فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۳۰٬۸۴۱ تا ۳۰٬۸۶۰ مورد از کل ۵۸٬۸۵۴ مورد.
حوزههای تخصصی:
انتخاب تامین کننده و تعیین میزان بهینه سفارش یکی از اجزای مهم تولید و مدیریت لجستیک برای بسیاری از شرکت ها می باشد. به همین منظور پس از انتخاب تامین کننده مناسب می بایست میزان سفارش بهینه هر یک از تامین کنندگان را با توجه به اهداف و تنگناها و محدودیت هایی که مورد نظر تصمیم گیرندگان است را بدست آورد. یکی از روش های کارا در این راستا که می تواند با هدفگذاری های مختلف جواب بهینه ارائه دهد، مدلهای برنامه ریزی چندهدفه می باشد. پس مس توان بیان کرد که هدف از این پژوهش طراحی یک مدل چندهدفه کارا بمنظور تعیین میزان سفارش مطلوب موجودی وتخصیص به هر یک از تامین کنندگان می باشد. در نهایت نیز مدل با استفاده از روش فرابتکاری چند هدفه الگوریتم ژنتیک مرتب ساز ی نامغلوب (NAGA-II) حل شده و به منظور اعتبار سنجی مدل، مدل با استفاده از روش الگوریتم فراابتکاری بهینه سازی انبوه ذرات (PSO) نیز حل شده و نتایج با روش اول مقایسه می گردد.
اثر عدم تقارن اطلاعاتی بر عملکرد در گروه های تجاری(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
عدم تقارن اطلاعاتی سبب شکل گیری جریان ناکارای اطلاعاتی می شود. این جریان ناکارای اطلاعاتی می تواند بر عملکرد شرکت ها اثر گذار باشد. یکی از مزیت های اصلی گروه تجاری، کاهش سطح عدم تقارن اطلاعاتی است. هدف پژوهش حاضر، بررسی اثر عدم تقارن اطلاعاتی بر عملکرد در گروه های تجاری می باشد. برای آزمون فرضیه های پژوهش 1395 سال شرکت پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران در طی دوره مالی 10 ساله 1382 تا 1391 بررسی شده است. نتایج این مطالعه نشان داد که بین عدم تقارن اطلاعاتی و نرخ بازده دارایی ها (عملکرد شرکت) رابطه منفی و معنادار وجود دارد. همچنین، نتایج این تحقیق نشان داد که شرکت های عضو گروه های تجاری در مقایسه با شرکت های مستقل نرخ بازده دارایی بیشتری دارند. همچنین شرکت های عضو گروه های تجاری متنوع در مقایسه با شرکت های وابسته به سایر گروه های تجاری (غیر متنوع) نرخ بازده بالاتری دارند. سایر یافته ها نشان داد که سطح عدم تقارن اطلاعاتی در شرکت های وابسته به گروه های تجاری ازشرکت های مستقل کمتر است. شواهد نشان می دهد که میزان عدم تقارن اطلاعاتی در شرکت های وابسته به گروه های تجاری متنوع از شرکت های وابسته به سایر گروه های تجاری(غیر متنوع) پایین تر است.
رتبه بندی شرکت های بیمه براساس نسبت ها و متغیرهای مالی با استفاده از روش های تصمیم گیری چندشاخصه (MADM)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
تعیین وضعیت مالی شرکت های بیمه و گزارش آن به مراجع ناظر و سایر ذی نفعان صنعت بیمه، امری ضروری است. به دلیل ساختار صنعت بیمه در ایران استفاده از مدل های تعیین ناتوانی مالی امکان پذیر نمی باشد، بنابراین از روش رتبه بندی استفاده شده که یکی از مرسوم ترین روش های ارزیابی توانگری مالی شرکت های بیمه است. هدف اصلی این پژوهش شناسایی مهم ترین نسبت ها و متغیرهای مالی اثرگذار بر تعیین وضعیت مالی شرکت های بیمه ایرانی، اولویت بندی این نسبت ها و متغیرها و درنهایت رتبه بندی شرکت های بیمه براساس این نسبت ها و متغیرهاست. بنابراین نسبت ها و متغیرهای مالی اثرگذار بر وضعیت مالی شرکت های بیمه بااستفاده از بررسی جامع ادبیات موضوع، استخراج شده و توسط کارشناسان صنعت بیمه ارتباطشان با وضعیت مالی شرکت های بیمه بررسی شده است و سپس، ۱۹ شرکت بیمه با استفاده از این نسبت ها و متغیرها و به وسیله روش های SAW ,AHP، TOPSIS و VIKOR برای سه سال متوالی رتبه بندی شده اند. در نتیجه شرکت بیمه (ر) در رتبه اول و شرکت بیمه (الف) در رتبه دوم قرار گرفته است.
