فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲۹٬۷۴۱ تا ۲۹٬۷۶۰ مورد از کل ۵۸٬۸۵۴ مورد.
حوزههای تخصصی:
پیش بینی شاخص قیمت بازار سهام به علت تاثیرپذیری آن از بسیاری عوامل اقتصادی و غیراقتصادی همواره امری مهم و چالش برانگیز بوده، به طوری که انتخاب بهترین و کارآمدترین مدل به منظور پیش بینی آن امری دشوار می باشد. از طرفی سری های زمانی دنیای واقعی، برای مثال سری زمانی شاخص قیمت سهام، به ندرت دارای ساختاری کاملاً خطی و یا غیرخطی است. مدل های هموارسازی نمایی، میانگین متحرک خودرگرسیون انباشته (آریما) و شبکه عصبی خودرگرسیون غیرخطی می تواند برای پیش بینی بر اساس سری های زمانی استفاده گردد. در این پژوهش به منظور استفاده از مزیت های هریک از این مدل ها و کاهش خطای پیش بینی، روشی هیبریدی با استفاده از ترکیب خطی نتایج پیش بینی این مدل ها آزمون شده است. وزن های بکاررفته به منظور ترکیب نتایج با استفاده از الگوریتم ژنتیک و همچنین بکارگیری وزن های مساوی تعیین گردیده است. پس از مشخص شدن قابلیت پیش بینی پذیری سری زمانی مورد مطالعه (با استفاده از آزمون نسبت واریانس)، روش ترکیبی مذکور بر روی مقادیر ماهیانه شاخص قیمت بورس اوراق بهادار تهران بکارگرفته شد. نتایج بدست آمده نشان دهنده کاهش خطای پیش بینی های صورت گرفته توسط مدل هیبریدی (در حالت استفاده از وزن های مساوی) نسبت به مد ل های تشکیل دهنده آن است.
Effect of Oil Price Volatility and Petroleum Bloomberg Index on Stock Market Returns of Tehran Stock Exchange Using EGARCH Model(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
The present research aims to evaluate impacts of crude oil price return index, Bloomberg Petroleum Index and Bloomberg energy index on stock market returns of 121 companies listed in Tehran stock exchange in a 10 years' period from early 2006 to April 2016. First, explanatory variables were aligned with petroleum products index mostly due to application of dollar data. Subsequently, to check variables stationary, Dickey-Fuller generalized test was considered and ARCH test was adopted to check for Heteroscedasticity in error terms and residual values. Finally, EGARCH was used to address model heteroscedasticity. The results showed that variations of Petroleum Bloomberg index, crude oil price and Bloomberg energy index could explain changes in Tehran stock exchange index returns. Any rise in oil prices increases total Stock Exchange returns. On the other hand, Stock Exchange index returns is aligned with Petroleum Bloomberg index.at the same time changes in Tehran stock exchange index returns was reversely correlated with changes in energy index return among others.
پیامد های تاثیر جامعه برند مبتنی بر رسانه ی اجتماعی بر اعتماد و وفاداری به برند(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
: با توجه به گرایش جوانان به استفاده از شبکه های اجتماعی، می توان از این شبکه ها برای ارتباطات نزدیک تر با مشتریان بالقوه و بالفعل استفاده کرد. هدف این پژوهش، بررسی تاثیر جوامع برند مبتنی بر رسانه های اجتماعی، براعتماد و وفاداری برند با استفاده از متغیرهای آگاهی به اشتراک گذاشته شده (شاخصه اصلی جوامع برند) و فعالیت های خلق ارزش در جوامع آنلاین برند می باشد.مطالعه ی پیش رو، پژوهشی توصیفی-پیمایشی است. برای آزمون فرضیه های پژوهش، 406 پرسشنامه توزیع و برای تست فرضیه هااز نرم افزارهای آماری اس پی اس اس و ایموس استفاده گردیده است.نتایج نشان می دهد کهاستفاده از جوامع برند مبتنی بر رسانه های اجتماعی، سبب ارتقای آگاهیِ به اشتراک گذاشته شده، که یکی از عناصر اصلی جوامع برندی می باشد، در بین اعضا می گردد؛ و می توان از این آگاهیِ به اشتراک گذاشته شده، درایجاد فعالیت های خلق ارزش جامعه ی برند آنلاین شامل شبکه سازی اجتماعی، مدیریت تاثیر گذاری، تعامل جامعه، و استفاده از برند، استفاده کرد.هرچندتاثیر فعالیت های خلق ارزش در بستر جوامع آنلاین برند، بر اعتماد به برند مورد تایید قرار نگرفت؛ اماتاثیر اعتماد به برند، بر وفاداری به برند تایید شد.
