فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۸٬۷۰۱ تا ۸٬۷۲۰ مورد از کل ۵۸٬۸۵۴ مورد.
حوزههای تخصصی:
هدف اصلی این پژوهش طراحی مدلی جهت ارتقای نظارت جهت توانمندسازی و تداوم حسابرسی پیشگیرانه بوده است. این پژوهش به لحاظ رویکرد پژوهشی، یک پژوهش کیفی بر مبنای استقرائی می باشد و از نظر هدف جزو پژوهش های بنیادی است. جامعه آماری این پژوهش 18 نفر از خبرگان متخصص در حوزه قانونگذاری وخبرگان می باشند. تجزیه وتحلیل داده ها در سه مرحله کدگذاری باز، کدگذاری محوری و کدگذاری انتخابی با استفاده از نرم افزار MAXQDA صورت پذیرفته است. پس از تجزیه و تحلیل دقیق مصاحبه ها، یافته های پژوهش منجر به شناسایی 92 مفهوم استخراجی از 18 مقوله اصلی شد. بر اساس ابعاد شش گانه مقوله های الگوی پارادایمی آنگاه مقوله ها بر اساس ابعاد شش گانه مقوله های الگوی پارادایمی (شرایط علّی، پدیده محوری، عوامل زمینه ای، عوامل مداخله گر، راهبردها و پیامدها) جای گذاری شده و مدل نهایی پژوهش حاصل گردید. مدل پارادمی تحقیق در شرایط علّی شامل 1-وضعیت نظارتی، 2-توصیه های اجرایی 3- شرایط تخصصی؛ مقوله های در بخش پدیده محوری شامل 1- تنگناهای قانونی، 2- تنگناهای ساختاری و 3- تنگناهای محیطی؛ مقوله های در بخش شرایط زمینه ای شامل 1- برنامه ریزی سازمانی، 2- ایجاد بسترهای نهادی و 3- ضرورت توجه به الزامات قانونی؛ مقوله های در بخش شرایط مداخله گر شامل 1- تدابیر نظارتی، 2- توانمندسازی و 3- ضرورت توجه به عوامل انسانی؛ مقوله های در بخش راهبردها شامل 1- نظارتی مالی، 2- ایجاد بسترهای قانونی مناسب و 3- تدوین راهبرد سازمانی و انتظار می رود با اجرای این راهبردها پیامدهایی چون اثربخشی نظارتی، اثربخشی مالی و اثربخشی محیطی در محیط نظارتی بخش عمومی متصور گردد.
بررسی توانمندی بورس اوراق بهادار تهران در هدایت صحیح سرمایه گذاران در دوره های بحران های مالی شرکتی و فراشرکتی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تحقیقات حسابداری و حسابرسی بهار ۱۴۰۲ شماره ۵۷
161 - 178
حوزههای تخصصی:
هدف اصلی این پژوهش بررسی توانمندی بورس اوراق بهادار تهران با تدوین شاخص رتبه بندی کیفیت افشا و اطلاع رسانی در هدایت صحیح سرمایه گذاران در مواقع بروز تضاد بین سودهرسهم و جریان های نقدی عملیاتی در ارزیابی عملکرد شرکت ها می باشد. برای تحقق این هدف، شرایط مختلفی از جمله: وجود یا عدم وجود بحران درسطح شرکت و بازار را با توجه به حضور یا غیاب شاخص مذکورکنترل نمودیم. فرضیه های پژوهش برمبنای یک نمونه آماری بزرگ و متشکل از 4048 مشاهده دردسترس از یک دوره بلندمدت 1384 تا 1396، براساس روش رگرسیون چندمتغیره مورد آزمون قرارگرفته است. نتایج پژوهش نشان می دهد که درحضور شاخص رتبه بندی کیفیت افشای تدوین شده توسط بورس اوراق بهادار تهران، سهامداران در تصمیم گیری ها و انجام سرمایه گذاری های خود حتی درشرایط وجود بحران های شرکتی و فراشرکتی مصمم هستند و درسنجش عملکرد چنین شرکت هایی معیار سودهرسهم بر معیار جریان نقدی عملیاتی برتری مطلق دارد. اما، درصورت عدم حضور شاخص رتبه بندی کیفیت افشا، طبیعتاً سهامداران به دلیل عدم اطمینان به وجود آمده در ارزیابی ها احتیاط بیشتری نموده و ملاک ارزیابی خودرا از سنجش عملکرد مبتنی بر سودها به جریان های نقدی عملیاتی تغییر خواهندداد.
ارائه الگوی مدیریت آموزش منابع انسانی در سازمان مدیریت پسماند شهرداری اصفهان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مدیریت سازمان های دولتی سال ۱۱ بهار ۱۴۰۲ شماره ۲ (پیاپی ۴۲)
133 - 144
حوزههای تخصصی:
امروزه منابع انسانی بیش از هر زمانی نیازمند آموزش است. هدف پژوهش حاضر ارائه الگویی برای آموزش منابع انسانی در سازمان مدیریت پسماند شهرداری اصفهان است. روش پژوهش از نوع کاربردی – اکتشافی مبتنی بر رویکرد داده بنیاد و ابزار جمع آوری داده ها، مصاحبه نیمه ساختاریافته است. نمونه آماری شامل 15 نفر از مدیران منابع انسانی و خبرگان مدیریتی بود که به روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند. برای تحلیل داده های کیفی پژوهش، از راهبرد نظریه داده بنیاد با کمک نرم افزار MAXQDA22 استفاده و 17 کد فرعی از پاسخ خبرگان، استخراج شد. نتایج نشان داد مدیریت دانش و سواد اطلاعاتی، به عنوان پدیده محوری از شرایط علّی مانند اثربخشی و محرک های درون سازمانی شکل خواهد گرفت. کنش مدیریت آموزش منابع انسانی، پیامدهایی شامل رشد کارکنان، کارآمدی مدیریت و رقابت پذیری را در پی خواهد داشت. هرچند در این الگو، عوامل زمینه ای نظیر استعدادهای بالقوه و اخلاق کاری و شرایط کاری، مداخله گر شامل سطوح یادگیری و واکنش به تغییر روابط را تحت تأثیر قرار خواهند داد.