کاربست نظریه رفتار برنامه ریزی شده در قصد سرمایه گذاری در بورس اوراق بهادار تهران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
ترغیب هر چه بیشتر مردم به سرمایه گذاری در بورس با روش ها و مشوق های مختلف از اهداف سیاست گذاران بوده است. شناخت درست عوامل مؤثر بر قصد مردم برای ورود به این بازار می تواند زمینه ساز تصمیم گیری درست و تسهیل کننده ورود افراد باشد. در این مطالعه بر مبنای نظریه رفتار برنامه ریزی شده تلاش شد تا عوامل مؤثر بر قصد رفتاری سرمایه گذاری در بورس اوراق بهادار شناسایی شود. در الگوی پژوهش حاضر، رفتار برنامه ریزی شده به روش پیمایشی بر مبنای داده های حاصل از 169 پرسشنامه از شهروندان تهرانی آزمون شد. نتایج رگرسیون چندگانه نشان داد که هنجارهای ذهنی بر قصد رفتاری سرمایه گذاری در بورس اوراق بهادار اثری ندارد؛ امّا کنترل درک شده رفتاری و نگرش شناختی و عاطفی، همگی بر قصد رفتاری سرمایه گذاری در بورس اوراق بهادار اثر مثبت دارند.
بررسی رابطه بین رهبری اخلاقی و سازمان یادگیرنده(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف اصلی این پژوهش نشان دادن تاثیر رهبری اخلاقی در سازمان یادگیرنده است. در واقع سوال اصلی این است که آیا رهبری اخلاقی می تواند در یادگیرنده بودن یک سازمان نقش ایفا کند؟ و اگر می تواند میزان آن چه قدر است؟ به این منظور و برای پاسخ به این سوال، به بررسی ابعاد سازمان یادگیرنده بر اساس مدل پیتر سنگه پرداخته شد. هچنین ابعاد و مؤلفه های رهبری اخلاقی با تلفیق نظریات مختلف و برگرفته از باستانی ترین اندیشه های رهبری اخلاقی ایران زمین تبیین شد. ابزار جمع آوری اطلاعات، پرسشنامه ای شامل 47 سوال است که 26 پرسش اول مربوط به ابعاد سازمان یادگیرنده و 21 پرسش نهایی مربوط به رهبری اخلاقی است. حجم جامعه آماری 340 نفر بوده و 210 پرسش نامه توزیع و تعداد 180 پرسش نامه جمع آوری شد. برای اطمینان از کفایت نمونه گیری و مناسب بودن تحلیل عاملی از آزمون های شاخص KMO و بارتلت استفاده شد که تعداد نمونه کافی و تحلیل عاملی برای شناسایی ساختار مناسب شناخته شد. جهت تائید مدل و اطمینان یافتن از اینکه متغیرها هریک جزء عوامل اصلی قرار می گیرند از آزمون تحلیل عاملی استفاده شد. فرضیات تحقیق با استفاده آزمون همبستگی اسپیرمن، همگی مورد تائید قرار گرفتند. به عبارتی دیگر رابطه معنادار و مثبتی بین تمامی ابعاد سازمان یادگیرنده و رهبری اخلاقی رابطه وجود دارد که در این بین بیشترین ارتباط بین مدل ذهنی و رهبری اخلاقی و کمترین ارتباط بین رهبری اخلاقی با آرمان مشترک می باشد
رابطه رهبری خدمتگزار با اعتماد سازمانی و توانمندسازی کارکنان (مطالعه موردی در شرکت گاز استان مازندران)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این تحقیق با هدف بررسی رابطه رهبری خدمتگزار با اعتماد سازمانی و توانمندسازی کارکنان در شرکت گاز استان مازندران انجام شده است. جامعه آماری در این تحقیق، کارکنان شرکت گاز استان مازندران به تعداد 459 نفر بوده و نمونه آماری شامل 329 نفر از کارکنان این شرکت می باشد. ابزار گردآوری داده ها از طریق پرسشنامه محقق ساخته بوده و پایایی این ابزار از طریق آلفای کرونباخ برابر 0/97 به دست آمده است. در تحلیل استنباطی به منظور بررسی فرضیه های پژوهش از آزمون همبستگی پیرسون، و به منظور بررسی تفاوت ادراک مدیران و کارکنان از آزمون t مستقل، و در ادامه به منظور تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از نرم افزار لیزرل به تحلیل مسیر متغیرهای پژوهش و ارائه مدل معادلات ساختاری پرداخته شده است. نتایج به دست آمده از تجزیه و تحلیل اطلاعات نشان داد که در شرکت گاز استان مازندران رابطه مثبت و معنی داری بین رهبری خدمتگزار با اعتماد سازمانی و توانمندسازی کارکنان وجود دارد، و همچنین تفاوت معناداری بین ادراک کارکنان و مدیران از رهبری خدمتگزار در این شرکت مشاهده نشده است.