بررسی کاربست روایات نقصان عقل در موضوع مدیریت زنان
حوزههای تخصصی:
آیا ورود به مدیریت های کلان برای زنان جایز است یا خیر؟ برخی فقهاء ورود زنان را به سطوح کلان مدیریتی جایز ندانسته و منکر ولایت زنان هستند یکی از دلایل آنها ، روایات نقصان عقل زنان است آیا این روایات ظرفیت کاربست برای منع زنان از پذیرش مدیریت های کلان را دارد یا خیر؟آیا با استناد به این روایات می توان شایستگی زنان را برای مدیریت های کلان زیر سوال برد؟ بابهره گیری از روش اجتهاد مشخص می شود که این روایات تماماً مشکل سندی دارند و به لحاظ دلالی نیز حامل دیدگاه های متعددی در باره نقصان هستند, برخی دلالت روایت را محدود به زنان خاصی دانسته، و برخی نیز پدیده نقصان را مربوط به شرایط خاص اجتماعی زمان صدور حدیث می دانند برخی مراد از عقل را عقل نظری و برخی نیز عقل عملی می دانند و برخی عقل تجربی را متعلق نقصان گرفته و برخی متعلق نقصان را عقل ذاتی در اداره شئون خانوادگی و اجتماعی گرفته اند، عده ای متعلق نقصان را تعقل دانسته و برخی در معنای روایات توقف کرده و برخی نیز روایات را جدلی دانسته اند و ... باید از نگاه تک بعدی به این موضوع پرهیز کرد و روایات نقصان را در دایره وسیع تر و پازل بزرگتری به صورت نظام مند مورد توجه قرار داد و با توجه به روایات منع اطاعت از زنان,
تحلیل مبانی انسان شناسی پارادایم های جامعه شناختی سازمان و مدیریت از منظر اندیشه های علامه طباطبایی(ره)
حوزههای تخصصی:
این مقاله در صدد تحلیل مبانی انسان شناختی پارادایم های جامعه شناختی سازمان و مدیریت براساس نظریات علامه طباطبایی(ره) و نقش آن در راستای شکل گیری پارادایم مدیریت اسلامی است. داده های این تحقیق با روش کتابخانه ای جمع آوری و با روش تحلیل مضمون بررسی شده اند. پس از ارائه گزاره های انسان شناسانه پارادایم های جامعه شناختی براساس تقسیم بندی بوریل و مورگان، گزاره های استنباط شده از اندیشه های علامه طباطبایی(ره) پیرامون انسان، در قالب دو زاویه تحلیلی "وجودی" و "ماهوی": ارائه شده است. در انتها، گزاره های استنباط شده از اندیشه های علامه طباطبایی(ره) در چهار دسته با گزاره های انسان شناختی پارادایم های جامعه شناختی سازمان و مدیریت نسبت سنجی شده که عبارتنداز:1- گزاره های تأسیسی بدیع 2- گزاره های تأییدکننده 3- گزاره های تأسیسی متضاد4- گزاره های تکمیل کننده. در انتها مبانی انسان شناسی پارادایم های چهارگانه از منظر انسان شناسی حاصل از بررسی های انجام شده از منظر علامه طباطبایی(ره) مورد تحلیل قرار گرفته است. یافته های این پژوهش نشان می دهد که از منظر انسان شناسی علامه طباطبایی(ره) نگاه پارادایم های جامعه شناختی سازمان و مدیریت اولا از زاویه تحلیل ماهوی بوده و ثانیا از ساحت طبیعت مادی انسان فراتر نرفته است. در نتیجه زاویه تحلیل وجودی و نیز بعد اول و سوم از زاویه تحلیل ماهوی انسان، دارای قابلیت ممتازی برای شکل گیری پارادایم مدیریت اسلامی می باشند.
