیات مهارت های کوانتومی مدیریت بیشترین تاثیر را بر رفتار کاری نوآورانه داشت.
شناسایی موانع فراروی نظام مدیریت جانشین پروری در صنعت گاز ایران بر اساس نظریه داده بنیاد(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف اصلی پژوهش حاضر، شناسایی موانع فراروی نظام مدیریت جانشین پروری در صنعت گاز ایران می باشد. این پژوهش در چارچوب پارادایم تفسیری و مطالعه کیفی قرار دارد. به منظور شناسایی موانع در صنعت گاز ایران، محقق از داده های مفهومی که به صورت نظام مند گردآوری شده اند استفاده می نماید. در این راستا، از راهبرد پیمایشی مبتنی بر مصاحبه عمیق و ساختار نایافته با نمونه ای برگزیده شده از 12 نفر از مدیران منابع انسانی صنعت گاز ایران بهره گرفته شده است . پس از طراحی پروتکل مصاحبه و گردآوری اطلاعات از طریق انجام مصاحبه، از فرآیند کدگذاری سه مرحله ای که شامل کدگذاری باز، محوری و انتخابی برای تعیین مقوله ها و مفاهیم استفاده شده است. موانع شناسایی شده بر اساس الگوی بصری به چهار بعد مدیریتی، ساختاری، زمینه ای و فنی طبقه بندی شده اندو در نهایت الگوی پارادایمی در شش مقوله علی، محیطی، راهبردی، محوری، واسطه ای و پیامدی تبیین شده است.
طراحی و تبیین الگوی کاهش پیامدهای تورش های رفتاری مالی موثر در رکود نظام بانکی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
چشم انداز مدیریت مالی سال یازدهم بهار ۱۴۰۰ شماره ۳۳
33 - 56
حوزههای تخصصی:
بانک ها یکی از بخش های حیاتی و بسیار مهم هر اقتصادی محسوب می شوند، اهمیت بانک ها برای اقتصاد ملی زمانی آشکار می گردد که بدانیم بانکداری یک صنعت قانون مند و جهانی است که تاثیر فراوانی بر شکل گیری روابط بین ملت ها و دولت ها می گذارد. هدف اصلی این پژوهش طراحی الگوی کاهش پیامدهای تورش های رفتاری موثر در رکود نظام بانکی می باشد. این پژوهش از نظر هدف کاربردی و از نظر ماهیت و روش پژوهش، توصیفی از نوع پیمایشی است. در این پژوهش با استفاده از روش داده بنیاد در ابتدا براساس گردآوری اطلاعات از طریق مصاحبه از 74 نفر از خبرگان این امر، یادداشت میدانی، مشاهده مشارکتی، اسناد و مدارک، رویدادهای تجریدی؛ تولید داده ها، تحلیل داده ها با رویکرد رهیافت نظام مند، کدگذاری باز، کدگذاری محوری ، کد گذاری انتخابی و در نهایت پس از ارزیابی اعتباربخشی مدل با تایید 222 کارشناسان موضوع و تکنیک های تحلیل عاملی تاییدی مرتبه اول و دوم و مدل سازی معادلات ساختاری، الگو با 4 بعد، 20 مقوله و 239 شاخص ارائه گردید. با توجه به بار عاملی ابعاد الگو مولفه خود فریبی دارای بیشترین بار عاملی و اولویت بیشتر می باشد. همچنین مولفه های اثر هیجانی و تعاملات اجتماعی و ساده سازی ابتکاری به ترتیب اولیت های بعدی می باشند.