شایستگی های مدیریتی بر اساس نظریه داده بنیاد (مطالعه موردی: شرکت گاز استان اصفهان)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش، تدوین نظریه شایستگی مدیریتی با استفاده از نظریه داده بنیاد بود. برای دستیابی به این هدف، با 15 نفر از مدیران سطوح مختلف شرکت گاز استان اصفهان که به روش هدفمند (با حداکثر اختلاف) انتخاب شده بودند، مصاحبه ای نیمه ساختاریافته انجام گرفت. علاوه بر این، ماهنامه ندای گاز، سایت ملی گاز و سایت های گاز 30 استان و شرح شغل مدیران ارشد شرکت گاز اصفهان به صورت هدفمند (نمونه گیری نظری) انتخاب و مورد مطالعه قرار گرفت. سپس بر اساس روش نظریه داده بنیاد، در مرحله رمزگذاری باز، مفاهیم شناسایی و به 8 مقوله اصلی و 78 مقوله فرعی تقسیم بندی شدند. سپس در مرحله رمزگذاری محوری، با استفاده از شرایط علّی، مقوله اصلی، راهبردهای کنش و کنش متقابل، زمینه، شرایط مداخله گر، موانع و پیامدهای شایستگی های مدیریتی، این مقوله ها در قالب پارادایم، تعیین شد. در رمزگذاری انتخابی نیز سیر داستان ترسیم و قضیه ها تدوین گردید. در پایان نیز برازش نظریه مورد تأیید قرار گرفت.
بررسی تطبیقی میزان افشای اختیاری در شرکت های مشمول اصل ۴۴ و پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران قبل و بعد از واگذاری(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
بررسی های حسابداری و حسابرسی سال ۲۲ زمستان ۱۳۹۴ شماره ۴
501 - 520
حوزههای تخصصی:
پژوهش پیش رو به بررسی این موضوع می پردازد که تفاوت بین سطح افشای اختیاری قبل و بعد از واگذاری شرکتها، تنها از واگذارشدن آنها به بخش خصوصی ناشی می شود یا تغییراتی که بعد از واگذاری در ساختار مالکیت، نظام راهبری شرکتها و قوانین سازمان بورس به وجود میآید، این تفاوت را ایجاد میکند. برای این منظور از میان شرکتهای واگذار شده بین سال های 1381 تا 1388، 30 شرکت انتخاب شد و به کمک 96 گزارش سالانه هیئت مدیره به مجمع این شرکتها، نمره های افشای اختیاری آنها در سال های قبل و بعد از واگذاری محاسبه و بررسی شد. نتایج گویای آن بود که چهار متغیر نسبت مالکیت شخصی، نسبت مالکیت دولتی، نسبت اعضای غیرموظف هیئت مدیره و ساختار هدایتی یگانه، تأثیر معناداری بر سطح افشای اختیاری می گذارد، اما واگذاری شرکتها به بخش خصوصی، اثر چهار متغیر نام برده بر سطح افشای اختیاری را تشدید نمی کند.