واکاوی اثرگذاری و اثرپذیری پیامدهای تجلی سه گانه روشن شخصیت مدیران در سازمان های دولتی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مدیریت دولتی دوره ۱۵ بهار ۱۴۰۲ شماره ۱
94 - 118
حوزههای تخصصی:
هدف: سه گانه روشن شخصیت، ساختاری جایگزین در تقابل با سه گانه تاریک است که از سه بُعد کانتیسم، انسانیت و ایمان به انسانیت تشکیل شده است. نقش پُررنگ مدیران و افراد کلیدیِ سازمان های دولتی در زندگی مردم، تجلی این نوع شخصیت را در رفتارهای آنان حائز اهمیت می سازد. این پژوهش بر آن است تا با واکاوی اثرگذاری و اثرپذیری پیامدهای سه گانه روشن شخصیت مدیران در سازمان های دولتی، در غنی سازی دانش در این زمینه سهیم باشد.
روش: این پژوهش در زمره پژوهش های آمیخته با رویکردهای کیفی و کمّی در منطق قیاسی استقرایی است. مشارکت کنندگان پژوهش در بخش کیفی اساتید، مدیران میانی و ارشد سازمان های دولتی بود. با توجه به هدف پژوهش، نمونه گیری به صورت هدفمند، با استفاده از تکنیک گلوله برفی و به تعداد 20 نفر انجام شد. جامعه آماری پژوهش در بخش کمّی، مدیران میانی و ارشد سازمان های دولتی بود که با بهره گیری از روش نمونه گیری احتمالی طبقه ای، 42 نفر از مدیران این حوزه در پژوهش مشارکت داشتند.
یافته ها: داده های به دست آمده از مصاحبه های نیمه ساختاریافته، به استخراج 14 پیامد تجلی سه گانه روشن شخصیت مدیران در سازمان های دولتی انجامید. بر اساس تحلیل دیمتل، عوامل تصور ذهنی مثبت، ارتقای تبادلات رهبر پیرو، حفظ و نگهداشت کارکنان متخصص و یکپارچگی و انسجام، بیشترین تأثیرگذاری در میان پیامدها را دارند و عوامل توسعه و تعالی سازمان، رضایت و اعتماد سازمانی، ارتباطات اثربخش و جهت گیری خیرخواهانه، بیشترین تأثیر را از سایر پیامدها می پذیرند.
نتیجه گیری: سه گانه روشن شخصیت مدیران، پیامدهای مثبتی را برای زندگی سازمانی کارکنان به همراه دارد؛ بنابراین ضروری است که این سازه جدید شخصیتی، در کانون توجه پژوهشگران و متولیانِ اجرایی حوزه منابع انسانی قرار گیرد.
رابطه همبستگی درون صنعتی، تنوع سبد سهامداران عمده و عدم تقارن اطلاعاتی با تأکید بر نقش رقابت در بازار و استقلال هیئت مدیره(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
دانش حسابداری سال ۱۴ بهار ۱۴۰۲ شماره ۵۲
71 - 91
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف این پژوهش بررسی رابطه همبستگی درون صنعتی و تنوع سبد سهامداران عمده با عدم تقارن اطلاعاتی و همچنین بررسی نقش تعدیل گری رقابت و استقلال هیئت مدیره بر این روابط است. روش: نمونه این پژوهش شامل 150 شرکت پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران است که به روش حذف سیستماتیک انتخاب شده اند. دوره زمانی پژوهش نیز شامل سال های 1392 تا 1399 است. برای آزمون فرضیه های پژوهش از الگوهای رگرسیون چندمتغیره استفاده شده است. یافته ها: نتایج نشان دهنده روابط مثبت بین تنوع سبد سهامداران عمده شرکت و همبستگی درون صنعتی با عدم تقارن اطلاعاتی است. اثر تعدیل گری رقابت بر رابطه بین تنوع سبد سهامداران عمده شرکت و عدم تقارن اطلاعاتی مثبت و معنادار و اثر آن بر رابطه همبستگی درون صنعتی و عدم تقارن اطلاعاتی منفی و معنادار بود؛ اثر تعدیل گری استقلال هیئت مدیره بر رابطه بین تنوع سبد سهامداران عمده شرکت و عدم تقارن اطلاعاتی نیز منفی و معنادار بود، اما اثر آن بر رابطه همبستگی درون صنعتی و عدم تقارن اطلاعاتی تأیید نگردید. نتیجه گیری: نتایج بدست آمده از این لحاظ می تواند در ارزیابی ریسک و ارزش گذاری سهام تأثیرگذار باشد، می تواند برای سرمایه گذاران، سیاستگذاران و حسابرسان با اهمیت باشد.