تأثیر قابلیت بازاریابی، نوآوری و یادگیری بر عملکرد سازمان «مطالعه موردی:پتروشیمی تبریز»(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
دستیابی به عملکرد بالاتر هدفی است که سازمانها برای رسیدن به آن به اقدامات مختلفی روی می آورند. قابلیّتها نقش مهمی در ایجاد مزیت رقابتی برای سازمانها ایفا می کنند و از جمله این قابلیّتها می توان به بازاریابی، نوآوری و یادگیری اشاره کرد. در حالی که اغلب مطالعات در مورد تأثیر این قابلیّتها بر عملکرد، اغلب به صورت مجزا صورت گرفته است، در این پژوهش سعی بر ارائه مدلی یکپارچه شده است تا تأ ثیر هر سه قابلیت به صورت متحد و مکمل همدیگر بر عملکرد سازمان سنجیده شود. بدین منظور و برای سنجش تأثیر قابلیت بازاریابی، نوآوری و یادگیری بر عملکرد شرکت پتروشیمی تبریز تعداد 265 پرسش نامه بین کارکنان رسمی با مدرک کارشناسی و بالاتر توزیع شد که از این تعداد 255 پرسشنامه برای تحلیل مناسب تشخیص داده شد. در این پژوهش از نرم افزارSPSS و LISREL برای تجزیه و تحلیل داده استفاده گردید. نتایج تحقیق نشان می دهدکه رابطه معناداری بین قابلیّت بازاریابی و عملکرد سازمان وجود دارد، همچنین بین قابلیّت نوآوری و عملکرد سازمان و ونیز قابلیّت یادگیری و عملکرد سازمانی رابطه معناداری موجود است. بین قابلیّتهای بازاریابی و نوآوری و یادگیری به عنوان قابلیّتهای مکمل هم و عملکرد سازمانی نیز رابطه رابطه معناداری دیده می شود.
بررسی تاثیر عادات خلاقیت فردی بر کیفیت ارائه خدمات و ارائه پیشنهاد به منظور ارتقاء (مطالعه موردی: کارکنان بانک تجارت استان لرستان )
حوزههای تخصصی:
بانک ها به منظور ارتقای کمیت و کیفیت ارائه خدمات، افزایش رقابت، کارآیی و کاهش هزینه ها به وجود کارکنان و مدیران خلاق و نوآور نیازمندند. در این راستا، پژوهش حاضر با هدف تعیین تاثیر عادات خلاقیت فردی بر کیفیت ارائه خدمات و ارائه پیشنهاد به منظور ارتقاء آن صورت گرفته است. این مطالعه توصیفی – تحلیلی در سال ۹۰-۱۳۸۹ انجام شد. حجم نمونه بر آورده شده ۱۱۵ نفر از ۲۰۰ نفربوده که از روش تصادفی ساده استفاده شده است.گرد آوری داده ها با استفاده از پرسشنامه استاندارد صورت گرفته است امتیازدهی پرسشنامه به صورت لیکرت ۵گزینه ای بود روایی پرسشنامه از طریق، نظرات اساتید و متخصصان و پایایی آن نیز با انجام پیش آزمون؛ پس آزمون در ۲٠ نفر از افراد جامعه پژوهش انجام و با ضریب همبستگی ۷۵/۸۵ درصد برای متغیر عادات خلاقیت و ۶۸/۹۱ درصد برای کیفیت ارائه خدمات تایید شد. داده ها با بهره گیری از نرم افزار SPSS 18 با استفاده از روش رگرسیون چند متغیره نتایج آن در سطح ۹۵/۰ به دست آمد. بر اساس یافته ها، فرضیه های هفت گانه تحقیق، در نتیجه تاثیر انواع عادات خلاقیت بر کیفیت ارائه خدمات مورد تایید قرار گرفت. ضریب همبستگی چند متغیره، ۴۷۰/۰ به دست آمد. ضریب رگرسیون با سطح معنی داری(۰۰۰/۰α) برابر ۴۷۰/۰ R= محاسبه شد. ضریب همبستگی تعدیل شده برای مدل برابر با ۱۷۰/۰است و می توان گفت که ۴۷۰/۰ از تغیرات متغیر معیار را می توان به وسیله رابطه خطی آن با متغیر مستقل پیش بینی تعیین کرد. تمام مولفه های متغیر مستقل تاثیر مثبت و معنا داری بر متغیر وابسته دارند و بیشترین تاثیر را مولفه «تفکر جانبی » بر متغیر وابسته یعنی «کیفیت ارائه خدمات » را دارا شد.