شناسایی و اولویت بندی بازارهای هدف صنعت گردشگری ایران با استفاده از رویکرد تصمیم گیری چندشاخصه ترکیبی در یک محیط فازی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مدیریت بازرگانی دوره ۷ تابستان ۱۳۹۴ شماره ۲
381 - 406
حوزههای تخصصی:
از آنجا که امروزه صنعت گردشگری، اهمیت بسیار زیادی در توسعه نظام اقتصادی جوامع دارد و کشورها در جذب گردشگران بین المللی به رقابت می پردازند، پرداختن به بازاریابی و به ویژه موضوع انتخاب بازار هدف، از جمله مسائل مهم هر مقصد گردشگری به شمار می رود. هدف این پژوهش، شناسایی مهم ترین عوامل تأثیرگذار بر بازارهای هدف صنعت گردشگری ایران و اولویت بندی بازارهای هدف است. این پژوهش، نوعی رویکرد تصمیم گیری فازی ترکیبی شامل فرایند تحلیل سلسله مراتبی فازی (FAHP) و روش شباهت به گزینه ایده آل فازی (FTOPSIS) را برای اولویت بندی بازارهای هدف به کار می گیرد و از متخصصان حوزه گردشگردی به منظور شناسایی و مقایسه عوامل تأثیرگذار بر انتخاب بازار هدف، بهره می برد. یافته ها نشان می دهد روش تحلیل توسعه ای به کار رفته در FAHP ممکن است به تصمیم های اشتباهی منجر شود. از این رو در این پژوهش از روش وانگ و چن به منظور محاسبه وزن شاخص ها در FAHP فازی استفاده شد. نتایج نشان داد تصویر ذهنی، روابط سیاسی و میزان خرجکرد گردشگران، مهم ترین عوامل مؤثر در انتخاب بازار هدف است. بر این اساس کشور چین از بین بازارهای هدف در رتبه اول و هلند در رتبه آخر قرار گرفت.
از انگیزه های گردشگران اروپایی تا انتخاب مقصد سفر (مورد مطالعه: ایران)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مدیریت بازرگانی دوره ۷ زمستان ۱۳۹۴ شماره ۴
921 - 940
حوزههای تخصصی:
با توجه به ارتباط انگیزه های گردشگری با انتخاب مقصد سفر، کسب دانش در زمینه پیش بینی الگوهای آتی رفتار سفر گردشگران نقش حیاتی دارد. هدف این پژوهش تحلیل عوامل انگیزشی مؤثر بر تصمیم گیری گردشگران اروپایی در انتخاب ایران به عنوان مقصد سفر است. با تحلیل عاملی نظرهای 404 گردشگر اروپایی، چهار دسته عامل کششی شامل جذابیت امنیت و آسودگی خاطر، جذابیت بازاریابی، جذابیت جست وجوی تنوع و جذابیت فرهنگ و تاریخ مقصد شناسایی شدند. برای گردشگران اروپایی کسب دانش و یادگیری تاریخ و میراث فرهنگی عامل انگیزشی مهمی است، اما آنها در پی وجود امنیت در مقصد و همچنین برمبنای تبلیغات دهان به دهان به سفر به ایران ترغیب می شوند. حضور فعال در فضای مجازی، ارائه اطلاعات مرتبط با گردشگری ایران و تلاش برای ارائه تصویر واقعی از کشور، موجب جذب تعداد بیشتری از گردشگران اروپایی می شود. به این منظور، باید به سه جنبه اصلی مقاصد گردشگری شامل بهبود روابط سیاسی با سایر کشورها، حفاظت از منابع فرهنگی و طبیعی و ارائه خدمات و تسهیلات گردشگری توجه شود.