تأثیر برون سپاری جهانی شرکت ها بر عملکرد مالی آن ها با تأکید بر نقش میانجی نوآوری و نقش تعدیلگر سرمایه ارتباطی تأمین کننده
منبع:
چشم انداز حسابداری و مدیریت دوره ۶ بهار ۱۴۰۲ شماره ۷۸ (جلد ۱)
228 - 243
حوزههای تخصصی:
با افزایش سطح رقابت ها و لزوم انعطاف پذیری بیشتر در تولید، شرکت ها برای افزایش سهم بازار خود و کسب سودآوری بالاتر، به سمت همکاری مشترک با دیگر شرکت ها و برون سپاری فعالیت ها گرایش پیدا کرده اند. بااین حال میزان تأثیر این برون سپاری بر عملکرد مالی شرکت ها مشخص نیست و این تأثیر می تواند متأثر از متغیرهای میانجی و تعدیلگر باشد. هدف این مطالعه بررسی میزان تأثیرپذیری عملکرد مالی شرکت ها از موضوع برون سپاری جهانی آن ها همراه با نقش گرایش به نوآوری و سرمایه ارتباطی آن ها با دیگر شرکت ها است. این پژوهش از نظر هدف کاربردی است و از نظر روش تحقیق در حوزه مطالعات توصیفی از نوع همبستگی قرار دارد. جامعه آماری این مطالعه، شرکت های تولیدی در شهرک صنعتی اشتهارد کرج شامل (576) شرکت می باشد که با استفاده از روش نمونه گیری مورگان و به روش تصادفی تصاده، حجم نمونه 236 نفر انتخاب شد. تجزیه و تحلیل داده ها نیز با رویکرد معادلات ساختاری و استفاده از نرم افزار P.L.S انجام شد. یافته ها نشان داد که برون سپاری جهانی بر عملکرد مالی شرکت ها به ویژه با نقش میانجی نوآوری تأثیر مثبت معناداری دارد. در این میان نیز هر چه سرمایه ارتباطی شرکت با شرکت های تأمین کننده بیشتری باشد، تأثیر برون سپاری بر نوآوری و به نوبه خود نوآوری بر عملکرد مالی شرکت ها بیشتر است.
بررسی رابطه بین محافظه کاری مشروط و مسئولیت اجتماعی
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش، بررسی رابطه بین محافظه کاری مشروط و مسئولیت اجتماعی شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران است. بدین منظور در این پژوهش چهار معیار میزان افشای اطلاعات مربوط به روابط کارکنان، میزان افشای اطلاعات مربوط به مشارکت اجتماعی، معیارمیزان افشای اطلاعات مربوط به تولید و میزان افشای اطلاعات مربوط به محیط زیست برای مسئولیت پذیری اجتماعی به عنوان متغیر وابسته در نظر گرفته شدند. جامعه آماری پژوهش حاضر با توجه به موضوع و کاربرد آن شرکت های فعال در بورس اوراق بهادار تهران می باشد. بدین منظور تعداد 87 شرکت در بین سالهای 1394 - 1398 انتخاب گردید. در این پژوهش از تحلیل رگرسیون چند متغیره به روش داده های ترکیبی با اثرات ثابت برای بررسی فرضیه ها استفاده شده است. نتایج پژوهش نشان می دهد که رابطه مثبت و معناداری بین محافظه کاری مشروط و معیارهای مسئولیت پذیری اجتماعی وجود دارد.
طراحی مدل فضیلت سازمانی با رویکرد کیفی (مورد مطالعه: وزارت جهاد کشاورزی)(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
مطالعات رفتاری در مدیریت سال ۱۴ پاییز ۱۴۰۲ شماره ۳۵
23 - 52
حوزههای تخصصی:
هدف از این تحقیق طراحی مدل فضیلت سازمانی همراه با شناسایی و اولویت بندی ابعاد و مولفه ها و شاخص ها و اعتبارسنجی مدل پیشنهادی فضیلت سازمانی با رویکرد کیفی در وزارت جهاد کشاورزی بوده است. روش انجام پژوهش حاضر، روش آمیخته (کیفی- کمی) بوده و جامعه آماری، 12 نفر از خبرگان بودند که با استفاده از ابزار مصاحبه، مورد پاسخ قرار گرفتند.در این تحقیق، به منظور تجزیه و تحلیل داده ها در بخش کیفی از روش تحلیل تم (تحلیل مضمون) استفاده گردید که بر اساس نتایج، الگوی تحقیق مطابق خروجی نرم افزار اطلس تی، مشتمل بر 1 مضمون فراگیر (مدل فضیلت سازمانی با رویکرد کیفی در وزارت جهاد کشاورزی) و 7 مضمون سازمان دهنده (سلامت، مسئولیت پذیری، اعتمادگستری، گذشت، عدالت محوری، انسجام، افق گشایی) و 24 مضمون پایه ای (سلامت مالی، سلامت اخلاقی، سلامت کاری؛ مسئولیت پذیری اجتماعی، مسئولیت پذیری اقتصادی، مسئولیت پذیری قانونی، مسئولیت پذیری زیست محیطی؛ صداقت، شفافیت، حسن نیت، شایستگی؛ همدردی، فداکاری، مهربانی؛ عدالت در وضع قوانین، عدالت در اجرای قوانین، عدالت در روابط بین افراد؛ هماهنگی، انطباق پذیری، همبستگی؛ خوش بینی، عمل به تعهدات، شادی آفرینی، هم رشدی) بوده است.