تاثیر وابستگی های سازمانی بر رفتار مصرف کننده در بانک مسکن در شهر اصفهان
حوزههای تخصصی:
هدف از این تحقیق، بررسی و تحلیل تاثیر وابستگی های سازمان بر رفتار مصرف کننده می باشد. این تحقیق از نظر هدف، کاربردی است و از نظر نحوه اجرا پیمایشی با رویکرد همبستگی است. جامعه آماری پژوهش حاضر کلیه مشتریان شعب بانک مسکن در شهر اصفهان می باشد که به دلیل نامحدود بودن جامعه آماری، ۳۸۴ نفر از طریق نمونه گیری تصادفی ساده انتخاب شدند. ابزار گردآوری اطلاعات، پرسش نامه استاندارد با ۳۰سوال بسته که روایی آن با استفاده از تحلیل عاملی تأئیدی و پایایی آن از طریق شاخص آلفای کرونباخ معادل ۸۷% به دست آمد که شامل مشخصات فردی و سوا ل های تخصصی ویژه بررسی فرضیه های تحقیق می باشد. اطلاعات جمع آوری شده بوسیله نرم افزار SPSS و Smart PLS از طریق آزمون های آماری در دو سطح توصیفی و استنباطی مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. نتایج این تحقیق نشان داد که فرضیه هفتم (رضایت مصرف کننده بر وفاداری مصرف کننده) با ضریب مسیر ۵۹۰/۰ دارای بیشترین تاثیر است و فرضیه پنجم(شناخت مصرف کننده بر رضایت مصرف کننده) با ضرایب مسیر ۲۱۹/۰ دارای کمترین تاثیر می باشند.
بررسی نقش واسطه ای بازاریابی پایدار و بازارگرایی در تأثیر بازاریابی درونی بر عملکرد (مطالعه موردی: شعب بانک ملت شهر مشهد)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مدیریت بازرگانی دوره ۸ پاییز ۱۳۹۵ شماره ۳
659 - 680
حوزههای تخصصی:
هدف از تحقیق حاضر، بررسی نقش و ساز و کار تأثیرگذاری بازاریابی درونی بر عملکرد از طریق متغیر میانجی بازاریابی پایدار و بازارگرایی است. بدین منظور نمونه ای 310 نفری از 900 نفر از کارکنان شعب بانک ملت شهر مشهد انتخاب شدند و پرسشنامه محقق ساخته ای برای سنجش بازاریابی درونی (با 15 گویه)، بازاریابی پایدار (با سه گویه)، بازارگرایی (با 30 گویه) و عملکرد (با 10 گویه) که اعتبار و روایی آن احراز شده بود، در اختیار آزمودنی ها قرار گرفت و آنان نیز به تکمیل این پرسشنامه ها اقدام کردند. تجزیه و تحلیل به کمک روش مدل سازی معادلات ساختاری (SEM) و نرم افزار Amos صورت پدیرفت. نتایج به دست آمده نشان داد معادلات ساختاری به کار گرفته شده، مدل نظری قوی ای برای پیش بینی عملکرد سازمان از طریق بازاریابی درونی، بازاریابی پایدار و بازارگرایی است. در این تحقیق تأثیر معنادار بازاریابی درونی بر عملکرد تأیید شد. همچنین اثر میانجی بازاریابی پایدار و بازارگرایی در رابطه بین بازاریابی درونی و عملکرد نیز به تأیید رسید.