ارزیابی مالیات عملکرد شرکت ها و تحلیل روندهای مالیاتی با استفاده از الگوریتم های داده کاوی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تحقیقات مالی دوره ۱۷ پاییز و زمستان ۱۳۹۴ شماره ۲
219 - 238
حوزههای تخصصی:
همواره فاصله قابل توجهی میان مالیات ابرازی شرکت ها و مالیات تشخیصی آن ها وجود دارد که منجر به عدم رعایت عدالت میان مؤدیان شده است. یکی از علت های دشواربودن رعایت عدالت، شناسایی مؤدیان بر مبنای رفتار مالیاتی و برخورد مناسب با آ ن هاست. هدف اصلی پژوهش حاضر طراحی سیستم پیش بینی و تحلیل رفتار مالیاتی شرکت هاست. این سیستم کمک می کند تا با بهره گیری از متغیرهای کلیدی ارزیابی عملکرد مالیاتی، رفتار مالیاتی شرکت ها شناسایی و تحلیل شود. این سیستم برای سازمان امور مالیاتی کشور به منظور ارزیابی ریسک مالیاتی شرکت ها طراحی شده است و بر مبنای آن، ریسک مالیاتی شرکت ها به سه گروه پرریسک، با ریسک مالیاتی متوسط و کم ریسک تقسیم بندی شده است. همچنین، به کمک الگوریتم های خوشه بندی و طبقه بندی، خوشه های مالیاتی مشتریان شناسایی و درخت تصمیمی با دقت 80% طراحی شد که رفتار مالیاتی هر یک از خوشه ها را بررسی و تحلیل می کند و با اضافه شدن شرکت های جدید به فهرست شرکت های مالیات دهنده، رفتار مالیاتی آن ها را نیز پیش بینی می نماید.
تأثیر جریان وجه نقد آزاد و سطح انباشت وجه نقد برانعطاف پذیری مالی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این پژوهش باهدف بررسیتأثیر جریان وجه نقد آزاد و سطح انباشت وجه نقد بر انعطاف پذیری در شرکت هایپذیرفته شده بورس اوراق بهادار تهران صورت گرفت.جامعه آماری تحقیق شامل کلیه شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران از سال 1387 تا سال 1392بود که از این میان با استفاده از مدنظر قرار دادن معیارهای مشخص، تعداد 50 شرکت حائز شرایط شناخته و به عنوان جامعه غربالگری شدهدر نظر گرفته شد.روش جمع آوریداده هابراساس بانک های اطلاعاتی سازمان بورس اوراق بهادار تهران، سایت اینترنتی این سازمان و نرم افزارهای سهام مانند نرم افزارره آورد نوین بود که جهت جمع آوری داده های موردنیاز برای آزمون فرضیه هااستفاده گردید.در ادامه برای آزمون فرضیه ها از آزمون چاو و هاسمن، مدل رگرسیونی و آزمون تیاستفاده شده است. روش آماری مورداستفاده در این تحقیق روش داده های تابلویی استکه به کمکنرم افزارهای 7Eviewsو 21 Spssانجام پذیرفت. درنهایت یافته های تحقیق وجود تأثیرجریان وجه نقد آزاد و سطح انباشت وجه نقد بر انعطاف پذیری مالیرا مورد تائید قرارداد همچنین مشخص گردید جریان وجه نقد آزاد و سطح انباشت وجه نقد در شرکت های دارایانعطاف پذیری مالی، نسبت به شرکت هایی که انعطاف پذیری مالی ندارند تفاوت مثبت و معنی داری دارد.
کاربرد روش همبستگی متعارف برای بررسی رابطه بین هوش عاطفی با رفتارمدنی سازمانی و تعهد سازمانی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مدیریت دولتی دوره ۷ تابستان ۱۳۹۴ شماره ۲
211 - 228
حوزههای تخصصی:
یکی از مهم ترین خصیصه های هر سازمانی در عصر حاضر، بهره مندی از نیروی انسانی متعهد و با هوش عاطفی زیاد است؛ نیروهایی که به مشارکت در تغییرات موفق سازمان علاقه دارند و می خواهند همان رفتارهای شهروندی سازمانی و تعهد سازمانی را از خود بروز دهند. هدف این پژوهش، بررسی تأثیر هوش عاطفی بر رفتار شهروندی سازمانی و تعهد سازمانی است. جامعه آماری پژوهش حاضر را معلمان مقطع راهنمایی شهرستان شاهین دژ در آذربایجان غربی شکل داده اند. حجم نمونه آماری با استفاده از جدول مورگان به روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای 298 نفر انتخاب شد. ابزار گردآوری داده، پرسشنامه های تعهد سازمانی (مودای، استیرز و پورتر، 1979)، رفتار شهروندی سازمانی (اورگان، 1997) و هوش عاطفی (مایر، سالوی و کاروس، 1999) بوده است. نتایج تحلیل همبستگی متعارف با 99 درصد اطمینان، از رابطه قوی بین هوش عاطفی با رفتار شهروندی سازمانی و تعهد سازمانی حکایت می کند. نتایج رگرسیون چندگانه نشان داد از میان ابعاد هوش عاطفی (خودآگاهی، خودکنترلی و بعد انگیزشی)، پیش بینی کننده های خوبی برای رفتار شهروندی سازمانی و تعهد سازمانی هستند.