ارائه مدل هوشمند تعیین قیمت فولاد با رویکرد ترکیبی نظریه بازی ها و الگوریتم های یادگیری ماشین(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مدیریت صنعتی دوره ۱۵ پاییز ۱۴۰۲ شماره ۳
478 - 507
حوزههای تخصصی:
هدف: مدیریت زنجیره تأمین نوعی مدیریت سازمانی مدرن است که جریان اطلاعات، جریان سرمایه و مشارکت های تجاری را در زنجیره تأمین سازمان دهی و برنامه ریزی می کند و به اطلاعات کامل تجاری و بازار نیاز دارد (کویین و همکاران، 2012)؛ با این حال، هزینه به دست آوردن شرکت های زنجیره تأمین و اطلاعات محصول با روش های سنتی، بسیار سنگین است. فناوری اطلاعات نیرویی را برای شرکت ها فراهم می کند تا مدیریت زنجیره تأمین را پیاده سازی کنند و زنجیره تأمین را به راحتی به اشتراک بگذارند. همه شرکت ها در زنجیره تأمین، می توانند از طریق مدیریت اطلاعات ارزش ایجاد کنند (حسین نیاشاواکی و همکاران، 2023). استفاده از رویکردهای هوشمند برای پیش بینی قیمت و میزان تقاضا، عملکرد تحویل تأمین کننده، دقت پیش بینی تقاضا، افزایش دقت برنامه ریزی کارخانه و پیش بینی تقاضا برای محصولات جدید را بهبود می دهد و باعث می شود که ریسک تأمین کننده، هزینه حمل ونقل، هزینه های موجودی و عملیات و زمان پاسخ گویی کاهش یابد (تیرکلایی و همکاران، 2021). در مدیریت زنجیره تأمین، پیش بینی دقیق تقاضا که از قیمت تبعیت می کند، موضوعی حیاتی است که می تواند هزینه موجودی را کاهش دهد و سطح خدمات مطلوب را به دست آورد (زوقاق و همکاران، 2020). رویکردهای هوشمند قیمت گذاری در زنجیره تأمین، به شرکت های زنجیره تأمین کمک می کند تا با توجه به دانش به دست آمده، کیفیت نحوه ارائه محصول خود را در مدیریت زنجیره تأمین تطبیق دهند (کوتسیوپولوس و همکاران، 2021). در صنعت فولاد و مدیریت زنجیره تأمین، شناسایی و مدل سازی نوسان های بازار فولاد بسیار مهم است. با توجه به زنجیره عمودی در این صنعت و تعامل مابین بازیکنان این صنعت، از نظریه بازی برای مدل سازی قیمت بهینه بهره برده شده است. از طرفی با توجه به اینکه برای رسیدن به تعادل، به تعامل بازیکنان و تکرار بازی نیاز است، از مدل های شبکه عصبی برای تکرار بازی استفاده شده است. در ادامه با توجه به شرایط خاص کشور در خصوص تحریم های شدید در صنعت فلزات، متغیر تحریم به عنوان عامل تعدیل در مدل سازی قیمت این صنعت در نظر گرفته شده است.
روش: پژوهش حاضر از نظر هدف کاربردی است. بازه زمانی پژوهش برای پیش بینی قیمت فولاد و محاسبه شاخص تحریم، داده های فصلی سال های 2011 تا 2020 بوده است. نرم افزار استفاده شده در این پژوهش، نرم افزار متلب است.
یافته ها: برای پیش بینی قیمت فولاد، از سه شبکه عصبی بیزین، بردارهای پشتیبان و پاد انتشار گراسبرگ بهره گرفته شد. نتایج بیانگر این واقعیت است که مدل پاد انتشار گراسبرگ، در پیش بینی قیمت فولاد دقت بیشتری دارد. در ادامه، قیمت پیش بینی شده وارد فرایند نظریه بازی ها شد و نقطه تعادل نش مدل تعیین شد. با توجه به شرایط خاص کشور، متغیر تحریم در مدل نظریه بازی ها وارد شد. نتایج نشان داد که حضور تحریم ها در مدل، باعث افزایش قیمت ها و کاهش تولید در صنعت فولاد شده است. با توجه به اینکه در پژوهش حاضر، تغییرات قیمت ناشی از تغییرات عرضه و تقاضا، در حضور تحریم ها بررسی شد، به علت کاهش عرضه و افزایش سطح تحریم، سطح قیمت ها با رشد فزاینده ای نسبت به تغییرات عرضه مواجه شد؛ در نتیجه می توان گفت که فولاد یک نهاده کم کشش است. این امر موجب می شود که هر گونه اخلال در زنجیره تأمین فولاد، افزایش شدید قیمت این کالا و تلاطم در بازار آن را در پی داشته باشد. در نتیجه، این امر حساسیت مدیریت زنجیره تأمین در محصول فولاد را دوچندان می کند. بر این اساس، لازم است که از دیدگاهی سیستمی و پویا در سیاست های تنظیم بازار، سیاست های تأمین مواد اولیه و حمل ونقل، انبارداری و... بهره گیری شود. باید توجه شود که استفاده از رویکردهای هوشمند و یادگیری ماشینی، در راستای هماهنگ سازی این امور نقش بسزایی را ایفا می کند.