تأثیر اعتقادات مذهبی مشتریان بر اعتماد و ارزش ویژه نام تجاری در شرکت نان قدس رضوی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مدیریت بازرگانی دوره ۸ زمستان ۱۳۹۵ شماره ۴
771 - 794
حوزههای تخصصی:
امروزه، بسیاری از سازمان ها به این باور رسیده اند که نام و نشان تجاری یکی از باارزش ترین دارایی های آنهاست. ازجمله مهم ترین مشخصه های هر نام تجاری، قابلیت اعتماد و ارزش ویژه نام تجاری است. عوامل مختلفی بر اعتماد و ارزش ویژه نام تجاری تأثیر می گذارند که از بین آنها می توان به اعتقادات مذهبی اشاره کرد. پژوهش حاضر، تأثیر اعتقادات مذهبی مشتریان بر اعتماد و ارزش ویژه نام تجاری در شرکت نان قدس رضوی را بررسی می کند. این تحقیق از نظر هدف کاربردی است و به لحاظ روش اجرا تحقیق پیمایشی محسوب می شود. جامعه آماری تحقیق مشتریان محصولات شرکت قدس رضوی شهر مشهد به تعداد اعضای نمونه 384 نفر بودند که با روش نمونه گیری تصادفی ساده انتخاب شدند. به منظور جمع آوری داده ها از ابزار پرسشنامه استفاده شد. تجزیه و تحلیل داده ها به روش الگوی معادلات ساختاری در نرم افزار لیزرل انجام گرفت. طبق یافته های این تحقیق، متغیر مستقل اعتقادات مذهبی مشتریان تأثیر مثبت و معناداری بر متغیر وابسته ارزش نام تجاری شرکت که حاصل برآیند متغیرهای اعتماد و ارزش ویژه نام تجاری است می گذارد
بازدهی مقطعی سهام، ریسک نقدشوندگی و بیقاعدگیهای بازار مالی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تحقیقات مالی دوره ۱۸ بهار ۱۳۹۵ شماره ۱
185 - 200
حوزههای تخصصی:
دستیابی به مدلی بهینه برای قیمت گذاری دارایی های سرمایه ای همواره موضوعی محوری در مطالعات حوزه مالی به شمار آمده است. در پژوهش حاضر، مدل سه عاملی فاما و فرنچ به علاوه معیار ریسک نقدشوندگی بازار پاستور و استامبا (2003) را بررسی می کنیم. برخلاف عمده مطالعات گذشته، در این مدل بتای سهم متغیر و عاملی از اندازه و نسبت ارزش دفتری به ارزش بازار است. به منظور بررسی مدل مذکور، بازدهی تعدیل شده با ریسک، با استفاده از مدل مزبور محاسبه می شود و رابطه آن با بی قاعدگی های بازار مالی آزمون می شود. بی قاعدگی های بررسی شده در این پژوهش عبارت اند از: اندازه شرکت، نسبت ارزش دفتری به ارزش بازار، نسبت گردش سهام و بازدهی های گذشته. داده های مورد استفاده به صورت ماهانه و برخی نیز به طور روزانه برای سال های 1380 تا 1393 از شرکت های نمونه بورس اوراق بهادار تهران جمع آوری شده است. نتایج تحقیق مبین جذب اثر تمام بی قاعدگی های بررسی شده توسط مدل مذکور در دوره مورد بررسی است.
تأثیر توانایی مدیریتی بر کارایی سرمایه گذاری
حوزههای تخصصی:
کارایی سرمایه گذاری به صورت مفهومی، به معنی پذیرش پروژه هایی با ارزش فعلی خالص مثبت است و منظور از ناکارایی سرمایه گذاری، گذر از این فرصت های سرمایه گذاری (سرمایه گذاری کمتر از حد) و یا انتخاب پروژه هایی با خالص ارزش فعلی منفی (سرمایه گذاری بیش از حد) است. یکی از پدیده های که بر کارایی یا عدم کارایی سرمایه گذاری تأثیر ویژه ای دارد، توانایی مدیریتی است. توانایی مدیریتی دارای دو جنبه مثبت و منفی است. بر اساس جنبه مثبت آن و براساس دیدگاهی تحت عنوان دیدگاه قراردادهای کارا انتظار می رود که هر چقدر مدیران از توانایی بیش تری برخوردار باشند بهتر می توانند بازده و ریسک پروژه های سرمایه گذاری را برآورد نمایند. علاوه بر این چنین مدیرانی پیش بینی که از درآمد و هزینه این پروژه ها داشته دقیق تر می باشد. بطور کلی در چنین دیدگاهی پروژه های انتخابی آنها کارا تر می باشد و از طرف دیگر بر اساس دیدگاه منفعت طلبی، مدیران توانا تاکید زیادی بر جایگاه خود داشته و در نتیجه ممکن است پروژه های را انتخاب نمایند که در وهله اول منافع آنها را تامین نماید. بنابراین ممکن است پروژه های سرمایه گذاری را انتخاب کنند که از کارایی لازم برخوردار نباشد..