تأملی بر التزام شغلی در پرتو سرمایه روان شناختی با در نظرداشتن اثر میانجی تحلیل رفتگی شغلی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مدیریت دولتی دوره ۷ زمستان ۱۳۹۴ شماره ۴
765 - 782
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر ارائه راهکارهای کاربردی به منظور کاهش تحلیل رفتگی شغلی پرستاران، براساس سرمایه روان شناختی و التزام شغلی است. پژوهش حاضر از نظر هدف کاربردی به شمار می رود و از نظر چگونگی گردآوری داده ها، توصیفی و از نوع همبستگی است و به طور مشخص مبتنی بر مدل معادلات ساختاری (SEM) اجرا می شود. در این پژوهش ابتدا مدل نظری و فرضیه ها بین متغیرها توسعه داده شد. سپس با کمک مدل معادلات ساختاری، فرضیه های پژوهش بررسی شدند. جامعه آماری پژوهش تمام پرستاران یکی از بیمارستان های دولتی شهر تهران (263 نفر) است. حجم نمونه بر اساس جدول مورگان و با بهره مندی از روش نمونه گیری تصادفی ساده 160 نفر به دست آمد. داده ها از طریق پرسشنامه جمع آوری شدند. نتایج این پژوهش نشان داد، بین سرمایه روان شناختی و ابعاد آن (خودکارآمدی، امید، انعطاف پذیری و خوش بینی) با تحلیل رفتگی شغلی رابطه منفی و معنادار و با التزام شغلی رابطه مثبت و معنادار وجود دارد. همچنین رابطه منفی و معناداری بین تحلیل رفتگی شغلی و التزام شغلی مشاهده شد. تأثیر میانجیگری تحلیل رفتگی شغلی در تأثیر سرمایه روان شناختی بر التزام شغلی پرستاران نیز به تأیید رسید.
اثر هویت سازی برند بر اقدام های ضدبرند با میانجی گری عشق به برند و حسادت به برند(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مدیریت بازرگانی دوره ۷ پاییز ۱۳۹۴ شماره ۳
543 - 562
حوزههای تخصصی:
هدف تحقیق حاضر بررسی اثر هویت سازی برند بر اقدام های ضدبرند از جانب مشتری با میانجی گری عشق به برند و حسادت به برند است. تحقیق حاضر از نظر هدف کاربردی و از نظر روش گردآوری، توصیفی- پیمایشی است. جامعه آماری تمام مشتریان برند پوشاک بنتون در شهر شیراز است که از این تعداد با روش نمونه گیری غیرتصادفی و با استفاده از فرمول نمونه گیری کوکران برای جامعه نامعلوم، 384 نفر انتخاب شدند. روایی پرسشنامه به روش محتوایی و تحلیل عاملی- تأییدی و پایایی آن به روش کرونباخ (85 درصد) تأیید شد. یافته ها نشان داد هویت سازی برند بر عشق به برند و حسادت به برند مؤثر است و عشق به برند می تواند بر حسادت به برند اثر بگذارد. نکته دیگر آنکه عشق به برند برخلاف حسادت به برند نتوانست بر اقدام های ضدبرند از جانب مشتری مؤثر باشد. در تحلیل نقش میانجی گری متغیرها نیز یافته ها نشان داد متغیر عشق به برند توانسته است رابطه میان هویت سازی برند و حسادت مشتری به برند را به صورت ناقص میانجی گری کند.