نتیجه گیری: با توجه به اینکه در پژوهش حاضر از رویکرد استکلبرگ استفاده شده است، نتایج به ترتیب ورود بازیکنان به بازی، بر تعادل نش حساس است. تدوین قوانین و مقررات نظارت ورود به بازار در این صنعت باید بررسی شود؛ زیرا صنعت فولاد جزء صنایعی است که هزینه های ورود و خروج سنگینی دارد. با توجه به نتایج پژوهش، بایستی نظارت بر ورود و خروج بازیکنان در این صنعت، در کانون توجه سیاست گذاران و مدیران این صنعت قرار گیرد و تلاش شود که قواعد بازی و استانداردهایی برای فعالان این بازار تدوین شود.
ارزیابی تأثیر محتوای اطلاعات حسابداری تورمی در مقایسه با اطلاعات تاریخی در طراحی مدل های پیش بینی ورشکستگی مبتنی بر رویکردهای سنتی و فرا ابتکاری(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پیش بینی ورشکستگی بنگاه های اقتصادی یکی از شاخه های رشته مالی است که در تحقیقات اخیر بیشتر مورد توجه قرار گرفته است به گونه ای که الگوهای ورشکستگی توسعه یافته است. در عمده پژوهش های صورت گرفته در حوزه پیش بینی عملکرد مالی شرکت ها و به طور خاص، ورشکستگی، تنها به پیش بینی و یا مقایسه توان پیش بینی مدل ها با استفاده از اطلاعات تاریخی صورت های مالی پرداخته شده است. از آنجا که در ایران بیشتر از اطلاعات تاریخی حسابداری استفاده شده است هدف اصلی این پژوهش لحاظ نمودن آثار تورم بر روی متغیرهای ورودی در طراحی مدل پیش بینی ورشکستگی می باشد. لذا متغیرها در دو گروه نسبت های مالی تعدیل شده و تاریخی، در طراحی دو مدل متفاوت دسته بندی شدند، سپس با استفاده از الگوریتم لارس نسبت های گویاتر تمایز بین شرکت های ورشکسته و غیرورشکسته، انتخاب گردیدند و در نهایت با به کارگیری آزمون رگرسیون لاجیت و الگوریتم های ماشین بردار پشتیبان و نیو بیزین مدل نهایی پیش بینی کننده ورشکستگی شکل گرفت. بدین منظور داده های50 شرکت پذیرفته شده در بورس تهران براساس ماده 141 قانون تجارت برای حداقل یکسال ورشکستگی را تجربه کرده بودند، به کار گرفته شد. نتایج این پژوهش اثبات نمود که نسبت های مالی تعدیل شده بر مبنای شاخص قیمت ها پیش بینی کننده مناسب تری برای ورشکستگی شرکت ها می باشند همچنین، مدل طراحی شده توسط الگوریتم ماشین بردار پشتیبان با دقت 4/99% و برازش بالاتر نسبت به مدل های دیگر، پیش بینی کننده مناسبی برای ورشکستگی شرکت ها می باشد.
رمزگشایی تأمین مالی جمعی کسب وکارهای نوپا: مشروعیت شناختی عرضه اولیه سکه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های کارآفرینی دوره ۲ پاییز ۱۴۰۲ شماره ۳
1 - 22
حوزههای تخصصی:
چالش اصلی راه اندازی و توسعه کسب وکارهای نوپای خطرپذیر، تأمین منابع مالی مناسب است. عرضه اولیه سکه (بهامهر یا توکن) به عنوان یکی از بدیع ترین شیوه های تأمین مالی کارآفرینانه، پاسخگو این نیاز حیاتی نوآفرینان است، اما موفقیت آن، همچون تأمین مالی جمعی وابسته به پذیرش آحاد مردم است. به دلیل مقاومتی که در اعتمادکردن به این نوآوری بنیادین وجود دارد، نه تنها موفقیت عرضه اولیه توکن، بلکه گسترش و مردمی سازی آن نیز در گرو مشروعیت و کسب اعتبار از مردم است. پژوهشگران متعددی به بررسی علل موفقیت عرضه اولیه بهامُهر پرداخته اند، اما پژوهش های محدودی با رویکرد قدرتمند نظریه مشروعیت در تامین مالی جمعی مبتنی بر رمزارز صورت گرفته که در واقع، به عنوان واسطی میان ارزش های جامعه و این فناوری مالی است. ازاین رو، هدف این پژوهش شناسایی و اولویت بندی منابع مشروعیت بخش شناختی است که منجر به موفقیت عرضه اولیه بهامهر کسب وکارهای مبتنی بر بلاک چین می شود. به عبارت دیگر، استارتاپ ها چگونه می توانند جهت موفقیت در تأمین سرمایه، مشروعیت کسب کنند. پژوهش حاضر از لحاظ هدف، کاربردی با رویکردی کیفی است و از طریق مصاحبه نیمه ساختاریافته با 26 نفر از فعالان و متخصصان حوزه رمزارزها انجام شده است. تجزیه وتحلیل داده ها با شیوه تحلیل محتوا و مضامین و با رویکرد کدگذاری نظریه پردازی داده بنیاد انجام شد و 13 منبع مشروعیت شناختی شناسایی و اولویت بندی شد. یافته های این پژوهش نشان داد که «منتشرکردن اطلاعات زیاد توسط کسب وکار درباره خود» و «داشتن دانش کافی سرمایه گذار از عرضه اولیه سکه» مشروع سازترین منابع مشروعیت شناختی هستند. نتایج و پیشنهادات این پژوهش بینش عمیق و ارزشمندی برای پژوهشگران دانشگاهی، کارآفرینان، قانون گذاران و سرمایه گذاران ارز دیجیتال ایجاد می کند.