طراحی مدل شایستگی چندبُعدی مدیران و کارکنان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این مقاله با هدف توسعة مدل شایستگی سازمان تنظیم مقررات و ارتباطات رادیویی تدوین شده است. برای این منظور به شیوه ای ترکیبی، شایستگی های اولیه از منابع مختلف جمع آوری شده و با اخذ نظرات و مبتنی بر روش کمی نمونه گیری از کارشناسان و مدیران سازمان در قالب پرسشنامه اولویت بندی گردیده اند و سپس بر اساس روش کیفی مبتنی بر بررسی مستندات سازمان و انجام مصاحبه عمیق خبرگی با مدیران تکمیل شده است. مبتنی بر این فرآیند، چارچوب شایستگی سازمان مشتمل بر 40 گروه شایستگی مختلف است که در چهار لایة: شایستگی های پایه، شایستگی های مدیریتی، شایستگی های عمومی و شایستگی های تخصصی سازمان تدوین شده است.
ارزیابی بلوغ هوشمندی کسب وکار با یک مدل ترکیبی جدید
حوزههای تخصصی:
هوشمندی کسب وکار، مفهومی است که امروزه به علت رشد چشم گیر اطلاعات و پیچیدگی در صنایع و کسب وکارهای گوناگون، اهمیت وافری یافته است. در این پژوهش پس از مطالعه ادبیات موضوع در ارتباط با مفهوم هوشمندی کسب وکار، مدل ها و تکنیک های موجود برای ارزیابی بلوغ هوشمندی کسب وکار را مورد بررسی قرار دادیم. این مطالعه بر اساس هدف، مطالعه ای توصیفی و برای جمع آوری داده ترکیبی از روش کتابخانه ای و مصاحبه های عمیق با خبرگان حوزه هوشمندی کسب وکار، استفاده شده است. در این پژوهش، هوشمندی کسب وکار را به عنوان "" توانایی فرد یا مجموعه ای از افراد در حل مسائل کسب وکار و پیشبرد اهداف کسب وکار ""تعریف می کنیم. بررسی ما در این زمینه، نشان داد که هیچ کدام از مدل های موجود جهت ارزیابی بلوغ هوشمندی در کسب وکار، تمامی استانداردهای لازم یک مدل ارزیابی هوشمندی کسب وکار را ندارند. این استانداردها عبارت اند از؛ جامع بودن، وضوح کافی و برخورداری از شالوده نظری. ما در این پژوهش علاوه بر کاستی های فوق، عدم تعریف وزن ابعاد هوشمندی کسب وکار در رشد آن را، به عنوان یکی دیگر از ضعف های مدل های پیشین، مطرح کرده و سعی نمودیم اهمیت نسبی ابعاد هوشمندی کسب وکار را تبیین کنیم. نتیجه این مطالعه را می توان تبیین مفهوم هوشمندی کسب وکار و ارائه مدلی جامع برای ارزیابی بلوغ هوشمندی کسب وکار دانست که در واقع ترکیب مناسبی از مدل های موجود فعلی است.
Investigation of Effects of Corporate Reporting Quality, Timeliness and Quantity for Disclosure and Reliability of Financial Reports on Stock Price Delay(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
This paper aims to investigate the effect of firm reporting quality, timeliness andquantity for disclosure and reliability of financial reports on the reaction of stockprice delay. Statistical population includes 111 active firms in Tehran stock exchangeduring 2010-2014 using Cochrane method with the confidence level of95%. Totally, they were 555 firms-years. In this paper, linear and nonlinear regressiontests have been used to investigate the research hypotheses, analyze thedata and examine the hypotheses using Eviews software. Results indicated that thescore of disclosure quality, timeliness and reliability affected the stock price delay;also, the mentioned effects were confirmed in the firms with high risk of lackof funds.