یکپارچه سازی سیستم های اطلاعات بین سازمانی: ارائه مدلی برای شناخت دامنه مسئله یکپارچه سازی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مدیریت فناوری اطلاعات دوره ۷ پاییز ۱۳۹۴ شماره ۳
675 - 696
حوزههای تخصصی:
هدف این مقاله ارائه مدلی مفهومی برای تبیین یکپارچه سازی سیستم های اطلاعات است. در این مقاله با گذر از مفهوم یکپارچه سازی سیستم های اطلاعات درون سازمانی، بر موضوع یکپارچه سازی بین سازمانی تأکید شده است. مسئله این است که یکپارچه سازی سیستم های اطلاعات چیست و سازمان ها در این حوزه با چه نوع مسائلی روبه رو می شوند؟ روش به کاررفته، روشی چهارمرحله ای است که بر مبنای تفکر سیستمی و نظریه های مطرح در این قلمرو طی می شود. از آنجا که تأکید مقاله بر سیستم های اطلاعات بین سازمانی است، ابتدا مدل مفهومی گسترش یافته قلمرو انفورماتیک سازمانی بین دو سازمان، ترسیم می شود. سپس این مدل در شبکه ای از سازمان ها گسترش می یابد. این مدل کاربردهای متعددی دارد؛ برای نمونه با استفاده از این مدل می توان فهرستی از موضوعات و مسائل فنی و مدیریتی مهم و لازم برای اجرای موفق پروژه های یکپارچه سازی تهیه کرد که بی توجهی به آنها موجب شکست برنامه های یادشده و پروژه های پرهزینه می شود. علاو بر این، با تجمیع گزاره های شناختی مستخرج از این مدل، می توان به نظریه ای مقدماتی درباره یکپارچه سازی سیستم های اطلاعات دست یافت.
حاکمیت شرکتی و تجدید ارائه صورت های مالی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های حسابداری مالی و حسابرسی سال هفتم بهار ۱۳۹۴ شماره ۲۵
103 - 126
حوزههای تخصصی:
با توجه به اینکه نظام حاکمیت شرکتی به عنوان یک مکانیزم مهم در بازداری از ارائه اطلاعات غلط مالی مورد توجه می باشد، بررسی ارتباط حاکمیت شرکتی با تجدید ارائه صورت های مالی ضرورت می یابد. هدف تحقیق، تبیین این مسئله است که آیا برخی ویژگی های حاکمیت شرکتی مانند استقلال هیئت مدیره، دوگانگی وظیفه مدیرعامل، مالکیت مدیریت، مالکیت سهامداران عمده بیرونی و کیفیت حسابرسی با وقوع تجدید ارائه صورت های مالی مرتبط است یا خیر، و این ارتباط چگونه می باشد. نمونه این تحقیق را 40 شرکت (98 سال- شرکت) تشکیل می دهد. این نمونه شامل یک گروه از شرکت های با تجدید ارائه صورت های مالی و یک گروه کنترل از شرکت های بدون تجدید ارائه صورت های مالی است که به روش مطابقت جفتی بر اساس اندازه و صنعت مشابه انتخاب شده اند. به منظور تجزیه و تحلیل داده ها، رگرسیون لجستیک مورد استفاده قرار گرفته است. نتایج نشان می دهد تنها میان کیفیت حسابرسی و تجدید ارائه صورت های مالی در سطح اطمینان 95 درصد رابطه مثبت معناداری وجود دارد.
Abstract
With regard to the corporate governance system as an important mechanism in dissuasion of financial information misstatement and restatement, it necessitates examining the relationship between the corporate governance and the financial restatement. The purpose of this paper, is to articulate this problem that whether characteristics corporate governance have any relationship with occurrence of restatement or not, and how is this relationship. The sample of study convenes 40 firms (98 firm-years). This sample includes a group of companies with restatement of financial statements and a control group of companies without restatement of financial statements that have been selected to match-pair procedures based on similar size and industry. In order to analyze the data, logistic regression is used. The finding shows that just there is significant relationship between Audit quality and financial restatement at the 95% confidence level.
بررسی تأثیر پایداری سود بر ارتباط ارزشی اطلاعات حسابداری(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
بررسی های حسابداری و حسابرسی سال ۲۲ بهار ۱۳۹۴ شماره ۱
41 - 58
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر به بررسی رابطه پایداری سود و ارتباط ارزشی اطلاعات حسابداری می پردازد. برای دستیابی به این هدف، داده های 76 شرکت پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران، برای سال های 1385 تا 1392 جمع آوری شد و به کمک تحلیل ضرایب رگرسیون به آزمون فرضیه های پژوهش پرداخته شد. نتایج بیانگر رابطه مستقیم و معنادار بین پایداری سود و ارتباط ارزشی اطلاعات است. به بیان دیگر با افزایش تکرارپذیری سود حسابداری، ارتباط ارزشی اطلاعات حسابداری افزایش می یابد. به طور کلی ناپایداری سود سبب کاهش ارتباط ارزشی سود خواهد شد؛ زیرا سهامداران نمی توانند بر سود اتکا کنند. از سوی دیگر، افزایش پایداری سود سبب افزایش توان پیش بینی کنندگی سهامداران می شود، بنابراین می تواند به افزایش ارتباط ارزشی اطلاعات منجر شود. از یافته های دیگر پژوهش، اینکه تغییرات سود هر سهم با بازده عادی رابطه مثبت و معناداری برقرار می کند.