شناسایی چالش های اصلی تولید در صنعت پتروشیمی (مطالعه موردی: صنایع پتروشیمی هلدینگ خلیج فارس)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پتروشیمی دارای برترین مزیت نسبی در اقتصاد، نقشی انکارناپذیر در پیشرفت، اقتدار، درآمدزایی و تحقق اقتصاد مقاومتی و برخوردار از ظرفیت بالاترین ابداعات، اختراع بی شمار مواد جدید، تکمیل زنجیره ارزش، ارزش افزوده حداکثری و کسب هژمونی اقتصادی است. اما چالش های بسیار آن را به خام فروشی دچار ساخته و سبب عدم استفاده از ظرفیت ها، فقدان فناوری به روز، فقدان زنجیره ارزش، کاهش درآمد ارزی، جاماندن از قافله رقابت، از دست دادن بازارهای جهانی و منطقه ای شده است. برای دست یابی به فناوری به روز، تکنولوژی دانش بنیان، بهره وری بالا، محصولات با کیفیت و افزایش توان رقابتی، شناسایی چالش ها و ارائه راهکارهای مؤثر لازم است. در این مقاله در پاسخ به سوال از چالش های اصلی صنعت پتروشیمی و با استفاده از روش ترکیبی (توصیفی- کمی) ابتدا با مطالعات کتابخانه ای و مصاحبه با نخبگان، چالش های بسیاری مورد شناسایی قرار گرفت و با روش دلفی پرسش نامه ای طراحی و پایایی آن با نرم افزار SPSS بررسی شد. آن گاه با روش دلفی و دلفی فازی، طی دو مرحله تا رسیدن به سطح اجماع 70 درصدی چالش های مهم شناسایی و رتبه بندی گردید و با روش SWARA رتبه بندی کلی صورت گرفت. در نهایت 35 چالش مهم رتبه بندی و دسته بندی گردید. نتیجه مقاله، آشکارشدن مهم ترین چالش های صنعت پتروشیمی به ویژه چالش های بازرگانی، و ارائه راهکارها و پیشنهاداتی با اتکا بر نظرات نخبگان جهت سیاست گذاری است که نزدیک شدن صنعت به سطح استاندارد را ممکن می سازد.
Investigating the Effect of FinTech Implementation Components in the Banking Industry of Iran(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
FinTech is the solution that strengthens the way of financial communication and if we apply this technology, it will provide us with new methods of performing smarter, more agile and wider financial services. The purpose of this study is to investigate and analyze the factors affecting the implementation of FinTech in Iran's banking industry using structural equation modeling to provide comprehensive solutions of removing barriers and development of this industry in the Iranian banking industry by fully understanding the current situation. The present article is of descriptive-analytical type and data collection has been done through library studies and questionnaires. The statistical sample of the study was 12147 personnel working in Iran's banks in 1400. Due to the size of the population, Cochran’s method and random sampling method were used to determine the sample size. To analyze and classify the extracted data, a questionnaire and a test of the main hypothesis and sub-hypotheses and structural equation modeling were used using smart PLS statistical software. The obtained results confirm the main hypothesis and the sub-hypotheses of the research. The results indicated that in the banking sector, there is a need for legalization and harmonization with upstream laws, as well as the need for infrastructure and tools that are very important in adopting strategies to implement FinTech in Iran's banking industry, in order to make transparency, reduce costs, provide high-speed services, and move towards a smart economy.
Effects of Favoritism on Employees’ Intention to Leave in Governmental Organizations with the Mediating Roles of Burnout and Alienation(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Trying to retain the employees as the main capital of an organization seems highly substantial for the survival of any organizations. There are several influential factors to retain them and prevent them from leaving. One of these factors is favoritism in the organizations. The study examines the effects of favoritism on employee’s intention to leave in government organization with the mediating roles of burnout and alienation. Having reviewed the literature and in light of “Adams' Equity Theory”, the data was collected using a standard questionnaire from a total sample of 379 employees. The data was then analyzed using the Structural Equation Modeling (SEM) technique using AMOS software. The results of this study revealed that favoritism, which was investigated with two variables namely nepotism and cronyism, would have a positive and significant effect on the staff leave. Furthermore, the mediating role of burnout and alienation for the impact of nepotism and cronyism on employee leave was confirmed. This study serves as a reference for favoritism management in Iranian government organization. The study provides several theoretical as well as practical implications.