بررسی میزان آمادگی الکترونیکی سازمان های دولتی برای استقرار موفق سیستم مدیریت منابع انسانی الکترونیکی در کشور یمن(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
رشد و توسعه روزافزون دانش بشری و ظهور مباحثی چون مجازی سازی، ارتباط بهنگام و بی سیم باعث شده است تا سازمان ها بیش ازپیش موجودیت خود را دچار تغییر و تحول ببیند. این عوامل باعث شده است تا دنیا به شبکه ای از تعاملات الکترونیکی تبدیل شود و به دنبال آن بسیاری از رویکردهای مدیریت منابع، تغییر ماهیت دهد و در این میان موضوع مدیریت منابع انسانی الکترونیک، توجه بسیاری از پژوهشگران را به خود جلب کند. مدیریت منابع انسانی الکترونیک یک روش مدیریتی مبتنی بر فناوری اطلاعات و ارتباطات است. این نوآوری قابلیت کاهش هزینه ها و بهبود خدمات، هم برای مدیریت و هم برای کارکنان را دارد. برای تحقق این موارد، سازمان ها باید ابتدا مدیریت منابع انسانی الکترونیک را بپذیرند و به نحو مطلوبی اجرا کنند. در این پژوهش با بررسی مدل های مختلف و شناسایی شاخص های مختلف ارزیابی آمادگی الکترونیکی کشورها و سازمان ها، ابعاد و شاخص های متناسب با ارزیابی آمادگی الکترونیکی سازمان برای استقرار سیستم های مدیریت منابع انسانی الکترونیک شناسایی و استخراج شد.
سنجش فرآیندمحوری کسب وکار در صنعت بانکداری ایران (مورد مطالعه: بانک های تجاری – دولتی ایران)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در عصر اطلاعات یکی از مباحث فراروی مهندسی سازمانی، فرآیندمحوری کسب وکار است. شناخت مدیران عالی از فرایندهای سازمان و اندازه گیری سطح بلوغ فرآیندمحوری کسب وکار از مباحثی است که پژوهش های متعددی در چند سال اخیر به خود اختصاص داده است. در این پژوهش، ابتدا ضرایب اهمیت ابعاد و شاخص های فرآیندمحوری کسب وکار تعیین شده است. در مرحله بعد امتیاز میزان شاخص های فرایندمحوری در بانک های تجاری دولتی ایران محاسبه شد و با توجه به ضرایب اهمیت شاخص ها، میزان فرایندمحوری در بانک های تجاری دولتی ایران سنجیده شده است. نتایج پژوهش حاضر نشان می دهد که میزان فرایندمحوری در بانک های تجاری دولتی ایران کمتر از 50 درصد است. بیشترین میزان فرایندمحوری با 29 درصد به بعد «باورها و نگرش ها» و کمترین آنها به میزان 5/7 درصد به بعد «بهره وری» فرایند تعلق گرفته است.
بررسی تاثیر مدیریت تصویرسازی مثبت بر راهبردهای مدیریت تعارض(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف بررسی تأثیر مدیریت تصویرسازی مثبت و تاکتیک های سه گانه آن (تصویر سازی متمرکز بر سرپرست، تصویر سازی متمرکز بر شغل و تصویر سازی متمرکز بر خود) بر راهبرد های مدیریت تعارض بین کارکنان بیمارستان های شهر ایلام انجام گرفته است. برای نیل به این هدف، پس از مطالعه و بررسی یافته های پژوهش های پیشین در قالب مبانی نظری تحقیق، چارچوب مورد نظر ارائه شد. روش پژوهش حاضر به لحاظ هدف از نوع کاربردی و از نظر گردآوری داده ها در زمره تحقیقات توصیفی- پیمایشی محسوب می شود. جامعه آماری تحقیق شامل کارکنان شاغل در بیمارستانهای شهر ایلام به تعداد 1312 نفر است که با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی و جدول مورگان 300 نفر برآورد شد. ابزار گردآوری اطلاعات علاوه بر مطالعات کتابخانه ای، پرسشنامه است که روایی آن از طریق نظر خبرگان و روایی سازه تأیید شده است و پایایی آن از طریق روش آلفای کرونباخ با 92/0 تأیید شد. برای تحلیل ابعاد چارچوب مفهومی از روش تحلیل عاملی تأییدی، و همچنین برای بررسی آزمون فرضه ها از رویکرد مدل سازی معادلات ساختاری (SEM) استفاده شد. یافته های تحقیق نشان داد که مدیریت تصویرسازی متمرکز بر سرپرست، مدیریت تصویرسازی متمرکز بر شغل و مدیریت تصویرسازی متمرکز بر خود بر راهبرد های مدیریت تعارض، تأثیر معنی داری دارند.