تجزیه وتحلیل رابطه ریسک درماندگی مالی و بازده سهام(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
بررسی های حسابداری و حسابرسی سال ۲۲ تابستان ۱۳۹۴ شماره ۲
243 - 262
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر، بررسی رابطه سیستماتیک یا غیرسیستماتیک بازده سهام و ریسک درماندگی مالی شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران با استفاده از معیار احتمال نکول بلک شولز و مرتون، طی دوره زمانی 1380 تا 1391 است. این پژوهش مباحث درماندگی مالی را با نظریه قیمت گذاری دارایی سرمایه ای ترکیب می کند و به آزمون پدیده درماندگی مالی از دیدگاه بازار سرمایه می پردازد. این پژوهش نشان داد تحولات اخیر در بازار سهام، مستلزم بازنگری در نظریه سنتی پرتفوی است. در این پژوهش اطلاعات ماهانه به کمک روش چندک بندی تجزیه وتحلیل شد. نتایج نشان داد در بورس اوراق بهادار تهران، بازده سهام شرکت های درمانده به وضوح کمتر از بازده شرکت های سالم است؛ بنابراین سرمایه گذاران برای سرمایه گذاری در سهام شرکت های درمانده پاداش دریافت نمی کنند. همچنین مشخص شد به لحاظ آماری، اندازه و B/M به ریسک درماندگی ارتباطی ندارد، اما اثر نوسان های غیرسیستماتیک را می توان در ریسک درماندگی مالی مشاهده کرد.
تبیین نقش فناوری اطلاعات در توانمندسازی کارکنان از طریق فرهنگ سازمانی (مورد مطالعه: سازمان تأمین اجتماعی استان بوشهر)(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
مدیریت فرهنگی سال ۹ تابستان ۱۳۹۴ شماره ۲۸
126 - 139
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر، بررسی نقش فناوری اطلاعات در توانمندسازی کارکنان از طریق فرهنگ سازمانی است. این تحقیق از نظر هدف کاربردی و از نظر روش گردآوری داده ها از نوع پیمایشی بوده و مبتنی بر مدل سازی معادلات ساختاری است. جامعه آماری پژوهش، کارکنان سازمان تأمین اجتماعی استان بوشهر می باشد که حدود 350 نفر و حجم نمونه 196 نفر بوده است. ابزار گردآوری داده ها، پرسشنامه فرهنگ سازمانی «دنیسون»، فناوری اطلاعات «محمودی» و توانمندسازی کارکنان «توماس و ولتهوس» در مقیاس پنج درجه ای لیکرت بوده است. روایی هر سه پرسشنامه از نظر صوری، محتوایی و سازه مورد بررسی قرار گرفته و پایایی آنها نیز با اجرای آزمایشی و محاسبه ضریب آلفای کرونباخ، به ترتیب برابر با 86/0، 75/0 و 81/0 بدست آمده است. داده های گردآوری شده با استفاده از نرم افزارهای آماری SPSS و LISREL مورد تحلیل قرار گرفته اند. نتایج پژوهش نشان داد که رابطه علی قوی بین فناوری اطلاعات و توانمندسازی کارکنان و نیز میان فناوری اطلاعات و فرهنگ سازمانی وجود دارد. همچنین، یافته های تحقیق نشان داد که فرهنگ سازمانی در مجموع می تواند به افزایش رابطه بین فناوری اطلاعات و توانمندسازی کارکنان منجر شود؛ ولی اثر مستقیم فناوری اطلاعات بر توانمندسازی بیشتر از اثر غیرمستقیم آن از طریق فرهنگ سازمانی است.