Presenting a model of tax non-compliance in Iran based on the network analysis Process(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
In the field of corporate tax behavior, corporate governance mechanisms are effective for shaping and monitoring the behavior of managers. The board, which is responsible for allocating resources, improving performance and increasing shareholder wealth, plays a central role in choosing a tax management strategy. Hence, companies with different governance structures may adopt different types of tax management. Therefore, it can be argued that corporate governance mechanisms can affect corporate tax activities. In order to achieve the weight of the identified criteria, the network analysis process method was used. The purpose of this method was to structure the decision-making process, according to a scenario affected by multiple independent factors. In this method, there can be a relationship between all levels, while in the method of hierarchical analysis process, this relationship could only be from high levels to low levels. The method of the network analysis process, such as the hierarchical analysis process, calculates the inconsistency of all judgments by the conformity rate, and the calculated inconsistency rate must be less than 10%. The compatibility coefficient of the final matrix shows the validity of the questionnaire. In order to analyze the data, Super Decision 1.6.0 software developed by Thomas L. Saati, the inventor of this method, as well as MS Excel 2019 software were used. There is considerable evidence that increasing tax requirements can increase tax compliance, but typically some types of tax offenses are used as a tool to control the phenomenon of tax default.
An Optimization Model for Designing a Supply Chain Network with a Value-Based Management Approach(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Traditional approaches applied in supply chain management consider only the physical logistic operations and ignore the financial aspects of the chain. In this study, a mathematical model has been developed to address the supply chain network design problem with a value-based management approach. This model integrates both operations and financial aspects to maximize the value created and measured by shareholder value analysis (SVA) as an objective function. The results attributed to the developed model and the basic model are compared. The results indicate that creating more value for the company and its shareholders is achievable with appropriate financial decisions. To validate and show the applicability of the proposed model, it was solved by GAMS software with data provided by literature. Finally, sensitivity analyses on financial parameters were performed to evaluate the results. The results clearly reveal the improvement of using the new approach and convince managers to take advantage of the proposed approach.
بررسی تأثیر ابعاد مدیریت جهادی با رویکرد معیارهای اسلامی بر اثربخشی سازمان (مطالعه موردی شرکت پخش فرآورده های نفتی کرمان)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف بررسی تأثیر ابعاد مدیریت جهادی مبتنی بر معیارهای اسلامی بر اثربخشی سازمان مطالعه موردی شرکت پخش فرآورده های نفتی کرمان انجام گردید. جامعه آماری تحقیق حاضردر دو گروه که گروه اول شامل 20 نفر خبرگان آشنا با مدل جهادی منابع انسانی و اثربخشی سازمان با تعداد نامشخص باانتخاب گزینشی که در این تحقیق در بخش تدوین و طراحی مدل از نظرآنها استفاده شده و گروه دوم کلیه کارکنان شاغل در شرکت پخش فرآورده های نفتی کرمان که با فرمول کوکران 380 نفر به عنوان نمونه انتخاب شدند. داده ها با پرسش نامه مدل جهادی منابع انسانی مبتنی بر معیارهای اسلامی، اثربخشی سازمان جمع آوری و آنالیز داده ها با آزمون های آماری توصیفی و استنباطی نظیر آزمون های t تک متغیره، کولموگروف اسمیرنوف، و تحلیل عاملی اکتشافی و تأییدی و نرم افزارهای SPSS، MINITAB و LISREL انجام شد. ابعاد و مؤلفه های جهادی منابع انسانی مبتنی بر معیارهای اسلامی بر اثربخشی سازمان در شرکت پخش فرآورده های نفتی کرمان تأثیر معنی داری دارند. مؤلفه های مدیریت جهادی، اخلاق جهادی، معنویت سازمانی، فرهنگ جهادی، تعهد جهادی، عملکرد جهادی بر اثربخشی سازمان در شرکت پخش فرآورده های نفتی کرمان تأثیر معنی داری دارند. میزان تأثیر ابعاد و مؤلفه های جهادی منابع انسانی مبتنی بر معیارهای اسلامی بر اثربخشی سازمان برابر 88/0 محاسبه شده است که نشان وجود تأثیر است. آماره t آزمون نیز 73/8 به دست آمده است که بزرگ تر از مقدار بحرانی t در سطح خطای 5 درصد یعنی 96/1 بوده و نشان می دهد تأثیر مشاهده شده معنادار است. بنابراین می توان گفت ابعاد و مؤلفه های جهادی منابع انسانی مبتنی بر معیارهای اسلامی بر اثربخشی سازمان در شرکت پخش فرآورده های نفتی کرمان تأثیر معنی داری دارند.
بررسی مؤلفه های تأثیرگذار بر رقابت پذیری شرکت های منتخب دانش بنیان در انقلاب صنعتی چهارم(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های مدیریت منابع سازمانی سال ۱۳ پاییز ۱۴۰۲ شماره ۳
160-141
حوزههای تخصصی:
این مطالعه به بررسی مؤلفه های تأثیرگذار بر الگویی که برای رقابت پذیری شرکت های منتخب دانش بنیان در انقلاب صنعتی چهارم ارائه شده است، می پردازد. 23 مؤلفه شناسایی و در شش عامل شرایط علّی، زمینه ای، مداخله گر، پدیده محوری، راهبردها، اقدام ها و پیامدها دسته بندی شد. با استفاده از این مؤلفه ها، پرسشنامه ای برای تعیین وضعیت موجود شرکت های منتخب دانش بنیان ایران طراحی و تعداد 127 پرسشنامه تکمیل شده قابل استناد از 197 شرکت دانش بنیان تولیدی نوع یک در حوزه برق و الکترونیک، لیزر و فوتونیک در سطح کشور جمع آوری شد تا وضعیت کنونی مؤلفه های مدل بررسی شود. داده ها با نرم افزار SPSS و PLS تحلیل شد. در تحلیل انجام شده مقدار ضرایب بارهای عاملی مؤلفه ها از 4/0 بیشتر است که نشان از مناسب بودن این مدل دارد. آلفای کرونباخ و پایایی ترکیبی نیز بیشتر از 7/0 است که نشان از پایایی مناسب مدل است. روایی سازه، روایی همگرا و روایی واگرا نیز نتیجه مطلوبی داشت. نتایج نشان داد که تمام مؤلفه ها در مدل ارائه شده برای رقابت پذیری شرکت های منتخب دانش بنیان در انقلاب صنعتی چهارم نقش داشته و وضعیت کنونی تمام عوامل به جز عامل علّی که در وضعیت متوسط قرار دارد، در وضعیت مطلوب می باشند.