بررسی نقش مستقیم محرکهای زنجیره تأمین و نقش تعدیلگری فرهنگ سازمانی در بهبود عملکرد زنجیره تأمین مطالعه موردی: شرکتهای تولیدی استان قزوین(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف تحقیق بررسی نقش محرکهای زنجیره تامین بر یکپارچگی زنجیره و عملکرد شرکتهای تولیدی استان
قزوین میباشد. در این تحقیق فرهنگ سازمانی به عنوان عامل تعدیلگر رابطه استفاده شده است. تحقیق شامل
1 فرضیه میباشد که دادهها با استفاده از پرسشنامه از نمونه 95 تایی از مدیران زنجیره تامین، بر اساس مدل
معادلات ساختاری و با تکنیک حداقل مربعات جزئی جمعآوری و مورد آزمون و تجزیه و تحلیل قرار گرفته
اند. یافتههای تحقیق حاکی از وجود تاثیر مثبت محرکهای داخلی و تاثیر منفی محرکهای خارجی بر
یکپارچگی زنجیره تامین میباشد. بررسی اثر تعدیلکنندگی فرهنگ سازمانی بر رابطه بین محرکها و
یکپارچگی نشان داد که فرهنگ سازمانی اثر تعدیلکنندگی در رابطه بین محرکهای خارجی و یکپارچگی
زنجیره دارد، اما بر رابطه میان محرکهای داخلی و یکپارچگی اثر تعدیلکنندگی ندارد. در نهایت یکپارچگی
زنجیره تاثیر مثبت و معناداری بر عملکرد مالی و عملیاتی سازمان دارد. نتایج حاصل از این تحقیق درک
صحیحی به مدیران زنجیره تامین ارائه میدهد و آنها را به شناسائی عوامل تاثیرگذار بر یکپارچگی و بهبود
عملکرد سازمان رهنمون مینماید.
تبیین تأثیر ویژگی های تغییر سازمانی بر تعهد عاطفی کارکنان نسبت به تغییر(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
همواره در بطن هر تغییر سازمانی، رگه هایی از مقاومت وجود دارد که سرعت انطباق کار کنان با تغییر را نشان می دهد. نقطه مقابل مقاومت کارکنان در برابر تغییر، میزان تعهد آنان به پذیرش تغییرات است. میزان تعهد کارکنان به همسویی با تغییرات و پذیرش آن، نقش تعیین کننده ای در توفیق تغییرات سازمانی و تحقق اهداف تغییر دارد. این پژوهش به مطالعه تأثیر ویژگی-های تغییر سازمانی بر تعهد عاطفی کارکنان نسبت به تغییر می پردازد. این پژوهش از نظر هدف کاربردی و از نظر ماهیت توصیفی و از نظر روش همبستگی و علّی است. جامعه آماری پژوهش را کارکنان گروه شرکت های درمان یاب تشکیل می دهند که از بین جامعه ۱۵۶ نفری، تعداد ۱۱۱ نفر به روش نمونه گیری تصادفی ساده به عنوان نمونه آماری انتخاب شده اند. داده ها به صورت میدانی و با استفاده از پرسشنامه جمع آوری شده اند و تجزیه وتحلیل داده ها با استفاده از نرم افزارهای آماری و با بهره گیری از آمار توصیفی و آمار استنباطی (آزمون همبستگی و مدلسازی معادلات ساختاری) انجام شده است. نتایج پژوهش حاکی از آن است که مشارکت در تغییر و منفعت حاصل از تغییر بر تعهد عاطفی کارکنان نسبت به تغییر به طور مثبت تأثیرگذار است، اما اندازه تغییر بر تعهد عاطفی کارکنان نسبت به تغییر تأثیر معناداری ندارد.