راهبردهای بهره گیری از فناوری نانو در ارتش جمهوری اسلامی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های راهبردی ارتش سال ۲ بهار ۱۴۰۲ شماره ۳
155 - 182
حوزههای تخصصی:
فناوری نانو که به معنی ساخت مواد، قطعات و سامانه های مفید با کنترل آنها در مقیاس طولی نانومتر ( 9 - 10متر) و بهره گیری از خصوصیات و پدیده های جدید حاصله در آن مقیاس می باشد، بعنوان یک فناوری نوظهور که قابلیت تحول در کلیه فناوری های موجود جهان تا 15 سال آتی را دارا می باشد، هم اکنون مورد توجه تمام سازمان ها و بخصوص سازمان های نظامی جهان است تا ضمن بهره گیری از فرصت های این فناوری (نظیر: کاهش وزن، حجم و اندازه تجهیزات به همراه افزایش استحکام و کارایی، حفاظت و دفاع و آشکارسازی در برابر عوامل شیمیایی و بیولوژیکی، حفاظت و دفاع و آشکارسازی در برابر عوامل شیمیایی و بیولوژیکی، کسب برتری اطلاعاتی و هوشمندسازی، افزایش قدرت و انرژی بیشتر و ارتقاء عملکرد سربازان و جنگاوران آینده) تهدیدات بهره گیری سایر رقبا از آن را نیز شناخته و دچار غافل گیری نشود، در چنین محیطی داشتن راهبردهایی برای بهره گیری از فناوری نانو در ارتش جمهوری اسلامی ایران یکی از نیازهای اساسی و در سطح راهبردیِ مدیریت فناوری ارتش جمهوری اسلامی ایران می باشد. در این تحقیق که به روش توصیفی و با استفاده از جلسات خبرگی انجام گرفت ضمن بررسی محیط داخل و خارج ارتش جمهوری اسلامی ایران و اسناد بالادستی مرتبط با فناوری نانو در ارتش جمهوری اسلامی ایران نهایتاً 22 راهبرد تدوین و با اولویت بندی این راهبردها توسط خبرگان، 5 راهبرد با اولویت بالاتر تعیین و جهت بهره گیری از فناوری نانو در ارتش جمهوری اسلامی ایران ارائه گردیده است.
ارائه مدل پارادایمیک بازاریابی محتوایی کسب وکارهای الکترونیکی (مورد مطالعه: کارآفرینان خبره حوزه بازاریابی محتوایی دیجیتالی)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
آموزش و مدیریت کارآفرینی دوره ۲ پاییز ۱۴۰۲ شماره ۳
74 - 55
حوزههای تخصصی:
با توجه به رشد فناوری کسب وکارها، باید به تولید محتوای ارزش مند برای مشتریان توجه شود. تجربه برندهای معتبر در بازاریابی محتوای کسب وکارها نشان دهنده رویکرد مهم و رو به رشد برای تقویت آگاهی مصرف کننده، تعامل و خلق ارزش بیشتر برای مشتریان در زمینه بازاریابی محتوایی است، لذا هدف پژوهش حاضر ارائه مدل پارادایمی بازاریابی محتوایی کسب وکارهای الکترونیکی مبتنی بر دیدگاه کارآفرینان بود. در این راستا، برای گردآوری داده ها از روش نظریه بنیانی استفاده شد. جامعه مورد مطالعه، کلیه کارآفرینان با سابقه کسب وکارهای الکترونیکی را شامل گردید. مشارکت کنندگان با استفاده از روش نمونه گیری هدفمند از نوع گلوله برفی انتخاب شدند که از طریق مصاحبه با 15 نفر اشباع داده ها حاصل گردید. داده ها با استفاده از روش کدگذاری سه مرحله ای و با نرم افزار مکس کیودا تجزیه و تحلیل شدند. بر اساس مدل پارادایمیک، عناصر آن شامل بررسی وضعیت فعلی کسب وکار، تولید محتوا، توزیع محتوا، سنجش موفقیت بازاریابی محتوایی، استفاده از تکنیک های تولید و توزیع محتوا، استفاده از بینش روانشناسی در بازاریابی محتوا، موفقیت کسب وکار و نفوذ در مشتریان بود. به طورکلی به کارگیری تکنیک های نوین تولید و توزیع محتوا همراه با بینش روان شناسی می تواند بازاریابی محتوایی کسب وکارهای الکترونیکی را بهبود بخشد. لذا توسعه مهارت های کاربران در زمینه های تولید و توزیع محتوا با تأکید بر بهبود بینش روانشناسی آنان در بازاریابی محتوایی پیشنهاد می گردد.